Al-Qasas القصص
We will restore him to you إنا رادوه إليك
The section and its links
Moussa facing Fir'awn, in three parts (26-28; their sequel is section VI)
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. طسٓمٓ (طا سین میم).
بِسْمِ اِ۬للَّهِ اِ۬لرَّحْمَٰنِ اِ۬لرَّحِيمِ طَسِٓمِّٓۖ
اینها نشانههای نوشتار روشن است.
تِلْكَ ءَايَٰتُ اُ۬لْكِتَٰبِ اِ۬لْمُبِينِۖ
ما بخشی از اطلاع دربارهٔ موسی و فرعون را به حقیقت بر تو برمیخوانیم، برای قومی که باور دارند.
نَتْلُواْ عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوس۪ىٰ وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٖ يُومِنُونَۖ
فرعون بر زمین برتری جست و مردم خود را به جناحها تقسیم کرد؛ گروهی از آنان را ناتوان میساخت، پسرانشان را سر میبرید و به شرم زنانشان دستدرازی میکرد،
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِے اِ۬لَارْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعاٗ يَسْتَضْعِفُ طَآئِفَةٗ مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَآءَهُمْ وَيَسْتَحْيِۦ نِسَآءَهُمُۥٓۖ
زیرا او از تباهیگران بود.
إِنَّهُۥ كَانَ مِنَ اَ۬لْمُفْسِدِينَۖ
و ما میخواستیم به کسانی که بر زمین ناتوان ساخته شده بودند لطف کنیم، آنان را راهنمایانی قرار دهیم، آنان را وارثان سازیم، آنان را بر زمین استوار بنشانیم، و به فرعون و هامان و لشکرهایشان، بهوسیلهٔ آنان، آنچه را از آن برحذر بودند بنمایانیم.
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى اَ۬لذِينَ اَ۟سْتُضْعِفُواْ فِے اِ۬لَارْضِ وَنَجْعَلَهُمُۥٓ أَئِمَّةٗ وَنَجْعَلَهُمُ اُ۬لْوَٰرِثِينَ وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِے اِ۬لَارْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَٰنَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُواْ يَحْذَرُونَۖ
و ما به مادر موسی به دل افکندیم: «او را پرستاری کن؛ و چون برای او بترسی، او را در موج بینداز، بیترس و بیاندوه،
وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰٓ أُمِّ مُوس۪ىٰٓ أَنَ اَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِے اِ۬لْيَمِّ وَلَا تَخَافِے وَلَا تَحْزَنِےٓۖ
زیرا او را به تو پس خواهیم داد و او را از فرستادگان خواهیم ساخت.»
إِنَّا رَآدُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ اَ۬لْمُرْسَلِينَۖ
خاندان فرعون او را برگرفت، تا سرانجام برای آنان دشمنی و مایهٔ اندوه شود،
فَالْتَقَطَهُۥٓ ءَالُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوّاٗ وَحَزَناًۖ
زیرا فرعون و هامان و لشکرهایشان خطاکار بودند.
اِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَٰنَ وَجُنُودَهُمَا كَانُواْ خَٰطِـِٕينَۖ
و زن فرعون گفت: «خنکی نگاهی برای من و برای تو؛ او را مکشید؛
وَقَالَتِ اِ۪مْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٖ لِّے وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُۖ
شاید به ما سود برساند، یا او را کودک خود بگیریم.» و حس نمیکردند.
عَس۪ىٰٓ أَنْ يَّنفَعَنَآ أَوْ نَتَّخِذَهُۥ وَلَداٗ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَۖ
و آگاهی مادر موسی تهی شد؛ نزدیک بود بیگمان او را آشکار کند، اگر بر هستهٔ او پیوند نبسته بودیم، تا از کسانی باشد که باور دارند.
وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوس۪ىٰ فَٰرِغاً اِن كَٰدَتْ لَتُبْدِے بِهِۦ لَوْلَآ أَن رَّبَطْنَا عَلَىٰ قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ اَ۬لْمُومِنِينَۖ
و به خواهرش گفت: «رد او را بگیر.» او را از دور آشکارا دید، بیآنکه حس کنند.
وَقَالَتْ لِأُخْتِهِۦ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِۦ عَن جُنُبٖ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَۖ
و ما پیشتر هر پرستاری دیگری را بر او ممنوع کرده بودیم؛ پس گفت: «آیا میخواهید خانوادهای را به شما نشان دهم که برای شما از او مراقبت خواهد کرد و برای او اندرزگوی نیکی خواهد بود؟»
۞ وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ اِ۬لْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلَ اَدُلُّكُمْ عَلَىٰٓ أَهْلِ بَيْتٖ يَكْفُلُونَهُۥ لَكُمْ وَهُمْ لَهُۥ نَٰصِحُونَۖ
چنین او را به مادرش پس دادیم، تا نگاهش خنک شود، اندوهگین نشود، و بداند که وعدهٔ خدا درست است —
فَرَدَدْنَٰهُ إِلَىٰٓ أُمِّهِۦ كَےْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اَ۬للَّهِ حَقّٞۖ
اما بیشتر آنان نمیدانند.
وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَۖ
چون به کمال بلوغ رسید و جا افتاد، به او داوری و دانش دادیم —
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُۥ وَاسْتَو۪ىٰٓ ءَاتَيْنَٰهُ حُكْماٗ وَعِلْماٗۖ
بدینسان نیکیکنندگان را بازپرداخت میکنیم.
وَكَذَٰلِكَ نَجْزِے اِ۬لْمُحْسِنِينَۖ
و در لحظهٔ بیتوجهی مردم خود به پایتخت درآمد، و در آن دو مرد را یافت که میجنگیدند: یکی از جبههٔ خود او، دیگری از دشمنانش.
وَدَخَلَ اَ۬لْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٖ مِّنَ اَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَٰنِ هَٰذَا مِن شِيعَتِهِۦ وَهَٰذَا مِنْ عَدُوِّهِۦۖ
آن که از جبههٔ او بود او را علیه آن که از دشمنانش بود به یاری خواند؛ موسی با مشت او را زد و کارش را تمام کرد.
فَاسْتَغَٰثَهُ اُ۬لذِے مِن شِيعَتِهِۦ عَلَى اَ۬لذِے مِنْ عَدُوِّهِۦ فَوَكَزَهُۥ مُوس۪ىٰ فَقَض۪ىٰ عَلَيْهِۖ
گفت: «این از کار منحرفکننده است؛
قَالَ هَٰذَا مِنْ عَمَلِ اِ۬لشَّيْطَٰنِۖ
او همانا دشمنی است، گمراهکنندهای آشکار.»
إِنَّهُۥ عَدُوّٞ مُّضِلّٞ مُّبِينٞۖ
گفت: «ای سرپرست من، من همانا بر خود ستم کردهام؛ مرا ببخشای.»
قَالَ رَبِّ إِنِّے ظَلَمْتُ نَفْسِے فَاغْفِرْ لِےۖ
او را بخشود،
فَغَفَرَ لَهُۥٓۖ
زیرا اوست بسیار بخشاینده، مهربان.
إِنَّهُۥ هُوَ اَ۬لْغَفُورُ اُ۬لرَّحِيمُۖ
گفت: «ای سرپرست من، به آن دهشی که به من ارزانی داشتی، دیگر هرگز پشتیبان کنارگذاشتهشدگان نخواهم بود.»
قَالَ رَبِّ بِمَآ أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنَ اَكُونَ ظَهِيراٗ لِّلْمُجْرِمِينَۖ
در پایتخت ترسان و گوشبهزنگ شد؛ و اینک آنکه روز پیش از او یاری خواسته بود، دوباره او را به یاری میخواند.
فَأَصْبَحَ فِے اِ۬لْمَدِينَةِ خَآئِفاٗ يَتَرَقَّبُ فَإِذَا اَ۬لذِے اِ۪سْتَنصَرَهُۥ بِالَامْسِ يَسْتَصْرِخُهُۥۖ
موسی به او گفت: «تو بیگمان سرگشتهای آشکاری.»
قَالَ لَهُۥ مُوس۪ىٰٓ إِنَّكَ لَغَوِيّٞ مُّبِينٞۖ
سپس چون خواست بر آن که دشمن هر دو بود چنگ بزند، گفت: «ای موسی، آیا میخواهی مرا بکشی چنانکه دیروز خویشتنی را کشتی؟
فَلَمَّآ أَنَ اَرَادَ أَنْ يَّبْطِشَ بِالذِے هُوَ عَدُوّٞ لَّهُمَا قَالَ يَٰمُوس۪ىٰٓ أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِے كَمَا قَتَلْتَ نَفْساَۢ بِالَامْسِۖ
تو تنها میخواهی در زمین خودکامه شوی، و نمیخواهی از ساماندهندگان باشی.»
إِن تُرِيدُ إِلَّآ أَن تَكُونَ جَبَّاراٗ فِے اِ۬لَارْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ اَ۬لْمُصْلِحِينَۖ
و مردی از دورترین نقطهٔ پایتخت با گامی شتابان آمد.
وَجَآءَ رَجُلٞ مِّنَ اَقْصَا اَ۬لْمَدِينَةِ يَسْع۪ىٰۖ
گفت: «ای موسی، دربار علیه تو رایزنی میکند تا تو را بکشد؛ بیرون شو، من همانا برای تو اندرزگوی بیریایم.»
قَالَ يَٰمُوس۪ىٰٓ إِنَّ اَ۬لْمَلَأَ يَاتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجِ اِنِّے لَكَ مِنَ اَ۬لنَّٰصِحِينَۖ
از آنجا بیرون شد، ترسان و گوشبهزنگ،
فَخَرَجَ مِنْهَا خَآئِفاٗ يَتَرَقَّبُۖ
و گفت: «ای سرپرست من، مرا از قوم ستمگر نجات ده.»
قَالَ رَبِّ نَجِّنِے مِنَ اَ۬لْقَوْمِ اِ۬لظَّٰلِمِينَۖ
چون به سوی مدین روی آورد، گفت: «شاید سرپرست من مرا به راه راست راه نماید.»
۞ وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَآءَ مَدْيَنَ قَالَ عَس۪ىٰ رَبِّيَ أَنْ يَّهْدِيَنِے سَوَآءَ اَ۬لسَّبِيلِۖ
چون به آب مدین رسید، در آن جامعهای از مردان را یافت که آب میدادند، و دور از آنان دو زن را یافت که گلهٔ خود را بازمیداشتند.
وَلَمَّا وَرَدَ مَآءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةٗ مِّنَ اَ۬لنَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ اُ۪مْرَأَتَيْنِ تَذُودَٰنِۖ
گفت: «شما را چه شده است؟»
قَالَ مَا خَطْبُكُمَاۖ
گفتند: «ما آب نمیدهیم مگر پس از آنکه شبانان بازروند؛ و پدر ما پیرمردی بسیار سالخورده است.»
قَالَتَا لَا نَسْقِے حَتَّىٰ يُصْدِرَ اَ۬لرِّعَآءُ وَأَبُونَا شَيْخٞ كَبِيرٞۖ
برای آن دو آب داد، سپس به سایه کناره گرفت و گفت: «ای سرپرست من، من همانا به کمترین نیکیای که به سوی من فرود آوری سخت نیازمندم.»
فَسَق۪ىٰ لَهُمَا ثُمَّ تَوَلّ۪ىٰٓ إِلَى اَ۬لظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّے لِمَآ أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٖ فَقِيرٞۖ
یکی از آن دو، با شرمی بازداشته گامزنان، به سوی او آمد.
فَجَآءَتْهُ إِحْد۪يٰهُمَا تَمْشِے عَلَى اَ۪سْتِحْيَآءٖۖ
گفت: «پدرم تو را میخواند تا برای آب دادنت برای ما، پاداش تو را به تو بازپرداخت کند.»
قَالَتِ اِنَّ أَبِے يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَاۖ
چون نزد او آمد و سرگذشت خود را برای او بازگفت، گفت: «مترس، از قوم ستمگر رها شدی.»
فَلَمَّا جَآءَهُۥ وَقَصَّ عَلَيْهِ اِ۬لْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ اَ۬لْقَوْمِ اِ۬لظَّٰلِمِينَۖ
یکی از آن دو گفت: «ای پدر من، او را به کار گیر؛
قَالَتِ اِحْد۪يٰهُمَا يَٰٓأَبَتِ اِ۪سْتَٰجِرْهُۖ
زیرا بهترین کسی که میتوانی به کار گیری آن است که زورمند و مورد اعتماد باشد.»
إِنَّ خَيْرَ مَنِ اِ۪سْتَٰجَرْتَ اَ۬لْقَوِيُّ اُ۬لَامِينُۖ
گفت: «میخواهم تو را به یکی از این دو دخترم به همسری دهم، به این شرط که هشت سال در خدمت من باشی؛
قَالَ إِنِّيَ أُرِيدُ أَنُ ا۟نكِحَكَ إِحْدَى اَ۪بْنَتَيَّ هَٰتَيْنِ عَلَىٰٓ أَن تَاجُرَنِے ثَمَٰنِيَ حِجَجٖۖ
و اگر ده سال را تمام کنی، آن از سوی تو خواهد بود؛
فَإِنَ اَتْمَمْتَ عَشْراٗ فَمِنْ عِندِكَۖ
و نمیخواهم بر تو سختی تحمیل کنم —
وَمَآ أُرِيدُ أَنَ اَشُقَّ عَلَيْكَۖ
مرا، اگر خدا را پسند افتد، از کسانی که شایستهاند خواهی یافت.»
سَتَجِدُنِيَ إِن شَآءَ اَ۬للَّهُ مِنَ اَ۬لصَّٰلِحِينَۖ
گفت: «این میان من و تو قرار است؛
قَالَ ذَٰلِكَ بَيْنِے وَبَيْنَكَۖ
هر یک از دو مدت را که تمام کنم، هیچ دشمنیای علیه من نباشد؛
أَيَّمَا اَ۬لَاجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَٰنَ عَلَيَّۖ
و خدا بر آنچه میگوییم وکیل است.»
وَاللَّهُ عَلَىٰ مَا نَقُولُ وَكِيلٞۖ
چون موسی مدت را به پایان برد و با نزدیکان خود رهسپار شد، از دامنهٔ کوه آتشی دید.
۞ فَلَمَّا قَض۪ىٰ مُوسَى اَ۬لَاجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِۦٓ ءَانَسَ مِن جَانِبِ اِ۬لطُّورِ نَاراٗۖ
به نزدیکان خود گفت: «بمانید، زیرا آتشی دیدم؛ شاید برای شما از آن خبری بیاورم، یا اخگری شعلهور، شاید بتوانید گرم شوید.»
قَالَ لِأَهْلِهِ اِ۟مْكُثُوٓاْ إِنِّيَ ءَانَسْتُ نَاراٗ لَّعَلِّيَ ءَاتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ اَوْ جِذْوَةٖ مِّنَ اَ۬لنّ۪ارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَۖ
چون به آن رسید، از کنار راست دره، در جایگاه خجسته، از درخت، ندا داده شد: «ای موسی، همانا منم، خدا، سرپرست همهٔ هستیها! و عصای خود را بیفکن.»
فَلَمَّآ أَت۪يٰهَا نُودِيَ مِن شَٰطِےِٕ اِ۬لْوَادِ اِ۬لَايْمَنِ فِے اِ۬لْبُقْعَةِ اِ۬لْمُبَٰرَكَةِ مِنَ اَ۬لشَّجَرَةِ أَنْ يَّٰمُوس۪ىٰٓ إِنِّيَ أَنَا اَ۬للَّهُ رَبُّ اُ۬لْعَٰلَمِينَ وَأَنَ اَلْقِ عَصَاكَۖ
چون دید که آن مانند یکی از نهانیان میلرزد، پشت کرد و گریخت و بر جای قدمهای خود بازنگشت.
فَلَمَّا ر۪ء۪اهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَآنّٞ وَلّ۪ىٰ مُدْبِراٗ وَلَمْ يُعَقِّبْۖ
«ای موسی، روبهرو شو و مترس؛
يَٰمُوس۪ىٰٓ أَقْبِلْ وَلَا تَخَفِۖ
زیرا تو از کسانی هستی که در اماناند.
اِنَّكَ مِنَ اَ۬لَامِنِينَۖ
دست خود را در گریبانت فروبر، سپید و بیهیچ بدی بیرون خواهد آمد؛
اَ۟سْلُكْ يَدَكَ فِے جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَآءَ مِنْ غَيْرِ سُوٓءٖۖ
و بال خود را به خود بفشار، در برابر حرمت.
وَاضْمُمِ اِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ اَ۬لرَّهَبِۖ
پس این دو برهان از سرپرست تو است، برای فرعون و دربار او؛
فَذَٰنِكَ بُرْهَٰنَٰنِ مِن رَّبِّكَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِيْهِۦٓۖ
زیرا آنان قومی از تجاوزگران بودند.»
إِنَّهُمْ كَانُواْ قَوْماٗ فَٰسِقِينَۖ
گفت: «ای سرپرست من، من همانا خویشتنی را از میان آنان کشتهام و میترسم مرا بکشند؛ اما برادرم هارون زبانی روشنتر از من دارد — او را با من بهعنوان پشتوانهای بفرست که مرا راستگو بشمارد؛
قَالَ رَبِّ إِنِّے قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساٗ فَأَخَافُ أَنْ يَّقْتُلُونِ وَأَخِے هَٰرُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّے لِسَاناٗ فَأَرْسِلْهُ مَعِے رِداٗ يُصَدِّقْنِےٓۖ
زیرا میترسم مرا دروغ انگارند.»
إِنِّيَ أَخَافُ أَنْ يُّكَذِّبُونِۦۖ
گفت: «بازوی تو را با برادرت استوار خواهیم کرد، و برای هر دوی شما اقتداری قرار خواهیم داد، چنانکه به شما دست نمییابند — بهسبب نشانههای ما،
قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَٰناٗ فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِـَٔايَٰتِنَآۖ
شما دو تن، و آنان که از شما پیروی کنند، پیروز خواهید بود.»
أَنتُمَا وَمَنِ اِ۪تَّبَعَكُمَا اَ۬لْغَٰلِبُونَۖ
چون موسی نشانههای آشکار ما را برایشان آورد، گفتند: «این تنها چشمبندیای ساختگی است؛ ما هرگز چنین چیزی را از نیاکان نخستین خود نشنیدهایم.»
فَلَمَّا جَآءَهُم مُّوس۪ىٰ بِـَٔايَٰتِنَا بَيِّنَٰتٖ قَالُواْ مَا هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٞ مُّفْتَرىٗ وَمَا سَمِعْنَا بِهَٰذَا فِےٓ ءَابَآئِنَا اَ۬لَاوَّلِينَۖ
و موسی گفت: «سرپرست من بهتر میداند که چه کسی راهنمایی را از سوی او میآورد، و فرجام جایگاه از آنِ چه کسی خواهد بود،
وَقَالَ مُوس۪ىٰ رَبِّيَ أَعْلَمُ بِمَن جَآءَ بِالْهُد۪ىٰ مِنْ عِندِهِۦ وَمَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ اُ۬لدّ۪ارِۖ
زیرا ستمگران کامیاب نمیشوند.»
إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ اُ۬لظَّٰلِمُونَۖ
و فرعون گفت: «ای دربار، من برای شما ایزدی غیر از خود نمیشناسم. پس ای هامان، برای من بر خاک رس آتشی بیفروز، و برای من کوشکی بساز، شاید بالا روم و ایزد موسی را ببینم؛ من بیگمان میپندارم که او از دروغگویان است.»
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَٰٓأَيُّهَا اَ۬لْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنِ اِلَٰهٍ غَيْرِے فَأَوْقِدْ لِے يَٰهَامَٰنُ عَلَى اَ۬لطِّينِ فَاجْعَل لِّے صَرْحاٗ لَّعَلِّيَ أَطَّلِعُ إِلَىٰٓ إِلَٰهِ مُوس۪ىٰ وَإِنِّے لَأَظُنُّهُۥ مِنَ اَ۬لْكَٰذِبِينَۖ
و او و لشکرهایش در زمین بیهیچ حقی خودبزرگبین شدند، و پنداشتند که هرگز به سوی ما بازگردانده نخواهند شد.
۞ وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُۥ فِے اِ۬لَارْضِ بِغَيْرِ اِ۬لْحَقِّ وَظَنُّوٓاْ أَنَّهُمُۥٓ إِلَيْنَا لَا يَرْجِعُونَۖ
او و لشکرهایش را فروگرفتیم و آنان را به موج افکندیم —
فَأَخَذْنَٰهُ وَجُنُودَهُۥ فَنَبَذْنَٰهُمْ فِے اِ۬لْيَمِّۖ
پس بنگر که فرجام ستمگران چگونه بود.
فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ اُ۬لظَّٰلِمِينَۖ
و ما از آنان راهنمایانی ساختیم که به سوی آتش فرامیخوانند،
وَجَعَلْنَٰهُمُۥٓ أَئِمَّةٗ يَدْعُونَ إِلَى اَ۬لنّ۪ارِۖ
و در روز حضور یاری رسانده نخواهند شد.
وَيَوْمَ اَ۬لْقِيَٰمَةِ لَا يُنصَرُونَۖ
و ما در این زندگی نزدیک نفرینی از پی آنان روانه کردیم،
وَأَتْبَعْنَٰهُمْ فِے هَٰذِهِ اِ۬لدُّنْي۪ا لَعْنَةٗۖ
و در روز حضور از چهرهتباهشدگان خواهند بود.
وَيَوْمَ اَ۬لْقِيَٰمَةِ هُم مِّنَ اَ۬لْمَقْبُوحِينَۖ
ما همانا به موسی نوشتار دادیم، پس از آنکه نسلهای نخستین را ریشهکن کردیم، چون روشنگریهایی برای انسانها، راهنمایی و مهر، شاید به یاد میآوردند.
وَلَقَدَ اٰتَيْنَا مُوسَى اَ۬لْكِتَٰبَ مِنۢ بَعْدِ مَآ أَهْلَكْنَا اَ۬لْقُرُونَ اَ۬لُاول۪ىٰ بَصَآئِرَ لِلنَّاسِ وَهُدىٗ وَرَحْمَةٗ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَۖ
تو بر دامنهٔ باختری نبودی هنگامی که ما دستور را برای موسی تصویب کردیم،
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ اِ۬لْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَى اَ۬لَامْرَۖ
تو از آنان که گواه بودند نبودی.
وَمَا كُنتَ مِنَ اَ۬لشَّٰهِدِينَۖ
بلکه ما نسلهایی پدید آوردیم، و زندگی برای آنان دراز شد؛
وَلَٰكِنَّآ أَنشَأْنَا قُرُوناٗ فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ اُ۬لْعُمُرُۖ
و تو در میان مردمِ مدین اقامت نداشتی که نشانههای ما را بر آنان برخوانی،
وَمَا كُنتَ ثَاوِياٗ فِےٓ أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُواْ عَلَيْهِمُۥٓ ءَايَٰتِنَاۖ
بلکه ما فرستندگان بودیم.
وَلَٰكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَۖ
و تو نیز بر دامنهٔ کوه نبودی هنگامی که ما او را ندا دادیم؛
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ اِ۬لطُّورِ إِذْ نَادَيْنَاۖ
بلکه این مهری از سرپرست تو است، تا قومی را هشدار دهی که پیش از تو هیچ هشداردهندهای به سوی آنان نیامده بود، به این امید که به یاد خواهند آورد.
وَلَٰكِن رَّحْمَةٗ مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْماٗ مَّآ أَت۪يٰهُم مِّن نَّذِيرٖ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَۖ
و اگر چون پیشامدی ناگوار برای آنچه دستانشان پیش بردند به آنان رسد، نمیگفتند: «ای سرپرست ما، چرا فرستادهای برای ما نفرستادی؟ از نشانههای تو پیروی میکردیم و از باورآورندگان میبودیم» —
وَلَوْلَآ أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةُۢ بِمَا قَدَّمَتَ اَيْدِيهِمْ فَيَقُولُواْ رَبَّنَا لَوْلَآ أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولاٗ فَنَتَّبِعَ ءَايَٰتِكَ وَنَكُونَ مِنَ اَ۬لْمُومِنِينَۖ
چون حقیقت از سوی ما به آنان آمد، گفتند: «چرا همانند آنچه به موسی داده شد به او داده نشد!»
فَلَمَّا جَآءَهُمُ اُ۬لْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُواْ لَوْلَآ أُوتِيَ مِثْلَ مَآ أُوتِيَ مُوس۪ىٰٓۖ
آیا آنچه را پیشتر به موسی داده شده بود انکار نکردهاند؟
أَوَلَمْ يَكْفُرُواْ بِمَآ أُوتِيَ مُوس۪ىٰ مِن قَبْلُۖ
گفتند: «دو چشمبندی که یکدیگر را پشتیبانی میکنند!»
قَالُواْ سَٰحِرَٰنِ تَظَٰهَرَاۖ
و گفتند: «ما همانا همهٔ اینها را انکار میکنیم.»
وَقَالُوٓاْ إِنَّا بِكُلّٖ كَٰفِرُونَۖ
بگو: «پس نوشتاری از نزد خدا بیاورید که از این دو راهنماتر باشد، من از آن پیروی خواهم کرد، اگر راستگویید.»
قُلْ فَاتُواْ بِكِتَٰبٖ مِّنْ عِندِ اِ۬للَّهِ هُوَ أَهْد۪ىٰ مِنْهُمَآ أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَۖ
اگر تو را پاسخ ندادند، بدان که آنان تنها از هیجانهای خود پیروی میکنند —
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكَ فَاعْلَمَ اَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَآءَهُمْۖ
و گمراهتر از آنکه بیراهنمایی از جانب خدا از هیجان خود پیروی میکند کیست؟
وَمَنَ اَضَلُّ مِمَّنِ اِ۪تَّبَعَ هَو۪يٰهُ بِغَيْرِ هُدىٗ مِّنَ اَ۬للَّهِۖ
زیرا خدا قوم ستمگر را راه نمینماید.
إِنَّ اَ۬للَّهَ لَا يَهْدِے اِ۬لْقَوْمَ اَ۬لظَّٰلِمِينَۖ
ما سخن را همانا بیگسست به آنان رساندیم، شاید به یاد آورند.
۞ وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ اُ۬لْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَۖ
آنان که پیش از او به آنان نوشتار دادیم، به آن باور دارند؛
اَ۬لذِينَ ءَاتَيْنَٰهُمُ اُ۬لْكِتَٰبَ مِن قَبْلِهِۦ هُم بِهِۦ يُومِنُونَۖ
و چون بر آنان برخوانده شود، میگویند: «به آن باور داریم؛ این همانا حقیقت از سوی سرپرست ماست؛ ما پیش از آن نیز بیخدشه نزد خدا بودیم.»
وَإِذَا يُتْل۪ىٰ عَلَيْهِمْ قَالُوٓاْ ءَامَنَّا بِهِۦٓ إِنَّهُ اُ۬لْحَقُّ مِن رَّبِّنَآ إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِۦ مُسْلِمِينَۖ
آنان پاداش خود را دوبار دریافت خواهند کرد، برای آنکه شکیبا بودند، بدی را با نیکی دفع کردند، و از آنچه روزیشان دادیم هزینه کردند.
أُوْلَٰٓئِكَ يُوتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُواْ وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ اِ۬لسَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَٰهُمْ يُنفِقُونَۖ
و چون بیهودگی را بشنوند، از آن روی برمیتابند و میگویند: «کردارهای ما برای ما و کردارهای شما برای شما؛ آرامش بر شما باد، ما نادانان را نمیجوییم.»
وَإِذَا سَمِعُواْ اُ۬للَّغْوَ أَعْرَضُواْ عَنْهُ وَقَالُواْ لَنَآ أَعْمَٰلُنَا وَلَكُمُۥٓ أَعْمَٰلُكُمْ سَلَٰمٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِے اِ۬لْجَٰهِلِينَۖ
تو همانا هر که را دوست داری راه نمینمایی؛
إِنَّكَ لَا تَهْدِے مَنَ اَحْبَبْتَۖ
بلکه خدا هر که را پسند او افتد راه مینماید،
وَلَٰكِنَّ اَ۬للَّهَ يَهْدِے مَنْ يَّشَآءُۖ
و راهنماییپذیرندگان را بهتر میشناسد.
وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَۖ
و گفتند: «اگر با تو راهنمایی را پذیریم، از زمین خود ربوده خواهیم شد.»
وَقَالُوٓاْ إِن نَّتَّبِعِ اِ۬لْهُد۪ىٰ مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنَ اَرْضِنَآۖ
آیا ما آنان را در جایگاهی مصون از تعرّض و امن استوار جای ندادهایم، که میوههای هر چیز به سوی آن سرازیر میشود، بهعنوان روزی از جانب خود ما؟
أَوَلَمْ نُمَكِّن لَّهُمْ حَرَماً اٰمِناٗ تُجْب۪ىٰٓ إِلَيْهِ ثَمَرَٰتُ كُلِّ شَےْءٖ رِّزْقاٗ مِّن لَّدُنَّاۖ
اما بیشترشان نمیدانند.
وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَۖ
چه بسیار شهرها که ما ریشهکن کردیم، که از زیست خود سرمست شده بودند!
وَكَمَ اَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةِۢ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَاۖ
اینک خانههای آنان که پس از ایشان مسکون نشدند، مگر اندکی — و ما بودیم که وارثان شدیم.
فَتِلْكَ مَسَٰكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّنۢ بَعْدِهِمُۥٓ إِلَّا قَلِيلاٗ وَكُنَّا نَحْنُ اُ۬لْوَٰرِثِينَۖ
سرپرست تو هرگز شهرها را ریشهکن نمیکند پیش از آنکه در شهر مرکزی آنها فرستادهای برانگیزد که نشانههای ما را بر آنان برخواند؛
وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ اَ۬لْقُر۪ىٰ حَتَّىٰ يَبْعَثَ فِےٓ أُمِّهَا رَسُولاٗ يَتْلُواْ عَلَيْهِمُۥٓ ءَايَٰتِنَاۖ
ما هرگز شهرها را ریشهکن نکردهایم مگر آنگاه که مردم آن ستمگر بودند.
وَمَا كُنَّا مُهْلِكِے اِ۬لْقُر۪ىٰٓ إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَٰلِمُونَۖ
هر آنچه به شما داده شده است تنها برخورداری زندگی نزدیک و آرایهٔ آن است؛
وَمَآ أُوتِيتُم مِّن شَےْءٖ فَمَتَٰعُ اُ۬لْحَيَوٰةِ اِ۬لدُّنْي۪ا وَزِينَتُهَاۖ
آنچه نزد خدا است بهتر و پایدارتر است.
وَمَا عِندَ اَ۬للَّهِ خَيْرٞ وَأَبْق۪ىٰٓۖ
آیا پس خرد نمیورزید؟
أَفَلَا تَعْقِلُونَۖ
آیا کسی که به او وعدهٔ نیکو دادیم و با آن روبهرو خواهد شد، همانند کسی است که او را از زندگی نزدیک برخوردار کردیم و سپس در روز حضور از آوردهشدگان خواهد بود؟
أَفَمَنْ وَّعَدْنَٰهُ وَعْداً حَسَناٗ فَهُوَ لَٰقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَٰهُ مَتَٰعَ اَ۬لْحَيَوٰةِ اِ۬لدُّنْي۪ا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ اَ۬لْقِيَٰمَةِ مِنَ اَ۬لْمُحْضَرِينَۖ
و روزی که آنان را ندا دهد و بگوید: «کجایند انبازان من، که ادعا میکردید؟»
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآءِيَ اَ۬لذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَۖ
آنان که سخن بر ایشان به حقیقت پیوسته باشد خواهند گفت: «ای سرپرست ما، اینان، که سرگشتهشان کردیم، آنان را سرگشته کردیم چنانکه خود سرگشته شدیم؛
۞ قَالَ اَ۬لذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ اُ۬لْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ اِ۬لذِينَ أَغْوَيْنَآ أَغْوَيْنَٰهُمْ كَمَا غَوَيْنَاۖ
خود را نزد تو بیتعهد اعلام خواهیم کرد؛
تَبَرَّأْنَآ إِلَيْكَۖ
آنان از ما فرمان نمیبردند.»
مَا كَانُوٓاْ إِيَّانَا يَعْبُدُونَۖ
و گفته خواهد شد: «انبازان خود را بخوانید.» آنان را خواهند خواند، اما آنان به ایشان پاسخ نخواهند داد؛ کیفر را خواهند دید — کاش راهنمایی پذیرفته بودند...
وَقِيلَ اَ۟دْعُواْ شُرَكَآءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُواْ لَهُمْ وَرَأَوُاْ اُ۬لْعَذَابَ لَوَ اَنَّهُمْ كَانُواْ يَهْتَدُونَۖ
و روزی که آنان را ندا دهد و بگوید: «به فرستادگان چه پاسخ دادید؟»
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَآ أَجَبْتُمُ اُ۬لْمُرْسَلِينَۖ
در آن روز، اطلاعات بر آنان تیره خواهد شد، و از یکدیگر نخواهند پرسید.
فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ اُ۬لَانۢبَآءُ يَوْمَئِذٖ فَهُمْ لَا يَتَسَآءَلُونَۖ
اما آنکه پشیمان شد، باور آورد و کرداری شایسته بهجا آورد، شاید از کامیابان باشد.
فَأَمَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحاٗ فَعَس۪ىٰٓ أَنْ يَّكُونَ مِنَ اَ۬لْمُفْلِحِينَۖ
سرپرست تو هرچه را او را پسند افتد میآفریند و برمیگزیند؛
وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ وَيَخْتَارُۖ
گزینش از آنِ آنان نیست.
مَا كَانَ لَهُمُ اُ۬لْخِيَرَةُۖ
شکوه بر خدا باد، او بسی بالاتر است از آنچه برای او انباز میگیرند.
سُبْحَٰنَ اَ۬للَّهِ وَتَعَٰل۪ىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَۖ
سرپرست تو آنچه را سینههایشان در خود میپوشانند و آنچه را فاش میکنند میداند.
وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَۖ
اوست خدا؛ هیچ ایزدی نیست مگر او؛
وَهُوَ اَ۬للَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ
ستایش از آنِ او است، در نخستین و در واپسین؛
لَهُ اُ۬لْحَمْدُ فِے اِ۬لُاول۪ىٰ وَالَاخِرَةِۖ
و داوری از آنِ اوست،
وَلَهُ اُ۬لْحُكْمُۖ
و شما به سوی او بازگردانده خواهید شد.
وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَۖ
بگو: «دیدهاید: اگر خدا برای شما شب را تا روز حضور همیشگی میکرد، کدام ایزد، غیر از خدا، برای شما روشنایی میآورد؟
قُلَ اَرَٰٓيْتُمُۥٓ إِن جَعَلَ اَ۬للَّهُ عَلَيْكُمُ اُ۬ليْلَ سَرْمَداً اِلَىٰ يَوْمِ اِ۬لْقِيَٰمَةِ مَنِ اِلَٰهٌ غَيْرُ اُ۬للَّهِ يَاتِيكُم بِضِيَآءٍۖ
آیا پس نمیشنوید؟»
اَفَلَا تَسْمَعُونَۖ
بگو: «دیدهاید: اگر خدا برای شما روز را تا روز حضور همیشگی میکرد، کدام ایزد، غیر از خدا، برای شما شبی میآورد که در آن بیاسایید؟
قُلَ اَرَٰٓيْتُمُۥٓ إِن جَعَلَ اَ۬للَّهُ عَلَيْكُمُ اُ۬لنَّهَارَ سَرْمَداً اِلَىٰ يَوْمِ اِ۬لْقِيَٰمَةِ مَنِ اِلَٰهٌ غَيْرُ اُ۬للَّهِ يَاتِيكُم بِلَيْلٖ تَسْكُنُونَ فِيهِۖ
آیا پس روشن نمیبینید؟»
أَفَلَا تُبْصِرُونَۖ
و به مهر او است که برای شما شب و روز را قرار داد، تا بیاسایید و از لطف او بجویید، و شاید سپاسگزار شوید.
وَمِن رَّحْمَتِهِۦ جَعَلَ لَكُمُ اُ۬ليْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُواْ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِۦ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَۖ
و روزی که آنان را ندا دهد و بگوید: «کجایند انبازان من، که ادعا میکردید؟»
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآءِيَ اَ۬لذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَۖ
و از هر جامعه گواهی برخواهیم کشید و خواهیم گفت: «برهان خود را بیاورید.» آنگاه خواهند دانست که حقیقت از آنِ خدا است، و آنچه برمیساختند از آنان دور گم خواهد شد.
وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٖ شَهِيداٗ فَقُلْنَا هَاتُواْ بُرْهَٰنَكُمْ فَعَلِمُوٓاْ أَنَّ اَ۬لْحَقَّ لِلهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَۖ
قارون از قوم موسی بود؛ بر آنان زورگویی کرد —
۞ إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوس۪ىٰ فَبَغ۪ىٰ عَلَيْهِمْۖ
و ما در میان گنجها آنقدر به او داده بودیم که کلیدهای آن بهتنهایی بر اتحادیهای از مردان دارای نیرو بیگمان سنگین بود.
وَءَاتَيْنَٰهُ مِنَ اَ۬لْكُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُۥ لَتَنُوٓأُ بِالْعُصْبَةِ أُوْلِے اِ۬لْقُوَّةِۖ
قومش آنگاه به او گفتند: «ذوقزده مباش، زیرا خدا ذوقزدگان را دوست ندارد؛
إِذْ قَالَ لَهُۥ قَوْمُهُۥ لَا تَفْرَحِ اِنَّ اَ۬للَّهَ لَا يُحِبُّ اُ۬لْفَرِحِينَۖ
بلکه در آنچه خدا به تو داده است جایگاه واپسین را بجوی،
وَابْتَغِ فِيمَآ ءَات۪يٰكَ اَ۬للَّهُ اُ۬لدَّارَ اَ۬لَاخِرَةَۖ
بیآنکه بهرهٔ خود را از زندگی نزدیک فراموش کنی؛
وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ اَ۬لدُّنْي۪اۖ
و نیکی کن چنانکه خدا به تو نیکی کرد،
وَأَحْسِن كَمَآ أَحْسَنَ اَ۬للَّهُ إِلَيْكَۖ
و در زمین فساد مجوی؛
وَلَا تَبْغِ اِ۬لْفَسَادَ فِے اِ۬لَارْضِۖ
زیرا خدا تباهیگران را دوست ندارد.»
إِنَّ اَ۬للَّهَ لَا يُحِبُّ اُ۬لْمُفْسِدِينَۖ
گفت: «این به من تنها بهسبب دانشی که از آنِ من است داده شد.»
قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُۥ عَلَىٰ عِلْمٍ عِندِيَۖ
آیا نمیدانست که خدا پیش از او نسلهایی را ریشهکن کرده بود که از او در نیرو برتر بودند و بیشتر میاندوختند؟
أَوَلَمْ يَعْلَمَ اَنَّ اَ۬للَّهَ قَدَ اَهْلَكَ مِن قَبْلِهِۦ مِنَ اَ۬لْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةٗ وَأَكْثَرُ جَمْعاٗۖ
و کنارگذاشتهشدگان دربارهٔ تقصیرهایشان پرسیده نخواهند شد.
وَلَا يُسْـَٔلُ عَن ذُنُوبِهِمُ اُ۬لْمُجْرِمُونَۖ
با همهٔ آرایهٔ خود بر قوم خود بیرون آمد.
فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ فِے زِينَتِهِۦۖ
کسانی که زندگی نزدیک را میخواهند گفتند: «ای کاش همانند آنچه به قارون داده شد میداشتیم! او بیگمان بهرهای سترگ دارد.»
قَالَ اَ۬لذِينَ يُرِيدُونَ اَ۬لْحَيَوٰةَ اَ۬لدُّنْي۪ا يَٰلَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَآ أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُۥ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٖۖ
اما کسانی که به آنان دانش داده شده بود گفتند: «وای بر شما! عوض خدا برای آنکه باور آورد و کرداری شایسته بهجا آورد بهتر است؛
وَقَالَ اَ۬لذِينَ أُوتُواْ اُ۬لْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اُ۬للَّهِ خَيْرٞ لِّمَنَ اٰمَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحاٗۖ
و این را تنها شکیبایان دریافت میکنند.»
وَلَا يُلَقّ۪يٰهَآ إِلَّا اَ۬لصَّٰبِرُونَۖ
ما زمین را وادار کردیم که او و جایگاهش را ببلعد؛
فَخَسَفْنَا بِهِۦ وَبِد۪ارِهِ اِ۬لَارْضَۖ
او هیچ گروهانی نداشت که غیر از خدا یاریاش رساند،
فَمَا كَانَ لَهُۥ مِن فِئَةٖ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ اِ۬للَّهِۖ
و او از کسانی نبود که خود را یاری میرسانند.
وَمَا كَانَ مِنَ اَ۬لْمُنتَصِرِينَۖ
و آنان که روز پیش جای او را آرزو کرده بودند، شروع کردند به گفتن: «آه! پس خدا روزی را برای هر که از فرمانبرداران خود او را پسند افتد میگستراند، و اندازه میکند!
وَأَصْبَحَ اَ۬لذِينَ تَمَنَّوْاْ مَكَانَهُۥ بِالَامْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اَ۬للَّهَ يَبْسُطُ اُ۬لرِّزْقَ لِمَنْ يَّشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ وَيَقْدِرُۖ
اگر خدا بر ما لطف نکرده بود، ما را نیز میبلعید.
لَوْلَآ أَن مَّنَّ اَ۬للَّهُ عَلَيْنَا لَخُسِفَ بِنَاۖ
آه! پس انکارکنندگان هرگز کامیاب نمیشوند.»
وَيْكَأَنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ اُ۬لْكَٰفِرُونَۖ
آن جایگاه واپسین را برای کسانی اختصاص میدهیم که در زمین نه برتریجویی بر دیگران میخواهند و نه فساد؛
۞ تِلْكَ اَ۬لدَّارُ اُ۬لَاخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّاٗ فِے اِ۬لَارْضِ وَلَا فَسَاداٗۖ
و فرجام از آنِ محتاطان است.
وَالْعَٰقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَۖ
هر که با نیکی بیاید، بهتر از آن را خواهد داشت؛
مَن جَآءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُۥ خَيْرٞ مِّنْهَاۖ
و هر که با بدی بیاید — آنان که بدی کردند تنها بر حسب آنچه میکردند بازپرداخت خواهند شد.
وَمَن جَآءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى اَ۬لذِينَ عَمِلُواْ اُ۬لسَّيِّـَٔاتِ إِلَّا مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَۖ
آنکه خوانش را برای تو الزامی ساخت، تو را بیگمان به وعدهگاهی از پیش مقرر بازخواهد گرداند.
إِنَّ اَ۬لذِے فَرَضَ عَلَيْكَ اَ۬لْقُرْءَانَ لَرَآدُّكَ إِلَىٰ مَعَادٖۖ
بگو: «سرپرست من بهتر میداند که چه کسی با راهنمایی میآید و چه کسی در گمراهیای آشکار است.»
قُل رَّبِّيَ أَعْلَمُ مَن جَآءَ بِالْهُد۪ىٰ وَمَنْ هُوَ فِے ضَلَٰلٖ مُّبِينٖۖ
تو امید نداشتی که نوشتار به تو رسانده شود؛ این تنها به مهر سرپرست تو است —
وَمَا كُنتَ تَرْجُوٓاْ أَنْ يُّلْق۪ىٰٓ إِلَيْكَ اَ۬لْكِتَٰبُ إِلَّا رَحْمَةٗ مِّن رَّبِّكَۖ
پس هرگز پشتیبان انکارکنندگان مباش.
فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيراٗ لِّلْكٰ۪فِرِينَۖ
و مبادا راه نشانههای خدا را بر تو ببندند، پس از آنکه بر تو فرود آورده شد؛
وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنَ اٰيَٰتِ اِ۬للَّهِ بَعْدَ إِذُ ا۟نزِلَتِ اِلَيْكَۖ
و به سوی سرپرست خود فراخوان،
وَادْعُ إِلَىٰ رَبِّكَۖ
و هرگز از انباز گیرندگان مباش.
وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ اَ۬لْمُشْرِكِينَۖ
و با خدا ایزد دیگری را فرامخوان؛
وَلَا تَدْعُ مَعَ اَ۬للَّهِ إِلَٰهاً اٰخَرَۖ
هیچ ایزدی نیست مگر او.
لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۖ
همهچیز نابود میشود، مگر سوی او.
كُلُّ شَےْءٍ هَالِكٌ اِلَّا وَجْهَهُۥۖ
داوری از آنِ اوست،
لَهُ اُ۬لْحُكْمُۖ
و شما به سوی او بازگردانده خواهید شد.
وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَۖ