Al-Hijr الحجر
The Reminder preserved الذكر المحفوظ
Summary and links in the frieze
In the frieze Called deranged, he hears that God preserves the Reminder; he must proclaim, and obey until certainty comes.
Read just before, 16 leads here: He seeks refuge from the banished Diverter; sura 15 tells how he was banished and denied authority over the obedient ones. 16
It leads to 14: Iblis has no authority over the obedient ones; in sura 14, the Diverter admits it: I had no authority over you. 14
Closes on “These are the signs of the Scripture full of wisdom”
Read with: the suras of the same shelf mark
- 7 From Adam to the Tablets of Moussathe overview: the peoples before and their messengers
- 10 Following what is revealedthe time to believe: too late, or in time
- 11 The same word, messenger after messengerthe same message in the mouth of each messenger
- 12 The most beautiful of accountsa single account: Youssof
- 13 The froth goes offwithout an account: the signs, and what is within themselves
- 14 From the darknesses into the lightout of the darknesses into the light: gratitude
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. الٓر (الف لام را).
بِسْمِ اِ۬للَّهِ اِ۬لرَّحْمَٰنِ اِ۬لرَّحِيمِ أَلَٓرَۖ
اینها نشانههای نوشتار است، و خوانشی روشن.
تِلْكَ ءَايَٰتُ اُ۬لْكِتَٰبِ وَقُرْءَانٖ مُّبِينٖۖ
بارها کسانی که انکار میکنند میخواستند که بیخدشه نزد خدا بوده باشند.
رُّبَمَا يَوَدُّ اُ۬لذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَۖ
رهایشان کن: بخورند، بهرهمند شوند، و امید آنان را سرگرم کند:
ذَرْهُمْ يَأْكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلْهِهِمُ اُ۬لْأَمَلُۖ
بهزودی خواهند دانست.
فَسَوْفَ يَعْلَمُونَۖ
هیچ شهری را نابود نکردیم، بیآنکه دربارهٔ آن دفتری شناختهشده باشد.
وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا وَلَهَا كِتَابٞ مَّعْلُومٞۖ
هیچ جامعهای نه از سرآمد خود پیشی میگیرد و نه آن را به تأخیر میاندازد.
مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَٰٔخِرُونَۖ
و گفتند: «ای که یادآوری بر او فرود آورده شده است، تو بیگمان دچار اختلالی! چرا کارگزاران را نزد ما نمیآوری، اگر از راستگویانی؟»
وَقَالُواْ يَٰأَيُّهَا اَ۬لذِے نُزِّلَ عَلَيْهِ اِ۬لذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٞ لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلَٰٓئِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ اَ۬لصَّٰدِقِينَۖ
ما کارگزاران را جز با حقیقت فرود نمیآوریم،
مَا تَنَزَّلُ اُ۬لْمَلَٰٓئِكَةُ إِلَّا بِالْحَقِّۖ
و آنگاه به آنان هیچ مهلتی داده نمیشد.
وَمَا كَانُواْ إِذاٗ مُّنظَرِينَۖ
ما بودیم که یادآوری را فرود آوردیم،
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا اَ۬لذِّكْرَۖ
و ما بیگمان پاسداران آن هستیم.
وَإِنَّا لَهُۥ لَحَٰفِظُونَۖ
ما همانا پیش از تو فرستادگانی فرستادیم، در میان دستههای پیشینیان،
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِے شِيَعِ اِ۬لْأَوَّلِينَۖ
و هیچ فرستادهای به آنان نمیآمد مگر آنکه او را به مسخره میگرفتند.
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُواْ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَۖ
بدینسان آن را در هستههای کنارگذاشتهشدگان میگنجانیم: به آن باور نمیآورند، در حالی که هنجار پیشینیان پیشتر گذشته است.
كَذَٰلِكَ نَسْلُكُهُۥ فِے قُلُوبِ اِ۬لْمُجْرِمِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِهِۦ وَقَدْ خَلَتْ سُنَّةُ اُ۬لْأَوَّلِينَۖ
و حتی اگر دری از آسمان بر آنان میگشودیم، که از آن همچنان بالا میرفتند، میگفتند: «بیناییهای ما تنها تار شده است؛ ما بلکه قومی هستیم که چشمبندی ما را فریفته است.»
وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَاباٗ مِّنَ اَ۬لسَّمَآءِ فَظَلُّواْ فِيهِ يَعْرُجُونَ لَقَالُواْ إِنَّمَا سُكِّرَتْ أَبْصَٰرُنَا بَلْ نَحْنُ قَوْمٞ مَّسْحُورُونَۖ
ما همانا در آسمان صورتهای فلکی نهادیم، و آنها را برای نگرندگان آراستیم، و آنها را از هر منحرفکنندهٔ راندهشده پاس داشتیم — مگر کسی که گوشدزدی میکند، و آنگاه تیری شعلهور آشکار او را دنبال میکند.
وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِے اِ۬لسَّمَآءِ بُرُوجاٗ وَزَيَّنَّٰهَا لِلنَّٰظِرِينَ وَحَفِظْنَٰهَا مِن كُلِّ شَيْطَٰنٖ رَّجِيمٍ إِلَّا مَنِ اِ۪سْتَرَقَ اَ۬لسَّمْعَ فَأَتْبَعَهُۥ شِهَابٞ مُّبِينٞۖ
و زمین را، ما آن را گستردیم، و در آن لنگرهای استوار افکندیم، و در آن هر چیز سنجیدهشدهای رویاندیم، و در آن برای شما وسیلههای زیست نهادیم،
وَالْأَرْضَ مَدَدْنَٰهَا وَأَلْقَيْنَا فِيهَا رَوَٰسِيَ وَأَنۢبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ شَےْءٖ مَّوْزُونٖ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَٰيِشَۖ
و نیز برای کسانی که شما روزیدهندهٔ آنان نیستید.
وَمَن لَّسْتُمْ لَهُۥ بِرَٰزِقِينَۖ
و هیچ چیز نیست که ذخایرش نزد ما نباشد،
وَإِن مِّن شَےْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَآئِنُهُۥۖ
و ما آن را جز بر پایهٔ اندازهای شناخته فرود نمیآوریم.
وَمَا نُنَزِّلُهُۥ إِلَّا بِقَدَرٖ مَّعْلُومٖۖ
و بادهای بارورکننده را فرستادیم، و آنگاه از آسمان آبی فرود آوردیم که شما را با آن سیراب کردیم، و شما آن را ذخیره نمیکنید.
۞ وَأَرْسَلْنَا اَ۬لرِّيَٰحَ لَوَٰقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ اَ۬لسَّمَآءِ مَآءٗ فَأَسْقَيْنَٰكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُۥ بِخَٰزِنِينَۖ
و ماییم بیگمان که زنده میکنیم و میمیرانیم، و ماییم وارثان.
وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِۦ وَنُمِيتُ وَنَحْنُ اُ۬لْوَٰرِثُونَۖ
ما همانا کسانی از شما را که پیش میروند میشناسیم، و همانا کسانی را که درنگ میکنند میشناسیم.
وَلَقَدْ عَلِمْنَا اَ۬لْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا اَ۬لْمُسْتَٰٔخِرِينَۖ
و این سرپرست تو است که آنان را گرد خواهد آورد،
وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْۖ
زیرا او فرزانه و همهچیزدان است.
إِنَّهُۥ حَكِيمٌ عَلِيمٞۖ
ما همانا انسان را از گل طنینانداز، از لجنی شکلیافته آفریدیم،
وَلَقَدْ خَلَقْنَا اَ۬لْإِنسَٰنَ مِن صَلْصَٰلٖ مِّنْ حَمَإٖ مَّسْنُونٖۖ
و نهانیان را، ما پیشتر آنان را از آتش باد سوزان آفریده بودیم.
وَالْجَآنَّ خَلَقْنَٰهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ اِ۬لسَّمُومِۖ
و آنگاه که سرپرستت به کارگزاران گفت: «من همانا آدمی را از گل طنینانداز، از لجنی شکلیافته خواهم آفرید؛ چون او را سامان داده باشم و از جریان من در او دمیده باشم، سر فرود آورید، در برابر او پیشانی بر خاک نهاده.»
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّے خَٰلِقُۢ بَشَراٗ مِّن صَلْصَٰلٖ مِّنْ حَمَإٖ مَّسْنُونٖ فَإِذَا سَوَّيْتُهُۥ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِے فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَۖ
کارگزاران آنگاه همه با هم پیشانی بر خاک نهادند، مگر ابلیس: از اینکه از پیشانیبرخاکنهندگان باشد سر باز زد.
فَسَجَدَ اَ۬لْمَلَٰٓئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَنْ يَّكُونَ مَعَ اَ۬لسَّٰجِدِينَۖ
او گفت: «ای ابلیس، تو را چه شده است که از پیشانیبرخاکنهندگان نیستی؟»
قَالَ يَٰإِبْلِيسُ مَالَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ اَ۬لسَّٰجِدِينَۖ
او گفت: «مرا نشاید که در برابر آدمی که تو او را از گل طنینانداز، از لجنی شکلیافته آفریدهای پیشانی بر خاک نهم.»
قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُۥ مِن صَلْصَٰلٖ مِّنْ حَمَإٖ مَّسْنُونٖۖ
او گفت: «پس از اینجا بیرون رو، زیرا اینک رانده شدهای، و نفرین همانا بر تو است تا روز سررسید.»
قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٞ وَإِنَّ عَلَيْكَ اَ۬للَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ اِ۬لدِّينِۖ
او گفت: «ای سرپرست من، پس مرا مهلت ده تا روزی که برانگیخته شوند.»
قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِے إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَۖ
او گفت: «تو از کسانی هستی که به آنان مهلت داده شده است، تا روز هنگام شناختهشده.»
قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ اَ۬لْمُنظَرِينَ إِلَىٰ يَوْمِ اِ۬لْوَقْتِ اِ۬لْمَعْلُومِۖ
او گفت: «ای سرپرست من، چون مرا سرگردان کردی، من بیگمان برای آنان آنچه بر زمین است را خواهم آراست، و بیگمان همهٔ آنان را سرگردان خواهم کرد، مگر فرمانبرداران پیراستهٔ تو از میان آنان.»
قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِے لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِے اِ۬لْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ اُ۬لْمُخْلَصِينَۖ
او گفت: «این جادهای است که بر عهدهٔ من است، جادهای راست.
قَالَ هَٰذَا صِرَٰطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌۖ
بر فرمانبرداران من، تو همانا هیچ اقتداری نداری، مگر بر کسی که از میان سرگردانان از تو پیروی کند.»
إِنَّ عِبَادِے لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَٰنٌ إِلَّا مَنِ اِ۪تَّبَعَكَ مِنَ اَ۬لْغَاوِينَۖ
و جهنم بیگمان وعدهگاه همهٔ آنان است؛ هفت در دارد،
وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَٰبٖۖ
از آنِ هر در بخشی معین از آنان است.
لِّكُلِّ بَابٖ مِّنْهُمْ جُزْءٞ مَّقْسُومٌۖ
کسانی که محتاط بودهاند همانا در باغها و چشمهها خواهند بود: «در آنها با آرامش، در امنیت وارد شوید.»
إِنَّ اَ۬لْمُتَّقِينَ فِے جَنَّٰتٖ وَعُيُونٍ اُ۟دْخُلُوهَا بِسَلَٰمٍ ءَامِنِينَۖ
و هر کینهای را از سینههایشان برگرفته خواهیم بود،
وَنَزَعْنَا مَا فِے صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّۖ
برادرانه، بر سکوها، روبهروی یکدیگر.
إِخْوَٰناً عَلَىٰ سُرُرٖ مُّتَقَٰبِلِينَۖ
هیچ خستگیای در آنجا به آنان نخواهد رسید،
لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٞۖ
و هرگز از آن بیرون رانده نخواهند شد.
وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَۖ
به فرمانبرداران من اطلاع بده که منم، بسیار بخشاینده و مهربان، و که کیفر من همان کیفر دردناک است.
۞ نَبِّۓْ عِبَادِيَ أَنِّيَ أَنَا اَ۬لْغَفُورُ اُ۬لرَّحِيمُ وَأَنَّ عَذَابِے هُوَ اَ۬لْعَذَابُ اُ۬لْأَلِيمُۖ
و دربارهٔ میهمانان ابراهیم به آنان اطلاع بده، آنگاه که نزد او درآمدند و گفتند: «آرامش!»
وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَٰهِيمَ إِذْ دَخَلُواْ عَلَيْهِ فَقَالُواْ سَلَٰماٗۖ
او گفت: «ما از شما همانا میلرزیم.»
قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَۖ
گفتند: «نلرز، زیرا ما تو را به پسری دانا مژده میدهیم.»
قَالُواْ لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ عَلِيمٖۖ
او گفت: «آیا مرا به این مژده میدهید، در حالی که سالخوردگی به من رسیده است؟ پس به چه مرا مژده میدهید؟»
قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِے عَلَىٰ أَن مَّسَّنِيَ اَ۬لْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونِۖ
گفتند: «ما تو را به این به حقیقت مژده میدهیم: پس از دلباختگان مباش.»
قَالُواْ بَشَّرْنَٰكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ اَ۬لْقَٰنِطِينَۖ
او گفت: «و چه کسی پس از مهر سرپرستش دل میبازد، مگر گمراهشدگان؟»
قَالَ وَمَنْ يَّقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِۦ إِلَّا اَ۬لضَّآلُّونَۖ
او گفت: «پس حال شما چیست، ای فرستادهشدگان؟»
قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا اَ۬لْمُرْسَلُونَۖ
گفتند: «ما به سوی قومی کنارگذاشتهشده فرستاده شدهایم، مگر تبار لوط.
قَالُواْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمٖ مُّجْرِمِينَ إِلَّا ءَالَ لُوطٍۖ
همهٔ آنان را بیگمان نجات خواهیم داد، مگر زنش: تعیین کردهایم که او بیگمان از درنگکنندگان است.»
إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا اَ۪مْرَأَتَهُۥ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِنَ اَ۬لْغَٰبِرِينَۖ
و چون فرستادهشدگان نزد تبار لوط آمدند، گفت: «شما مردمی هستید که نمیشناسم.»
فَلَمَّا جَا ءَالَ لُوطٍ اِ۬لْمُرْسَلُونَ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٞ مُّنكَرُونَۖ
گفتند: «بلکه آنچه را دربارهٔ آن به جدال میپرداختند برایت آوردهایم. با حقیقت نزد تو آمدهایم، و ما بیگمان راستگوییم.
قَالُواْ بَلْ جِئْنَٰكَ بِمَا كَانُواْ فِيهِ يَمْتَرُونَ وَأَتَيْنَٰكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَۖ
پس با خانوادهات، در پارهای از شب، رهسپار شو، و از پی واپسینهای آنان برو، و هیچیک از شما روی برنگرداند، و به آنجا که به شما دستور داده شده است بروید.»
فَاسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٖ مِّنَ اَ۬ليْلِ وَاتَّبِعْ أَدْبَٰرَهُمْ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٞ وَامْضُواْ حَيْثُ تُؤْمَرُونَۖ
و این دستور را برای او مقرر کردیم: واپسین بازماندهٔ اینان بامداد قطع میشد.
وَقَضَيْنَا إِلَيْهِ ذَٰلِكَ اَ۬لْأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَٰؤُلَآءِ مَقْطُوعٞ مُّصْبِحِينَۖ
و مردمِ پایتخت شادیکنان آمدند.
وَجَا أَهْلُ اُ۬لْمَدِينَةِ يَسْتَبْشِرُونَۖ
او گفت: «اینان میهمانان منند: مرا بیآبرو مکنید،
قَالَ إِنَّ هَٰؤُلَآءِ ضَيْفِے فَلَا تَفْضَحُونِۖ
و در برابر خدا محتاط باشید، و مرا شرمسار مکنید.»
وَاتَّقُواْ اُ۬للَّهَ وَلَا تُخْزُونِۖ
گفتند: «آیا تو را از همهٔ هستیها نهی نکرده بودیم؟»
قَالُواْ أَوَلَمْ نَنْهَكَ عَنِ اِ۬لْعَٰلَمِينَۖ
او گفت: «اینان دختران منند، اگر ناگزیر از کاری هستید.»
قَالَ هَٰؤُلَآءِ بَنَاتِيَ إِن كُنتُمْ فَٰعِلِينَۖ
به زندگی تو، آنان بیگمان در مستی خود کورمال میرفتند.
لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِے سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَۖ
بانگ آنان را آنگاه در سپیدهدم فرا گرفت، و بالای آن را پایین آن ساختیم، و بر آنان سنگهایی از گل شکلیافته باراندیم.
فَأَخَذَتْهُمُ اُ۬لصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ فَجَعَلْنَا عَٰلِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةٗ مِّن سِجِّيلٍۖ
در این بیگمان نشانههایی است برای کسانی که سیماها را رمزگشایی میکنند.
إِنَّ فِے ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّلْمُتَوَسِّمِينَۖ
و آن بیگمان بر راهی است که برجا میماند.
وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٖ مُّقِيمٍۖ
در این بیگمان نشانهای است برای باورمندان.
إِنَّ فِے ذَٰلِكَ لَأٓيَةٗ لِّلْمُؤْمِنِينَۖ
و همراهان بیشه بیگمان ستمگر بودند،
۞ وَإِن كَانَ أَصْحَٰبُ اُ۬لْأَيْكَةِ لَظَٰلِمِينَۖ
پس ما از آنان انتقام گرفتیم،
فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْۖ
و هر دو بیگمان بر مرجعی آشکارند.
وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٖ مُّبِينٖۖ
همراهان حجر فرستادهشدگان را همانا دروغ انگاشتند،
وَلَقَدْ كَذَّبَ أَصْحَٰبُ اُ۬لْحِجْرِ اِ۬لْمُرْسَلِينَۖ
و نشانههای خود را به آنان دادیم، اما آنان از آنها پهلو تهی کردند.
وَءَاتَيْنَٰهُمْ ءَايَٰتِنَا فَكَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِينَۖ
و در کوهها خانههایی میتراشیدند، در امنیت.
وَكَانُواْ يَنْحِتُونَ مِنَ اَ۬لْجِبَالِ بِيُوتاً ءَامِنِينَۖ
بانگ آنان را آنگاه بامداد فرا گرفت،
فَأَخَذَتْهُمُ اُ۬لصَّيْحَةُ مُصْبِحِينَۖ
و آنچه کسب کرده بودند به کارشان نیامد.
فَمَا أَغْنَىٰ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَكْسِبُونَۖ
ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست جز به حقیقت نیافریدیم.
وَمَا خَلَقْنَا اَ۬لسَّمَٰوَٰتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّۖ
و آن لحظه بیگمان میآید:
وَإِنَّ اَ۬لسَّاعَةَ لَأٓتِيَةٞۖ
پس صفحه را بگردان، با حرکتی در خور،
فَاصْفَحِ اِ۬لصَّفْحَ اَ۬لْجَمِيلَۖ
زیرا سرپرست تو بزرگآفریننده است، همهچیزدان.
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ اَ۬لْخَلَّٰقُ اُ۬لْعَلِيمُۖ
ما همانا هفت تا از دوتاییها و خوانشی سترگ به تو دادیم.
وَلَقَدْ ءَاتَيْنَٰكَ سَبْعاٗ مِّنَ اَ۬لْمَثَانِے وَالْقُرْءَانَ اَ۬لْعَظِيمَۖ
چشمانت را مدوز به آنچه جفتهایی از میان آنان را از آن بهرهمند ساختیم،
لَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلَىٰ مَا مَتَّعْنَا بِهِۦ أَزْوَٰجاٗ مِّنْهُمْۖ
و برای آنان غصه مخور،
وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْۖ
و بال خود را برای باورمندان فرو آر.
وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَۖ
و بگو: «من همانا، خود، هشداردهندهٔ روشنم» — چنانکه آن را بر کسانی که آن را میان خود تقسیم کردند، کسانی که این خوانش را پارههایی ناهمگون ساختند، فرود آوردیم.
وَقُلْ إِنِّيَ أَنَا اَ۬لنَّذِيرُ اُ۬لْمُبِينُ كَمَا أَنزَلْنَا عَلَى اَ۬لْمُقْتَسِمِينَ اَ۬لذِينَ جَعَلُواْ اُ۬لْقُرْءَانَ عِضِينَۖ
به سرپرست تو، ما همهشان را بیگمان دربارهٔ آنچه میکردند خواهیم پرسید.
فَوَرَبِّكَ لَنَسْـَٔلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَۖ
پس آنچه را به تو دستور داده میشود علنی اعلام کن،
فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُۖ
و از انبازگیرندگان کناره بگیر،
وَأَعْرِضْ عَنِ اِ۬لْمُشْرِكِينَۖ
زیرا ما برای تو در برابر مسخرهکنندگان بس بودیم، کسانی که با خدا ایزدی دیگر قرار میدهند:
إِنَّا كَفَيْنَٰكَ اَ۬لْمُسْتَهْزِءِينَ اَ۬لذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ اَ۬للَّهِ إِلَٰهاً ءَاخَرَۖ
بهزودی خواهند دانست.
فَسَوْفَ يَعْلَمُونَۖ
ما همانا خواهیم دانست که سینهات از آنچه میگویند تنگ میشود:
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَۖ
پس با ستایش، سرپرست خود را شکوه بسرای، و از پیشانیبرخاکنهندگان باش،
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ اَ۬لسَّٰجِدِينَۖ
و از سرپرست خود فرمان ببر تا آنگاه که یقین به تو برسد.
وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّىٰ يَأْتِيَكَ اَ۬لْيَقِينُۖ