Maryam مريم
A hidden call, children bestowed نداء خفيّ وأبناء موهوبون
Summary and links in the frieze
In the frieze He hears his Guardian's benevolence toward His obedient ones, Zakariya, Maryam, Ibrahim, Moussa, and must not be hasty.
Read just before, 20 leads here: The Recitation did not come down for you to toil (20:2); sura 19 shows Zakariya, Maryam's child and Ibrahim, never wretched. 20
It leads to 18: Ibrahim draws apart from them and from what they obey; in sura 18, young men do the same and reach the Cave. 18
Closes on “A remembrance of your Guardian's benevolence”
Read with: the suras of the same shelf mark
- 20 Not sent down for you to toilthe overview: God recounts to Moussa his own life
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. كٓهيعٓصٓ (کاف های یا عین صاد).
بِسْمِ اِ۬للَّهِ اِ۬لرَّحْمَٰنِ اِ۬لرَّحِيمِ كَٓه۪ي۪عَٓصَٓۖ
یادآوری مهربانی سرپرست تو نسبت به فرمانبردار خود زکریا، آنگاه که سرپرست خود را به ندایی نهان خواند،
ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُۥ زَكَرِيَّآءَ ا۪ذْ نَاد۪ىٰ رَبَّهُۥ نِدَآءً خَفِيّاٗۖ
گفت: «ای سرپرست من، همانا استخوان در من سست شده است، سر از سپیدی شعلهور شده است، و هرگز در خواندن تو، ای سرپرست من، تیرهبخت نبودهام.
قَالَ رَبِّ إِنِّے وَهَنَ اَ۬لْعَظْمُ مِنِّے وَاشْتَعَلَ اَ۬لرَّأْسُ شَيْباٗ وَلَمَ اَكُنۢ بِدُعَآئِكَ رَبِّ شَقِيّاٗۖ
و همانا از کسان خود پس از خود ترسیدم، و همسرم نازا است. پس از سوی خود متحدی به من عطا کن که از من ارث ببرد و از طایفهٔ یعقوب ارث ببرد،
وَإِنِّے خِفْتُ اُ۬لْمَوَٰلِيَ مِنْ وَّرَآءِے وَكَانَتِ اِ۪مْرَأَتِے عَاقِراٗ فَهَبْ لِے مِن لَّدُنكَ وَلِيّاٗ يَرِثُنِے وَيَرِثُ مِنَ اٰلِ يَعْقُوبَۖ
و ای سرپرست من، او را پسندیده گردان.»
وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيّاٗۖ
«ای زکریا، ما همانا تو را به پسری مژده میدهیم: ویژگی او یحیی است، که پیش از او برای هیچکس این ویژگی را مشترک نساختهایم.»
۞ يَٰزَكَرِيَّآءُ اِ۪نَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَٰمٍ اِ۪سْمُهُۥ يَحْي۪ىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُۥ مِن قَبْلُ سَمِيّاٗۖ
گفت: «ای سرپرست من، چگونه پسری خواهم داشت، در حالی که همسرم نازا است و من در سالخوردگی به نهایت فرسودگی رسیدهام؟»
قَالَ رَبِّ أَنّ۪ىٰ يَكُونُ لِے غُلَٰمٞ وَكَانَتِ اِ۪مْرَأَتِے عَاقِراٗ وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ اَ۬لْكِبَرِ عُتِيّاٗۖ
گفت: «چنین خواهد بود. سرپرست تو گفت: این بر من آسان است، و من پیشتر تو را آفریدهام، در حالی که چیزی نبودی.»
قَالَ كَذَٰلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٞ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَئْاٗۖ
گفت: «سرپرست من، برای من نشانهای قرار ده.»
قَالَ رَبِّ اِ۪جْعَل لِّيَ ءَايَةٗۖ
گفت: «نشانهٔ تو این است که سه شب تمام با مردم سخن نخواهی گفت.»
قَالَ ءَايَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ اَ۬لنَّاسَ ثَلَٰثَ لَيَالٖ سَوِيّاٗۖ
پس از نیایشگاه نزد قوم خود بیرون آمد و به آنان اشاره کرد: «بامدادان و شامگاهان شکوه او را بسرایید.»
فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ مِنَ اَ۬لْمِحْرَابِ فَأَوْح۪ىٰٓ إِلَيْهِمُۥٓ أَن سَبِّحُواْ بُكْرَةٗ وَعَشِيّاٗۖ
«ای یحیی، ضابطه را با نیرو بگیر.»
يَٰيَحْي۪ىٰ خُذِ اِ۬لْكِتَٰبَ بِقُوَّةٖۖ
و ما به او داوری دادیم، در حالی که کودکی خردسال بود،
وَءَاتَيْنَٰهُ اُ۬لْحُكْمَ صَبِيّاٗۖ
و نرمیای از سوی ما و پاکی؛
وَحَنَاناٗ مِّن لَّدُنَّا وَزَكَوٰةٗۖ
و محتاط بود.
وَكَانَ تَقِيّاٗۖ
و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود، نه ستمپیشه بود و نه نافرمان.
وَبَرّاَۢ بِوَٰلِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّاراً عَصِيّاٗۖ
و آرامش بر او باد روزی که زاده شد، روزی که خواهد مرد، و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد.
وَسَلَٰمٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيّاٗۖ
و در نوشتار مریم را یاد کن، آنگاه که از کسان خود به جایی در خاور کناره گرفت و دور از آنان پردهای برگرفت.
وَاذْكُرْ فِے اِ۬لْكِتَٰبِ مَرْيَمَ إِذِ اِ۪نتَبَذَتْ مِنَ اَهْلِهَا مَكَاناٗ شَرْقِيّاٗ فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباٗۖ
آنگاه جریان خود را به سوی او فرستادیم، که به شکل آدمی کامل بر او ظاهر شد.
فَأَرْسَلْنَآ إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراٗ سَوِيّاٗۖ
گفت: «همانا از تو خود را در پناه بیاندازه مهربان میگذارم! اگر محتاط هستی…»
قَالَتِ اِنِّيَ أَعُوذُ بِالرَّحْمَٰنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيّاٗۖ
گفت: «من جز فرستادهٔ سرپرست تو نیستم، تا او پسری پاک به تو عطا کند.»
قَالَ إِنَّمَآ أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِاَهَبَ لَكِ غُلَٰماٗ زَكِيّاٗۖ
گفت: «چگونه پسری خواهم داشت، در حالی که هیچ آدمی مرا لمس نکرده است و من بیشرم نبودهام؟»
قَالَتَ اَنّ۪ىٰ يَكُونُ لِے غُلَٰمٞ وَلَمْ يَمْسَسْنِے بَشَرٞ وَلَمَ اَكُ بَغِيّاٗۖ
گفت: «چنین خواهد بود. سرپرست تو گفت: این بر من آسان است.
قَالَ كَذَٰلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٞۖ
و او را نشانهای برای انسانها و مهربانیای از سوی خود خواهیم گرداند.
وَلِنَجْعَلَهُۥٓ ءَايَةٗ لِّلنَّاسِ وَرَحْمَةٗ مِّنَّاۖ
این کاری است که پیشتر مقرر شده است.»
وَكَانَ أَمْراٗ مَّقْضِيّاٗۖ
او را بار گرفت، سپس با او به جایی دورافتاده کناره گرفت.
۞ فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِۦ مَكَاناٗ قَصِيّاٗۖ
درد زایمان او را به سوی تنهٔ نخل راند. گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم و چیزی فراموششده بودم، فراموششده برای جاودانه!»
فَأَجَآءَهَا اَ۬لْمَخَاضُ إِلَىٰ جِذْعِ اِ۬لنَّخْلَةِ قَالَتْ يَٰلَيْتَنِے مِتُّ قَبْلَ هَٰذَا وَكُنتُ نِسْياٗ مَّنسِيّاٗۖ
پس از زیر پایش او را ندا داد: «اندوهگین مباش! سرپرست تو زیر تو جویباری نهاده است.
فَنَاد۪يٰهَا مِن تَحْتِهَآ أَلَّا تَحْزَنِے قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاٗۖ
و تنهٔ نخل را به سوی خود تکان بده: خرماهای تازهٔ رسیده بر تو فرو خواهد ریخت.
وَهُزِّےٓ إِلَيْكِ بِجِذْعِ اِ۬لنَّخْلَةِ تَسَّٰقَطْ عَلَيْكِ رُطَباٗ جَنِيّاٗۖ
پس بخور، بنوش، و نگاهت خنک شود.
فَكُلِے وَاشْرَبِے وَقَرِّے عَيْناٗۖ
پس اگر کسی از آدمیان را دیدی، بگو: ‹من برای بیاندازه مهربان خودداریای نذر کردهام؛ پس امروز با هیچ آدمی سخن نخواهم گفت.›»
فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ اَ۬لْبَشَرِ أَحَداٗ فَقُولِےٓ إِنِّے نَذَرْتُ لِلرَّحْمَٰنِ صَوْماٗ فَلَنُ ا۟كَلِّمَ اَ۬لْيَوْمَ إِنسِيّاٗۖ
پس او را در آغوش گرفته نزد قوم خود آمد.
فَأَتَتْ بِهِۦ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُۥۖ
گفتند: «ای مریم، همانا به کاری هولناک دست زدهای!
قَالُواْ يَٰمَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَئْاٗ فَرِيّاٗۖ
ای خواهر هارون، پدرت مردی بد نبود و مادرت نیز زنی بیشرم نبود.»
يَٰٓأُخْتَ هَٰرُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ اِ۪مْرَأَ سَوْءٖ وَمَا كَانَتُ ا۟مُّكِ بَغِيّاٗۖ
پس به او اشاره کرد.
فَأَشَارَتِ اِلَيْهِۖ
گفتند: «چگونه با کودکی خردسال در گهواره سخن بگوییم؟»
قَالُواْ كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِے اِ۬لْمَهْدِ صَبِيّاٗۖ
کودک گفت: «من همانا فرمانبردار خدا هستم. او به من نوشتار داد و مرا اطلاعدهنده گرداند؛ مرا هر کجا باشم خجسته گرداند، و تا زنده خواهم بود تماس و گشادهدستی ناب را به من سفارش کرد، و نیز نیکی به مادرم.
قَالَ إِنِّے عَبْدُ اُ۬للَّهِ ءَات۪يٰنِيَ اَ۬لْكِتَٰبَ وَجَعَلَنِے نَبِيٓـٔاٗ وَجَعَلَنِے مُبَٰرَكاً اَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصٰ۪نِے بِالصَّلَوٰةِ وَالزَّكَوٰةِ مَا دُمْتُ حَيّاٗ وَبَرّاَۢ بِوَٰلِدَتِےۖ
و مرا نه ستمپیشه گردانید و نه تیرهبخت.
وَلَمْ يَجْعَلْنِے جَبَّاراٗ شَقِيّاٗۖ
و آرامش بر من باد روزی که زاده شدم، روزی که خواهم مرد، و روزی که زنده برانگیخته خواهم شد.»
وَالسَّلَٰمُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيّاٗۖ
این است عیسی، پسر مریم —
ذَٰلِكَ عِيسَى اَ۪بْنُ مَرْيَمَۖ
سخن حقیقت، که دربارهٔ آن به کشمکش درمیآیند.
قَوْلُ اُ۬لْحَقِّ اِ۬لذِے فِيهِ يَمْتَرُونَۖ
خدا را نسزد که فرزندی برای خود برگیرد.
مَا كَانَ لِلهِ أَنْ يَّتَّخِذَ مِنْ وَّلَدٖۖ
شکوه بر او باد!
سُبْحَٰنَهُۥٓۖ
چون چیزی را مقرر میکند، فقط به آن میگوید: «باش»،
إِذَا قَض۪ىٰٓ أَمْراٗ فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُنۖ
و آن هست.
فَيَكُونُۖ
و خدا همانا سرپرست من و سرپرست شما است؛ پس از او فرمان برید.
وَأَنَّ اَ۬للَّهَ رَبِّے وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُۖ
این است جادهای راست.
هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسْتَقِيمٞۖ
اما گروهها میان خود اختلاف کردند.
فَاخْتَلَفَ اَ۬لَاحْزَابُ مِنۢ بَيْنِهِمْۖ
پس وای بر انکارکنندگان، آنگاه که گواه روزی سترگ خواهند بود!
فَوَيْلٞ لِّلذِينَ كَفَرُواْ مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍۖ
چه خوب خواهند شنید و چه روشن خواهند دید، روزی که نزد ما بیایند!
اَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَاتُونَنَاۖ
اما ستمگران امروز در گمراهی آشکارند.
لَٰكِنِ اِ۬لظَّٰلِمُونَ اَ۬لْيَوْمَ فِے ضَلَٰلٖ مُّبِينٖۖ
و آنان را از روز دلشکستگی هشدار ده، آنگاه که کار فیصله داده شود، در حالی که در بیخبریاند و باور نمیآورند،
وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ اَ۬لْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ اَ۬لَامْرُ وَهُمْ فِے غَفْلَةٖ وَهُمْ لَا يُومِنُونَۖ
زیرا این ما هستیم که از زمین و از کسانی که بر آناند ارث خواهیم برد،
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ اُ۬لَارْضَ وَمَنْ عَلَيْهَاۖ
و به سوی ما بازگردانده خواهند شد.
وَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَۖ
و در نوشتار ابراهیم را یاد کن: او مردی راستگو بود، اطلاعدهنده، آنگاه که به پدر خود گفت: «ای پدر من، چرا از آنچه نه میشنود و نه روشن میبیند و تو را به هیچ کار نمیآید فرمان میبری؟
۞ وَاذْكُرْ فِے اِ۬لْكِتَٰبِ إِبْرَٰهِيمَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقاٗ نَّبِيٓـٔاً اِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَٰٓأَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِے عَنكَ شَئْاٗۖ
ای پدر من، همانا از دانش چیزی به من آمده است که به تو نرسیده است؛ پس از من پیروی کن، تو را بر جادهای هموار راه خواهم نمود.
يَٰٓأَبَتِ إِنِّے قَدْ جَآءَنِے مِنَ اَ۬لْعِلْمِ مَا لَمْ يَاتِكَ فَاتَّبِعْنِےٓ أَهْدِكَ صِرَٰطاٗ سَوِيّاٗۖ
ای پدر من، منحرفکننده را فرمان مبر،
يَٰٓأَبَتِ لَا تَعْبُدِ اِ۬لشَّيْطَٰنَۖ
زیرا منحرفکننده نسبت به بیاندازه مهربان نافرمان است.
إِنَّ اَ۬لشَّيْطَٰنَ كَانَ لِلرَّحْمَٰنِ عَصِيّاٗۖ
ای پدر من، میترسم که کیفری از بیاندازه مهربان به تو برسد، و متحد منحرفکننده شوی.»
يَٰٓأَبَتِ إِنِّيَ أَخَافُ أَنْ يَّمَسَّكَ عَذَابٞ مِّنَ اَ۬لرَّحْمَٰنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطَٰنِ وَلِيّاٗۖ
پدرش گفت: «آیا از ایزدان من روی برمیتابی، ای ابراهیم؟
قَالَ أَرَاغِبٌ اَنتَ عَنَ اٰلِهَتِےۖ
اگر باز نایستی، بیگمان تو را خواهم راند! مدتی دراز از من دور شو.»
يَٰٓإِبْرَٰهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِے مَلِيّاٗۖ
ابراهیم گفت: «آرامش بر تو. برای تو از سرپرست خود بخشایش خواهم خواست: او همواره با من نیکخواه بوده است. من از شما و از آنچه غیر از خدا میخوانید جدا میشوم، و سرپرست خود را میخوانم؛ شاید با خواندن سرپرست خود تیرهبخت نباشم.»
قَالَ سَلَٰمٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّيَ إِنَّهُۥ كَانَ بِے حَفِيّاٗ وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اِ۬للَّهِ وَأَدْعُواْ رَبِّے عَس۪ىٰٓ أَلَّآ أَكُونَ بِدُعَآءِ رَبِّے شَقِيّاٗۖ
چون از آنان و از آنچه غیر از خدا فرمان میبردند جدا شد، اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم،
فَلَمَّا اَ۪عْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اِ۬للَّهِ وَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَۖ
و از هر کدام اطلاعدهندهای ساختیم.
وَكُلّاٗ جَعَلْنَا نَبِيٓـٔاٗۖ
و از مهربانی خود به آنان عطا کردیم، و زبانی راستگو و والا برایشان قرار دادیم.
وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيّاٗۖ
و در نوشتار موسی را یاد کن: او خود را تنها به خدا وامینهاد، و فرستادهای بود، اطلاعدهنده.
وَاذْكُرْ فِے اِ۬لْكِتَٰبِ مُوس۪ىٰٓ إِنَّهُۥ كَانَ مُخْلِصاٗ وَكَانَ رَسُولاٗ نَّبِيٓـٔاٗۖ
و او را از جانب راست کوه ندا دادیم، و او را در رازگویی نزدیک آوردیم.
وَنَٰدَيْنَٰهُ مِن جَانِبِ اِ۬لطُّورِ اِ۬لَايْمَنِ وَقَرَّبْنَٰهُ نَجِيّاٗۖ
و از مهربانی خود برادرش هارون را، اطلاعدهنده، به او عطا کردیم.
وَوَهَبْنَا لَهُۥ مِن رَّحْمَتِنَآ أَخَاهُ هَٰرُونَ نَبِيٓـٔاٗۖ
و در نوشتار اسماعیل را یاد کن: او در وعدهٔ خود راستگو بود، و فرستادهای بود، اطلاعدهنده. کسان خود را به تماس و گشادهدستی ناب دستور میداد،
وَاذْكُرْ فِے اِ۬لْكِتَٰبِ إِسْمَٰعِيلَ إِنَّهُۥ كَانَ صَادِقَ اَ۬لْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولاٗ نَّبِيٓـٔاٗ وَكَانَ يَامُرُ أَهْلَهُۥ بِالصَّلَوٰةِ وَالزَّكَوٰةِۖ
و نزد سرپرست خود پسندیده بود.
وَكَانَ عِندَ رَبِّهِۦ مَرْضِيّاٗۖ
و در نوشتار ادریس را یاد کن: او مردی راستگو بود، اطلاعدهنده.
وَاذْكُرْ فِے اِ۬لْكِتَٰبِ إِدْرِيسَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقاٗ نَّبِيٓـٔاٗۖ
و او را به جایگاهی والا برافراشتیم.
وَرَفَعْنَٰهُ مَكَاناً عَلِيّاًۖ
اینان کسانیاند که خدا در میان اطلاعدهندگان آنان را با دهشها سرشار کرد: از نسل آدم، از کسانی که با نوح برداشتیم، از نسل ابراهیم و اسرائیل، و از میان کسانی که راه نمودیم و برگزیدیم.
ا۟وْلَٰٓئِكَ اَ۬لذِينَ أَنْعَمَ اَ۬للَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ اَ۬لنَّبِيٓـِٕۧنَ مِن ذُرِّيَّةِ ءَادَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٖ وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْرَآءِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَآۖ
هرگاه نشانههای بیاندازه مهربان بر آنان برخوانده میشد، پیشانی بر خاک نهاده و گریان میافتادند.
إِذَا تُتْل۪ىٰ عَلَيْهِمُۥٓ ءَايَٰتُ اُ۬لرَّحْمَٰنِ خَرُّواْ سُجَّداٗ وَبُكِيّاٗۖ۩
سپس نسلی جانشین آنان شد که تماس را تباه گذاشت و از هوسها پیروی کرد: پس به سرگشتگی خواهند رسید — مگر آنکه پشیمانی کند، باور آورد و کردار شایسته بهجا آورد؛ اینان به باغ درآورده خواهند شد و هیچ ستمی نخواهند دید: باغهای پایایی که بیاندازه مهربان به فرمانبرداران خود وعده داده است، هرچند از حواسشان بیرون باشد؛
۞ فَخَلَفَ مِنۢ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ اَضَاعُواْ اُ۬لصَّلَوٰةَ وَاتَّبَعُواْ اُ۬لشَّهَوَٰتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً اِلَّا مَن تَابَ وَءَامَنَ وَعَمِلَ صَٰلِحاٗ فَأُوْلَٰٓئِكَ يَدْخُلُونَ اَ۬لْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شَئْاٗ جَنَّٰتِ عَدْنٍ اِ۬لتِے وَعَدَ اَ۬لرَّحْمَٰنُ عِبَادَهُۥ بِالْغَيْبِۖ
زیرا وعدهٔ او مقدر شده است که به انجام رسد.
إِنَّهُۥ كَانَ وَعْدُهُۥ مَاتِيّاٗۖ
در آنجا هیچ بیهودگی نخواهند شنید،
لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْواًۖ
جز: «آرامش!»
اِلَّا سَلَٰماٗۖ
و در آنجا بامدادان و شامگاهان روزی خود را خواهند داشت.
وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةٗ وَعَشِيّاٗۖ
این است باغی که از میان فرمانبرداران خود به آن کسی را که محتاط بود به ارث خواهیم داد.
تِلْكَ اَ۬لْجَنَّةُ اُ۬لتِے نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيّاٗۖ
«ما جز به دستور سرپرست تو فرود نمیآییم.
وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَۖ
آنچه پیش روی ما است، آنچه پشت سر ما است و آنچه میان این دو است از آنِ او است.
لَهُۥ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَٰلِكَۖ
و سرپرست تو فراموشکار نیست.»
وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيّاٗۖ
سرپرست آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است: پس از او فرمان بر و در فرمان بردن از او پایدار باش.
رَّبُّ اُ۬لسَّمَٰوَٰتِ وَالَارْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَٰدَتِهِۦۖ
آیا کسی را میشناسی که ویژگی او را با او مشترک داشته باشد؟
هَلْ تَعْلَمُ لَهُۥ سَمِيّاٗۖ
و انسان میگوید: «آیا چون بمیرم، بهراستی زنده بیرون آورده خواهم شد؟»
وَيَقُولُ اُ۬لِانسَٰنُ أَ۟ذَا مَا مِتُّ لَسَوْفَ أُخْرَجُ حَيّاًۖ
آیا انسان به یاد نمیآورد که ما پیشتر او را آفریدیم، در حالی که چیزی نبود؟
اَوَلَا يَذْكُرُ اُ۬لِانسَٰنُ أَنَّا خَلَقْنَٰهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَئْاٗۖ
به سرپرست تو، بیگمان آنان را و منحرفکنندگان را گرد خواهیم آورد؛ سپس بیگمان آنان را گرداگرد جهنم، بر زانوها، حاضر خواهیم کرد.
فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَٰطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جُثِيّاٗۖ
سپس از هر دسته، بیگمان کسانی را که بر بیاندازه مهربان سرکشتر بودند بیرون خواهیم کشید.
ثُمَّ لَنَنزِعَنَّ مِن كُلِّ شِيعَةٍ اَيُّهُمُۥٓ أَشَدُّ عَلَى اَ۬لرَّحْمَٰنِ عُتِيّاٗۖ
سپس این ما هستیم که بهتر میدانیم چه کسی سزاوارتر است که در آن بسوزد.
ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالذِينَ هُمُۥٓ أَوْل۪ىٰ بِهَا صُلِيّاٗۖ
و هیچیک از شما نیست مگر آنکه بر آن درآید: این برای سرپرست تو حکمی بازگشتناپذیر است.
وَإِن مِّنكُمُۥٓ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَىٰ رَبِّكَ حَتْماٗ مَّقْضِيّاٗۖ
سپس کسانی را که محتاط بودند نجات خواهیم داد، و ستمگران را در آن، بر زانوها، وا خواهیم گذاشت.
ثُمَّ نُنَجِّے اِ۬لذِينَ اَ۪تَّقَواْ وَّنَذَرُ اُ۬لظَّٰلِمِينَ فِيهَا جُثِيّاٗۖ
و چون نشانههای روشن ما بر آنان برخوانده میشود، انکارکنندگان به باورمندان میگویند: «کدامیک از دو گروه جایگاه بهتر و مجلس زیباتر دارد؟»
وَإِذَا تُتْل۪ىٰ عَلَيْهِمُۥٓ ءَايَٰتُنَا بَيِّنَٰتٖ قَالَ اَ۬لذِينَ كَفَرُواْ لِلذِينَ ءَامَنُوٓاْ أَيُّ اُ۬لْفَرِيقَيْنِ خَيْرٞ مَّقَاماٗ وَأَحْسَنُ نَدِيّاٗۖ
چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم، که در دارایی و نمود زیباتر بودند!
وَكَمَ اَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هُمُۥٓ أَحْسَنُ أَثَٰثاٗ وَرِءْياٗۖ
بگو: «هر که در گمراهی است، بیاندازه مهربان به او مهلتی دراز دهد،
۞ قُلْ مَن كَانَ فِے اِ۬لضَّلَٰلَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ اُ۬لرَّحْمَٰنُ مَدّاًۖ
تا آنگاه که آنچه را به آنان وعده داده شده است ببینند — یا کیفر یا آن لحظه — بدانند چه کسی بدترین جایگاه را دارد و چه کسی در سپاه ناتوانتر است.»
حَتَّىٰٓ إِذَا رَأَوْاْ مَا يُوعَدُونَ إِمَّا اَ۬لْعَذَابَ وَإِمَّا اَ۬لسَّاعَةَ فَسَيَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ شَرّٞ مَّكَاناٗ وَأَضْعَفُ جُنداٗۖ
و خدا راهنمایی کسانی را که راهنمایی پذیرفتند میافزاید.
وَيَزِيدُ اُ۬للَّهُ اُ۬لذِينَ اَ۪هْتَدَوْاْ هُدىٗۖ
و کردارهای پایدار و شایسته نزد سرپرست تو در عوض بهتریناند و در بازگشتی که میدهند بهترین.
وَالْبَٰقِيَٰتُ اُ۬لصَّٰلِحَٰتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَاباٗ وَخَيْرٞ مَّرَدّاًۖ
آیا کسی را دیدهای که نشانههای ما را انکار کرد و گفت: «بیگمان به من دارایی و فرزندان داده خواهد شد»؟ آیا به آنچه فراتر از حواس است نفوذ کرده، یا از بیاندازه مهربان پیمانی گرفته است؟ نه!
اَفَرَٰٓيْتَ اَ۬لذِے كَفَرَ بِـَٔايَٰتِنَا وَقَالَ لَأُوتَيَنَّ مَالاٗ وَوَلَداً اَطَّلَعَ اَ۬لْغَيْبَ أَمِ اِ۪تَّخَذَ عِندَ اَ۬لرَّحْمَٰنِ عَهْداٗ كَلَّاۖ
آنچه میگوید خواهیم نگاشت و کیفر را برایش دراز خواهیم کرد.
سَنَكْتُبُ مَا يَقُولُ وَنَمُدُّ لَهُۥ مِنَ اَ۬لْعَذَابِ مَدّاٗۖ
و از آنچه میگوید ارث خواهیم برد، و او تنها نزد ما خواهد آمد.
وَنَرِثُهُۥ مَا يَقُولُ وَيَاتِينَا فَرْداٗۖ
و غیر از خدا ایزدانی برگرفتهاند تا برایشان نیرویی باشند. نه!
وَاتَّخَذُواْ مِن دُونِ اِ۬للَّهِ ءَالِهَةٗ لِّيَكُونُواْ لَهُمْ عِزّاٗ كَلَّاۖ
آنها فرمانبرداریشان را انکار خواهند کرد و در برابرشان خواهند ایستاد.
سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدّاًۖ
آیا ندیدهای که ما منحرفکنندگان را بر انکارکنندگان رها کردیم، و آنان را بیوقفه میشورانند؟
اَلَمْ تَرَ أَنَّآ أَرْسَلْنَا اَ۬لشَّيَٰطِينَ عَلَى اَ۬لْكٰ۪فِرِينَ تَؤُزُّهُمُۥٓ أَزّاٗۖ
پس در برابر آنان شتاب مکن:
فَلَا تَعْجَلْ عَلَيْهِمُۥٓۖ
ما تنها برایشان میشماریم، یکبهیک.
إِنَّمَا نَعُدُّ لَهُمْ عَدّاٗۖ
روزی که محتاطان را به سوی بیاندازه مهربان، در هیئت نمایندگان، گرد آوریم، و کنارگذاشتهشدگان را به سوی جهنم ببریم، بهصورت درآمدن.
يَوْمَ نَحْشُرُ اُ۬لْمُتَّقِينَ إِلَى اَ۬لرَّحْمَٰنِ وَفْداٗ وَنَسُوقُ اُ۬لْمُجْرِمِينَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ وِرْداٗۖ
هیچ میانجیگریای در اختیار نخواهند داشت، مگر آنکه نزد بیاندازه مهربان پیمانی بسته باشد.
لَّا يَمْلِكُونَ اَ۬لشَفَٰعَةَ إِلَّا مَنِ اِ۪تَّخَذَ عِندَ اَ۬لرَّحْمَٰنِ عَهْداٗۖ
و گفتند: «بیاندازه مهربان فرزندی برای خود برگرفته است.»
وَقَالُواْ اُ۪تَّخَذَ اَ۬لرَّحْمَٰنُ وَلَداٗۖ
همانا به کاری شگرف دست زدهاید! نزدیک است آسمانها از آن شکافته شوند، زمین بدرد و کوهها فرو ریزند — برای آنکه به بیاندازه مهربان فرزندی نسبت دادند.
لَّقَدْ جِئْتُمْ شَئْاً اِدّاٗ يَكَادُ اُ۬لسَّمَٰوَٰتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ اُ۬لَارْضُ وَتَخِرُّ اُ۬لْجِبَالُ هَدّاً اَن دَعَوْاْ لِلرَّحْمَٰنِ وَلَداٗۖ
بیاندازه مهربان را نسزد که فرزندی برای خود برگیرد.
وَمَا يَنۢبَغِے لِلرَّحْمَٰنِ أَنْ يَّتَّخِذَ وَلَداًۖ
در آسمانها و زمین هیچکس نیست مگر آنکه فرمانبردار نزد بیاندازه مهربان میآید.
اِن كُلُّ مَن فِے اِ۬لسَّمَٰوَٰتِ وَالَارْضِ إِلَّآ ءَاتِے اِ۬لرَّحْمَٰنِ عَبْداٗۖ
او همانا آنان را برشمرده و یکبهیک شمرده است.
لَّقَدَ اَحْص۪يٰهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدّاٗۖ
و هر یک از آنان در روز حضور تنها نزد او خواهد آمد.
وَكُلُّهُمُۥٓ ءَاتِيهِ يَوْمَ اَ۬لْقِيَٰمَةِ فَرْداًۖ
برای کسانی که باور آوردند و کردارهای شایسته بهجا آوردند، بیاندازه مهربان همانا دوستی عطا خواهد کرد.
اِنَّ اَ۬لذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ اُ۬لصَّٰلِحَٰتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ اُ۬لرَّحْمَٰنُ وُدّاٗۖ
ما آن را به زبان تو آسان نساختیم جز برای آنکه محتاطان را به آن مژده دهی و قومی سرسخت را به آن هشدار دهی.
فَإِنَّمَا يَسَّرْنَٰهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ اِ۬لْمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ بِهِۦ قَوْماٗ لُّدّاٗۖ
چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم! آیا از آنان یکی را درمییابی، یا از آنان کمترین زمزمهای میشنوی؟
وَكَمَ اَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُم مِّنَ اَحَدٍ اَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاٗۖ