Al-Mu'minun المؤمنون
The believers have succeeded قد أفلح المؤمنون
The section and its links
The All-Benevolent and His obedient ones (19-20, then 21-25)
What was shown before: The All-Benevolent and His obedient ones are shown in 19 and 20. 19
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
باورمندان کامیاب شدهاند،
قد افلح المومنون
آنان که در تماس خود فروتناند،
الذين هم في صلاتهم خشعون
و آنان که از بیهودگیها روی برمیتابند،
والذين هم عن اللغو معرضون
و آنان که گشادهدستی ناب میدهند،
والذين هم للزكوة فعلون
و کسانی که پاکدامنی خود را نگه میدارند، مگر نسبت به همسران خود یا بستهشدگان به سوگند — پس سرزنش نمیشوند؛
والذين هم لفروجهم حفظون الا على ازوجهم او ما ملكت ايمنهم فانهم غير ملومين
هر که فراتر از این بجوید، اینان کسانیاند که از حدها میگذرند.
فمن ابتغى وراء ذلك فاوليك هم العادون
و کسانی که به امانتها و پیمان خود توجه دارند،
والذين هم لامنتهم وعهدهم رعون
و کسانی که تماسهای خود را پیوسته نگه میدارند — اینان وارثانند، که فردوس را به ارث خواهند برد،
والذين هم على صلوتهم يحافظون اوليك هم الورثون الذين يرثون الفردوس
در آن جاودانه ماندگار.
هم فيها خلدون
ما همانا انسان را از چکیدهای از گِل آفریدیم،
ولقد خلقنا الانسن من سللة من طين
سپس از او نطفهای در جایی امن و استوار ساختیم،
ثم جعلنه نطفة في قرار مكين
سپس از نطفه آویزهای آفریدیم، سپس از آویزه جنینی آفریدیم، سپس از جنین استخوانهایی آفریدیم، سپس استخوانها را به گوشت پوشاندیم، سپس او را آفرینشی دیگر پدید آوردیم.
ثم خلقنا النطفة علقة فخلقنا العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظما فكسونا العظم لحما ثم انشانه خلقا ءاخر
خجسته باد خدا، زیباترین آفرینندگان!
فتبارك الله احسن الخلقين
سپس، پس از این، شما بیگمان مردنی هستید،
ثم انكم بعد ذلك لميتون
سپس، در روز حضور، شما همانا برانگیخته خواهید شد.
ثم انكم يوم القيمة تبعثون
ما همانا بالای شما هفت مسیر آفریدیم،
ولقد خلقنا فوقكم سبع طرايق
و هرگز از آفرینش بیخبر نبودیم.
وما كنا عن الخلق غفلين
و از آسمان آبی به اندازه فرود آوردیم، و آن را در زمین جا دادیم —
وانزلنا من السماء ماء بقدر فاسكنه في الارض
و ما بیگمان بر بردنش توانا هستیم.
وانا على ذهاب به لقدرون
بدینسان برای شما با آن باغهایی از نخل و تاک پدید آوردیم، که در آنها خوراکیهای فراوان دارید و از آنها میخورید، و درختی که از کوه سینا برمیآید، که با روغن و چاشنی برای خورندگان میروید.
فانشانا لكم به جنت من نخيل واعنب لكم فيها فوكه كثيرة ومنها تاكلون وشجرة تخرج من طور سيناء تنبت بالدهن وصبغ للءاكلين
و برای شما بیگمان در چارپایان درسی هست:
وان لكم في الانعم لعبرة
شما را از آنچه در شکمهایشان است مینوشانیم،
نسقيكم مما في بطونها
و در آنها سودهای بسیار دارید، و از آنها میخورید، و بر آنها و بر ناوها حمل میشوید.
ولكم فيها منفع كثيرة ومنها تاكلون وعليها وعلى الفلك تحملون
ما همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم، و گفت: «ای قوم من! خدا را فرمان برید: شما ایزدی دیگر جز او ندارید.
ولقد ارسلنا نوحا الى قومه فقال يقوم اعبدوا الله ما لكم من اله غيره
پس آیا محتاط نمیشوید؟»
افلا تتقون
آنگاه دربار قومش، آنان که انکار میکردند، گفتند: «این جز آدمیای مانند شما نیست، که میخواهد بر شما برتری یابد؛ اگر خدا را پسند افتاده بود، کارگزارانی فرود میآورد؛ ما این را در میان نیاکان نخستین خود نشنیدهایم. او جز مردی دچار اختلال نیست — پس دربارهٔ او مدتی در انتظار بمانید.»
فقال الملوا الذين كفروا من قومه ما هذا الا بشر مثلكم يريد ان يتفضل عليكم ولو شاء الله لانزل مليكة ما سمعنا بهذا في ءاباينا الاولين ان هو الا رجل به جنة فتربصوا به حتى حين
گفت: «ای سرپرست من، مرا یاری ده، زیرا مرا دروغ انگاشتند.»
قال رب انصرني بما كذبون
پس به او پرده برداشتیم: «ناو را زیر چشمان ما و بر پایهٔ پردهبرداری ما بساز.
فاوحينا اليه ان اصنع الفلك باعيننا ووحينا
سپس چون دستور ما فرا رسد و اجاق بجوشد، در آن از هر چیز دو عنصر از یک جفت را بگذار، و نیز خانوادهٔ خود را، مگر آنکه از میان ایشان سخن پیشین بر او سنگینی میکند؛
فاذا جاء امرنا وفار التنور فاسلك فيها من كل زوجين اثنين واهلك الا من سبق عليه القول منهم
و دربارهٔ کسانی که ستم کردند به من روی میاور، زیرا آنان غرق خواهند شد.
ولا تخطبني في الذين ظلموا انهم مغرقون
و چون در ناو جا گرفته باشی، تو و کسانی که با تو هستند، بگو: «ستایش از آنِ خدا است که ما را از قوم ستمگران نجات داد.»
فاذا استويت انت ومن معك على الفلك فقل الحمد لله الذي نجىنا من القوم الظلمين
و بگو: «ای سرپرست من، مرا در جایی پذیرای خجسته فرود آور، زیرا تو بهترین میزبانانی.»»
وقل رب انزلني منزلا مباركا وانت خير المنزلين
در این بیگمان نشانههایی است،
ان في ذلك لءايت
و ما بیگمان در حال آزمودن بودیم.
وان كنا لمبتلين
سپس پس از آنان نسلی دیگر پدید آوردیم، و در میان آنان فرستادهای از خودشان فرستادیم: «خدا را فرمان برید: شما ایزدی دیگر جز او ندارید.
ثم انشانا من بعدهم قرنا ءاخرين فارسلنا فيهم رسولا منهم ان اعبدوا الله ما لكم من اله غيره
پس آیا محتاط نمیشوید؟»
افلا تتقون
و دربار قومش، آنان که انکار میکردند و رویارویی با زندگی واپسین را دروغ میانگاشتند، و در زندگی نزدیک به آنان ناز داده بودیم، گفتند: «این جز آدمیای مانند شما نیست، که از آنچه شما میخورید میخورد و از آنچه شما مینوشید مینوشد؛ و اگر به آدمیای مانند خود گردن نهید، آنگاه بیگمان زیانکار خواهید بود. آیا به شما وعده میدهد که چون مردید و خاک و استخوان شدید، بیرون آورده خواهید شد؟ بسی دور، بسی دور است آنچه به شما وعده داده میشود! جز زندگی نزدیک ما چیزی نیست، میمیریم و زندگی میکنیم، و برانگیخته نخواهیم شد! او جز مردی نیست که بر خدا دروغی ساخته است، و ما به او اعتبار نخواهیم داد.»
وقال الملا من قومه الذين كفروا وكذبوا بلقاء الءاخرة واترفنهم في الحيوة الدنيا ما هذا الا بشر مثلكم ياكل مما تاكلون منه ويشرب مما تشربون ولين اطعتم بشرا مثلكم انكم اذا لخسرون ايعدكم انكم اذا متم وكنتم ترابا وعظما انكم مخرجون هيهات هيهات لما توعدون ان هي الا حياتنا الدنيا نموت ونحيا وما نحن بمبعوثين ان هو الا رجل افترى على الله كذبا وما نحن له بمومنين
گفت: «ای سرپرست من، مرا یاری ده، زیرا مرا دروغ انگاشتند.»
قال رب انصرني بما كذبون
گفت: «اندکی دیگر، و آنان بیگمان خود را سرشار از حسرت خواهند یافت.»
قال عما قليل ليصبحن ندمين
پس بانگ، به حقیقت، آنان را گرفت، و ما از آنان خاشاکی ساختیم.
فاخذتهم الصيحة بالحق فجعلنهم غثاء
پس دور باد قوم ستمگران!
فبعدا للقوم الظلمين
سپس پس از آنان نسلهایی دیگر پدید آوردیم.
ثم انشانا من بعدهم قرونا ءاخرين
هیچ جامعهای نه از سرآمد خود پیشی میگیرد و نه آن را به تأخیر میاندازد.
ما تسبق من امة اجلها وما يستخرون
سپس فرستادگان خود را یکی پس از دیگری فرستادیم.
ثم ارسلنا رسلنا تترا
هرگاه فرستادهای نزد جامعهای میآمد، او را دروغ میانگاشت؛
كل ما جاء امة رسولها كذبوه
پس آنان را پشت سر هم روانه کردیم، و آنان را موضوع گفتار گردانیدیم.
فاتبعنا بعضهم بعضا وجعلنهم احاديث
پس دور باد قومی که باور نمیآورد!
فبعدا لقوم لا يومنون
سپس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خود و حجتی آشکار به سوی فرعون و دربارش فرستادیم؛ اما خودبزرگبینی کردند و قومی گردنفراز بودند،
ثم ارسلنا موسى واخاه هرون بايتنا وسلطن مبين الى فرعون وملايه فاستكبروا وكانوا قوما عالين
و گفتند: «آیا به دو آدمی مانند خود اعتبار بدهیم، در حالی که قوم آنان ما را فرمان میبرد؟»
فقالوا انومن لبشرين مثلنا وقومهما لنا عبدون
آن دو را دروغ انگاشتند، و چنین از نابودشدگان شدند.
فكذبوهما فكانوا من المهلكين
ما همانا به موسی نوشتار دادیم، شاید راهنمایی بپذیرند.
ولقد ءاتينا موسى الكتب لعلهم يهتدون
و پسر مریم و مادرش را نشانهای گردانیدیم،
وجعلنا ابن مريم وامه ءاية
و آن دو را در بلندیای دارای استواری و آب چشمه پناه دادیم.
وءاوينهما الى ربوة ذات قرار ومعين
ای فرستادگان، از چیزهای نیکو بخورید و کردار شایسته بهجا آورید،
يايها الرسل كلوا من الطيبت واعملوا صلحا
زیرا من به آنچه میکنید همهچیزدانم.
اني بما تعملون عليم
و این جامعهای که از آنِ شما است همانا جامعهای یگانه است،
وان هذه امتكم امة وحدة
و من سرپرست شما هستم: پس در برابر من محتاط باشید.
وانا ربكم فاتقون
اما کار خود را میان خود شکافتند، پارهپاره،
فتقطعوا امرهم بينهم زبرا
هر گروه از آنچه در دست دارد شادمان.
كل حزب بما لديهم فرحون
پس آنان را در گردابشان رها کن، برای مدتی.
فذرهم في غمرتهم حتى حين
آیا میپندارند که چون آنان را از دارایی و پسران بهرهمند میکنیم، ما برایشان در نیکی میشتابیم؟
ايحسبون انما نمدهم به من مال وبنين نسارع لهم في الخيرت
نه، آن را حس نمیکنند.
بل لا يشعرون
کسانی که از سرپرست خود بیم دارند و سرشار از دلهرهاند، و کسانی که به نشانههای سرپرست خود باور دارند، و کسانی که هیچ چیز را انباز سرپرست خود نمیگیرند، و کسانی که میدهند آنچه میدهند، در حالی که هستهشان میلرزد از اینکه به سوی سرپرست خود بازمیگردند — اینان در نیکی میشتابند،
ان الذين هم من خشية ربهم مشفقون والذين هم بايت ربهم يومنون والذين هم بربهم لا يشركون والذين يوتون ما ءاتوا وقلوبهم وجلة انهم الى ربهم رجعون اوليك يسرعون في الخيرت
و ایشانند که در آن پیشی میگیرند.
وهم لها سبقون
و ما بر خویشتنی جز توانش را تحمیل نمیکنیم،
ولا نكلف نفسا الا وسعها
و ما دفتری داریم که حقیقت را میگوید، و ستمی نخواهند دید.
ولدينا كتب ينطق بالحق وهم لا يظلمون
اما هستهشان در این باره در گرداب است،
بل قلوبهم في غمرة من هذا
و غیر از آن کردارهایی دارند
ولهم اعمل من دون ذلك
که همچنان بهجا خواهند آورد —
هم لها عملون
تا آنگاه که نازپروردگانشان را به کیفر بگیریم: آنگاه از تنگنا زوزه میکشند.
حتى اذا اخذنا مترفيهم بالعذاب اذا هم يجرون
امروز زوزه مکشید،
لا تجروا اليوم
زیرا از جانب ما یاری نخواهید شد.
انكم منا لا تنصرون
نشانههای من بر شما برخوانده میشد، و شما بر پاشنههای خود به عقب برمیگشتید، دربارهٔ آنها خودبزرگبینی میکردید،
قد كانت ءايتي تتلى عليكم فكنتم على اعقبكم تنكصون مستكبرين به
شبانه گفتوگو کنان، سخنانی اهانتآمیز میگفتید.
سمرا تهجرون
آیا پس دربارهٔ سخن نیندیشیدهاند، یا آنچه به نیاکان نخستینشان نیامده بود به آنان آمده است؟
افلم يدبروا القول ام جاءهم ما لم يات ءاباءهم الاولين
یا فرستادهٔ خود را نشناختهاند، چندان که او را مردود میکنند؟
ام لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون
یا میگویند که دچار اختلال است؟
ام يقولون به جنة
نه، او با حقیقت به سوی آنان آمده است،
بل جاءهم بالحق
اما بیشترشان از حقیقت بیزارند.
واكثرهم للحق كرهون
و اگر حقیقت از هیجانهای آنان پیروی کرده بود، آسمانها، زمین و کسانی که در آنها هستند تباه شده بودند.
ولو اتبع الحق اهواءهم لفسدت السموت والارض ومن فيهن
نه، ما با یادآوری خودشان به سوی آنان آمدیم،
بل اتينهم بذكرهم
اما از یادآوری خود روی برمیتابند.
فهم عن ذكرهم معرضون
یا از آنان باجی میخواهی؟
ام تسلهم خرجا
باجِ سرپرست تو بهتر است،
فخراج ربك خير
و او بهترین روزیدهندگان است.
وهو خير الرزقين
و تو بیگمان آنان را به جادهای راست فرا میخوانی؛
وانك لتدعوهم الى صرط مستقيم
اما کسانی که به زندگی واپسین باور ندارند بیگمان از آن جاده کنار میروند.
وان الذين لا يومنون بالءاخرة عن الصرط لنكبون
و اگر مهربانی میکردیم و آسیبی را که به آنان میرسد از آنان برمیداشتیم، در حدشکنی خود فرو میماندند، کورمالکنان.
ولو رحمنهم وكشفنا ما بهم من ضر للجوا في طغينهم يعمهون
ما آنان را همانا به کیفر گرفتیم، و در برابر سرپرست خود خم نشدند، و زاری نکردند،
ولقد اخذنهم بالعذاب فما استكانوا لربهم وما يتضرعون
تا آنگاه که دری را به روی آنان بگشاییم که به کیفری سخت میانجامد: آنگاه ناامیدند.
حتى اذا فتحنا عليهم بابا ذا عذاب شديد اذا هم فيه مبلسون
و اوست که برای شما شنوایی، بیناییها و آگاهیها پدید آورد.
وهو الذي انشا لكم السمع والابصر والافدة
چه اندک سپاسگزارید!
قليلا ما تشكرون
و اوست که شما را بر زمین پراکند، و به سوی او گرد آورده خواهید شد.
وهو الذي ذراكم في الارض واليه تحشرون
و اوست که زنده میکند و میمیراند،
وهو الذي يحي ويميت
و جابهجایی شب و روز از آنِ او است.
وله اختلف اليل والنهار
آیا پس خرد نمیورزید؟
افلا تعقلون
اما همان را گفتند که نخستینها میگفتند؛ گفتند: «آیا چون مردیم و خاک و استخوان شدیم، بهراستی برانگیخته خواهیم شد؟
بل قالوا مثل ما قال الاولون قالوا اءذا متنا وكنا ترابا وعظما اءنا لمبعوثون
ما و نیاکان ما را پیشتر همانا این وعده داده شده بود؛
لقد وعدنا نحن وءاباونا هذا من قبل
اینها تنها افسانههای پیشینیاناند.»
ان هذا الا اسطير الاولين
بگو: «زمین و کسانی که در آناند از آنِ کیست، اگر میدانید؟» خواهند گفت: «از آنِ خدا.»
قل لمن الارض ومن فيها ان كنتم تعلمون سيقولون لله
بگو: «آیا پس به یاد نمیآورید؟»
قل افلا تذكرون
بگو: «سرپرست هفت آسمان و سرپرست بنای سترگ کیست؟»
قل من رب السموت السبع ورب العرش العظيم
خواهند گفت: «از آنِ خدا.»
سيقولون لله
بگو: «آیا پس محتاط نیستید؟»
قل افلا تتقون
بگو: «کیست که پادشاهی برتر هر چیز در دست او است، که پناه میدهد و در برابرش هیچکس نمیتواند پناه بجوید، اگر میدانید؟» خواهند گفت: «از آنِ خدا.»
قل من بيده ملكوت كل شىء وهو يجير ولا يجار عليه ان كنتم تعلمون سيقولون لله
بگو: «پس چگونه به چشمبندی فریفته میشوید؟»
قل فانى تسحرون
نه، ما با حقیقت به سوی آنان آمدیم،
بل اتينهم بالحق
و آنان بیگمان دروغگویند.
وانهم لكذبون
خدا هیچ فرزندی برای خود برنگرفته است،
ما اتخذ الله من ولد
و با او هیچ ایزدی نبود —
وما كان معه من اله
وگرنه، هر ایزد با آنچه آفریده بود میرفت، و برخی بر برخی دیگر بالاتر میرفتند.
اذا لذهب كل اله بما خلق ولعلا بعضهم على بعض
شکوه بر خدا باد، بالاتر از آنچه وصف میکنند!
سبحن الله عما يصفون
او که آنچه فراتر از حواس است و آنچه گواهیشده است میداند،
علم الغيب والشهدة
او بسی بالاتر است از آنچه با او انباز میگیرند.
فتعلى عما يشركون
بگو: «ای سرپرست من، اگر آنچه را به آنان وعده داده میشود به من نشان دهی، آنگاه، ای سرپرست من، مرا در میان قوم ستمگران قرار مده.»
قل رب اما تريني ما يوعدون رب فلا تجعلني في القوم الظلمين
و ما بیگمان بر آنکه آنچه را به آنان وعده میدهیم به تو نشان دهیم توانا هستیم.
وانا على ان نريك ما نعدهم لقدرون
بدی را با آنچه زیباتر است دفع کن —
ادفع بالتي هي احسن السيية
ما بهتر میدانیم آنچه وصف میکنند.
نحن اعلم بما يصفون
و بگو: «ای سرپرست من، از تحریکهای منحرفکنندگان خود را در پناه تو میگذارم، و ای سرپرست من، از حضور آنان نزد خود، خود را در پناه تو میگذارم.»
وقل رب اعوذ بك من همزت الشيطين واعوذ بك رب ان يحضرون
تا آنگاه که مرگ بر یکی از آنان آید، گوید: «ای سرپرست من، مرا بازگردان، شاید در آنچه رها کردم کرداری شایسته بهجا آورم.» نه!
حتى اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صلحا فيما تركت كلا
این همانا سخنی است که او میگوید،
انها كلمة هو قايلها
و فراتر از آنان مانعی است، تا روزی که برانگیخته شوند.
ومن ورايهم برزخ الى يوم يبعثون
سپس، چون در شیپور دمیده شود، در آن روز میان آنان دیگر هیچ پیوند نسبی نخواهد بود، و از یکدیگر نخواهند پرسید.
فاذا نفخ في الصور فلا انساب بينهم يوميذ ولا يتساءلون
کسانی که ترازوهایشان سنگین باشد — اینانند که کامیاب میشوند؛
فمن ثقلت موزينه فاوليك هم المفلحون
و کسانی که ترازوهایشان سبک باشد — اینان کسانیاند که خویشتن خود را زیان رساندهاند، در جهنم جاودانهاند؛ آتش چهرهشان را خواهد سوزاند، و در آن با لبهای درهمکشیده چهره درهم خواهند کشید.
ومن خفت موزينه فاوليك الذين خسروا انفسهم في جهنم خلدون تلفح وجوههم النار وهم فيها كلحون
آیا نشانههای من بر شما برخوانده نمیشد، و شما آنها را دروغ میانگاشتید؟
الم تكن ءايتي تتلى عليكم فكنتم بها تكذبون
خواهند گفت: «ای سرپرست ما، تیرهبختی ما بر ما چیره شد، و ما قومی گمراه بودیم.
قالوا ربنا غلبت علينا شقوتنا وكنا قوما ضالين
ای سرپرست ما، ما را از آنجا بیرون آور؛ اگر بازگردیم، آنگاه همانا ستمگر خواهیم بود.»
ربنا اخرجنا منها فان عدنا فانا ظلمون
خواهد گفت: «در آنجا راندهشده بمانید، و دیگر با من سخن مگویید.»
قال اخسوا فيها ولا تكلمون
گروهی از فرمانبرداران من بودند که میگفتند: «ای سرپرست ما، باور آوردیم؛ ما را ببخشای و بر ما مهربانی کن، زیرا تو بهترین مهربانیکنندگانی» — اما شما آنان را به ریشخند گرفتید، تا آنکه یادآوری مرا از یاد شما بردند، و شما بر آنان میخندیدید.
انه كان فريق من عبادي يقولون ربنا ءامنا فاغفر لنا وارحمنا وانت خير الرحمين فاتخذتموهم سخريا حتى انسوكم ذكري وكنتم منهم تضحكون
من امروز آنان را بهسبب شکیباییشان همانا بازپرداخت کردهام: ایشانند پیروزمندان.
اني جزيتهم اليوم بما صبروا انهم هم الفايزون
خواهد گفت: «چند سال بر زمین ماندید؟»
قل كم لبثتم في الارض عدد سنين
خواهند گفت: «یک روز ماندیم،
قالوا لبثنا يوما
یا بخشی از یک روز؛ پس از شمارندگان بپرس.»
او بعض يوم فسل العادين
خواهد گفت: «جز اندکی نماندید، اگر میدانستید.»
قل ان لبثتم الا قليلا لو انكم كنتم تعلمون
آیا پس پنداشتید که شما را بیهوده آفریده بودیم، و به سوی ما بازگردانده نمیشدید؟
افحسبتم انما خلقنكم عبثا وانكم الينا لا ترجعون
برتر باد خدا، فرمانروا، حقیقت!
فتعلى الله الملك الحق
هیچ ایزدی نیست مگر او،
لا اله الا هو
سرپرست بنای بزرگوار.
رب العرش الكريم
و هر که با خدا ایزدی دیگر بخواند، بیآنکه دربارهٔ آن برهانی داشته باشد، حساب او جز نزد سرپرستش نیست،
ومن يدع مع الله الها ءاخر لا برهن له به فانما حسابه عند ربه
زیرا انکارکنندگان به کامیابی نمیرسند.
انه لا يفلح الكفرون
و بگو: «ای سرپرست من، ببخشای و مهربانی کن، زیرا تو بهترین مهربانیکنندگانی.»
وقل رب اغفر وارحم وانت خير الرحمين