An-Naml النمل
He will show you His signs سيريكم آياته
The section and its links
Moussa facing Fir'awn, in three parts (26-28; their sequel is section VI)
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
طسٓ (طا سین).
طس
اینها نشانههای خوانش و نوشتاری آشکار است،
تلك ءايت القرءان وكتاب مبين
راهنمایی و مژده برای باورمندان، آنان که تماس را پابرجا نگه میدارند و گشادهدستی ناب را میدهند، و دربارهٔ زندگی واپسین به آن یقین دارند.
هدى وبشرى للمومنين الذين يقيمون الصلوة ويوتون الزكوة وهم بالءاخرة هم يوقنون
کسانی که به زندگی واپسین باور ندارند، ما کردارهایشان را برایشان آراستهایم، و اینک کورمال میروند.
ان الذين لا يومنون بالءاخرة زينا لهم اعملهم فهم يعمهون
آنان کسانی هستند که کیفر بد برای آنان است، و آناناند که در زندگی واپسین بزرگترین زیانکاران خواهند بود.
اوليك الذين لهم سوء العذاب وهم في الءاخرة هم الاخسرون
و تو بیگمان خوانش را از سوی فرزانهای، همهچیزدانی دریافت میکنی.
وانك لتلقى القرءان من لدن حكيم عليم
آنگاه که موسی به خانوادهاش گفت: «آتشی دیدهام؛ از آن برای شما خبری خواهم آورد، یا برای شما پارهآتشی افروخته خواهم آورد، شاید بتوانید گرم شوید.»
اذ قال موسى لاهله اني ءانست نارا ساتيكم منها بخبر او ءاتيكم بشهاب قبس لعلكم تصطلون
چون به آن رسید، ندا داده شد: «خجسته باد آنکه در آتش است و آنکه پیرامون آن است!
فلما جاءها نودي ان بورك من في النار ومن حولها
و شکوه بر خدا باد، سرپرست همهٔ هستیها!
وسبحن الله رب العلمين
ای موسی، همانا منم، خدا، نیرومند، فرزانه. و عصای خود را بیفکن.»
يموسى انه انا الله العزيز الحكيم والق عصاك
چون دید که آن مانند یکی از نهانیان میلرزد، پشت کرد و گریخت و بر جای قدمهای خود بازنگشت.
فلما رءاها تهتز كانها جان ولى مدبرا ولم يعقب
«ای موسی، مترس؛
يموسى لا تخف
من، فرستادگان نزد من نمیترسند،
اني لا يخاف لدى المرسلون
مگر آنکه ستم کرد، سپس بدی را با نیکی جایگزین کرد؛ آنگاه من، من همانا بسیار بخشاینده و مهربانم.
الا من ظلم ثم بدل حسنا بعد سوء فاني غفور رحيم
و دست خود را در گریبانت درآور: سپید و بیهیچ بدی بیرون خواهد آمد،
وادخل يدك في جيبك تخرج بيضاء من غير سوء
در میان نه نشانه، به سوی فرعون و قوم او؛
في تسع ءايت الى فرعون وقومه
زیرا آنان قومی از تجاوزگران بودند.»
انهم كانوا قوما فسقين
چون نشانههای ما، بهروشنی دیدنی، به آنان آمد، گفتند: «این چشمبندی آشکار است.»
فلما جاءتهم ءايتنا مبصرة قالوا هذا سحر مبين
و آنها را سرسختانه رد کردند، حال آنکه خویشتنشان به آنها یقین داشت، از ستم و از برتریجویی.
وجحدوا بها واستيقنتها انفسهم ظلما وعلوا
پس بنگر که فرجام تباهیگران چگونه بود.
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
ما همانا به داوود و سلیمان دانشی دادیم؛ و هر دو گفتند: «ستایش از آنِ خدا است، آنکه ما را بر بسیاری از فرمانبرداران باورمند خود برتری داد.»
ولقد ءاتينا داود وسليمن علما وقالا الحمد لله الذي فضلنا على كثير من عباده المومنين
و سلیمان از داوود ارث برد، و گفت: «ای انسانها، زبان پرندگان به ما آموخته شد، و از هر چیز بهرهای به ما داده شد؛
وورث سليمن داود وقال يايها الناس علمنا منطق الطير واوتينا من كل شىء
این بیگمان همان لطف آشکار است.»
ان هذا لهو الفضل المبين
و برای سلیمان لشکرهایش گردآوری شدند، از نهانیان و انسانها و پرندگان، و به ستونها تقسیم شدند.
وحشر لسليمن جنوده من الجن والانس والطير فهم يوزعون
تا آنکه چون به درهٔ مورچگان رسیدند، مورچهای گفت: «ای مورچگان، به خانههای خود درآیید، مبادا سلیمان و لشکرهایش شما را بیآنکه حس کنند لِه کنند.»
حتى اذا اتوا على واد النمل قالت نملة يايها النمل ادخلوا مسكنكم لا يحطمنكم سليمن وجنوده وهم لا يشعرون
از سخن او شادمان شد و لبخند زد، و گفت: «ای سرپرست من، به دل من بیفکن که برای دهش تو که به من و پدر و مادرم ارزانی داشتی سپاسگزار باشم، و کرداری شایسته بهجا آورم که تو را خشنود کند، و مرا به مهر خود در میان فرمانبرداران شایستهٔ خود درآور.»
فتبسم ضاحكا من قولها وقال رب اوزعني ان اشكر نعمتك التي انعمت على وعلى ولدى وان اعمل صلحا ترضىه وادخلني برحمتك في عبادك الصلحين
و پرندگان را سان دید و گفت: «مرا چه شده که پیشاهنگ را نمیبینم؟ یا او از غایبان است؟
وتفقد الطير فقال ما لي لا ارى الهدهد ام كان من الغايبين
او را بیگمان به کیفری سخت کیفر خواهم داد، یا او را سر خواهم برید، مگر آنکه برای من اقتداری آشکار بیاورد.»
لاعذبنه عذابا شديدا او لااذبحنه او لياتيني بسلطن مبين
دیرزمانی غایب نماند،
فمكث غير بعيد
و گفت: «به آنچه تو بدان احاطه نیافتی احاطه یافتم، و از سبا برای تو اطلاعی یقینی آوردهام.
فقال احطت بما لم تحط به وجيتك من سبا بنبا يقين
زنی یافتم که بر آنان فرمانروایی میکند، و به او از هر چیز داده شده است.
اني وجدت امراة تملكهم واوتيت من كل شىء
و او بنایی سترگ دارد.
ولها عرش عظيم
و او و قومش را یافتم که غیر از خدا برای خورشید پیشانی بر خاک مینهند؛ و منحرفکننده کردارهایشان را برایشان آراسته و بدینسان راه را بر آنان بسته است، چنانکه راهنمایی نمیپذیرند، تا آنکه برای خدا پیشانی بر خاک ننهند، آنکه نهفته در آسمانها و زمین را بیرون میآورد و آنچه را پنهان میکنند و آنچه را فاش میکنند میداند.
وجدتها وقومها يسجدون للشمس من دون الله وزين لهم الشيطن اعملهم فصدهم عن السبيل فهم لا يهتدون الا يسجدوا لله الذي يخرج الخبء في السموت والارض ويعلم ما تخفون وما تعلنون
خدا، هیچ ایزدی نیست مگر او، سرپرست بنای سترگ.»
الله لا اله الا هو رب العرش العظيم
گفت: «خواهیم نگریست آیا راست گفتی یا از دروغگویانی.
قال سننظر اصدقت ام كنت من الكذبين
با این نامه از سوی من برو، آن را به سوی آنان بیفکن، سپس از آنان دور شو، و بنگر که چه بازخواهند گرداند.»
اذهب بكتبي هذا فالقه اليهم ثم تول عنهم فانظر ماذا يرجعون
گفت: «ای دربار، نامهای ارجمند به سوی من افکنده شد. از سلیمان است، و اینک: «به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان؛ بر من برتری مجویید و بیخدشه نزد خدا به سوی من بیایید.»»
قالت يايها الملوا اني القي الى كتب كريم انه من سليمن وانه بسم الله الرحمن الرحيم الا تعلوا على واتوني مسلمين
گفت: «ای دربار، دربارهٔ کار من به من نظر دهید؛ من هیچ تصمیمی نمیگیرم بیآنکه شما گواه آن باشید.»
قالت يايها الملوا افتوني في امري ما كنت قاطعة امرا حتى تشهدون
گفتند: «ما دارندگان نیرو و دارندگان سختگیری شدیدیم، اما کار با تو است؛ پس بنگر که چه دستور میدهی.»
قالوا نحن اولوا قوة واولوا باس شديد والامر اليك فانظري ماذا تامرين
گفت: «همانا پادشاهان چون به شهری درآیند، آن را تباه میکنند و توانمندان مردمش را به خواری میکشانند؛
قالت ان الملوك اذا دخلوا قرية افسدوها وجعلوا اعزة اهلها اذلة
و اینگونه رفتار میکنند.
وكذلك يفعلون
اما من ارمغانی برای آنان خواهم فرستاد، و خواهم نگریست که فرستادگان با چه بازمیگردند.»
واني مرسلة اليهم بهدية فناظرة بم يرجع المرسلون
چون نزد سلیمان آمد، گفت: «آیا میخواهید مرا با مال مجهز کنید؟ آنچه خدا به من داده است بهتر است از آنچه به شما داده است؛ این شمایید که بلکه از ارمغان خود شادمان میشوید.
فلما جاء سليمن قال اتمدونن بمال فما ءاتىن الله خير مما ءاتىكم بل انتم بهديتكم تفرحون
به سوی آنان بازگرد: ما بیگمان با لشکرهایی بر آنان خواهیم آمد که توان ایستادگی در برابر آنها را ندارند، و آنان را بیگمان از آن، خوار و پستشده، بیرون خواهیم کرد.»
ارجع اليهم فلناتينهم بجنود لا قبل لهم بها ولنخرجنهم منها اذلة وهم صغرون
گفت: «ای دربار، کدام یک از شما بنای او را برای من خواهد آورد، پیش از آنکه بیخدشه به سوی من بیایند؟»
قال يايها الملوا ايكم ياتيني بعرشها قبل ان ياتوني مسلمين
عفریتی از نهانیان گفت: «من آن را برای تو خواهم آورد پیش از آنکه از نشست خود برخیزی؛ و من برای این بیگمان زورمند و مورد اعتمادم.»
قال عفريت من الجن انا ءاتيك به قبل ان تقوم من مقامك واني عليه لقوي امين
آنکه نزد او دانشی از ضابطه داشت گفت: «من آن را برای تو خواهم آورد پیش از آنکه حتی نگاهت به تو بازگردانده شود.»
قال الذي عنده علم من الكتب انا ءاتيك به قبل ان يرتد اليك طرفك
چون آن را نزد خود برجا دید، گفت: «این از لطف سرپرست من است، برای آزمودن من: آیا سپاسگزار خواهم بود یا انکار خواهم کرد؟
فلما رءاه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربي ليبلوني ءاشكر ام اكفر
و هر که سپاسگزار است، تنها برای خود سپاسگزار است،
ومن شكر فانما يشكر لنفسه
و هر که انکار کند، سرپرست من همانا توانگر، بزرگوار است.»
ومن كفر فان ربي غني كريم
گفت: «بنای او را برای او ناشناختنی کنید؛ خواهیم نگریست آیا راهنمایی میپذیرد یا از کسانی است که راهنمایی نمیپذیرند.»
قال نكروا لها عرشها ننظر اتهتدي ام تكون من الذين لا يهتدون
چون آمد، به او گفته شد: «آیا بنای تو چنین است؟» گفت: «گویی همان است.»
فلما جاءت قيل اهكذا عرشك قالت كانه هو
«و دانش پیش از او به ما داده شده بود، و ما بیخدشه نزد خدا بودیم.»
واوتينا العلم من قبلها وكنا مسلمين
و آنچه غیر از خدا از آن فرمان میبرد، راه را بر او بسته بود؛
وصدها ما كانت تعبد من دون الله
زیرا او از قومی بود که انکار میکنند.
انها كانت من قوم كفرين
به او گفته شد: «به کوشک درآی.»
قيل لها ادخلي الصرح
چون آن را دید، آن را آبگیری پنداشت و ساقهای خود را برهنه کرد.
فلما راته حسبته لجة وكشفت عن ساقيها
گفت: «این کوشکی صیقلخورده است، ساختهشده از بلور.»
قال انه صرح ممرد من قوارير
گفت: «ای سرپرست من، من همانا بر خود ستم کردهام، و با سلیمان، بیخدشه نزد خدا، سرپرست همهٔ هستیها، هستم.»
قالت رب اني ظلمت نفسي واسلمت مع سليمن لله رب العلمين
ما همانا برادرشان صالح را به سوی ثمود فرستادیم: «از خدا فرمان برید»؛ و اینک دو دسته که با هم نزاع میکنند.
ولقد ارسلنا الى ثمود اخاهم صلحا ان اعبدوا الله فاذا هم فريقان يختصمون
گفت: «ای قوم من، چرا بدی را پیش از نیکی شتاب میجویید؟ آیا از خدا بخشایش نمیخواهید، به این امید که به شما مهربانی خواهد کرد؟»
قال يقوم لم تستعجلون بالسيية قبل الحسنة لولا تستغفرون الله لعلكم ترحمون
گفتند: «ما در تو و در کسانی که با تواند فال بد میبینیم.»
قالوا اطيرنا بك وبمن معك
گفت: «فال شما نزد خدا است؛
قال طيركم عند الله
شما بلکه قومی هستید که به آزمون گذاشته میشوند.»
بل انتم قوم تفتنون
و در پایتخت نه تن بودند که در زمین فساد میپراکندند و هیچ چیز را سامان نمیدادند.
وكان في المدينة تسعة رهط يفسدون في الارض ولا يصلحون
گفتند: «با یکدیگر به خدا سوگند یاد کنید که بیگمان شبانه بر او و خانوادهاش حمله خواهیم کرد، سپس به مسئول قانونی او بیگمان خواهیم گفت: «ما بر ریشهکنی خانوادهاش حاضر نبودیم، و ما بیگمان راستگوییم.»»
قالوا تقاسموا بالله لنبيتنه واهله ثم لنقولن لوليه ما شهدنا مهلك اهله وانا لصدقون
و توطئهای توطئه کردند، و ما توطئهای توطئه کردیم، بیآنکه حس کنند.
ومكروا مكرا ومكرنا مكرا وهم لا يشعرون
پس بنگر که فرجام توطئهشان چگونه بود:
فانظر كيف كان عقبة مكرهم
ما آنان و قومشان را، همگی با هم، نابود کردیم.
انا دمرنهم وقومهم اجمعين
پس این خانههای آنان، تهی بهسبب ستمشان.
فتلك بيوتهم خاوية بما ظلموا
بیگمان در این نشانهای است برای قومی که میدانند.
ان في ذلك لءاية لقوم يعلمون
و ما آنان را که باور آورده بودند و محتاط بودند نجات دادیم.
وانجينا الذين ءامنوا وكانوا يتقون
و لوط، آنگاه که به قوم خود گفت: «آیا زشتکاری را مرتکب میشوید، حال آنکه بینایید؟
ولوطا اذ قال لقومه اتاتون الفحشة وانتم تبصرون
آیا بهراستی از سر میل به مردان میآیید، غیر از زنان؟
اينكم لتاتون الرجال شهوة من دون النساء
شما بلکه قومی نادان هستید.»
بل انتم قوم تجهلون
پاسخ قومش تنها این بود که گفتند: «خاندان لوط را از شهر خود بیرون برانید؛
فما كان جواب قومه الا ان قالوا اخرجوا ءال لوط من قريتكم
زیرا آنان مردمیاند که میخواهند پاک شوند.»
انهم اناس يتطهرون
پس او و خانوادهاش را نجات دادیم، مگر زنش؛ ما مقرر کرده بودیم که از واپسماندگان باشد.
فانجينه واهله الا امراته قدرنها من الغبرين
و ما بر آنان بارانی باراندیم؛
وامطرنا عليهم مطرا
چه باران بدی، باران آنان که هشدار داده شده بودند!
فساء مطر المنذرين
بگو: «ستایش از آنِ خدا است و آرامش بر فرمانبرداران او باد که برگزیده است.
قل الحمد لله وسلم على عباده الذين اصطفى
آیا خدا بهتر است، یا آنچه انباز میگیرید؟»
ءالله خير اما يشركون
آیا او نیست که آسمانها و زمین را آفرید، و از آسمان برای شما آبی فرود آورد که با آن باغهایی محصور و پر از دلپذیری رویاندیم،
امن خلق السموت والارض وانزل لكم من السماء ماء فانبتنا به حدايق ذات بهجة
بیآنکه برای شما ممکن باشد درختان آنها را برویانید؟
ما كان لكم ان تنبتوا شجرها
آیا ایزدی با خدا هست؟
اءله مع الله
آنان بلکه قومی هستند که برای او وزنههای متقابل قرار میدهند.
بل هم قوم يعدلون
آیا او نیست که زمین را جایگاهی پایدار ساخت، در میان آن رودها نهاد، برای آن لنگرهایی استوار نهاد، و میان دو دریا پردهای قرار داد؟
امن جعل الارض قرارا وجعل خللها انهرا وجعل لها روسي وجعل بين البحرين حاجزا
آیا ایزدی با خدا هست؟
اءله مع الله
اما بیشترشان نمیدانند.
بل اكثرهم لا يعلمون
آیا او نیست که به درمانده پاسخ میدهد چون او را فرامیخواند، بدی را برمیدارد، و شما را جانشینان در زمین قرار میدهد؟
امن يجيب المضطر اذا دعاه ويكشف السوء ويجعلكم خلفاء الارض
آیا ایزدی با خدا هست؟
اءله مع الله
چه اندک به یاد میآورید!
قليلا ما تذكرون
آیا او نیست که شما را در تاریکیهای خشکی و دریا راه مینماید، و بادها را میفرستد، گسترده در پیشاپیش مهر خود؟
امن يهديكم في ظلمت البر والبحر ومن يرسل الريح بشرا بين يدى رحمته
آیا ایزدی با خدا هست؟
اءله مع الله
خدا بسی بالاتر است از آنچه برای او انباز میگیرند!
تعلى الله عما يشركون
آیا او نیست که آفرینش را آغاز میکند، سپس آن را دوباره میسازد، و شما را از آسمان و زمین روزی میدهد؟
امن يبدوا الخلق ثم يعيده ومن يرزقكم من السماء والارض
آیا ایزدی با خدا هست؟
اءله مع الله
بگو: «برهان خود را بیاورید، اگر راستگویید.»
قل هاتوا برهنكم ان كنتم صدقين
بگو: «هیچکس در آسمانها و بر زمین آنچه را فراتر از حواس است نمیداند، مگر خدا؛
قل لا يعلم من في السموت والارض الغيب الا الله
و حس نمیکنند چه زمانی برانگیخته خواهند شد.»
وما يشعرون ايان يبعثون
بلکه دانش آنان دربارهٔ زندگی واپسین به نهایت رسیده است؛
بل ادرك علمهم في الءاخرة
بلکه در این باره در حیرانیاند، بلکه در این باره کورند.
بل هم في شك منها بل هم منها عمون
و انکارکنندگان گفتند: «آیا چون ما و نیاکان ما خاک شویم، بهراستی بیرون آورده خواهیم شد؟
وقال الذين كفروا اءذا كنا تربا وءاباونا اينا لمخرجون
ما و نیاکان ما را پیشتر همانا این وعده داده شده بود؛
لقد وعدنا هذا نحن وءاباونا من قبل
اینها تنها افسانههای پیشینیاناند.»
ان هذا الا اسطير الاولين
بگو: «در زمین بگردید، و بنگرید که فرجام کنارگذاشتهشدگان چگونه بود.»
قل سيروا في الارض فانظروا كيف كان عقبة المجرمين
و برای آنان اندوهگین مباش، و از آنچه توطئه میکنند در تنگنا مباش.
ولا تحزن عليهم ولا تكن في ضيق مما يمكرون
و میگویند: «این وعده کی خواهد بود، اگر راستگویید؟»
ويقولون متى هذا الوعد ان كنتم صدقين
بگو: «شاید بخشی از آنچه شتاب میجویید هماکنون در پی شما باشد.»
قل عسى ان يكون ردف لكم بعض الذي تستعجلون
و سرپرست تو بیگمان بر انسانها لطفی دارد،
وان ربك لذو فضل على الناس
اما بیشترشان سپاسگزار نیستند.
ولكن اكثرهم لا يشكرون
و سرپرست تو بیگمان آنچه را سینههایشان در خود میپوشانند و آنچه را فاش میکنند میداند.
وان ربك ليعلم ما تكن صدورهم وما يعلنون
و در آسمان و زمین چیزی نیست که فراتر از حواس باشد بیآنکه در دفتری آشکار باشد.
وما من غايبة في السماء والارض الا في كتب مبين
این خوانش بیشتر آنچه را که پسران اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بازمیگوید.
ان هذا القرءان يقص على بني اسرءيل اكثر الذي هم فيه يختلفون
و آن بیگمان راهنمایی و مهر است برای باورمندان.
وانه لهدى ورحمة للمومنين
سرپرست تو همانا میان آنان با داوری خود فیصله میدهد،
ان ربك يقضي بينهم بحكمه
و اوست نیرومند، همهچیزدان.
وهو العزيز العليم
پس به خدا وکالت بده،
فتوكل على الله
زیرا تو بر حقیقتی آشکاری.
انك على الحق المبين
تو مردگان را نمیشنوانی، و کران را فراخوان نمیشنوانی، چون پشت میکنند و بازمیروند.
انك لا تسمع الموتى ولا تسمع الصم الدعاء اذا ولوا مدبرين
و تو راهنمای کوران از گمراهیشان نیستی؛
وما انت بهدي العمي عن ضللتهم
تو تنها کسی را میشنوانی که به نشانههای ما باور دارد، و آنان بیخدشه نزد خدایند.
ان تسمع الا من يومن بايتنا فهم مسلمون
و چون سخن بر آنان تحقق یابد، برای آنان موجودی آگاه از زمین بیرون خواهیم آورد که با آنان سخن خواهد گفت،
واذا وقع القول عليهم اخرجنا لهم دابة من الارض تكلمهم
زیرا انسانها به نشانههای ما یقین نداشتند.
ان الناس كانوا بايتنا لا يوقنون
و روزی که از هر جامعه گروهی از کسانی را که نشانههای ما را دروغ میانگارند گردآوری کنیم، به ستونها تقسیم خواهند شد،
ويوم نحشر من كل امة فوجا ممن يكذب بايتنا فهم يوزعون
تا آنکه چون برسند، او خواهد گفت: «آیا نشانههای مرا دروغ انگاشتید، بیآنکه به دانش بر آنها احاطه یافته باشید؟
حتى اذا جاءو قال اكذبتم بايتي ولم تحيطوا بها علما
یا آنکه چه میکردید؟»
اماذا كنتم تعملون
و سخن بر آنان بهسبب ستمشان تحقق خواهد یافت، و چیزی بر زبان نخواهند آورد.
ووقع القول عليهم بما ظلموا فهم لا ينطقون
آیا نمیبینند که ما شب را آفریدیم تا در آن بیاسایند، و روز را تا در آن روشن ببینند؟
الم يروا انا جعلنا اليل ليسكنوا فيه والنهار مبصرا
بیگمان در این نشانههایی است برای قومی که باور دارد.
ان في ذلك لءايت لقوم يومنون
و روزی که در شیپور دمیده شود، کسانی که در آسمانها و کسانی که بر زمیناند به هراس افکنده خواهند شد، مگر آنکه خدا را پسند افتد؛
ويوم ينفخ في الصور ففزع من في السموت ومن في الارض الا من شاء الله
و همه پیشانی بر خاک نهاده نزد او خواهند آمد.
وكل اتوه دخرين
و تو کوهها را میبینی، آنها را بیحرکت میپنداری، حال آنکه چنانکه ابرها میگذرند میگذرند:
وترى الجبال تحسبها جامدة وهي تمر مر السحاب
کار خدا، آنکه هر چیز را به کمال رساند،
صنع الله الذي اتقن كل شىء
زیرا او بر آنچه میکنید باخبر است.
انه خبير بما تفعلون
هر که با نیکی بیاید، بهتر از آن را خواهد داشت، و آنان در آن روز در امان از هراس خواهند بود.
من جاء بالحسنة فله خير منها وهم من فزع يوميذ ءامنون
و هر که با بدی بیاید، آنگاه چهرههایشان در آتش سرنگون خواهد شد.
ومن جاء بالسيية فكبت وجوههم في النار
آیا به چیزی غیر از آنچه میکردید بازپرداخت خواهید شد؟
هل تجزون الا ما كنتم تعملون
«به من تنها دستور داده شده است که از سرپرست این سرزمین فرمان ببرم، آنکه آن را مصون از تعرّض گردانده است، و همهچیز از آنِ اوست؛
انما امرت ان اعبد رب هذه البلدة الذي حرمها وله كل شىء
و به من دستور داده شده است که از بیخدشگان نزد خدا باشم، و خوانش را برخوانم.»
وامرت ان اكون من المسلمين وان اتلوا القرءان
هر که راهنمایی پذیرد، پس تنها برای خود راهنمایی میپذیرد،
فمن اهتدى فانما يهتدي لنفسه
و هر که گمراه شود، آنگاه بگو: «من تنها یکی از هشداردهندگانم.»
ومن ضل فقل انما انا من المنذرين
و بگو: «ستایش از آنِ خدا است؛ او نشانههای خود را به شما نشان خواهد داد، و آنها را خواهید شناخت.»
وقل الحمد لله سيريكم ءايته فتعرفونها
و سرپرست تو از آنچه میکنید بیاعتنا نیست.
وما ربك بغفل عما تعملون