Al-Qalam القلم
Leave Me فذرني
The section and its links
“Leave Me” and “be patient”: the messenger facing denial (68, then 69-77)
بخش از اینجا آغاز میشود
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
نٓ (نون).
ن
سوگند به قلم و آنچه در سطرها مینویسند! تو، به دهش سرپرستت، دچار اختلال نیستی. و تو بیگمان پاداشی داری که به رخت کشیده نخواهد شد. و تو بیگمان دارای خویی سترگ هستی.
والقلم وما يسطرون ما انت بنعمة ربك بمجنون وان لك لاجرا غير ممنون وانك لعلى خلق عظيم
روشن خواهی دید، و روشن خواهند دید، کدام یک از شما آزمودهشده است.
فستبصر ويبصرون باييكم المفتون
سرپرست تو بهتر میداند چه کسی از راه او گمراه شده است،
ان ربك هو اعلم بمن ضل عن سبيله
و راهنماییپذیرندگان را بهتر میشناسد.
وهو اعلم بالمهتدين
پس به دروغانگارندگان گردن منه.
فلا تطع المكذبين
میخواستند که تو سهلگیر باشی: آنگاه آنان سهلگیر میبودند.
ودوا لو تدهن فيدهنون
و به هیچ پرسوگند، خوارمایه، تهمتزنِ نیشدار، سخنچین، بازدارندهٔ نیکی، از مرزها گذرنده، متخطی، خشن، و افزون بر آن زائدهٔ اجتماعی گردن منه — از آنرو که دارایی و پسرانی دارد. چون نشانههای ما بر او برخوانده شود، میگوید: «افسانههای پیشینیان!»
ولا تطع كل حلاف مهين هماز مشاء بنميم مناع للخير معتد اثيم عتل بعد ذلك زنيم ان كان ذا مال وبنين اذا تتلى عليه ءايتنا قال اسطير الاولين
او را بر پوزه نشان خواهیم زد.
سنسمه على الخرطوم
ما آنان را آزمودیم چنانکه یاران باغ را آزمودیم، آنگاه که سوگند خوردند آن را بامدادان بچینند، بیآنکه استثنا کنند،
انا بلونهم كما بلونا اصحب الجنة اذ اقسموا ليصرمنها مصبحين ولا يستثنون
و گشتی از جانب سرپرستت بر آن گذشت در حالی که خواب بودند، چنانکه همچون زمینی سوخته شد.
فطاف عليها طايف من ربك وهم نايمون فاصبحت كالصريم
بامدادان یکدیگر را ندا دادند: «زود به سوی شخمزارتان روانه شوید، اگر میخواهید آن را بچینید.»
فتنادوا مصبحين ان اغدوا على حرثكم ان كنتم صرمين
پس روانه شدند در حالی که پچپچکنان به یکدیگر میگفتند: «امروز هیچ تنگدستی در آن میان شما وارد نشود.»
فانطلقوا وهم يتخفتون ان لا يدخلنها اليوم عليكم مسكين
و زود روانه شدند، سرسخت، توانا.
وغدوا على حرد قدرين
سپس چون آن را دیدند، گفتند: «ما بیگمان گمراه شدهایم؛ بلکه ما محروم شدهایم!»
فلما راوها قالوا انا لضالون بل نحن محرومون
متعادلترین آنان گفت: «مگر به شما نگفتم: چرا شکوه نمیسرایید؟»
قال اوسطهم الم اقل لكم لولا تسبحون
گفتند: «شکوه بر سرپرست ما باد! ما همانا ستم کردهایم.»
قالوا سبحن ربنا انا كنا ظلمين
و رو به روی یکدیگر ایستادند، در حالی که یکدیگر را سرزنش میکردند.
فاقبل بعضهم على بعض يتلومون
گفتند: «وای بر ما! ما همانا از هر حدی گذشتیم. شاید سرپرست ما در عوض بهتر از آن را به ما دهد؛ ما همانا با اشتیاق به سوی سرپرست خود روی میآوریم.»
قالوا يويلنا انا كنا طغين عسى ربنا ان يبدلنا خيرا منها انا الى ربنا رغبون
چنین است کیفر.
كذلك العذاب
و کیفر زندگی واپسین بزرگتر است، اگر میدانستند.
ولعذاب الءاخرة اكبر لو كانوا يعلمون
برای محتاطان نزد سرپرستشان باغهای دهش همانا هست.
ان للمتقين عند ربهم جنت النعيم
آیا با بیخدشگان نزد خدا همچون کنارگذاشتهشدگان رفتار میکردیم؟
افنجعل المسلمين كالمجرمين
شما را چه شده است؟
ما لكم
چگونه داوری میکنید؟
كيف تحكمون
یا آنکه نوشتاری دارید که در آن درس میخوانید، که در آن بیگمان هر آنچه برمیگزینید مییافتید؟
ام لكم كتب فيه تدرسون ان لكم فيه لما تخيرون
یا آنکه بر ما سوگندهایی دارید که تا روز حضور میرسد: که شما بیگمان آنچه داوری میکنید خواهید داشت؟
ام لكم ايمن علينا بلغة الى يوم القيمة ان لكم لما تحكمون
از آنان بپرس کدام یک از آنان ضامن این است.
سلهم ايهم بذلك زعيم
یا آنکه انبازانی دارند؟ پس انبازان خود را بیاورند، اگر راستگو هستند.
ام لهم شركاء فلياتوا بشركايهم ان كانوا صدقين
روزی که ساق برهنه خواهد شد، و به پیشانی بر خاک نهادن فراخوانده خواهند شد، نخواهند توانست،
يوم يكشف عن ساق ويدعون الى السجود فلا يستطيعون
بیناییهایشان فروتن، خواری آنان را فرا گرفته،
خشعة ابصرهم ترهقهم ذلة
حال آنکه به پیشانی بر خاک نهادن فراخوانده میشدند آنگاه که سالم بودند.
وقد كانوا يدعون الى السجود وهم سلمون
پس مرا با هر که این گفتار را دروغ میانگارد واگذار.
فذرني ومن يكذب بهذا الحديث
ما آنان را بهتدریج پیش خواهیم برد، از جایی که نمیدانند، و من به آنان مهلت میدهم،
سنستدرجهم من حيث لا يعلمون واملي لهم
زیرا حیلهٔ من استوار است.
ان كيدي متين
یا آنکه از آنان پاداشی میخواهی، چنانکه زیر بار بدهی سنگین شدهاند؟
ام تسلهم اجرا فهم من مغرم مثقلون
یا آنکه آنچه فراتر از حواس است نزد آنان است، چنانکه آن را مینویسند؟
ام عندهم الغيب فهم يكتبون
پس در برابر داوری سرپرست خود شکیبا باش، و مانند یار ماهی مباش، آنگاه که ندا داد در حالی که خشم خود را فرو میخورد.
فاصبر لحكم ربك ولا تكن كصاحب الحوت اذ نادى وهو مكظوم
اگر دهشی از سرپرستش او را درنیافته بود، نکوهیده بر زمینی برهنه افکنده میشد.
لولا ان تدركه نعمة من ربه لنبذ بالعراء وهو مذموم
اما سرپرستش او را برگزید و او را از شایستگان ساخت.
فاجتبه ربه فجعله من الصلحين
و انکارکنندگان بیگمان نزدیکاند که تو را با بیناییهایشان بلغزانند، آنگاه که یادآوری را میشنوند، و میگویند: «او بیگمان دچار اختلال است.»
وان يكاد الذين كفروا ليزلقونك بابصرهم لما سمعوا الذكر ويقولون انه لمجنون
حال آنکه این جز یادآوریای برای همهٔ هستیها نیست.
وما هو الا ذكر للعلمين