As-Saffat الصافات
Peace upon the Envoys وسلام على المرسلين
The section and its links
The envoy, then the gallery of envoys (36, then 37)
What was shown before: The envoy is set out in 36. 36
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
به صفبندان در صفها، به غرندگان با نیرو، به برخوانندگان یادآوری: ایزد شما بیگمان یگانه است،
والصفت صفا فالزجرت زجرا فالتليت ذكرا ان الهكم لوحد
سرپرست آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است، و سرپرست خاورها.
رب السموت والارض وما بينهما ورب المشرق
ما نزدیکترین آسمان را به آرایش ستارگان آراستیم،
انا زينا السماء الدنيا بزينة الكواكب
و آن را از هر منحرفکنندهٔ سرکش محفوظ داشتیم،
وحفظا من كل شيطن مارد
که نمیتوانند به دربار والا گوش دهند، و از هر سو سنگباران میشوند،
لا يسمعون الى الملا الاعلى ويقذفون من كل جانب
به سختی راندهشده؛
دحورا
و کیفری پیوسته دارند — مگر کسی که پارهای را برباید: آنگاه پرتابهای شعلهور و شکافنده او را دنبال میکند.
ولهم عذاب واصب الا من خطف الخطفة فاتبعه شهاب ثاقب
پس از آنان نظر بخواه: آیا آفریدن آنان دشوارتر است یا کسانی که ما آفریدهایم؟
فاستفتهم اهم اشد خلقا ام من خلقنا
ما همانا آنان را از گلی چسبنده آفریدهایم.
انا خلقنهم من طين لازب
اما تو شگفتزده میشوی، و آنان ریشخند میکنند؛
بل عجبت ويسخرون
و چون به آنان یادآوری میشود، به یاد نمیآورند؛
واذا ذكروا لا يذكرون
و چون نشانهای میبینند، بر ریشخند میافزایند،
واذا راوا ءاية يستسخرون
و میگویند: «این جز چشمبندی آشکار نیست. آیا چون مرده باشیم، زمین و استخوان، واقعاً برانگیخته خواهیم شد؟ و نیاکان نخستین ما نیز؟»
وقالوا ان هذا الا سحر مبين اءذا متنا وكنا ترابا وعظما اءنا لمبعوثون اوءاباونا الاولون
بگو: «آری، و شما پیشانی بر خاک نهاده خواهید شد.»
قل نعم وانتم دخرون
این جز یک غرش نخواهد بود، و ناگاه مینگرند،
فانما هي زجرة وحدة فاذا هم ينظرون
و خواهند گفت: «وای بر ما، این است روز سررسید!»
وقالوا يويلنا هذا يوم الدين
«این است روز جداسازی، که دروغ میانگاشتید.»
هذا يوم الفصل الذي كنتم به تكذبون
«کسانی را که ستمگر بودهاند، همسرانشان، و آنچه را غیر از خدا از آن فرمان میبردند گرد آورید، سپس آنان را به جادهٔ کوره راه نمایید،
احشروا الذين ظلموا وازوجهم وما كانوا يعبدون من دون الله فاهدوهم الى صرط الجحيم
و آنان را بازدارید: همانا از آنان پرسیده خواهد شد.»
وقفوهم انهم مسولون
«شما را چه شده که یکدیگر را یاری نمیرسانید؟»
ما لكم لا تناصرون
نه، آن روز، آنان تسلیم و ناچارند.
بل هم اليوم مستسلمون
و روبهروی یکدیگر میایستند، از هم میپرسند.
واقبل بعضهم على بعض يتساءلون
میگویند: «شما بودید که از راست به ما نزدیک میشدید.»
قالوا انكم كنتم تاتوننا عن اليمين
میگویند: «نه، بلکه شما باورمند نبودید؛
قالوا بل لم تكونوا مومنين
ما بر شما هیچ سلطهای نداشتیم — بلکه شما قومی بودید که از هر حدی میگذشت.
وما كان لنا عليكم من سلطن بل كنتم قوما طغين
پس سخن سرپرست ما بر ما به حقیقت پیوست: بیگمان خواهیم چشید. ما شما را سرگشته کردیم — خود نیز سرگشته بودیم.»
فحق علينا قول ربنا انا لذايقون فاغوينكم انا كنا غوين
آن روز، همانا در کیفر انباز شمرده میشوند.
فانهم يوميذ في العذاب مشتركون
ما با کنارگذاشتهشدگان چنین رفتار میکنیم.
انا كذلك نفعل بالمجرمين
هنگامی که به آنان گفته میشد: «هیچ ایزدی نیست مگر خدا»، خودبزرگبینی میکردند و میگفتند: «آیا واقعاً ایزدان خود را برای لفّاظِ فریبندهای دچار اختلال رها کنیم؟»
انهم كانوا اذا قيل لهم لا اله الا الله يستكبرون ويقولون اينا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون
نه، او با حقیقت آمد و فرستادگان را راستگو دانست.
بل جاء بالحق وصدق المرسلين
شما بیگمان کیفر دردناک را خواهید چشید،
انكم لذايقوا العذاب الاليم
و شما مگر به آنچه میکردید بازپرداخت نخواهید شد — مگر فرمانبرداران پالودهٔ خدا:
وما تجزون الا ما كنتم تعملون الا عباد الله المخلصين
آنان روزی معلوم دارند، مزهها،
اوليك لهم رزق معلوم فوكه
و در باغهای دهش، بر نشیمنگاهها، روبهروی یکدیگر، گرامی داشته میشوند.
وهم مكرمون في جنت النعيم على سرر متقبلين
در میان آنان جامی از آب چشمه گردانده خواهد شد، سپید، گوارا برای نوشندگان، بی سردرد و بی آنکه از آن مست شوند،
يطاف عليهم بكاس من معين بيضاء لذة للشربين لا فيها غول ولا هم عنها ينزفون
و در کنار خود همدمانی خواهند داشت با نگاههای بازداشته، پشتیبان، چون تخمهایی که نیک پوشیده شدهاند.
وعندهم قصرت الطرف عين كانهن بيض مكنون
و روبهروی یکدیگر میایستند، از هم میپرسند.
فاقبل بعضهم على بعض يتساءلون
یکی از آنان گفت: «من همراهی داشتم که میگفت: ‹آیا تو واقعاً از کسانی هستی که آن را راستگو میدانند؟ چون مرده باشیم، زمین و استخوان، آیا واقعاً وامدار خواهیم بود؟›»
قال قايل منهم اني كان لي قرين يقول اءنك لمن المصدقين اءذا متنا وكنا ترابا وعظما اءنا لمدينون
گفت: «آیا میخواهید بنگرید؟» آنگاه نگریست و او را در میان کوره دید.
قال هل انتم مطلعون فاطلع فرءاه في سواء الجحيم
گفت: «به خدا، تو بیگمان نزدیک بود مرا به سقوط بکشانی؛ و اگر دهش سرپرستم نبود، از آوردهشدگان میبودم.
قال تالله ان كدت لتردين ولولا نعمة ربي لكنت من المحضرين
پس ما جز مرگ نخستین خود نخواهیم مرد، و کیفر داده نخواهیم شد!»
افما نحن بميتين الا موتتنا الاولى وما نحن بمعذبين
این است بیگمان کامیابی سترگ!
ان هذا لهو الفوز العظيم
برای چیزی مانند این باید کوشندگان بکوشند.
لمثل هذا فليعمل العملون
آیا این پذیرایی بهتری است، یا درخت زقوم؟
اذلك خير نزلا ام شجرة الزقوم
ما همانا آن را آزمونی برای ستمگران قرار دادیم:
انا جعلنها فتنة للظلمين
درختی است که در ریشهٔ کوره بیرون میآید، غلافهایش به سرهای منحرفکنندگان میماند.
انها شجرة تخرج في اصل الجحيم طلعها كانه رءوس الشيطين
آنان بیگمان از آن خواهند خورد و شکم خود را از آن پر خواهند کرد؛ سپس بیگمان بر آن آمیزهای از آب جوشان خواهند داشت.
فانهم لءاكلون منها فمالون منها البطون ثم ان لهم عليها لشوبا من حميم
سپس بازگشتشان بیگمان به سوی کوره خواهد بود.
ثم ان مرجعهم لالى الجحيم
آنان همانا نیاکان خود را گمراه یافتند، و به دنبال ردپاهایشان شتافتند.
انهم الفوا ءاباءهم ضالين فهم على ءاثرهم يهرعون
و پیش از آنان، بیشتر پیشینیان همانا گمراه شده بودند،
ولقد ضل قبلهم اكثر الاولين
و ما همانا به سوی آنان هشداردهندگانی فرستاده بودیم.
ولقد ارسلنا فيهم منذرين
پس بنگر فرجام کسانی که هشدار داده شدند چگونه بود — مگر فرمانبرداران پالودهٔ خدا.
فانظر كيف كان عقبة المنذرين الا عباد الله المخلصين
و نوح همانا ما را ندا داد،
ولقد نادىنا نوح
و چه نیکو پاسخدهندهای هستیم ما!
فلنعم المجيبون
و ما او و کسانش را از تنگنای سترگ رهانیدیم،
ونجينه واهله من الكرب العظيم
و تبار او را ماندگاران قرار دادیم.
وجعلنا ذريته هم الباقين
و بر او، در میان نسلهای پسین، باقی گذاشتیم:
وتركنا عليه في الءاخرين
«آرامش بر نوح باد، در میان همهٔ هستیها!»
سلم على نوح في العلمين
چنین نیکیکنندگان را بازپرداخت میکنیم.
انا كذلك نجزي المحسنين
او از فرمانبرداران باورمند ما بود.
انه من عبادنا المومنين
سپس دیگران را غرق کردیم.
ثم اغرقنا الءاخرين
و ابراهیم بیگمان از گروه او بود، آنگاه که با هستهای دستنخورده نزد سرپرستش آمد، و به پدر و قوم خود گفت: «از چه فرمان میبرید؟
وان من شيعته لابرهيم اذ جاء ربه بقلب سليم اذ قال لابيه وقومه ماذا تعبدون
آیا جعل میخواهید، ایزدانی غیر از خدا؟
ايفكا ءالهة دون الله تريدون
پس گمان شما دربارهٔ سرپرست همهٔ هستیها چیست؟»
فما ظنكم برب العلمين
نگاهی به ستارگان افکند و گفت: «من رنجورم»؛ آنگاه به او پشت کردند و رفتند.
فنظر نظرة في النجوم فقال اني سقيم فتولوا عنه مدبرين
آنگاه پنهانی به سوی ایزدان آنان رفت و گفت: «آیا نمیخورید؟ شما را چه شده که سخنی بر زبان نمیآورید؟»
فراغ الى ءالهتهم فقال الا تاكلون ما لكم لا تنطقون
آنگاه بر آنان روی آورد و با دست راست زد؛ سپس شتابان به سوی او آمدند.
فراغ عليهم ضربا باليمين فاقبلوا اليه يزفون
گفت: «آیا از آنچه میتراشید فرمان میبرید، در حالی که خدا شما را و آنچه میسازید آفریده است؟»
قال اتعبدون ما تنحتون والله خلقكم وما تعملون
گفتند: «برایش ساختمانی بسازید و او را در کوره بیفکنید!» خواستند به اینسان با نیرنگ به او آسیب رسانند، اما ما آنان را پستترین قرار دادیم.
قالوا ابنوا له بنينا فالقوه في الجحيم فارادوا به كيدا فجعلنهم الاسفلين
و گفت: «من به سوی سرپرستم میروم، او مرا راه خواهد نمود.
وقال اني ذاهب الى ربي سيهدين
ای سرپرست من، از شایستگان یکی را به من عطا کن.»
رب هب لي من الصلحين
آنگاه او را به پسری بردبار مژده دادیم.
فبشرنه بغلم حليم
و چون به سنی رسید که با او بکوشد، گفت: «ای پسرک من، در خواب میبینم که تو را سر میبرم؛ پس بنگر چه نظر داری.»
فلما بلغ معه السعي قال يبنى اني ارى في المنام اني اذبحك فانظر ماذا ترى
گفت: «ای پدر من، آنچه به تو دستور داده شده است انجام بده؛
قال يابت افعل ما تومر
اگر خدا را پسند افتد، مرا از شکیبایان خواهی یافت.»
ستجدني ان شاء الله من الصبرين
و چون هر دو نزد خدا بیخدشه شدند و او را بر شقیقه خوابانید، ما او را ندا دادیم: «ای ابراهیم، تو رؤیا را تأیید کردی.»
فلما اسلما وتله للجبين وندينه ان يابرهيم قد صدقت الرءيا
چنین نیکیکنندگان را بازپرداخت میکنیم.
انا كذلك نجزي المحسنين
این بیگمان همان آزمون آشکار بود.
ان هذا لهو البلوا المبين
و ما او را در برابر سربریدنی بزرگ بازخریدیم.
وفدينه بذبح عظيم
و بر او، در میان نسلهای پسین، باقی گذاشتیم:
وتركنا عليه في الءاخرين
«آرامش بر ابراهیم باد!»
سلم على ابرهيم
چنین نیکیکنندگان را بازپرداخت میکنیم.
كذلك نجزي المحسنين
او از فرمانبرداران باورمند ما بود.
انه من عبادنا المومنين
و ما اسحاق را به او مژده دادیم، اطلاعدهندهای از شایستگان، و او و اسحاق را خجسته گرداندیم.
وبشرنه باسحق نبيا من الصلحين وبركنا عليه وعلى اسحق
و از تبار آنان کسی هست که نیکی میکند، و کسی که آشکارا بر خود ستم میکند.
ومن ذريتهما محسن وظالم لنفسه مبين
و ما همانا موسی و هارون را نواختیم، و آنان و قومشان را از تنگنای سترگ رهانیدیم؛
ولقد مننا على موسى وهرون ونجينهما وقومهما من الكرب العظيم
و آنان را یاری کردیم، و پیروزمندان آنان بودند.
ونصرنهم فكانوا هم الغلبين
و به آنان نوشتار صریح دادیم،
وءاتينهما الكتب المستبين
و آنان را بر جادهٔ راست راه نمودیم.
وهدينهما الصرط المستقيم
و بر آن دو، در میان نسلهای پسین، باقی گذاشتیم:
وتركنا عليهما في الءاخرين
«آرامش بر موسی و هارون باد!»
سلم على موسى وهرون
چنین نیکیکنندگان را بازپرداخت میکنیم.
انا كذلك نجزي المحسنين
آن دو از فرمانبرداران باورمند ما بودند.
انهما من عبادنا المومنين
و الیاس بیگمان از فرستادگان بود، آنگاه که به قوم خود گفت: «پس آیا محتاط نیستید؟ آیا بعل را فرامیخوانید و زیباترین آفرینندگان را وامیگذارید؟
وان الياس لمن المرسلين اذ قال لقومه الا تتقون اتدعون بعلا وتذرون احسن الخلقين
خدا سرپرست شما و سرپرست نیاکان نخستین شما است.»
الله ربكم ورب ءابايكم الاولين
پس او را دروغ انگاشتند؛ آنان بیگمان از آوردهشدگان خواهند بود — مگر فرمانبرداران پالودهٔ خدا.
فكذبوه فانهم لمحضرون الا عباد الله المخلصين
و بر او، در میان نسلهای پسین، باقی گذاشتیم:
وتركنا عليه في الءاخرين
«آرامش بر الیاسین باد!»
سلم على ال ياسين
چنین نیکیکنندگان را بازپرداخت میکنیم.
انا كذلك نجزي المحسنين
او از فرمانبرداران باورمند ما بود.
انه من عبادنا المومنين
و لوط بیگمان از فرستادگان بود، آنگاه که او و کسانش را، همه را، نجات دادیم، مگر پیرزنی از درنگکنندگان؛ سپس دیگران را ویران کردیم.
وان لوطا لمن المرسلين اذ نجينه واهله اجمعين الا عجوزا في الغبرين ثم دمرنا الءاخرين
و شما بیگمان بامدادان و شبانگاه بر آنان میگذرید —
وانكم لتمرون عليهم مصبحين وباليل
آیا پس خرد نمیورزید؟
افلا تعقلون
و یونس بیگمان از فرستادگان بود، آنگاه که به ناو بارگیریشده گریخت؛ در قرعهکشی شرکت کرد و از کسانی بود که رد شدند؛ ماهی او را بلعید در حالی که سرزنشپذیر بود.
وان يونس لمن المرسلين اذ ابق الى الفلك المشحون فساهم فكان من المدحضين فالتقمه الحوت وهو مليم
اگر از کسانی نبود که شکوه او را میسرایند، همانا همهٔ آن مدت را در شکمش به سر میبرد، تا روزی که برانگیخته خواهند شد.
فلولا انه كان من المسبحين للبث في بطنه الى يوم يبعثون
ما او را بر زمینی برهنه افکندیم، در حالی که رنجور بود،
فنبذنه بالعراء وهو سقيم
و بر او گیاهی پنبهمانند رویاندیم.
وانبتنا عليه شجرة من يقطين
و او را به سوی صد هزار، یا بیشتر، فرستادیم،
وارسلنه الى ماية الف او يزيدون
و باور آوردند؛ آنگاه ما آنان را برای زمانی بهرهمند گذاشتیم.
فامنوا فمتعنهم الى حين
پس از آنان نظر بخواه: آیا سرپرست تو را دخترانی میبود و آنان را پسرانی؟
فاستفتهم الربك البنات ولهم البنون
یا ما کارگزاران مؤنث را آفریدیم، و آنان گواه میبودند؟
ام خلقنا المليكة انثا وهم شهدون
آیا چنین نیست: بیگمان از جعل خود میگویند: «خدا زاده است»؛ و بیگمان دروغگویند.
الا انهم من افكهم ليقولون ولد الله وانهم لكذبون
آیا او دختران را بر پسران برمیگزید؟
اصطفى البنات على البنين
شما را چه شده است؟
ما لكم
چگونه داوری میکنید؟
كيف تحكمون
پس به یاد نمیآورید؟
افلا تذكرون
یا سلطهای آشکار دارید؟ پس نوشتهٔ خود را بیاورید، اگر راستگویید.
ام لكم سلطن مبين فاتوا بكتبكم ان كنتم صدقين
و میان او و نهانیان پیوندی نسبی نهادند؛
وجعلوا بينه وبين الجنة نسبا
و نهانیان بهخوبی میدانند که بیگمان از آوردهشدگان خواهند بود —
ولقد علمت الجنة انهم لمحضرون
شکوه بر خدا باد، بالاتر از آنچه توصیف میکنند!
سبحن الله عما يصفون
مگر فرمانبرداران پالودهٔ خدا.
الا عباد الله المخلصين
نه شما، و نه آنچه از آن فرمان میبرید، نخواهید توانست کسی را علیه او بیازمایید، مگر کسی که مقرر شده است در کوره بسوزد.
فانكم وما تعبدون ما انتم عليه بفتنين الا من هو صال الجحيم
«هیچیک از ما نیست مگر آنکه جایی معلوم دارد،
وما منا الا له مقام معلوم
و ما بیگمان همان ایستادگان در ردیفهاییم، و ما بیگمان همان کسانیم که شکوه او را میسرایند.»
وانا لنحن الصافون وانا لنحن المسبحون
و بیگمان میگفتند: «اگر ما یادآوریای از پیشینیان داشتیم، از فرمانبرداران پالودهٔ خدا بودیم.»
وان كانوا ليقولون لو ان عندنا ذكرا من الاولين لكنا عباد الله المخلصين
اما آن را انکار کردند؛
فكفروا به
بهزودی خواهند دانست.
فسوف يعلمون
و سخن ما دربارهٔ فرمانبرداران فرستادهٔ ما همانا پیشین است: ایشانند یاریشدگان، و سپاه ما بیگمان پیروزمند است.
ولقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين انهم لهم المنصورون وان جندنا لهم الغلبون
پس تا زمانی از آنان روی بگردان،
فتول عنهم حتى حين
و آنان را زیر نظر بگیر: بهزودی روشن خواهند دید.
وابصرهم فسوف يبصرون
آیا پس کیفر ما را شتاب میجویند؟
افبعذابنا يستعجلون
چون در عرصهٔ آنان فرود خواهد آمد، چه صبح شومی است برای کسانی که هشدار داده شدند!
فاذا نزل بساحتهم فساء صباح المنذرين
و تا زمانی از آنان روی بگردان،
وتول عنهم حتى حين
و زیر نظر بگیر: بهزودی روشن خواهند دید.
وابصر فسوف يبصرون
شکوه بر سرپرست تو باد، سرپرست نیرو، بالاتر از آنچه توصیف میکنند!
سبحن ربك رب العزة عما يصفون
و آرامش بر فرستادگان باد!
وسلم على المرسلين
و ستایش از آنِ خدا است، سرپرستِ همهٔ هستیها!
والحمد لله رب العلمين