An-Nisa النساء
Reduced to weakness المستضعفين
The section and its links
Guidance given, then detailed as law (2-3, then 4-6)
What was shown before: The law detailed here is laid down in 2 and 3. 2
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
ای انسانها! نسبت به سرپرست خود محتاط باشید، که شما را از یک خویشتن آفرید، و از آن همسرش را آفرید، و از آن دو مردان و زنان بسیار پراکند.
يايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس وحدة وخلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا ونساء
و نسبت به خدا محتاط باشید، که به نام او از یکدیگر درخواست میکنید، و نسبت به پیوندهای زهدان،
واتقوا الله الذي تساءلون به والارحام
زیرا خدا بر شما ناظر است.
ان الله كان عليكم رقيبا
و به یتیمان داراییهایشان را بدهید،
وءاتوا اليتمى امولهم
و ناپاک را جایگزین نیکو نکنید،
ولا تتبدلوا الخبيث بالطيب
و داراییهایشان را همراه با داراییهای خود نخورید،
ولا تاكلوا امولهم الى امولكم
زیرا این خطایی بزرگ است.
انه كان حوبا كبيرا
و اگر میترسید که نسبت به یتیمان برابری نورزید، پس با زنانی که بپسندند همسر شما شوند ازدواج کنید، دو، سه یا چهار؛
وان خفتم الا تقسطوا في اليتمى فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثنى وثلث وربع
و اگر میترسید که دادگری نکنید، پس یک زن، یا کسانی که شما با سوگند به آنان بسته شدهاید.
فان خفتم الا تعدلوا فوحدة او ما ملكت ايمنكم
این نزدیکتر است تا زیر بار خم نشوید.
ذلك ادنى الا تعولوا
و مهریهٔ زنان را به آنان بدهید، بهعنوان بخششی از روی حق.
وءاتوا النساء صدقتهن نحلة
سپس اگر خودشان به رضایت چیزی از آن را به شما واگذارند، آن را بخورید
فان طبن لكم عن شىء منه نفسا فكلوه
گوارا و سودمند.
هنيا مريا
و داراییهایتان را، که خدا آن را برای شما مایهٔ پابرجایی قرار داده است، به سبکمغزان ندهید؛
ولا توتوا السفهاء امولكم التي جعل الله لكم قيما
بلکه آنان را از آن روزی دهید، پوشاکشان دهید، و به آنان سخنی شناختهشده بگویید.
وارزقوهم فيها واكسوهم وقولوا لهم قولا معروفا
و یتیمان را بیازمایید تا به سن زناشویی برسند؛ پس اگر در آنان درستی داوری دیدید، داراییهایشان را به آنان واگذارید، و پیش از آنکه بزرگ شوند، آن را با اسراف و پیشدستی نخورید.
وابتلوا اليتمى حتى اذا بلغوا النكاح فان ءانستم منهم رشدا فادفعوا اليهم امولهم ولا تاكلوها اسرافا وبدارا ان يكبروا
و هر که توانگر است، خودداری کند؛
ومن كان غنيا فليستعفف
و هر که بینوا است، بهاندازهٔ شناختهشده از آن بخورد.
ومن كان فقيرا فلياكل بالمعروف
و چون داراییهایشان را به آنان واگذارید، بر آنان گواهانی بگیرید.
فاذا دفعتم اليهم امولهم فاشهدوا عليهم
و خدا بهعنوان حسابگر بس است.
وكفى بالله حسيبا
برای مردان سهمی است از آنچه پدر و مادر و نزدیکان بر جا میگذارند، و برای زنان سهمی است از آنچه پدر و مادر و نزدیکان بر جا میگذارند، کم باشد یا بسیار —
للرجال نصيب مما ترك الولدان والاقربون وللنساء نصيب مما ترك الولدان والاقربون مما قل منه او كثر
سهمی تعیینشده.
نصيبا مفروضا
و چون صاحبان پیوند نزدیک، یتیمان و تنگدستان در تقسیم حاضر باشند، از آن به آنان روزی دهید،
واذا حضر القسمة اولوا القربى واليتمى والمسكين فارزقوهم منه
و به آنان سخنی شناختهشده بگویید.
وقولوا لهم قولا معروفا
و بیم داشته باشند کسانی که اگر پشت سر خود فرزندانی ناتوان بر جا میگذاشتند، برای آنان میترسیدند:
وليخش الذين لو تركوا من خلفهم ذرية ضعفا خافوا عليهم
پس نسبت به خدا محتاط باشند و سخنی درست بگویند.
فليتقوا الله وليقولوا قولا سديدا
کسانی که داراییهای یتیمان را به ستم میخورند، در شکمهایشان جز آتش نمیخورند،
ان الذين ياكلون امول اليتمى ظلما انما ياكلون في بطونهم نارا
و در اخگرِ افروخته خواهند سوخت.
وسيصلون سعيرا
خدا شما را دربارهٔ فرزندانتان سفارش میکند:
يوصيكم الله في اولدكم
برای نر، همارزِ سهم دو ماده.
للذكر مثل حظ الانثيين
اما اگر بیش از دو زن باشند، دو سوم آنچه بر جا مانده است از آنِ آنان است؛
فان كن نساء فوق اثنتين فلهن ثلثا ما ترك
و اگر یگانه باشد، نیمی از آنِ او است.
وان كانت وحدة فلها النصف
و برای پدر و مادرش، برای هریک از آن دو، یکششم از آنچه بر جا میگذارد، اگر فرزندی داشته باشد؛
ولابويه لكل وحد منهما السدس مما ترك ان كان له ولد
اما اگر فرزندی نداشته باشد و پدر و مادرش از او ارث ببرند، برای مادرش یکسوم است.
فان لم يكن له ولد وورثه ابواه فلامه الثلث
اگر برادران و خواهرانی داشته باشد، برای مادرش یکششم است،
فان كان له اخوة فلامه السدس
پس از وصیتی که کرده باشد، یا بدهیای.
من بعد وصية يوصي بها او دين
پدران و پسران شما — شما نمیدانید کدامیک از آنان از نظر سود به شما نزدیکترند:
ءاباوكم وابناوكم لا تدرون ايهم اقرب لكم نفعا
این الزامی است از جانب خدا،
فريضة من الله
زیرا خدا همهچیزدان و فرزانه است.
ان الله كان عليما حكيما
و برای شما نیمی است از آنچه همسرانتان بر جا میگذارند، اگر فرزندی نداشته باشند؛
ولكم نصف ما ترك ازوجكم ان لم يكن لهن ولد
اما اگر فرزندی داشته باشند، برای شما یکچهارم است از آنچه بر جا میگذارند، پس از وصیتی که کرده باشند، یا بدهیای.
فان كان لهن ولد فلكم الربع مما تركن من بعد وصية يوصين بها او دين
و برای آنان یکچهارم است از آنچه بر جا میگذارید، اگر فرزندی نداشته باشید؛
ولهن الربع مما تركتم ان لم يكن لكم ولد
اما اگر فرزندی داشته باشید، برای آنان یکهشتم است از آنچه بر جا میگذارید، پس از وصیتی که کرده باشید، یا بدهیای.
فان كان لكم ولد فلهن الثمن مما تركتم من بعد وصية توصون بها او دين
و اگر مردی که ارثش بیحضور هر بالادست و پاییندستی منتقل میشود، یا زنی در همین وضع، برادری یا خواهری داشته باشد، برای هریک از آن دو یکششم است؛
وان كان رجل يورث كللة او امراة وله اخ او اخت فلكل وحد منهما السدس
اما اگر از این بیشتر باشند، در یکسوم شریکاند، پس از وصیتی که شده باشد، یا بدهیای، بیآنکه آسیبی باشد.
فان كانوا اكثر من ذلك فهم شركاء في الثلث من بعد وصية يوصى بها او دين غير مضار
این سفارشی است از جانب خدا.
وصية من الله
خدا همهچیزدان و بردبار است.
والله عليم حليم
اینها حدود خدا است.
تلك حدود الله
و هر که از خدا و فرستادهٔ او گردن نهد، او را به باغهایی که رودها از زیر آنها جاری است در خواهد آورد، و جاودانه در آن خواهد ماند.
ومن يطع الله ورسوله يدخله جنت تجري من تحتها الانهر خلدين فيها
و این است پیروزی سترگ.
وذلك الفوز العظيم
و هر که از خدا و فرستادهٔ او سرپیچی کند و از حدود او بگذرد، او را به آتشی در خواهد آورد که جاودانه در آن خواهد ماند،
ومن يعص الله ورسوله ويتعد حدوده يدخله نارا خلدا فيها
و کیفری خوارکننده خواهد داشت.
وله عذاب مهين
و آن زنان شما که زشتکاری میکنند، بر ضد آنان گواهی چهار تن از خودتان را بخواهید؛
والتي ياتين الفحشة من نسايكم فاستشهدوا عليهن اربعة منكم
و اگر گواهی دادند، پس آنان را در خانهها نگه دارید، تا آنکه مرگ آنان را بهتمامی بگیرد، یا خدا برای آنان راهی بگشاید.
فان شهدوا فامسكوهن في البيوت حتى يتوفىهن الموت او يجعل الله لهن سبيلا
و آن دو تن از شما که آن را مرتکب شوند، هر دو را بیازارید؛
والذان ياتينها منكم فاذوهما
اما اگر بازگشتند و خود را سامان دادند، از آنان روی بگردانید،
فان تابا واصلحا فاعرضوا عنهما
زیرا خدا بسیار بازگردنده و مهربان است.
ان الله كان توابا رحيما
بازگشتی که خدا میپذیرد، تنها از آنان است که از نادانی بدی میکنند، سپس بیدرنگ بازمیگردند:
انما التوبة على الله للذين يعملون السوء بجهلة ثم يتوبون من قريب
ایناناند که خدا با بخشایش به سویشان بازمیگردد.
فاوليك يتوب الله عليهم
خدا همهچیزدان و فرزانه است.
وكان الله عليما حكيما
و بازگشت برای کسانی که بدیها میکنند پذیرفته نیست، تا آنکه چون مرگ به یکی از آنان رسد، بگوید: «من اکنون همانا بازمیگردم» — و نه برای کسانی که در انکار میمیرند:
وليست التوبة للذين يعملون السيات حتى اذا حضر احدهم الموت قال اني تبت الن ولا الذين يموتون وهم كفار
ایناناند که برایشان کیفری دردناک آماده کردهایم.
اوليك اعتدنا لهم عذابا اليما
ای کسانی که باور آوردهاید! بر شما روا نیست که زنان را به زور به ارث ببرید،
يايها الذين ءامنوا لا يحل لكم ان ترثوا النساء كرها
و بر آنان سخت مگیرید تا بخشی از آنچه به آنان دادهاید ببرید، مگر آنکه زشتکاری آشکاری کنند.
ولا تعضلوهن لتذهبوا ببعض ما ءاتيتموهن الا ان ياتين بفحشة مبينة
و با آنان به شیوهٔ شناختهشده زندگی کنید.
وعاشروهن بالمعروف
اگر آنان را ناخوش دارید، شاید از چیزی ناخوش داشته باشید که خدا در آن نیکی بسیار نهاده است.
فان كرهتموهن فعسى ان تكرهوا شيا ويجعل الله فيه خيرا كثيرا
و اگر بخواهید همسری را بهجای همسری دیگر بگیرید، و به یکی از آنان قنطاری داده باشید، چیزی از آن پس نگیرید.
وان اردتم استبدال زوج مكان زوج وءاتيتم احدىهن قنطارا فلا تاخذوا منه شيا
آیا آن را به بهتان و تعدی آشکار پس میگرفتید؟
اتاخذونه بهتنا واثما مبينا
و چگونه آن را پس میگرفتید، حال آنکه برخی از شما با برخی دیگر به صمیمیت درآمدهاند، و آنان از شما پیمانی استوار و محکم گرفتهاند؟
وكيف تاخذونه وقد افضى بعضكم الى بعض واخذن منكم ميثقا غليظا
و با زنانی که نیاکان شما با آنان ازدواج کردند ازدواج نکنید، مگر آنچه گذشته است،
ولا تنكحوا ما نكح ءاباوكم من النساء الا ما قد سلف
زیرا آن زشتکاری و پلیدی بود،
انه كان فحشة ومقتا
و چه بد راهی!
وساء سبيلا
بر شما ممنوع شدهاند: مادرانتان، دخترانتان، خواهرانتان، عمههایتان، خالههایتان، دختران برادرتان، دختران خواهرتان،
حرمت عليكم امهتكم وبناتكم واخوتكم وعمتكم وخلتكم وبنات الاخ وبنات الاخت
مادرانتان که پرستاری شما را بر عهده گرفتند، و نیز خواهرانتان از پرستاری مشترک،
وامهتكم التي ارضعنكم واخوتكم من الرضعة
مادران همسرانتان، و دخترانی که در خانهٔ شما پرورده شدهاند، از همسرانتان که با آنان زناشویی را کامل کردهاید —
وامهت نسايكم وربيبكم التي في حجوركم من نسايكم التي دخلتم بهن
اما اگر زناشویی را با آنان کامل نکردهاید، نکوهشی بر شما نیست —
فان لم تكونوا دخلتم بهن فلا جناح عليكم
همسران بحق پسرانتان که از کمر شما برآمدهاند،
وحليل ابنايكم الذين من اصلبكم
و اینکه دو خواهر را با هم جمع کنید، مگر آنچه گذشته است،
وان تجمعوا بين الاختين الا ما قد سلف
زیرا خدا بسیار بخشاینده و مهربان است.
ان الله كان غفورا رحيما
و زنان محفوظشده با پیوند زناشویی، مگر آنان که شما با سوگند به آنان بسته شدهاید —
والمحصنت من النساء الا ما ملكت ايمنكم
این ضابطهٔ خدا است که شما را پایبند میکند.
كتب الله عليكم
و آنچه جز اینها است برای شما روا شده است، تا با داراییهایتان بجویید، در حالی که به پیوند زناشویی درمیآیید، نه بیبندوبار.
واحل لكم ما وراء ذلكم ان تبتغوا بامولكم محصنين غير مسفحين
و برای آنچه از آنان بهره بردهاید، پاداششان را بدهید، بهعنوان تعهدی تعیینشده.
فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضة
و بر شما نکوهشی نیست در آنچه پس از تعیین آن تعهد با یکدیگر بپسندید،
ولا جناح عليكم فيما ترضيتم به من بعد الفريضة
زیرا خدا همهچیزدان و فرزانه است.
ان الله كان عليما حكيما
و هر که از شما توانایی ازدواج با زنان باورمند محفوظ را ندارد، پس با یکی از دختران جوان باورمندتان که با سوگند به شما بسته شدهاند.
ومن لم يستطع منكم طولا ان ينكح المحصنت المومنت فمن ما ملكت ايمنكم من فتيتكم المومنت
خدا سوگندهای شما را بهتر میشناسد؛
والله اعلم بايمنكم
شما از یکدیگرید.
بعضكم من بعض
پس با اجازهٔ خانوادهٔ آنان با آنان ازدواج کنید،
فانكحوهن باذن اهلهن
و پاداششان را به شیوهٔ شناختهشده به آنان بدهید، در حالی که به پیوند زناشویی درمیآیند، نه بیبندوبار و نه دارندهٔ دوستان پنهانی.
وءاتوهن اجورهن بالمعروف محصنت غير مسفحت ولا متخذت اخدان
و چون محفوظ شدند، اگر زشتکاری کنند، نیمی از کیفر زنان محفوظشده با پیوند زناشویی بر آنان است.
فاذا احصن فان اتين بفحشة فعليهن نصف ما على المحصنت من العذاب
این برای کسی از شماست که از سختی بیم دارد؛
ذلك لمن خشي العنت منكم
اما شکیبایی کردن برای شما بهتر است.
وان تصبروا خير لكم
و خدا بسیار بخشاینده و مهربان است.
والله غفور رحيم
خدا میخواهد شما را روشن کند، به هنجارهای کسانی که پیش از شما بودند راهتان بنماید، و با بخشایش به سوی شما بازگردد.
يريد الله ليبين لكم ويهديكم سنن الذين من قبلكم ويتوب عليكم
و خدا همهچیزدان و فرزانه است.
والله عليم حكيم
خدا میخواهد با بخشایش به سوی شما بازگردد،
والله يريد ان يتوب عليكم
در حالی که کسانی که از هوسهای خود پیروی میکنند میخواهند که شما به میلی سترگ بگرایید.
ويريد الذين يتبعون الشهوت ان تميلوا ميلا عظيما
خدا میخواهد شما را سبک کند،
يريد الله ان يخفف عنكم
زیرا انسان ناتوان آفریده شده است.
وخلق الانسن ضعيفا
ای باورآوردگان! داراییهای خود را میان خود به باطل نخورید،
يايها الذين ءامنوا لا تاكلوا امولكم بينكم بالبطل
مگر آنکه دادوستدی باشد برآمده از رضایت دوسویهٔ شما.
الا ان تكون تجرة عن تراض منكم
و خودتان را نکشید،
ولا تقتلوا انفسكم
زیرا خدا نسبت به شما مهربان است.
ان الله كان بكم رحيما
و هر که این را از روی دشمنی و ستم کند، او را در آتشی خواهیم سوزاند.
ومن يفعل ذلك عدونا وظلما فسوف نصليه نارا
و این برای خدا کاری آسان است.
وكان ذلك على الله يسيرا
اگر از بزرگترین چیزهایی که بر شما ممنوع شده است دوری کنید، بدیهای شما را خواهیم پوشاند، و شما را به درآمدنی ارجمند در خواهیم آورد.
ان تجتنبوا كباير ما تنهون عنه نكفر عنكم سياتكم وندخلكم مدخلا كريما
و آنچه را خدا بر پایهٔ آن برخی از شما را بر برخی دیگر برتری داده است آرزو نکنید.
ولا تتمنوا ما فضل الله به بعضكم على بعض
برای مردان سهمی است از آنچه به دست آوردهاند،
للرجال نصيب مما اكتسبوا
و برای زنان سهمی است از آنچه به دست آوردهاند.
وللنساء نصيب مما اكتسبن
و از لطف خدا بخواهید،
وسلوا الله من فضله
زیرا خدا بر هر چیز همهچیزدان است.
ان الله كان بكل شىء عليما
و برای هر کس، وارثانی تعیین کردهایم از آنچه بر جا میگذارند
ولكل جعلنا مولي مما ترك
پدر و مادر و نزدیکان.
الولدان والاقربون
و کسانی که سوگندهای شما شما را به آنان بسته است، سهمشان را به آنان بدهید،
والذين عقدت ايمنكم فاتوهم نصيبهم
زیرا خدا بر هر چیز گواه است.
ان الله كان على كل شىء شهيدا
مردان بهجای زنان بار را بر دوش دارند، به سبب آنچه خدا برخی را بر برخی برتری داده است، و به سبب آنچه از داراییهای خود خرج میکنند.
الرجال قومون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض وبما انفقوا من امولهم
زنان شایسته وفادارند، نگهدارندگان آنچه فراتر از حواس است، به سبب آنچه خدا نگه داشته است.
فالصلحت قنتت حفظت للغيب بما حفظ الله
و آنان که از کنارهگیری یکجانبهشان میترسید، پندشان دهید، در خوابگاهها از آنان دوری کنید، سپس آنان را چند برابر کنید؛
والتي تخافون نشوزهن فعظوهن واهجروهن في المضاجع واضربوهن
سپس اگر از شما فرمان بردند، دیگر بر ضد آنان راهی مجویید،
فان اطعنكم فلا تبغوا عليهن سبيلا
زیرا خدا بسیار بالا و بزرگ است.
ان الله كان عليا كبيرا
و اگر از گسست میان آن دو میترسید، پس داوری از خانوادهٔ آن مرد و داوری از خانوادهٔ آن زن برانگیزید؛ اگر هر دو آشتی بخواهند، خدا میان آن دو سازگاری خواهد داد؛
وان خفتم شقاق بينهما فابعثوا حكما من اهله وحكما من اهلها ان يريدا اصلحا يوفق الله بينهما
زیرا خدا همهچیزدان و باخبر است.
ان الله كان عليما خبيرا
و از خدا فرمان ببرید،
واعبدوا الله
و چیزی را انباز او نگیرید،
ولا تشركوا به شيا
و نیکوکاری با پدر و مادر، نزدیکان، یتیمان، تنگدستان، همسایهٔ نزدیک، همسایهٔ بیگانه، همراه کنار شما، مسافر در راهمانده، و کسانی که شما با سوگند به آنان بسته شدهاید؛
وبالولدين احسنا وبذي القربى واليتمى والمسكين والجار ذي القربى والجار الجنب والصاحب بالجنب وابن السبيل وما ملكت ايمنكم
زیرا خدا کسی را که خودبزرگبین و لافزن است دوست ندارد.
ان الله لا يحب من كان مختالا فخورا
کسانی که خسیساند، مردم را به خساست دستور میدهند، و آنچه را خدا از لطف خود به آنان داده است پنهان میکنند —
الذين يبخلون ويامرون الناس بالبخل ويكتمون ما ءاتىهم الله من فضله
و برای انکارکنندگان کیفری خوارکننده آماده کردهایم.
واعتدنا للكفرين عذابا مهينا
و کسانی که داراییهای خود را از روی خودنمایی در برابر مردم خرج میکنند، و نه به خدا باور دارند و نه به روز واپسین —
والذين ينفقون امولهم رياء الناس ولا يومنون بالله ولا باليوم الءاخر
هر که منحرفکننده همراهش باشد، چه بد همراهی!
ومن يكن الشيطن له قرينا فساء قرينا
و اگر به خدا و روز واپسین باور میآوردند و از آنچه خدا روزیشان داده است خرج میکردند، چه زیانی برایشان میداشت؟
وماذا عليهم لو ءامنوا بالله واليوم الءاخر وانفقوا مما رزقهم الله
خدا دربارهٔ آنان همهچیزدان است.
وكان الله بهم عليما
خدا هیچ ستمی نمیکند، حتی به سنگینیِ یک ذره.
ان الله لا يظلم مثقال ذرة
و اگر کار نیک باشد، آن را دو چندان میکند و از جانب خود پاداشی سترگ میدهد.
وان تك حسنة يضعفها ويوت من لدنه اجرا عظيما
پس چگونه است آنگاه که از هر جامعه گواهی بیاوریم و تو را بر اینان گواه بیاوریم؟
فكيف اذا جينا من كل امة بشهيد وجينا بك على هولاء شهيدا
آن روز کسانی که انکار کردند و از فرستاده سرپیچی کردند آرزو میکنند که زمین بر آنان هموار شود، و نخواهند توانست هیچ گفتاری را از خدا پنهان کنند.
يوميذ يود الذين كفروا وعصوا الرسول لو تسوى بهم الارض ولا يكتمون الله حديثا
ای باورآوردگان! در حال مستی به تماس نزدیک نشوید، تا بدانید چه میگویید، و نه آلوده — مگر به گذر در راهی — تا آنکه خود را بشویید.
يايها الذين ءامنوا لا تقربوا الصلوة وانتم سكرى حتى تعلموا ما تقولون ولا جنبا الا عابري سبيل حتى تغتسلوا
و اگر بیمارید، یا در سفرید، یا یکی از شما نیاز طبیعی خود را برآورده کرده است، یا با زنی در خلوت درآمیختهاید، و آب نمییابید، پس برونزدی نیک را قصد کنید، و از آن بر چهرهها و دستهایتان بکشید؛
وان كنتم مرضى او على سفر او جاء احد منكم من الغايط او لمستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا فامسحوا بوجوهكم وايديكم
زیرا خدا بسیار چشمپوش و بسیار بخشاینده است.
ان الله كان عفوا غفورا
آیا ندیدهای کسانی را که بخشی از نوشتار به آنان داده شده است، گمراهی را میخرند و میخواهند که شما از راه گمراه شوید؟
الم تر الى الذين اوتوا نصيبا من الكتب يشترون الضللة ويريدون ان تضلوا السبيل
خدا دشمنان شما را بهتر میشناسد.
والله اعلم باعدايكم
و خدا بهعنوان متحد بس است، و خدا بهعنوان یاری بس است.
وكفى بالله وليا وكفى بالله نصيرا
از میان بازگرایان کسانی هستند که سخنان را دور از بافتشان دگرگون میکنند و میگویند: «شنیدیم و سرپیچی کردیم»، و: «بشنو، بیآنکه به تو شنیدن داده شود»، و: «ما را ناچیز بشمار»، در حالی که زبانهای خود را میپیچانند و به قانون طعنه میزنند.
من الذين هادوا يحرفون الكلم عن مواضعه ويقولون سمعنا وعصينا واسمع غير مسمع ورعنا ليا بالسنتهم وطعنا في الدين
و اگر گفته بودند: «شنیدیم و گردن نهادیم»، و: «بشنو»، و: «به ما بنگر»، برای آنان بهتر میبود، و راستتر؛
ولو انهم قالوا سمعنا واطعنا واسمع وانظرنا لكان خيرا لهم واقوم
اما خدا آنان را برای انکارشان نفرین کرد، و جز اندکی باور نمیآورند.
ولكن لعنهم الله بكفرهم فلا يومنون الا قليلا
ای کسانی که نوشتار به شما داده شده است! به آنچه فرود آوردیم باور آورید، که آنچه را با شما است تأیید میکند، پیش از آنکه چهرههایی را محو کنیم و به پشت برگردانیم، یا آنان را نفرین کنیم چنانکه همراهان آسایش را نفرین کردیم.
يايها الذين اوتوا الكتب ءامنوا بما نزلنا مصدقا لما معكم من قبل ان نطمس وجوها فنردها على ادبارها او نلعنهم كما لعنا اصحب السبت
و دستور خدا همواره انجامشده است.
وكان امر الله مفعولا
خدا همانا نمیبخشاید که برای او انباز گرفته شود،
ان الله لا يغفر ان يشرك به
اما آنچه را که پایینتر از آن است برای هر که پسند او افتد میبخشاید.
ويغفر ما دون ذلك لمن يشاء
و هر که برای خدا انباز گیرد، تعدی سترگی برمیسازد.
ومن يشرك بالله فقد افترى اثما عظيما
آیا ندیدهای کسانی را که خود را پاک میخوانند؟
الم تر الى الذين يزكون انفسهم
بلکه خدا هر که را پسند او افتد پاک میکند،
بل الله يزكي من يشاء
و بر آنان ستمی نخواهد رفت، حتی به اندازهٔ یک نخ.
ولا يظلمون فتيلا
بنگر که چگونه بر خدا دروغ برمیسازند: همین بهعنوان تعدی آشکار بس است.
انظر كيف يفترون على الله الكذب وكفى به اثما مبينا
آیا ندیدهای کسانی را که بخشی از نوشتار به آنان داده شده است، که به بت و حدشکن باور دارند، و دربارهٔ انکارکنندگان میگویند: «اینان در مورد راه، راهنماییشدهتر از کسانیاند که باور آوردند»؟
الم تر الى الذين اوتوا نصيبا من الكتب يومنون بالجبت والطغوت ويقولون للذين كفروا هولاء اهدى من الذين ءامنوا سبيلا
ایناناند که خدا نفرینشان کرده است؛
اوليك الذين لعنهم الله
و هر که را خدا نفرین کند، برای او هیچ یاری نخواهی یافت.
ومن يلعن الله فلن تجد له نصيرا
یا آنان بخشی از پادشاهی دارند؟ در آن صورت حتی شکاف هستهٔ خرمایی هم به مردم نمیدادند.
ام لهم نصيب من الملك فاذا لا يوتون الناس نقيرا
یا بر مردم رشک میبرند برای آنچه خدا از لطف خود به آنان داده است؟
ام يحسدون الناس على ما ءاتىهم الله من فضله
ما که به خاندان ابراهیم نوشتار و فرزانگی دادیم، و به آنان پادشاهی سترگی دادیم.
فقد ءاتينا ءال ابرهيم الكتب والحكمة وءاتينهم ملكا عظيما
از میان آنان کسانی هستند که بدان باور آوردند، و کسانی هستند که از آن رمیدند.
فمنهم من ءامن به ومنهم من صد عنه
و جهنم بهعنوان اخگر بس است.
وكفى بجهنم سعيرا
کسانی که نشانههای ما را انکار کردند، همانا آنان را در آتشی خواهیم سوزاند.
ان الذين كفروا بايتنا سوف نصليهم نارا
هر بار که پوستهایشان سوخته شود، پوستهایی دیگر را جایگزین آنها برایشان خواهیم کرد، تا کیفر را بچشند،
كلما نضجت جلودهم بدلنهم جلودا غيرها ليذوقوا العذاب
زیرا خدا نیرومند و فرزانه است.
ان الله كان عزيزا حكيما
و کسانی که باور آوردند و کردارهای شایسته بهجا آوردند، آنان را به باغهایی که رودها از زیر آنها جاری است در خواهیم آورد، جاودانه در آن میمانند، همیشه.
والذين ءامنوا وعملوا الصلحت سندخلهم جنت تجري من تحتها الانهر خلدين فيها ابدا
در آنجا همسرانی پاکشده خواهند داشت،
لهم فيها ازوج مطهرة
و آنان را به سایهای سایهگستر در خواهیم آورد.
وندخلهم ظلا ظليلا
خدا به شما دستور میدهد که امانتها را به صاحبان حقشان بازگردانید، و چون میان مردم داوری میکنید، با دادگری داوری کنید.
ان الله يامركم ان تودوا الامنت الى اهلها واذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل
چه نیک است آنچه خدا شما را بدان پند میدهد!
ان الله نعما يعظكم به
زیرا خدا شنوا و بینا است.
ان الله كان سميعا بصيرا
ای باورآوردگان! از خدا گردن نهید، از فرستاده گردن نهید و از کسانی از میان خودتان که فرمانروایی در دست دارند.
يايها الذين ءامنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منكم
و اگر در چیزی به ستیزه درآمدید، آن را به خدا و فرستاده بازگردانید، اگر به خدا و روز واپسین باور دارید.
فان تنزعتم في شىء فردوه الى الله والرسول ان كنتم تومنون بالله واليوم الءاخر
این بهتر است، و از نظر تفسیر زیباتر.
ذلك خير واحسن تاويلا
آیا ندیدهای کسانی را که ادعا میکنند به آنچه بر تو فرود آورده شد و به آنچه پیش از تو فرود آورده شد باور آوردهاند، و میخواهند دعوای خود را نزد حدشکن ببرند، حال آنکه به آنان دستور داده شده بود که او را انکار کنند؟
الم تر الى الذين يزعمون انهم ءامنوا بما انزل اليك وما انزل من قبلك يريدون ان يتحاكموا الى الطغوت وقد امروا ان يكفروا به
و منحرفکننده میخواهد آنان را به گمراهیای دور گمراه کند.
ويريد الشيطن ان يضلهم ضللا بعيدا
و چون به آنان گفته میشود: «بیایید به آنچه خدا فرود آورد، و به فرستاده»، دورویان را میبینی که با قاطعیت از تو میرمند.
واذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل الله والى الرسول رايت المنفقين يصدون عنك صدودا
پس چگونه است آنگاه که به سبب آنچه دستانشان پیش بردند پیشامدی ناگوار به آنان رسد، سپس نزد تو میآیند و به خدا سوگند میخورند: «ما جز نیکی و سازش نمیخواستیم»؟
فكيف اذا اصبتهم مصيبة بما قدمت ايديهم ثم جاءوك يحلفون بالله ان اردنا الا احسنا وتوفيقا
ایناناند که خدا آنچه را در هستههایشان است میداند؛ پس از آنان روی بگردان، پندشان ده، و دربارهٔ خودشان به آنان سخنی اثرگذار بگو.
اوليك الذين يعلم الله ما في قلوبهم فاعرض عنهم وعظهم وقل لهم في انفسهم قولا بليغا
و ما هیچ فرستادهای نفرستادیم مگر آنکه به اجازهٔ خدا از او گردن نهاده شود.
وما ارسلنا من رسول الا ليطاع باذن الله
و اگر آنان پس از آنکه به خود ستم کرده بودند، نزد تو میآمدند تا از خدا بخشایش بخواهند، و فرستاده نیز برای آنان بخشایش میخواست، حتماً خدا را بسیار بازگردنده و مهربان مییافتند.
ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما
نه چنین، به سرپرست تو سوگند! باور نخواهند آورد تا آنکه تو را در اختلافهای میان خود داور بگیرند، سپس در خود هیچ دشواری از آنچه تو داوری کردهای نیابند، و با بیخدشگی کامل آن را بپذیرند.
فلا وربك لا يومنون حتى يحكموك فيما شجر بينهم ثم لا يجدوا في انفسهم حرجا مما قضيت ويسلموا تسليما
و اگر بر آنان مقرر میکردیم: «یکدیگر را بکشید»، یا: «از خانههای خود بیرون روید»، آن را انجام نمیدادند، مگر اندکی از آنان.
ولو انا كتبنا عليهم ان اقتلوا انفسكم او اخرجوا من ديركم ما فعلوه الا قليل منهم
و اگر آنچه را بدان پند داده میشدند انجام داده بودند، برای آنان بهتر میبود و آنان را استوارتر میکرد؛
ولو انهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيرا لهم واشد تثبيتا
و آنگاه حتماً از جانب خود به آنان پاداشی سترگ میدادیم،
واذا لءاتينهم من لدنا اجرا عظيما
و حتماً آنان را به جادهٔ راست راه مینمودیم.
ولهدينهم صرطا مستقيما
و هر که از خدا و فرستاده گردن نهد، اینان با کسانی خواهند بود که خدا از دهش خود سرشارشان کرده است، از میان اطلاعدهندگان، راستگویان، گواهان و شایستگان.
ومن يطع الله والرسول فاوليك مع الذين انعم الله عليهم من النبين والصديقين والشهداء والصلحين
و چه نیکو همنشینی است آنان!
وحسن اوليك رفيقا
این لطفی است از جانب خدا،
ذلك الفضل من الله
و خدا بهعنوان همهچیزدان بس است.
وكفى بالله عليما
ای باورآوردگان! احتیاط خود را بگیرید، و دستهدسته بسیج شوید، یا همگی با هم بسیج شوید.
يايها الذين ءامنوا خذوا حذركم فانفروا ثبات او انفروا جميعا
و بیگمان در میان شما کسی است که عمداً درنگ میکند؛
وان منكم لمن ليبطين
و اگر پیشامدی ناگوار به شما رسد، میگوید: «خدا بر من دهش کرد، چون با آنان نبودم، بهعنوان گواه.»
فان اصبتكم مصيبة قال قد انعم الله على اذ لم اكن معهم شهيدا
اما اگر لطفی از خدا به شما رسد، بیگمان خواهد گفت، چنانکه گویی میان شما و او هیچ مهری نبوده است: «ای کاش با آنان بودم، آنگاه پیروزی سترگی به دست میآوردم!»
ولين اصبكم فضل من الله ليقولن كان لم تكن بينكم وبينه مودة يليتني كنت معهم فافوز فوزا عظيما
پس باید در راه خدا بجنگند کسانی که زندگی نزدیک را در برابر زندگی واپسین میفروشند.
فليقتل في سبيل الله الذين يشرون الحيوة الدنيا بالءاخرة
و هر که در راه خدا بجنگد، سپس کشته شود یا پیروز گردد، به او پاداشی سترگ خواهیم داد.
ومن يقتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوتيه اجرا عظيما
و شما را چه شده است که در راه خدا نمیجنگید، و برای مردان، زنان و کودکانی که به ناتوانی کشانده شدهاند، که میگویند: «ای سرپرست ما، ما را از این شهر که مردمش ستمگرند بیرون ببر، و از جانب خود برای ما متحدی بده، و از جانب خود برای ما یاریرسانی بده»؟
وما لكم لا تقتلون في سبيل الله والمستضعفين من الرجال والنساء والولدن الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها واجعل لنا من لدنك وليا واجعل لنا من لدنك نصيرا
کسانی که باور آوردند در راه خدا میجنگند،
الذين ءامنوا يقتلون في سبيل الله
و کسانی که انکار میکنند در راه حدشکن میجنگند.
والذين كفروا يقتلون في سبيل الطغوت
پس با متحدان منحرفکننده بجنگید،
فقتلوا اولياء الشيطن
زیرا نیرنگ منحرفکننده ناتوان است.
ان كيد الشيطن كان ضعيفا
آیا ندیدهای کسانی را که به آنان گفته شد: «دستهای خود را باز دارید، تماس را پابرجا نگه دارید و گشادهدستی ناب را بدهید»؟
الم تر الى الذين قيل لهم كفوا ايديكم واقيموا الصلوة وءاتوا الزكوة
سپس چون جنگ بر آنان مقرر شد، ناگاه بخشی از آنان از مردم بیم دارند چنانکه از خدا بیم دارند، یا با ترسی شدیدتر،
فلما كتب عليهم القتال اذا فريق منهم يخشون الناس كخشية الله او اشد خشية
و میگویند: «ای سرپرست ما، چرا جنگ را بر ما مقرر کردی؟ کاش ما را تا سررسیدی نزدیک به تأخیر میانداختی!»
وقالوا ربنا لم كتبت علينا القتال لولا اخرتنا الى اجل قريب
بگو: «بهرهٔ زندگی نزدیک اندک است،
قل متع الدنيا قليل
و زندگی واپسین برای کسی که محتاط است بهتر است،
والءاخرة خير لمن اتقى
و بر شما ستمی نخواهد رفت، حتی به اندازهٔ یک نخ.»
ولا تظلمون فتيلا
هر کجا باشید، مرگ شما را درخواهد یافت، هرچند در برجهایی تسخیرناپذیر باشید.
اينما تكونوا يدرككم الموت ولو كنتم في بروج مشيدة
و اگر نیکیای به آنان رسد، میگویند: «این از جانب خدا است»؛
وان تصبهم حسنة يقولوا هذه من عند الله
و اگر بدیای به آنان رسد، میگویند: «این از جانب تو است.»
وان تصبهم سيية يقولوا هذه من عندك
بگو: «همه از جانب خدا است.»
قل كل من عند الله
پس این مردم را چه شده است که تقریباً هیچ گفتاری را درنمییابند؟
فمال هولاء القوم لا يكادون يفقهون حديثا
آنچه از نیکی به تو میرسد از جانب خدا است،
ما اصابك من حسنة فمن الله
و آنچه از بدی به تو میرسد از جانب خود تو است.
وما اصابك من سيية فمن نفسك
و ما تو را برای مردم بهعنوان فرستاده فرستادیم.
وارسلنك للناس رسولا
و خدا بهعنوان گواه بس است.
وكفى بالله شهيدا
هر که از فرستاده گردن نهد، از خدا گردن نهاده است،
من يطع الرسول فقد اطاع الله
و هر که پشت کند — ما تو را نگهبان بر آنان نفرستادیم.
ومن تولى فما ارسلنك عليهم حفيظا
و میگویند: «گردننهادن»،
ويقولون طاعة
اما چون از نزد تو بیرون میروند، گروهی از آنان شبانه چیزی جز آنچه میگویند میچینند.
فاذا برزوا من عندك بيت طايفة منهم غير الذي تقول
خدا آنچه را شبانه میچینند ثبت میکند.
والله يكتب ما يبيتون
پس از آنان روی بگردان، و به خدا وکالت بده.
فاعرض عنهم وتوكل على الله
و خدا بهعنوان وکیل بس است.
وكفى بالله وكيلا
پس آیا در خوانش تأمل نمیکنند؟
افلا يتدبرون القرءان
و اگر از جانب غیر خدا میبود، در آن اختلاف بسیار مییافتند.
ولو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلفا كثيرا
و چون گزارشی آرامشبخش یا هراسانگیز به آنان برسد، آن را پخش میکنند؛
واذا جاءهم امر من الامن او الخوف اذاعوا به
اما اگر آن را به فرستاده و به کسانی از میان خودشان که فرمانروایی در دست دارند بازگردانده بودند، کسانی از آنان که میکوشند مایهاش را بیرون بکشند از آن آگاه میشدند.
ولو ردوه الى الرسول والى اولي الامر منهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم
و اگر لطف خدا بر شما و مهر او نبود، حتماً از منحرفکننده پیروی میکردید، مگر اندکی از شما.
ولولا فضل الله عليكم ورحمته لاتبعتم الشيطن الا قليلا
پس در راه خدا بجنگ:
فقتل في سبيل الله
تو جز به خویش گماشته نشدهای.
لا تكلف الا نفسك
و باورمندان را ترغیب کن.
وحرض المومنين
شاید خدا سختی انکارکنندگان را باز دارد.
عسى الله ان يكف باس الذين كفروا
خدا در سختگیری هولناکتر است، و در عبرتِ بازدارنده هولناکتر.
والله اشد باسا واشد تنكيلا
هر که میانجیگری نیکو کند، از آن بهرهای خواهد داشت؛
من يشفع شفعة حسنة يكن له نصيب منها
و هر که میانجیگری بد کند، مسئولیت آن را بر دوش خواهد کشید.
ومن يشفع شفعة سيية يكن له كفل منها
خدا بر هر چیز مباشر است.
وكان الله على كل شىء مقيتا
و چون به شما درودی گفته شود، با درودی نیکوتر درود گویید، یا آن را بازگردانید،
واذا حييتم بتحية فحيوا باحسن منها او ردوها
زیرا خدا بر هر چیز حسابگر است.
ان الله كان على كل شىء حسيبا
خدا، هیچ ایزدی نیست مگر او.
الله لا اله الا هو
بیگمان شما را در روز حضور، که هیچ تردیدی در آن نیست، گرد خواهد آورد.
ليجمعنكم الى يوم القيمة لا ريب فيه
و چه کسی در گفتار از خدا راستگوتر است؟
ومن اصدق من الله حديثا
شما را چه شده است که دربارهٔ دورویان دو دسته شدهاید، حال آنکه خدا آنان را به سبب آنچه به دست آوردند واژگون کرده است؟
فما لكم في المنفقين فيتين والله اركسهم بما كسبوا
آیا میخواهید کسی را که خدا گمراه کرده است راه بنمایید؟
اتريدون ان تهدوا من اضل الله
و هر که را خدا گمراه کند، برای او هیچ راهی نخواهی یافت.
ومن يضلل الله فلن تجد له سبيلا
آنان میخواهند که شما انکار کنید چنانکه انکار کردند، تا برابر باشید؛
ودوا لو تكفرون كما كفروا فتكونون سواء
پس از میان آنان متحد نگیرید، تا آنکه در راه خدا کوچ کنند.
فلا تتخذوا منهم اولياء حتى يهاجروا في سبيل الله
اگر پشت کردند، پس آنان را بگیرید و هر جا یافتید بکشید، و از میان آنان نه متحدی بگیرید و نه یاریرسانی — مگر کسانی که به قومی پیوستهاند که میان شما و آنان پیمانی استوار است، یا نزد شما میآیند
فان تولوا فخذوهم واقتلوهم حيث وجدتموهم ولا تتخذوا منهم وليا ولا نصيرا الا الذين يصلون الى قوم بينكم وبينهم ميثق او جاءوكم
در حالی که سینهشان از جنگیدن با شما، یا جنگیدن با قوم خود، تنگ شده است.
حصرت صدورهم ان يقتلوكم او يقتلوا قومهم
و اگر خدا را پسند افتاده بود، به آنان چیرگی بر شما میداد و با شما میجنگیدند.
ولو شاء الله لسلطهم عليكم فلقتلوكم
اگر از شما کناره بگیرند، با شما نجنگند، و به شما صلح پیشنهاد کنند، آنگاه خدا برای شما بر ضد آنان هیچ راهی نمینهد.
فان اعتزلوكم فلم يقتلوكم والقوا اليكم السلم فما جعل الله لكم عليهم سبيلا
دیگرانی را خواهید یافت که میخواهند با شما در امنیت باشند و با قوم خود در امنیت؛ هر بار که به آزمون بازگردانده شوند، در آن فرو میافتند.
ستجدون ءاخرين يريدون ان يامنوكم ويامنوا قومهم كل ما ردوا الى الفتنة اركسوا فيها
اگر از شما کناره نگیرند، به شما صلح پیشنهاد نکنند، و دستهای خود را باز ندارند، آنگاه آنان را بگیرید و هر جا بر آنان دست یافتید بکشید.
فان لم يعتزلوكم ويلقوا اليكم السلم ويكفوا ايديهم فخذوهم واقتلوهم حيث ثقفتموهم
و ایناناند که بر ضد آنان برای شما اقتداری آشکار قرار دادیم.
واوليكم جعلنا لكم عليهم سلطنا مبينا
و برای باورمندی روا نیست که باورمندی را بکشد،
وما كان لمومن ان يقتل مومنا
مگر از روی خطا.
الا خطا
و هر که باورمندی را از روی خطا بکشد، باید استقلال شخصی باورمند را که در بند بدهی است بازگرداند، و خسارتی به خانوادهٔ او بپردازد، مگر آنکه آنان از روی دستگیری از آن بگذرند.
ومن قتل مومنا خطا فتحرير رقبة مومنة ودية مسلمة الى اهله الا ان يصدقوا
و اگر کشتهشده از قومی دشمن شما بود، در حالی که باورمند بود، آنگاه بازگرداندن استقلال شخصی باورمند که در بند بدهی است.
فان كان من قوم عدو لكم وهو مومن فتحرير رقبة مومنة
و اگر از قومی بود که میان شما و آنان پیمانی استوار است، آنگاه خسارتی که به خانوادهٔ او پرداخت شود، و بازگرداندن استقلال شخصی باورمند که در بند بدهی است.
وان كان من قوم بينكم وبينهم ميثق فدية مسلمة الى اهله وتحرير رقبة مومنة
و هر که توانایی آن را نیابد، آنگاه پرهیز دو ماه پیاپی، بهعنوان بازگشتی از جانب خدا.
فمن لم يجد فصيام شهرين متتابعين توبة من الله
خدا همهچیزدان و فرزانه است.
وكان الله عليما حكيما
و هر که باورمندی را عمداً بکشد، بازپرداخت او جهنم است، جاودانه در آن میماند؛ خدا بر او خشم گرفته است، او را نفرین کرده، و برای او کیفری سترگ آماده کرده است.
ومن يقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خلدا فيها وغضب الله عليه ولعنه واعد له عذابا عظيما
ای باورآوردگان! چون در راه خدا گام میزنید، به روشنی بازشناسید،
يايها الذين ءامنوا اذا ضربتم في سبيل الله فتبينوا
و به کسی که به شما صلح پیشنهاد میکند نگویید: «تو باورمند نیستی»، در حالی که کالاهای ناپایدار زندگی نزدیک را میجویید؛ حال آنکه نزد خدا غنیمتهای فراوان است.
ولا تقولوا لمن القى اليكم السلم لست مومنا تبتغون عرض الحيوة الدنيا فعند الله مغانم كثيرة
پیشتر شما چنین بودید، و خدا بر شما دهش کرد.
كذلك كنتم من قبل فمن الله عليكم
پس به روشنی بازشناسید،
فتبينوا
زیرا خدا از آنچه میکنید باخبر است.
ان الله كان بما تعملون خبيرا
باورمندانی که مینشینند، مگر معلولان، با آنان که در راه خدا با دارایی و خویشتنشان تلاش میکنند برابر نیستند.
لا يستوي القعدون من المومنين غير اولي الضرر والمجهدون في سبيل الله بامولهم وانفسهم
خدا کسانی را که با دارایی و خویشتنشان تلاش میکنند به درجهای بر نشستگان برتری داده است.
فضل الله المجهدين بامولهم وانفسهم على القعدين درجة
و به همه، خدا زیباترین را وعده داده است؛
وكلا وعد الله الحسنى
و خدا تلاشگران را بر نشستگان با پاداشی سترگ برتری داده است — درجاتی از جانب او، بخشایشی و مهری؛
وفضل الله المجهدين على القعدين اجرا عظيما درجت منه ومغفرة ورحمة
و خدا بسیار بخشاینده و مهربان است.
وكان الله غفورا رحيما
همانا کسانی که کارگزاران آنان را بهتمامی میگیرند در حالی که به خود ستمگرند — میگویند: «در چه وضعی بودید؟»
ان الذين توفىهم المليكة ظالمي انفسهم قالوا فيم كنتم
میگویند: «ما در زمین به ناتوانی کشانده شدیم.»
قالوا كنا مستضعفين في الارض
میگویند: «آیا زمین خدا فراخ نبود که در آن کوچ کنید؟»
قالوا الم تكن ارض الله وسعة فتهاجروا فيها
ایناناند که پناهگاهشان جهنم خواهد بود؛ و چه بد مقصدی! — مگر مردان، زنان و کودکانی که به ناتوانی کشانده شدهاند، که نه میتوانند چارهای بیابند و نه برای راهی راهنمایی پذیرند.
فاوليك ماوىهم جهنم وساءت مصيرا الا المستضعفين من الرجال والنساء والولدن لا يستطيعون حيلة ولا يهتدون سبيلا
اینان، شاید خدا از آنان چشم بپوشد.
فاوليك عسى الله ان يعفو عنهم
خدا بسیار چشمپوش و بسیار بخشاینده است.
وكان الله عفوا غفورا
و هر که در راه خدا کوچ کند، در زمین پناهگاهی فراخ و گشایش خواهد یافت.
ومن يهاجر في سبيل الله يجد في الارض مرغما كثيرا وسعة
و هر که از خانهٔ خود بیرون آید، به سوی خدا و فرستادهٔ او کوچکنان، سپس مرگ او را دریابد، پاداشش از این پس بر عهدهٔ خدا است.
ومن يخرج من بيته مهاجرا الى الله ورسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على الله
و خدا بسیار بخشاینده و مهربان است.
وكان الله غفورا رحيما
و چون در زمین گام میزنید، نکوهشی بر شما نیست که تماس را کوتاه کنید، اگر میترسید که انکارکنندگان شما را به آزمون بکشند؛
واذا ضربتم في الارض فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا
زیرا انکارکنندگان برای شما دشمنی آشکارند.
ان الكفرين كانوا لكم عدوا مبينا
و چون در میان آنان هستی و برای آنان تماس را رهبری میکنی، گروهی از آنان با تو بایستند و سلاح خود را بگیرند.
واذا كنت فيهم فاقمت لهم الصلوة فلتقم طايفة منهم معك ولياخذوا اسلحتهم
سپس چون پیشانی بر خاک نهادند، پشت سر شما بروند،
فاذا سجدوا فليكونوا من ورايكم
و گروهی دیگر که هنوز تماس را نبستهاند بیایند و با تو آن را ببندند، در حالی که احتیاط و سلاح خود را گرفتهاند.
ولتات طايفة اخرى لم يصلوا فليصلوا معك ولياخذوا حذرهم واسلحتهم
انکارکنندگان میخواهند که شما از سلاحها و بار و بنهٔ خود غافل شوید، تا یکباره بر شما بتازند.
ود الذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم وامتعتكم فيميلون عليكم ميلة وحدة
و نکوهشی بر شما نیست، اگر باران شما را آزار دهد یا بیمار باشید، که سلاحهای خود را بر زمین نهید؛
ولا جناح عليكم ان كان بكم اذى من مطر او كنتم مرضى ان تضعوا اسلحتكم
اما احتیاط خود را بگیرید،
وخذوا حذركم
زیرا خدا برای انکارکنندگان کیفری خوارکننده آماده کرده است.
ان الله اعد للكفرين عذابا مهينا
و چون تماس را به پایان رساندید، خدا را به یاد آورید، ایستاده، نشسته، یا خوابیده به پهلو.
فاذا قضيتم الصلوة فاذكروا الله قيما وقعودا وعلى جنوبكم
سپس چون آرامش یافتید، تماس را پابرجا نگه دارید،
فاذا اطماننتم فاقيموا الصلوة
زیرا تماس برای باورمندان مقرری است با زمانهای معین.
ان الصلوة كانت على المومنين كتبا موقوتا
و در جستوجوی این قوم سستی نکنید.
ولا تهنوا في ابتغاء القوم
اگر رنج میبرید، آنان نیز همانا چنانکه شما رنج میبرید رنج میبرند؛ اما شما از خدا چیزی امید دارید که آنان امید ندارند.
ان تكونوا تالمون فانهم يالمون كما تالمون وترجون من الله ما لا يرجون
خدا همهچیزدان و فرزانه است.
وكان الله عليما حكيما
ما نوشتار را به حقیقت بر تو فرود آوردیم، تا میان مردم بدانچه خدا به تو نشان داده است داوری کنی.
انا انزلنا اليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما ارىك الله
و برای خیانتکاران ستیزهجو مباش.
ولا تكن للخاينين خصيما
و از خدا بخشایش بخواه،
واستغفر الله
زیرا خدا بسیار بخشاینده و مهربان است.
ان الله كان غفورا رحيما
و به سود کسانی که به خود خیانت میکنند مجادله مکن،
ولا تجدل عن الذين يختانون انفسهم
زیرا خدا کسی را که بسیار خیانتکار و تعدیکار است دوست ندارد.
ان الله لا يحب من كان خوانا اثيما
از مردم پنهان میشوند و از خدا پنهان نمیشوند، حال آنکه او با آنان است آنگاه که شبانه سخنانی میچینند که او نمیپسندد.
يستخفون من الناس ولا يستخفون من الله وهو معهم اذ يبيتون ما لا يرضى من القول
خدا بر آنچه میکنند احاطهٔ کامل دارد.
وكان الله بما يعملون محيطا
شمایید که در زندگی نزدیک به سود آنان مجادله کردید؛ اما چه کسی در روز حضور به سود آنان با خدا مجادله خواهد کرد؟ یا چه کسی برای آنان وکیل خواهد بود؟
هانتم هولاء جدلتم عنهم في الحيوة الدنيا فمن يجدل الله عنهم يوم القيمة ام من يكون عليهم وكيلا
و هر که بدیای کند، یا به خویشتن خود ستم کند، سپس از خدا بخشایش بخواهد، خدا را بسیار بخشاینده و مهربان خواهد یافت.
ومن يعمل سوءا او يظلم نفسه ثم يستغفر الله يجد الله غفورا رحيما
و هر که تعدیای به دست آورد، آن را جز بر ضد خویشتن خود به دست نمیآورد.
ومن يكسب اثما فانما يكسبه على نفسه
خدا همهچیزدان و فرزانه است.
وكان الله عليما حكيما
و هر که لغزش یا تعدیای به دست آورد، سپس کسی را که از آن بری است بدان متهم کند، بهتان و تعدی آشکاری بر دوش میکشد.
ومن يكسب خطية او اثما ثم يرم به بريا فقد احتمل بهتنا واثما مبينا
و اگر لطف خدا بر تو و مهر او نبود، گروهی از آنان قصد گمراه کردن تو را میداشتند؛
ولولا فضل الله عليك ورحمته لهمت طايفة منهم ان يضلوك
اما جز خودشان را گمراه نمیکنند، و هیچ آسیبی به تو نمیتوانند برسانند.
وما يضلون الا انفسهم وما يضرونك من شىء
و خدا نوشتار و فرزانگی را بر تو فرود آورد، و آنچه را نمیدانستی به تو آموخت.
وانزل الله عليك الكتب والحكمة وعلمك ما لم تكن تعلم
لطف خدا بر تو سترگ است.
وكان فضل الله عليك عظيما
در بیشتر نجواهایشان نیکیای نیست، مگر برای کسی که به دستگیری، یا آنچه شناختهشده است، یا آشتی میان مردم دستور دهد.
لا خير في كثير من نجوىهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلح بين الناس
و هر که این را در جستوجوی خشنودی خدا کند، پاداشی سترگ به او خواهیم داد.
ومن يفعل ذلك ابتغاء مرضات الله فسوف نوتيه اجرا عظيما
و هر که پس از آنکه راهنمایی بر او روشن شد، در گسست بر ضد فرستاده بایستد و راهی جز راه باورمندان در پیش گیرد، او را به آنچه بدان روی کرده وامیگذاریم و در جهنم میسوزانیمش.
ومن يشاقق الرسول من بعد ما تبين له الهدى ويتبع غير سبيل المومنين نوله ما تولى ونصله جهنم
و چه بد مقصدی!
وساءت مصيرا
خدا همانا نمیبخشاید که برای او انباز گرفته شود،
ان الله لا يغفر ان يشرك به
اما آنچه را که پایینتر از آن است برای هر که پسند او افتد میبخشاید.
ويغفر ما دون ذلك لمن يشاء
و هر که برای خدا انباز گیرد، به گمراهیای دور گمراه شده است.
ومن يشرك بالله فقد ضل ضللا بعيدا
غیر از او جز مادهها را نمیخوانند، و جز منحرفکنندهٔ سرکش را نمیخوانند که خدا نفرینش کرده است،
ان يدعون من دونه الا انثا وان يدعون الا شيطنا مريدا لعنه الله
که گفت: «من بیگمان از میان فرمانبرداران تو سهمی تعیینشده خواهم گرفت؛ بیگمان آنان را گمراه خواهم کرد، بیگمان به آنان امیدهای پوچ خواهم داد، بیگمان به آنان دستور خواهم داد گوش چارپایان را بشکافند، و بیگمان به آنان دستور خواهم داد آفرینش خدا را دگرگون کنند.»
وقال لاتخذن من عبادك نصيبا مفروضا ولاضلنهم ولامنينهم ولءامرنهم فليبتكن ءاذان الانعم ولءامرنهم فليغيرن خلق الله
و هر که منحرفکننده را غیر از خدا متحد بگیرد، زیانی آشکار دیده است.
ومن يتخذ الشيطن وليا من دون الله فقد خسر خسرانا مبينا
به آنان وعده میدهد و امیدهای پوچ میبخشد،
يعدهم ويمنيهم
و منحرفکننده جز فریب به آنان وعده نمیدهد.
وما يعدهم الشيطن الا غرورا
ایناناند که پناهگاهشان جهنم خواهد بود،
اوليك ماوىهم جهنم
و در آن هیچ گریزگاهی نخواهند یافت.
ولا يجدون عنها محيصا
و کسانی که باور آوردند و کردارهای شایسته بهجا آوردند، آنان را به باغهایی که رودها از زیر آنها جاری است در خواهیم آورد، جاودانه در آن میمانند، همیشه.
والذين ءامنوا وعملوا الصلحت سندخلهم جنت تجري من تحتها الانهر خلدين فيها ابدا
وعدهٔ خدا، به حقیقت.
وعد الله حقا
و چه کسی در سخن از خدا راستگوتر است؟
ومن اصدق من الله قيلا
این نه به آرزوهای شما بستگی دارد و نه به آرزوهای دارندگان نوشتار.
ليس بامانيكم ولا اماني اهل الكتب
هر که بدیای کند، بدان بازپرداخت خواهد شد، و غیر از خدا نه متحدی خواهد یافت و نه یاری.
من يعمل سوءا يجز به ولا يجد له من دون الله وليا ولا نصيرا
و هر که کردارهای شایسته بهجا آورد، مرد یا زن، در حالی که باورمند است، اینان به باغ درآورده خواهند شد و بر آنان ستمی نخواهد رفت، حتی به اندازهٔ شکاف هستهٔ خرمایی.
ومن يعمل من الصلحت من ذكر او انثى وهو مومن فاوليك يدخلون الجنة ولا يظلمون نقيرا
و چه کسی قانونی نیکوتر دارد از کسی که سوی خود را در برابر خدا بیخدشه کرده، در حالی که نیکی میکند، و آموزهٔ ابراهیم را پیروی کرده که یکسره به سوی خدا روی کرده بود؟
ومن احسن دينا ممن اسلم وجهه لله وهو محسن واتبع ملة ابرهيم حنيفا
و خدا ابراهیم را دوست نزدیک گرفت.
واتخذ الله ابرهيم خليلا
و آنچه در آسمانها و آنچه بر زمین است از آنِ خدا است.
ولله ما في السموت وما في الارض
خدا بر همه چیز احاطهٔ کامل دارد.
وكان الله بكل شىء محيطا
و دربارهٔ زنان از تو نظر میخواهند.
ويستفتونك في النساء
بگو: «خدا دربارهٔ آنان به شما نظر میدهد، و نیز آنچه در نوشتار بر شما برخوانده میشود دربارهٔ دختران یتیمی که آنچه را برایشان مقرر شده است به آنان نمیدهید و میخواهید با آنان ازدواج کنید، و دربارهٔ کودکانی که به ناتوانی کشانده شدهاند، و دربارهٔ اینکه با یتیمان با انصاف کامل رفتار کنید.
قل الله يفتيكم فيهن وما يتلى عليكم في الكتب في يتمى النساء التي لا توتونهن ما كتب لهن وترغبون ان تنكحوهن والمستضعفين من الولدن وان تقوموا لليتمى بالقسط
و هر نیکیای که بکنید، خدا همانا بر آن همهچیزدان است.»
وما تفعلوا من خير فان الله كان به عليما
و اگر زنی از شوهر خود ستیزی پایدار یا رویگردانی میترسد، نکوهشی بر آن دو نیست که با توافقی آشتی کنند؛
وان امراة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا فلا جناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحا
و آشتی بهتر است.
والصلح خير
و آز همواره بر خویشتنها حاضر است؛
واحضرت الانفس الشح
اما اگر نیکی کنید و محتاط باشید، خدا همانا از آنچه میکنید باخبر است.
وان تحسنوا وتتقوا فان الله كان بما تعملون خبيرا
و شما هرگز نخواهید توانست میان زنان دادگر باشید، هرچند بدان اصرار ورزید؛
ولن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء ولو حرصتم
پس یکسره مگرایید، چنانکه دیگری را آویخته رها کنید.
فلا تميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة
و اگر آشتی کنید و محتاط باشید، خدا همانا بسیار بخشاینده و مهربان است.
وان تصلحوا وتتقوا فان الله كان غفورا رحيما
و اگر از هم جدا شوند، خدا هریک از آنان را از گستردگی خود توانگر خواهد کرد.
وان يتفرقا يغن الله كلا من سعته
خدا فراخ و فرزانه است.
وكان الله وسعا حكيما
و آنچه در آسمانها و آنچه بر زمین است از آنِ خدا است.
ولله ما في السموت وما في الارض
و ما همانا به کسانی که پیش از شما نوشتار به آنان داده شده بود، و به خود شما، سفارش کردیم که نسبت به خدا محتاط باشید.
ولقد وصينا الذين اوتوا الكتب من قبلكم واياكم ان اتقوا الله
و اگر انکار کنید، همانا آنچه در آسمانها و آنچه بر زمین است از آنِ خدا است.
وان تكفروا فان لله ما في السموت وما في الارض
خدا توانگر و ستوده است.
وكان الله غنيا حميدا
و آنچه در آسمانها و آنچه بر زمین است از آنِ خدا است.
ولله ما في السموت وما في الارض
و خدا بهعنوان وکیل بس است.
وكفى بالله وكيلا
اگر او را پسند افتد، شما را میبرد، ای انسانها، و دیگران را میآورد.
ان يشا يذهبكم ايها الناس ويات باخرين
خدا بر آن توانا است.
وكان الله على ذلك قديرا
هر که عوض زندگی نزدیک را بخواهد — نزد خدا عوض زندگی نزدیک و زندگی واپسین است.
من كان يريد ثواب الدنيا فعند الله ثواب الدنيا والءاخرة
خدا شنوا و بینا است.
وكان الله سميعا بصيرا
ای باور آوردگان! از پابرجا نگهدارندگان استوار برابری باشید، گواهانی برای خدا، هرچند بر ضد خودتان، یا پدر و مادر، یا نزدیکانتان.
يايها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط شهداء لله ولو على انفسكم او الولدين والاقربين
چه توانگر باشد چه بینوا، خدا به هر دو نزدیکتر است؛ پس از هیجان پیروی مکنید تا دادگر نباشید.
ان يكن غنيا او فقيرا فالله اولى بهما فلا تتبعوا الهوى ان تعدلوا
و اگر سوگیرانه رفتار کنید یا روی بگردانید، خدا همانا از آنچه میکنید باخبر است.
وان تلوا او تعرضوا فان الله كان بما تعملون خبيرا
ای باورآوردگان! به خدا، به فرستادهٔ او، به نوشتاری که بر فرستادهٔ او فرود آورد، و به نوشتاری که پیشتر فرود آورد، باور آورید.
يايها الذين ءامنوا ءامنوا بالله ورسوله والكتب الذي نزل على رسوله والكتب الذي انزل من قبل
و هر که خدا، کارگزاران او، نوشتارهای او، فرستادگان او و روز واپسین را انکار کند، به گمراهیای دور گمراه شده است.
ومن يكفر بالله ومليكته وكتبه ورسله واليوم الءاخر فقد ضل ضللا بعيدا
همانا کسانی که باور آوردند، سپس انکار کردند، سپس باور آوردند، سپس انکار کردند، سپس در انکار افزودند — خدا را نشاید که آنان را ببخشاید و نه به آنان راهی بنماید.
ان الذين ءامنوا ثم كفروا ثم ءامنوا ثم كفروا ثم ازدادوا كفرا لم يكن الله ليغفر لهم ولا ليهديهم سبيلا
به دورویان مژده بده که کیفری دردناک خواهند داشت — آنان که انکارکنندگان را غیر از باورمندان متحد میگیرند.
بشر المنفقين بان لهم عذابا اليما الذين يتخذون الكفرين اولياء من دون المومنين
آیا نزد آنان نیرومندی میجویند؟ نیرومندی همانا یکسره از آنِ خدا است.
ايبتغون عندهم العزة فان العزة لله جميعا
و او پیشتر در نوشتار بر شما فرود آورده است: چون میشنوید که نشانههای خدا انکار و به مسخره گرفته میشود، با آنان ننشینید، تا آنکه در گفتاری دیگر فرو روند؛
وقد نزل عليكم في الكتب ان اذا سمعتم ءايت الله يكفر بها ويستهزا بها فلا تقعدوا معهم حتى يخوضوا في حديث غيره
زیرا در آن صورت مانند آنان میبودید.
انكم اذا مثلهم
خدا دورویان و انکارکنندگان را همانا همگی در جهنم گرد خواهد آورد — کسانی که نسبت به شما چشمبهراهاند: اگر گشایشی از خدا به شما برسد، میگویند: «آیا با شما نبودیم؟» و اگر سهمی به انکارکنندگان برسد، میگویند: «آیا شما را به چنگ نیاوردیم و شما را از باورمندان دور نداشتیم؟»
ان الله جامع المنفقين والكفرين في جهنم جميعا الذين يتربصون بكم فان كان لكم فتح من الله قالوا الم نكن معكم وان كان للكفرين نصيب قالوا الم نستحوذ عليكم ونمنعكم من المومنين
خدا در روز حضور میان شما داوری خواهد کرد؛
فالله يحكم بينكم يوم القيمة
و خدا هرگز برای انکارکنندگان بر باورمندان راهی نخواهد نهاد.
ولن يجعل الله للكفرين على المومنين سبيلا
دورویان میکوشند خدا را بفریبند، و اوست که آنان را میفریبد.
ان المنفقين يخدعون الله وهو خدعهم
و چون برای تماس برمیخیزند، با تنبلی برمیخیزند، در برابر مردم خودنمایی میکنند، و خدا را جز اندک به یاد نمیآورند، میان این دو سرگردان، نه به این سو و نه به آن سو.
واذا قاموا الى الصلوة قاموا كسالى يراءون الناس ولا يذكرون الله الا قليلا مذبذبين بين ذلك لا الى هولاء ولا الى هولاء
و هر که را خدا گمراه کند، برای او هیچ راهی نخواهی یافت.
ومن يضلل الله فلن تجد له سبيلا
ای باورآوردگان! انکارکنندگان را غیر از باورمندان متحد مگیرید.
يايها الذين ءامنوا لا تتخذوا الكفرين اولياء من دون المومنين
آیا میخواهید برای خدا بر ضد خودتان اقتداری آشکار قرار دهید؟
اتريدون ان تجعلوا لله عليكم سلطنا مبينا
دورویان همانا در پایینترین طبقهٔ آتشاند، و هرگز برای آنان یاری نخواهی یافت —
ان المنفقين في الدرك الاسفل من النار ولن تجد لهم نصيرا
مگر کسانی که بازگردند، خود را سامان دهند، به خدا چنگ زنند، و قانون خود را یکسره برای خدا کنند: اینان با باورمنداناند،
الا الذين تابوا واصلحوا واعتصموا بالله واخلصوا دينهم لله فاوليك مع المومنين
و خدا بهزودی به باورمندان پاداشی سترگ خواهد داد.
وسوف يوت الله المومنين اجرا عظيما
خدا با کیفر شما چه میکرد، اگر سپاسگزار و باورمند باشید؟
ما يفعل الله بعذابكم ان شكرتم وءامنتم
خدا سپاسگزار و همهچیزدان است.
وكان الله شاكرا عليما
خدا دوست ندارد که بدی آشکارا گفته شود، مگر از جانب کسی که ستم دیده است.
لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم
خدا شنوا و همهچیزدان است.
وكان الله سميعا عليما
چه نیکی را آشکار کنید، چه آن را پنهان دارید، چه از بدیای چشم بپوشید، خدا همانا بسیار چشمپوش و توانا است.
ان تبدوا خيرا او تخفوه او تعفوا عن سوء فان الله كان عفوا قديرا
کسانی که خدا و فرستادگان او را انکار میکنند و میخواهند میان خدا و فرستادگانش جدایی افکنند، و میگویند: «به بخشی باور داریم و بخشی را انکار میکنیم»، و میخواهند میان این دو راهی بگشایند — اینان انکارکنندگان حقیقیاند.
ان الذين يكفرون بالله ورسله ويريدون ان يفرقوا بين الله ورسله ويقولون نومن ببعض ونكفر ببعض ويريدون ان يتخذوا بين ذلك سبيلا اوليك هم الكفرون حقا
و برای انکارکنندگان کیفری خوارکننده آماده کردهایم.
واعتدنا للكفرين عذابا مهينا
و کسانی که به خدا و فرستادگان او باور آوردند و میان هیچیک از آنان فرقی نگذاشتند، بهزودی پاداشهایشان را به آنان خواهد داد.
والذين ءامنوا بالله ورسله ولم يفرقوا بين احد منهم اوليك سوف يوتيهم اجورهم
و خدا بسیار بخشاینده و مهربان است.
وكان الله غفورا رحيما
دارندگان نوشتار از تو میخواهند که نوشتاری از آسمان بر آنان فرود آوری.
يسلك اهل الكتب ان تنزل عليهم كتبا من السماء
آنان پیشتر از موسی بزرگتر از این خواستند، گفتند: «خدا را آشکارا به ما نشان بده»؛ پس صاعقه آنان را به سبب ستمشان گرفت.
فقد سالوا موسى اكبر من ذلك فقالوا ارنا الله جهرة فاخذتهم الصعقة بظلمهم
سپس پس از آنکه دلایل روشن به آنان رسید، گوساله را گرفتند؛ اما ما از آن چشم پوشیدیم،
ثم اتخذوا العجل من بعد ما جاءتهم البينت فعفونا عن ذلك
و به موسی اقتداری آشکار دادیم.
وءاتينا موسى سلطنا مبينا
و کوه را بالای سرشان برافراشتیم، به سبب پیمان استوارشان،
ورفعنا فوقهم الطور بميثقهم
و به آنان گفتیم: «از در درآیید، پیشانی بر خاک نهاده»،
وقلنا لهم ادخلوا الباب سجدا
و به آنان گفتیم: «دربارهٔ آسایش از حدود نگذرید»،
وقلنا لهم لا تعدوا في السبت
و از آنان پیمانی استوار و محکم گرفتیم.
واخذنا منهم ميثقا غليظا
به سبب شکستن پیمان استوارشان، انکار نشانههای خدا، کشتن اطلاعدهندگان بیحق، و گفتن: «هستههای ما در پوشش است» — نه، این خدا است که بر هستههایشان به سبب انکارشان مهر نهاده است، چندان که جز اندک باور نمیآورند — و به سبب انکارشان، و نسبت دادن بهتانی سترگ به مریم، و به سبب گفتنشان: «ما همانا مسیح، عیسی پسر مریم، فرستادهٔ خدا را کشتیم»،
فبما نقضهم ميثقهم وكفرهم بايت الله وقتلهم الانبياء بغير حق وقولهم قلوبنا غلف بل طبع الله عليها بكفرهم فلا يومنون الا قليلا وبكفرهم وقولهم على مريم بهتنا عظيما وقولهم انا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول الله
حال آنکه او را نکشتند و بر تیر استوار نکردند، بلکه به آنان شبیهنمایی شد.
وما قتلوه وما صلبوه ولكن شبه لهم
و کسانی که دربارهٔ او اختلاف دارند بیگمان در این باره در سرگردانیاند.
وان الذين اختلفوا فيه لفي شك منه
آنان از آن هیچ دانشی ندارند،
ما لهم به من علم
مگر پیروی از گمان.
الا اتباع الظن
و حتماً او را نکشتند.
وما قتلوه يقينا
بلکه خدا او را به سوی خود برافراشت.
بل رفعه الله اليه
خدا نیرومند و فرزانه است.
وكان الله عزيزا حكيما
و هیچکس از دارندگان نوشتار نیست مگر آنکه بیگمان پیش از مرگ خود به او باور آورد؛ و در روز حضور بر آنان گواه خواهد بود.
وان من اهل الكتب الا ليومنن به قبل موته ويوم القيمة يكون عليهم شهيدا
به سبب ستم بازگرایان، چیزهای نیکی را که برایشان روا شده بود بر آنان ممنوع کردیم، و به سبب بسیار بازداشتن از راه خدا، و به سبب بهرهخواری کردن، حال آنکه از آن بازداشته شده بودند، و خوردن داراییهای مردم به باطل.
فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبت احلت لهم وبصدهم عن سبيل الله كثيرا واخذهم الربوا وقد نهوا عنه واكلهم امول الناس بالبطل
و برای انکارکنندگان از میان آنان کیفری دردناک آماده کردهایم.
واعتدنا للكفرين منهم عذابا اليما
اما ریشهدوانیدگان در دانش از میان آنان، و باورمندان، به آنچه بر تو فرود آورده شد و آنچه پیش از تو فرود آورده شد باور دارند، و نیز پابرجا نگهدارندگان تماس،
لكن الرسخون في العلم منهم والمومنون يومنون بما انزل اليك وما انزل من قبلك والمقيمين الصلوة
و دهندگان گشادهدستی ناب، و باورآورندگان به خدا و روز واپسین — ایناناند که بهزودی پاداشی سترگ به آنان خواهیم داد.
والموتون الزكوة والمومنون بالله واليوم الءاخر اوليك سنوتيهم اجرا عظيما
ما همانا به تو پرده برداشتیم، چنانکه به نوح و اطلاعدهندگان پس از او پرده برداشتیم،
انا اوحينا اليك كما اوحينا الى نوح والنبين من بعده
و به ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب، تبارها، عیسی، ایوب، یونس، هارون و سلیمان پرده برداشتیم؛
واوحينا الى ابرهيم واسمعيل واسحق ويعقوب والاسباط وعيسى وايوب ويونس وهرون وسليمن
و به داوود یک فرم دادیم.
وءاتينا داود زبورا
و فرستادگانی که پیشتر داستانشان را برایت روایت کردیم، و فرستادگانی که داستانشان را برایت روایت نکردیم؛
ورسلا قد قصصنهم عليك من قبل ورسلا لم نقصصهم عليك
و خدا با موسی سخنی گفت.
وكلم الله موسى تكليما
فرستادگانی مژدهدهنده و هشداردهنده، تا مردم پس از فرستادگان دیگر هیچ استدلالی بر خدا نداشته باشند.
رسلا مبشرين ومنذرين ليلا يكون للناس على الله حجة بعد الرسل
خدا نیرومند و فرزانه است.
وكان الله عزيزا حكيما
اما خدا بر آنچه به سوی تو فرود آورده است گواهی میدهد؛
لكن الله يشهد بما انزل اليك
آن را با دانش خود فرود آورده است، و کارگزاران نیز گواهی میدهند.
انزله بعلمه والمليكة يشهدون
و خدا بهعنوان گواه بس است.
وكفى بالله شهيدا
کسانی که انکار کردند و از راه خدا بازداشتند همانا به گمراهیای دور گمراه شدهاند.
ان الذين كفروا وصدوا عن سبيل الله قد ضلوا ضللا بعيدا
همانا کسانی که انکار کردند و ستم کردند — خدا را نشاید که آنان را ببخشاید و نه به آنان مسیری بنماید، مگر مسیر جهنم، که جاودانه در آن میمانند، همیشه.
ان الذين كفروا وظلموا لم يكن الله ليغفر لهم ولا ليهديهم طريقا الا طريق جهنم خلدين فيها ابدا
و این برای خدا کاری آسان است.
وكان ذلك على الله يسيرا
ای انسانها! فرستاده با حقیقت از جانب سرپرست شما به سوی شما آمده است؛ پس باور آورید، برای شما بهتر است.
يايها الناس قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم فامنوا خيرا لكم
و اگر انکار کنید، همانا آنچه در آسمانها و بر زمین است از آنِ خدا است.
وان تكفروا فان لله ما في السموت والارض
خدا همهچیزدان و فرزانه است.
وكان الله عليما حكيما
ای دارندگان نوشتار! در قانون خود زیادهروی مکنید، و دربارهٔ خدا جز حقیقت مگویید.
ياهل الكتب لا تغلوا في دينكم ولا تقولوا على الله الا الحق
مسیح، عیسی پسر مریم، جز فرستادهٔ خدا و کلمهٔ او نیست،
انما المسيح عيسى ابن مريم رسول الله وكلمته
که آن را به مریم خطاب کرد، و جریانی از جانب او.
القىها الى مريم وروح منه
پس به خدا و فرستادگانش باور آورید،
فامنوا بالله ورسله
و نگویید: «سه».
ولا تقولوا ثلثة
دست بکشید: برای شما بهتر است.
انتهوا خيرا لكم
خدا جز ایزدی یگانه نیست.
انما الله اله وحد
شکوه بر او باد! او از داشتن فرزند برتر است.
سبحنه ان يكون له ولد
آنچه در آسمانها و آنچه بر زمین است از آنِ او است.
له ما في السموت وما في الارض
و خدا بهعنوان وکیل بس است.
وكفى بالله وكيلا
مسیح هرگز از فرمانبردار خدا بودن ننگ نخواهد داشت، و نه کارگزاران نزدیکشده.
لن يستنكف المسيح ان يكون عبدا لله ولا المليكة المقربون
و هر که از فرمان بردن او ننگ دارد و خودبزرگبینی کند، بهزودی همه را نزد خود گرد خواهد آورد.
ومن يستنكف عن عبادته ويستكبر فسيحشرهم اليه جميعا
اما کسانی که باور آوردند و کردارهای شایسته بهجا آوردند، پاداشهایشان را بهتمامی به آنان خواهد داد، و از لطف خود بیشتر به آنان خواهد داد؛
فاما الذين ءامنوا وعملوا الصلحت فيوفيهم اجورهم ويزيدهم من فضله
و اما کسانی که ننگ داشتند و خودبزرگبینی کردند، آنان را به کیفری دردناک کیفر خواهد داد، و غیر از خدا نه متحدی خواهند یافت و نه یاری.
واما الذين استنكفوا واستكبروا فيعذبهم عذابا اليما ولا يجدون لهم من دون الله وليا ولا نصيرا
ای انسانها! برهانی از سرپرست شما به سوی شما آمده است، و ما نوری آشکار به سوی شما فرود آوردیم.
يايها الناس قد جاءكم برهن من ربكم وانزلنا اليكم نورا مبينا
اما کسانی که به خدا باور آوردند و بدو چنگ زدند، بهزودی آنان را در مهری از جانب خود و لطفی در خواهد آورد، و آنان را از جادهٔ راست به سوی خود راه خواهد نمود.
فاما الذين ءامنوا بالله واعتصموا به فسيدخلهم في رحمة منه وفضل ويهديهم اليه صرطا مستقيما
از تو نظر میخواهند.
يستفتونك
بگو: «خدا دربارهٔ کلاله به شما نظر میدهد.
قل الله يفتيكم في الكللة
اگر مردی بیفرزند بمیرد، اما خواهری داشته باشد، نیمی از آنچه بر جا میگذارد از آنِ او است؛
ان امروا هلك ليس له ولد وله اخت فلها نصف ما ترك
و او از وی ارث میبرد، اگر فرزندی نداشته باشد.
وهو يرثها ان لم يكن لها ولد
اما اگر دو تن باشند، آنگاه دو سوم از آنچه بر جا میگذارد از آنِ آنان است؛
فان كانتا اثنتين فلهما الثلثان مما ترك
و اگر چند تن باشند، برادران و خواهران، آنگاه برای نر، همارزِ سهم دو ماده.
وان كانوا اخوة رجالا ونساء فللذكر مثل حظ الانثيين
خدا این را برای شما روشن میکند، تا گمراه نشوید؛
يبين الله لكم ان تضلوا
و خدا بر هر چیز همهچیزدان است.»
والله بكل شىء عليم