Al-Mu'minun المؤمنون
The believers have succeeded قد أفلح المؤمنون
The section and its links
The All-Benevolent and His obedient ones (19-20, then 21-25)
What was shown before: The All-Benevolent and His obedient ones are shown in 19 and 20. 19
بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
باورمندان کامیاب شدهاند،
قد أفلح ٱلمؤمنون
آنان که در تماس خود فروتناند،
ٱلذين هم في صلاتهم خشعون
و آنان که از بیهودگیها روی برمیتابند،
وٱلذين هم عن ٱللغو معرضون
و آنان که گشادهدستی ناب میدهند،
وٱلذين هم للزكوة فعلون
و کسانی که پاکدامنی خود را نگه میدارند، مگر نسبت به همسران خود یا بستهشدگان به سوگند — پس سرزنش نمیشوند؛
وٱلذين هم لفروجهم حفظون إلا على أزوجهم أو ما ملكت أيمنهم فإنهم غير ملومين
هر که فراتر از این بجوید، اینان کسانیاند که از حدها میگذرند.
فمن ٱبتغى ورآء ذلك فأولئك هم ٱلعادون
و کسانی که به امانتها و پیمان خود توجه دارند،
وٱلذين هم لأمنتهم وعهدهم رعون
و کسانی که تماسهای خود را پیوسته نگه میدارند — اینان وارثانند، که فردوس را به ارث خواهند برد،
وٱلذين هم على صلوتهم يحافظون أولئك هم ٱلورثون ٱلذين يرثون ٱلفردوس
در آن جاودانه ماندگار.
هم فيها خلدون
ما همانا انسان را از چکیدهای از گِل آفریدیم،
ولقد خلقنا ٱلإنسن من سللة من طين
سپس از او نطفهای در جایی امن و استوار ساختیم،
ثم جعلنه نطفة في قرار مكين
سپس از نطفه آویزهای آفریدیم، سپس از آویزه جنینی آفریدیم، سپس از جنین استخوانهایی آفریدیم، سپس استخوانها را به گوشت پوشاندیم، سپس او را آفرینشی دیگر پدید آوردیم.
ثم خلقنا ٱلنطفة علقة فخلقنا ٱلعلقة مضغة فخلقنا ٱلمضغة عظما فكسونا ٱلعظم لحما ثم أنشأنه خلقا ءاخر
خجسته باد خدا، زیباترین آفرینندگان!
فتبارك ٱلله أحسن ٱلخلقين
سپس، پس از این، شما بیگمان مردنی هستید،
ثم إنكم بعد ذلك لميتون
سپس، در روز حضور، شما همانا برانگیخته خواهید شد.
ثم إنكم يوم ٱلقيمة تبعثون
ما همانا بالای شما هفت مسیر آفریدیم،
ولقد خلقنا فوقكم سبع طرآئق
و هرگز از آفرینش بیخبر نبودیم.
وما كنا عن ٱلخلق غفلين
و از آسمان آبی به اندازه فرود آوردیم، و آن را در زمین جا دادیم —
وأنزلنا من ٱلسمآء مآء بقدر فأسكنه في ٱلأرض
و ما بیگمان بر بردنش توانا هستیم.
وإنا على ذهاب به لقدرون
بدینسان برای شما با آن باغهایی از نخل و تاک پدید آوردیم، که در آنها خوراکیهای فراوان دارید و از آنها میخورید، و درختی که از کوه سینا برمیآید، که با روغن و چاشنی برای خورندگان میروید.
فأنشأنا لكم به جنت من نخيل وأعنب لكم فيها فوكه كثيرة ومنها تأكلون وشجرة تخرج من طور سينآء تنبت بٱلدهن وصبغ للءاكلين
و برای شما بیگمان در چارپایان درسی هست:
وإن لكم في ٱلأنعم لعبرة
شما را از آنچه در شکمهایشان است مینوشانیم،
نسقيكم مما في بطونها
و در آنها سودهای بسیار دارید، و از آنها میخورید، و بر آنها و بر ناوها حمل میشوید.
ولكم فيها منفع كثيرة ومنها تأكلون وعليها وعلى ٱلفلك تحملون
ما همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم، و گفت: «ای قوم من! خدا را فرمان برید: شما ایزدی دیگر جز او ندارید.
ولقد أرسلنا نوحا إلى قومه فقال يقوم ٱعبدوا ٱلله ما لكم من إله غيره
پس آیا محتاط نمیشوید؟»
أفلا تتقون
آنگاه دربار قومش، آنان که انکار میکردند، گفتند: «این جز آدمیای مانند شما نیست، که میخواهد بر شما برتری یابد؛ اگر خدا را پسند افتاده بود، کارگزارانی فرود میآورد؛ ما این را در میان نیاکان نخستین خود نشنیدهایم. او جز مردی دچار اختلال نیست — پس دربارهٔ او مدتی در انتظار بمانید.»
فقال ٱلملؤا ٱلذين كفروا من قومه ما هذآ إلا بشر مثلكم يريد أن يتفضل عليكم ولو شآء ٱلله لأنزل ملئكة ما سمعنا بهذا في ءابآئنا ٱلأولين إن هو إلا رجل به جنة فتربصوا به حتى حين
گفت: «ای سرپرست من، مرا یاری ده، زیرا مرا دروغ انگاشتند.»
قال رب ٱنصرني بما كذبون
پس به او پرده برداشتیم: «ناو را زیر چشمان ما و بر پایهٔ پردهبرداری ما بساز.
فأوحينآ إليه أن ٱصنع ٱلفلك بأعيننا ووحينا
سپس چون دستور ما فرا رسد و اجاق بجوشد، در آن از هر چیز دو عنصر از یک جفت را بگذار، و نیز خانوادهٔ خود را، مگر آنکه از میان ایشان سخن پیشین بر او سنگینی میکند؛
فإذا جآء أمرنا وفار ٱلتنور فٱسلك فيها من كل زوجين ٱثنين وأهلك إلا من سبق عليه ٱلقول منهم
و دربارهٔ کسانی که ستم کردند به من روی میاور، زیرا آنان غرق خواهند شد.
ولا تخطبني في ٱلذين ظلموا إنهم مغرقون
و چون در ناو جا گرفته باشی، تو و کسانی که با تو هستند، بگو: «ستایش از آنِ خدا است که ما را از قوم ستمگران نجات داد.»
فإذا ٱستويت أنت ومن معك على ٱلفلك فقل ٱلحمد لله ٱلذي نجىنا من ٱلقوم ٱلظلمين
و بگو: «ای سرپرست من، مرا در جایی پذیرای خجسته فرود آور، زیرا تو بهترین میزبانانی.»»
وقل رب أنزلني منزلا مباركا وأنت خير ٱلمنزلين
در این بیگمان نشانههایی است،
إن في ذلك لءايت
و ما بیگمان در حال آزمودن بودیم.
وإن كنا لمبتلين
سپس پس از آنان نسلی دیگر پدید آوردیم، و در میان آنان فرستادهای از خودشان فرستادیم: «خدا را فرمان برید: شما ایزدی دیگر جز او ندارید.
ثم أنشأنا من بعدهم قرنا ءاخرين فأرسلنا فيهم رسولا منهم أن ٱعبدوا ٱلله ما لكم من إله غيره
پس آیا محتاط نمیشوید؟»
أفلا تتقون
و دربار قومش، آنان که انکار میکردند و رویارویی با زندگی واپسین را دروغ میانگاشتند، و در زندگی نزدیک به آنان ناز داده بودیم، گفتند: «این جز آدمیای مانند شما نیست، که از آنچه شما میخورید میخورد و از آنچه شما مینوشید مینوشد؛ و اگر به آدمیای مانند خود گردن نهید، آنگاه بیگمان زیانکار خواهید بود. آیا به شما وعده میدهد که چون مردید و خاک و استخوان شدید، بیرون آورده خواهید شد؟ بسی دور، بسی دور است آنچه به شما وعده داده میشود! جز زندگی نزدیک ما چیزی نیست، میمیریم و زندگی میکنیم، و برانگیخته نخواهیم شد! او جز مردی نیست که بر خدا دروغی ساخته است، و ما به او اعتبار نخواهیم داد.»
وقال ٱلملأ من قومه ٱلذين كفروا وكذبوا بلقآء ٱلءاخرة وأترفنهم في ٱلحيوة ٱلدنيا ما هذآ إلا بشر مثلكم يأكل مما تأكلون منه ويشرب مما تشربون ولئن أطعتم بشرا مثلكم إنكم إذا لخسرون أيعدكم أنكم إذا متم وكنتم ترابا وعظما أنكم مخرجون هيهات هيهات لما توعدون إن هي إلا حياتنا ٱلدنيا نموت ونحيا وما نحن بمبعوثين إن هو إلا رجل ٱفترى على ٱلله كذبا وما نحن له بمؤمنين
گفت: «ای سرپرست من، مرا یاری ده، زیرا مرا دروغ انگاشتند.»
قال رب ٱنصرني بما كذبون
گفت: «اندکی دیگر، و آنان بیگمان خود را سرشار از حسرت خواهند یافت.»
قال عما قليل ليصبحن ندمين
پس بانگ، به حقیقت، آنان را گرفت، و ما از آنان خاشاکی ساختیم.
فأخذتهم ٱلصيحة بٱلحق فجعلنهم غثآء
پس دور باد قوم ستمگران!
فبعدا للقوم ٱلظلمين
سپس پس از آنان نسلهایی دیگر پدید آوردیم.
ثم أنشأنا من بعدهم قرونا ءاخرين
هیچ جامعهای نه از سرآمد خود پیشی میگیرد و نه آن را به تأخیر میاندازد.
ما تسبق من أمة أجلها وما يستخرون
سپس فرستادگان خود را یکی پس از دیگری فرستادیم.
ثم أرسلنا رسلنا تترا
هرگاه فرستادهای نزد جامعهای میآمد، او را دروغ میانگاشت؛
كل ما جآء أمة رسولها كذبوه
پس آنان را پشت سر هم روانه کردیم، و آنان را موضوع گفتار گردانیدیم.
فأتبعنا بعضهم بعضا وجعلنهم أحاديث
پس دور باد قومی که باور نمیآورد!
فبعدا لقوم لا يؤمنون
سپس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خود و حجتی آشکار به سوی فرعون و دربارش فرستادیم؛ اما خودبزرگبینی کردند و قومی گردنفراز بودند،
ثم أرسلنا موسى وأخاه هرون بايتنا وسلطن مبين إلى فرعون وملإيه فٱستكبروا وكانوا قوما عالين
و گفتند: «آیا به دو آدمی مانند خود اعتبار بدهیم، در حالی که قوم آنان ما را فرمان میبرد؟»
فقالوا أنؤمن لبشرين مثلنا وقومهما لنا عبدون
آن دو را دروغ انگاشتند، و چنین از نابودشدگان شدند.
فكذبوهما فكانوا من ٱلمهلكين
ما همانا به موسی نوشتار دادیم، شاید راهنمایی بپذیرند.
ولقد ءاتينا موسى ٱلكتب لعلهم يهتدون
و پسر مریم و مادرش را نشانهای گردانیدیم،
وجعلنا ٱبن مريم وأمه ءاية
و آن دو را در بلندیای دارای استواری و آب چشمه پناه دادیم.
وءاوينهمآ إلى ربوة ذات قرار ومعين
ای فرستادگان، از چیزهای نیکو بخورید و کردار شایسته بهجا آورید،
يأيها ٱلرسل كلوا من ٱلطيبت وٱعملوا صلحا
زیرا من به آنچه میکنید همهچیزدانم.
إني بما تعملون عليم
و این جامعهای که از آنِ شما است همانا جامعهای یگانه است،
وإن هذه أمتكم أمة وحدة
و من سرپرست شما هستم: پس در برابر من محتاط باشید.
وأنا ربكم فٱتقون
اما کار خود را میان خود شکافتند، پارهپاره،
فتقطعوا أمرهم بينهم زبرا
هر گروه از آنچه در دست دارد شادمان.
كل حزب بما لديهم فرحون
پس آنان را در گردابشان رها کن، برای مدتی.
فذرهم في غمرتهم حتى حين
آیا میپندارند که چون آنان را از دارایی و پسران بهرهمند میکنیم، ما برایشان در نیکی میشتابیم؟
أيحسبون أنما نمدهم به من مال وبنين نسارع لهم في ٱلخيرت
نه، آن را حس نمیکنند.
بل لا يشعرون
کسانی که از سرپرست خود بیم دارند و سرشار از دلهرهاند، و کسانی که به نشانههای سرپرست خود باور دارند، و کسانی که هیچ چیز را انباز سرپرست خود نمیگیرند، و کسانی که میدهند آنچه میدهند، در حالی که هستهشان میلرزد از اینکه به سوی سرپرست خود بازمیگردند — اینان در نیکی میشتابند،
إن ٱلذين هم من خشية ربهم مشفقون وٱلذين هم بايت ربهم يؤمنون وٱلذين هم بربهم لا يشركون وٱلذين يؤتون مآ ءاتوا وقلوبهم وجلة أنهم إلى ربهم رجعون أولئك يسرعون في ٱلخيرت
و ایشانند که در آن پیشی میگیرند.
وهم لها سبقون
و ما بر خویشتنی جز توانش را تحمیل نمیکنیم،
ولا نكلف نفسا إلا وسعها
و ما دفتری داریم که حقیقت را میگوید، و ستمی نخواهند دید.
ولدينا كتب ينطق بٱلحق وهم لا يظلمون
اما هستهشان در این باره در گرداب است،
بل قلوبهم في غمرة من هذا
و غیر از آن کردارهایی دارند
ولهم أعمل من دون ذلك
که همچنان بهجا خواهند آورد —
هم لها عملون
تا آنگاه که نازپروردگانشان را به کیفر بگیریم: آنگاه از تنگنا زوزه میکشند.
حتى إذآ أخذنا مترفيهم بٱلعذاب إذا هم يجرون
امروز زوزه مکشید،
لا تجروا ٱليوم
زیرا از جانب ما یاری نخواهید شد.
إنكم منا لا تنصرون
نشانههای من بر شما برخوانده میشد، و شما بر پاشنههای خود به عقب برمیگشتید، دربارهٔ آنها خودبزرگبینی میکردید،
قد كانت ءايتي تتلى عليكم فكنتم على أعقبكم تنكصون مستكبرين به
شبانه گفتوگو کنان، سخنانی اهانتآمیز میگفتید.
سمرا تهجرون
آیا پس دربارهٔ سخن نیندیشیدهاند، یا آنچه به نیاکان نخستینشان نیامده بود به آنان آمده است؟
أفلم يدبروا ٱلقول أم جآءهم ما لم يأت ءابآءهم ٱلأولين
یا فرستادهٔ خود را نشناختهاند، چندان که او را مردود میکنند؟
أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون
یا میگویند که دچار اختلال است؟
أم يقولون به جنة
نه، او با حقیقت به سوی آنان آمده است،
بل جآءهم بٱلحق
اما بیشترشان از حقیقت بیزارند.
وأكثرهم للحق كرهون
و اگر حقیقت از هیجانهای آنان پیروی کرده بود، آسمانها، زمین و کسانی که در آنها هستند تباه شده بودند.
ولو ٱتبع ٱلحق أهوآءهم لفسدت ٱلسموت وٱلأرض ومن فيهن
نه، ما با یادآوری خودشان به سوی آنان آمدیم،
بل أتينهم بذكرهم
اما از یادآوری خود روی برمیتابند.
فهم عن ذكرهم معرضون
یا از آنان باجی میخواهی؟
أم تسلهم خرجا
باجِ سرپرست تو بهتر است،
فخراج ربك خير
و او بهترین روزیدهندگان است.
وهو خير ٱلرزقين
و تو بیگمان آنان را به جادهای راست فرا میخوانی؛
وإنك لتدعوهم إلى صرط مستقيم
اما کسانی که به زندگی واپسین باور ندارند بیگمان از آن جاده کنار میروند.
وإن ٱلذين لا يؤمنون بٱلءاخرة عن ٱلصرط لنكبون
و اگر مهربانی میکردیم و آسیبی را که به آنان میرسد از آنان برمیداشتیم، در حدشکنی خود فرو میماندند، کورمالکنان.
ولو رحمنهم وكشفنا ما بهم من ضر للجوا في طغينهم يعمهون
ما آنان را همانا به کیفر گرفتیم، و در برابر سرپرست خود خم نشدند، و زاری نکردند،
ولقد أخذنهم بٱلعذاب فما ٱستكانوا لربهم وما يتضرعون
تا آنگاه که دری را به روی آنان بگشاییم که به کیفری سخت میانجامد: آنگاه ناامیدند.
حتى إذا فتحنا عليهم بابا ذا عذاب شديد إذا هم فيه مبلسون
و اوست که برای شما شنوایی، بیناییها و آگاهیها پدید آورد.
وهو ٱلذي أنشأ لكم ٱلسمع وٱلأبصر وٱلأفدة
چه اندک سپاسگزارید!
قليلا ما تشكرون
و اوست که شما را بر زمین پراکند، و به سوی او گرد آورده خواهید شد.
وهو ٱلذي ذرأكم في ٱلأرض وإليه تحشرون
و اوست که زنده میکند و میمیراند،
وهو ٱلذي يحي ويميت
و جابهجایی شب و روز از آنِ او است.
وله ٱختلف ٱليل وٱلنهار
آیا پس خرد نمیورزید؟
أفلا تعقلون
اما همان را گفتند که نخستینها میگفتند؛ گفتند: «آیا چون مردیم و خاک و استخوان شدیم، بهراستی برانگیخته خواهیم شد؟
بل قالوا مثل ما قال ٱلأولون قالوا أءذا متنا وكنا ترابا وعظما أءنا لمبعوثون
ما و نیاکان ما را پیشتر همانا این وعده داده شده بود؛
لقد وعدنا نحن وءابآؤنا هذا من قبل
اینها تنها افسانههای پیشینیاناند.»
إن هذآ إلآ أسطير ٱلأولين
بگو: «زمین و کسانی که در آناند از آنِ کیست، اگر میدانید؟» خواهند گفت: «از آنِ خدا.»
قل لمن ٱلأرض ومن فيهآ إن كنتم تعلمون سيقولون لله
بگو: «آیا پس به یاد نمیآورید؟»
قل أفلا تذكرون
بگو: «سرپرست هفت آسمان و سرپرست بنای سترگ کیست؟»
قل من رب ٱلسموت ٱلسبع ورب ٱلعرش ٱلعظيم
خواهند گفت: «از آنِ خدا.»
سيقولون لله
بگو: «آیا پس محتاط نیستید؟»
قل أفلا تتقون
بگو: «کیست که پادشاهی برتر هر چیز در دست او است، که پناه میدهد و در برابرش هیچکس نمیتواند پناه بجوید، اگر میدانید؟» خواهند گفت: «از آنِ خدا.»
قل من بيده ملكوت كل شىء وهو يجير ولا يجار عليه إن كنتم تعلمون سيقولون لله
بگو: «پس چگونه به چشمبندی فریفته میشوید؟»
قل فأنى تسحرون
نه، ما با حقیقت به سوی آنان آمدیم،
بل أتينهم بٱلحق
و آنان بیگمان دروغگویند.
وإنهم لكذبون
خدا هیچ فرزندی برای خود برنگرفته است،
ما ٱتخذ ٱلله من ولد
و با او هیچ ایزدی نبود —
وما كان معه من إله
وگرنه، هر ایزد با آنچه آفریده بود میرفت، و برخی بر برخی دیگر بالاتر میرفتند.
إذا لذهب كل إله بما خلق ولعلا بعضهم على بعض
شکوه بر خدا باد، بالاتر از آنچه وصف میکنند!
سبحن ٱلله عما يصفون
او که آنچه فراتر از حواس است و آنچه گواهیشده است میداند،
علم ٱلغيب وٱلشهدة
او بسی بالاتر است از آنچه با او انباز میگیرند.
فتعلى عما يشركون
بگو: «ای سرپرست من، اگر آنچه را به آنان وعده داده میشود به من نشان دهی، آنگاه، ای سرپرست من، مرا در میان قوم ستمگران قرار مده.»
قل رب إما تريني ما يوعدون رب فلا تجعلني في ٱلقوم ٱلظلمين
و ما بیگمان بر آنکه آنچه را به آنان وعده میدهیم به تو نشان دهیم توانا هستیم.
وإنا على أن نريك ما نعدهم لقدرون
بدی را با آنچه زیباتر است دفع کن —
ٱدفع بٱلتي هي أحسن ٱلسيئة
ما بهتر میدانیم آنچه وصف میکنند.
نحن أعلم بما يصفون
و بگو: «ای سرپرست من، از تحریکهای منحرفکنندگان خود را در پناه تو میگذارم، و ای سرپرست من، از حضور آنان نزد خود، خود را در پناه تو میگذارم.»
وقل رب أعوذ بك من همزت ٱلشيطين وأعوذ بك رب أن يحضرون
تا آنگاه که مرگ بر یکی از آنان آید، گوید: «ای سرپرست من، مرا بازگردان، شاید در آنچه رها کردم کرداری شایسته بهجا آورم.» نه!
حتى إذا جآء أحدهم ٱلموت قال رب ٱرجعون لعلي أعمل صلحا فيما تركت كلآ
این همانا سخنی است که او میگوید،
إنها كلمة هو قآئلها
و فراتر از آنان مانعی است، تا روزی که برانگیخته شوند.
ومن ورآئهم برزخ إلى يوم يبعثون
سپس، چون در شیپور دمیده شود، در آن روز میان آنان دیگر هیچ پیوند نسبی نخواهد بود، و از یکدیگر نخواهند پرسید.
فإذا نفخ في ٱلصور فلآ أنساب بينهم يومئذ ولا يتسآءلون
کسانی که ترازوهایشان سنگین باشد — اینانند که کامیاب میشوند؛
فمن ثقلت موزينه فأولئك هم ٱلمفلحون
و کسانی که ترازوهایشان سبک باشد — اینان کسانیاند که خویشتن خود را زیان رساندهاند، در جهنم جاودانهاند؛ آتش چهرهشان را خواهد سوزاند، و در آن با لبهای درهمکشیده چهره درهم خواهند کشید.
ومن خفت موزينه فأولئك ٱلذين خسروا أنفسهم في جهنم خلدون تلفح وجوههم ٱلنار وهم فيها كلحون
آیا نشانههای من بر شما برخوانده نمیشد، و شما آنها را دروغ میانگاشتید؟
ألم تكن ءايتي تتلى عليكم فكنتم بها تكذبون
خواهند گفت: «ای سرپرست ما، تیرهبختی ما بر ما چیره شد، و ما قومی گمراه بودیم.
قالوا ربنا غلبت علينا شقوتنا وكنا قوما ضآلين
ای سرپرست ما، ما را از آنجا بیرون آور؛ اگر بازگردیم، آنگاه همانا ستمگر خواهیم بود.»
ربنآ أخرجنا منها فإن عدنا فإنا ظلمون
خواهد گفت: «در آنجا راندهشده بمانید، و دیگر با من سخن مگویید.»
قال ٱخسوا فيها ولا تكلمون
گروهی از فرمانبرداران من بودند که میگفتند: «ای سرپرست ما، باور آوردیم؛ ما را ببخشای و بر ما مهربانی کن، زیرا تو بهترین مهربانیکنندگانی» — اما شما آنان را به ریشخند گرفتید، تا آنکه یادآوری مرا از یاد شما بردند، و شما بر آنان میخندیدید.
إنه كان فريق من عبادي يقولون ربنآ ءامنا فٱغفر لنا وٱرحمنا وأنت خير ٱلرحمين فٱتخذتموهم سخريا حتى أنسوكم ذكري وكنتم منهم تضحكون
من امروز آنان را بهسبب شکیباییشان همانا بازپرداخت کردهام: ایشانند پیروزمندان.
إني جزيتهم ٱليوم بما صبروا أنهم هم ٱلفآئزون
خواهد گفت: «چند سال بر زمین ماندید؟»
قل كم لبثتم في ٱلأرض عدد سنين
خواهند گفت: «یک روز ماندیم،
قالوا لبثنا يوما
یا بخشی از یک روز؛ پس از شمارندگان بپرس.»
أو بعض يوم فسل ٱلعآدين
خواهد گفت: «جز اندکی نماندید، اگر میدانستید.»
قل إن لبثتم إلا قليلا لو أنكم كنتم تعلمون
آیا پس پنداشتید که شما را بیهوده آفریده بودیم، و به سوی ما بازگردانده نمیشدید؟
أفحسبتم أنما خلقنكم عبثا وأنكم إلينا لا ترجعون
برتر باد خدا، فرمانروا، حقیقت!
فتعلى ٱلله ٱلملك ٱلحق
هیچ ایزدی نیست مگر او،
لآ إله إلا هو
سرپرست بنای بزرگوار.
رب ٱلعرش ٱلكريم
و هر که با خدا ایزدی دیگر بخواند، بیآنکه دربارهٔ آن برهانی داشته باشد، حساب او جز نزد سرپرستش نیست،
ومن يدع مع ٱلله إلها ءاخر لا برهن له به فإنما حسابه عند ربه
زیرا انکارکنندگان به کامیابی نمیرسند.
إنه لا يفلح ٱلكفرون
و بگو: «ای سرپرست من، ببخشای و مهربانی کن، زیرا تو بهترین مهربانیکنندگانی.»
وقل رب ٱغفر وٱرحم وأنت خير ٱلرحمين