Az-Zukhruf الزخرف
In their footsteps على آثارهم
The section and its links
Facing those who contest it, then the messenger's community (40-46, then 47-49)
Read with: the suras of the same shelf mark
- 39 Devoting the Law exclusively to Himthe threshold: the Law devoted to God alone
- 40 My Guardian Is Godthose who argue; the believing man of Fir'awn's clan
- 41 Their Skins Will Testifythose who turn away; the Aad and the Thamud
- 42 Uphold the Lawthe one Law revealed to all the messengers
- 44 In a blessed nightthe blessed night, and the trial
- 45 A legislated waythe signs, and the legislated way
- 46 Not a novelty among the messengersal-Ahqaf: the Aad, the Occulted who listen
بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
حمٓ (حا میم).
حم
به نوشتار صریح! ما همانا آن را خوانشی بیعیب قرار دادیم، شاید خرد ورزید.
وٱلكتب ٱلمبين إنا جعلنه قرءنا عربيا لعلكم تعقلون
و آن، در بنیاد نوشتار نزد ما، بیگمان والا و فرزانه است.
وإنه في أم ٱلكتب لدينا لعلي حكيم
آیا ما از چند برابر کردن برگهای یادآوری برای شما دست بکشیم، چون قومی زیادهروید؟
أفنضرب عنكم ٱلذكر صفحا أن كنتم قوما مسرفين
مگر چه بسیار اطلاعدهندگانی در میان پیشینیان نفرستادیم!
وكم أرسلنا من نبي في ٱلأولين
حال آنکه هیچ اطلاعدهندهای نزد آنان نمیآمد مگر آنکه او را به مسخره میگرفتند.
وما يأتيهم من نبي إلا كانوا به يستهزءون
پس ما سختتر از ایشان را در چنگال نابود کردیم،
فأهلكنآ أشد منهم بطشا
و مثال پیشینیان گذشت.
ومضى مثل ٱلأولين
و اگر از آنان بپرسی: «چه کسی آسمانها و زمین را آفرید؟»، بیگمان خواهند گفت: «نیرومند، همهچیزدان آنها را آفرید.»
ولئن سألتهم من خلق ٱلسموت وٱلأرض ليقولن خلقهن ٱلعزيز ٱلعليم
آنکه برای شما زمین را گسترهٔ آمادهشده قرار داد، و در آن برای شما راههایی نهاد، شاید راهنمایی بپذیرید؛
ٱلذي جعل لكم ٱلأرض مهدا وجعل لكم فيها سبلا لعلكم تهتدون
و از آسمان آبی با اندازه فرود آورد، که با آن ما سرزمینی مرده را گسترانیدیم —
وٱلذي نزل من ٱلسمآء مآء بقدر فأنشرنا به بلدة ميتا
چنین است که بیرون آورده خواهید شد؛
كذلك تخرجون
و همهٔ جفتها را آفرید، و برای شما از کشتیها و دامها آنچه سوارش میشوید قرار داد، تا بر پشت آنها استقرار یابید، سپس چون بر آنها استقرار یافتید دهش سرپرست خود را به یاد آورید، و بگویید: «شکوه بر آنکه این را برای ما رام کرد باد، در حالی که ما خود بر آن توانا نبودیم؛ و ما بیگمان به سوی سرپرست خود بازخواهیم گشت.»
وٱلذي خلق ٱلأزوج كلها وجعل لكم من ٱلفلك وٱلأنعم ما تركبون لتستوا على ظهوره ثم تذكروا نعمة ربكم إذا ٱستويتم عليه وتقولوا سبحن ٱلذي سخر لنا هذا وما كنا له مقرنين وإنآ إلى ربنا لمنقلبون
و برای او از فرمانبرداران او پارهای قرار دادند.
وجعلوا له من عباده جزءا
انسان بیگمان انکارگری بزرگ و آشکار است.
إن ٱلإنسن لكفور مبين
یا از آنچه میآفریند دخترانی برمیگرفت، در حالی که پسران را برای شما مخصوص میکرد؟
أم ٱتخذ مما يخلق بنات وأصفىكم بٱلبنين
حال آنکه چون یکی از آنان به آنچه خود برای بیاندازه مهربان مثال چند برابر میکند مژده دریافت میکند، چهرهاش تیره میماند، و پر از دلخوری است.
وإذا بشر أحدهم بما ضرب للرحمن مثلا ظل وجهه مسودا وهو كظيم
آیا پس آنکه در زیور بالیده میشود و در کشمکش ناروشن است؟
أومن ينشؤا في ٱلحلية وهو في ٱلخصام غير مبين
و کارگزاران را، که فرمانبرداران بیاندازه مهرباناند، مؤنث ساختند.
وجعلوا ٱلملئكة ٱلذين هم عبد ٱلرحمن إنثا
آیا بر آفرینش آنان حاضر بودند؟
أشهدوا خلقهم
گواهی آنان نوشته خواهد شد، و از آنان پرسیده خواهد شد.
ستكتب شهدتهم ويسلون
و میگویند: «اگر بیاندازه مهربان را پسند میافتاد، ما از آنان فرمان نمیبردیم.»
وقالوا لو شآء ٱلرحمن ما عبدنهم
آنان از آن هیچ دانشی ندارند؛
ما لهم بذلك من علم
جز حدس نمیزنند.
إن هم إلا يخرصون
یا پیش از این نوشتاری به آنان دادهایم که بدان استوار چنگ میزدند؟
أم ءاتينهم كتبا من قبله فهم به مستمسكون
بلکه میگویند: «ما نیاکان خود را همانا بر راهی یافتیم، و ما بر ردپای آنان راهنمایی میپذیریم.»
بل قالوا إنا وجدنآ ءابآءنا على أمة وإنا على ءاثرهم مهتدون
و چنین پیش از تو در هیچ شهری هشداردهندهای نفرستادیم مگر آنکه مرفهانش گفتند: «ما نیاکان خود را همانا بر راهی یافتیم، و ما بر ردپای آنان خود را شکل میدهیم.»
وكذلك مآ أرسلنا من قبلك في قرية من نذير إلا قال مترفوهآ إنا وجدنآ ءابآءنا على أمة وإنا على ءاثرهم مقتدون
گفت: «و حتی اگر برایتان چیزی بیاورم که بهتر از آنچه نیاکان خود را بر آن یافتید راه مینماید؟»
قل أولو جئتكم بأهدى مما وجدتم عليه ءابآءكم
گفتند: «ما همانا آنچه را شما با آن فرستاده شدهاید انکار میکنیم.»
قالوا إنا بمآ أرسلتم به كفرون
پس از آنان انتقام گرفتیم؛ پس بنگر فرجام کسانی که دروغ میانگاشتند چگونه بود.
فٱنتقمنا منهم فٱنظر كيف كان عقبة ٱلمكذبين
و چون ابراهیم به پدر و قوم خود گفت: «من همانا از آنچه از آن فرمان میبرید فارغام، مگر آنکه مرا نخستینبار آفرید، زیرا او است که مرا راه خواهد نمود» —
وإذ قال إبرهيم لأبيه وقومه إنني برآء مما تعبدون إلا ٱلذي فطرني فإنه سيهدين
و آن را سخنی ماندگار در میان نسل خود قرار داد، شاید بازگردند.
وجعلها كلمة باقية في عقبه لعلهم يرجعون
اما من اینان و نیاکانشان را بهرهمند ساختم، تا آنگاه که حقیقت و فرستادهای صریح به ایشان رسید.
بل متعت هؤلآء وءابآءهم حتى جآءهم ٱلحق ورسول مبين
و چون حقیقت به آنان رسید، گفتند: «این چشمبندی است، و ما آن را همانا انکار میکنیم.»
ولما جآءهم ٱلحق قالوا هذا سحر وإنا به كفرون
و گفتند: «چرا این خوانش بر مردی بزرگ از یکی از دو شهر فرود آورده نشد!»
وقالوا لولا نزل هذا ٱلقرءان على رجل من ٱلقريتين عظيم
آیا آنانند که مهر سرپرست تو را تقسیم میکنند؟
أهم يقسمون رحمت ربك
این ما هستیم که اسباب زندگی آنان را در زندگی نزدیک میان آنان تقسیم کردیم، و برخی را بر برخی پایهپایه برتری دادیم، تا برخی برخی دیگر را به خدمت گیرند؛
نحن قسمنا بينهم معيشتهم في ٱلحيوة ٱلدنيا ورفعنا بعضهم فوق بعض درجت ليتخذ بعضهم بعضا سخريا
و مهر سرپرست تو از آنچه گرد میآورند بهتر است.
ورحمت ربك خير مما يجمعون
و اگر نبود که انسانها یک جامعه میشدند، ما برای کسانی که بیاندازه مهربان را انکار میکنند، بامهایی از نقره برای خانههایشان میساختیم، و پلکانی که از آن بالا میروند، و برای خانههایشان درهایی، و نشیمنگاههایی که بر آنها تکیه میدهند، و زراندودها.
ولولآ أن يكون ٱلناس أمة وحدة لجعلنا لمن يكفر بٱلرحمن لبيوتهم سقفا من فضة ومعارج عليها يظهرون ولبيوتهم أبوبا وسررا عليها يتكون وزخرفا
و همهٔ اینها جز بهرهمندی زندگی نزدیک نیست؛
وإن كل ذلك لما متع ٱلحيوة ٱلدنيا
در حالی که زندگی واپسین نزد سرپرست تو برای محتاطان است.
وٱلءاخرة عند ربك للمتقين
و هر که بینایی خود را در برابر یادآوری بیاندازه مهربان تیره بگذارد، منحرفکنندهای برای او جدا میکنیم، که برایش همراه میشود؛
ومن يعش عن ذكر ٱلرحمن نقيض له شيطنا فهو له قرين
و اینان بیگمان راه را بر آنان میبندند، در حالی که میپندارند از راهنماییپذیرندگاناند؛
وإنهم ليصدونهم عن ٱلسبيل ويحسبون أنهم مهتدون
تا آنگاه که هر دو نزد ما آیند، او گوید: «ای کاش میان من و تو فاصلهٔ دو خاور بود!»
حتى إذا جآءنا قال يليت بيني وبينك بعد ٱلمشرقين
چه بد همراهی!
فبئس ٱلقرين
و امروز، چون ستمگر بودید، این به شما سود نخواهد رساند که در کیفر انباز باشید.
ولن ينفعكم ٱليوم إذ ظلمتم أنكم في ٱلعذاب مشتركون
آیا تویی که ناشنوایان را میشنوانی، یا نابینایان و هر که را در گمراهی آشکار است راه خواهی نمود؟
أفأنت تسمع ٱلصم أو تهدي ٱلعمي ومن كان في ضلل مبين
پس چه تو را ببریم، آنگاه همانا از آنان انتقام خواهیم گرفت؛ چه آنچه را به آنان وعده دادهایم به تو بنمایانیم، ما به هر حال بر آنان تسلط کامل داریم.
فإما نذهبن بك فإنا منهم منتقمون أو نرينك ٱلذي وعدنهم فإنا عليهم مقتدرون
پس به آنچه به تو پرده برداشته شده است چنگ بزن؛
فٱستمسك بٱلذي أوحي إليك
تو همانا بر جادهای راستی.
إنك على صرط مستقيم
و آن بیگمان یادآوریای است برای تو و برای قوم تو؛
وإنه لذكر لك ولقومك
و بهزودی از شما پرسیده خواهد شد.
وسوف تسلون
و از فرستادگان ما که پیش از تو فرستادیم بپرس:
وسل من أرسلنا من قبلك من رسلنآ
آیا غیر از بیاندازه مهربان ایزدانی نهادیم که از آنان فرمان برده شود؟
أجعلنا من دون ٱلرحمن ءالهة يعبدون
و ما همانا موسی را با نشانههای خود به سوی فرعون و دربارش فرستادیم؛ گفت: «من فرستادهٔ سرپرست همهٔ هستیها هستم.»
ولقد أرسلنا موسى بايتنآ إلى فرعون وملإيه فقال إني رسول رب ٱلعلمين
اما چون نشانههای ما را برایشان آورد، ناگاه به آنها میخندیدند.
فلما جآءهم بايتنآ إذا هم منها يضحكون
حال آنکه هر نشانهای که به آنان مینمودیم از همانندش بزرگتر بود؛
وما نريهم من ءاية إلا هي أكبر من أختها
و آنان را به کیفر گرفتیم، شاید بازگردند.
وأخذنهم بٱلعذاب لعلهم يرجعون
و گفتند: «ای چشمبند، به پیمانی که او با تو بسته است سرپرست خود را برای ما فرابخوان؛ ما بیگمان راهنمایی خواهیم پذیرفت.»
وقالوا يأيه ٱلساحر ٱدع لنا ربك بما عهد عندك إننا لمهتدون
اما چون کیفر را از آنان سبک کردیم، ناگاه سخن خود را پس میگرفتند.
فلما كشفنا عنهم ٱلعذاب إذا هم ينكثون
و فرعون قوم خود را ندا داد و گفت: «ای قوم من، آیا پادشاهی مصر از آنِ من نیست، و این رودهایی که از زیر من جاری است؟
ونادى فرعون في قومه قال يقوم أليس لي ملك مصر وهذه ٱلأنهر تجري من تحتي
آیا پس روشن نمیبینید؟
أفلا تبصرون
یا من بهترم از این، که خوار است و تقریباً نمیتواند به روشنی سخن بگوید؟
أم أنا خير من هذا ٱلذي هو مهين ولا يكاد يبين
پس چرا بر او دستبندهایی از طلا افکنده نشد، یا چرا کارگزاران با او در دسته نیامدند!»
فلولآ ألقي عليه أسورة من ذهب أو جآء معه ٱلملئكة مقترنين
قوم خود را سبکمایه کرد، و آنان از او گردن نهادند؛
فٱستخف قومه فأطاعوه
زیرا آنان قومی از تجاوزگران بودند.
إنهم كانوا قوما فسقين
و چون ما را برآشفتند، از آنان انتقام گرفتیم: همه را غرق کردیم، و آنان را مردم گذشته و مثالی برای نسلهای بعد ساختیم.
فلمآ ءاسفونا ٱنتقمنا منهم فأغرقنهم أجمعين فجعلنهم سلفا ومثلا للءاخرين
و چون پسر مریم مثال چند برابر شد، ناگاه قوم تو از آن میرمند؛
ولما ضرب ٱبن مريم مثلا إذا قومك منه يصدون
و گفتند: «ایزدان ما بهترند، یا او؟»
وقالوا ءألهتنا خير أم هو
این مثال را برای تو جز از سر ستیز چند برابر نکردند.
ما ضربوه لك إلا جدلا
بلکه قومی ستیزهگرند.
بل هم قوم خصمون
او جز فرمانبرداری نیست که بر او دهش بخشیدیم، و او را مثالی برای فرزندان اسرائیل ساختیم؛
إن هو إلا عبد أنعمنا عليه وجعلنه مثلا لبني إسرءيل
و اگر ما را پسند میافتاد، از شما کارگزارانی میساختیم که در زمین جانشین یکدیگر شوند.
ولو نشآء لجعلنا منكم ملئكة في ٱلأرض يخلفون
و این بیگمان دانشی برای آن لحظه است؛ پس دربارهٔ آن در جدل نشوید،
وإنه لعلم للساعة فلا تمترن بها
و از من پیروی کنید: این است جادهای راست.
وٱتبعون هذا صرط مستقيم
و منحرفکننده شما را به هیچ روی مانع نشود؛
ولا يصدنكم ٱلشيطن
زیرا او برای شما دشمنی آشکار است.
إنه لكم عدو مبين
و چون عیسی با دلیلهای روشن آمد، گفت: «من فرزانگی برایتان آوردهام، و تا بخشی از آنچه در آن اختلاف دارید برایتان روشن کنم؛
ولما جآء عيسى بٱلبينت قال قد جئتكم بٱلحكمة ولأبين لكم بعض ٱلذي تختلفون فيه
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید،
فٱتقوا ٱلله وأطيعون
زیرا خدا سرپرست من و سرپرست شما است؛ پس از او فرمان ببرید:
إن ٱلله هو ربي وربكم فٱعبدوه
این است جادهای راست.»
هذا صرط مستقيم
حال آنکه گروهها میان خود اختلاف کردند؛
فٱختلف ٱلأحزاب من بينهم
پس وای بر کسانی که ستم کردهاند، به سبب کیفر روزی دردناک!
فويل للذين ظلموا من عذاب يوم أليم
آیا جز آن لحظه را انتظار دارند، که ناگهان بر آنان بیاید، بی آنکه حس کنند؟
هل ينظرون إلا ٱلساعة أن تأتيهم بغتة وهم لا يشعرون
آن روز دوستان صمیمی برای یکدیگر دشمن خواهند بود، مگر محتاطان.
ٱلأخلآء يومئذ بعضهم لبعض عدو إلا ٱلمتقين
«ای فرمانبرداران من، امروز هیچ ترسی بر شما نیست، و اندوهگین نخواهید شد،
يعباد لا خوف عليكم ٱليوم ولآ أنتم تحزنون
شما که به نشانههای ما باور آوردید و نزد خدا بیخدشه بودید: به باغ وارد شوید، شما و همسرانتان، غرق شادی.»
ٱلذين ءامنوا بايتنا وكانوا مسلمين ٱدخلوا ٱلجنة أنتم وأزوجكم تحبرون
میان آنان بشقابهایی از طلا و جامها گردانده خواهد شد،
يطاف عليهم بصحاف من ذهب وأكواب
و در آنجا هر آنچه خویشتن آرزو میکند و آنچه مایهٔ لذت چشمها است خواهد بود؛
وفيها ما تشتهيه ٱلأنفس وتلذ ٱلأعين
و شما در آن جاودانه خواهید ماند.
وأنتم فيها خلدون
و این است باغی که برای آنچه میکردید به ارث بردهاید.
وتلك ٱلجنة ٱلتي أورثتموها بما كنتم تعملون
در آنجا مزههای فراوان خواهید داشت، که از آن میخورید.
لكم فيها فكهة كثيرة منها تأكلون
کنارگذاشتهشدگان همانا در کیفر جهنم جاودانه خواهند ماند،
إن ٱلمجرمين في عذاب جهنم خلدون
برایشان کاسته نخواهد شد، و در آن در ناامیدی فرو خواهند ماند.
لا يفتر عنهم وهم فيه مبلسون
ما به آنان ستم نکردیم،
وما ظلمنهم
اما اینان بودند که ستمگر بودند.
ولكن كانوا هم ٱلظلمين
و ندا خواهند داد: «ای دارنده، سرپرست تو ما را به پایان برساند!»
ونادوا يملك ليقض علينا ربك
او خواهد گفت: «ماندن در آن بر شما همانا مقدر شده است.»
قال إنكم مكثون
ما همانا حقیقت را برای شما آوردیم،
لقد جئنكم بٱلحق
اما بیشتر شما از حقیقت تنفر دارند.
ولكن أكثركم للحق كرهون
یا کاری را مصمم کردهاند؟ ما هستیم که مصمم میکنیم.
أم أبرموا أمرا فإنا مبرمون
یا میپندارند که ما راز و نجواهایشان را نمیشنویم؟ چرا!
أم يحسبون أنا لا نسمع سرهم ونجوىهم بلى
و فرستادگان ما نزد آنان مینویسند.
ورسلنا لديهم يكتبون
بگو: «اگر بیاندازه مهربان فرزندی میداشت،
قل إن كان للرحمن ولد
من نخستین فرمانبردار میبودم.»
فأنا أول ٱلعبدين
شکوه بر سرپرست آسمانها و زمین، سرپرست بنا، باد، بالاتر از آنچه توصیف میکنند!
سبحن رب ٱلسموت وٱلأرض رب ٱلعرش عما يصفون
پس آنان را واگذار: فرو روند و بازی کنند، تا با روز خود روبهرو شوند، آنکه به آنان وعده داده شده است.
فذرهم يخوضوا ويلعبوا حتى يلقوا يومهم ٱلذي يوعدون
اوست که در آسمان ایزد است و در زمین ایزد؛
وهو ٱلذي في ٱلسمآء إله وفي ٱلأرض إله
و اوست فرزانه، همهچیزدان.
وهو ٱلحكيم ٱلعليم
و خجسته باد آنکه پادشاهی آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است از آنِ اوست؛
وتبارك ٱلذي له ملك ٱلسموت وٱلأرض وما بينهما
و دانش آن لحظه نزد اوست؛
وعنده علم ٱلساعة
و شما به سوی او بازگردانده خواهید شد.
وإليه ترجعون
و آنان که غیر از او فرامیخوانند هیچ میانجیگریای را مالک نیستند، مگر آنکه به حقیقت گواهی داده باشد، با شناخت کامل.
ولا يملك ٱلذين يدعون من دونه ٱلشفعة إلا من شهد بٱلحق وهم يعلمون
و اگر از آنان بپرسی چه کسی آنان را آفریده است، بیگمان خواهند گفت: «خدا.»
ولئن سألتهم من خلقهم ليقولن ٱلله
پس چگونه به بیراهه برده میشوند؟
فأنى يؤفكون
و از سخن او: «ای سرپرست من، اینان همانا قومیاند که باور نمیآورند.»
وقيله يرب إن هؤلآء قوم لا يؤمنون
پس از آنان روی بگردان، و بگو: «آرامش!»
فٱصفح عنهم وقل سلم
بهزودی خواهند دانست.
فسوف يعلمون