Al-Isra الاسراء
To What Is Most Upright للتي هي أقوم
The section and its links
The messengers and their peoples, then the blessings and the commandments (10-15, then 16-18)
What was shown before: Iblis and “My obedient ones” come from 15. 15
بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
شکوه بر کسی باد که فرمانبردار خود را شبانه از جای پیشانی بر خاک نهادن مصون از تعرّض تا دورترین جای پیشانی بر خاک نهادن روان ساخت، که پیرامونش را خجسته گرداندیم، تا برخی از نشانههای ما را به او نشان دهد؛
سبحن ٱلذي أسرى بعبده ليلا من ٱلمسجد ٱلحرام إلى ٱلمسجد ٱلأقصا ٱلذي بركنا حوله لنريه من ءايتنآ
زیرا اوست شنوا، بینا.
إنه هو ٱلسميع ٱلبصير
و به موسی نوشتار دادیم، و آن را راهنمایی برای پسران اسرائیل قرار دادیم: «غیر از من هیچکس را وکیل مگیرید» — اعقاب کسانی که با نوح برداشتیم؛
وءاتينا موسى ٱلكتب وجعلنه هدى لبني إسرءيل ألا تتخذوا من دوني وكيلا ذرية من حملنا مع نوح
زیرا او فرمانبرداری سپاسگزار بود.
إنه كان عبدا شكورا
و برای پسران اسرائیل، در نوشتار، مقرر کردیم: «شما بیگمان دو بار بر زمین فساد خواهید پراکند، و بیگمان با بلندیای بزرگ بالا خواهید رفت.»
وقضينآ إلى بني إسرءيل في ٱلكتب لتفسدن في ٱلأرض مرتين ولتعلن علوا كبيرا
چون وعدهٔ نخستین این دو بار آمد، ما بر شما فرمانبرداران خود را که دارای سختگیریای سخت بودند برانگیختیم، که سراها را از این سو تا آن سو درنوردیدند —
فإذا جآء وعد أولىهما بعثنا عليكم عبادا لنآ أولي بأس شديد فجاسوا خلل ٱلديار
و این وعدهای بود، انجامشده.
وكان وعدا مفعولا
سپس ما نوبت پیروزی بر آنان را به شما بازگرداندیم، و شما را با داراییها و پسران نیرو بخشیدیم، و شما را در شمار پرشمارترین کردیم.
ثم رددنا لكم ٱلكرة عليهم وأمددنكم بأمول وبنين وجعلنكم أكثر نفيرا
اگر نیکو عمل کنید، برای خودتان نیکو عمل میکنید،
إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم
و اگر بد عمل کنید، به زیان خودتان است.
وإن أسأتم فلها
سپس، چون وعدهٔ بار دوم بیاید، تا ناخوشایندی را بر چهرههای شما نقش زنند، و به جای پیشانی بر خاک نهادن درآیند همانگونه که بار نخست درآمدند، و آنچه را بر آن چیره شده باشند بهکلی ویران کنند.
فإذا جآء وعد ٱلءاخرة ليسوا وجوهكم وليدخلوا ٱلمسجد كما دخلوه أول مرة وليتبروا ما علوا تتبيرا
شاید سرپرست شما بر شما مهر ورزد؛
عسى ربكم أن يرحمكم
اما اگر تکرار کنید، ما تکرار خواهیم کرد.
وإن عدتم عدنا
و جهنم را برای انکارکنندگان حصاری قرار دادیم.
وجعلنا جهنم للكفرين حصيرا
این خوانش همانا به آنچه راستتر است راه مینماید، و به باورمندانی که کردارهای شایسته بهجا میآورند مژده میدهد که پاداشی بزرگ خواهند داشت، و که کسانی که به زندگی واپسین باور نمیآورند — برایشان کیفری دردناک آماده کردهایم.
إن هذا ٱلقرءان يهدي للتي هي أقوم ويبشر ٱلمؤمنين ٱلذين يعملون ٱلصلحت أن لهم أجرا كبيرا وأن ٱلذين لا يؤمنون بٱلءاخرة أعتدنا لهم عذابا أليما
و انسان بدی را فرا میخواند همانگونه که نیکی را فرا میخواند،
ويدع ٱلإنسن بٱلشر دعآءه بٱلخير
زیرا انسان شتابزده است.
وكان ٱلإنسن عجولا
و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم؛ نشانهٔ شب را محو کردیم و نشانهٔ روز را روشنبین ساختیم، تا از لطفی از سرپرستتان بجویید و شمار سالهای خورشیدی و حساب را بدانید.
وجعلنا ٱليل وٱلنهار ءايتين فمحونآ ءاية ٱليل وجعلنآ ءاية ٱلنهار مبصرة لتبتغوا فضلا من ربكم ولتعلموا عدد ٱلسنين وٱلحساب
و هر چیز را، به تفصیلی تفصیل دادیم.
وكل شىء فصلنه تفصيلا
و هر انسان را، فال خودش را پایبند گردنش ساختیم؛ و برای او، در روز حضور، دفتری بیرون خواهیم آورد که آن را گسترده ملاقات خواهد کرد:
وكل إنسن ألزمنه طئره في عنقه ونخرج له يوم ٱلقيمة كتبا يلقىه منشورا
«دفتر خود را بخوان: امروز بس است که خودت حسابدار خود باشی.»
ٱقرأ كتبك كفى بنفسك ٱليوم عليك حسيبا
هر که راهنمایی بپذیرد، جز برای خود راهنمایی نمیپذیرد،
من ٱهتدى فإنما يهتدي لنفسه
و هر که گمراه میشود، جز به زیان خود گمراه نمیشود.
ومن ضل فإنما يضل عليها
و هیچ باربرندهای بار دیگری را برنخواهد داشت.
ولا تزر وازرة وزر أخرى
و ما هرگز کیفر نمیدهیم پیش از آنکه فرستادهای برانگیخته باشیم.
وما كنا معذبين حتى نبعث رسولا
و چون بخواهیم شهری را نابود کنیم، دستورهای خود را به مرفهانش میفرستیم، اما در آن تجاوز میکنند؛ آنگاه سخن بر آن به حقیقت میپیوندد، و آن را به نابودی تمام ویران میکنیم.
وإذآ أردنآ أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها ٱلقول فدمرنها تدميرا
چه بسیار نسلها پس از نوح نابود کردیم!
وكم أهلكنا من ٱلقرون من بعد نوح
و سرپرست تو بهعنوان باخبر و بینا نسبت به تقصیرهای فرمانبرداران خود بس است.
وكفى بربك بذنوب عباده خبيرا بصيرا
هر که زندگی فوری را بخواهد، ما در آن برای او آنچه را بخواهیم، برای هر که بخواهیم، شتاب میبخشیم؛ سپس برایش جهنم را قرار میدهیم، که در آن خواهد سوخت، نکوهیده، برکنار.
من كان يريد ٱلعاجلة عجلنا له فيها ما نشآء لمن نريد ثم جعلنا له جهنم يصلىها مذموما مدحورا
و هر که زندگی واپسین را بخواهد و برای آن، همانگونه که باید، بکوشد، در حالی که باورمند است — اینان کسانیاند که کوشششان شناخته خواهد شد.
ومن أراد ٱلءاخرة وسعى لها سعيها وهو مؤمن فأولئك كان سعيهم مشكورا
همه را، ما مجهز میکنیم —
كلا نمد
اینان را همچون آنان — از مقرری سرپرست تو،
هؤلآء وهؤلآء من عطآء ربك
و مقرری سرپرست تو هرگز محدود نیست.
وما كان عطآء ربك محظورا
بنگر که چگونه برخی را بر برخی برتری دادیم؛
ٱنظر كيف فضلنا بعضهم على بعض
و زندگی واپسین همانا در درجهها بزرگتر است، و در لطف بزرگتر.
وللءاخرة أكبر درجت وأكبر تفضيلا
با خدا ایزدی دیگر قرار مده، وگرنه خود را نکوهیده، رهاشده مییافتی.
لا تجعل مع ٱلله إلها ءاخر فتقعد مذموما مخذولا
و سرپرست تو مقرر کرده است که جز از او فرمان نبرید،
وقضى ربك ألا تعبدوا إلآ إياه
و نیکوکاری نسبت به پدر و مادر.
وبٱلولدين إحسنا
اگر یکی از آنان یا هر دو نزد تو به سالخوردگی برسند، به آنان «اف!» مگو و با آنان تندی مکن،
إما يبلغن عندك ٱلكبر أحدهمآ أو كلاهما فلا تقل لهمآ أف ولا تنهرهما
اما سخنی بزرگوارانه به آنان بگو.
وقل لهما قولا كريما
و بال رامپذیری را برای آنان فرو آر، از سر مهر،
وٱخفض لهما جناح ٱلذل من ٱلرحمة
و بگو: «ای سرپرست من، بر آنان مهر ورز چنانکه مرا خردسال بزرگ کردند.»
وقل رب ٱرحمهما كما ربياني صغيرا
سرپرست شما بهتر میشناسد آنچه را در خویشتن شما است.
ربكم أعلم بما في نفوسكم
اگر شایسته باشید، او همانا نسبت به کسانی که پیوسته به او بازمیگردند بسیار بخشاینده است.
إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوبين غفورا
و به خویشاوند حقش را بده، و نیز به تنگدست و به مسافر در راهمانده،
وءات ذا ٱلقربى حقه وٱلمسكين وٱبن ٱلسبيل
و بدون اندازه هدر مده،
ولا تبذر تبذيرا
زیرا هدردهندگان برادران منحرفکنندگانند،
إن ٱلمبذرين كانوا إخون ٱلشيطين
و منحرفکننده نسبت به سرپرستش انکارگری بزرگ است.
وكان ٱلشيطن لربه كفورا
و اگر ناگزیر شوی از آنان کناره بگیری، در طلب مهری از سرپرستت که به آن امید داری، آنگاه به آنان سخنی آسان بگو.
وإما تعرضن عنهم ٱبتغآء رحمة من ربك ترجوها فقل لهم قولا ميسورا
و دستت را به گردنت بسته مگردان، و آن را کاملاً نیز مگشا، وگرنه نکوهیده، تهی از حسرت خود را مییافتی؛
ولا تجعل يدك مغلولة إلى عنقك ولا تبسطها كل ٱلبسط فتقعد ملوما محسورا
زیرا سرپرست تو روزی را به هر که پسند او افتد میگستراند، و اندازه میکند؛
إن ربك يبسط ٱلرزق لمن يشآء ويقدر
زیرا او نسبت به فرمانبرداران خود باخبر و بینا است.
إنه كان بعباده خبيرا بصيرا
و فرزندانتان را از بیم کمبود مکشید:
ولا تقتلوا أولدكم خشية إملق
ما هستیم که آنان و شما را روزی میدهیم،
نحن نرزقهم وإياكم
زیرا کشتن آنان خطایی بزرگ است.
إن قتلهم كان خطا كبيرا
و به زنا نزدیک مشوید، زیرا آن زشتکاری است، و چه بد راهی!
ولا تقربوا ٱلزنى إنه كان فحشة وسآء سبيلا
و خویشتنی را که خدا مصون از تعرّض ساخته است مکشید، مگر به حق.
ولا تقتلوا ٱلنفس ٱلتي حرم ٱلله إلا بٱلحق
و هر که به ستم کشته شود، ما برای مسئول قانونی او اقتداری قرار دادهایم؛ اما در کشتن زیادهرو نباشد،
ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطنا فلا يسرف في ٱلقتل
زیرا یاری رسانده خواهد شد.
إنه كان منصورا
و به دارایی یتیم نزدیک مشوید، مگر به زیباترین شیوه، تا آنگاه که به کمال رشد خود برسد،
ولا تقربوا مال ٱليتيم إلا بٱلتي هي أحسن حتى يبلغ أشده
و به پیمان وفادار باشید،
وأوفوا بٱلعهد
زیرا از پیمان پرسیده خواهد شد.
إن ٱلعهد كان مسولا
و چون پیمانه میکنید، پیمانه را وفادارانه بدهید، و با قپان راست وزن کنید:
وأوفوا ٱلكيل إذا كلتم وزنوا بٱلقسطاس ٱلمستقيم
این بهتر است، و دارای تعبیری زیباتر.
ذلك خير وأحسن تأويلا
و در پی آنچه هیچ دانشی از آن نداری مرو،
ولا تقف ما ليس لك به علم
زیرا شنوایی، بینایی و آگاهی — از هر یک از آنان پرسیده خواهد شد.
إن ٱلسمع وٱلبصر وٱلفؤاد كل أولئك كان عنه مسولا
و بر زمین با خودنمایی راه مرو،
ولا تمش في ٱلأرض مرحا
زیرا هرگز زمین را سوراخ نخواهی کرد، و نه از نظر بلندی به کوهها خواهی رسید.
إنك لن تخرق ٱلأرض ولن تبلغ ٱلجبال طولا
همهٔ اینها، بدیاش نزد سرپرست تو منفور است.
كل ذلك كان سيئه عند ربك مكروها
این است آنچه سرپرست تو از فرزانگی به تو پرده برداشته است.
ذلك ممآ أوحى إليك ربك من ٱلحكمة
و با خدا ایزدی دیگر قرار مده، وگرنه در جهنم افکنده میشدی، نکوهیده، برکنار.
ولا تجعل مع ٱلله إلها ءاخر فتلقى في جهنم ملوما مدحورا
آیا پس سرپرست شما پسران را برای شما ویژه میساخت، و از کارگزاران دخترانی میگرفت؟
أفأصفىكم ربكم بٱلبنين وٱتخذ من ٱلملئكة إنثا
شما بیگمان سخنی سترگ میگویید.
إنكم لتقولون قولا عظيما
ما همانا مثالها را در این خوانش گوناگون ساختیم، تا به یاد آورند؛ اما این جز بر نفرتشان نمیافزاید.
ولقد صرفنا في هذا ٱلقرءان ليذكروا وما يزيدهم إلا نفورا
بگو: «اگر با او ایزدانی میبودند، چنانکه میگویند، آنگاه راهی به سوی دارندهٔ بنا میجستند.»
قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذا لٱبتغوا إلى ذي ٱلعرش سبيلا
شکوه بر او باد، و او بسی بالاتر از آنچه میگویند است، با بلندیای بزرگ.
سبحنه وتعلى عما يقولون علوا كبيرا
آسمانهای هفتگانه او را شکوه میسرایند، و نیز زمین و کسانی که در آناند؛
تسبح له ٱلسموت ٱلسبع وٱلأرض ومن فيهن
چیزی نیست که او را با ستودن او شکوه نسراید،
وإن من شىء إلا يسبح بحمده
اما شما شکوهسرایی آنان را درنمییابید،
ولكن لا تفقهون تسبيحهم
زیرا او بردبار است، بسیار بخشاینده.
إنه كان حليما غفورا
و چون خوانش را میخوانی، میان تو و کسانی که به زندگی واپسین باور نمیآورند پردهای پوشیده قرار میدهیم،
وإذا قرأت ٱلقرءان جعلنا بينك وبين ٱلذين لا يؤمنون بٱلءاخرة حجابا مستورا
و بر هستههایشان پوششهایی قرار میدهیم تا آن را درنیابند، و در گوشهایشان ناشنوایی.
وجعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه وفي ءاذانهم وقرا
و چون سرپرست خود را در خوانش یاد میکنی، تنها او را، با نفرت پشت میکنند.
وإذا ذكرت ربك في ٱلقرءان وحده ولوا على أدبرهم نفورا
ما بهتر میشناسیم آنچه را به آن گوش میدهند، آنگاه که به تو گوش میدهند، و آنگاه که در نجوایند، آنگاه که ستمگران میگویند: «شما جز از مردی که چشمبندی فریفته است پیروی نمیکنید.»
نحن أعلم بما يستمعون به إذ يستمعون إليك وإذ هم نجوى إذ يقول ٱلظلمون إن تتبعون إلا رجلا مسحورا
بنگر که چگونه دربارهٔ تو مثالها را چند برابر کردند، و بدینسان گمراه شدند:
ٱنظر كيف ضربوا لك ٱلأمثال فضلوا
پس نمیتوانند راهی بیابند.
فلا يستطيعون سبيلا
و گفتند: «آیا چون استخوانها و خردهریزها خواهیم شد، بهراستی در آفرینشی نو برانگیخته خواهیم شد؟»
وقالوا أءذا كنا عظما ورفتا أءنا لمبعوثون خلقا جديدا
بگو: «سنگ باشید، یا آهن، یا هر آفرینشی که در سینههای شما بزرگ مینماید.»
قل كونوا حجارة أو حديدا أو خلقا مما يكبر في صدوركم
آنگاه خواهند گفت: «چه کسی ما را بازمیگرداند؟»
فسيقولون من يعيدنا
بگو: «آنکه شما را نخستین بار از نخست آفرید.»
قل ٱلذي فطركم أول مرة
آنگاه سر به سوی تو تکان خواهند داد و خواهند گفت: «این کی خواهد بود؟»
فسينغضون إليك رءوسهم ويقولون متى هو
بگو: «شاید نزدیک باشد.
قل عسى أن يكون قريبا
روزی که شما را فرا خواند، در حالی که او را میستایید پاسخ خواهید داد، و خواهید پنداشت که جز اندک زمانی نگذراندهاید.»
يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده وتظنون إن لبثتم إلا قليلا
و به فرمانبرداران من بگو که زیباترین را بگویند:
وقل لعبادي يقولوا ٱلتي هي أحسن
منحرفکننده میان آنان ناسازگاری میپراکند؛
إن ٱلشيطن ينزغ بينهم
زیرا منحرفکننده برای انسان دشمنی آشکار است.
إن ٱلشيطن كان للإنسن عدوا مبينا
سرپرست شما شما را بهتر میشناسد؛ اگر او را پسند افتد، بر شما مهر میورزد، و اگر او را پسند افتد، شما را کیفر میدهد.
ربكم أعلم بكم إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذبكم
ما تو را نفرستادیم تا وکیل آنان باشی.
ومآ أرسلنك عليهم وكيلا
سرپرست تو بهتر میشناسد کسانی را که در آسمانها و بر زمیناند.
وربك أعلم بمن في ٱلسموت وٱلأرض
ما همانا برخی اطلاعدهندگان را بر برخی دیگر برتری دادیم، و به داوود فرمی دادیم.
ولقد فضلنا بعض ٱلنبين على بعض وءاتينا داود زبورا
بگو: «آنان را که ادعا میکنید، غیر از او، به یاری بخوانید: آنان هیچ توانی ندارند که آسیب را از شما سبک کنند، و نه آن را جابهجا کنند.»
قل ٱدعوا ٱلذين زعمتم من دونه فلا يملكون كشف ٱلضر عنكم ولا تحويلا
همانهایی که به یاری میخوانند، نزد سرپرستشان، وسیلهٔ نزدیکی میجویند — که کدامیک از آنان نزدیکتر باشد — و به مهر او امید دارند و از کیفر او میترسند،
أولئك ٱلذين يدعون يبتغون إلى ربهم ٱلوسيلة أيهم أقرب ويرجون رحمته ويخافون عذابه
زیرا کیفر سرپرست تو از آنهایی است که باید نسبت به آن هشیار بود.
إن عذاب ربك كان محذورا
و هیچ شهری نیست که ما پیش از روز حضور آن را نابود نکنیم، یا به کیفری سخت کیفر ندهیم:
وإن من قرية إلا نحن مهلكوها قبل يوم ٱلقيمة أو معذبوها عذابا شديدا
این در دفتر ثبت شده است.
كان ذلك في ٱلكتب مسطورا
چیزی ما را از فرستادن نشانهها بازنداشت، مگر آنکه پیشینیان آنها را دروغ انگاشتند.
وما منعنآ أن نرسل بٱلءايت إلآ أن كذب بها ٱلأولون
و مادهشتر را به ثمود، همچون امری بدیهی، دادیم، اما به آن ستم کردند.
وءاتينا ثمود ٱلناقة مبصرة فظلموا بها
و ما نشانهها را جز برای ترساندن نمیفرستیم.
وما نرسل بٱلءايت إلا تخويفا
و آنگاه که به تو گفتیم که سرپرست تو انسانها را در بر میگیرد —
وإذ قلنا لك إن ربك أحاط بٱلناس
ما رؤیایی را که به تو نشان دادیم جز آزمونی برای انسانها نساختیم، و نیز درخت نفرینشده را در این خوانش.
وما جعلنا ٱلرءيا ٱلتي أرينك إلا فتنة للناس وٱلشجرة ٱلملعونة في ٱلقرءان
و آنان را میترسانیم، اما این جز بر حدشکنی بزرگشان نمیافزاید.
ونخوفهم فما يزيدهم إلا طغينا كبيرا
و چون به کارگزاران گفتیم: «در برابر آدم پیشانی بر خاک نهید»، پیشانی بر خاک نهادند،
وإذ قلنا للملئكة ٱسجدوا لءادم فسجدوا
مگر ابلیس: او گفت: «آیا در برابر کسی که او را از گل آفریدهای پیشانی بر خاک نهم؟»
إلآ إبليس قال ءأسجد لمن خلقت طينا
او گفت: «آیا این را میبینی، که او را بر من گرامی داشتی؟ اگر مرا تا روز حضور مهلت دهی، من بیگمان اعقاب او را به چنگ خواهم آورد، مگر اندکی از آنان.»
قال أرءيتك هذا ٱلذي كرمت على لئن أخرتن إلى يوم ٱلقيمة لأحتنكن ذريته إلا قليلا
او گفت: «برو! هر که از میان آنان از تو پیروی کند — جهنم همانا بازپرداخت شما است، بازپرداختی فراوان.
قال ٱذهب فمن تبعك منهم فإن جهنم جزآؤكم جزآء موفورا
و هر که را میتوانی از میان آنان با صدای خود بجنبان؛ سواران و پیادگانت را بر ضد آنان فراخوان؛ در داراییها و فرزندان با آنان انباز شو؛ و به آنان وعده بده —
وٱستفزز من ٱستطعت منهم بصوتك وأجلب عليهم بخيلك ورجلك وشاركهم في ٱلأمول وٱلأولد وعدهم
حال آنکه منحرفکننده به آنان جز سراب وعده نمیدهد.
وما يعدهم ٱلشيطن إلا غرورا
بر فرمانبرداران من تو همانا هیچ اقتداری نداری؛
إن عبادي ليس لك عليهم سلطن
و سرپرست تو بهعنوان وکیل بس است.»
وكفى بربك وكيلا
سرپرست شما اوست که کشتی را برای شما بر دریا روان میسازد، تا از لطف او بجویید،
ربكم ٱلذي يزجي لكم ٱلفلك في ٱلبحر لتبتغوا من فضله
زیرا او نسبت به شما مهربان است.
إنه كان بكم رحيما
و چون آسیب در دریا به شما برسد، آنان که به یاری میخوانید گم میشوند، مگر او.
وإذا مسكم ٱلضر في ٱلبحر ضل من تدعون إلآ إياه
سپس چون شما را به خشکی نجات دهد، پهلو تهی میکنید:
فلما نجىكم إلى ٱلبر أعرضتم
انسان انکارگری بزرگ است.
وكان ٱلإنسن كفورا
آیا پس ایمناید که ما شما را با پارهای از خشکی نبلعانیم، یا بر شما تندبادی از سنگریزه نفرستیم، بیآنکه آنگاه وکیلی بیابید؟ یا ایمناید که ما شما را بار دیگر بدان بازنگردانیم، تا بر شما بادی درهمشکن بفرستیم که شما را به سبب انکارتان غرق کند، بیآنکه آنگاه کسی را بیابید که برای شما از ما بازخواست کند؟
أفأمنتم أن يخسف بكم جانب ٱلبر أو يرسل عليكم حاصبا ثم لا تجدوا لكم وكيلا أم أمنتم أن يعيدكم فيه تارة أخرى فيرسل عليكم قاصفا من ٱلريح فيغرقكم بما كفرتم ثم لا تجدوا لكم علينا به تبيعا
ما همانا پسران آدم را گرامی داشتیم، آنان را بر خشکی و دریا برداشتیم، از چیزهای نیک روزیشان دادیم، و آنان را آشکارا بر بسیاری از آنچه آفریدیم برتری دادیم.
ولقد كرمنا بني ءادم وحملنهم في ٱلبر وٱلبحر ورزقنهم من ٱلطيبت وفضلنهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا
روزی که هر گروه از انسانها را با مرجعشان فرا خوانیم،
يوم ندعوا كل أناس بإممهم
کسی که دفترش در دست راستش به او داده شود — اینان دفتر خود را خواهند خواند، و ستم نخواهند دید، حتی به اندازهٔ نخینهای.
فمن أوتي كتبه بيمينه فأولئك يقرءون كتبهم ولا يظلمون فتيلا
و هر که در این زندگی نابینا باشد، در زندگی واپسین نابینا خواهد بود، و در راه گمراهتر.
ومن كان في هذه أعمى فهو في ٱلءاخرة أعمى وأضل سبيلا
و آنان بیگمان نزدیک بود که تو را با آزمون از آنچه به تو پرده برداشتیم برگردانند، تا بر ما چیزی دیگر برسازی؛
وإن كادوا ليفتنونك عن ٱلذي أوحينآ إليك لتفتري علينا غيره
آنگاه تو را دوست صمیمی میگرفتند.
وإذا لٱتخذوك خليلا
و اگر تو را استوار نساخته بودیم، تو همانا نزدیک بود اندکی بر آنان تکیه کنی.
ولولآ أن ثبتنك لقد كدت تركن إليهم شيا قليلا
آنگاه دو برابر زندگی و دو برابر مرگ را به تو میچشاندیم؛ سپس در برابر ما هیچ یاریای نمییافتی.
إذا لأذقنك ضعف ٱلحيوة وضعف ٱلممات ثم لا تجد لك علينا نصيرا
و آنان بیگمان نزدیک بود که تو را از این زمین بجنبانند، تا تو را از آن بیرون کنند —
وإن كادوا ليستفزونك من ٱلأرض ليخرجوك منها
و آنگاه، پس از تو، جز اندک زمانی در آن نمیماندند.
وإذا لا يلبثون خلفك إلا قليلا
چنین است هنجار دربارهٔ کسانی که پیش از تو از فرستادگان خود فرستادیم،
سنة من قد أرسلنا قبلك من رسلنا
و برای هنجار ما هیچ جابهجایی نخواهی یافت.
ولا تجد لسنتنا تحويلا
تماس را از زوال خورشید تا تاریکی شب پابرجا نگه دار، و نیز خوانش سپیدهدم را،
أقم ٱلصلوة لدلوك ٱلشمس إلى غسق ٱليل وقرءان ٱلفجر
زیرا خوانش سپیدهدم گواهیشده است.
إن قرءان ٱلفجر كان مشهودا
و پارهای از شب را، با آن بیدار بمان، بهعنوان افزونی برای تو: شاید سرپرست تو تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد.
ومن ٱليل فتهجد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربك مقاما محمودا
و بگو: «ای سرپرست من، مرا با ورودی راستگو وارد کن، و مرا با خروجی راستگو بیرون آور، و برای من، از جانب خود، اقتداری یاریرسان قرار ده.»
وقل رب أدخلني مدخل صدق وأخرجني مخرج صدق وٱجعل لي من لدنك سلطنا نصيرا
و بگو: «حقیقت آمد، و ناراست از میان رفت:
وقل جآء ٱلحق وزهق ٱلبطل
ناراست همانا محکوم به از میان رفتن است.»
إن ٱلبطل كان زهوقا
و ما از این خوانش آنچه را درمان و مهر است برای باورمندان فرود میآوریم،
وننزل من ٱلقرءان ما هو شفآء ورحمة للمؤمنين
اما این بر ستمگران جز زیان نمیافزاید.
ولا يزيد ٱلظلمين إلا خسارا
و چون انسان را از دهشها سرشار سازیم، پهلو تهی میکند و از جانب خود دور میشود؛
وإذآ أنعمنا على ٱلإنسن أعرض ونا بجانبه
و چون بدی به او برسد، نومید است.
وإذا مسه ٱلشر كان يوسا
بگو: «هر کس بر پایهٔ شیوهٔ خود عمل میکند؛ سرپرست شما بهتر میشناسد که کدامیک در راه راهنماییپذیرفتهتر است.»
قل كل يعمل على شاكلته فربكم أعلم بمن هو أهدى سبيلا
و از تو دربارهٔ جریان میپرسند.
ويسلونك عن ٱلروح
بگو: «جریان از دستور سرپرست من است؛ و به شما از دانش جز بسیار اندکی داده نشده است.»
قل ٱلروح من أمر ربي ومآ أوتيتم من ٱلعلم إلا قليلا
و اگر ما را پسند میافتاد، آنچه را به تو پرده برداشتیم بیگمان میبردیم؛ آنگاه در برابر ما هیچ وکیلی برای آن نمییافتی — مگر مهری از سرپرستت؛
ولئن شئنا لنذهبن بٱلذي أوحينآ إليك ثم لا تجد لك به علينا وكيلا إلا رحمة من ربك
زیرا لطف او بر تو بزرگ است.
إن فضله كان عليك كبيرا
بگو: «اگر انسانها و نهانیان برای آوردن همانند این خوانش متحد میشدند، همانند آن را نمیآوردند، هرچند پشتیبان یکدیگر میبودند.»
قل لئن ٱجتمعت ٱلإنس وٱلجن على أن يأتوا بمثل هذا ٱلقرءان لا يأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعض ظهيرا
ما همانا برای انسانها، در این خوانش، هر گونه مثال را گوناگون ساختیم؛ اما بیشتر انسانها همه چیز را رد کردند، مگر انکار.
ولقد صرفنا للناس في هذا ٱلقرءان من كل مثل فأبى أكثر ٱلناس إلا كفورا
و گفتند: «ما به تو اعتماد نخواهیم کرد تا آنکه برای ما از زمین چشمهای بجوشانی، یا باغی از نخل و تاک داشته باشی که در آن رودها را به فراوانی بجوشانی، یا آسمان را، چنانکه ادعا میکنی، پارهپاره بر ما فرود افکنی، یا خدا و کارگزاران را در برابر ما بیاوری، یا خانهای از زرنگار داشته باشی، یا به آسمان بالا روی — و ما حتی به بالا رفتن تو اعتماد نخواهیم کرد تا آنکه نوشتاری بر ما فرود آوری که بتوانیم بخوانیم.»
وقالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من ٱلأرض ينبوعا أو تكون لك جنة من نخيل وعنب فتفجر ٱلأنهر خللها تفجيرا أو تسقط ٱلسمآء كما زعمت علينا كسفا أو تأتي بٱلله وٱلملئكة قبيلا أو يكون لك بيت من زخرف أو ترقى في ٱلسمآء ولن نؤمن لرقيك حتى تنزل علينا كتبا نقرؤه
بگو: «شکوه بر سرپرست من باد! آیا من جز آدمیای، فرستادهای هستم؟»
قل سبحان ربي هل كنت إلا بشرا رسولا
و آدمیان را چیزی از باور آوردن بازنداشت، آنگاه که راهنمایی به سویشان آمد، مگر اینکه گفتند: «آیا خدا آدمیای را بهعنوان فرستاده برمیانگیخت؟»
وما منع ٱلناس أن يؤمنوا إذ جآءهم ٱلهدى إلآ أن قالوا أبعث ٱلله بشرا رسولا
بگو: «اگر بر زمین کارگزارانی بودند که با آسودگی کامل راه میرفتند، ما از آسمان کارگزاری را بهعنوان فرستاده بر آنان فرود میآوردیم.»
قل لو كان في ٱلأرض ملئكة يمشون مطمئنين لنزلنا عليهم من ٱلسمآء ملكا رسولا
بگو: «خدا بهعنوان گواه میان من و شما بس است،
قل كفى بٱلله شهيدا بيني وبينكم
زیرا او نسبت به فرمانبرداران خود باخبر و بینا است.»
إنه كان بعباده خبيرا بصيرا
و کسی را که خدا راه نماید، او راهنمایی میپذیرد،
ومن يهد ٱلله فهو ٱلمهتد
و کسی را که او گمراه کند، هرگز برایشان متحدانی غیر از او نخواهی یافت.
ومن يضلل فلن تجد لهم أوليآء من دونه
و ما آنان را در روز حضور، بر چهرههایشان، نابینا و لال و کر گرد خواهیم آورد:
ونحشرهم يوم ٱلقيمة على وجوههم عميا وبكما وصما
جایگاهشان جهنم خواهد بود:
مأوىهم جهنم
هرگاه فروکش کند، اخگرِ افروخته را برایشان میافزاییم.
كلما خبت زدنهم سعيرا
این است بازپرداخت آنان، برای آنکه نشانههای ما را انکار کردند و گفتند: «آیا چون استخوانها و خردهریزها خواهیم شد، بهراستی در آفرینشی نو برانگیخته خواهیم شد؟»
ذلك جزآؤهم بأنهم كفروا بايتنا وقالوا أءذا كنا عظما ورفتا أءنا لمبعوثون خلقا جديدا
آیا ندیدهاند که خدا، که آسمانها و زمین را آفرید، بر آفریدن مانند آنان توانا است و برایشان سرآمدی نهاده است که هیچ تردیدی در آن نیست؟
أولم يروا أن ٱلله ٱلذي خلق ٱلسموت وٱلأرض قادر على أن يخلق مثلهم وجعل لهم أجلا لا ريب فيه
اما ستمگران همهچیز را رد کردند، مگر انکار.
فأبى ٱلظلمون إلا كفورا
بگو: «اگر شما گنجینههای مهربانی سرپرست من را در اختیار داشتید، آنگاه آنها را نگه میداشتید، از بیم خرج کردن.»
قل لو أنتم تملكون خزآئن رحمة ربي إذا لأمسكتم خشية ٱلإنفاق
انسان بخیل است.
وكان ٱلإنسن قتورا
همانا به موسی نه نشانهٔ روشن دادیم:
ولقد ءاتينا موسى تسع ءايت بينت
پس از فرزندان اسرائیل بپرس: آنگاه که نزد آنان آمد، فرعون به او گفت: «بیگمان تو را چشمبندیشده میپندارم، ای موسی.»
فسل بني إسرءيل إذ جآءهم فقال له فرعون إني لأظنك يموسى مسحورا
گفت: «همانا تو میدانی که جز سرپرست آسمانها و زمین کسی این دلیلهای روشنگر را فرود نیاورده است،
قال لقد علمت مآ أنزل هؤلآء إلا رب ٱلسموت وٱلأرض بصآئر
و من بیگمان تو را زیاندیده میپندارم، ای فرعون.»
وإني لأظنك يفرعون مثبورا
پس خواست آنان را از این زمین برکَند؛ اما ما او را و همهٔ کسانی را که با او بودند غرق کردیم.
فأراد أن يستفزهم من ٱلأرض فأغرقنه ومن معه جميعا
و پس از او به فرزندان اسرائیل گفتیم: «بر این زمین ساکن شوید،
وقلنا من بعده لبني إسرءيل ٱسكنوا ٱلأرض
سپس چون وعدهٔ بار دوم فرا رسد، همهٔ شما را درهمپیچیده باز خواهیم آورد.»
فإذا جآء وعد ٱلءاخرة جئنا بكم لفيفا
و با حقیقت آن را فرود آوردیم،
وبٱلحق أنزلنه
و با حقیقت فرود آمد؛
وبٱلحق نزل
و تو را جز مژدهدهنده و هشداردهنده نفرستادیم.
ومآ أرسلنك إلا مبشرا ونذيرا
و خوانشی که آن را پارهپاره کردیم، تا آن را بر انسانها با درنگ بخوانی،
وقرءانا فرقنه لتقرأه على ٱلناس على مكث
و آن را به فرودهای پیاپی فرود آوردیم.
ونزلنه تنزيلا
بگو: «به آن باور آورید یا باور نیاورید:
قل ءامنوا به أو لا تؤمنوا
کسانی که پیش از آن به ایشان دانش داده شده است، چون بر آنان برخوانده شود، پیشانی بر خاک نهاده بر چانه میافتند، و میگویند: ‹شکوه بر سرپرست ما باد! وعدهٔ سرپرست ما بیگمان انجامشدنی است.›
إن ٱلذين أوتوا ٱلعلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرون للأذقان سجدا ويقولون سبحن ربنآ إن كان وعد ربنا لمفعولا
و بر چانه میافتند، گریان، و این فروتنیشان را میافزاید.»
ويخرون للأذقان يبكون ويزيدهم خشوعا
بگو: «خدا را بخوانید یا بیاندازه مهربان را بخوانید:
قل ٱدعوا ٱلله أو ٱدعوا ٱلرحمن
هر که را بخوانید، زیباترین ویژگیها از آنِ او است.»
أيا ما تدعوا فله ٱلأسمآء ٱلحسنى
و تماس خود را بلند مخوان، و آن را نیز آهسته مگو: میان این دو راهی بجوی.
ولا تجهر بصلاتك ولا تخافت بها وٱبتغ بين ذلك سبيلا
و بگو: «ستایش از آنِ خدا است، که فرزندی برای خود برنگرفته است، و در پادشاهی انبازی ندارد، و از خواری حامیای ندارد»،
وقل ٱلحمد لله ٱلذي لم يتخذ ولدا ولم يكن له شريك في ٱلملك ولم يكن له ولي من ٱلذل
و بزرگی او را بهتمامی اعلام کن.
وكبره تكبيرا