رفتن به محتوا
القرآنal-quran.fr
فهرست
100%
القرآن
سورهٔ37

As-Saffat الصافات

Agents in ranks, the envoys' army الصافّات، جند المرسلين

يس

182 بندبخش VII1 of 2 in the tartīl order

  1. 37
  2. 36
The Agents, then the envoy
Summary and links in the frieze

In the frieze He marvels while they scoff; he is shown the Agents in ranks, witnesses, and the army helping the envoys.

Read just before, 38 leads here: He had no knowledge of the sublime court; sura 37, which opens section VII, shows the Diverters who cannot listen to it. 38

It leads to 36: Our army is victorious (37:173); in sura 36, upon the city that denies its envoys, no army descends from the sky. 36

Read the notice in the frieze

Closes on “By the Recitation full of wisdom”

بخش از اینجا آغاز می‌شود

بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم

به نام خدا، بی‌اندازه مهربان، مهربان.

37:1–4

به صف‌بندان در صف‌ها، به غرندگان با نیرو، به برخوانندگان یادآوری: ایزد شما بی‌گمان یگانه است،

وٱلصفت صفا فٱلزجرت زجرا فٱلتليت ذكرا إن إلهكم لوحد

سرپرست آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن‌ها است، و سرپرست خاورها.

رب ٱلسموت وٱلأرض وما بينهما ورب ٱلمشرق

37:6

ما نزدیک‌ترین آسمان را به آرایش ستارگان آراستیم،

إنا زينا ٱلسمآء ٱلدنيا بزينة ٱلكواكب

37:7

و آن را از هر منحرف‌کنندهٔ سرکش محفوظ داشتیم،

وحفظا من كل شيطن مارد

که نمی‌توانند به دربار والا گوش دهند، و از هر سو سنگ‌باران می‌شوند،

لا يسمعون إلى ٱلملإ ٱلأعلى ويقذفون من كل جانب

به سختی رانده‌شده؛

دحورا

و کیفری پیوسته دارند — مگر کسی که پاره‌ای را برباید: آنگاه پرتابه‌ای شعله‌ور و شکافنده او را دنبال می‌کند.

ولهم عذاب واصب إلا من خطف ٱلخطفة فأتبعه شهاب ثاقب

37:11

پس از آنان نظر بخواه: آیا آفریدن آنان دشوارتر است یا کسانی که ما آفریده‌ایم؟

فٱستفتهم أهم أشد خلقا أم من خلقنآ

ما همانا آنان را از گلی چسبنده آفریده‌ایم.

إنا خلقنهم من طين لازب

اما تو شگفت‌زده می‌شوی، و آنان ریشخند می‌کنند؛

بل عجبت ويسخرون

و چون به آنان یادآوری می‌شود، به یاد نمی‌آورند؛

وإذا ذكروا لا يذكرون

و چون نشانه‌ای می‌بینند، بر ریشخند می‌افزایند،

وإذا رأوا ءاية يستسخرون

37:15–17

و می‌گویند: «این جز چشم‌بندی آشکار نیست. آیا چون مرده باشیم، زمین و استخوان، واقعاً برانگیخته خواهیم شد؟ و نیاکان نخستین ما نیز؟»

وقالوا إن هذآ إلا سحر مبين أءذا متنا وكنا ترابا وعظما أءنا لمبعوثون أوءابآؤنا ٱلأولون

بگو: «آری، و شما پیشانی بر خاک نهاده خواهید شد.»

قل نعم وأنتم دخرون

37:19

این جز یک غرش نخواهد بود، و ناگاه می‌نگرند،

فإنما هي زجرة وحدة فإذا هم ينظرون

37:20

و خواهند گفت: «وای بر ما، این است روز سررسید!»

وقالوا يويلنا هذا يوم ٱلدين

«این است روز جداسازی، که دروغ می‌انگاشتید.»

هذا يوم ٱلفصل ٱلذي كنتم به تكذبون

37:22–23

«کسانی را که ستمگر بوده‌اند، همسرانشان، و آنچه را غیر از خدا از آن فرمان می‌بردند گرد آورید، سپس آنان را به جادهٔ کوره راه نمایید،

ٱحشروا ٱلذين ظلموا وأزوجهم وما كانوا يعبدون من دون ٱلله فٱهدوهم إلى صرط ٱلجحيم

و آنان را بازدارید: همانا از آنان پرسیده خواهد شد.»

وقفوهم إنهم مسولون

37:25

«شما را چه شده که یکدیگر را یاری نمی‌رسانید؟»

ما لكم لا تناصرون

نه، امروز، آنان تسلیم شده‌اند.

بل هم ٱليوم مستسلمون

37:27

و روبه‌روی یکدیگر می‌ایستند، از هم می‌پرسند.

وأقبل بعضهم على بعض يتسآءلون

37:28

می‌گویند: «شما بودید که از راست به ما نزدیک می‌شدید.»

قالوا إنكم كنتم تأتوننا عن ٱليمين

می‌گویند: «نه، بلکه شما باورمند نبودید؛

قالوا بل لم تكونوا مؤمنين

ما بر شما هیچ سلطه‌ای نداشتیم — بلکه شما قومی بودید که از هر حدی می‌گذشت.

وما كان لنا عليكم من سلطن بل كنتم قوما طغين

پس سخن سرپرست ما بر ما به حقیقت پیوست: بی‌گمان خواهیم چشید. ما شما را سرگشته کردیم — خود نیز سرگشته بودیم.»

فحق علينا قول ربنآ إنا لذآئقون فأغوينكم إنا كنا غوين

آن روز، همانا در کیفر انباز شمرده می‌شوند.

فإنهم يومئذ في ٱلعذاب مشتركون

ما با کنارگذاشته‌شدگان چنین رفتار می‌کنیم.

إنا كذلك نفعل بٱلمجرمين

37:35–36

هنگامی که به آنان گفته می‌شد: «هیچ ایزدی نیست مگر خدا»، خودبزرگ‌بینی می‌کردند و می‌گفتند: «آیا واقعاً ایزدان خود را برای لفّاظِ فریبنده‌ای دچار اختلال رها کنیم؟»

إنهم كانوا إذا قيل لهم لآ إله إلا ٱلله يستكبرون ويقولون أئنا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

نه، او با حقیقت آمد و فرستادگان را راست‌گو دانست.

بل جآء بٱلحق وصدق ٱلمرسلين

شما بی‌گمان کیفر دردناک را خواهید چشید،

إنكم لذآئقوا ٱلعذاب ٱلأليم

37:39–40

و شما مگر به آنچه می‌کردید بازپرداخت نخواهید شد — مگر فرمان‌برداران پالودهٔ خدا:

وما تجزون إلا ما كنتم تعملون إلا عباد ٱلله ٱلمخلصين

آنان روزی معلوم دارند، مزه‌ها،

أولئك لهم رزق معلوم فوكه

و در باغ‌های دهش، بر نشیمن‌گاه‌ها، روبه‌روی یکدیگر، گرامی داشته می‌شوند.

وهم مكرمون في جنت ٱلنعيم على سرر متقبلين

در میان آنان جامی از آب چشمه گردانده خواهد شد، سپید، گوارا برای نوشندگان، بی سردرد و بی آنکه از آن مست شوند،

يطاف عليهم بكأس من معين بيضآء لذة للشربين لا فيها غول ولا هم عنها ينزفون

37:48–49

و در کنار خود همدمانی خواهند داشت با نگاه‌های بازداشته، پشتیبان، چون تخم‌هایی که نیک پوشیده شده‌اند.

وعندهم قصرت ٱلطرف عين كأنهن بيض مكنون

37:50

و روبه‌روی یکدیگر می‌ایستند، از هم می‌پرسند.

فأقبل بعضهم على بعض يتسآءلون

37:51–53

یکی از آنان گفت: «من همراهی داشتم که می‌گفت: ‹آیا تو واقعاً از کسانی هستی که آن را راست‌گو می‌دانند؟ چون مرده باشیم، زمین و استخوان، آیا واقعاً وامدار خواهیم بود؟›»

قال قآئل منهم إني كان لي قرين يقول أءنك لمن ٱلمصدقين أءذا متنا وكنا ترابا وعظما أءنا لمدينون

37:54–55

گفت: «آیا می‌خواهید بنگرید؟» آنگاه نگریست و او را در میان کوره دید.

قال هل أنتم مطلعون فٱطلع فرءاه في سوآء ٱلجحيم

37:56–57

گفت: «به خدا، تو بی‌گمان نزدیک بود مرا به سقوط بکشانی؛ و اگر دهش سرپرستم نبود، از آورده‌شدگان می‌بودم.

قال تٱلله إن كدت لتردين ولولا نعمة ربي لكنت من ٱلمحضرين

37:58–59

پس آیا ما جز مرگ نخستین خود نخواهیم مرد، و کیفر داده نخواهیم شد؟»

أفما نحن بميتين إلا موتتنا ٱلأولى وما نحن بمعذبين

این است بی‌گمان کامیابی سترگ!

إن هذا لهو ٱلفوز ٱلعظيم

برای چیزی مانند این باید کوشندگان بکوشند.

لمثل هذا فليعمل ٱلعملون

37:62

آیا این پذیرایی بهتری است، یا درخت زقوم؟

أذلك خير نزلا أم شجرة ٱلزقوم

ما همانا آن را آزمونی برای ستمگران قرار دادیم:

إنا جعلنها فتنة للظلمين

37:64–65

درختی است که در ریشهٔ کوره بیرون می‌آید، غلاف‌هایش به سرهای منحرف‌کنندگان می‌ماند.

إنها شجرة تخرج في أصل ٱلجحيم طلعها كأنه رءوس ٱلشيطين

آنان بی‌گمان از آن خواهند خورد و شکم خود را از آن پر خواهند کرد؛ سپس بی‌گمان بر آن آمیزه‌ای از آب جوشان خواهند داشت.

فإنهم لءاكلون منها فمالون منها ٱلبطون ثم إن لهم عليها لشوبا من حميم

37:68

سپس بازگشتشان بی‌گمان به سوی کوره خواهد بود.

ثم إن مرجعهم لإلى ٱلجحيم

37:69–70

آنان همانا نیاکان خود را گمراه یافتند، و به دنبال ردپاهایشان شتافتند.

إنهم ألفوا ءابآءهم ضآلين فهم على ءاثرهم يهرعون

و پیش از آنان، بیشتر پیشینیان همانا گمراه شده بودند،

ولقد ضل قبلهم أكثر ٱلأولين

و ما همانا به سوی آنان هشداردهندگانی فرستاده بودیم.

ولقد أرسلنا فيهم منذرين

37:73–74

پس بنگر فرجام کسانی که هشدار داده شدند چگونه بود — مگر فرمان‌برداران پالودهٔ خدا.

فٱنظر كيف كان عقبة ٱلمنذرين إلا عباد ٱلله ٱلمخلصين

37:75

و نوح همانا ما را ندا داد،

ولقد نادىنا نوح

و چه نیکو پاسخ‌دهنده‌ای هستیم ما!

فلنعم ٱلمجيبون

و ما او و کسانش را از تنگنای سترگ رهانیدیم،

ونجينه وأهله من ٱلكرب ٱلعظيم

و تبار او را ماندگاران قرار دادیم.

وجعلنا ذريته هم ٱلباقين

37:78

و بر او، در میان نسل‌های پسین، باقی گذاشتیم:

وتركنا عليه في ٱلءاخرين

37:79

«آرامش بر نوح باد، در میان همهٔ هستی‌ها!»

سلم على نوح في ٱلعلمين

چنین نیکی‌کنندگان را بازپرداخت می‌کنیم.

إنا كذلك نجزي ٱلمحسنين

او از فرمان‌برداران باورمند ما بود.

إنه من عبادنا ٱلمؤمنين

سپس دیگران را غرق کردیم.

ثم أغرقنا ٱلءاخرين

37:83–85

و ابراهیم بی‌گمان از گروه او بود، آنگاه که با هسته‌ای دست‌نخورده نزد سرپرستش آمد، و به پدر و قوم خود گفت: «از چه فرمان می‌برید؟

وإن من شيعته لإبرهيم إذ جآء ربه بقلب سليم إذ قال لأبيه وقومه ماذا تعبدون

آیا جعل می‌خواهید، ایزدانی غیر از خدا؟

أئفكا ءالهة دون ٱلله تريدون

37:87

پس گمان شما دربارهٔ سرپرست همهٔ هستی‌ها چیست؟»

فما ظنكم برب ٱلعلمين

37:88–90

نگاهی به ستارگان افکند و گفت: «من رنجورم»؛ آنگاه به او پشت کردند و رفتند.

فنظر نظرة في ٱلنجوم فقال إني سقيم فتولوا عنه مدبرين

آنگاه پنهانی به سوی ایزدان آنان رفت و گفت: «آیا نمی‌خورید؟ شما را چه شده که سخنی بر زبان نمی‌آورید؟»

فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون ما لكم لا تنطقون

37:93–94

آنگاه بر آنان روی آورد و با دست راست زد؛ سپس شتابان به سوی او آمدند.

فراغ عليهم ضربا بٱليمين فأقبلوا إليه يزفون

گفت: «آیا از آنچه می‌تراشید فرمان می‌برید، در حالی که خدا شما را و آنچه می‌سازید آفریده است؟»

قال أتعبدون ما تنحتون وٱلله خلقكم وما تعملون

37:97–98

گفتند: «برایش ساختمانی بسازید و او را در کوره بیفکنید!» خواستند به این‌سان با نیرنگ به او آسیب رسانند، اما ما آنان را پست‌ترین قرار دادیم.

قالوا ٱبنوا له بنينا فألقوه في ٱلجحيم فأرادوا به كيدا فجعلنهم ٱلأسفلين

و گفت: «من به سوی سرپرستم می‌روم، او مرا راه خواهد نمود.

وقال إني ذاهب إلى ربي سيهدين

ای سرپرست من، از شایستگان یکی را به من عطا کن.»

رب هب لي من ٱلصلحين

37:101

آنگاه او را به پسری بردبار مژده دادیم.

فبشرنه بغلم حليم

37:102

و چون به سنی رسید که با او بکوشد، گفت: «ای پسرک من، در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم؛ پس بنگر چه نظر داری.»

فلما بلغ معه ٱلسعي قال يبنى إني أرى في ٱلمنام أني أذبحك فٱنظر ماذا ترى

37:102

گفت: «ای پدر من، آنچه به تو دستور داده شده است انجام بده؛

قال يأبت ٱفعل ما تؤمر

37:102

اگر خدا را پسند افتد، مرا از شکیبایان خواهی یافت.»

ستجدني إن شآء ٱلله من ٱلصبرين

37:103–105

و چون هر دو نزد خدا بی‌خدشه شدند و او را بر شقیقه خوابانید، ما او را ندا دادیم: «ای ابراهیم، تو رؤیا را تأیید کردی.»

فلمآ أسلما وتله للجبين وندينه أن يإبرهيم قد صدقت ٱلرءيآ

چنین نیکی‌کنندگان را بازپرداخت می‌کنیم.

إنا كذلك نجزي ٱلمحسنين

این بی‌گمان همان آزمون آشکار بود.

إن هذا لهو ٱلبلؤا ٱلمبين

و ما او را در برابر سربریدنی بزرگ بازخریدیم.

وفدينه بذبح عظيم

37:108

و بر او، در میان نسل‌های پسین، باقی گذاشتیم:

وتركنا عليه في ٱلءاخرين

37:109

«آرامش بر ابراهیم باد!»

سلم على إبرهيم

چنین نیکی‌کنندگان را بازپرداخت می‌کنیم.

كذلك نجزي ٱلمحسنين

او از فرمان‌برداران باورمند ما بود.

إنه من عبادنا ٱلمؤمنين

37:112–113

و ما اسحاق را به او مژده دادیم، اطلاع‌دهنده‌ای از شایستگان، و او و اسحاق را خجسته گرداندیم.

وبشرنه بإسحق نبيا من ٱلصلحين وبركنا عليه وعلى إسحق

و از تبار آنان کسی هست که نیکی می‌کند، و کسی که آشکارا بر خود ستم می‌کند.

ومن ذريتهما محسن وظالم لنفسه مبين

37:114–115

و ما همانا موسی و هارون را نواختیم، و آنان و قومشان را از تنگنای سترگ رهانیدیم؛

ولقد مننا على موسى وهرون ونجينهما وقومهما من ٱلكرب ٱلعظيم

37:116

و آنان را یاری کردیم، و پیروزمندان آنان بودند.

ونصرنهم فكانوا هم ٱلغلبين

37:117

و به آنان نوشتار صریح دادیم،

وءاتينهما ٱلكتب ٱلمستبين

و آنان را بر جادهٔ راست راه نمودیم.

وهدينهما ٱلصرط ٱلمستقيم

37:119

و بر آن دو، در میان نسل‌های پسین، باقی گذاشتیم:

وتركنا عليهما في ٱلءاخرين

37:120

«آرامش بر موسی و هارون باد!»

سلم على موسى وهرون

چنین نیکی‌کنندگان را بازپرداخت می‌کنیم.

إنا كذلك نجزي ٱلمحسنين

آن دو از فرمان‌برداران باورمند ما بودند.

إنهما من عبادنا ٱلمؤمنين

37:123–125

و الیاس بی‌گمان از فرستادگان بود، آنگاه که به قوم خود گفت: «پس آیا محتاط نیستید؟ آیا بعل را فرامی‌خوانید و زیباترین آفرینندگان را وامی‌گذارید؟

وإن إلياس لمن ٱلمرسلين إذ قال لقومه ألا تتقون أتدعون بعلا وتذرون أحسن ٱلخلقين

37:126

خدا سرپرست شما و سرپرست نیاکان نخستین شما است.»

ٱلله ربكم ورب ءابآئكم ٱلأولين

37:127–128

پس او را دروغ انگاشتند؛ آنان بی‌گمان از آورده‌شدگان خواهند بود — مگر فرمان‌برداران پالودهٔ خدا.

فكذبوه فإنهم لمحضرون إلا عباد ٱلله ٱلمخلصين

37:129

و بر او، در میان نسل‌های پسین، باقی گذاشتیم:

وتركنا عليه في ٱلءاخرين

37:130

«آرامش بر الیاسین باد!»

سلم على إل ياسين

چنین نیکی‌کنندگان را بازپرداخت می‌کنیم.

إنا كذلك نجزي ٱلمحسنين

او از فرمان‌برداران باورمند ما بود.

إنه من عبادنا ٱلمؤمنين

37:133–136

و لوط بی‌گمان از فرستادگان بود، آنگاه که او و کسانش را، همه را، نجات دادیم، مگر پیرزنی از درنگ‌کنندگان؛ سپس دیگران را ویران کردیم.

وإن لوطا لمن ٱلمرسلين إذ نجينه وأهله أجمعين إلا عجوزا في ٱلغبرين ثم دمرنا ٱلءاخرين

و شما بی‌گمان بامدادان و شبانگاه بر آنان می‌گذرید —

وإنكم لتمرون عليهم مصبحين وبٱليل

آیا پس خرد نمی‌ورزید؟

أفلا تعقلون

37:139–142

و یونس بی‌گمان از فرستادگان بود، آنگاه که به ناو بارگیری‌شده گریخت؛ در قرعه‌کشی شرکت کرد و از کسانی بود که رد شدند؛ ماهی او را بلعید در حالی که سرزنش‌پذیر بود.

وإن يونس لمن ٱلمرسلين إذ أبق إلى ٱلفلك ٱلمشحون فساهم فكان من ٱلمدحضين فٱلتقمه ٱلحوت وهو مليم

37:143–144

اگر از کسانی نبود که شکوه او را می‌سرایند، همانا همهٔ آن مدت را در شکمش به سر می‌برد، تا روزی که برانگیخته خواهند شد.

فلولآ أنه كان من ٱلمسبحين للبث في بطنه إلى يوم يبعثون

37:145

ما او را بر زمینی برهنه افکندیم، در حالی که رنجور بود،

فنبذنه بٱلعرآء وهو سقيم

37:146

و بر او گیاهی پنبه‌مانند رویاندیم.

وأنبتنا عليه شجرة من يقطين

و او را به سوی صد هزار، یا بیشتر، فرستادیم،

وأرسلنه إلى مائة ألف أو يزيدون

و باور آوردند؛ آنگاه ما آنان را برای زمانی بهره‌مند گذاشتیم.

فامنوا فمتعنهم إلى حين

37:149

پس از آنان نظر بخواه: آیا سرپرست تو را دخترانی می‌بود و آنان را پسرانی؟

فٱستفتهم ألربك ٱلبنات ولهم ٱلبنون

37:150

یا ما کارگزاران مؤنث را آفریدیم، و آنان گواه می‌بودند؟

أم خلقنا ٱلملئكة إنثا وهم شهدون

37:151–152

آیا چنین نیست: بی‌گمان از جعل خود می‌گویند: «خدا زاده است»؛ و بی‌گمان دروغ‌گویند.

ألآ إنهم من إفكهم ليقولون ولد ٱلله وإنهم لكذبون

37:153

آیا او دختران را بر پسران برمی‌گزید؟

أصطفى ٱلبنات على ٱلبنين

شما را چه شده است؟

ما لكم

چگونه داوری می‌کنید؟

كيف تحكمون

پس به یاد نمی‌آورید؟

أفلا تذكرون

37:156–157

یا سلطه‌ای آشکار دارید؟ پس نوشتهٔ خود را بیاورید، اگر راست‌گویید.

أم لكم سلطن مبين فأتوا بكتبكم إن كنتم صدقين

37:158

و میان او و نهانیان پیوندی نسبی نهادند؛

وجعلوا بينه وبين ٱلجنة نسبا

37:158

و نهانیان به‌خوبی می‌دانند که بی‌گمان از آورده‌شدگان خواهند بود —

ولقد علمت ٱلجنة إنهم لمحضرون

37:159

شکوه بر خدا باد، بالاتر از آنچه توصیف می‌کنند!

سبحن ٱلله عما يصفون

37:160

مگر فرمان‌برداران پالودهٔ خدا.

إلا عباد ٱلله ٱلمخلصين

37:161–163

نه شما، و نه آنچه از آن فرمان می‌برید، نخواهید توانست کسی را علیه او بیازمایید، مگر کسی که مقرر شده است در کوره بسوزد.

فإنكم وما تعبدون مآ أنتم عليه بفتنين إلا من هو صال ٱلجحيم

37:164

«هیچ‌یک از ما نیست مگر آنکه جایی معلوم دارد،

وما منآ إلا له مقام معلوم

37:165–166

و ما بی‌گمان همان ایستادگان در ردیف‌هاییم، و ما بی‌گمان همان کسانیم که شکوه او را می‌سرایند.»

وإنا لنحن ٱلصآفون وإنا لنحن ٱلمسبحون

37:167–169

و بی‌گمان می‌گفتند: «اگر ما یادآوری‌ای از پیشینیان داشتیم، از فرمان‌برداران پالودهٔ خدا بودیم.»

وإن كانوا ليقولون لو أن عندنا ذكرا من ٱلأولين لكنا عباد ٱلله ٱلمخلصين

37:170

اما آن را انکار کردند؛

فكفروا به

به‌زودی خواهند دانست.

فسوف يعلمون

37:171–173

و سخن ما دربارهٔ فرمان‌برداران فرستادهٔ ما همانا پیشین است: ایشانند یاری‌شدگان، و سپاه ما بی‌گمان پیروزمند است.

ولقد سبقت كلمتنا لعبادنا ٱلمرسلين إنهم لهم ٱلمنصورون وإن جندنا لهم ٱلغلبون

37:174

پس تا زمانی از آنان روی بگردان،

فتول عنهم حتى حين

37:175

و آنان را زیر نظر بگیر: به‌زودی روشن خواهند دید.

وأبصرهم فسوف يبصرون

آیا پس کیفر ما را شتاب می‌جویند؟

أفبعذابنا يستعجلون

چون در عرصهٔ آنان فرود خواهد آمد، چه صبح شومی است برای کسانی که هشدار داده شدند!

فإذا نزل بساحتهم فسآء صباح ٱلمنذرين

37:178

و تا زمانی از آنان روی بگردان،

وتول عنهم حتى حين

37:179

و زیر نظر بگیر: به‌زودی روشن خواهند دید.

وأبصر فسوف يبصرون

37:180

شکوه بر سرپرست تو باد، سرپرست نیرو، بالاتر از آنچه توصیف می‌کنند!

سبحن ربك رب ٱلعزة عما يصفون

37:181

و آرامش بر فرستادگان باد!

وسلم على ٱلمرسلين

37:182

و ستایش از آنِ خدا است، سرپرستِ همهٔ هستی‌ها!

وٱلحمد لله رب ٱلعلمين

→ فهرست سوره‌ها