Maryam مريم
A remembrance of your Guardian's benevolence ذكر رحمة ربك
The section and its links
The All-Benevolent and His obedient ones (19-20, then 21-25)
بخش از اینجا آغاز میشود
Read with: the suras of the same shelf mark
- 20 Shall neither stray nor toilthe overview: God recounts to Moussa his own life
بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
كٓهيعٓصٓ (کاف های یا عین صاد).
كهيعص
یادآوری مهربانی سرپرست تو نسبت به فرمانبردار خود زکریا، آنگاه که سرپرست خود را به ندایی نهان خواند،
ذكر رحمت ربك عبده زكريآ إذ نادى ربه ندآء خفيا
گفت: «ای سرپرست من، همانا استخوان در من سست شده است، سر از سپیدی شعلهور شده است، و هرگز در خواندن تو، ای سرپرست من، تیرهبخت نبودهام.
قال رب إني وهن ٱلعظم مني وٱشتعل ٱلرأس شيبا ولم أكن بدعآئك رب شقيا
و همانا از کسان خود پس از خود ترسیدم، و همسرم نازا است. پس از سوی خود متحدی به من عطا کن که از من ارث ببرد و از طایفهٔ یعقوب ارث ببرد،
وإني خفت ٱلمولي من ورآءي وكانت ٱمرأتي عاقرا فهب لي من لدنك وليا يرثني ويرث من ءال يعقوب
و ای سرپرست من، او را پسندیده گردان.»
وٱجعله رب رضيا
«ای زکریا، ما همانا تو را به پسری مژده میدهیم: ویژگی او یحیی است، که پیش از او برای هیچکس این ویژگی را مشترک نساختهایم.»
يزكريآ إنا نبشرك بغلم ٱسمه يحيى لم نجعل له من قبل سميا
گفت: «ای سرپرست من، چگونه پسری خواهم داشت، در حالی که همسرم نازا است و من در سالخوردگی به نهایت فرسودگی رسیدهام؟»
قال رب أنى يكون لي غلم وكانت ٱمرأتي عاقرا وقد بلغت من ٱلكبر عتيا
گفت: «چنین خواهد بود. سرپرست تو گفت: این بر من آسان است، و من پیشتر تو را آفریدهام، در حالی که چیزی نبودی.»
قال كذلك قال ربك هو على هين وقد خلقتك من قبل ولم تك شيا
گفت: «سرپرست من، برای من نشانهای قرار ده.»
قال رب ٱجعل لي ءاية
گفت: «نشانهٔ تو این است که سه شب تمام با مردم سخن نخواهی گفت.»
قال ءايتك ألا تكلم ٱلناس ثلث ليال سويا
پس از نیایشگاه نزد قوم خود بیرون آمد و به آنان اشاره کرد: «بامدادان و شامگاهان شکوه او را بسرایید.»
فخرج على قومه من ٱلمحراب فأوحى إليهم أن سبحوا بكرة وعشيا
«ای یحیی، ضابطه را با نیرو بگیر.»
ييحيى خذ ٱلكتب بقوة
و ما به او داوری دادیم، در حالی که کودکی خردسال بود،
وءاتينه ٱلحكم صبيا
و نرمیای از سوی ما و پاکی؛
وحنانا من لدنا وزكوة
و محتاط بود.
وكان تقيا
و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود، نه ستمپیشه بود و نه نافرمان.
وبرا بولديه ولم يكن جبارا عصيا
و آرامش بر او باد روزی که زاده شد، روزی که خواهد مرد، و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد.
وسلم عليه يوم ولد ويوم يموت ويوم يبعث حيا
و در نوشتار مریم را یاد کن، آنگاه که از کسان خود به جایی در خاور کناره گرفت و دور از آنان پردهای برگرفت.
وٱذكر في ٱلكتب مريم إذ ٱنتبذت من أهلها مكانا شرقيا فٱتخذت من دونهم حجابا
آنگاه جریان خود را به سوی او فرستادیم، که به شکل آدمی کامل بر او ظاهر شد.
فأرسلنآ إليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا
گفت: «همانا از تو خود را در پناه بیاندازه مهربان میگذارم! اگر محتاط هستی…»
قالت إني أعوذ بٱلرحمن منك إن كنت تقيا
گفت: «من جز فرستادهٔ سرپرست تو نیستم، تا او پسری پاک به تو عطا کند.»
قال إنمآ أنا رسول ربك لأهب لك غلما زكيا
گفت: «چگونه پسری خواهم داشت، در حالی که هیچ آدمی مرا لمس نکرده است و من بیشرم نبودهام؟»
قالت أنى يكون لي غلم ولم يمسسني بشر ولم أك بغيا
گفت: «چنین خواهد بود. سرپرست تو گفت: این بر من آسان است.
قال كذلك قال ربك هو على هين
و او را نشانهای برای انسانها و مهربانیای از سوی خود خواهیم گرداند.
ولنجعله ءاية للناس ورحمة منا
این کاری است که پیشتر مقرر شده است.»
وكان أمرا مقضيا
او را بار گرفت، سپس با او به جایی دورافتاده کناره گرفت.
فحملته فٱنتبذت به مكانا قصيا
درد زایمان او را به سوی تنهٔ نخل راند. گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم و چیزی فراموششده بودم، فراموششده برای جاودانه!»
فأجآءها ٱلمخاض إلى جذع ٱلنخلة قالت يليتني مت قبل هذا وكنت نسيا منسيا
پس از زیر پایش او را ندا داد: «اندوهگین مباش! سرپرست تو زیر تو جویباری نهاده است.
فنادىها من تحتهآ ألا تحزني قد جعل ربك تحتك سريا
و تنهٔ نخل را به سوی خود تکان بده: خرماهای تازهٔ رسیده بر تو فرو خواهد ریخت.
وهزي إليك بجذع ٱلنخلة تسقط عليك رطبا جنيا
پس بخور، بنوش، و نگاهت خنک شود.
فكلي وٱشربي وقري عينا
پس اگر کسی از آدمیان را دیدی، بگو: ‹من برای بیاندازه مهربان خودداریای نذر کردهام؛ پس امروز با هیچ آدمی سخن نخواهم گفت.›»
فإما ترين من ٱلبشر أحدا فقولي إني نذرت للرحمن صوما فلن أكلم ٱليوم إنسيا
پس او را در آغوش گرفته نزد قوم خود آمد.
فأتت به قومها تحمله
گفتند: «ای مریم، همانا به کاری هولناک دست زدهای!
قالوا يمريم لقد جئت شيا فريا
ای خواهر هارون، پدرت مردی بد نبود و مادرت نیز زنی بیشرم نبود.»
يأخت هرون ما كان أبوك ٱمرأ سوء وما كانت أمك بغيا
پس به او اشاره کرد.
فأشارت إليه
گفتند: «چگونه با کودکی خردسال در گهواره سخن بگوییم؟»
قالوا كيف نكلم من كان في ٱلمهد صبيا
کودک گفت: «من همانا فرمانبردار خدا هستم. او به من نوشتار داد و مرا اطلاعدهنده گرداند؛ مرا هر کجا باشم خجسته گرداند، و تا زنده خواهم بود تماس و گشادهدستی ناب را به من سفارش کرد، و نیز نیکی به مادرم.
قال إني عبد ٱلله ءاتىني ٱلكتب وجعلني نبيا وجعلني مباركا أين ما كنت وأوصني بٱلصلوة وٱلزكوة ما دمت حيا وبرا بولدتي
و مرا نه ستمپیشه گردانید و نه تیرهبخت.
ولم يجعلني جبارا شقيا
و آرامش بر من باد روزی که زاده شدم، روزی که خواهم مرد، و روزی که زنده برانگیخته خواهم شد.»
وٱلسلم على يوم ولدت ويوم أموت ويوم أبعث حيا
این است عیسی، پسر مریم —
ذلك عيسى ٱبن مريم
سخن حقیقت، که دربارهٔ آن به کشمکش درمیآیند.
قول ٱلحق ٱلذي فيه يمترون
خدا را نسزد که فرزندی برای خود برگیرد.
ما كان لله أن يتخذ من ولد
شکوه بر او باد!
سبحنه
چون چیزی را مقرر میکند، فقط به آن میگوید: «باش»،
إذا قضى أمرا فإنما يقول له كن
و آن هست.
فيكون
و خدا همانا سرپرست من و سرپرست شما است؛ پس از او فرمان برید.
وإن ٱلله ربي وربكم فٱعبدوه
این است جادهای راست.
هذا صرط مستقيم
اما گروهها میان خود اختلاف کردند.
فٱختلف ٱلأحزاب من بينهم
پس وای بر انکارکنندگان، آنگاه که گواه روزی سترگ خواهند بود!
فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم
چه خوب خواهند شنید و چه روشن خواهند دید، روزی که نزد ما بیایند!
أسمع بهم وأبصر يوم يأتوننا
اما ستمگران امروز در گمراهی آشکارند.
لكن ٱلظلمون ٱليوم في ضلل مبين
و آنان را از روز دلشکستگی هشدار ده، آنگاه که کار فیصله داده شود، در حالی که در بیخبریاند و باور نمیآورند،
وأنذرهم يوم ٱلحسرة إذ قضي ٱلأمر وهم في غفلة وهم لا يؤمنون
زیرا این ما هستیم که از زمین و از کسانی که بر آناند ارث خواهیم برد،
إنا نحن نرث ٱلأرض ومن عليها
و به سوی ما بازگردانده خواهند شد.
وإلينا يرجعون
و در نوشتار ابراهیم را یاد کن: او مردی راستگو بود، اطلاعدهنده، آنگاه که به پدر خود گفت: «ای پدر من، چرا از آنچه نه میشنود و نه روشن میبیند و تو را به هیچ کار نمیآید فرمان میبری؟
وٱذكر في ٱلكتب إبرهيم إنه كان صديقا نبيا إذ قال لأبيه يأبت لم تعبد ما لا يسمع ولا يبصر ولا يغني عنك شيا
ای پدر من، همانا از دانش چیزی به من آمده است که به تو نرسیده است؛ پس از من پیروی کن، تو را بر جادهای هموار راه خواهم نمود.
يأبت إني قد جآءني من ٱلعلم ما لم يأتك فٱتبعني أهدك صرطا سويا
ای پدر من، منحرفکننده را فرمان مبر،
يأبت لا تعبد ٱلشيطن
زیرا منحرفکننده نسبت به بیاندازه مهربان نافرمان است.
إن ٱلشيطن كان للرحمن عصيا
ای پدر من، میترسم که کیفری از بیاندازه مهربان به تو برسد، و متحد منحرفکننده شوی.»
يأبت إني أخاف أن يمسك عذاب من ٱلرحمن فتكون للشيطن وليا
پدرش گفت: «آیا از ایزدان من روی برمیتابی، ای ابراهیم؟
قال أراغب أنت عن ءالهتي
اگر باز نایستی، بیگمان تو را خواهم راند! مدتی دراز از من دور شو.»
يإبرهيم لئن لم تنته لأرجمنك وٱهجرني مليا
ابراهیم گفت: «آرامش بر تو. برای تو از سرپرست خود بخشایش خواهم خواست: او همواره با من نیکخواه بوده است. من از شما و از آنچه غیر از خدا میخوانید جدا میشوم، و سرپرست خود را میخوانم؛ شاید با خواندن سرپرست خود تیرهبخت نباشم.»
قال سلم عليك سأستغفر لك ربي إنه كان بي حفيا وأعتزلكم وما تدعون من دون ٱلله وأدعوا ربي عسى ألآ أكون بدعآء ربي شقيا
چون از آنان و از آنچه غیر از خدا فرمان میبردند جدا شد، اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم،
فلما ٱعتزلهم وما يعبدون من دون ٱلله وهبنا له إسحق ويعقوب
و از هر کدام اطلاعدهندهای ساختیم.
وكلا جعلنا نبيا
و از مهربانی خود به آنان عطا کردیم، و زبانی راستگو و والا برایشان قرار دادیم.
ووهبنا لهم من رحمتنا وجعلنا لهم لسان صدق عليا
و در نوشتار موسی را یاد کن: او خود را تنها به خدا وامینهاد، و فرستادهای بود، اطلاعدهنده.
وٱذكر في ٱلكتب موسى إنه كان مخلصا وكان رسولا نبيا
و او را از جانب راست کوه ندا دادیم، و او را در رازگویی نزدیک آوردیم.
وندينه من جانب ٱلطور ٱلأيمن وقربنه نجيا
و از مهربانی خود برادرش هارون را، اطلاعدهنده، به او عطا کردیم.
ووهبنا له من رحمتنآ أخاه هرون نبيا
و در نوشتار اسماعیل را یاد کن: او در وعدهٔ خود راستگو بود، و فرستادهای بود، اطلاعدهنده. کسان خود را به تماس و گشادهدستی ناب دستور میداد،
وٱذكر في ٱلكتب إسمعيل إنه كان صادق ٱلوعد وكان رسولا نبيا وكان يأمر أهله بٱلصلوة وٱلزكوة
و نزد سرپرست خود پسندیده بود.
وكان عند ربه مرضيا
و در نوشتار ادریس را یاد کن: او مردی راستگو بود، اطلاعدهنده.
وٱذكر في ٱلكتب إدريس إنه كان صديقا نبيا
و او را به جایگاهی والا برافراشتیم.
ورفعنه مكانا عليا
اینان کسانیاند که خدا در میان اطلاعدهندگان آنان را با دهشها سرشار کرد: از نسل آدم، از کسانی که با نوح برداشتیم، از نسل ابراهیم و اسرائیل، و از میان کسانی که راه نمودیم و برگزیدیم.
أولئك ٱلذين أنعم ٱلله عليهم من ٱلنبين من ذرية ءادم وممن حملنا مع نوح ومن ذرية إبرهيم وإسرءيل وممن هدينا وٱجتبينآ
هرگاه نشانههای بیاندازه مهربان بر آنان برخوانده میشد، پیشانی بر خاک نهاده و گریان میافتادند.
إذا تتلى عليهم ءايت ٱلرحمن خروا سجدا وبكيا
سپس نسلی جانشین آنان شد که تماس را تباه گذاشت و از هوسها پیروی کرد: پس به سرگشتگی خواهند رسید — مگر آنکه پشیمانی کند، باور آورد و کردار شایسته بهجا آورد؛ اینان به باغ درآورده خواهند شد و هیچ ستمی نخواهند دید: باغهای پایایی که بیاندازه مهربان به فرمانبرداران خود وعده داده است، هرچند از حواسشان بیرون باشد؛
فخلف من بعدهم خلف أضاعوا ٱلصلوة وٱتبعوا ٱلشهوت فسوف يلقون غيا إلا من تاب وءامن وعمل صلحا فأولئك يدخلون ٱلجنة ولا يظلمون شيا جنت عدن ٱلتي وعد ٱلرحمن عباده بٱلغيب
زیرا وعدهٔ او مقدر شده است که به انجام رسد.
إنه كان وعده مأتيا
در آنجا هیچ بیهودگی نخواهند شنید،
لا يسمعون فيها لغوا
جز: «آرامش!»
إلا سلما
و در آنجا بامدادان و شامگاهان روزی خود را خواهند داشت.
ولهم رزقهم فيها بكرة وعشيا
این است باغی که از میان فرمانبرداران خود به آن کسی را که محتاط بود به ارث خواهیم داد.
تلك ٱلجنة ٱلتي نورث من عبادنا من كان تقيا
«ما جز به دستور سرپرست تو فرود نمیآییم.
وما نتنزل إلا بأمر ربك
آنچه پیش روی ما است، آنچه پشت سر ما است و آنچه میان این دو است از آنِ او است.
له ما بين أيدينا وما خلفنا وما بين ذلك
و سرپرست تو فراموشکار نیست.»
وما كان ربك نسيا
سرپرست آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است: پس از او فرمان بر و در فرمان بردن از او پایدار باش.
رب ٱلسموت وٱلأرض وما بينهما فٱعبده وٱصطبر لعبدته
آیا کسی را میشناسی که ویژگی او را با او مشترک داشته باشد؟
هل تعلم له سميا
و انسان میگوید: «آیا چون بمیرم، بهراستی زنده بیرون آورده خواهم شد؟»
ويقول ٱلإنسن أءذا ما مت لسوف أخرج حيا
آیا انسان به یاد نمیآورد که ما پیشتر او را آفریدیم، در حالی که چیزی نبود؟
أولا يذكر ٱلإنسن أنا خلقنه من قبل ولم يك شيا
به سرپرست تو، بیگمان آنان را و منحرفکنندگان را گرد خواهیم آورد؛ سپس بیگمان آنان را گرداگرد جهنم، بر زانوها، حاضر خواهیم کرد.
فوربك لنحشرنهم وٱلشيطين ثم لنحضرنهم حول جهنم جثيا
سپس از هر دسته، بیگمان کسانی را که بر بیاندازه مهربان سرکشتر بودند بیرون خواهیم کشید.
ثم لننزعن من كل شيعة أيهم أشد على ٱلرحمن عتيا
سپس این ما هستیم که بهتر میدانیم چه کسی سزاوارتر است که در آن بسوزد.
ثم لنحن أعلم بٱلذين هم أولى بها صليا
و هیچیک از شما نیست مگر آنکه بر آن درآید: این برای سرپرست تو حکمی بازگشتناپذیر است.
وإن منكم إلا واردها كان على ربك حتما مقضيا
سپس کسانی را که محتاط بودند نجات خواهیم داد، و ستمگران را در آن، بر زانوها، وا خواهیم گذاشت.
ثم ننجي ٱلذين ٱتقوا ونذر ٱلظلمين فيها جثيا
و چون نشانههای روشن ما بر آنان برخوانده میشود، انکارکنندگان به باورمندان میگویند: «کدامیک از دو گروه جایگاه بهتر و مجلس زیباتر دارد؟»
وإذا تتلى عليهم ءايتنا بينت قال ٱلذين كفروا للذين ءامنوا أى ٱلفريقين خير مقاما وأحسن نديا
چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم، که در دارایی و نمود زیباتر بودند!
وكم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أثثا ورءيا
بگو: «هر که در گمراهی است، بیاندازه مهربان به او مهلتی دراز دهد،
قل من كان في ٱلضللة فليمدد له ٱلرحمن مدا
تا آنگاه که آنچه را به آنان وعده داده شده است ببینند — یا کیفر یا آن لحظه — بدانند چه کسی بدترین جایگاه را دارد و چه کسی در سپاه ناتوانتر است.»
حتى إذا رأوا ما يوعدون إما ٱلعذاب وإما ٱلساعة فسيعلمون من هو شر مكانا وأضعف جندا
و خدا راهنمایی کسانی را که راهنمایی پذیرفتند میافزاید.
ويزيد ٱلله ٱلذين ٱهتدوا هدى
و کردارهای پایدار و شایسته نزد سرپرست تو در عوض بهتریناند و در بازگشتی که میدهند بهترین.
وٱلبقيت ٱلصلحت خير عند ربك ثوابا وخير مردا
آیا کسی را دیدهای که نشانههای ما را انکار کرد و گفت: «بیگمان به من دارایی و فرزندان داده خواهد شد»؟ آیا به آنچه فراتر از حواس است نفوذ کرده، یا از بیاندازه مهربان پیمانی گرفته است؟ نه!
أفرءيت ٱلذي كفر بايتنا وقال لأوتين مالا وولدا أطلع ٱلغيب أم ٱتخذ عند ٱلرحمن عهدا كلا
آنچه میگوید خواهیم نگاشت و کیفر را برایش دراز خواهیم کرد.
سنكتب ما يقول ونمد له من ٱلعذاب مدا
و از آنچه میگوید ارث خواهیم برد، و او تنها نزد ما خواهد آمد.
ونرثه ما يقول ويأتينا فردا
و غیر از خدا ایزدانی برگرفتهاند تا برایشان نیرویی باشند. نه!
وٱتخذوا من دون ٱلله ءالهة ليكونوا لهم عزا كلا
آنها فرمانبرداریشان را انکار خواهند کرد و در برابرشان خواهند ایستاد.
سيكفرون بعبادتهم ويكونون عليهم ضدا
آیا ندیدهای که ما منحرفکنندگان را بر انکارکنندگان رها کردیم، و آنان را بیوقفه میشورانند؟
ألم تر أنآ أرسلنا ٱلشيطين على ٱلكفرين تؤزهم أزا
پس در برابر آنان شتاب مکن:
فلا تعجل عليهم
ما تنها برایشان میشماریم، یکبهیک.
إنما نعد لهم عدا
روزی که محتاطان را به سوی بیاندازه مهربان، در هیئت نمایندگان، گرد آوریم، و کنارگذاشتهشدگان را به سوی جهنم ببریم، بهصورت درآمدن.
يوم نحشر ٱلمتقين إلى ٱلرحمن وفدا ونسوق ٱلمجرمين إلى جهنم وردا
هیچ میانجیگریای در اختیار نخواهند داشت، مگر آنکه نزد بیاندازه مهربان پیمانی بسته باشد.
لا يملكون ٱلشفعة إلا من ٱتخذ عند ٱلرحمن عهدا
و گفتند: «بیاندازه مهربان فرزندی برای خود برگرفته است.»
وقالوا ٱتخذ ٱلرحمن ولدا
همانا به کاری شگرف دست زدهاید! نزدیک است آسمانها از آن شکافته شوند، زمین بدرد و کوهها فرو ریزند — برای آنکه به بیاندازه مهربان فرزندی نسبت دادند.
لقد جئتم شيا إدا تكاد ٱلسموت يتفطرن منه وتنشق ٱلأرض وتخر ٱلجبال هدا أن دعوا للرحمن ولدا
بیاندازه مهربان را نسزد که فرزندی برای خود برگیرد.
وما ينبغي للرحمن أن يتخذ ولدا
در آسمانها و زمین هیچکس نیست مگر آنکه فرمانبردار نزد بیاندازه مهربان میآید.
إن كل من في ٱلسموت وٱلأرض إلآ ءاتي ٱلرحمن عبدا
او همانا آنان را برشمرده و یکبهیک شمرده است.
لقد أحصىهم وعدهم عدا
و هر یک از آنان در روز حضور تنها نزد او خواهد آمد.
وكلهم ءاتيه يوم ٱلقيمة فردا
برای کسانی که باور آوردند و کردارهای شایسته بهجا آوردند، بیاندازه مهربان همانا دوستی عطا خواهد کرد.
إن ٱلذين ءامنوا وعملوا ٱلصلحت سيجعل لهم ٱلرحمن ودا
ما آن را به زبان تو آسان نساختیم جز برای آنکه محتاطان را به آن مژده دهی و قومی سرسخت را به آن هشدار دهی.
فإنما يسرنه بلسانك لتبشر به ٱلمتقين وتنذر به قوما لدا
چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم! آیا از آنان یکی را درمییابی، یا از آنان کمترین زمزمهای میشنوی؟
وكم أهلكنا قبلهم من قرن هل تحس منهم من أحد أو تسمع لهم ركزا