An-Naml النمل
He will show you His signs سيريكم آياته
The section and its links
Moussa facing Fir'awn, in three parts (26-28; their sequel is section VI)
بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
طسٓ (طا سین).
طس
اینها نشانههای خوانش و نوشتاری آشکار است،
تلك ءايت ٱلقرءان وكتاب مبين
راهنمایی و مژده برای باورمندان، آنان که تماس را پابرجا نگه میدارند و گشادهدستی ناب را میدهند، و دربارهٔ زندگی واپسین به آن یقین دارند.
هدى وبشرى للمؤمنين ٱلذين يقيمون ٱلصلوة ويؤتون ٱلزكوة وهم بٱلءاخرة هم يوقنون
کسانی که به زندگی واپسین باور ندارند، ما کردارهایشان را برایشان آراستهایم، و اینک کورمال میروند.
إن ٱلذين لا يؤمنون بٱلءاخرة زينا لهم أعملهم فهم يعمهون
آنان کسانی هستند که کیفر بد برای آنان است، و آناناند که در زندگی واپسین بزرگترین زیانکاران خواهند بود.
أولئك ٱلذين لهم سوء ٱلعذاب وهم في ٱلءاخرة هم ٱلأخسرون
و تو بیگمان خوانش را از سوی فرزانهای، همهچیزدانی دریافت میکنی.
وإنك لتلقى ٱلقرءان من لدن حكيم عليم
آنگاه که موسی به خانوادهاش گفت: «آتشی دیدهام؛ از آن برای شما خبری خواهم آورد، یا برای شما پارهآتشی افروخته خواهم آورد، شاید بتوانید گرم شوید.»
إذ قال موسى لأهله إني ءانست نارا ساتيكم منها بخبر أو ءاتيكم بشهاب قبس لعلكم تصطلون
چون به آن رسید، ندا داده شد: «خجسته باد آنکه در آتش است و آنکه پیرامون آن است!
فلما جآءها نودي أن بورك من في ٱلنار ومن حولها
و شکوه بر خدا باد، سرپرست همهٔ هستیها!
وسبحن ٱلله رب ٱلعلمين
ای موسی، همانا منم، خدا، نیرومند، فرزانه. و عصای خود را بیفکن.»
يموسى إنه أنا ٱلله ٱلعزيز ٱلحكيم وألق عصاك
چون دید که آن مانند یکی از نهانیان میلرزد، پشت کرد و گریخت و بر جای قدمهای خود بازنگشت.
فلما رءاها تهتز كأنها جآن ولى مدبرا ولم يعقب
«ای موسی، مترس؛
يموسى لا تخف
من، فرستادگان نزد من نمیترسند،
إني لا يخاف لدى ٱلمرسلون
مگر آنکه ستم کرد، سپس بدی را با نیکی جایگزین کرد؛ آنگاه من، من همانا بسیار بخشاینده و مهربانم.
إلا من ظلم ثم بدل حسنا بعد سوء فإني غفور رحيم
و دست خود را در گریبانت درآور: سپید و بیهیچ بدی بیرون خواهد آمد،
وأدخل يدك في جيبك تخرج بيضآء من غير سوء
در میان نه نشانه، به سوی فرعون و قوم او؛
في تسع ءايت إلى فرعون وقومه
زیرا آنان قومی از تجاوزگران بودند.»
إنهم كانوا قوما فسقين
چون نشانههای ما، بهروشنی دیدنی، به آنان آمد، گفتند: «این چشمبندی آشکار است.»
فلما جآءتهم ءايتنا مبصرة قالوا هذا سحر مبين
و آنها را سرسختانه رد کردند، حال آنکه خویشتنشان به آنها یقین داشت، از ستم و از برتریجویی.
وجحدوا بها وٱستيقنتهآ أنفسهم ظلما وعلوا
پس بنگر که فرجام تباهیگران چگونه بود.
فٱنظر كيف كان عقبة ٱلمفسدين
ما همانا به داوود و سلیمان دانشی دادیم؛ و هر دو گفتند: «ستایش از آنِ خدا است، آنکه ما را بر بسیاری از فرمانبرداران باورمند خود برتری داد.»
ولقد ءاتينا داود وسليمن علما وقالا ٱلحمد لله ٱلذي فضلنا على كثير من عباده ٱلمؤمنين
و سلیمان از داوود ارث برد، و گفت: «ای انسانها، زبان پرندگان به ما آموخته شد، و از هر چیز بهرهای به ما داده شد؛
وورث سليمن داود وقال يأيها ٱلناس علمنا منطق ٱلطير وأوتينا من كل شىء
این بیگمان همان لطف آشکار است.»
إن هذا لهو ٱلفضل ٱلمبين
و برای سلیمان لشکرهایش گردآوری شدند، از نهانیان و انسانها و پرندگان، و به ستونها تقسیم شدند.
وحشر لسليمن جنوده من ٱلجن وٱلإنس وٱلطير فهم يوزعون
تا آنکه چون به درهٔ مورچگان رسیدند، مورچهای گفت: «ای مورچگان، به خانههای خود درآیید، مبادا سلیمان و لشکرهایش شما را بیآنکه حس کنند لِه کنند.»
حتى إذآ أتوا على واد ٱلنمل قالت نملة يأيها ٱلنمل ٱدخلوا مسكنكم لا يحطمنكم سليمن وجنوده وهم لا يشعرون
از سخن او شادمان شد و لبخند زد، و گفت: «ای سرپرست من، به دل من بیفکن که برای دهش تو که به من و پدر و مادرم ارزانی داشتی سپاسگزار باشم، و کرداری شایسته بهجا آورم که تو را خشنود کند، و مرا به مهر خود در میان فرمانبرداران شایستهٔ خود درآور.»
فتبسم ضاحكا من قولها وقال رب أوزعني أن أشكر نعمتك ٱلتي أنعمت على وعلى ولدى وأن أعمل صلحا ترضىه وأدخلني برحمتك في عبادك ٱلصلحين
و پرندگان را سان دید و گفت: «مرا چه شده که پیشاهنگ را نمیبینم؟ یا او از غایبان است؟
وتفقد ٱلطير فقال ما لي لآ أرى ٱلهدهد أم كان من ٱلغآئبين
او را بیگمان به کیفری سخت کیفر خواهم داد، یا او را سر خواهم برید، مگر آنکه برای من اقتداری آشکار بیاورد.»
لأعذبنه عذابا شديدا أو لأاذبحنه أو ليأتيني بسلطن مبين
دیرزمانی غایب نماند،
فمكث غير بعيد
و گفت: «به آنچه تو بدان احاطه نیافتی احاطه یافتم، و از سبا برای تو اطلاعی یقینی آوردهام.
فقال أحطت بما لم تحط به وجئتك من سبإ بنبإ يقين
زنی یافتم که بر آنان فرمانروایی میکند، و به او از هر چیز داده شده است.
إني وجدت ٱمرأة تملكهم وأوتيت من كل شىء
و او بنایی سترگ دارد.
ولها عرش عظيم
و او و قومش را یافتم که غیر از خدا برای خورشید پیشانی بر خاک مینهند؛ و منحرفکننده کردارهایشان را برایشان آراسته و بدینسان راه را بر آنان بسته است، چنانکه راهنمایی نمیپذیرند، تا آنکه برای خدا پیشانی بر خاک ننهند، آنکه نهفته در آسمانها و زمین را بیرون میآورد و آنچه را پنهان میکنند و آنچه را فاش میکنند میداند.
وجدتها وقومها يسجدون للشمس من دون ٱلله وزين لهم ٱلشيطن أعملهم فصدهم عن ٱلسبيل فهم لا يهتدون ألا يسجدوا لله ٱلذي يخرج ٱلخبء في ٱلسموت وٱلأرض ويعلم ما تخفون وما تعلنون
خدا، هیچ ایزدی نیست مگر او، سرپرست بنای سترگ.»
ٱلله لآ إله إلا هو رب ٱلعرش ٱلعظيم
گفت: «خواهیم نگریست آیا راست گفتی یا از دروغگویانی.
قال سننظر أصدقت أم كنت من ٱلكذبين
با این نامه از سوی من برو، آن را به سوی آنان بیفکن، سپس از آنان دور شو، و بنگر که چه بازخواهند گرداند.»
ٱذهب بكتبي هذا فألقه إليهم ثم تول عنهم فٱنظر ماذا يرجعون
گفت: «ای دربار، نامهای ارجمند به سوی من افکنده شد. از سلیمان است، و اینک: «به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان؛ بر من برتری مجویید و بیخدشه نزد خدا به سوی من بیایید.»»
قالت يأيها ٱلملؤا إني ألقي إلى كتب كريم إنه من سليمن وإنه بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم ألا تعلوا على وأتوني مسلمين
گفت: «ای دربار، دربارهٔ کار من به من نظر دهید؛ من هیچ تصمیمی نمیگیرم بیآنکه شما گواه آن باشید.»
قالت يأيها ٱلملؤا أفتوني في أمري ما كنت قاطعة أمرا حتى تشهدون
گفتند: «ما دارندگان نیرو و دارندگان سختگیری شدیدیم، اما کار با تو است؛ پس بنگر که چه دستور میدهی.»
قالوا نحن أولوا قوة وأولوا بأس شديد وٱلأمر إليك فٱنظري ماذا تأمرين
گفت: «همانا پادشاهان چون به شهری درآیند، آن را تباه میکنند و توانمندان مردمش را به خواری میکشانند؛
قالت إن ٱلملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها وجعلوا أعزة أهلهآ أذلة
و اینگونه رفتار میکنند.
وكذلك يفعلون
اما من ارمغانی برای آنان خواهم فرستاد، و خواهم نگریست که فرستادگان با چه بازمیگردند.»
وإني مرسلة إليهم بهدية فناظرة بم يرجع ٱلمرسلون
چون نزد سلیمان آمد، گفت: «آیا میخواهید مرا با مال مجهز کنید؟ آنچه خدا به من داده است بهتر است از آنچه به شما داده است؛ این شمایید که بلکه از ارمغان خود شادمان میشوید.
فلما جآء سليمن قال أتمدونن بمال فمآ ءاتىن ٱلله خير ممآ ءاتىكم بل أنتم بهديتكم تفرحون
به سوی آنان بازگرد: ما بیگمان با لشکرهایی بر آنان خواهیم آمد که توان ایستادگی در برابر آنها را ندارند، و آنان را بیگمان از آن، خوار و پستشده، بیرون خواهیم کرد.»
ٱرجع إليهم فلنأتينهم بجنود لا قبل لهم بها ولنخرجنهم منهآ أذلة وهم صغرون
گفت: «ای دربار، کدام یک از شما بنای او را برای من خواهد آورد، پیش از آنکه بیخدشه به سوی من بیایند؟»
قال يأيها ٱلملؤا أيكم يأتيني بعرشها قبل أن يأتوني مسلمين
عفریتی از نهانیان گفت: «من آن را برای تو خواهم آورد پیش از آنکه از نشست خود برخیزی؛ و من برای این بیگمان زورمند و مورد اعتمادم.»
قال عفريت من ٱلجن أنا ءاتيك به قبل أن تقوم من مقامك وإني عليه لقوي أمين
آنکه نزد او دانشی از ضابطه داشت گفت: «من آن را برای تو خواهم آورد پیش از آنکه حتی نگاهت به تو بازگردانده شود.»
قال ٱلذي عنده علم من ٱلكتب أنا ءاتيك به قبل أن يرتد إليك طرفك
چون آن را نزد خود برجا دید، گفت: «این از لطف سرپرست من است، برای آزمودن من: آیا سپاسگزار خواهم بود یا انکار خواهم کرد؟
فلما رءاه مستقرا عنده قال هذا من فضل ربي ليبلوني ءأشكر أم أكفر
و هر که سپاسگزار است، تنها برای خود سپاسگزار است،
ومن شكر فإنما يشكر لنفسه
و هر که انکار کند، سرپرست من همانا توانگر، بزرگوار است.»
ومن كفر فإن ربي غني كريم
گفت: «بنای او را برای او ناشناختنی کنید؛ خواهیم نگریست آیا راهنمایی میپذیرد یا از کسانی است که راهنمایی نمیپذیرند.»
قال نكروا لها عرشها ننظر أتهتدي أم تكون من ٱلذين لا يهتدون
چون آمد، به او گفته شد: «آیا بنای تو چنین است؟» گفت: «گویی همان است.»
فلما جآءت قيل أهكذا عرشك قالت كأنه هو
«و دانش پیش از او به ما داده شده بود، و ما بیخدشه نزد خدا بودیم.»
وأوتينا ٱلعلم من قبلها وكنا مسلمين
و آنچه غیر از خدا از آن فرمان میبرد، راه را بر او بسته بود؛
وصدها ما كانت تعبد من دون ٱلله
زیرا او از قومی بود که انکار میکنند.
إنها كانت من قوم كفرين
به او گفته شد: «به کوشک درآی.»
قيل لها ٱدخلي ٱلصرح
چون آن را دید، آن را آبگیری پنداشت و ساقهای خود را برهنه کرد.
فلما رأته حسبته لجة وكشفت عن ساقيها
گفت: «این کوشکی صیقلخورده است، ساختهشده از بلور.»
قال إنه صرح ممرد من قوارير
گفت: «ای سرپرست من، من همانا بر خود ستم کردهام، و با سلیمان، بیخدشه نزد خدا، سرپرست همهٔ هستیها، هستم.»
قالت رب إني ظلمت نفسي وأسلمت مع سليمن لله رب ٱلعلمين
ما همانا برادرشان صالح را به سوی ثمود فرستادیم: «از خدا فرمان برید»؛ و اینک دو دسته که با هم نزاع میکنند.
ولقد أرسلنآ إلى ثمود أخاهم صلحا أن ٱعبدوا ٱلله فإذا هم فريقان يختصمون
گفت: «ای قوم من، چرا بدی را پیش از نیکی شتاب میجویید؟ آیا از خدا بخشایش نمیخواهید، به این امید که به شما مهربانی خواهد کرد؟»
قال يقوم لم تستعجلون بٱلسيئة قبل ٱلحسنة لولا تستغفرون ٱلله لعلكم ترحمون
گفتند: «ما در تو و در کسانی که با تواند فال بد میبینیم.»
قالوا ٱطيرنا بك وبمن معك
گفت: «فال شما نزد خدا است؛
قال طئركم عند ٱلله
شما بلکه قومی هستید که به آزمون گذاشته میشوند.»
بل أنتم قوم تفتنون
و در پایتخت نه تن بودند که در زمین فساد میپراکندند و هیچ چیز را سامان نمیدادند.
وكان في ٱلمدينة تسعة رهط يفسدون في ٱلأرض ولا يصلحون
گفتند: «با یکدیگر به خدا سوگند یاد کنید که بیگمان شبانه بر او و خانوادهاش حمله خواهیم کرد، سپس به مسئول قانونی او بیگمان خواهیم گفت: «ما بر ریشهکنی خانوادهاش حاضر نبودیم، و ما بیگمان راستگوییم.»»
قالوا تقاسموا بٱلله لنبيتنه وأهله ثم لنقولن لوليه ما شهدنا مهلك أهله وإنا لصدقون
و توطئهای توطئه کردند، و ما توطئهای توطئه کردیم، بیآنکه حس کنند.
ومكروا مكرا ومكرنا مكرا وهم لا يشعرون
پس بنگر که فرجام توطئهشان چگونه بود:
فٱنظر كيف كان عقبة مكرهم
ما آنان و قومشان را، همگی با هم، نابود کردیم.
أنا دمرنهم وقومهم أجمعين
پس این خانههای آنان، تهی بهسبب ستمشان.
فتلك بيوتهم خاوية بما ظلموا
بیگمان در این نشانهای است برای قومی که میدانند.
إن في ذلك لءاية لقوم يعلمون
و ما آنان را که باور آورده بودند و محتاط بودند نجات دادیم.
وأنجينا ٱلذين ءامنوا وكانوا يتقون
و لوط، آنگاه که به قوم خود گفت: «آیا زشتکاری را مرتکب میشوید، حال آنکه بینایید؟
ولوطا إذ قال لقومه أتأتون ٱلفحشة وأنتم تبصرون
آیا بهراستی از سر میل به مردان میآیید، غیر از زنان؟
أئنكم لتأتون ٱلرجال شهوة من دون ٱلنسآء
شما بلکه قومی نادان هستید.»
بل أنتم قوم تجهلون
پاسخ قومش تنها این بود که گفتند: «خاندان لوط را از شهر خود بیرون برانید؛
فما كان جواب قومه إلآ أن قالوا أخرجوا ءال لوط من قريتكم
زیرا آنان مردمیاند که میخواهند پاک شوند.»
إنهم أناس يتطهرون
پس او و خانوادهاش را نجات دادیم، مگر زنش؛ ما مقرر کرده بودیم که از واپسماندگان باشد.
فأنجينه وأهله إلا ٱمرأته قدرنها من ٱلغبرين
و ما بر آنان بارانی باراندیم؛
وأمطرنا عليهم مطرا
چه باران بدی، باران آنان که هشدار داده شده بودند!
فسآء مطر ٱلمنذرين
بگو: «ستایش از آنِ خدا است و آرامش بر فرمانبرداران او باد که برگزیده است.
قل ٱلحمد لله وسلم على عباده ٱلذين ٱصطفى
آیا خدا بهتر است، یا آنچه انباز میگیرید؟»
ءآلله خير أما يشركون
آیا او نیست که آسمانها و زمین را آفرید، و از آسمان برای شما آبی فرود آورد که با آن باغهایی محصور و پر از دلپذیری رویاندیم،
أمن خلق ٱلسموت وٱلأرض وأنزل لكم من ٱلسمآء مآء فأنبتنا به حدآئق ذات بهجة
بیآنکه برای شما ممکن باشد درختان آنها را برویانید؟
ما كان لكم أن تنبتوا شجرهآ
آیا ایزدی با خدا هست؟
أءله مع ٱلله
آنان بلکه قومی هستند که برای او وزنههای متقابل قرار میدهند.
بل هم قوم يعدلون
آیا او نیست که زمین را جایگاهی پایدار ساخت، در میان آن رودها نهاد، برای آن لنگرهایی استوار نهاد، و میان دو دریا پردهای قرار داد؟
أمن جعل ٱلأرض قرارا وجعل خللهآ أنهرا وجعل لها روسي وجعل بين ٱلبحرين حاجزا
آیا ایزدی با خدا هست؟
أءله مع ٱلله
اما بیشترشان نمیدانند.
بل أكثرهم لا يعلمون
آیا او نیست که به درمانده پاسخ میدهد چون او را فرامیخواند، بدی را برمیدارد، و شما را جانشینان در زمین قرار میدهد؟
أمن يجيب ٱلمضطر إذا دعاه ويكشف ٱلسوء ويجعلكم خلفآء ٱلأرض
آیا ایزدی با خدا هست؟
أءله مع ٱلله
چه اندک به یاد میآورید!
قليلا ما تذكرون
آیا او نیست که شما را در تاریکیهای خشکی و دریا راه مینماید، و بادها را میفرستد، گسترده در پیشاپیش مهر خود؟
أمن يهديكم في ظلمت ٱلبر وٱلبحر ومن يرسل ٱلريح بشرا بين يدى رحمته
آیا ایزدی با خدا هست؟
أءله مع ٱلله
خدا بسی بالاتر است از آنچه برای او انباز میگیرند!
تعلى ٱلله عما يشركون
آیا او نیست که آفرینش را آغاز میکند، سپس آن را دوباره میسازد، و شما را از آسمان و زمین روزی میدهد؟
أمن يبدؤا ٱلخلق ثم يعيده ومن يرزقكم من ٱلسمآء وٱلأرض
آیا ایزدی با خدا هست؟
أءله مع ٱلله
بگو: «برهان خود را بیاورید، اگر راستگویید.»
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
بگو: «هیچکس در آسمانها و بر زمین آنچه را فراتر از حواس است نمیداند، مگر خدا؛
قل لا يعلم من في ٱلسموت وٱلأرض ٱلغيب إلا ٱلله
و حس نمیکنند چه زمانی برانگیخته خواهند شد.»
وما يشعرون أيان يبعثون
بلکه دانش آنان دربارهٔ زندگی واپسین به نهایت رسیده است؛
بل ٱدرك علمهم في ٱلءاخرة
بلکه در این باره در حیرانیاند، بلکه در این باره کورند.
بل هم في شك منها بل هم منها عمون
و انکارکنندگان گفتند: «آیا چون ما و نیاکان ما خاک شویم، بهراستی بیرون آورده خواهیم شد؟
وقال ٱلذين كفروا أءذا كنا تربا وءابآؤنآ أئنا لمخرجون
ما و نیاکان ما را پیشتر همانا این وعده داده شده بود؛
لقد وعدنا هذا نحن وءابآؤنا من قبل
اینها تنها افسانههای پیشینیاناند.»
إن هذآ إلآ أسطير ٱلأولين
بگو: «در زمین بگردید، و بنگرید که فرجام کنارگذاشتهشدگان چگونه بود.»
قل سيروا في ٱلأرض فٱنظروا كيف كان عقبة ٱلمجرمين
و برای آنان اندوهگین مباش، و از آنچه توطئه میکنند در تنگنا مباش.
ولا تحزن عليهم ولا تكن في ضيق مما يمكرون
و میگویند: «این وعده کی خواهد بود، اگر راستگویید؟»
ويقولون متى هذا ٱلوعد إن كنتم صدقين
بگو: «شاید بخشی از آنچه شتاب میجویید هماکنون در پی شما باشد.»
قل عسى أن يكون ردف لكم بعض ٱلذي تستعجلون
و سرپرست تو بیگمان بر انسانها لطفی دارد،
وإن ربك لذو فضل على ٱلناس
اما بیشترشان سپاسگزار نیستند.
ولكن أكثرهم لا يشكرون
و سرپرست تو بیگمان آنچه را سینههایشان در خود میپوشانند و آنچه را فاش میکنند میداند.
وإن ربك ليعلم ما تكن صدورهم وما يعلنون
و در آسمان و زمین چیزی نیست که فراتر از حواس باشد بیآنکه در دفتری آشکار باشد.
وما من غآئبة في ٱلسمآء وٱلأرض إلا في كتب مبين
این خوانش بیشتر آنچه را که پسران اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بازمیگوید.
إن هذا ٱلقرءان يقص على بني إسرءيل أكثر ٱلذي هم فيه يختلفون
و آن بیگمان راهنمایی و مهر است برای باورمندان.
وإنه لهدى ورحمة للمؤمنين
سرپرست تو همانا میان آنان با داوری خود فیصله میدهد،
إن ربك يقضي بينهم بحكمه
و اوست نیرومند، همهچیزدان.
وهو ٱلعزيز ٱلعليم
پس به خدا وکالت بده،
فتوكل على ٱلله
زیرا تو بر حقیقتی آشکاری.
إنك على ٱلحق ٱلمبين
تو مردگان را نمیشنوانی، و کران را فراخوان نمیشنوانی، چون پشت میکنند و بازمیروند.
إنك لا تسمع ٱلموتى ولا تسمع ٱلصم ٱلدعآء إذا ولوا مدبرين
و تو راهنمای کوران از گمراهیشان نیستی؛
ومآ أنت بهدي ٱلعمي عن ضللتهم
تو تنها کسی را میشنوانی که به نشانههای ما باور دارد، و آنان بیخدشه نزد خدایند.
إن تسمع إلا من يؤمن بايتنا فهم مسلمون
و چون سخن بر آنان تحقق یابد، برای آنان موجودی آگاه از زمین بیرون خواهیم آورد که با آنان سخن خواهد گفت،
وإذا وقع ٱلقول عليهم أخرجنا لهم دآبة من ٱلأرض تكلمهم
زیرا انسانها به نشانههای ما یقین نداشتند.
أن ٱلناس كانوا بايتنا لا يوقنون
و روزی که از هر جامعه گروهی از کسانی را که نشانههای ما را دروغ میانگارند گردآوری کنیم، به ستونها تقسیم خواهند شد،
ويوم نحشر من كل أمة فوجا ممن يكذب بايتنا فهم يوزعون
تا آنکه چون برسند، او خواهد گفت: «آیا نشانههای مرا دروغ انگاشتید، بیآنکه به دانش بر آنها احاطه یافته باشید؟
حتى إذا جآءو قال أكذبتم بايتي ولم تحيطوا بها علما
یا آنکه چه میکردید؟»
أماذا كنتم تعملون
و سخن بر آنان بهسبب ستمشان تحقق خواهد یافت، و چیزی بر زبان نخواهند آورد.
ووقع ٱلقول عليهم بما ظلموا فهم لا ينطقون
آیا نمیبینند که ما شب را آفریدیم تا در آن بیاسایند، و روز را تا در آن روشن ببینند؟
ألم يروا أنا جعلنا ٱليل ليسكنوا فيه وٱلنهار مبصرا
بیگمان در این نشانههایی است برای قومی که باور دارد.
إن في ذلك لءايت لقوم يؤمنون
و روزی که در شیپور دمیده شود، کسانی که در آسمانها و کسانی که بر زمیناند به هراس افکنده خواهند شد، مگر آنکه خدا را پسند افتد؛
ويوم ينفخ في ٱلصور ففزع من في ٱلسموت ومن في ٱلأرض إلا من شآء ٱلله
و همه پیشانی بر خاک نهاده نزد او خواهند آمد.
وكل أتوه دخرين
و تو کوهها را میبینی، آنها را بیحرکت میپنداری، حال آنکه چنانکه ابرها میگذرند میگذرند:
وترى ٱلجبال تحسبها جامدة وهي تمر مر ٱلسحاب
کار خدا، آنکه هر چیز را به کمال رساند،
صنع ٱلله ٱلذي أتقن كل شىء
زیرا او بر آنچه میکنید باخبر است.
إنه خبير بما تفعلون
هر که با نیکی بیاید، بهتر از آن را خواهد داشت، و آنان در آن روز در امان از هراس خواهند بود.
من جآء بٱلحسنة فله خير منها وهم من فزع يومئذ ءامنون
و هر که با بدی بیاید، آنگاه چهرههایشان در آتش سرنگون خواهد شد.
ومن جآء بٱلسيئة فكبت وجوههم في ٱلنار
آیا به چیزی غیر از آنچه میکردید بازپرداخت خواهید شد؟
هل تجزون إلا ما كنتم تعملون
«به من تنها دستور داده شده است که از سرپرست این سرزمین فرمان ببرم، آنکه آن را مصون از تعرّض گردانده است، و همهچیز از آنِ اوست؛
إنمآ أمرت أن أعبد رب هذه ٱلبلدة ٱلذي حرمها وله كل شىء
و به من دستور داده شده است که از بیخدشگان نزد خدا باشم، و خوانش را برخوانم.»
وأمرت أن أكون من ٱلمسلمين وأن أتلوا ٱلقرءان
هر که راهنمایی پذیرد، پس تنها برای خود راهنمایی میپذیرد،
فمن ٱهتدى فإنما يهتدي لنفسه
و هر که گمراه شود، آنگاه بگو: «من تنها یکی از هشداردهندگانم.»
ومن ضل فقل إنمآ أنا من ٱلمنذرين
و بگو: «ستایش از آنِ خدا است؛ او نشانههای خود را به شما نشان خواهد داد، و آنها را خواهید شناخت.»
وقل ٱلحمد لله سيريكم ءايته فتعرفونها
و سرپرست تو از آنچه میکنید بیاعتنا نیست.
وما ربك بغفل عما تعملون