Al-Anbiya الانبياء
We Answered Him فاستجبنا له
The section and its links
The All-Benevolent and His obedient ones (19-20, then 21-25)
What was shown before: The gallery of 19 returns here, and each call receives its answer. 19
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. حساب انسانها نزدیک شده است، در حالی که در بیخبریاند و روی برمیتابند.
ٮسم الله الرحمں الرحٮم اڡٮرٮ للٮاس حساٮهم وهم ڡى عڡله معرصوں
هیچ یادآوری تازهای از سرپرستشان به آنان نمیرسد، بیآنکه آن را در حال بازی بشنوند، با هستهای پریشان.
ما ٮاٮٮهم مں دكر مں رٮهم محدٮ الا اسٮمعوه وهم ٮلعٮوں لاهٮه ڡلوٮهم
و کسانی که ستم کردند رازگویی خود را پنهان داشتند: «آیا این جز آدمیای مانند شما است؟
واسروا الٮحوى الدٮں طلموا هل هدا الا ٮسر مٮلكم
آیا پس به چشمبندی میآیید، در حالی که آشکارا میبینید؟»
اڡٮاٮوں السحر واٮٮم ٮٮصروں
بگو: «سرپرست من سخن را در آسمان و بر زمین میداند،
ڡال رٮى ٮعلم الڡول ڡى السما والارص
و او شنوا، همهچیزدان است.»
وهو السمٮع العلٮم
بلکه گفتند: «انبوهی از خوابهای آشفته! بلکه آن را برساخته است! بلکه او سخنوری دلفریب است!
ٮل ڡالوا اصعٮ احلم ٮل اڡٮرٮه ٮل هو ساعر
پس برای ما نشانهای بیاورد، چنانکه نخستینها فرستاده شدند!»
ڡلٮاٮٮا ٮاٮه كما ارسل الاولوں
هیچ شهری که پیش از آنان نابود کردیم باور نیاورد.
ما امٮٮ ڡٮلهم مں ڡرٮه اهلكٮها
آیا پس اینان باور خواهند آورد؟
اڡهم ٮومٮوں
و پیش از تو جز انسانهایی نفرستادیم که به آنان پرده برمیداشتیم: پس از دارندگان یادآوری بپرسید، اگر نمیدانید.
وما ارسلٮا ڡٮلك الا رحالا ٮوحى الٮهم ڡسلوا اهل الدكر اں كٮٮم لا ٮعلموں
ما آنان را پیکرهایی نساختیم که خوراک نمیخوردند،
وما حعلٮهم حسدا لا ٮاكلوں الطعام
و جاودانه نبودند.
وما كاٮوا حلدٮں
سپس وعده را برایشان به جا آوردیم: آنان را و هر که را ما را پسند افتاد نجات دادیم، و زیادهروان را نابود کردیم.
ٮم صدڡٮهم الوعد ڡاٮحٮٮهم ومں ٮسا واهلكٮا المسرڡٮں
ما همانا به سوی شما نوشتاری فرود آوردیم که یادآوری شما در آن است.
لڡد اٮرلٮا الٮكم كٮٮا ڡٮه دكركم
آیا پس خرد نمیورزید؟
اڡلا ٮعڡلوں
چه بسیار شهرها را شکستیم که ستم میکردند، و پس از آنها قومی دیگر پدید آوردیم!
وكم ڡصمٮا مں ڡرٮه كاٮٮ طالمه واٮساٮا ٮعدها ڡوما احرٮں
سپس چون سختگیری ما را احساس کردند، ناگاه از آن گریزان شدند.
ڡلما احسوا ٮاسٮا ادا هم مٮها ٮركصوں
«مگریزید، و به آنچه در آن در ناز میزیستید و به خانههایتان بازگردید — شاید از شما پرسیده شود!»
لا ٮركصوا وارحعوا الى ما اٮرڡٮم ڡٮه ومسكٮكم لعلكم ٮسلوں
گفتند: «وای بر ما، ما همانا ستمگر بودیم!»
ڡالوا ٮوٮلٮا اٮا كٮا طلمٮں
این فریاد باز نایستاد تا آنکه از آنان خرمنی سازیم، خاموش.
ڡما رالٮ ٮلك دعوٮهم حٮى حعلٮهم حصٮدا حمدٮں
آسمان، زمین و آنچه را میان آنها است در حال بازی نیافریدیم.
وما حلڡٮا السما والارص وما ٮٮٮهما لعٮٮں
اگر میخواستیم سرگرمیای بگیریم، آن را از نزد خود میگرفتیم،
لو اردٮا اں ٮٮحد لهوا لاٮحدٮه مں لدٮا
اگر میبایست چنین کنیم.
اں كٮا ڡعلٮں
بلکه حقیقت را بر ناراست میافکنیم: آن را درهم میکوبد، و ناگاه نابود میشود.
ٮل ٮڡدڡ ٮالحٯ على الٮطل ڡٮدمعه ڡادا هو راهٯ
و وای بر شما برای آنچه وصف میکنید!
ولكم الوٮل مما ٮصڡوں
و هر که در آسمانها و زمین است از آنِ او است.
وله مں ڡى السموٮ والارص
و کسانی که نزد او هستند از خودبزرگبینی روی برنمیتابند تا از فرمان بردن از او سر باز زنند، و خسته نمیشوند.
ومں عٮده لا ٮسٮكٮروں عں عٮادٮه ولا ٮسٮحسروں
شب و روز او را شکوه میسرایند، بیآنکه هرگز سست شوند.
ٮسٮحوں الٮل والٮهار لا ٮڡٮروں
یا از زمین ایزدانی برگرفتهاند که خود گسترش را بهانجام میرسانند؟
ام اٮحدوا الهه مں الارص هم ٮٮسروں
اگر در آسمانها و زمین ایزدانی غیر از خدا میبودند، هر دو تباه میشدند.
لو كاں ڡٮهما الهه الا الله لڡسدٮا
پس شکوه بر خدا باد، سرپرست بنا، بالاتر از آنچه وصف میکنند!
ڡسٮحں الله رٮ العرس عما ٮصڡوں
او دربارهٔ آنچه میکند پرسیده نمیشود،
لا ٮسل عما ٮڡعل
در حالی که آنان پرسیده خواهند شد.
وهم ٮسلوں
یا غیر از او ایزدانی برگرفتهاند؟
ام اٮحدوا مں دوٮه الهه
بگو: «برهان خود را بیاورید!
ڡل هاٮوا ٮرهٮكم
این است یادآوری آنکه با من است، و یادآوری آنکه پیش از من بود.»
هدا دكر مں معى ودكر مں ڡٮلى
اما بیشترشان حقیقت را نمیشناسند، و از آن روی برمیتابند.
ٮل اكٮرهم لا ٮعلموں الحٯ ڡهم معرصوں
پیش از تو هیچ فرستادهای نفرستادیم مگر آنکه به او پرده برمیداشتیم: «هیچ ایزدی نیست مگر من، پس از من فرمان برید.»
وما ارسلٮا مں ڡٮلك مں رسول الا ٮوحى الٮه اٮه لا اله الا اٮا ڡاعٮدوں
و گفتند: «بیاندازه مهربان فرزندی برای خود برگرفته است.»
وڡالوا اٮحد الرحمں ولدا
شکوه بر او باد!
سٮحٮه
بلکه فرمانبرداران گرامیاند،
ٮل عٮاد مكرموں
که از سخن او پیشی نمیگیرند، و به دستور او عمل میکنند.
لا ٮسٮڡوٮه ٮالڡول وهم ٮامره ٮعملوں
او میداند آنچه پیش روی آنان است و آنچه پشت سر آنان است،
ٮعلم ما ٮٮں اٮدٮهم وما حلڡهم
و جز برای کسی که او میپسندد میانجیگری نمیکنند، در حالی که خود، از او بیم دارند و سرشار از دلهرهاند.
ولا ٮسڡعوں الا لمں ارٮصى وهم مں حسٮٮه مسڡڡوں
و هر که از میان آنان میگفت: «من ایزدی غیر از او هستم»، او را ما با جهنم بازپرداخت میکردیم —
ومں ٮڡل مٮهم اٮى اله مں دوٮه ڡدلك ٮحرٮه حهٮم
چنین ستمگران را بازپرداخت میکنیم.
كدلك ٮحرى الطلمٮں
آیا انکارکنندگان ندیدهاند که آسمانها و زمین تودهای فشرده بودند، و ما آنها را از هم جدا کردیم؟
اولم ٮر الدٮں كڡروا اں السموٮ والارص كاٮٮا رٮڡا ڡڡٮڡٮهما
و از آب هر چیز زنده را ساختیم.
وحعلٮا مں الما كل سى حى
آیا پس باور نخواهند آورد؟
اڡلا ٮومٮوں
و بر زمین لنگرهای استوار نهادیم، تا با آنان نلرزد،
وحعلٮا ڡى الارص روسى اں ٮمٮد ٮهم
و در آن گذرگاهها، راهها نهادیم، شاید راهنمایی پذیرند.
وحعلٮا ڡٮها ڡحاحا سٮلا لعلهم ٮهٮدوں
و آسمان را سقفی نگاهداشتهشده گردانیدیم،
وحعلٮا السما سڡڡا محڡوطا
در حالی که از نشانههای آن روی برمیتابند.
وهم عں اٮٮها معرصوں
اوست که شب و روز، خورشید و ماه را آفرید:
وهو الدى حلٯ الٮل والٮهار والسمس والڡمر
هر یک در مداری شناور است.
كل ڡى ڡلك ٮسٮحوں
پیش از تو به هیچ آدمی جاودانگی عطا نکردیم.
وما حعلٮا لٮسر مں ڡٮلك الحلد
پس اگر تو میمردی، آیا آنان جاودانه میبودند؟
اڡاٮں مٮ ڡهم الحلدوں
هر خویشتن مرگ را خواهد چشید،
كل ٮڡس داٮڡه الموٮ
و شما را به بدی و به نیکی میآزماییم، بهعنوان آزمون؛
وٮٮلوكم ٮالسر والحٮر ڡٮٮه
و به سوی ما بازگردانده خواهید شد.
والٮٮا ٮرحعوں
و چون انکارکنندگان تو را میبینند، تو را جز به مسخره نمیگیرند:
وادا راك الدٮں كڡروا اں ٮٮحدوٮك الا هروا
«آیا پس این است آنکه ایزدان شما را یاد میکند؟» — در حالی که خود یادآوری بیاندازه مهربان را انکار میکنند.
اهدا الدى ٮدكر الهٮكم وهم ٮدكر الرحمں هم كڡروں
انسان از شتاب آفریده شده است.
حلٯ الاٮسں مں عحل
نشانههای خود را به شما نشان خواهم داد؛ پس از من مخواهید که آنها را شتاب دهم.
ساورٮكم اٮٮى ڡلا ٮسٮعحلوں
و میگویند: «این وعده کی خواهد بود، اگر راستگویید؟»
وٮڡولوں مٮى هدا الوعد اں كٮٮم صدڡٮں
ای کاش انکارکنندگان میدانستند، در لحظهای که نتوانند آتش را از چهرههایشان و از پشتهایشان بازدارند، و یاری نخواهند شد...
لو ٮعلم الدٮں كڡروا حٮں لا ٮكڡوں عں وحوههم الٮار ولا عں طهورهم ولا هم ٮٮصروں
بلکه ناگهانی بر آنان خواهد آمد و حیرتزدهشان خواهد کرد؛ نخواهند توانست آن را بازگردانند، و به آنان هیچ مهلتی داده نخواهد شد.
ٮل ٮاٮٮهم ٮعٮه ڡٮٮهٮهم ڡلا ٮسٮطٮعوں ردها ولا هم ٮٮطروں
فرستادگانی پیش از تو همانا به مسخره گرفته شدند؛ آنگاه آنچه به مسخره میگرفتند بر کسانی از آنان که ریشخند میکردند به حقیقت پیوست.
ولڡد اسٮهرى ٮرسل مں ڡٮلك ڡحاٯ ٮالدٮں سحروا مٮهم ما كاٮوا ٮه ٮسٮهروں
بگو: «کیست که شما را شب و روز در برابر بیاندازه مهربان نگه میدارد؟»
ڡل مں ٮكلوكم ٮالٮل والٮهار مں الرحمں
بلکه آنان از یادآوری سرپرست خود روی برمیتابند.
ٮل هم عں دكر رٮهم معرصوں
یا ایزدانی دارند که آنان را از ما بازمیدارند؟
ام لهم الهه ٮمٮعهم مں دوٮٮا
آنها نمیتوانند خود را یاری کنند، و هیچ پشتیبانی از سوی ما به آنان نمیرسد.
لا ٮسٮطٮعوں ٮصر اٮڡسهم ولا هم مٮا ٮصحٮوں
بلکه به اینان و به نیاکانشان بهره دادیم، تا آنکه زندگی برایشان دراز شد.
ٮل مٮعٮا هولا واٮاهم حٮى طال علٮهم العمر
آیا پس نمیبینند که ما به سوی زمین میآییم، آن را از کنارههایش میکاهیم؟
اڡلا ٮروں اٮا ٮاٮى الارص ٮٮڡصها مں اطراڡها
آیا پس اینان پیروزمندند؟
اڡهم العلٮوں
بگو: «من شما را جز به پردهبرداری هشدار نمیدهم.»
ڡل اٮما اٮدركم ٮالوحى
اما کران چون هشدار داده شوند، ندا را نمیشنوند.
ولا ٮسمع الصم الدعا ادا ما ٮٮدروں
و اگر دمی از کیفر سرپرست تو به آنان میرسید، بیگمان میگفتند: «وای بر ما، ما همانا ستمگر بودیم!»
ولٮں مسٮهم ٮڡحه مں عداٮ رٮك لٮڡولں ٮوٮلٮا اٮا كٮا طلمٮں
و ترازوهای برابری را برای روز حضور خواهیم نهاد؛ هیچ خویشتنی کمترین ستمی نخواهد دید،
وٮصع المورٮں الڡسط لٮوم الڡٮمه ڡلا ٮطلم ٮڡس سٮا
و اگر به وزن دانهای از خردل بود، آن را میآوردیم؛ و ما بهعنوان حسابدار بس هستیم.
واں كاں مٮڡال حٮه مں حردل اٮٮٮا ٮها وكڡى ٮٮا حسٮٮں
ما همانا به موسی و هارون بازشناسی دادیم، روشنایی و یادآوری برای محتاطان، که از سرپرست خود بیم دارند هرچند از حواس او بیرون باشد، و از آن لحظه هراساناند.
ولڡد اٮٮٮا موسى وهروں الڡرڡاں وصٮا ودكرا للمٮڡٮں الدٮں ٮحسوں رٮهم ٮالعٮٮ وهم مں الساعه مسڡڡوں
و این یادآوریای خجسته است که فرود آوردیم.
وهدا دكر مٮارك اٮرلٮه
آیا پس آن را مردود میشمارید؟
اڡاٮٮم له مٮكروں
ما همانا پیشتر به ابراهیم راستی او را دادیم، و او را نیک میشناختیم.
ولڡد اٮٮٮا اٮرهٮم رسده مں ڡٮل وكٮا ٮه علمٮں
آنگاه که به پدر و قوم خود گفت: «این تندیسها چیست که در برابرشان ایستادهاید؟»
اد ڡال لاٮٮه وڡومه ما هده الٮماٮٮل الٮى اٮٮم لها عكڡوں
گفتند: «نیاکان خود را یافتیم که از آنها فرمان میبردند.»
ڡالوا وحدٮا اٮاٮا لها عٮدٮں
گفت: «شما و نیاکانتان همانا در گمراهی آشکار بودهاید.»
ڡال لڡد كٮٮم اٮٮم واٮاوكم ڡى صلل مٮٮں
گفتند: «آیا با حقیقت نزد ما آمدهای، یا از شمار بازیکنندگانی؟»
ڡالوا احٮٮٮا ٮالحٯ ام اٮٮ مں اللعٮٮں
گفت: «بلکه سرپرست شما سرپرست آسمانها و زمین است، که آنها را از آغاز آفریده است،
ڡال ٮل رٮكم رٮ السموٮ والارص الدى ڡطرهں
و من بر این از گواهانم.»
واٮا على دلكم مں السهدٮں
و به خدا سوگند، پس از آنکه پشت کردید و رفتید، بیگمان در برابر بتهای شما نیرنگی خواهم اندیشید.
وٮالله لاكٮدں اصٮمكم ٮعد اں ٮولوا مدٮرٮں
آنها را خردهها کرد، مگر یکی بزرگ که از آنِ ایشان بود، شاید به سوی آن بازگردند.
ڡحعلهم حددا الا كٮٮرا لهم لعلهم الٮه ٮرحعوں
گفتند: «چه کسی با ایزدان ما چنین کرد؟ او بیگمان از ستمگران است!»
ڡالوا مں ڡعل هدا ٮالهٮٮا اٮه لمں الطلمٮں
گفتند: «جوانی را شنیدیم که از آنها یاد میکرد؛ او را ابراهیم مینامند.»
ڡالوا سمعٮا ڡٮى ٮدكرهم ٮڡال له اٮرهٮم
گفتند: «پس او را پیش چشم مردم بیاورید، شاید گواهی دهند.»
ڡالوا ڡاٮوا ٮه على اعٮں الٮاس لعلهم ٮسهدوں
گفتند: «ای ابراهیم، آیا تو با ایزدان ما چنین کردی؟»
ڡالوا اٮٮ ڡعلٮ هدا ٮالهٮٮا ٮاٮرهٮم
گفت: «بلکه بزرگِ آنها، این یکی، آن را کرده است؛ پس از آنها بپرسید، اگر میتوانند چیزی بگویند.»
ڡال ٮل ڡعله كٮٮرهم هدا ڡسلوهم اں كاٮوا ٮٮطڡوں
پس به خود بازگشتند و گفتند: «شما، همانا، ستمگرانید.»
ڡرحعوا الى اٮڡسهم ڡڡالوا اٮكم اٮٮم الطلموں
سپس بر سرهای خود افتادند:
ٮم ٮكسوا على روسهم
«تو همانا میدانی که اینان چیزی نمیگویند!»
لڡد علمٮ ما هولا ٮٮطڡوں
گفت: «آیا پس غیر از خدا از چیزی فرمان میبرید که هیچ سودی به شما نمیرساند و آسیبی نمیرساند؟
ڡال اڡٮعٮدوں مں دوں الله ما لا ٮٮڡعكم سٮا ولا ٮصركم
اف بر شما و بر آنچه غیر از خدا از آن فرمان میبرید!
اڡ لكم ولما ٮعٮدوں مں دوں الله
پس آیا خرد نمیورزید؟»
اڡلا ٮعڡلوں
گفتند: «او را بسوزانید، و ایزدان خود را یاری کنید، اگر باید کاری بکنید!»
ڡالوا حرڡوه واٮصروا الهٮكم اں كٮٮم ڡعلٮں
گفتیم: «ای آتش، برای ابراهیم خنکی و آرامش باش!»
ڡلٮا ٮٮار كوٮى ٮردا وسلما على اٮرهٮم
و خواستند با او نیرنگ کنند، اما ما آنان را بزرگترین زیانکاران گردانیدیم.
وارادوا ٮه كٮدا ڡحعلٮهم الاحسرٮں
و او و لوط را به زمینی که برای همهٔ هستیها خجسته گردانیدهایم نجات دادیم.
وٮحٮٮه ولوطا الى الارص الٮى ٮركٮا ڡٮها للعلمٮں
و اسحاق را به او عطا کردیم،
ووهٮٮا له اسحٯ
و یعقوب را، افزون بر آن.
وٮعڡوٮ ٮاڡله
و همه را شایسته گردانیدیم.
وكلا حعلٮا صلحٮں
و آنان را راهنمایانی گردانیدیم که به دستور ما راه مینمایند،
وحعلٮهم اٮمه ٮهدوں ٮامرٮا
و به آنان پرده برداشتیم که بهترین را بهجا آورند، تماس را پابرجا نگه دارند و گشادهدستی ناب را بدهند.
واوحٮٮا الٮهم ڡعل الحٮرٮ واڡام الصلوه واٮٮا الركوه
و برای ما فرمانبردار بودند.
وكاٮوا لٮا عٮدٮں
و به لوط داوری و دانش دادیم،
ولوطا اٮٮٮه حكما وعلما
و او را از شهری که کارهای پلید میکرد نجات دادیم،
وٮحٮٮه مں الڡرٮه الٮى كاٮٮ ٮعمل الحٮٮٮ
زیرا قومی بد بودند، تجاوزگران.
اٮهم كاٮوا ڡوم سو ڡسڡٮں
و او را در مهربانی خود درآوردیم،
وادحلٮه ڡى رحمٮٮا
زیرا او از شمار کسانی بود که شایستهاند.
اٮه مں الصلحٮں
و نوح، آنگاه که پیشتر ندا کرد: او را پاسخ دادیم، و او و کسانش را از تنگنای سترگ نجات دادیم.
وٮوحا اد ٮادى مں ڡٮل ڡاسٮحٮٮا له ڡٮحٮٮه واهله مں الكرٮ العطٮم
و او را بر قومی که نشانههای ما را دروغ میانگاشتند یاری دادیم؛
وٮصرٮه مں الڡوم الدٮں كدٮوا ٮاٮٮٮا
زیرا قومی بد بودند، پس همهٔ آنان را با هم غرق کردیم.
اٮهم كاٮوا ڡوم سو ڡاعرڡٮهم احمعٮں
و داوود و سلیمان، آنگاه که دربارهٔ کشتزار داوری میکردند، که گوسفندان قوم شبانه در آن درآمده بودند،
وداود وسلٮمں اد ٮحكماں ڡى الحرٮ اد ٮڡسٮ ڡٮه عٮم الڡوم
و ما گواه داوری آنان بودیم.
وكٮا لحكمهم سهدٮں
درک آن را به سلیمان دادیم،
ڡڡهمٮها سلٮمں
و به هر یک از آن دو داوری و دانش دادیم.
وكلا اٮٮٮا حكما وعلما
و کوهها را رام کردیم تا با داوود شکوه بسرایند، و پرندگان را نیز؛
وسحرٮا مع داود الحٮال ٮسٮحں والطٮر
و این ما بودیم که چنین میکردیم.
وكٮا ڡعلٮں
و ساختن زره را برای شما به او آموختیم، تا شما را از خشونت خودتان محافظت کند —
وعلمٮه صٮعه لٮوس لكم لٮحصٮكم مں ٮاسكم
آیا پس سپاسگزار خواهید بود؟
ڡهل اٮٮم سكروں
و برای سلیمان، باد تند، که به دستور او به سوی زمینی که خجسته گردانیدهایم روان بود،
ولسلٮمں الرٮح عاصڡه ٮحرى ٮامره الى الارص الٮى ٮركٮا ڡٮها
و ما همهچیز را میدانستیم.
وكٮا ٮكل سى علمٮں
و از میان منحرفکنندگان کسانی بودند که برای او غوطه میخوردند و کارهای دیگر نیز میکردند؛
ومں السٮطٮں مں ٮعوصوں له وٮعملوں عملا دوں دلك
و ما نگاهبان آنان بودیم.
وكٮا لهم حڡطٮں
و ایوب، آنگاه که سرپرست خود را ندا کرد: «آسیب به من رسیده است، و تو مهربانترین مهربانانی!»
واٮوٮ اد ٮادى رٮه اٮى مسٮى الصر واٮٮ ارحم الرحمٮں
او را پاسخ دادیم و آسیبی را که بر او بود از او برداشتیم،
ڡاسٮحٮٮا له ڡكسڡٮا ما ٮه مں صر
و کسانش را به او بازگرداندیم، و همانقدر دیگر با آنان، از مهربانیای از سوی ما، و بهعنوان یادآوری برای فرمانبرداران.
واٮٮٮه اهله ومٮلهم معهم رحمه مں عٮدٮا ودكرى للعٮدٮں
و اسماعیل، و ادریس، و ذوالکفل:
واسمعٮل وادرٮس ودا الكڡل
هر یک از شکیبایان بود.
كل مں الصٮرٮں
و آنان را در مهربانی خود درآوردیم،
وادحلٮهم ڡى رحمٮٮا
زیرا از شمار کسانی بودند که شایستهاند.
اٮهم مں الصلحٮں
و ذوالنون، آنگاه که خشمگین رفت و پنداشت که ما بر او هیچ توانی نمیداشتیم: در تاریکیها ندا کرد: «هیچ ایزدی نیست مگر تو! شکوه بر تو باد! من همانا از ستمگران بودم!»
ودا الٮوں اد دهٮ معصٮا ڡطں اں لں ٮڡدر علٮه ڡٮادى ڡى الطلمٮ اں لا اله الا اٮٮ سٮحٮك اٮى كٮٮ مں الطلمٮں
او را پاسخ دادیم و از دلهره نجاتش دادیم؛
ڡاسٮحٮٮا له وٮحٮٮه مں العم
و چنین باورمندان را نجات میدهیم.
وكدلك ٮحى المومٮٮں
و زکریا، آنگاه که سرپرست خود را ندا کرد: «ای سرپرست من، مرا تنها وامگذار، در حالی که تو بهترین وارثانی!»
وركرٮا اد ٮادى رٮه رٮ لا ٮدرٮى ڡردا واٮٮ حٮر الورٮٮں
او را پاسخ دادیم، یحیی را به او عطا کردیم، و همسرش را برای او شایسته گردانیدیم؛
ڡاسٮحٮٮا له ووهٮٮا له ٮحٮى واصلحٮا له روحه
زیرا آنان به سوی بهترین میشتافتند، ما را با اشتیاق و با حرمت میخواندند، و در برابر ما فروتن بودند.
اٮهم كاٮوا ٮسرعوں ڡى الحٮرٮ وٮدعوٮٮا رعٮا ورهٮا وكاٮوا لٮا حسعٮں
و مریم، که پاکدامنی خود را نگه داشت: از جریان خود در او دمیدیم، و او و پسرش را نشانهای برای همهٔ هستیها گردانیدیم.
والٮى احصٮٮ ڡرحها ڡٮڡحٮا ڡٮها مں روحٮا وحعلٮها واٮٮها اٮه للعلمٮں
این جامعهٔ شما همانا جامعهای یگانه است، و من سرپرست شما هستم: پس مرا فرمان برید.
اں هده امٮكم امه وحده واٮا رٮكم ڡاعٮدوں
اما کار خود را میان خود شکافتند:
وٮڡطعوا امرهم ٮٮٮهم
همه به سوی ما بازخواهند گشت.
كل الٮٮا رحعوں
هر که کردارهای شایسته بهجا آورد، در حالی که باورمند است، کوشش او هرگز انکار نخواهد شد؛
ڡمں ٮعمل مں الصلحٮ وهو مومں ڡلا كڡراں لسعٮه
زیرا ما آن را برایش مینگاریم.
واٮا له كٮٮوں
و بر شهری که نابود کردیم ممنوع است که آنان بازنگردند —
وحرم على ڡرٮه اهلكٮها اٮهم لا ٮرحعوں
تا آنگاه که یاجوج و ماجوج گشوده شوند، از هر بلندی شتابان، و وعدهٔ راستین نزدیک شود؛ آنگاه بیناییهای انکارکنندگان خیره ماند: «وای بر ما! در این باره در بیخبری بودیم؛ بلکه ما ستمگر بودیم!»
حٮى ادا ڡٮحٮ ٮاحوح وماحوح وهم مں كل حدٮ ٮٮسلوں واڡٮرٮ الوعد الحٯ ڡادا هى سحصه اٮصر الدٮں كڡروا ٮوٮلٮا ڡد كٮا ڡى عڡله مں هدا ٮل كٮا طلمٮں
شما و آنچه غیر از خدا از آن فرمان میبرید همانا هیمهٔ جهنماید؛ شما بر آن وارد خواهید شد.
اٮكم وما ٮعٮدوں مں دوں الله حصٮ حهٮم اٮٮم لها وردوں
اگر اینان ایزد میبودند، بر آن وارد نمیشدند؛
لو كاں هولا الهه ما وردوها
و همه در آن جاودانه خواهند ماند.
وكل ڡٮها حلدوں
در آن ناله خواهند کشید، و در آن چیزی نخواهند شنید.
لهم ڡٮها رڡٮر وهم ڡٮها لا ٮسمعوں
اما کسانی که پیشتر نیکوترین بهره را به آنان عطا کردیم، اینان همانا از آن دور نگه داشته خواهند شد:
اں الدٮں سٮڡٮ لهم مٮا الحسٮى اولٮك عٮها مٮعدوں
کمترین وزوزی از آن نخواهند شنید، و در آنچه خویشتنشان میخواهد جاودانه خواهند ماند.
لا ٮسمعوں حسٮسها وهم ڡى ما اسٮهٮ اٮڡسهم حلدوں
هراس بزرگ آنان را اندوهگین نخواهد کرد،
لا ٮحرٮهم الڡرع الاكٮر
و کارگزاران به پیشوازشان خواهند آمد: «این است روز شما، آنکه به شما وعده داده شده بود.»
وٮٮلڡٮهم الملٮكه هدا ٮومكم الدى كٮٮم ٮوعدوں
روزی که آسمان را درنوردیم، چنانکه کلاسور بر نوشتههایی که در بر دارد بسته میشود،
ٮوم ٮطوى السما كطى السحل للكٮٮ
همانگونه که نخستین آفرینش را آغاز کردیم، آن را دوباره خواهیم کرد —
كما ٮداٮا اول حلٯ ٮعٮده
وعدهای است که بر عهدهٔ ما است:
وعدا علٮٮا
ما آن را همانا خواهیم کرد.
اٮا كٮا ڡعلٮں
ما همانا در فرم، پس از یادآوری، نگاشتهایم که زمین به ارث به فرمانبرداران شایستهٔ من خواهد رسید.
ولڡد كٮٮٮا ڡى الرٮور مں ٮعد الدكر اں الارص ٮرٮها عٮادى الصلحوں
در این بیگمان انتقالی است برای قومی از فرمانبرداران.
اں ڡى هدا لٮلعا لڡوم عٮدٮں
و تو را جز مهربانی برای همهٔ هستیها نفرستادیم.
وما ارسلٮك الا رحمه للعلمٮں
بگو: «فقط به من پرده برداشته میشود که ایزد شما ایزدی یگانه است.
ڡل اٮما ٮوحى الى اٮما الهكم اله وحد
آیا پس بیخدشه نزد او خواهید بود؟»
ڡهل اٮٮم مسلموں
اگر پشت کنند، پس بگو: «همهٔ شما را یکسان اطلاع دادم،
ڡاں ٮولوا ڡڡل ادٮٮكم على سوا
و هیچ برآوردی ندارم که آنچه به شما وعده داده شده است نزدیک است یا دور.
واں ادرى اڡرٮٮ ام ٮعٮد ما ٮوعدوں
او همانا آنچه را بلند گفته میشود میداند، و آنچه را پنهان میدارید میداند.
اٮه ٮعلم الحهر مں الڡول وٮعلم ما ٮكٮموں
و برآوردی ندارم: شاید آن آزمونی برای شما باشد، و بهرهای برای مدتی.»
واں ادرى لعله ڡٮٮه لكم ومٮع الى حٮں
بگو: «ای سرپرست من، به حقیقت داوری کن؛
ڡل رٮ احكم ٮالحٯ
و سرپرست ما بیاندازه مهربان است، که در برابر آنچه وصف میکنید از او یاری خواسته میشود.»
ورٮٮا الرحمں المسٮعاں على ما ٮصڡوں