An-Nahl النحل
If you numbered God's blessing وإن تعدوا نعمة الله
The section and its links
The messengers and their peoples, then the blessings and the commandments (10-15, then 16-18)
What was shown before: The blessings and the gratitude of 14 are developed here. 14
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. دستور خدا آمده است: پس در پی شتاباندن آن مباشید.
ٮسم الله الرحمں الرحٮم اٮى امر الله ڡلا ٮسٮعحلوه
شکوه بر او باد، و او بسی بالاتر از آن است که انباز او میگیرید.
سٮحٮه وٮعلى عما ٮسركوں
کارگزاران را با جریان، به دستور خود، بر هر که پسند او افتد از میان فرمانبرداران خود فرود میآورد: «هشدار دهید که هیچ ایزدی نیست مگر من؛ پس در برابر من محتاط باشید.»
ٮٮرل الملٮكه ٮالروح مں امره على مں ٮسا مں عٮاده اں اٮدروا اٮه لا اله الا اٮا ڡاٮڡوں
آسمانها و زمین را به حقیقت آفرید.
حلٯ السموٮ والارص ٮالحٯ
او بسی بالاتر از آن است که انباز او میگیرید.
ٮعلى عما ٮسركوں
انسان را از قطرهای آفرید، و اینک او ستیزهگری آشکار است.
حلٯ الاٮسں مں ٮطڡه ڡادا هو حصٮم مٮٮں
و چارپایان را، آنها را آفرید:
والاٮعم حلڡها
در آنها گرما و سودمندیها مییابید، و از آنها میخورید.
لكم ڡٮها دڡ ومٮڡع ومٮها ٮاكلوں
و در آنها زیباییای مییابید، آنگاه که شامگاه آنها را بازمیآورید و آنگاه که به چرا میبرید.
ولكم ڡٮها حمال حٮں ٮرٮحوں وحٮں ٮسرحوں
و بارهای شما را به دیاری میبرند که جز با از پا درآمدن بدان نمیرسیدید:
وٮحمل اٮڡالكم الى ٮلد لم ٮكوٮوا ٮلعٮه الا ٮسٯ الاٮڡس
سرپرست شما بیگمان سرشار از نیکخواهی است، مهربان.
اں رٮكم لروڡ رحٮم
و اسبان، قاطران و الاغان، تا بر آنها سوار شوید، و همچون آرایه.
والحٮل والٮعال والحمٮر لٮركٮوها ورٮٮه
و آنچه را نمیدانید میآفریند.
وٮحلٯ ما لا ٮعلموں
و از آنِ خدا است نشانهگذاری راه راست؛ و راههایی هست که کج میشوند.
وعلى الله ڡصد السٮٮل ومٮها حاٮر
و اگر او را پسند افتاده بود، همهٔ شما را راه مینمود.
ولو سا لهدٮكم احمعٮں
اوست که از آسمان آبی فرود آورد: از آن نوشیدنیای میگیرید، و از آن درختانی میآید که در آنها به چرا میبرید.
هو الدى اٮرل مں السما ما لكم مٮه سراٮ ومٮه سحر ڡٮه ٮسٮموں
برای شما، با آن، کشتها، زیتون، نخلها، تاکها، و از همهٔ میوهها میرویاند:
ٮٮٮٮ لكم ٮه الررع والرٮٮوں والٮحٮل والاعٮٮ ومں كل الٮمرٮ
در این بیگمان نشانهای است برای قومی که میاندیشند.
اں ڡى دلك لاٮه لڡوم ٮٮڡكروں
و شب و روز، خورشید و ماه را برای شما رام کرد؛ و ستارگان به دستور او رام شدهاند.
وسحر لكم الٮل والٮهار والسمس والڡمر والٮحوم مسحرٮ ٮامره
در این بیگمان نشانههایی است برای قومی که خرد میورزند.
اں ڡى دلك لاٮٮ لڡوم ٮعڡلوں
و آنچه برای شما بر زمین پراکند، با رنگهای گوناگون:
وما درا لكم ڡى الارص محٮلڡا الوٮه
در این بیگمان نشانهای است برای قومی که به یاد میآورند.
اں ڡى دلك لاٮه لڡوم ٮدكروں
اوست که دریا را رام کرد، تا از آن گوشتی تازه بخورید و از آن زیوری بیرون آورید که بر خود میآویزید؛
وهو الدى سحر الٮحر لٮاكلوا مٮه لحما طرٮا وٮسٮحرحوا مٮه حلٮه ٮلٮسوٮها
و کشتیها را میبینی که در آن امواج را میشکافند، تا از لطف او بجویید، و شاید سپاسگزار شوید.
وٮرى الڡلك مواحر ڡٮه ولٮٮٮعوا مں ڡصله ولعلكم ٮسكروں
و بر زمین لنگرهای استوار افکند، تا زیر پای شما نلرزد، و نیز رودها و راهها، شاید راهنمایی بپذیرید، و شاخصها،
والڡى ڡى الارص روسى اں ٮمٮد ٮكم واٮهرا وسٮلا لعلكم ٮهٮدوں وعلمٮ
و با ستاره راهنمایی میپذیرند.
وٮالٮحم هم ٮهٮدوں
آیا پس کسی که میآفریند همچون کسی است که نمیآفریند؟
اڡمں ٮحلٯ كمں لا ٮحلٯ
پس به یاد نمیآورید؟
اڡلا ٮدكروں
و اگر دهش خدا را میشمردید، نمیتوانستید آن را برشمارید.
واں ٮعدوا ٮعمه الله لا ٮحصوها
خدا بیگمان بسیار بخشاینده و مهربان است.
اں الله لعڡور رحٮم
خدا میداند آنچه را پنهان میدارید و آنچه را افشا میکنید.
والله ٮعلم ما ٮسروں وما ٮعلٮوں
و کسانی که غیر از خدا به یاری میخوانید، چیزی نمیآفرینند؛ خودشان آفریده میشوند.
والدٮں ٮدعوں مں دوں الله لا ٮحلڡوں سٮا وهم ٮحلڡوں
مردگان، بیزندگی،
اموٮ عٮر احٮا
و حس نمیکنند چه زمانی برانگیخته خواهند شد.
وما ٮسعروں اٮاں ٮٮعٮوں
ایزد شما ایزدی یگانه است.
الهكم اله وحد
کسانی که به زندگی واپسین باور نمیآورند هستهای مردودکننده دارند، و از خودبزرگبینی باد میکنند.
ڡالدٮں لا ٮومٮوں ٮالاحره ڡلوٮهم مٮكره وهم مسٮكٮروں
ناگزیر، خدا آنچه را پنهان میدارند و آنچه را افشا میکنند میداند:
لا حرم اں الله ٮعلم ما ٮسروں وما ٮعلٮوں
او آنان را که از خودبزرگبینی باد میکنند دوست نمیدارد.
اٮه لا ٮحٮ المسٮكٮرٮں
و چون به آنان گفته شود: «سرپرستتان چه فرود آورده است؟» میگویند: «افسانههای باستانیان» — تا در روز حضور بارهایشان را به تمامی بر دوش کشند، و بخشی از بارهای کسانی را که بیدانش گمراه میکنند:
وادا ڡٮل لهم مادا اٮرل رٮكم ڡالوا اسطٮر الاولٮں لٮحملوا اورارهم كامله ٮوم الڡٮمه ومں اورار الدٮں ٮصلوٮهم ٮعٮر علم
چه بد است باری که بر دوش میکشند!
الا سا ما ٮرروں
کسانی که پیش از آنان بودند پیشتر دسیسه چیدند؛ اما خدا از بنیادها به ساختمان آنان آمد، چندانکه سقف از بالا بر آنان افتاد، و کیفر از جایی که حس نمیکردند به آنان رسید.
ڡد مكر الدٮں مں ڡٮلهم ڡاٮى الله ٮٮٮٮهم مں الڡواعد ڡحر علٮهم السڡڡ مں ڡوڡهم واٮٮهم العداٮ مں حٮٮ لا ٮسعروں
سپس در روز حضور آنان را شرمسار خواهد کرد و خواهد گفت: «انبازان من کجایند، که دربارهٔ آنان در گسست سر برمیآوردید؟»
ٮم ٮوم الڡٮمه ٮحرٮهم وٮڡول اٮں سركاى الدٮں كٮٮم ٮسڡوں ڡٮهم
کسانی که به آنان دانش داده شده است خواهند گفت: «شرمساری امروز و بدی، همانا بر انکارکنندگان است» — کسانی که کارگزاران آنان را وفادارانه نگه میدارند، در حالی که به خویشتن خود ستمگرند.
ڡال الدٮں اوٮوا العلم اں الحرى الٮوم والسو على الكڡرٮں الدٮں ٮٮوڡٮهم الملٮكه طالمى اٮڡسهم
آنگاه تسلیم خود را پیش مینهند: «ما هیچ بدیای نمیکردیم!» — اما چرا!
ڡالڡوا السلم ما كٮا ٮعمل مں سو ٮلى
زیرا خدا به آنچه میکردید همهچیزدان است.
اں الله علٮم ٮما كٮٮم ٮعملوں
پس از درهای جهنم وارد شوید، تا در آن جاودانه بمانید:
ڡادحلوا اٮوٮ حهٮم حلدٮں ڡٮها
چه زشت است اقامتگاه خودبزرگبینان!
ڡلٮٮس مٮوى المٮكٮرٮں
و به کسانی که محتاط بودهاند گفته میشود: «سرپرستتان چه فرود آورده است؟» میگویند: «نیکی.»
وڡٮل للدٮں اٮڡوا مادا اٮرل رٮكم ڡالوا حٮرا
کسانی را که در این زندگی نزدیک نیکی میکنند، چیزی زیبا هست؛
للدٮں احسٮوا ڡى هده الدٮٮا حسٮه
اما جایگاه زندگی واپسین بهتر است،
ولدار الاحره حٮر
و چه نیکوست جایگاه محتاطان!
ولٮعم دار المٮڡٮں
باغهای پایایی، که در آنها وارد خواهند شد، که رودها از زیر آنها جاری است؛ در آنها آنچه را پسند آنان افتد خواهند داشت.
حٮٮ عدں ٮدحلوٮها ٮحرى مں ٮحٮها الاٮهر لهم ڡٮها ما ٮساوں
خدا محتاطان را اینگونه بازپرداخت میکند، کسانی که کارگزاران آنان را وفادارانه نگه میدارند در حالی که نیکاند،
كدلك ٮحرى الله المٮڡٮں الدٮں ٮٮوڡٮهم الملٮكه طٮٮٮں
و میگویند: «آرامش بر شما باد! به باغ درآیید، برای آنچه میکردید.»
ٮڡولوں سلم علٮكم ادحلوا الحٮه ٮما كٮٮم ٮعملوں
آیا پس تنها منتظرند که کارگزاران نزد آنان بیایند، یا دستور سرپرستت بیاید؟
هل ٮٮطروں الا اں ٮاٮٮهم الملٮكه او ٮاٮى امر رٮك
کسانی که پیش از آنان بودند چنین کردند.
كدلك ڡعل الدٮں مں ڡٮلهم
خدا به آنان ستم نکرد،
وما طلمهم الله
اما بر خود ستم میکردند.
ولكں كاٮوا اٮڡسهم ٮطلموں
بدیهای آنچه کرده بودند بر آنان پیش آمد،
ڡاصاٮهم سٮاٮ ما عملوا
و آنچه را به مسخره میگرفتند بر آنان واقع شد.
وحاٯ ٮهم ما كاٮوا ٮه ٮسٮهروں
و کسانی که انباز گرفتند گفتند: «اگر خدا را پسند افتاده بود، ما غیر از او از هیچ چیز فرمان نمیبردیم، نه ما و نه نیاکان ما، و غیر از او هیچ چیز را ممنوع نمیشمردیم.»
وڡال الدٮں اسركوا لو سا الله ما عٮدٮا مں دوٮه مں سى ٮحں ولا اٮاوٮا ولا حرمٮا مں دوٮه مں سى
کسانی که پیش از آنان بودند چنین کردند.
كدلك ڡعل الدٮں مں ڡٮلهم
پس بر عهدهٔ فرستادگان چیست، مگر رساندن روشن؟
ڡهل على الرسل الا الٮلع المٮٮں
ما همانا در هر جامعهای فرستادهای برانگیختیم: «از خدا فرمان برید و از حدشکن دوری کنید»،
ولڡد ٮعٮٮا ڡى كل امه رسولا اں اعٮدوا الله واحٮٮٮوا الطعوٮ
برخی از آنان کسانیاند که خدا آنان را راه نمود،
ڡمٮهم مں هدى الله
و برخی کسانیاند که گمراهی بر آنان به حقیقت پیوست.
ومٮهم مں حڡٮ علٮه الصلله
پس زمین را بپیمایید و بنگرید که فرجام کسانی که دروغ میانگاشتند چگونه بود.
ڡسٮروا ڡى الارص ڡاٮطروا كٮڡ كاں عڡٮه المكدٮٮں
اگر بر راهنمایی آنان پافشاری کنی، خدا همانا کسی را که گمراه میکند راه نمینماید،
اں ٮحرص على هدٮهم ڡاں الله لا ٮهدى مں ٮصل
و هیچ یاریای نخواهند داشت.
وما لهم مں ٮصرٮں
و به خدا با تمام نیروی سوگندهایشان سوگند خوردند که خدا کسی را که میمیرد برنخواهد انگیخت.
واڡسموا ٮالله حهد اٮمٮهم لا ٮٮعٮ الله مں ٮموٮ
چرا! وعدهای است بر عهدهٔ او، به حقیقت — اما بیشتر انسانها نمیدانند — تا آنچه را بر آن اختلاف دارند برایشان روشن سازد، و تا کسانی که انکار میکنند بدانند که دروغگو بودند.
ٮلى وعدا علٮه حڡا ولكں اكٮر الٮاس لا ٮعلموں لٮٮٮں لهم الدى ٮحٮلڡوں ڡٮه ولٮعلم الدٮں كڡروا اٮهم كاٮوا كدٮٮں
تنها سخن ما دربارهٔ چیزی، هنگامی که آن را بخواهیم، این است که به آن بگوییم: «باش»،
اٮما ڡولٮا لسى ادا اردٮه اں ٮڡول له كں
و آن هست.
ڡٮكوں
و کسانی که کوچ کردند برای خدا، پس از آنکه ستم دیدند، ما آنان را بیگمان در این زندگی نزدیک در جایگاهی زیبا مستقر خواهیم ساخت؛
والدٮں هاحروا ڡى الله مں ٮعد ما طلموا لٮٮوٮٮهم ڡى الدٮٮا حسٮه
و پاداش زندگی واپسین بزرگتر است، اگر میدانستند —
ولاحر الاحره اكٮر لو كاٮوا ٮعلموں
کسانی که شکیبایی کردند و به سرپرستشان وکالت میدهند.
الدٮں صٮروا وعلى رٮهم ٮٮوكلوں
و پیش از تو جز مردانی نفرستادیم که به آنان پرده برمیداشتیم: پس از دارندگان یادآوری بپرسید، اگر نمیدانید — با دلیلهای روشن و فرمها.
وما ارسلٮا مں ڡٮلك الا رحالا ٮوحى الٮهم ڡسلوا اهل الدكر اں كٮٮم لا ٮعلموں ٮالٮٮٮٮ والرٮر
و یادآوری را به سوی تو فرود آوردیم، تا برای انسانها آنچه را بر آنان فرود آورده شده است روشن سازی، و شاید بیندیشند.
واٮرلٮا الٮك الدكر لٮٮٮں للٮاس ما ٮرل الٮهم ولعلهم ٮٮڡكروں
آیا کسانی که بدیها را دسیسه چیدهاند پس ایمناند که خدا زمین را بر آنان نبلعاند، یا کیفر از جایی که حس نمیکنند به آنان نیاید، یا آنان را در رفتوآمدشان فرا نگیرد، بیآنکه بتوانند او را ناتوان کنند، یا آنان را در ترسی تدریجی فرا نگیرد؟
اڡامں الدٮں مكروا السٮاٮ اں ٮحسڡ الله ٮهم الارص او ٮاٮٮهم العداٮ مں حٮٮ لا ٮسعروں او ٮاحدهم ڡى ٮڡلٮهم ڡما هم ٮمعحرٮں او ٮاحدهم على ٮحوڡ
سرپرست شما بیگمان سرشار از نیکخواهی است، مهربان.
ڡاں رٮكم لروڡ رحٮم
آیا ندیدهاند که از هر چیزی که خدا آفریده، سایهها به راست و چپ سر فرود میآورند، در برابر خدا پیشانی بر خاک نهاده، و بر خاک افتاده؟
اولم ٮروا الى ما حلٯ الله مں سى ٮٮڡٮوا طلله عں الٮمٮں والسماٮل سحدا لله وهم دحروں
و در برابر خدا هر آنچه در آسمانها و بر زمین است پیشانی بر خاک مینهد، از جنبندگان، و نیز کارگزاران، بیآنکه از خودبزرگبینی باد کنند: از سرپرستشان، که بالاتر از آنان است، میترسند، و آنچه به آنان دستور داده میشود انجام میدهند.
ولله ٮسحد ما ڡى السموٮ وما ڡى الارص مں داٮه والملٮكه وهم لا ٮسٮكٮروں ٮحاڡوں رٮهم مں ڡوڡهم وٮڡعلوں ما ٮومروں
و خدا گفت: «دو ایزد نگیرید.
وڡال الله لا ٮٮحدوا الهٮں اٮٮٮں
او تنها ایزدی یگانه است؛
اٮما هو اله وحد
پس مرا باید حرمت بنهید.»
ڡاٮى ڡارهٮوں
و از آنِ او است آنچه در آسمانها و بر زمین است،
وله ما ڡى السموٮ والارص
و از آنِ او است قانون، بهطور پیوسته.
وله الدٮں واصٮا
آیا پس در برابر غیر از خدا محتاط میشوید؟
اڡعٮر الله ٮٮڡوں
هر دهشی که در شما است از خدا است؛
وما ٮكم مں ٮعمه ڡمں الله
سپس، چون آسیب به شما برسد، به سوی او فریاد زاری برمیآورید.
ٮم ادا مسكم الصر ڡالٮه ٮحروں
سپس، چون آسیب را از شما سبک کند، اینک پارهای از شما دیگران را با سرپرست خود انباز میگیرند، تا آنچه را به آنان دادیم انکار کنند.
ٮم ادا كسڡ الصر عٮكم ادا ڡرٮٯ مٮكم ٮرٮهم ٮسركوں لٮكڡروا ٮما اٮٮٮهم
پس بهرهمند شوید،
ڡٮمٮعوا
اما بهزودی خواهید دانست.
ڡسوڡ ٮعلموں
و برای آنچه نمیشناسند، سهمی از آنچه ما روزیشان دادیم قرار میدهند.
وٮحعلوں لما لا ٮعلموں ٮصٮٮا مما ررڡٮهم
به خدا، دربارهٔ آنچه برمیساختید بیگمان پرسیده خواهید شد.
ٮالله لٮسلں عما كٮٮم ٮڡٮروں
و برای خدا دخترانی قرار میدهند — شکوه بر او باد!
وٮحعلوں لله الٮٮٮ سٮحٮه
در حالی که برای خودشان از آنِ آنان است آنچه آرزو دارند.
ولهم ما ٮسٮهوں
و چون یکی از آنان مژدهٔ دختری دریافت کند، چهرهاش تیره میماند، و پر از دلآزردگی است؛ از مردم دور خود را پنهان میدارد، به سبب بدیای که به او مژده داده شده:
وادا ٮسر احدهم ٮالاٮٮى طل وحهه مسودا وهو كطٮم ٮٮورى مں الڡوم مں سو ما ٮسر ٮه
آیا او را با وجود خواری نگه خواهد داشت، یا او را در خاک خواهد نهفت؟
اٮمسكه على هوں ام ٮدسه ڡى الٮراٮ
چه بد است داوریشان!
الا سا ما ٮحكموں
از آنِ کسانی که به زندگی واپسین باور نمیآورند مثال بدی است،
للدٮں لا ٮومٮوں ٮالاحره مٮل السو
و از آنِ خدا است بالاترین مثال:
ولله المٮل الاعلى
و او نیرومند است، فرزانه.
وهو العرٮر الحكٮم
و اگر خدا انسانها را به سبب ستمشان فرا میگرفت، بر زمین هیچ جنبندهای باقی نمیگذاشت؛
ولو ٮواحد الله الٮاس ٮطلمهم ما ٮرك علٮها مں داٮه
اما آنان را تا سرآمدی نامبرده به تعویق میاندازد،
ولكں ٮوحرهم الى احل مسمى
و چون سرآمدشان بیاید، نخواهند توانست آن را یک ساعت به تأخیر اندازند،
ڡادا حا احلهم لا ٮسٮحروں ساعه
و نه پیش اندازند.
ولا ٮسٮڡدموں
و برای خدا آنچه را خودشان ناخوش دارند قرار میدهند،
وٮحعلوں لله ما ٮكرهوں
و زبانهایشان دروغ را وصف میکنند، که ادعا میکنند زیباترین از آنِ آنان است:
وٮصڡ السٮٮهم الكدٮ اں لهم الحسٮى
ناگزیر، آتش از آنِ آنان است، و آنان نخستین کسانی خواهند بود که به آن گسیل داشته میشوند.
لا حرم اں لهم الٮار واٮهم مڡرطوں
به خدا، ما همانا به جامعههایی پیش از تو فرستادگانی فرستادیم؛ اما منحرفکننده کردارهایشان را برایشان آراست، و او امروز متحد آنان است:
ٮالله لڡد ارسلٮا الى امم مں ڡٮلك ڡرٮں لهم السٮطں اعملهم ڡهو ولٮهم الٮوم
و کیفری دردناک خواهند داشت.
ولهم عداٮ الٮم
و ما نوشتار را بر تو فرود نیاوردیم جز برای آنکه آنچه را بر آن اختلاف کردند برایشان روشن سازی، و همچون راهنمایی و مهر برای قومی که باور میآورند.
وما اٮرلٮا علٮك الكٮٮ الا لٮٮٮں لهم الدى احٮلڡوا ڡٮه وهدى ورحمه لڡوم ٮومٮوں
و خدا از آسمان آبی فرود آورد، که با آن زمین را پس از مرگش دوباره جان بخشید:
والله اٮرل مں السما ما ڡاحٮا ٮه الارص ٮعد موٮها
در این بیگمان نشانهای است برای قومی که میشنوند.
اں ڡى دلك لاٮه لڡوم ٮسمعوں
و برای شما بیگمان در چارپایان درسی هست:
واں لكم ڡى الاٮعم لعٮره
ما شما را از آنچه در شکمهایشان است سیراب میکنیم، میان کیموس و خون، از شیری پیراسته، گوارا برای نوشندگانش؛ و از میوههای نخلها و تاکها، از آن نوشیدنیای مستیآور و روزیای زیبا برمیگیرید.
ٮسڡٮكم مما ڡى ٮطوٮه مں ٮٮں ڡرٮ ودم لٮٮا حالصا ساٮعا للسرٮٮں ومں ٮمرٮ الٮحٮل والاعٮٮ ٮٮحدوں مٮه سكرا وررڡا حسٮا
در این بیگمان نشانهای است برای قومی که خرد میورزند.
اں ڡى دلك لاٮه لڡوم ٮعڡلوں
و سرپرست تو به زنبور عسل به دل افکند: «در کوهها خانههایی بگیر، و نیز در درختان و در آنچه میافرازند؛ سپس از همهٔ میوهها بخور، و از راههای سرپرستت پیروی کن، رامپذیر.»
واوحى رٮك الى الٮحل اں اٮحدى مں الحٮال ٮٮوٮا ومں السحر ومما ٮعرسوں ٮم كلى مں كل الٮمرٮ ڡاسلكى سٮل رٮك دللا
از شکمهایشان نوشیدنیای با رنگهای گوناگون بیرون میآید، که در آن برای انسانها درمانی است:
ٮحرح مں ٮطوٮها سراٮ محٮلڡ الوٮه ڡٮه سڡا للٮاس
در این بیگمان نشانهای است برای قومی که میاندیشند.
اں ڡى دلك لاٮه لڡوم ٮٮڡكروں
خدا شما را آفرید، سپس شما را وفادارانه نگه میدارد؛
والله حلڡكم ٮم ٮٮوڡٮكم
و برخی از شما به پستترین سن بازگردانده میشوند، تا پس از دانستن دیگر چیزی ندانند،
ومٮكم مں ٮرد الى اردل العمر لكى لا ٮعلم ٮعد علم سٮا
زیرا خدا همهچیزدان است، توانا.
اں الله علٮم ڡدٮر
و خدا برخی از شما را بر برخی دیگر در روزی برتری داد:
والله ڡصل ٮعصكم على ٮعص ڡى الررٯ
کسانی که برتری داده شدهاند روزی خود را به بستهشدگان به سوگند از میان خود پس نمیدهند، چنانکه در آن برابر میبودند.
ڡما الدٮں ڡصلوا ٮرادى ررڡهم على ما ملكٮ اٮمٮهم ڡهم ڡٮه سوا
آیا پس دهش خدا را سرسختانه رد میکردند؟
اڡٮٮعمه الله ٮححدوں
و خدا برای شما، از خودتان، همسرانی قرار داد، و برای شما، از همسرانتان، پسران و نوهها قرار داد،
والله حعل لكم مں اٮڡسكم اروحا وحعل لكم مں اروحكم ٮٮٮں وحڡده
و شما را از چیزهای نیک روزی داد.
وررڡكم مں الطٮٮٮ
آیا پس به ناراست باور میآورند، و دهش خدا را انکار میکنند؟
اڡٮالٮطل ٮومٮوں وٮٮعمٮ الله هم ٮكڡروں
و غیر از خدا از چیزی فرمان میبرند که برای آنان، از آسمانها و زمین، هیچ روزیای به هیچروی در اختیار ندارد، و توانایی آن را ندارد.
وٮعٮدوں مں دوں الله ما لا ٮملك لهم ررڡا مں السموٮ والارص سٮا ولا ٮسٮطٮعوں
پس برای خدا مثالها را چند برابر مکنید،
ڡلا ٮصرٮوا لله الامٮال
زیرا خدا میداند،
اں الله ٮعلم
و شما نمیدانید.
واٮٮم لا ٮعلموں
خدا مثالی میافزاید: زیردستی که هیچ توانی در اختیار ندارد، و کسی که از جانب خود روزیای زیبا به او دادیم، که از آن پنهانی و آشکارا هزینه میکند — آیا برابر میبودند؟
صرٮ الله مٮلا عٮدا مملوكا لا ٮڡدر على سى ومں ررڡٮه مٮا ررڡا حسٮا ڡهو ٮٮڡٯ مٮه سرا وحهرا هل ٮسٮوں
ستایش از آنِ خدا است!
الحمد لله
اما بیشترشان نمیدانند.
ٮل اكٮرهم لا ٮعلموں
و خدا مثالی میافزاید: دو مرد، که یکی از آنان لال است، بیهیچ توانی، بار کامل بر دوش متحدش؛ هر جا که او را بفرستد، هیچ نیکیای نمیآورد — آیا او با کسی که دادگری را دستور میدهد و بر جادهای راست ایستاده است برابر میبود؟
وصرٮ الله مٮلا رحلٮں احدهما اٮكم لا ٮڡدر على سى وهو كل على مولٮه اٮٮما ٮوحهه لا ٮاٮ ٮحٮر هل ٮسٮوى هو ومں ٮامر ٮالعدل وهو على صرط مسٮڡٮم
و آنچه در آسمانها و زمین فراتر از حواس است از آنِ خدا است.
ولله عٮٮ السموٮ والارص
دستور آن لحظه جز همچون یک چشمبههمزدن نیست، یا شتابندهتر هم،
وما امر الساعه الا كلمح الٮصر او هو اڡرٮ
زیرا خدا بر هر چیز توانا است.
اں الله على كل سى ڡدٮر
و خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد، بیآنکه چیزی بدانید،
والله احرحكم مں ٮطوں امهٮكم لا ٮعلموں سٮا
و برای شما شنوایی، بیناییها و آگاهیها نهاد، شاید سپاسگزار شوید.
وحعل لكم السمع والاٮصر والاڡده لعلكم ٮسكروں
آیا پرندگان را ندیدهاید، که در فضای آسمان رام شدهاند، که چیزی آنها را نگه نمیدارد، مگر خدا؟
الم ٮروا الى الطٮر مسحرٮ ڡى حو السما ما ٮمسكهں الا الله
بیگمان در این نشانههایی است برای قومی که باور دارد.
اں ڡى دلك لاٮٮ لڡوم ٮومٮوں
و خدا برای شما، از خانههایتان، سکونتگاهی آرام قرار داد، و برای شما، از پوست چارپایان، خانههایی قرار داد که روز کوچتان و روز اردوزدنتان آنها را سبک مییابید،
والله حعل لكم مں ٮٮوٮكم سكٮا وحعل لكم مں حلود الاٮعم ٮٮوٮا ٮسٮحڡوٮها ٮوم طعٮكم وٮوم اڡامٮكم
و از پشم، کرک و موی درشتشان، تجهیزات و کاربردی تا مدتی.
ومں اصواڡها واوٮارها واسعارها اٮٮا ومٮعا الى حٮں
و خدا برای شما، از آنچه آفرید، سایهها قرار داد، و برای شما، از کوهها، پناهگاهها قرار داد، و برای شما پیراهنهایی قرار داد که شما را از گرما محافظت میکند، و پیراهنهایی که شما را از خشونت خودتان محافظت میکند:
والله حعل لكم مما حلٯ طللا وحعل لكم مں الحٮال اكٮٮا وحعل لكم سرٮٮل ٮڡٮكم الحر وسرٮٮل ٮڡٮكم ٮاسكم
بدینسان دهش خود را بر شما کامل میکند، شاید بیخدشه نزد او باشید.
كدلك ٮٮم ٮعمٮه علٮكم لعلكم ٮسلموں
اگر پشت کنند، بر عهدهٔ تو جز رساندن روشن نیست.
ڡاں ٮولوا ڡاٮما علٮك الٮلع المٮٮں
دهش خدا را میشناسند، سپس آن را مردود میدانند،
ٮعرڡوں ٮعمٮ الله ٮم ٮٮكروٮها
و بیشترشان انکار میکنند.
واكٮرهم الكڡروں
و روزی که از هر جامعهای گواهی برانگیزیم، به کسانی که انکار میکنند دیگر اجازهای داده نخواهد شد، و از آنان دیگر خواسته نخواهد شد که پوزش بخواهند.
وٮوم ٮٮعٮ مں كل امه سهٮدا ٮم لا ٮودں للدٮں كڡروا ولا هم ٮسٮعٮٮوں
و چون کسانی که ستم کردهاند کیفر را ببینند، برای آنان سبک کرده نخواهد شد، و به آنان مهلتی داده نخواهد شد.
وادا را الدٮں طلموا العداٮ ڡلا ٮحڡڡ عٮهم ولا هم ٮٮطروں
و چون کسانی که انباز گرفتند انبازهای خود را ببینند، خواهند گفت: «ای سرپرست ما، اینان انبازهای ما هستند که غیر از تو به یاری میخواندیم.»
وادا را الدٮں اسركوا سركاهم ڡالوا رٮٮا هولا سركاوٮا الدٮں كٮا ٮدعوا مں دوٮك
اینان آنگاه این سخن را به آنان خواهند گفت: «شما بیگمان دروغگویانید.»
ڡالڡوا الٮهم الڡول اٮكم لكدٮوں
و در آن روز تسلیم خود را به خدا پیش خواهند نهاد،
والڡوا الى الله ٮومٮد السلم
و آنچه برمیساختند از آنان دور گم خواهد شد.
وصل عٮهم ما كاٮوا ٮڡٮروں
کسانی که انکار میکنند و راه خدا را بستهاند — ما کیفری بر کیفر برایشان خواهیم افزود، به سبب فسادی که میپراکندند.
الدٮں كڡروا وصدوا عں سٮٮل الله ردٮهم عداٮا ڡوٯ العداٮ ٮما كاٮوا ٮڡسدوں
و روزی که در هر جامعهای گواهی از خودش، بر ضد آن، برانگیزیم، و تو را، بر ضد اینان، گواه بیاوریم.
وٮوم ٮٮعٮ ڡى كل امه سهٮدا علٮهم مں اٮڡسهم وحٮٮا ٮك سهٮدا على هولا
و نوشتار را بر تو فرود آوردیم، که هر چیز را روشن میسازد، و همچون راهنمایی، مهر و مژده برای کسانی که بیخدشه نزد خدایند.
وٮرلٮا علٮك الكٮٮ ٮٮٮٮا لكل سى وهدى ورحمه وٮسرى للمسلمٮں
خدا دادگری، نیکوکاری و آنچه به خویشاوند داده میشود را دستور میدهد،
اں الله ٮامر ٮالعدل والاحسں واٮٮاى دى الڡرٮى
و از زشتکاری، آنچه مردود است و زورگویی نهی میکند:
وٮٮهى عں الڡحسا والمٮكر والٮعى
شما را ترغیب میکند، شاید به یاد آورید.
ٮعطكم لعلكم ٮدكروں
و چون پیمان میبندید، به پیمان خدا وفادار باشید،
واوڡوا ٮعهد الله ادا عهدٮم
و سوگندها را پس از استوار ساختنشان مشکنید، در حالی که خدا را بر خود ضامن گرفتهاید،
ولا ٮٮڡصوا الاٮمں ٮعد ٮوكٮدها وڡد حعلٮم الله علٮكم كڡٮلا
زیرا خدا میداند آنچه میکنید.
اں الله ٮعلم ما ٮڡعلوں
و همچون آنکه نخ خود را، پس از آنکه استوار رشت، به رشتهرشته درآورد، نباشید؛ سوگندهای خود را وسیلهای برای فریب میان خود میگیرید، به این بهانه که جامعهای پرشمارتر از جامعهای دیگر باشد:
ولا ٮكوٮوا كالٮى ٮڡصٮ عرلها مں ٮعد ڡوه اٮكٮا ٮٮحدوں اٮمٮكم دحلا ٮٮٮكم اں ٮكوں امه هى ارٮى مں امه
خدا از این جز شما را نمیآزماید،
اٮما ٮٮلوكم الله ٮه
و در روز حضور آنچه را بر آن اختلاف میورزیدید بیگمان برایتان روشن خواهد ساخت.
ولٮٮٮٮں لكم ٮوم الڡٮمه ما كٮٮم ڡٮه ٮحٮلڡوں
و اگر خدا را پسند افتاده بود، شما را یک جامعهٔ یگانه میساخت؛
ولو سا الله لحعلكم امه وحده
اما هر که را پسند او افتد گمراه میکند و هر که را پسند او افتد راه مینماید،
ولكں ٮصل مں ٮسا وٮهدى مں ٮسا
و دربارهٔ آنچه میکردید بیگمان پرسیده خواهید شد.
ولٮسلں عما كٮٮم ٮعملوں
و سوگندهای خود را وسیلهای برای فریب میان خود مگیرید، وگرنه پایی پس از استوار بودن میلغزید، و بدی را به سبب بستن راه خدا میچشیدید؛ و کیفری سترگ میداشتید.
ولا ٮٮحدوا اٮمٮكم دحلا ٮٮٮكم ڡٮرل ڡدم ٮعد ٮٮوٮها وٮدوڡوا السو ٮما صددٮم عں سٮٮل الله ولكم عداٮ عطٮم
و با پیمان خدا بهایی ناچیز مخرید:
ولا ٮسٮروا ٮعهد الله ٮمٮا ڡلٮلا
آنچه نزد خدا است برای شما بهتر است، اگر میدانستید.
اٮما عٮد الله هو حٮر لكم اں كٮٮم ٮعلموں
آنچه نزد شما است پایان میپذیرد،
ما عٮدكم ٮٮڡد
و آنچه نزد خدا است میماند.
وما عٮد الله ٮاٯ
و ما بیگمان کسانی را که شکیبایی کردند، به پاداششان، بر پایهٔ زیباترین کردارشان بازپرداخت خواهیم کرد.
ولٮحرٮں الدٮں صٮروا احرهم ٮاحسں ما كاٮوا ٮعملوں
هر که کرداری شایسته بهجا آورد، مرد یا زن، در حالی که باورمند است، ما به او بیگمان زندگیای نیک خواهیم بخشید، و آنان را بیگمان به پاداششان، بر پایهٔ زیباترین کردارشان، بازپرداخت خواهیم کرد.
مں عمل صلحا مں دكر او اٮٮى وهو مومں ڡلٮحٮٮٮه حٮوه طٮٮه ولٮحرٮٮهم احرهم ٮاحسں ما كاٮوا ٮعملوں
چون خوانش را میخوانی، پناه خدا را از منحرفکنندهٔ راندهشده بجوی،
ڡادا ڡراٮ الڡراں ڡاسٮعد ٮالله مں السٮطں الرحٮم
زیرا او بر کسانی که باور میآورند و به سرپرستشان وکالت میدهند هیچ اقتداری ندارد.
اٮه لٮس له سلطں على الدٮں امٮوا وعلى رٮهم ٮٮوكلوں
اقتدار او تنها بر کسانی است که او را متحد خود میگیرند، و بر کسانی که او را انباز میگیرند.
اٮما سلطٮه على الدٮں ٮٮولوٮه والدٮں هم ٮه مسركوں
و چون نشانهای را به جای نشانهای دیگر مینهیم — خدا بهتر میشناسد آنچه را فرود میآورد — میگویند: «تو جز برسازندهای نیستی.»
وادا ٮدلٮا اٮه مكاں اٮه والله اعلم ٮما ٮٮرل ڡالوا اٮما اٮٮ مڡٮر
اما بیشترشان نمیدانند.
ٮل اكٮرهم لا ٮعلموں
بگو: «جریان والاپایه آن را از سرپرستت با حقیقت فرود آورده است، تا کسانی را که باور میآورند استوار سازد، و همچون راهنمایی و مژده برای کسانی که بیخدشه نزد خدایند.»
ڡل ٮرله روح الڡدس مں رٮك ٮالحٯ لٮٮٮٮ الدٮں امٮوا وهدى وٮسرى للمسلمٮں
همانا خواهیم دانست که میگویند: «تنها آدمی او را میآموزاند.»
ولڡد ٮعلم اٮهم ٮڡولوں اٮما ٮعلمه ٮسر
حال آنکه زبان آنکه به او اشاره میکنند آشفته است، در حالی که این زبان بیعیب است، روشن.
لساں الدى ٮلحدوں الٮه اعحمى وهدا لساں عرٮى مٮٮں
کسانی که به نشانههای خدا باور نمیآورند، خدا همانا آنان را راه نمینماید،
اں الدٮں لا ٮومٮوں ٮاٮٮ الله لا ٮهدٮهم الله
و کیفری دردناک خواهند داشت.
ولهم عداٮ الٮم
آنان که دروغ برمیسازند هماناند که به نشانههای خدا باور نمیآورند،
اٮما ٮڡٮرى الكدٮ الدٮں لا ٮومٮوں ٮاٮٮ الله
و آناناند دروغگویان.
واولٮك هم الكدٮوں
هر که پس از باور آوردن خدا را انکار کند — مگر آنکه وادار شده باشد، در حالی که هستهاش در باور آرام میماند —
مں كڡر ٮالله مں ٮعد اٮمٮه الا مں اكره وڡلٮه مطمٮں ٮالاٮمں
اما هر که سینهٔ خود را به انکار بگشاید، بر آنان خشمی از خدا است،
ولكں مں سرح ٮالكڡر صدرا ڡعلٮهم عصٮ مں الله
و کیفری سترگ خواهند داشت.
ولهم عداٮ عطٮم
این برای آن است که زندگی نزدیک را بیش از زندگی واپسین دوست داشتند، و برای آنکه خدا قومی را که انکار میکنند راه نمینماید.
دلك ٮاٮهم اسٮحٮوا الحٮوه الدٮٮا على الاحره واں الله لا ٮهدى الڡوم الكڡرٮں
اینان کسانیاند که خدا بر آنان اثری نهاده است: بر هسته، شنوایی و بیناییشان،
اولٮك الدٮں طٮع الله على ڡلوٮهم وسمعهم واٮصرهم
و اینان بیاعتنایانند.
واولٮك هم العڡلوں
ناگزیر، در زندگی واپسین، آنان خود زیانکارانند.
لا حرم اٮهم ڡى الاحره هم الحسروں
سپس سرپرست تو، نسبت به کسانی که پس از آزموده شدن کوچ کردند، سپس تلاش کردند و شکیبایی کردند — سرپرست تو، پس از آن، بیگمان بسیار بخشاینده و مهربان است.
ٮم اں رٮك للدٮں هاحروا مں ٮعد ما ڡٮٮوا ٮم حهدوا وصٮروا اں رٮك مں ٮعدها لعڡور رحٮم
روزی که هر خویشتن میآید تا به سود خود بحث کند، و هر خویشتن آنچه کرده است وفادارانه دریافت میکند، بیآنکه ستم ببیند.
ٮوم ٮاٮى كل ٮڡس ٮحدل عں ٮڡسها وٮوڡى كل ٮڡس ما عملٮ وهم لا ٮطلموں
و خدا مثالی میافزاید: شهری که در امنیت بود، در آسودگی، که روزیاش از همه سو به آسانی به آن میرسید؛ سپس دهشهای خدا را انکار کرد، و خدا جامهٔ گرسنگی و ترس را به آن چشاند، به سبب آنچه میکردند.
وصرٮ الله مٮلا ڡرٮه كاٮٮ امٮه مطمٮٮه ٮاٮٮها ررڡها رعدا مں كل مكاں ڡكڡرٮ ٮاٮعم الله ڡادڡها الله لٮاس الحوع والحوڡ ٮما كاٮوا ٮصٮعوں
فرستادهای، از خودشان، همانا نزد آنان آمده بود، اما او را دروغ انگاشتند؛ و کیفر آنان را فرا گرفت، در حالی که ستمگر بودند.
ولڡد حاهم رسول مٮهم ڡكدٮوه ڡاحدهم العداٮ وهم طلموں
پس از آنچه خدا شما را از آن روزی داد بخورید، از آنچه روا و نیک است،
ڡكلوا مما ررڡكم الله حللا طٮٮا
و برای دهش خدا سپاسگزار باشید، اگر از او فرمان میبرید.
واسكروا ٮعمٮ الله اں كٮٮم اٮاه ٮعٮدوں
او بر شما فقط جانور مرده، خون، گوشت خوک، و آنچه برای غیر از خدا وقف شده است را ممنوع کرده است.
اٮما حرم علٮكم المٮٮه والدم ولحم الحٮرٮر وما اهل لعٮر الله ٮه
اما هر که به آن ناگزیر شود، نه سرکش باشد و نه از حدها بگذرد، خدا آنگاه همانا بسیار بخشاینده و مهربان است.
ڡمں اصطر عٮر ٮاع ولا عاد ڡاں الله عڡور رحٮم
و برای آنچه زبانهایتان دروغگویانه وصف میکنند مگویید: «این روا است و این ممنوع است»، تا بر خدا دروغ برسازید،
ولا ٮڡولوا لما ٮصڡ السٮٮكم الكدٮ هدا حلل وهدا حرام لٮڡٮروا على الله الكدٮ
زیرا کسانی که بر خدا دروغ برمیسازند کامیاب نخواهند شد.
اں الدٮں ٮڡٮروں على الله الكدٮ لا ٮڡلحوں
این بهرهای اندک است،
مٮع ڡلٮل
و کیفری دردناک خواهند داشت.
ولهم عداٮ الٮم
و بر بازگرایان آنچه را پیشتر دربارهٔ آن برایت بازگو کردیم ممنوع ساختیم؛
وعلى الدٮں هادوا حرمٮا ما ڡصصٮا علٮك مں ڡٮل
ما به آنان ستم نکردیم،
وما طلمٮهم
اما بر خود ستم میکردند.
ولكں كاٮوا اٮڡسهم ٮطلموں
سپس سرپرست تو، نسبت به کسانی که از سر نادانی بدی کردند، سپس پس از آن پشیمان شدند و شایستهسازی کردند — سرپرست تو، پس از آن، بیگمان بسیار بخشاینده و مهربان است.
ٮم اں رٮك للدٮں عملوا السو ٮحهله ٮم ٮاٮوا مں ٮعد دلك واصلحوا اں رٮك مں ٮعدها لعڡور رحٮم
ابراهیم یک جامعه بود، خدمتگزار خدا، یکسره رو به او، و از انبازگیرندگان نبود،
اں اٮرهٮم كاں امه ڡاٮٮا لله حٮٮڡا ولم ٮك مں المسركٮں
سپاسگزار دهشهای او.
ساكرا لاٮعمه
او را برگزید و به جادهای راست راه نمود.
احٮٮٮه وهدٮه الى صرط مسٮڡٮم
و در زندگی نزدیک به او نیکی دادیم؛
واٮٮٮه ڡى الدٮٮا حسٮه
و در زندگی واپسین بیگمان از شمار کسانی که شایستهاند خواهد بود.
واٮه ڡى الاحره لمں الصلحٮں
سپس به تو پرده برداشتیم: «از مکتب ابراهیم پیروی کن، یکسره رو به خدا»،
ٮم اوحٮٮا الٮك اں اٮٮع مله اٮرهٮم حٮٮڡا
و او از شمار انبازگیرندگان نبود.
وما كاں مں المسركٮں
آسایش جز بر کسانی که دربارهٔ آن اختلاف ورزیدند نهاده نشده است:
اٮما حعل السٮٮ على الدٮں احٮلڡوا ڡٮه
سرپرست تو در روز حضور، میان آنان، دربارهٔ آنچه در آن اختلاف میورزیدند بیگمان داوری خواهد کرد.
واں رٮك لٮحكم ٮٮٮهم ٮوم الڡٮمه ڡٮما كاٮوا ڡٮه ٮحٮلڡوں
به راه سرپرستت با فرزانگی و ترغیبی زیبا فرا بخوان، و با آنان به زیباترین شیوه بحث کن؛
ادع الى سٮٮل رٮك ٮالحكمه والموعطه الحسٮه وحدلهم ٮالٮى هى احسں
زیرا سرپرست تو بهتر میشناسد کسی را که از راه او گمراه شده است،
اں رٮك هو اعلم ٮمں صل عں سٮٮله
و راهنماییپذیرندگان را بهتر میشناسد.
وهو اعلم ٮالمهٮدٮں
و اگر تلافی کنید، هماناندازه دقیق آنچه بر شما رفته است تلافی کنید؛
واں عاڡٮٮم ڡعاڡٮوا ٮمٮل ما عوڡٮٮم ٮه
اما اگر شکیبایی کنید، این بیگمان برای شکیبایان بهتر است.
ولٮں صٮرٮم لهو حٮر للصٮرٮں
و شکیبایی کن —
واصٮر
حال آنکه شکیبایی تو جز به خدا نیست.
وما صٮرك الا ٮالله
و برای آنان غصه مخور، و به سبب آنچه دسیسه میچینند در تنگنا مباش،
ولا ٮحرں علٮهم ولا ٮك ڡى صٮٯ مما ٮمكروں
زیرا خدا با کسانی است که محتاطاند و کسانی که نیکی میکنند.
اں الله مع الدٮں اٮڡوا والدٮں هم محسٮوں