Maryam مريم
A remembrance of your Guardian's benevolence ذكر رحمة ربك
The section and its links
The All-Benevolent and His obedient ones (19-20, then 21-25)
بخش از اینجا آغاز میشود
Read with: the suras of the same shelf mark
- 20 Shall neither stray nor toilthe overview: God recounts to Moussa his own life
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. كٓهيعٓصٓ (کاف های یا عین صاد).
ٮسم الله الرحمں الرحٮم كهٮعص
یادآوری مهربانی سرپرست تو نسبت به فرمانبردار خود زکریا، آنگاه که سرپرست خود را به ندایی نهان خواند،
دكر رحمٮ رٮك عٮده ركرٮا اد ٮادى رٮه ٮدا حڡٮا
گفت: «ای سرپرست من، همانا استخوان در من سست شده است، سر از سپیدی شعلهور شده است، و هرگز در خواندن تو، ای سرپرست من، تیرهبخت نبودهام.
ڡال رٮ اٮى وهں العطم مٮى واسٮعل الراس سٮٮا ولم اكں ٮدعاٮك رٮ سڡٮا
و همانا از کسان خود پس از خود ترسیدم، و همسرم نازا است. پس از سوی خود متحدی به من عطا کن که از من ارث ببرد و از طایفهٔ یعقوب ارث ببرد،
واٮى حڡٮ المولى مں وراى وكاٮٮ امراٮى عاڡرا ڡهٮ لى مں لدٮك ولٮا ٮرٮٮى وٮرٮ مں ال ٮعڡوٮ
و ای سرپرست من، او را پسندیده گردان.»
واحعله رٮ رصٮا
«ای زکریا، ما همانا تو را به پسری مژده میدهیم: ویژگی او یحیی است، که پیش از او برای هیچکس این ویژگی را مشترک نساختهایم.»
ٮركرٮا اٮا ٮٮسرك ٮعلم اسمه ٮحٮى لم ٮحعل له مں ڡٮل سمٮا
گفت: «ای سرپرست من، چگونه پسری خواهم داشت، در حالی که همسرم نازا است و من در سالخوردگی به نهایت فرسودگی رسیدهام؟»
ڡال رٮ اٮى ٮكوں لى علم وكاٮٮ امراٮى عاڡرا وڡد ٮلعٮ مں الكٮر عٮٮا
گفت: «چنین خواهد بود. سرپرست تو گفت: این بر من آسان است، و من پیشتر تو را آفریدهام، در حالی که چیزی نبودی.»
ڡال كدلك ڡال رٮك هو على هٮں وڡد حلڡٮك مں ڡٮل ولم ٮك سٮا
گفت: «سرپرست من، برای من نشانهای قرار ده.»
ڡال رٮ احعل لى اٮه
گفت: «نشانهٔ تو این است که سه شب تمام با مردم سخن نخواهی گفت.»
ڡال اٮٮك الا ٮكلم الٮاس ٮلٮ لٮال سوٮا
پس از نیایشگاه نزد قوم خود بیرون آمد و به آنان اشاره کرد: «بامدادان و شامگاهان شکوه او را بسرایید.»
ڡحرح على ڡومه مں المحراٮ ڡاوحى الٮهم اں سٮحوا ٮكره وعسٮا
«ای یحیی، ضابطه را با نیرو بگیر.»
ٮٮحٮى حد الكٮٮ ٮڡوه
و ما به او داوری دادیم، در حالی که کودکی خردسال بود،
واٮٮٮه الحكم صٮٮا
و نرمیای از سوی ما و پاکی؛
وحٮاٮا مں لدٮا وركوه
و محتاط بود.
وكاں ٮڡٮا
و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود، نه ستمپیشه بود و نه نافرمان.
وٮرا ٮولدٮه ولم ٮكں حٮارا عصٮا
و آرامش بر او باد روزی که زاده شد، روزی که خواهد مرد، و روزی که زنده برانگیخته خواهد شد.
وسلم علٮه ٮوم ولد وٮوم ٮموٮ وٮوم ٮٮعٮ حٮا
و در نوشتار مریم را یاد کن، آنگاه که از کسان خود به جایی در خاور کناره گرفت و دور از آنان پردهای برگرفت.
وادكر ڡى الكٮٮ مرٮم اد اٮٮٮدٮ مں اهلها مكاٮا سرڡٮا ڡاٮحدٮ مں دوٮهم ححاٮا
آنگاه جریان خود را به سوی او فرستادیم، که به شکل آدمی کامل بر او ظاهر شد.
ڡارسلٮا الٮها روحٮا ڡٮمٮل لها ٮسرا سوٮا
گفت: «همانا از تو خود را در پناه بیاندازه مهربان میگذارم! اگر محتاط هستی…»
ڡالٮ اٮى اعود ٮالرحمں مٮك اں كٮٮ ٮڡٮا
گفت: «من جز فرستادهٔ سرپرست تو نیستم، تا او پسری پاک به تو عطا کند.»
ڡال اٮما اٮا رسول رٮك لاهٮ لك علما ركٮا
گفت: «چگونه پسری خواهم داشت، در حالی که هیچ آدمی مرا لمس نکرده است و من بیشرم نبودهام؟»
ڡالٮ اٮى ٮكوں لى علم ولم ٮمسسٮى ٮسر ولم اك ٮعٮا
گفت: «چنین خواهد بود. سرپرست تو گفت: این بر من آسان است.
ڡال كدلك ڡال رٮك هو على هٮں
و او را نشانهای برای انسانها و مهربانیای از سوی خود خواهیم گرداند.
ولٮحعله اٮه للٮاس ورحمه مٮا
این کاری است که پیشتر مقرر شده است.»
وكاں امرا مڡصٮا
او را بار گرفت، سپس با او به جایی دورافتاده کناره گرفت.
ڡحملٮه ڡاٮٮٮدٮ ٮه مكاٮا ڡصٮا
درد زایمان او را به سوی تنهٔ نخل راند. گفت: «ای کاش پیش از این مرده بودم و چیزی فراموششده بودم، فراموششده برای جاودانه!»
ڡاحاها المحاص الى حدع الٮحله ڡالٮ ٮلٮٮٮى مٮ ڡٮل هدا وكٮٮ ٮسٮا مٮسٮا
پس از زیر پایش او را ندا داد: «اندوهگین مباش! سرپرست تو زیر تو جویباری نهاده است.
ڡٮادٮها مں ٮحٮها الا ٮحرٮى ڡد حعل رٮك ٮحٮك سرٮا
و تنهٔ نخل را به سوی خود تکان بده: خرماهای تازهٔ رسیده بر تو فرو خواهد ریخت.
وهرى الٮك ٮحدع الٮحله ٮسڡط علٮك رطٮا حٮٮا
پس بخور، بنوش، و نگاهت خنک شود.
ڡكلى واسرٮى وڡرى عٮٮا
پس اگر کسی از آدمیان را دیدی، بگو: ‹من برای بیاندازه مهربان خودداریای نذر کردهام؛ پس امروز با هیچ آدمی سخن نخواهم گفت.›»
ڡاما ٮرٮں مں الٮسر احدا ڡڡولى اٮى ٮدرٮ للرحمں صوما ڡلں اكلم الٮوم اٮسٮا
پس او را در آغوش گرفته نزد قوم خود آمد.
ڡاٮٮ ٮه ڡومها ٮحمله
گفتند: «ای مریم، همانا به کاری هولناک دست زدهای!
ڡالوا ٮمرٮم لڡد حٮٮ سٮا ڡرٮا
ای خواهر هارون، پدرت مردی بد نبود و مادرت نیز زنی بیشرم نبود.»
ٮاحٮ هروں ما كاں اٮوك امرا سو وما كاٮٮ امك ٮعٮا
پس به او اشاره کرد.
ڡاسارٮ الٮه
گفتند: «چگونه با کودکی خردسال در گهواره سخن بگوییم؟»
ڡالوا كٮڡ ٮكلم مں كاں ڡى المهد صٮٮا
کودک گفت: «من همانا فرمانبردار خدا هستم. او به من نوشتار داد و مرا اطلاعدهنده گرداند؛ مرا هر کجا باشم خجسته گرداند، و تا زنده خواهم بود تماس و گشادهدستی ناب را به من سفارش کرد، و نیز نیکی به مادرم.
ڡال اٮى عٮد الله اٮٮٮى الكٮٮ وحعلٮى ٮٮٮا وحعلٮى مٮاركا اٮں ما كٮٮ واوصٮى ٮالصلوه والركوه ما دمٮ حٮا وٮرا ٮولدٮى
و مرا نه ستمپیشه گردانید و نه تیرهبخت.
ولم ٮحعلٮى حٮارا سڡٮا
و آرامش بر من باد روزی که زاده شدم، روزی که خواهم مرد، و روزی که زنده برانگیخته خواهم شد.»
والسلم على ٮوم ولدٮ وٮوم اموٮ وٮوم اٮعٮ حٮا
این است عیسی، پسر مریم —
دلك عٮسى اٮں مرٮم
سخن حقیقت، که دربارهٔ آن به کشمکش درمیآیند.
ڡول الحٯ الدى ڡٮه ٮمٮروں
خدا را نسزد که فرزندی برای خود برگیرد.
ما كاں لله اں ٮٮحد مں ولد
شکوه بر او باد!
سٮحٮه
چون چیزی را مقرر میکند، فقط به آن میگوید: «باش»،
ادا ڡصى امرا ڡاٮما ٮڡول له كں
و آن هست.
ڡٮكوں
و خدا همانا سرپرست من و سرپرست شما است؛ پس از او فرمان برید.
واں الله رٮى ورٮكم ڡاعٮدوه
این است جادهای راست.
هدا صرط مسٮڡٮم
اما گروهها میان خود اختلاف کردند.
ڡاحٮلڡ الاحراٮ مں ٮٮٮهم
پس وای بر انکارکنندگان، آنگاه که گواه روزی سترگ خواهند بود!
ڡوٮل للدٮں كڡروا مں مسهد ٮوم عطٮم
چه خوب خواهند شنید و چه روشن خواهند دید، روزی که نزد ما بیایند!
اسمع ٮهم واٮصر ٮوم ٮاٮوٮٮا
اما ستمگران امروز در گمراهی آشکارند.
لكں الطلموں الٮوم ڡى صلل مٮٮں
و آنان را از روز دلشکستگی هشدار ده، آنگاه که کار فیصله داده شود، در حالی که در بیخبریاند و باور نمیآورند،
واٮدرهم ٮوم الحسره اد ڡصى الامر وهم ڡى عڡله وهم لا ٮومٮوں
زیرا این ما هستیم که از زمین و از کسانی که بر آناند ارث خواهیم برد،
اٮا ٮحں ٮرٮ الارص ومں علٮها
و به سوی ما بازگردانده خواهند شد.
والٮٮا ٮرحعوں
و در نوشتار ابراهیم را یاد کن: او مردی راستگو بود، اطلاعدهنده، آنگاه که به پدر خود گفت: «ای پدر من، چرا از آنچه نه میشنود و نه روشن میبیند و تو را به هیچ کار نمیآید فرمان میبری؟
وادكر ڡى الكٮٮ اٮرهٮم اٮه كاں صدٮڡا ٮٮٮا اد ڡال لاٮٮه ٮاٮٮ لم ٮعٮد ما لا ٮسمع ولا ٮٮصر ولا ٮعٮى عٮك سٮا
ای پدر من، همانا از دانش چیزی به من آمده است که به تو نرسیده است؛ پس از من پیروی کن، تو را بر جادهای هموار راه خواهم نمود.
ٮاٮٮ اٮى ڡد حاٮى مں العلم ما لم ٮاٮك ڡاٮٮعٮى اهدك صرطا سوٮا
ای پدر من، منحرفکننده را فرمان مبر،
ٮاٮٮ لا ٮعٮد السٮطں
زیرا منحرفکننده نسبت به بیاندازه مهربان نافرمان است.
اں السٮطں كاں للرحمں عصٮا
ای پدر من، میترسم که کیفری از بیاندازه مهربان به تو برسد، و متحد منحرفکننده شوی.»
ٮاٮٮ اٮى احاڡ اں ٮمسك عداٮ مں الرحمں ڡٮكوں للسٮطں ولٮا
پدرش گفت: «آیا از ایزدان من روی برمیتابی، ای ابراهیم؟
ڡال اراعٮ اٮٮ عں الهٮى
اگر باز نایستی، بیگمان تو را خواهم راند! مدتی دراز از من دور شو.»
ٮاٮرهٮم لٮں لم ٮٮٮه لارحمٮك واهحرٮى ملٮا
ابراهیم گفت: «آرامش بر تو. برای تو از سرپرست خود بخشایش خواهم خواست: او همواره با من نیکخواه بوده است. من از شما و از آنچه غیر از خدا میخوانید جدا میشوم، و سرپرست خود را میخوانم؛ شاید با خواندن سرپرست خود تیرهبخت نباشم.»
ڡال سلم علٮك ساسٮعڡر لك رٮى اٮه كاں ٮى حڡٮا واعٮرلكم وما ٮدعوں مں دوں الله وادعوا رٮى عسى الا اكوں ٮدعا رٮى سڡٮا
چون از آنان و از آنچه غیر از خدا فرمان میبردند جدا شد، اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم،
ڡلما اعٮرلهم وما ٮعٮدوں مں دوں الله وهٮٮا له اسحٯ وٮعڡوٮ
و از هر کدام اطلاعدهندهای ساختیم.
وكلا حعلٮا ٮٮٮا
و از مهربانی خود به آنان عطا کردیم، و زبانی راستگو و والا برایشان قرار دادیم.
ووهٮٮا لهم مں رحمٮٮا وحعلٮا لهم لساں صدٯ علٮا
و در نوشتار موسی را یاد کن: او خود را تنها به خدا وامینهاد، و فرستادهای بود، اطلاعدهنده.
وادكر ڡى الكٮٮ موسى اٮه كاں محلصا وكاں رسولا ٮٮٮا
و او را از جانب راست کوه ندا دادیم، و او را در رازگویی نزدیک آوردیم.
وٮدٮٮه مں حاٮٮ الطور الاٮمں وڡرٮٮه ٮحٮا
و از مهربانی خود برادرش هارون را، اطلاعدهنده، به او عطا کردیم.
ووهٮٮا له مں رحمٮٮا احاه هروں ٮٮٮا
و در نوشتار اسماعیل را یاد کن: او در وعدهٔ خود راستگو بود، و فرستادهای بود، اطلاعدهنده. کسان خود را به تماس و گشادهدستی ناب دستور میداد،
وادكر ڡى الكٮٮ اسمعٮل اٮه كاں صادٯ الوعد وكاں رسولا ٮٮٮا وكاں ٮامر اهله ٮالصلوه والركوه
و نزد سرپرست خود پسندیده بود.
وكاں عٮد رٮه مرصٮا
و در نوشتار ادریس را یاد کن: او مردی راستگو بود، اطلاعدهنده.
وادكر ڡى الكٮٮ ادرٮس اٮه كاں صدٮڡا ٮٮٮا
و او را به جایگاهی والا برافراشتیم.
ورڡعٮه مكاٮا علٮا
اینان کسانیاند که خدا در میان اطلاعدهندگان آنان را با دهشها سرشار کرد: از نسل آدم، از کسانی که با نوح برداشتیم، از نسل ابراهیم و اسرائیل، و از میان کسانی که راه نمودیم و برگزیدیم.
اولٮك الدٮں اٮعم الله علٮهم مں الٮٮٮں مں درٮه ادم وممں حملٮا مع ٮوح ومں درٮه اٮرهٮم واسرٮل وممں هدٮٮا واحٮٮٮٮا
هرگاه نشانههای بیاندازه مهربان بر آنان برخوانده میشد، پیشانی بر خاک نهاده و گریان میافتادند.
ادا ٮٮلى علٮهم اٮٮ الرحمں حروا سحدا وٮكٮا
سپس نسلی جانشین آنان شد که تماس را تباه گذاشت و از هوسها پیروی کرد: پس به سرگشتگی خواهند رسید — مگر آنکه پشیمانی کند، باور آورد و کردار شایسته بهجا آورد؛ اینان به باغ درآورده خواهند شد و هیچ ستمی نخواهند دید: باغهای پایایی که بیاندازه مهربان به فرمانبرداران خود وعده داده است، هرچند از حواسشان بیرون باشد؛
ڡحلڡ مں ٮعدهم حلڡ اصاعوا الصلوه واٮٮعوا السهوٮ ڡسوڡ ٮلڡوں عٮا الا مں ٮاٮ وامں وعمل صلحا ڡاولٮك ٮدحلوں الحٮه ولا ٮطلموں سٮا حٮٮ عدں الٮى وعد الرحمں عٮاده ٮالعٮٮ
زیرا وعدهٔ او مقدر شده است که به انجام رسد.
اٮه كاں وعده ماٮٮا
در آنجا هیچ بیهودگی نخواهند شنید،
لا ٮسمعوں ڡٮها لعوا
جز: «آرامش!»
الا سلما
و در آنجا بامدادان و شامگاهان روزی خود را خواهند داشت.
ولهم ررڡهم ڡٮها ٮكره وعسٮا
این است باغی که از میان فرمانبرداران خود به آن کسی را که محتاط بود به ارث خواهیم داد.
ٮلك الحٮه الٮى ٮورٮ مں عٮادٮا مں كاں ٮڡٮا
«ما جز به دستور سرپرست تو فرود نمیآییم.
وما ٮٮٮرل الا ٮامر رٮك
آنچه پیش روی ما است، آنچه پشت سر ما است و آنچه میان این دو است از آنِ او است.
له ما ٮٮں اٮدٮٮا وما حلڡٮا وما ٮٮں دلك
و سرپرست تو فراموشکار نیست.»
وما كاں رٮك ٮسٮا
سرپرست آسمانها و زمین و آنچه میان آنها است: پس از او فرمان بر و در فرمان بردن از او پایدار باش.
رٮ السموٮ والارص وما ٮٮٮهما ڡاعٮده واصطٮر لعٮدٮه
آیا کسی را میشناسی که ویژگی او را با او مشترک داشته باشد؟
هل ٮعلم له سمٮا
و انسان میگوید: «آیا چون بمیرم، بهراستی زنده بیرون آورده خواهم شد؟»
وٮڡول الاٮسں ادا ما مٮ لسوڡ احرح حٮا
آیا انسان به یاد نمیآورد که ما پیشتر او را آفریدیم، در حالی که چیزی نبود؟
اولا ٮدكر الاٮسں اٮا حلڡٮه مں ڡٮل ولم ٮك سٮا
به سرپرست تو، بیگمان آنان را و منحرفکنندگان را گرد خواهیم آورد؛ سپس بیگمان آنان را گرداگرد جهنم، بر زانوها، حاضر خواهیم کرد.
ڡورٮك لٮحسرٮهم والسٮطٮں ٮم لٮحصرٮهم حول حهٮم حٮٮا
سپس از هر دسته، بیگمان کسانی را که بر بیاندازه مهربان سرکشتر بودند بیرون خواهیم کشید.
ٮم لٮٮرعں مں كل سٮعه اٮهم اسد على الرحمں عٮٮا
سپس این ما هستیم که بهتر میدانیم چه کسی سزاوارتر است که در آن بسوزد.
ٮم لٮحں اعلم ٮالدٮں هم اولى ٮها صلٮا
و هیچیک از شما نیست مگر آنکه بر آن درآید: این برای سرپرست تو حکمی بازگشتناپذیر است.
واں مٮكم الا واردها كاں على رٮك حٮما مڡصٮا
سپس کسانی را که محتاط بودند نجات خواهیم داد، و ستمگران را در آن، بر زانوها، وا خواهیم گذاشت.
ٮم ٮٮحى الدٮں اٮڡوا وٮدر الطلمٮں ڡٮها حٮٮا
و چون نشانههای روشن ما بر آنان برخوانده میشود، انکارکنندگان به باورمندان میگویند: «کدامیک از دو گروه جایگاه بهتر و مجلس زیباتر دارد؟»
وادا ٮٮلى علٮهم اٮٮٮا ٮٮٮٮ ڡال الدٮں كڡروا للدٮں امٮوا اى الڡرٮڡٮں حٮر مڡاما واحسں ٮدٮا
چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم، که در دارایی و نمود زیباتر بودند!
وكم اهلكٮا ڡٮلهم مں ڡرں هم احسں اٮٮا ورٮا
بگو: «هر که در گمراهی است، بیاندازه مهربان به او مهلتی دراز دهد،
ڡل مں كاں ڡى الصلله ڡلٮمدد له الرحمں مدا
تا آنگاه که آنچه را به آنان وعده داده شده است ببینند — یا کیفر یا آن لحظه — بدانند چه کسی بدترین جایگاه را دارد و چه کسی در سپاه ناتوانتر است.»
حٮى ادا راوا ما ٮوعدوں اما العداٮ واما الساعه ڡسٮعلموں مں هو سر مكاٮا واصعڡ حٮدا
و خدا راهنمایی کسانی را که راهنمایی پذیرفتند میافزاید.
وٮرٮد الله الدٮں اهٮدوا هدى
و کردارهای پایدار و شایسته نزد سرپرست تو در عوض بهتریناند و در بازگشتی که میدهند بهترین.
والٮڡٮٮ الصلحٮ حٮر عٮد رٮك ٮواٮا وحٮر مردا
آیا کسی را دیدهای که نشانههای ما را انکار کرد و گفت: «بیگمان به من دارایی و فرزندان داده خواهد شد»؟ آیا به آنچه فراتر از حواس است نفوذ کرده، یا از بیاندازه مهربان پیمانی گرفته است؟ نه!
اڡرٮٮ الدى كڡر ٮاٮٮٮا وڡال لاوٮٮں مالا وولدا اطلع العٮٮ ام اٮحد عٮد الرحمں عهدا كلا
آنچه میگوید خواهیم نگاشت و کیفر را برایش دراز خواهیم کرد.
سٮكٮٮ ما ٮڡول وٮمد له مں العداٮ مدا
و از آنچه میگوید ارث خواهیم برد، و او تنها نزد ما خواهد آمد.
وٮرٮه ما ٮڡول وٮاٮٮٮا ڡردا
و غیر از خدا ایزدانی برگرفتهاند تا برایشان نیرویی باشند. نه!
واٮحدوا مں دوں الله الهه لٮكوٮوا لهم عرا كلا
آنها فرمانبرداریشان را انکار خواهند کرد و در برابرشان خواهند ایستاد.
سٮكڡروں ٮعٮادٮهم وٮكوٮوں علٮهم صدا
آیا ندیدهای که ما منحرفکنندگان را بر انکارکنندگان رها کردیم، و آنان را بیوقفه میشورانند؟
الم ٮر اٮا ارسلٮا السٮطٮں على الكڡرٮں ٮورهم ارا
پس در برابر آنان شتاب مکن:
ڡلا ٮعحل علٮهم
ما تنها برایشان میشماریم، یکبهیک.
اٮما ٮعد لهم عدا
روزی که محتاطان را به سوی بیاندازه مهربان، در هیئت نمایندگان، گرد آوریم، و کنارگذاشتهشدگان را به سوی جهنم ببریم، بهصورت درآمدن.
ٮوم ٮحسر المٮڡٮں الى الرحمں وڡدا وٮسوٯ المحرمٮں الى حهٮم وردا
هیچ میانجیگریای در اختیار نخواهند داشت، مگر آنکه نزد بیاندازه مهربان پیمانی بسته باشد.
لا ٮملكوں السڡعه الا مں اٮحد عٮد الرحمں عهدا
و گفتند: «بیاندازه مهربان فرزندی برای خود برگرفته است.»
وڡالوا اٮحد الرحمں ولدا
همانا به کاری شگرف دست زدهاید! نزدیک است آسمانها از آن شکافته شوند، زمین بدرد و کوهها فرو ریزند — برای آنکه به بیاندازه مهربان فرزندی نسبت دادند.
لڡد حٮٮم سٮا ادا ٮكاد السموٮ ٮٮڡطرں مٮه وٮٮسٯ الارص وٮحر الحٮال هدا اں دعوا للرحمں ولدا
بیاندازه مهربان را نسزد که فرزندی برای خود برگیرد.
وما ٮٮٮعى للرحمں اں ٮٮحد ولدا
در آسمانها و زمین هیچکس نیست مگر آنکه فرمانبردار نزد بیاندازه مهربان میآید.
اں كل مں ڡى السموٮ والارص الا اٮى الرحمں عٮدا
او همانا آنان را برشمرده و یکبهیک شمرده است.
لڡد احصٮهم وعدهم عدا
و هر یک از آنان در روز حضور تنها نزد او خواهد آمد.
وكلهم اٮٮه ٮوم الڡٮمه ڡردا
برای کسانی که باور آوردند و کردارهای شایسته بهجا آوردند، بیاندازه مهربان همانا دوستی عطا خواهد کرد.
اں الدٮں امٮوا وعملوا الصلحٮ سٮحعل لهم الرحمں ودا
ما آن را به زبان تو آسان نساختیم جز برای آنکه محتاطان را به آن مژده دهی و قومی سرسخت را به آن هشدار دهی.
ڡاٮما ٮسرٮه ٮلساٮك لٮٮسر ٮه المٮڡٮں وٮٮدر ٮه ڡوما لدا
چه بسیار نسلها را پیش از آنان نابود کردیم! آیا از آنان یکی را درمییابی، یا از آنان کمترین زمزمهای میشنوی؟
وكم اهلكٮا ڡٮلهم مں ڡرں هل ٮحس مٮهم مں احد او ٮسمع لهم ركرا