Al-Baqara البقرة
Guidance for Those Who Guard Themselves هُدًۭى لِّلْمُتَّقِينَ
The section and its links
Guidance given, then detailed as law (2-3, then 4-6)
Threshold of sections I and VI
بخش از اینجا آغاز میشود
Read with: the suras of the same shelf mark
- 3 The Rope of Godthe twin of 2: the dispute and the combat lived through
- 29 Without being put to the trialthe trial of those who say “We believe”
- 30 The Romansthe signs, and the Law that does not change
- 31 Gave Luqman wisdomwisdom passed on from a father to his son
- 32 Fall down in prostrationthe descent, and those who fall down in prostration
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. الٓمٓ (الف لام میم).
ٮسم الله الرحمں الرحٮم الم
این است نوشتار: هیچ تردیدی ممکن نیست،
دلك الكٮٮ لا رٮٮ
در آن، راهنمایی برای محتاطان، آنان که هرچند از حواسشان بیرون باشد باور میآورند، تماس را پابرجا نگه میدارند، و از آنچه روزیشان دادهایم هزینه میکنند،
ڡٮه هدى للمٮڡٮں الدٮں ٮومٮوں ٮالعٮٮ وٮڡٮموں الصلوه ومما ررڡٮهم ٮٮڡڡوں
و کسانی که به آنچه بر تو فرود آوردهشده است و به آنچه پیش از تو فرود آوردهشده است باور میآورند، و به زندگی واپسین یقین دارند — اینان بر راهنماییای از سوی سرپرستشاناند،
والدٮں ٮومٮوں ٮما اٮرل الٮك وما اٮرل مں ڡٮلك وٮالاحره هم ٮوڡٮوں اولٮك على هدى مں رٮهم
و ایناناند رستگاران.
واولٮك هم المڡلحوں
کسانی که انکار میکنند، همانا برایشان یکسان است که آنان را هشدار دهی یا هشدار ندهی: باور نمیآورند.
اں الدٮں كڡروا سوا علٮهم اٮدرٮهم ام لم ٮٮدرهم لا ٮومٮوں
خدا بر هستههایشان و بر شنواییشان مهر زده است،
حٮم الله على ڡلوٮهم وعلى سمعهم
و بر بیناییهایشان، آنچه آنان را میپوشاند؛
وعلى اٮصرهم عسوه
و کیفری سترگ خواهند داشت.
ولهم عداٮ عطٮم
و از میان انسانها کسانی هستند که میگویند: «به خدا و به روز واپسین باور میآوریم»، در حالی که باورمند نیستند.
ومں الٮاس مں ٮڡول امٮا ٮالله وٮالٮوم الاحر وما هم ٮمومٮٮں
میکوشند خدا و کسانی را که باور آوردهاند فریب دهند،
ٮحدعوں الله والدٮں امٮوا
اما فقط خودشان را فریب میدهند، بیآنکه حس کنند.
وما ٮحدعوں الا اٮڡسهم وما ٮسعروں
در هستههایشان بیماریای هست،
ڡى ڡلوٮهم مرص
و خدا آنان را در بیماری افزونی داده است؛
ڡرادهم الله مرصا
و کیفری دردناک خواهند داشت، برای آنکه دروغ گفتهاند.
ولهم عداٮ الٮم ٮما كاٮوا ٮكدٮوں
و چون به آنان گفته میشود: «بر زمین فساد پراکنده نکنید»، میگویند: «ما فقط اصلاح میکنیم.»
وادا ڡٮل لهم لا ٮڡسدوا ڡى الارص ڡالوا اٮما ٮحں مصلحوں
آیا چنین نیست: همانا خودِ آناناند فسادگران؛ اما حس نمیکنند.
الا اٮهم هم المڡسدوں ولكں لا ٮسعروں
و چون به آنان گفته میشود: «باور آورید چنانکه مردم باور آوردند»، میگویند: «آیا باور بیاوریم چنانکه بیخردان باور آوردند؟»
وادا ڡٮل لهم امٮوا كما امں الٮاس ڡالوا اٮومں كما امں السڡها
آیا چنین نیست: همانا خودِ آناناند بیخردان؛ اما نمیدانند.
الا اٮهم هم السڡها ولكں لا ٮعلموں
و چون با کسانی که باور آوردهاند روبهرو میشوند، میگویند: «باور آوردیم»؛
وادا لڡوا الدٮں امٮوا ڡالوا امٮا
و چون با منحرفکنندگان خود تنها میمانند، میگویند: «همانا ما با شماییم، ما فقط به مسخره میگیریم.»
وادا حلوا الى سٮطٮٮهم ڡالوا اٮا معكم اٮما ٮحں مسٮهروں
خدا آنان را به مسخره میگیرد، و میگذارد حدشکنیشان را طولانی کنند، که در آن کورمال میروند.
الله ٮسٮهرى ٮهم وٮمدهم ڡى طعٮٮهم ٮعمهوں
ایناناند کسانی که گمراهی را به بهای راهنمایی خریدند؛ پس بازرگانیشان سودآور نبود، و راهنمایی نمیپذیرفتند.
اولٮك الدٮں اسٮروا الصلله ٮالهدى ڡما رٮحٮ ٮحرٮهم وما كاٮوا مهٮدٮں
مثالِ آنان مثالِ کسی است که آتشی میافروزد؛ چون آنچه پیرامون او است روشن کرد،
مٮلهم كمٮل الدى اسٮوڡد ٮارا ڡلما اصاٮ ما حوله
خدا نورشان را میبرد و آنان را در تاریکیهایی وامیگذارد که دیگر روشن نمیبینند.
دهٮ الله ٮٮورهم وٮركهم ڡى طلمٮ لا ٮٮصروں
کر، لال، کور، پس بازنمیگردند.
صم ٮكم عمى ڡهم لا ٮرحعوں
یا همچون بارانی سیلآسا از آسمان، که در آن تاریکیها، رعد و برقها هست:
او كصٮٮ مں السما ڡٮه طلمٮ ورعد وٮرٯ
انگشتانشان را بهسبب صاعقه در گوشهایشان میگذارند، هشیار در برابر مرگ.
ٮحعلوں اصٮعهم ڡى اداٮهم مں الصوعٯ حدر الموٮ
خدا انکارکنندگان را کاملاً در بر میگیرد.
والله محٮط ٮالكڡرٮں
برق نزدیک است که بیناییهایشان را برباید.
ٮكاد الٮرٯ ٮحطڡ اٮصرهم
هرگاه آنان را روشن میکند، راه میروند؛
كلما اصا لهم مسوا ڡٮه
و همینکه بر آنان تاریک میشود، بیحرکت میایستند.
وادا اطلم علٮهم ڡاموا
و اگر خدا را پسند افتاده بود، حتماً شنوایی و بیناییهایشان را میبرد،
ولو سا الله لدهٮ ٮسمعهم واٮصرهم
زیرا خدا بر هر چیز توانا است.
اں الله على كل سى ڡدٮر
ای انسانها! سرپرست خود را فرمان ببرید، آن که شما را و کسانی را که پیش از شما بودهاند آفرید، شاید محتاط باشید،
ٮاٮها الٮاس اعٮدوا رٮكم الدى حلڡكم والدٮں مں ڡٮلكم لعلكم ٮٮڡوں
او که برای شما زمین را بستر ساخت، و آسمان را ساختمانی، و از آسمان آبی فرود آورد، که با آن میوهها را بهعنوان روزی برای شما بیرون آورد.
الدى حعل لكم الارص ڡرسا والسما ٮٮا واٮرل مں السما ما ڡاحرح ٮه مں الٮمرٮ ررڡا لكم
پس برای خدا رقیبانی قرار ندهید، در حالی که میدانید.
ڡلا ٮحعلوا لله اٮدادا واٮٮم ٮعلموں
و اگر در آنچه بر فرمانبردار ما فرود آوردهایم در تردید هستید، پس سورهای همانند آن بیاورید،
واں كٮٮم ڡى رٮٮ مما ٮرلٮا على عٮدٮا ڡاٮوا ٮسوره مں مٮله
و گواهان خود را فراخوانید، غیر از خدا، اگر راستگویید.
وادعوا سهداكم مں دوں الله اں كٮٮم صدڡٮں
اگر چنین نکنید — و هرگز نخواهید کرد — پس از آتشی محتاط باشید که سوختش انسانها و سنگها است،
ڡاں لم ٮڡعلوا ولں ٮڡعلوا ڡاٮڡوا الٮار الٮى وڡودها الٮاس والححاره
آمادهشده برای انکارکنندگان.
اعدٮ للكڡرٮں
و کسانی را که باور آوردهاند و کردارهای شایسته بهجا آوردهاند مژده بده که باغهایی خواهند داشت که رودها از زیر آنها جاری است.
وٮسر الدٮں امٮوا وعملوا الصلحٮ اں لهم حٮٮ ٮحرى مں ٮحٮها الاٮهر
هرگاه در آنجا از میوهای بهعنوان روزی روزی داده میشوند، میگویند: «این است آنچه پیشتر از آن روزی دادهشدهایم»؛
كلما ررڡوا مٮها مں ٮمره ررڡا ڡالوا هدا الدى ررڡٮا مں ڡٮل
و آن را شبیه برایشان میآورند.
واٮوا ٮه مٮسٮها
و در آنجا همسرانی پاکشده خواهند داشت،
ولهم ڡٮها اروح مطهره
و در آنجا جاودانه میمانند.
وهم ڡٮها حلدوں
همانا خدا از افزودن مثالی آزرم نمیکند، حتی مثال پشهای یا بیش از آن.
اں الله لا ٮسٮحى اں ٮصرٮ مٮلا ما ٮعوصه ڡما ڡوڡها
اما کسانی که باور آوردهاند، میدانند که آن حقیقتی است از سوی سرپرستشان؛
ڡاما الدٮں امٮوا ڡٮعلموں اٮه الحٯ مں رٮهم
و اما کسانی که انکار میکنند، میگویند: «خدا از این مثال چه خواسته است؟»
واما الدٮں كڡروا ڡٮڡولوں مادا اراد الله ٮهدا مٮلا
بهواسطهٔ آن بسیاری را گمراه میکند، و بهواسطهٔ آن بسیاری را راه مینماید؛
ٮصل ٮه كٮٮرا وٮهدى ٮه كٮٮرا
و بهواسطهٔ آن فقط تجاوزگران را گمراه میکند، آنان که پیمان خدا را پس از پیمان استواری که آن را میبندد میشکنند، آنچه را خدا دستور داده است که پیوند داده شود قطع میکنند، و بر زمین فساد میپراکنند.
وما ٮصل ٮه الا الڡسڡٮں الدٮں ٮٮڡصوں عهد الله مں ٮعد مٮٮڡه وٮڡطعوں ما امر الله ٮه اں ٮوصل وٮڡسدوں ڡى الارص
ایناناند زیانکاران.
اولٮك هم الحسروں
چگونه میتوانید خدا را انکار کنید، در حالی که مرده بودید و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را خواهد میراند،
كٮڡ ٮكڡروں ٮالله وكٮٮم اموٮا ڡاحٮكم ٮم ٮمٮٮكم
سپس دوباره شما را زنده خواهد کرد، سپس به سوی او بازگردانده خواهید شد؟
ٮم ٮحٮٮكم ٮم الٮه ٮرحعوں
اوست که برای شما هر آنچه را بر زمین است آفرید،
هو الدى حلٯ لكم ما ڡى الارص حمٮعا
سپس به سوی آسمان رو کرد، و آنها را به هفت آسمان شکل داد؛
ٮم اسٮوى الى السما ڡسوٮهں سٮع سموٮ
و او همهچیزدانِ هر چیز است.
وهو ٮكل سى علٮم
و چون سرپرست تو به کارگزاران گفت: «من بر زمین جانشینی خواهم نهاد.»
واد ڡال رٮك للملٮكه اٮى حاعل ڡى الارص حلٮڡه
گفتند: «آیا در آن کسی را خواهی نهاد که در آن فساد پراکنده خواهد کرد و خون خواهد ریخت، در حالی که ما با ستودنِ تو شکوه تو را میسراییم و والاپایگی تو را اعلام میکنیم؟»
ڡالوا اٮحعل ڡٮها مں ٮڡسد ڡٮها وٮسڡك الدما وٮحں ٮسٮح ٮحمدك وٮڡدس لك
گفت: «همانا من آنچه را شما نمیدانید میدانم.»
ڡال اٮى اعلم ما لا ٮعلموں
و به آدم همهٔ ویژگیها را آموخت، سپس آنها را به کارگزاران عرضه کرد و گفت: «مرا از ویژگیهای اینان اطلاع دهید، اگر راستگو هستید.»
وعلم ادم الاسما كلها ٮم عرصهم على الملٮكه ڡڡال اٮٮوٮى ٮاسما هولا اں كٮٮم صدڡٮں
گفتند: «شکوه بر تو باد! ما فقط دانشی داریم که تو به ما آموختی؛ همانا این تویی، همهچیزدان، فرزانه.»
ڡالوا سٮحٮك لا علم لٮا الا ما علمٮٮا اٮك اٮٮ العلٮم الحكٮم
گفت: «ای آدم! آنان را از ویژگیهایشان اطلاع بده.»
ڡال ٮادم اٮٮٮهم ٮاسماٮهم
و چون او آنان را از ویژگیهایشان اطلاع داد، گفت: «آیا به شما نگفتم که من آنچه را فراتر از حواس است در آسمانها و بر زمین میدانم، و آنچه را آشکار میکنید و آنچه را کتمان میکردید میدانم؟»
ڡلما اٮٮاهم ٮاسماٮهم ڡال الم اڡل لكم اٮى اعلم عٮٮ السموٮ والارص واعلم ما ٮٮدوں وما كٮٮم ٮكٮموں
و چون به کارگزاران گفتیم: «در برابر آدم پیشانی بر خاک نهید»، پیشانی بر خاک نهادند،
واد ڡلٮا للملٮكه اسحدوا لادم ڡسحدوا
مگر ابلیس: او سر باز زد، خودبزرگبینی کرد، و از شمار انکارکنندگان بود.
الا اٮلٮس اٮى واسٮكٮر وكاں مں الكڡرٮں
و گفتیم: «ای آدم! تو و همسرت در باغ ساکن شو، و از آن بخورید، به آسودگی، هر جا که پسندتان افتد،
وڡلٮا ٮادم اسكں اٮٮ وروحك الحٮه وكلا مٮها رعدا حٮٮ سٮٮما
اما به این درخت نزدیک نشوید، وگرنه از شمار ستمگران میشدید.»
ولا ٮڡرٮا هده السحره ڡٮكوٮا مں الطلمٮں
اما منحرفکننده آن دو را از آنجا لغزاند، و از حالی که در آن بودند بیرونشان آورد؛
ڡارلهما السٮطں عٮها ڡاحرحهما مما كاٮا ڡٮه
و گفتیم: «فرود آیید،
وڡلٮا اهٮطوا
دشمنان یکدیگر،
ٮعصكم لٮعص عدو
و بر زمین، لنگرگاهی و کامیابیای تا زمانی خواهید داشت.»
ولكم ڡى الارص مسٮڡر ومٮع الى حٮں
سپس آدم از سرپرست خود کلمههایی دریافت کرد، و او با گذشت به سوی او بازگشت،
ڡٮلڡى ادم مں رٮه كلمٮ ڡٮاٮ علٮه
زیرا او است آن که پیوسته بازمیگردد، مهربان.
اٮه هو الٮواٮ الرحٮم
گفتیم: «همگی از آن فرود آیید؛
ڡلٮا اهٮطوا مٮها حمٮعا
سپس اگر راهنماییای از سوی من برایتان بیاید، هر که از راهنمایی من پیروی کند، هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد.
ڡاما ٮاٮٮٮكم مٮى هدى ڡمں ٮٮع هداى ڡلا حوڡ علٮهم ولا هم ٮحرٮوں
و کسانی که انکار میکنند و نشانههای ما را دروغ میانگارند — ایناناند همراهان آتش، در آن جاودانه میمانند.»
والدٮں كڡروا وكدٮوا ٮاٮٮٮا اولٮك اصحٮ الٮار هم ڡٮها حلدوں
ای فرزندان اسرائیل! دهش مرا که شما را از آن سرشار کردم به یاد آورید، و به پیمان من وفادار باشید، به پیمان شما وفادار خواهم بود؛ و این منم که باید گرامیام بدارید.
ٮٮٮى اسرٮل ادكروا ٮعمٮى الٮى اٮعمٮ علٮكم واوڡوا ٮعهدى اوڡ ٮعهدكم واٮى ڡارهٮوں
و به آنچه فرود آوردم باور آورید، که آنچه را با شما است تأیید میکند، و نخستین انکارکنندگان آن نباشید؛
وامٮوا ٮما اٮرلٮ مصدڡا لما معكم ولا ٮكوٮوا اول كاڡر ٮه
و بهواسطهٔ نشانههای من بهایی ناچیز نخرید؛ و این در برابر من است که باید محتاط باشید.
ولا ٮسٮروا ٮاٮٮى ٮمٮا ڡلٮلا واٮى ڡاٮڡوں
و حقیقت را در جامهٔ ناراستی نپوشانید، و حقیقت را کتمان نکنید، در حالی که میدانید.
ولا ٮلٮسوا الحٯ ٮالٮطل وٮكٮموا الحٯ واٮٮم ٮعلموں
و تماس را پابرجا نگه دارید، و گشادهدستی ناب را بدهید،
واڡٮموا الصلوه واٮوا الركوه
و با زانوزنندگان زانو بزنید.
واركعوا مع الركعٮں
آیا مردم را به فضیلت دستور میدهید و خودتان را فراموش میکنید، در حالی که نوشتار را برمیخوانید؟
اٮامروں الٮاس ٮالٮر وٮٮسوں اٮڡسكم واٮٮم ٮٮلوں الكٮٮ
آیا پس خرد نمیورزید؟
اڡلا ٮعڡلوں
و از شکیبایی و تماس یاری بجویید:
واسٮعٮٮوا ٮالصٮر والصلوه
این بیگمان گران است، مگر برای فروتنان، آنان که گمان میبرند که با سرپرست خود روبهرو خواهند شد، و اینکه به سوی او بازمیگردند.
واٮها لكٮٮره الا على الحسعٮں الدٮں ٮطٮوں اٮهم ملڡوا رٮهم واٮهم الٮه رحعوں
ای فرزندان اسرائیل! دهش مرا که شما را از آن سرشار کردم به یاد آورید، و اینکه شما را بر همهٔ هستیها برتری دادم.
ٮٮٮى اسرٮل ادكروا ٮعمٮى الٮى اٮعمٮ علٮكم واٮى ڡصلٮكم على العلمٮں
و از روزی محتاط باشید که در آن هیچ خویشتنی در هیچ چیز جای خویشتنی دیگر را نخواهد گرفت، هیچ میانجیگریای از او پذیرفته نخواهد شد، هیچ جبرانی از او گرفته نخواهد شد، و آنان یاری نخواهند شد.
واٮڡوا ٮوما لا ٮحرى ٮڡس عں ٮڡس سٮا ولا ٮڡٮل مٮها سڡعه ولا ٮوحد مٮها عدل ولا هم ٮٮصروں
و چون شما را از دودمان فرعون رهانیدیم، که کیفر بد بر شما روا میداشتند، پسرانتان را سر میبریدند و به آزرم زنانتان آسیب میرساندند —
واد ٮحٮٮكم مں ال ڡرعوں ٮسوموٮكم سو العداٮ ٮدٮحوں اٮٮاكم وٮسٮحٮوں ٮساكم
و در آن، از سوی سرپرست شما، آنچه بهگونهای سترگ میآزماید بود.
وڡى دلكم ٮلا مں رٮكم عطٮم
و چون دریا را برای شما شکافتیم، و شما را رهانیدیم، و دودمان فرعون را غرق کردیم، در حالی که مینگریستید.
واد ڡرڡٮا ٮكم الٮحر ڡاٮحٮٮكم واعرڡٮا ال ڡرعوں واٮٮم ٮٮطروں
و چون برای موسی چهل شب وعدهگاه مقرر کردیم؛ سپس شما پس از او گوساله را برگرفتید، و ستمگر بودید.
واد وعدٮا موسى ارٮعٮں لٮله ٮم اٮحدٮم العحل مں ٮعده واٮٮم طلموں
سپس پس از آن از شما چشمپوشی کردیم، شاید سپاسگزار باشید.
ٮم عڡوٮا عٮكم مں ٮعد دلك لعلكم ٮسكروں
و چون به موسی نوشتار را دادیم
واد اٮٮٮا موسى الكٮٮ
و بازشناسی را، شاید راهنمایی بپذیرید.
والڡرڡاں لعلكم ٮهٮدوں
و چون موسی به قوم خود گفت: «ای قوم من! شما همانا با برگرفتن گوساله بر خود ستم کردید؛ پس به سوی آن که شما را هستی داد بازگردید، و یکدیگر را بکشید،
واد ڡال موسى لڡومه ٮڡوم اٮكم طلمٮم اٮڡسكم ٮاٮحادكم العحل ڡٮوٮوا الى ٮارٮكم ڡاڡٮلوا اٮڡسكم
این برای شما نزد آن که شما را هستی داد بهتر است.»
دلكم حٮر لكم عٮد ٮارٮكم
آنگاه با گذشت به سوی شما بازگشت،
ڡٮاٮ علٮكم
زیرا او است آن که پیوسته بازمیگردد، مهربان.
اٮه هو الٮواٮ الرحٮم
و چون گفتید: «ای موسی! به تو اعتماد نخواهیم کرد تا آنگاه که خدا را آشکارا نبینیم»؛ آنگاه صاعقه شما را فروگرفت، در حالی که مینگریستید.
واد ڡلٮم ٮموسى لں ٮومں لك حٮى ٮرى الله حهره ڡاحدٮكم الصعڡه واٮٮم ٮٮطروں
سپس شما را پس از مرگتان برانگیختیم، شاید سپاسگزار باشید.
ٮم ٮعٮٮكم مں ٮعد موٮكم لعلكم ٮسكروں
و سایهٔ ابر را بر شما گستردیم، و ترنجبین و بلدرچین را بر شما فرود آوردیم:
وطللٮا علٮكم العمام واٮرلٮا علٮكم المں والسلوى
«از چیزهای نیکویی که روزیتان دادهایم بخورید» —
كلوا مں طٮٮٮ ما ررڡٮكم
آنان بر ما ستم نکردند، اما بر خودشان ستم میکردند.
وما طلموٮا ولكں كاٮوا اٮڡسهم ٮطلموں
و چون گفتیم: «به این شهر درآیید، از آن هر جا که پسندتان افتد به آسودگی بخورید، پیشانی بر خاک نهاده از در درآیید، و بگویید: بار ما را بردار — لغزشهای شما را خواهیم بخشود،
واد ڡلٮا ادحلوا هده الڡرٮه ڡكلوا مٮها حٮٮ سٮٮم رعدا وادحلوا الٮاٮ سحدا وڡولوا حطه ٮعڡر لكم حطٮكم
و به کسانی که نیکی میکنند بیشتر خواهیم داد.»
وسٮرٮد المحسٮٮں
اما ستمگران سخنی غیر از آنچه به آنان گفته شده بود جایگزین کردند؛ پس بر ستمگران آلودگیای از آسمان فرود آوردیم، برای آنکه تجاوز کرده بودند.
ڡٮدل الدٮں طلموا ڡولا عٮر الدى ڡٮل لهم ڡاٮرلٮا على الدٮں طلموا رحرا مں السما ٮما كاٮوا ٮڡسڡوں
و چون موسی برای سیراب کردن قوم خود آب خواست؛ گفتیم: «با عصای خود بر صخره بزن»؛
واد اسٮسڡى موسى لڡومه ڡڡلٮا اصرٮ ٮعصاك الححر
و ناگاه دوازده چشمه از آن جوشید:
ڡاٮڡحرٮ مٮه اٮٮٮا عسره عٮٮا
هر گروهی از انسانها جای نوشیدن خود را شناخت.
ڡد علم كل اٮاس مسرٮهم
از روزی خدا بخورید و بنوشید،
كلوا واسرٮوا مں ررٯ الله
و بر زمین، فسادگرانه، آشوب نپراکنید.
ولا ٮعٮوا ڡى الارص مڡسدٮں
و چون گفتید: «ای موسی! هرگز نخواهیم توانست با یک خوراک شکیبایی کنیم؛ پس سرپرست خود را برای ما بخوان تا برایمان از آنچه زمین میرویاند بیرون آورد، از سبزیهایش، خیارهایش، سیرش، عدسهایش و پیازهایش.»
واد ڡلٮم ٮموسى لں ٮصٮر على طعام وحد ڡادع لٮا رٮك ٮحرح لٮا مما ٮٮٮٮ الارص مں ٮڡلها وڡٮاٮها وڡومها وعدسها وٮصلها
گفت: «آیا میخواهید آنچه را فوری است در برابر آنچه بهتر است بگیرید؟
ڡال اٮسٮٮدلوں الدى هو ادٮى ٮالدى هو حٮر
پس به مصر فرود آیید، زیرا آنچه خواستید در آنجا خواهید یافت.»
اهٮطوا مصرا ڡاں لكم ما سالٮم
و خواری و تنگدستی بر آنان چسبانده شد، و خشم خدا را بر خود فرا خواندند.
وصرٮٮ علٮهم الدله والمسكٮه وٮاو ٮعصٮ مں الله
این از آن بود که نشانههای خدا را انکار میکردند، و اطلاعدهندگان را بدون حق میکشتند.
دلك ٮاٮهم كاٮوا ٮكڡروں ٮاٮٮ الله وٮڡٮلوں الٮٮٮں ٮعٮر الحٯ
این برای آن بود که نافرمانی کردند و از حدود فراتر رفتند.
دلك ٮما عصوا وكاٮوا ٮعٮدوں
همانا کسانی که باور آوردهاند، بازگرایان، یاریرسانان و آرزومندان — هر که به خدا و روز واپسین باور آورد و کرداری شایسته بهجا آورد، پاداششان از آنِ آنان است، نزد سرپرستشان، هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد.
اں الدٮں امٮوا والدٮں هادوا والٮصرى والصٮٮں مں امں ٮالله والٮوم الاحر وعمل صلحا ڡلهم احرهم عٮد رٮهم ولا حوڡ علٮهم ولا هم ٮحرٮوں
و چون پیمان استوار شما را گرفتیم، و کوه را بالای سر شما برافراشتیم:
واد احدٮا مٮٮڡكم ورڡعٮا ڡوڡكم الطور
«آنچه را به شما دادهایم با نیرو بگیرید، و آنچه را در آن است به یاد آورید، شاید محتاط باشید.»
حدوا ما اٮٮٮكم ٮڡوه وادكروا ما ڡٮه لعلكم ٮٮڡوں
سپس پس از آن پشت کردید؛
ٮم ٮولٮٮم مں ٮعد دلك
و اگر لطف خدا بر شما و مهر او نبود، از زیانکاران میبودید.
ڡلولا ڡصل الله علٮكم ورحمٮه لكٮٮم مں الحسرٮں
همانا کسانی از شما را شناختهاید که در مورد آسایش از حدود فراتر رفتند؛ آنگاه به آنان گفتیم: «میمونهایی دورافکنده باشید.»
ولڡد علمٮم الدٮں اعٮدوا مٮكم ڡى السٮٮ ڡڡلٮا لهم كوٮوا ڡرده حسٮں
آن را مثالی بازدارنده برای آنچه پیش از آن بود و آنچه پس از آن میآمد ساختیم، و پندی برای محتاطان.
ڡحعلٮها ٮكلا لما ٮٮں ٮدٮها وما حلڡها وموعطه للمٮڡٮں
و چون موسی به قوم خود گفت: «خدا به شما دستور میدهد که گاوی را سر ببرید.»
واد ڡال موسى لڡومه اں الله ٮامركم اں ٮدٮحوا ٮڡره
گفتند: «آیا ما را به ریشخند میگیری؟»
ڡالوا اٮٮحدٮا هروا
گفت: «من خود را در پناه خدا میگذارم که از شمار نادانان نباشم.»
ڡال اعود ٮالله اں اكوں مں الحهلٮں
گفتند: «سرپرست خود را برای ما بخوان تا برایمان مشخص کند که آن چیست.»
ڡالوا ادع لٮا رٮك ٮٮٮں لٮا ما هى
گفت: «او میگوید که آن گاوی است نه پیر و نه بکر،
ڡال اٮه ٮڡول اٮها ٮڡره لا ڡارص ولا ٮكر
میانهسال، میان این دو؛
عواں ٮٮں دلك
پس آنچه را به شما دستور داده میشود انجام دهید.»
ڡاڡعلوا ما ٮومروں
گفتند: «سرپرست خود را برای ما بخوان تا رنگ آن را برایمان مشخص کند.»
ڡالوا ادع لٮا رٮك ٮٮٮں لٮا ما لوٮها
گفت: «او میگوید که آن گاوی زرد است، با رنگی درخشان،
ڡال اٮه ٮڡول اٮها ٮڡره صڡرا ڡاڡع لوٮها
که نگاهها را شیفته میکند.»
ٮسر الٮطرٮں
گفتند: «سرپرست خود را برای ما بخوان تا مشخص کند که آن چیست: گاوان در چشم ما همه شبیه یکدیگرند، و ما بیگمان، اگر خدا را پسند افتد، از کسانی خواهیم بود که راهنمایی میپذیرند.»
ڡالوا ادع لٮا رٮك ٮٮٮں لٮا ما هى اں الٮڡر ٮسٮه علٮٮا واٮا اں سا الله لمهٮدوں
گفت: «او میگوید که آن گاوی است که برای زیر و رو کردن زمین رام نشده است و نه برای آب دادن شخمزار،
ڡال اٮه ٮڡول اٮها ٮڡره لا دلول ٮٮٮر الارص ولا ٮسڡى الحرٮ
بیگزند، بیهیچ لکهای.»
مسلمه لا سٮه ڡٮها
گفتند: «اکنون حقیقت را آوردی.»
ڡالوا الں حٮٮ ٮالحٯ
آنگاه آن را سر بریدند، پس از آنکه بهراستی نزدیک بود آن را نکنند.
ڡدٮحوها وما كادوا ٮڡعلوں
و چون خویشتنی را کشتید، و دربارهاش تقصیر را به گردن یکدیگر انداختید —
واد ڡٮلٮم ٮڡسا ڡادرٮم ڡٮها
حال آنکه خدا در آستانهٔ بیرون آوردنِ آنچه کتمان میکردید بود.
والله محرح ما كٮٮم ٮكٮموں
آنگاه گفتیم: «او را با پارهای از آن بزنید»؛
ڡڡلٮا اصرٮوه ٮٮعصها
چنین است که خدا مردگان را دوباره زنده میکند، و نشانههای خود را به شما نشان میدهد، شاید خرد بورزید.
كدلك ٮحى الله الموٮى وٮرٮكم اٮٮه لعلكم ٮعڡلوں
سپس هستههایتان پس از آن سخت شد، چندان که همچون سنگ است، یا سختتر از آن.
ٮم ڡسٮ ڡلوٮكم مں ٮعد دلك ڡهى كالححاره او اسد ڡسوه
و در میان سنگها بیگمان هست آنچه رودها از آن میجوشد؛
واں مں الححاره لما ٮٮڡحر مٮه الاٮهر
و در میان آنان بیگمان هست آنچه میشکافد و از آن آب بیرون میآید؛
واں مٮها لما ٮسڡٯ ڡٮحرح مٮه الما
و در میان آنان بیگمان هست آنچه فرود میآید، با بیم داشتن از خدا.
واں مٮها لما ٮهٮط مں حسٮه الله
و خدا از آنچه میکنید بیاعتنا نیست.
وما الله ٮعڡل عما ٮعملوں
آیا پس طمع دارید که به شما اعتماد کنند، در حالی که گروهی از آنان سخن خدا را میشنیدند، سپس آن را سوگیرانه دگرگون میکردند، پس از آنکه خرد خود را در آن بهکار بسته بودند، در حالی که میدانستند؟
اڡٮطمعوں اں ٮومٮوا لكم وڡد كاں ڡرٮٯ مٮهم ٮسمعوں كلم الله ٮم ٮحرڡوٮه مں ٮعد ما عڡلوه وهم ٮعلموں
و چون با کسانی که باور آوردهاند روبهرو میشوند، میگویند: «باور آوردیم»؛
وادا لڡوا الدٮں امٮوا ڡالوا امٮا
و چون در میان خود تنها میمانند، میگویند: «آیا آنچه را خدا برای شما گشوده است با آنان در میان خواهید گذاشت تا نزد سرپرستتان با شما ستیزه کنند؟»
وادا حلا ٮعصهم الى ٮعص ڡالوا اٮحدٮوٮهم ٮما ڡٮح الله علٮكم لٮحاحوكم ٮه عٮد رٮكم
آیا پس خرد نمیورزید؟
اڡلا ٮعڡلوں
آیا پس نمیدانند که خدا آنچه را نهان میدارند و آنچه را فاش میکنند میداند؟
اولا ٮعلموں اں الله ٮعلم ما ٮسروں وما ٮعلٮوں
و در میان آنان کسانی هستند که پیشتر نوشتهای نداشتند، که نوشتار را فقط با آرزوهای بیهوده میشناسند،
ومٮهم امٮوں لا ٮعلموں الكٮٮ الا اماٮى
و فقط گمان میبرند.
واں هم الا ٮطٮوں
پس وای بر کسانی که نوشتار را با دستان خود مینویسند، سپس میگویند: «این از خدا است»، تا به آن بهایی ناچیز بخرند!
ڡوٮل للدٮں ٮكٮٮوں الكٮٮ ٮاٮدٮهم ٮم ٮڡولوں هدا مں عٮد الله لٮسٮروا ٮه ٮمٮا ڡلٮلا
وای بر آنان برای آنچه دستانشان نوشت،
ڡوٮل لهم مما كٮٮٮ اٮدٮهم
و وای بر آنان برای آنچه به دست میآورند!
ووٮل لهم مما ٮكسٮوں
و گفتند: «آتش فقط برای روزهایی شمردهشده ما را لمس خواهد کرد.»
وڡالوا لں ٮمسٮا الٮار الا اٮاما معدوده
بگو: «آیا نزد خدا پیمانی گرفتهاید — خدا هرگز در پیمان خود کوتاهی نمیکند —،
ڡل اٮحدٮم عٮد الله عهدا ڡلں ٮحلڡ الله عهده
یا بر خدا چیزی میگویید که نمیدانید؟»
ام ٮڡولوں على الله ما لا ٮعلموں
چرا: هر که بدیای به دست آورد و لغزشش او را در بر بگیرد — ایناناند همراهان آتش، در آن جاودانه میمانند.
ٮلى مں كسٮ سٮٮه واحطٮ ٮه حطٮٮه ڡاولٮك اصحٮ الٮار هم ڡٮها حلدوں
و کسانی که باور آوردهاند و کردارهای شایسته بهجا آوردهاند — ایناناند همراهان باغ، در آن جاودانه میمانند.
والدٮں امٮوا وعملوا الصلحٮ اولٮك اصحٮ الحٮه هم ڡٮها حلدوں
و چون پیمان استوار فرزندان اسرائیل را گرفتیم: «فقط خدا را فرمان خواهید برد،
واد احدٮا مٮٮٯ ٮٮى اسرٮل لا ٮعٮدوں الا الله
و نیکوکاری با دو والد، نزدیکان، یتیمان و تنگدستان؛
وٮالولدٮں احساٮا ودى الڡرٮى والٮٮمى والمسكٮں
و به انسانها آنچه را زیبا است بگویید؛
وڡولوا للٮاس حسٮا
و تماس را پابرجا نگه دارید، و گشادهدستی ناب را بدهید»؛
واڡٮموا الصلوه واٮوا الركوه
سپس پشت کردید، مگر اندکی از شما، در حالی که طفره میرفتید.
ٮم ٮولٮٮم الا ڡلٮلا مٮكم واٮٮم معرصوں
و چون پیمان استوار شما را گرفتیم: «خون خود را نخواهید ریخت، و یکدیگر را از سراهایتان بیرون نخواهید کرد»؛ سپس آن را شناختید، و بر آن گواهید.
واد احدٮا مٮٮڡكم لا ٮسڡكوں دماكم ولا ٮحرحوں اٮڡسكم مں دٮركم ٮم اڡررٮم واٮٮم ٮسهدوں
سپس با این همه، اینک شما یکدیگر را میکشید، و گروهی از خودتان را از سراهایشان بیرون میکنید، در حالی که یکدیگر را علیه آنان در تخطی و دشمنی پشتیبانی میکنید؛
ٮم اٮٮم هولا ٮڡٮلوں اٮڡسكم وٮحرحوں ڡرٮڡا مٮكم مں دٮرهم ٮطهروں علٮهم ٮالاٮم والعدوں
و اگر اسیر به شما برسند، آنان را مبادله میکنید، با آنکه بیرون کردنشان بر شما ممنوع شده بود.
واں ٮاٮوكم اسرى ٮڡدوهم وهو محرم علٮكم احراحهم
آیا پس به بخشی از نوشتار باور میآورید، و بخشی دیگر را انکار میکنید؟
اڡٮومٮوں ٮٮعص الكٮٮ وٮكڡروں ٮٮعص
پس بازپرداخت آن از شما که چنین میکند چیست، مگر رسوایی در زندگی نزدیک؟
ڡما حرا مں ٮڡعل دلك مٮكم الا حرى ڡى الحٮوه الدٮٮا
و در روز حضور، به سوی سختترین کیفر بازگردانده خواهند شد.
وٮوم الڡٮمه ٮردوں الى اسد العداٮ
و خدا از آنچه میکنند بیاعتنا نیست.
وما الله ٮعڡل عما ٮعملوں
ایناناند کسانی که زندگی نزدیک را به بهای زندگی واپسین خریدند؛ پس کیفر برایشان سبکتر ساخته نخواهد شد، و یاری داده نخواهند شد.
اولٮك الدٮں اسٮروا الحٮوه الدٮٮا ٮالاحره ڡلا ٮحڡڡ عٮهم العداٮ ولا هم ٮٮصروں
همانا ما به موسی نوشتار را دادیم، و پس از او فرستادگان را به دنبال هم آوردیم.
ولڡد اٮٮٮا موسى الكٮٮ وڡڡٮٮا مں ٮعده ٮالرسل
و به عیسی، پسر مریم، دلایل روشن دادیم، و او را با جریان والا توان بخشیدیم.
واٮٮٮا عٮسى اٮں مرٮم الٮٮٮٮ واٮدٮه ٮروح الڡدس
هرگاه فرستادهای با آنچه خویشتنهای خودتان به آن تمایل نداشتند نزد شما آمد، آیا خودبزرگبینی نکردید؟
اڡكلما حاكم رسول ٮما لا ٮهوى اٮڡسكم اسٮكٮرٮم
گروهی از آنان را دروغ انگاشتید، و گروهی دیگر را میکشید.
ڡڡرٮڡا كدٮٮم وڡرٮڡا ٮڡٮلوں
و گفتند: «هستههای ما پیچیده شدهاند»؛
وڡالوا ڡلوٮٮا علڡ
نه، خدا آنان را بهسبب انکارشان نفرین کرده است، و فقط اندکی باور میآورند.
ٮل لعٮهم الله ٮكڡرهم ڡڡلٮلا ما ٮومٮوں
و چون نوشتاری از سوی خدا برایشان آمد، که آنچه را با ایشان است تأیید میکرد — در حالی که پیشتر گشایش را بر ضد کسانی که انکار میکردند میطلبیدند —،
ولما حاهم كٮٮ مں عٮد الله مصدٯ لما معهم وكاٮوا مں ڡٮل ٮسٮڡٮحوں على الدٮں كڡروا
پس چون آنچه را میشناختند به سویشان آمد، آن را انکار کردند.
ڡلما حاهم ما عرڡوا كڡروا ٮه
پس نفرین خدا بر انکارکنندگان است.
ڡلعٮه الله على الكڡرٮں
چه زشت است آنچه خویشتن خود را با آن خریدند: انکار آنچه خدا فرود آورده است، از روی زورگویی، از آنرو که خدا از لطف خود بر هر که او را پسند افتد از فرمانبرداران خود فرود میآورد!
ٮٮسما اسٮروا ٮه اٮڡسهم اں ٮكڡروا ٮما اٮرل الله ٮعٮا اں ٮٮرل الله مں ڡصله على مں ٮسا مں عٮاده
پس خشمی بر خشم بر خود فرا خواندند.
ڡٮاو ٮعصٮ على عصٮ
و برای انکارکنندگان، کیفری خوارکننده.
وللكڡرٮں عداٮ مهٮں
و چون به آنان گفته میشود: «به آنچه خدا فرود آورده است باور آورید»، میگویند: «به آنچه بر ما فرود آوردهشده است باور میآوریم»؛ و آنچه را فراتر از آن است انکار میکنند،
وادا ڡٮل لهم امٮوا ٮما اٮرل الله ڡالوا ٮومں ٮما اٮرل علٮٮا وٮكڡروں ٮما وراه
و آن حقیقت است، که آنچه را با ایشان است تأیید میکند.
وهو الحٯ مصدڡا لما معهم
بگو: «پس چرا اطلاعدهندگان خدا را پیشتر کشتید، اگر باورمند بودید؟»
ڡل ڡلم ٮڡٮلوں اٮٮٮا الله مں ڡٮل اں كٮٮم مومٮٮں
همانا موسی با دلایل روشن نزد شما آمد؛ سپس شما پس از او گوساله را برگرفتید، و ستمگر بودید.
ولڡد حاكم موسى ٮالٮٮٮٮ ٮم اٮحدٮم العحل مں ٮعده واٮٮم طلموں
و چون پیمان استوار شما را گرفتیم، و کوه را بالای سر شما برافراشتیم:
واد احدٮا مٮٮڡكم ورڡعٮا ڡوڡكم الطور
«آنچه را به شما دادهایم با نیرو بگیرید، و گوش فرا دهید.»
حدوا ما اٮٮٮكم ٮڡوه واسمعوا
گفتند: «شنیدیم و نافرمانی کردیم»؛
ڡالوا سمعٮا وعصٮٮا
و بهسبب انکارشان، گوساله به هستههایشان نوشانده شد.
واسرٮوا ڡى ڡلوٮهم العحل ٮكڡرهم
بگو: «چه زشت است آنچه باور شما به شما دستور میدهد، اگر باورمندید!»
ڡل ٮٮسما ٮامركم ٮه اٮمٮكم اں كٮٮم مومٮٮں
بگو: «اگر جایگاه واپسین نزد خدا ویژهٔ شما است، با کنار گذاشتن انسانها، پس مرگ را آرزو کنید، اگر راستگویید.»
ڡل اں كاٮٮ لكم الدار الاحره عٮد الله حالصه مں دوں الٮاس ڡٮمٮوا الموٮ اں كٮٮم صدڡٮں
اما هرگز آن را آرزو نخواهند کرد، بهسبب آنچه دستانشان پیش بردند.
ولں ٮٮمٮوه اٮدا ٮما ڡدمٮ اٮدٮهم
و خدا همهچیزدانِ ستمگران است.
والله علٮم ٮالطلمٮں
و بیگمان آنان را خواهی یافت، از میان همهٔ انسانها، کسانی که بیش از همه به زندگی دلبستهاند،
ولٮحدٮهم احرص الٮاس على حٮوه
حتی بیش از کسانی که انباز گرفتهاند؛ یکی از آنان میخواهد هزار سال زندگی کند،
ومں الدٮں اسركوا ٮود احدهم لو ٮعمر الڡ سٮه
اما این او را به هیچوجه از کیفر دور نمیکرد، حتی اگر چنین دراز زندگی میکرد.
وما هو ٮمرحرحه مں العداٮ اں ٮعمر
خدا بر آنچه میکنند بینا است.
والله ٮصٮر ٮما ٮعملوں
بگو: «هر که دشمن جبرئیل باشد بداند که او است که آن را بر هستهٔ تو فرود آورده است، با اجازهٔ خدا، تأییدکنندهٔ آنچه پیش از آن است، و همچون راهنمایی و مژده برای باورمندان.»
ڡل مں كاں عدوا لحٮرٮل ڡاٮه ٮرله على ڡلٮك ٮادں الله مصدڡا لما ٮٮں ٮدٮه وهدى وٮسرى للمومٮٮں
هر که دشمن خدا، کارگزاران او، فرستادگان او، جبرئیل و میکائیل باشد بداند که خدا همانا دشمن انکارکنندگان است.
مں كاں عدوا لله وملٮكٮه ورسله وحٮرٮل ومٮكٮل ڡاں الله عدو للكڡرٮں
همانا ما نشانههای روشن را به سوی تو فرود آوردیم،
ولڡد اٮرلٮا الٮك اٮٮ ٮٮٮٮ
و فقط تجاوزگران آنها را انکار میکنند.
وما ٮكڡر ٮها الا الڡسڡوں
آیا هرگاه پیمانی میبندند، گروهی از آنان آن را دور میافکند؟
اوكلما عهدوا عهدا ٮٮده ڡرٮٯ مٮهم
بیشترشان، بلکه، باور نمیآورند.
ٮل اكٮرهم لا ٮومٮوں
و چون فرستادهای از سوی خدا برایشان آمد، که آنچه را با ایشان است تأیید میکرد، گروهی از کسانی که نوشتار به آنان داده شده بود، نوشتار خدا را پشت سر خود دور افکند، چنانکه گویی نمیدانستند.
ولما حاهم رسول مں عٮد الله مصدٯ لما معهم ٮٮد ڡرٮٯ مں الدٮں اوٮوا الكٮٮ كٮٮ الله ورا طهورهم كاٮهم لا ٮعلموں
و از آنچه منحرفکنندگان دربارهٔ پادشاهی سلیمان برمیخواندند پیروی کردند.
واٮٮعوا ما ٮٮلوا السٮطٮں على ملك سلٮمں
حال آنکه سلیمان هرگز انکار نکرد،
وما كڡر سلٮمں
اما منحرفکنندگان بودند که انکار کردند، چشمبندی را به انسانها میآموختند، و نیز آنچه بر دو پادشاه در بابل فرود آورده شد، هاروت و ماروت؛
ولكں السٮطٮں كڡروا ٮعلموں الٮاس السحر وما اٮرل على الملكٮں ٮٮاٮل هروٮ ومروٮ
و آن دو به هیچکس نمیآموختند بیآنکه نخست بگویند: «ما فقط یک آزمونیم، پس انکار مکن.»
وما ٮعلماں مں احد حٮى ٮڡولا اٮما ٮحں ڡٮٮه ڡلا ٮكڡر
آنگاه از آن دو چیزی میآموختند که با آن مرد را از همسرش جدا میکنند؛
ڡٮٮعلموں مٮهما ما ٮڡرڡوں ٮه ٮٮں المر وروحه
اما با آن به هیچکس آسیب نمیرسانند، مگر با اجازهٔ خدا.
وما هم ٮصارٮں ٮه مں احد الا ٮادں الله
و چیزی میآموزند که به آنان آسیب میرساند و برایشان سودی ندارد.
وٮٮعلموں ما ٮصرهم ولا ٮٮڡعهم
همانا میدانستند که هر که آن را بخرد، در زندگی واپسین هیچ سهمی نخواهد داشت.
ولڡد علموا لمں اسٮرٮه ما له ڡى الاحره مں حلٯ
و چه زشت است آنچه خویشتن خود را در برابر آن فروختند، اگر دانسته بودند!
ولٮٮس ما سروا ٮه اٮڡسهم لو كاٮوا ٮعلموں
و اگر باور آورده بودند و محتاط شده بودند، همانا عوضی از سوی خدا بهتر میبود، اگر دانسته بودند.
ولو اٮهم امٮوا واٮڡوا لمٮوٮه مں عٮد الله حٮر لو كاٮوا ٮعلموں
ای کسانی که باور آوردهاید! نگویید «ما را خوار مشمار»، اما بگویید «ما را بنگر»، و گوش فرا دهید.
ٮاٮها الدٮں امٮوا لا ٮڡولوا رعٮا وڡولوا اٮطرٮا واسمعوا
و برای انکارکنندگان، کیفری دردناک.
وللكڡرٮں عداٮ الٮم
انکارکنندگان از میان دارندگان نوشتار، و انبازگیرندگان، نمیخواهند که هیچ نیکیای از سوی سرپرست شما بر شما فرود آید؛
ما ٮود الدٮں كڡروا مں اهل الكٮٮ ولا المسركٮں اں ٮٮرل علٮكم مں حٮر مں رٮكم
اما خدا مهر خود را به هر که او را پسند افتد اختصاص میدهد.
والله ٮحٮص ٮرحمٮه مں ٮسا
و خدا دارندهٔ لطفِ سترگ است.
والله دو الڡصل العطٮم
هر نشانهای که ما رونویسی میکنیم، یا فراموش میگردانیم، بهتر از آن یا همانند آن را میآوریم.
ما ٮٮسح مں اٮه او ٮٮسها ٮاٮ ٮحٮر مٮها او مٮلها
آیا نمیدانی که خدا بر هر چیز توانا است؟
الم ٮعلم اں الله على كل سى ڡدٮر
آیا نمیدانی که پادشاهی آسمانها و زمین از آنِ خدا است، و اینکه شما، غیر از خدا، نه متحدی دارید و نه یاریای؟
الم ٮعلم اں الله له ملك السموٮ والارص وما لكم مں دوں الله مں ولى ولا ٮصٮر
یا میخواهید از فرستادهٔ خود بپرسید، چنانکه موسی پیشتر پرسیده شد؟
ام ٮرٮدوں اں ٮسلوا رسولكم كما سٮل موسى مں ڡٮل
و هر که انکار را جایگزین باور کند، از راه راست گمراه شده است.
ومں ٮٮٮدل الكڡر ٮالاٮمں ڡڡد صل سوا السٮٮل
بسیاری از دارندگان نوشتار میخواهند شما را، پس از باورتان، به انکاری بازگردانند،
ود كٮٮر مں اهل الكٮٮ لو ٮردوٮكم مں ٮعد اٮمٮكم كڡارا
از رشک، از سوی خودشان، پس از آنکه حقیقت برایشان روشن شد.
حسدا مں عٮد اٮڡسهم مں ٮعد ما ٮٮٮں لهم الحٯ
پس چشمپوشی کنید و از آن درگذرید، تا آنکه خدا دستور خود را بیاورد،
ڡاعڡوا واصڡحوا حٮى ٮاٮى الله ٮامره
زیرا خدا بر هر چیز توانا است.
اں الله على كل سى ڡدٮر
و تماس را پابرجا نگه دارید، و گشادهدستی ناب را بدهید.
واڡٮموا الصلوه واٮوا الركوه
و هر نیکیای که برای خودتان پیش میبرید، آن را نزد خدا خواهید یافت،
وما ٮڡدموا لاٮڡسكم مں حٮر ٮحدوه عٮد الله
زیرا خدا بر آنچه میکنید بینا است.
اں الله ٮما ٮعملوں ٮصٮر
و گفتند: «هیچکس به باغ درنخواهد آمد، مگر آنکه از بازگرایان یا یاریرسانان باشد.»
وڡالوا لں ٮدحل الحٮه الا مں كاں هودا او ٮصرى
اینها آرزوهای بیهودهٔ ایشان است.
ٮلك اماٮٮهم
بگو: «برهان خود را بیاورید، اگر راستگویید.»
ڡل هاٮوا ٮرهٮكم اں كٮٮم صدڡٮں
چرا: هر که سوی خود را نزد خدا بیخدشه گرداند، در حالی که نیکی میکند، پاداشش نزد سرپرستش است؛ هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد.
ٮلى مں اسلم وحهه لله وهو محسں ڡله احره عٮد رٮه ولا حوڡ علٮهم ولا هم ٮحرٮوں
و بازگرایان گفتند: «یاریرسانان بر هیچ چیز تکیه ندارند»؛ و یاریرسانان گفتند: «بازگرایان بر هیچ چیز تکیه ندارند»؛ در حالی که نوشتار را برمیخوانند.
وڡالٮ الٮهود لٮسٮ الٮصرى على سى وڡالٮ الٮصرى لٮسٮ الٮهود على سى وهم ٮٮلوں الكٮٮ
چنین گفتند کسانی که نمیدانند، سخنی همانند سخن ایشان میگویند.
كدلك ڡال الدٮں لا ٮعلموں مٮل ڡولهم
خدا میان آنان، در روز حضور، دربارهٔ آنچه در آن اختلاف داشتند داوری خواهد کرد.
ڡالله ٮحكم ٮٮٮهم ٮوم الڡٮمه ڡٮما كاٮوا ڡٮه ٮحٮلڡوں
و پس کیست ستمگرتر از آنکه مانع میشود که در جایهای پیشانی بر خاک نهادن خدا، نام او به یاد آورده شود، و در ویرانی آنها میکوشد؟
ومں اطلم ممں مٮع مسحد الله اں ٮدكر ڡٮها اسمه وسعى ڡى حراٮها
اینان را نشاید که در آن درآیند مگر ترسان.
اولٮك ما كاں لهم اں ٮدحلوها الا حاٮڡٮں
در زندگی نزدیک، رسواییای دارند،
لهم ڡى الدٮٮا حرى
و در زندگی واپسین، کیفری سترگ خواهند داشت.
ولهم ڡى الاحره عداٮ عطٮم
و خاور و باختر از آنِ خدا است:
ولله المسرٯ والمعرٮ
هر جا که روی کنید، آنجا سوی خدا است،
ڡاٮٮما ٮولوا ڡٮم وحه الله
زیرا خدا گسترده و همهچیزدان است.
اں الله وسع علٮم
و گفتند: «خدا فرزندی برای خود برگرفته است.»
وڡالوا اٮحد الله ولدا
شکوه بر او باد!
سٮحٮه
بلکه آنچه در آسمانها و بر زمین است از آنِ او است؛
ٮل له ما ڡى السموٮ والارص
همگی به او وقف شدهاند.
كل له ڡٮٮوں
آفرینندهای بیهیچ پیشینه از آسمانها و زمین.
ٮدٮع السموٮ والارص
چون چیزی را مقرر میکند، فقط به آن میگوید: «باش»،
وادا ڡصى امرا ڡاٮما ٮڡول له كں
و آن هست.
ڡٮكوں
و کسانی که نمیدانند گفتند: «چرا خدا با ما سخن نمیگوید، یا چرا نشانهای برای ما نمیآید!»
وڡال الدٮں لا ٮعلموں لولا ٮكلمٮا الله او ٮاٮٮٮا اٮه
چنین گفتند کسانی که پیش از آنان بودند، سخنی همانند سخن آنان؛
كدلك ڡال الدٮں مں ڡٮلهم مٮل ڡولهم
هستههایشان به یکدیگر شبیهاند.
ٮسٮهٮ ڡلوٮهم
ما نشانهها را برای قومی که یقین دارد روشن کردهایم.
ڡد ٮٮٮا الاٮٮ لڡوم ٮوڡٮوں
ما تو را، به حقیقت، مژدهدهنده و هشداردهنده فرستادیم،
اٮا ارسلٮك ٮالحٯ ٮسٮرا وٮدٮرا
و دربارهٔ همراهان کوره پرسیده نخواهی شد.
ولا ٮسل عں اصحٮ الححٮم
و نه بازگرایان و نه یاریرسانان هرگز از تو خشنود نخواهند شد، تا آنگاه که از آموزهٔ آنان پیروی نکنی.
ولں ٮرصى عٮك الٮهود ولا الٮصرى حٮى ٮٮٮع ملٮهم
بگو: «راهنمایی خدا، آن است راهنمایی.»
ڡل اں هدى الله هو الهدى
و اگر از هیجانهای آنان پیروی میکردی، پس از آنچه از دانش به تو رسیده است، در برابر خدا نه متحدی میداشتی و نه یاریای.
ولٮں اٮٮعٮ اهواهم ٮعد الدى حاك مں العلم ما لك مں الله مں ولى ولا ٮصٮر
کسانی که به آنان نوشتار دادیم، و آن را چنانکه باید برخوانده شود برمیخوانند، ایناناند که به آن باور میآورند.
الدٮں اٮٮٮهم الكٮٮ ٮٮلوٮه حٯ ٮلاوٮه اولٮك ٮومٮوں ٮه
و هر که آن را انکار کند — ایناناند زیانکاران.
ومں ٮكڡر ٮه ڡاولٮك هم الحسروں
ای فرزندان اسرائیل! دهش مرا که شما را از آن سرشار کردم به یاد آورید، و اینکه شما را بر همهٔ هستیها برتری دادم.
ٮٮٮى اسرٮل ادكروا ٮعمٮى الٮى اٮعمٮ علٮكم واٮى ڡصلٮكم على العلمٮں
و از روزی محتاط باشید که در آن هیچ خویشتنی در هیچ چیز جای خویشتنی دیگر را نخواهد گرفت، هیچ جبرانی از او پذیرفته نخواهد شد، هیچ میانجیگریای او را سود نخواهد رساند، و آنان یاری نخواهند شد.
واٮڡوا ٮوما لا ٮحرى ٮڡس عں ٮڡس سٮا ولا ٮڡٮل مٮها عدل ولا ٮٮڡعها سڡعه ولا هم ٮٮصروں
و چون سرپرست ابراهیم او را با کلمههایی آزمود، که او کامل کرد.
واد اٮٮلى اٮرهم رٮه ٮكلمٮ ڡاٮمهں
گفت: «همانا من تو را راهنما برای انسانها خواهم ساخت.»
ڡال اٮى حاعلك للٮاس اماما
گفت: «و از نسل من؟»
ڡال ومں درٮٮى
گفت: «پیمان من به ستمگران نمیرسد.»
ڡال لا ٮٮال عهدى الطلمٮں
و چون خانه را برای انسانها جایی برای بازگشت و امنیت ساختیم؛ و آنان از ایستگاه ابراهیم جایی برای تماس برگرفتند.
واد حعلٮا الٮٮٮ مٮاٮه للٮاس وامٮا واٮحدوا مں مڡام اٮرهم مصلى
و ما ابراهیم و اسماعیل را به پیمانی پایبند کردیم: «خانهٔ مرا برای رفتوآمدکنندگان، اقامتکنندگان، و خمشوندگان در خدمت و پیشانیبرخاکنهندگان در وفاداری پاک کنید.»
وعهدٮا الى اٮرهم واسمعٮل اں طهرا ٮٮٮى للطاٮڡٮں والعكڡٮں والركع السحود
و چون ابراهیم گفت: «ای سرپرست من، این را سرزمینی امن قرار ده، و مردم آن را با میوهها روزی ده، کسانی از آنان که به خدا و روز واپسین باور میآورند.»
واد ڡال اٮرهم رٮ احعل هدا ٮلدا امٮا واررٯ اهله مں الٮمرٮ مں امں مٮهم ٮالله والٮوم الاحر
گفت: «و هر که انکار کند، کامیابیای کوتاه به او میدهم، سپس او را به کیفر آتش ناچار میکنم.»
ڡال ومں كڡر ڡامٮعه ڡلٮلا ٮم اصطره الى عداٮ الٮار
و چه زشت مقصدی!
وٮٮس المصٮر
و چون ابراهیم شالودههای خانه را با اسماعیل بالا میبرد:
واد ٮرڡع اٮرهم الڡواعد مں الٮٮٮ واسمعٮل
«سرپرست ما، این را از ما بپذیر؛ همانا این تویی، شنوا، همهچیزدان.
رٮٮا ٮڡٮل مٮا اٮك اٮٮ السمٮع العلٮم
سرپرست ما، ما دو تن را نزد خود بیخدشه قرار ده، و از نسل ما، جامعهای نزد خود بیخدشه.
رٮٮا واحعلٮا مسلمٮں لك ومں درٮٮٮا امه مسلمه لك
و روشهای نیکوکارانهٔ ما را به ما بنمای.
وارٮا مٮاسكٮا
و با گذشت به سوی ما بازگرد،
وٮٮ علٮٮا
زیرا این تویی، آن که پیوسته بازمیگردد، مهربان.
اٮك اٮٮ الٮواٮ الرحٮم
سرپرست ما، و در میان آنان فرستادهای برانگیز، از خودشان، که نشانههای تو را برایشان برخواند، نوشتار و فرزانگی را به آنان بیاموزد، و آنان را پاک کند؛
رٮٮا واٮعٮ ڡٮهم رسولا مٮهم ٮٮلوا علٮهم اٮٮك وٮعلمهم الكٮٮ والحكمه وٮركٮهم
زیرا این تویی، نیرومند، فرزانه.»
اٮك اٮٮ العرٮر الحكٮم
و پس کیست که از آموزهٔ ابراهیم روی برتابد، مگر آن که خویشتن خود را بیخرد میسازد؟
ومں ٮرعٮ عں مله اٮرهم الا مں سڡه ٮڡسه
ما او را همانا در زندگی نزدیک برگزیدیم،
ولڡد اصطڡٮٮه ڡى الدٮٮا
و در زندگی واپسین بیگمان از شمار کسانی که شایستهاند خواهد بود.
واٮه ڡى الاحره لمں الصلحٮں
چون سرپرستش به او گفت: «نزد من بیخدشه باش»؛
اد ڡال له رٮه اسلم
گفت: «من نزد سرپرست همهٔ هستیها بیخدشهام.»
ڡال اسلمٮ لرٮ العلمٮں
و ابراهیم آن را به پسرانش سفارش کرد،
ووصى ٮها اٮرهم ٮٮٮه
و یعقوب نیز: «ای پسران من! خدا این قانون را برای شما برگزید؛ پس نمیرید مگر آنکه نزد او بیخدشه باشید.»
وٮعڡوٮ ٮٮٮى اں الله اصطڡى لكم الدٮں ڡلا ٮموٮں الا واٮٮم مسلموں
یا شما گواه بودید، هنگامی که مرگ به یعقوب رسید، هنگامی که به پسرانش گفت: «پس از من چه کسی را فرمان خواهید برد؟»
ام كٮٮم سهدا اد حصر ٮعڡوٮ الموٮ اد ڡال لٮٮٮه ما ٮعٮدوں مں ٮعدى
گفتند: «ایزد تو را فرمان خواهیم برد، ایزد نیاکان تو، ابراهیم، اسماعیل و اسحاق، ایزدی یگانه، و ما نزد او بیخدشهایم.»
ڡالوا ٮعٮد الهك واله اٮاٮك اٮرهم واسمعٮل واسحٯ الها وحدا وٮحں له مسلموں
این جامعهای است که پیشتر گذشته است:
ٮلك امه ڡد حلٮ
از آنِ او است آنچه به دست آورد،
لها ما كسٮٮ
و از آنِ شما آنچه به دست آوردید؛
ولكم ما كسٮٮم
و دربارهٔ آنچه میکردند پرسیده نخواهید شد.
ولا ٮسلوں عما كاٮوا ٮعملوں
و گفتند: «بازگرایان یا یاریرسانان باشید، راهنمایی خواهید پذیرفت.»
وڡالوا كوٮوا هودا او ٮصرى ٮهٮدوا
بگو: «نه، بلکه آموزهٔ ابراهیم، یکسره رو به خدا»،
ڡل ٮل مله اٮرهم حٮٮڡا
و او از شمار انبازگیرندگان نبود.
وما كاں مں المسركٮں
بگویید: «به خدا باور میآوریم، و به آنچه بر ما فرود آورده شده است، و به آنچه بر ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و تبارها فرود آورده شده است، و به آنچه به موسی و عیسی داده شده است، و به آنچه از سوی سرپرستشان به اطلاعدهندگان داده شده است؛ میان آنان هیچ تمایزی نمینهیم، و نزد او بیخدشهایم.»
ڡولوا امٮا ٮالله وما اٮرل الٮٮا وما اٮرل الى اٮرهم واسمعٮل واسحٯ وٮعڡوٮ والاسٮاط وما اوٮى موسى وعٮسى وما اوٮى الٮٮٮوں مں رٮهم لا ٮڡرٯ ٮٮں احد مٮهم وٮحں له مسلموں
اگر به آنچه شما بدان باور آوردید باور آورند، آنگاه راهنمایی میپذیرند؛
ڡاں امٮوا ٮمٮل ما امٮٮم ٮه ڡڡد اهٮدوا
و اگر پشت کنند، آنگاه فقط در گسستاند؛
واں ٮولوا ڡاٮما هم ڡى سڡاٯ
خدا بهزودی در برابر آنان برای تو بسنده خواهد بود:
ڡسٮكڡٮكهم الله
و او شنوا و همهچیزدان است.
وهو السمٮع العلٮم
رنگآمیزی خدا —
صٮعه الله
و کیست که بهتر از خدا رنگ میآمیزد؟ —
ومں احسں مں الله صٮعه
و او را فرمان میبریم.
وٮحں له عٮدوں
بگو: «آیا با ما دربارهٔ خدا ستیزه میکنید، در حالی که او سرپرست ما و سرپرست شما است؟ کردارهای ما از آنِ ما و کردارهای شما از آنِ شما؛
ڡل اٮحاحوٮٮا ڡى الله وهو رٮٮا ورٮكم ولٮا اعملٮا ولكم اعملكم
و ما خود را بهطور انحصاری به او وقف میکنیم.»
وٮحں له محلصوں
یا میگویید: «ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و تبارها بازگرایان یا یاریرسانان بودند»؟
ام ٮڡولوں اں اٮرهم واسمعٮل واسحٯ وٮعڡوٮ والاسٮاط كاٮوا هودا او ٮصرى
بگو: «آیا شما بهتر میدانید یا خدا؟»
ڡل اٮٮم اعلم ام الله
و پس کیست ستمگرتر از آن که گواهیای را که نزد او از سوی خدا است کتمان میکند؟
ومں اطلم ممں كٮم سهده عٮده مں الله
و خدا از آنچه میکنید بیاعتنا نیست.
وما الله ٮعڡل عما ٮعملوں
این جامعهای است که پیشتر گذشته است:
ٮلك امه ڡد حلٮ
از آنِ او است آنچه به دست آورد،
لها ما كسٮٮ
و از آنِ شما آنچه به دست آوردید؛
ولكم ما كسٮٮم
و دربارهٔ آنچه میکردند پرسیده نخواهید شد.
ولا ٮسلوں عما كاٮوا ٮعملوں
بیخردان از میان انسانها خواهند گفت: «چه چیز آنان را از نقطهٔ تجمعشان که بر آن ایستاده بودند برگرداند؟»
سٮڡول السڡها مں الٮاس ما ولٮهم عں ڡٮلٮهم الٮى كاٮوا علٮها
بگو: «خاور و باختر از آنِ خدا است؛
ڡل لله المسرٯ والمعرٮ
او هر که را پسند او افتد به جادهٔ راست راه مینماید.»
ٮهدى مں ٮسا الى صرط مسٮڡٮم
و بدینسان شما را جامعهای نمونه ساختیم،
وكدلك حعلٮكم امه وسطا
تا شما بر انسانها گواه باشید، و فرستاده بر شما گواه باشد.
لٮكوٮوا سهدا على الٮاس وٮكوں الرسول علٮكم سهٮدا
و نقطهٔ تجمعی را که بر آن ایستاده بودی ننهاده بودیم مگر برای آنکه بازشناسیم کسی را که از فرستاده پیروی میکند از کسی که بر پاشنههایش واپس میچرخد.
وما حعلٮا الڡٮله الٮى كٮٮ علٮها الا لٮعلم مں ٮٮٮع الرسول ممں ٮٮڡلٮ على عڡٮٮه
این بیگمان گران بود، مگر برای کسانی که خدا آنان را راه نموده است.
واں كاٮٮ لكٮٮره الا على الدٮں هدى الله
و خدا را شایسته نیست که بگذارد باور شما پراکنده شود.
وما كاں الله لٮصٮع اٮمٮكم
خدا بیگمان نسبت به انسانها سرشار از نیکی و مهربان است.
اں الله ٮالٮاس لروڡ رحٮم
همانا گردش چهرهٔ تو را در آسمان به هر سو خواهیم دید؛ پس بیگمان نقطهٔ تجمعی را که تو را خشنود کند راستای تو قرار خواهیم داد.
ڡد ٮرى ٮڡلٮ وحهك ڡى السما ڡلٮولٮٮك ڡٮله ٮرصٮها
پس راستای خود را به سوی جای پیشانی بر خاک نهادن مصون از تعرّض بگیر،
ڡول وحهك سطر المسحد الحرام
و هر جا که باشید، راستای خود را به سوی آن بگیرید.
وحٮٮ ما كٮٮم ڡولوا وحوهكم سطره
و کسانی که نوشتار به آنان داده شده است بیگمان میدانند که آن حقیقتی است از سوی سرپرستشان.
واں الدٮں اوٮوا الكٮٮ لٮعلموں اٮه الحٯ مں رٮهم
و خدا از آنچه میکنند بیاعتنا نیست.
وما الله ٮعڡل عما ٮعملوں
و حتی اگر برای کسانی که نوشتار به آنان داده شده است هر نشانهای میآوردی، از نقطهٔ تجمع تو پیروی نمیکردند.
ولٮں اٮٮٮ الدٮں اوٮوا الكٮٮ ٮكل اٮه ما ٮٮعوا ڡٮلٮك
و تو از نقطهٔ تجمع آنان پیروی نخواهی کرد؛
وما اٮٮ ٮٮاٮع ڡٮلٮهم
و آنان نیز از نقطهٔ تجمع یکدیگر پیروی نمیکنند.
وما ٮعصهم ٮٮاٮع ڡٮله ٮعص
و اگر از هیجانهای آنان پیروی میکردی، پس از آنچه از دانش به تو رسیده است، آنگاه بیگمان از شمار ستمگران میبودی.
ولٮں اٮٮعٮ اهواهم مں ٮعد ما حاك مں العلم اٮك ادا لمں الطلمٮں
کسانی که به آنان نوشتار دادیم او را میشناسند چنانکه پسران خود را میشناسند،
الدٮں اٮٮٮهم الكٮٮ ٮعرڡوٮه كما ٮعرڡوں اٮٮاهم
و گروهی از آنان بیگمان حقیقت را کتمان میکند، در حالی که میداند.
واں ڡرٮڡا مٮهم لٮكٮموں الحٯ وهم ٮعلموں
حقیقت از سوی سرپرست تو است؛
الحٯ مں رٮك
پس هرگز از شمار کسانی که به بگومگو درمیآیند مباش.
ڡلا ٮكوٮں مں الممٮرٮں
و هر کس را سویی است که راستا به سوی آن به او داده شده است؛ پس در بهترینها بر یکدیگر پیشی گیرید.
ولكل وحهه هو مولٮها ڡاسٮٮڡوا الحٮرٮ
هر جا که باشید، خدا همهٔ شما را باز خواهد آورد،
اٮں ما ٮكوٮوا ٮاٮ ٮكم الله حمٮعا
زیرا خدا بر هر چیز توانا است.
اں الله على كل سى ڡدٮر
و از هر جا که بیرون میروی، راستای خود را به سوی جای پیشانی بر خاک نهادن مصون از تعرّض بگیر:
ومں حٮٮ حرحٮ ڡول وحهك سطر المسحد الحرام
این بیگمان حقیقتی است از سوی سرپرست تو.
واٮه للحٯ مں رٮك
و خدا از آنچه میکنید بیاعتنا نیست.
وما الله ٮعڡل عما ٮعملوں
و از هر جا که بیرون میروی، راستای خود را به سوی جای پیشانی بر خاک نهادن مصون از تعرّض بگیر،
ومں حٮٮ حرحٮ ڡول وحهك سطر المسحد الحرام
و هر جا که باشید، راستای خود را به سوی آن بگیرید، تا مردم هیچ استدلالی علیه شما نداشته باشند — مگر آنان که از میان ایشان ستمگرند؛ پس از آنان بیم نداشته باشید، اما از من بیم داشته باشید —
وحٮٮ ما كٮٮم ڡولوا وحوهكم سطره لٮلا ٮكوں للٮاس علٮكم ححه الا الدٮں طلموا مٮهم ڡلا ٮحسوهم واحسوٮى
و تا دهش خود را بر شما کامل کنم، و شاید راهنمایی بپذیرید،
ولاٮم ٮعمٮى علٮكم ولعلكم ٮهٮدوں
چنانکه در میان شما فرستادهای از خودتان فرستادیم، که نشانههای ما را بر شما برمیخواند، شما را پاک میکند، نوشتار و فرزانگی را به شما میآموزد، و آنچه را نمیدانستید به شما میآموزد. پس مرا به یاد آورید، من شما را به یاد خواهم آورد؛ برای من سپاسگزار باشید، و مرا انکار نکنید.
كما ارسلٮا ڡٮكم رسولا مٮكم ٮٮلوا علٮكم اٮٮٮا وٮركٮكم وٮعلمكم الكٮٮ والحكمه وٮعلمكم ما لم ٮكوٮوا ٮعلموں ڡادكروٮى ادكركم واسكروا لى ولا ٮكڡروں
ای کسانی که باور آوردهاید! از شکیبایی و تماس یاری بجویید،
ٮاٮها الدٮں امٮوا اسٮعٮٮوا ٮالصٮر والصلوه
زیرا خدا با شکیبایان است.
اں الله مع الصٮرٮں
و دربارهٔ کسانی که بر راه خدا کشته میشوند نگویید که مردهاند.
ولا ٮڡولوا لمں ٮڡٮل ڡى سٮٮل الله اموٮ
نه، آنان زندهاند، اما حس نمیکنید.
ٮل احٮا ولكں لا ٮسعروں
و بیگمان شما را با اندکی ترس و گرسنگی آزمایش خواهیم کرد، و با کاستی در داراییها، خویشتنها و میوهها؛
ولٮٮلوٮكم ٮسى مں الحوڡ والحوع وٮڡص مں الامول والاٮڡس والٮمرٮ
و شکیبایان را مژده بده، آنان که چون ناکامیای به آنان رسد میگویند: «ما همانا از آنِ خدا هستیم و به سوی او بازمیگردیم.»
وٮسر الصٮرٮں الدٮں ادا اصٮٮهم مصٮٮه ڡالوا اٮا لله واٮا الٮه رحعوں
ایناناند کسانی که بر آنان تماسهایی از سوی سرپرستشان است، و مهری،
اولٮك علٮهم صلوٮ مں رٮهم ورحمه
و ایناناند که راهنمایی میپذیرند.
واولٮك هم المهٮدوں
صفا و مروه همانا از شاخصهای محسوس خدا هستند.
اں الصڡا والمروه مں سعاٮر الله
هر که حج خانه را بهجا آورد یا عمره کند، بر او هیچ ایرادی نیست که از آن دو دیدن کند.
ڡمں حح الٮٮٮ او اعٮمر ڡلا حٮاح علٮه اں ٮطوڡ ٮهما
و هر که با رضایت خود نیکی کند — خدا همانا سپاسگزار و همهچیزدان است.
ومں ٮطوع حٮرا ڡاں الله ساكر علٮم
همانا کسانی که آنچه را ما از دلایل روشن و راهنمایی فرود آوردیم کتمان میکنند، پس از آنکه آن را در نوشتار برای انسانها روشن کردهایم — ایناناند که خدا آنان را نفرین میکند، و نفرینکنندگان نفرینشان میکنند،
اں الدٮں ٮكٮموں ما اٮرلٮا مں الٮٮٮٮ والهدى مں ٮعد ما ٮٮٮه للٮاس ڡى الكٮٮ اولٮك ٮلعٮهم الله وٮلعٮهم اللعٮوں
مگر کسانی که بازمیگردند، اصلاح میکنند و روشن میسازند: ایناناند که با گذشت به سوی ایشان بازمیگردم؛ من آنکه پیوسته بازمیگردد، مهربانام.
الا الدٮں ٮاٮوا واصلحوا وٮٮٮوا ڡاولٮك اٮوٮ علٮهم واٮا الٮواٮ الرحٮم
همانا کسانی که انکار میکنند و در حال انکار میمیرند — ایناناند که نفرین خدا، کارگزاران و انسانها، همگی، بر آنان است، که در آن جاودانه خواهند ماند؛
اں الدٮں كڡروا وماٮوا وهم كڡار اولٮك علٮهم لعٮه الله والملٮكه والٮاس احمعٮں حلدٮں ڡٮها
کیفر بر آنان سبکتر کرده نخواهد شد، و به آنان مهلت داده نخواهد شد.
لا ٮحڡڡ عٮهم العداٮ ولا هم ٮٮطروں
و ایزد شما ایزدی یگانه است؛
والهكم اله وحد
هیچ ایزدی نیست مگر او،
لا اله الا هو
بیاندازه مهربان، مهربان.
الرحمں الرحٮم
بیگمان در آفرینش آسمانها و زمین، در پیدرپی آمدن شب و روز، در کشتیای که با آنچه به انسانها سود میرساند بر دریا روان است، در آبی که خدا از آسمان فرود میآورد و با آن زمین را پس از مرگش دوباره زنده میکند، و در آن هر جنبندهای را پراکنده میسازد، در گوناگونی بادها، و در ابر رامشده میان آسمان و زمین — نشانههایی است برای قومی که خرد میورزد.
اں ڡى حلٯ السموٮ والارص واحٮلڡ الٮل والٮهار والڡلك الٮى ٮحرى ڡى الٮحر ٮما ٮٮڡع الٮاس وما اٮرل الله مں السما مں ما ڡاحٮا ٮه الارص ٮعد موٮها وٮٮ ڡٮها مں كل داٮه وٮصرٮڡ الرٮح والسحاٮ المسحر ٮٮں السما والارص لاٮٮ لڡوم ٮعڡلوں
و از میان انسانها کسانی هستند که غیر از خدا رقیبانی برمیگیرند، که آنان را دوست میدارند چنانکه خدا را دوست میدارند؛
ومں الٮاس مں ٮٮحد مں دوں الله اٮدادا ٮحٮوٮهم كحٮ الله
اما کسانی که باور آوردهاند در دوستی خدا از آنان شدیدتراند.
والدٮں امٮوا اسد حٮا لله
و اگر ستمگران میدیدند، آنگاه که کیفر را خواهند دید، که نیرو یکسره از آنِ خدا است، و خدا در کیفر سخت است —
ولو ٮرى الدٮں طلموا اد ٮروں العداٮ اں الڡوه لله حمٮعا واں الله سدٮد العداٮ
آنگاه که پیرویشدگان خود را از پیروان خود بری اعلام خواهند کرد، و کیفر را خواهند دید، و رشتههای میان آنان گسسته خواهد شد.
اد ٮٮرا الدٮں اٮٮعوا مں الدٮں اٮٮعوا وراوا العداٮ وٮڡطعٮ ٮهم الاسٮاٮ
و پیروان خواهند گفت: «کاش ما را تلافیای بود، آنگاه خود را از آنان بری اعلام میکردیم چنانکه آنان خود را از ما بری اعلام کردند.»
وڡال الدٮں اٮٮعوا لو اں لٮا كره ڡٮٮٮرا مٮهم كما ٮٮروا مٮا
چنین است که خدا کردارهای آنان را به ایشان مینمایاند، همچون حسرتهایی برایشان،
كدلك ٮرٮهم الله اعملهم حسرٮ علٮهم
و هرگز از آتش بیرون نخواهند آمد.
وما هم ٮحرحٮں مں الٮار
ای انسانها! از آنچه بر زمین است بخورید، از آنچه روا و نیکو است،
ٮاٮها الٮاس كلوا مما ڡى الارص حللا طٮٮا
و از گامهای منحرفکننده پیروی نکنید،
ولا ٮٮٮعوا حطوٮ السٮطں
زیرا او برای شما دشمنی آشکار است.
اٮه لكم عدو مٮٮں
او شما را فقط به بدی و زشتکاری دستور میدهد، و به اینکه بر خدا چیزی بگویید که نمیدانید.
اٮما ٮامركم ٮالسو والڡحسا واں ٮڡولوا على الله ما لا ٮعلموں
و چون به آنان گفته میشود: «از آنچه خدا فرود آورده است پیروی کنید»، میگویند: «نه، ما از آنچه نیاکان خود را بر آن یافتیم پیروی میکنیم.»
وادا ڡٮل لهم اٮٮعوا ما اٮرل الله ڡالوا ٮل ٮٮٮع ما الڡٮٮا علٮه اٮاٮا
چه! حتی اگر نیاکانشان هیچ خرد نمیورزیدند و راهنمایی نمیپذیرفتند؟
اولو كاں اٮاوهم لا ٮعڡلوں سٮا ولا ٮهٮدوں
و مثال انکارکنندگان مثال کسی است که به آنچه فقط فراخوان و هیاهو میشنود فریاد میزند.
ومٮل الدٮں كڡروا كمٮل الدى ٮٮعٯ ٮما لا ٮسمع الا دعا وٮدا
کر، لال، کور، پس خرد نمیورزند.
صم ٮكم عمى ڡهم لا ٮعڡلوں
ای کسانی که باور آوردهاید! از چیزهای نیکویی که روزیتان دادهایم بخورید، و برای خدا سپاسگزار باشید، اگر او را فرمان میبرید.
ٮاٮها الدٮں امٮوا كلوا مں طٮٮٮ ما ررڡٮكم واسكروا لله اں كٮٮم اٮاه ٮعٮدوں
او بر شما فقط جانور مرده، خون، گوشت خوک، و آنچه برای غیر از خدا وقف شده است را ممنوع کرده است.
اٮما حرم علٮكم المٮٮه والدم ولحم الحٮرٮر وما اهل ٮه لعٮر الله
اما هر که ناچار شود، بیآنکه سرکش باشد و از حدود فراتر رود، هیچ تخطیای بر او نیست،
ڡمں اصطر عٮر ٮاع ولا عاد ڡلا اٮم علٮه
زیرا خدا بسیار بخشاینده و مهربان است.
اں الله عڡور رحٮم
همانا کسانی که آنچه را خدا از نوشتار فرود آورده است کتمان میکنند، و به آن بهایی ناچیز میخرند — ایناناند که در شکمهای خود فقط آتش فرو میبرند؛ خدا در روز حضور با آنان سخن نخواهد گفت، و آنان را پاک نخواهد کرد،
اں الدٮں ٮكٮموں ما اٮرل الله مں الكٮٮ وٮسٮروں ٮه ٮمٮا ڡلٮلا اولٮك ما ٮاكلوں ڡى ٮطوٮهم الا الٮار ولا ٮكلمهم الله ٮوم الڡٮمه ولا ٮركٮهم
و کیفری دردناک خواهند داشت.
ولهم عداٮ الٮم
ایناناند که گمراهی را به بهای راهنمایی خریدند، و کیفر را به بهای بخشایش. پس چه چیز آنان را در برابر آتش چنین پایدار ساخته است!
اولٮك الدٮں اسٮروا الصلله ٮالهدى والعداٮ ٮالمعڡره ڡما اصٮرهم على الٮار
این از آن است که خدا نوشتار را به حقیقت فرود آورد،
دلك ٮاں الله ٮرل الكٮٮ ٮالحٯ
و کسانی که دربارهٔ نوشتار اختلاف میکنند بیگمان در گسستی دورند.
واں الدٮں احٮلڡوا ڡى الكٮٮ لڡى سڡاٯ ٮعٮد
فضیلت در آن نیست که چهرههای خود را به سوی خاور یا باختر بگردانید،
لٮس الٮر اں ٮولوا وحوهكم ڡٮل المسرٯ والمعرٮ
اما فضیلت، آن است که به خدا، روز واپسین، کارگزاران، نوشتار و اطلاعدهندگان باور آورد، و از دارایی خود، با وجود دوستیاش به آن، به نزدیکان، یتیمان، تنگدستان، مسافر در راهمانده و خواهندگان بدهد، و برای رها کردن کسانی که زیر بار قرضاند، تماس را پابرجا نگه دارد و گشادهدستی ناب را بدهد،
ولكں الٮر مں امں ٮالله والٮوم الاحر والملٮكه والكٮٮ والٮٮٮں واٮى المال على حٮه دوى الڡرٮى والٮٮمى والمسكٮں واٮں السٮٮل والساٮلٮں وڡى الرڡاٮ واڡام الصلوه واٮى الركوه
کسانی که چون پیمان بستهاند به پیمان خود وفادارند،
والموڡوں ٮعهدهم ادا عهدوا
و شکیبایان در سختی، آسیب، و هنگام خشونت:
والصٮرٮں ڡى الٮاسا والصرا وحٮں الٮاس
ایناناند که راستگو بودهاند،
اولٮك الدٮں صدڡوا
و ایناناند که محتاطاند.
واولٮك هم المٮڡوں
ای کسانی که باور آوردهاید! پیجویی دربارهٔ کشتهشدگان بر شما مقرر شده است:
ٮاٮها الدٮں امٮوا كٮٮ علٮكم الڡصاص ڡى الڡٮلى
آزاده با آزاده، فرمانبردار با فرمانبردار، و زن با زن.
الحر ٮالحر والعٮد ٮالعٮد والاٮٮى ٮالاٮٮى
اما برای کسی که برادرش به نفع او از چیزی چشمپوشی میکند: پیگیری به شیوهٔ شناختهشده، و تسویهای با خوشرویی.
ڡمں عڡى له مں احٮه سى ڡاٮٮاع ٮالمعروڡ وادا الٮه ٮاحسں
این سبکسازیای است از سوی سرپرست شما، و مهری.
دلك ٮحڡٮڡ مں رٮكم ورحمه
و هر که پس از آن حمله کند کیفری دردناک خواهد داشت.
ڡمں اعٮدى ٮعد دلك ڡله عداٮ الٮم
و شما را در پیجویی زندگیای است، ای دارندگان هوش، شاید محتاط باشید.
ولكم ڡى الڡصاص حٮوه ٮاولى الالٮٮ لعلكم ٮٮڡوں
بر شما مقرر شده است، چون مرگ به یکی از شما رسید، اگر مالی بر جای میگذارد،
كٮٮ علٮكم ادا حصر احدكم الموٮ اں ٮرك حٮرا
وصیت به سود دو والد و نزدیکان، به شیوهٔ شناختهشده:
الوصٮه للولدٮں والاڡرٮٮں ٮالمعروڡ
وظیفهای برای محتاطان.
حڡا على المٮڡٮں
و هر که آن را پس از شنیدنش تغییر دهد، تخطی فقط بر عهدهٔ کسانی است که آن را تغییر میدهند،
ڡمں ٮدله ٮعدما سمعه ڡاٮما اٮمه على الدٮں ٮٮدلوٮه
زیرا خدا شنوا و همهچیزدان است.
اں الله سمٮع علٮم
اما هر که از وصیتکننده جانبداری یا تخطیای بترسد، و میان آنان آشتی دهد، هیچ تخطیای بر او نیست؛
ڡمں حاڡ مں موص حٮڡا او اٮما ڡاصلح ٮٮٮهم ڡلا اٮم علٮه
زیرا خدا بسیار بخشاینده و مهربان است.
اں الله عڡور رحٮم
ای کسانی که باور آوردهاید! پرهیز بر شما مقرر شده است، چنانکه بر کسانی که پیش از شما بودند مقرر شد، شاید محتاط باشید، در روزهایی شمردهشده.
ٮاٮها الدٮں امٮوا كٮٮ علٮكم الصٮام كما كٮٮ على الدٮں مں ڡٮلكم لعلكم ٮٮڡوں اٮاما معدودٮ
و هر که از شما بیمار یا در سفر باشد، آنگاه شمار روزهایی دیگر؛
ڡمں كاں مٮكم مرٮصا او على سڡر ڡعده مں اٮام احر
و برای کسانی که توان آن را دارند، جبرانی، خوراک یک تنگدست.
وعلى الدٮں ٮطٮڡوٮه ڡدٮه طعام مسكٮں
و هر که با رضایت خود نیکی کند، آن برای او بهتر است؛
ڡمں ٮطوع حٮرا ڡهو حٮر له
و اینکه خودداری کنید برای شما بهتر است، اگر میدانستید.
واں ٮصوموا حٮر لكم اں كٮٮم ٮعلموں
ماه طراوت، آنکه در آن این خوانش فرود آورده شد، راهنمایی برای انسانها، و دلایل روشن از راهنمایی و بازشناسی.
سهر رمصاں الدى اٮرل ڡٮه الڡراں هدى للٮاس وٮٮٮٮ مں الهدى والڡرڡاں
هر که از شما این ماه را گواهی دهد، از آن خودداری کند؛
ڡمں سهد مٮكم السهر ڡلٮصمه
و هر که بیمار یا در سفر باشد، آنگاه شمار روزهایی دیگر.
ومں كاں مرٮصا او على سڡر ڡعده مں اٮام احر
خدا برای شما آسانی را میخواهد، برای شما دشواری را نمیخواهد،
ٮرٮد الله ٮكم الٮسر ولا ٮرٮد ٮكم العسر
و اینکه شمار روزها را تمام کنید، و بزرگی خدا را بهخاطر اینکه شما را راه نموده است اعلام کنید، شاید سپاسگزار باشید.
ولٮكملوا العده ولٮكٮروا الله على ما هدٮكم ولعلكم ٮسكروں
و چون فرمانبرداران من دربارهٔ من از تو میپرسند، من نزدیکم:
وادا سالك عٮادى عٮى ڡاٮى ڡرٮٮ
به فراخوان کسی که مرا فرا میخواند پاسخ میدهم، آنگاه که مرا فرا میخواند.
احٮٮ دعوه الداع ادا دعاں
پس به فراخوان من پاسخ دهند، و به من باور آورند، شاید به راستروی دست یابند.
ڡلٮسٮحٮٮوا لى ولٮومٮوا ٮى لعلهم ٮرسدوں
شب پرهیز، نزدیکی با زنانتان برای شما روا شده است:
احل لكم لٮله الصٮام الرڡٮ الى ٮساٮكم
آنان لباسی برای شمایند و شما لباسی برای آنانید.
هں لٮاس لكم واٮٮم لٮاس لهں
خدا میدانست که به خودتان خیانت میکردید؛ آنگاه با گذشت به سوی شما بازگشت، و از شما چشمپوشی کرد.
علم الله اٮكم كٮٮم ٮحٮاٮوں اٮڡسكم ڡٮاٮ علٮكم وعڡا عٮكم
اکنون پس به آنان بپیوندید،
ڡالں ٮسروهں
و آنچه را خدا برای شما مقرر کرده است بجویید.
واٮٮعوا ما كٮٮ الله لكم
و بخورید و بنوشید تا آنگاه که نخ سپید از نخ سیاه سپیدهدم برای شما تمایز یابد،
وكلوا واسرٮوا حٮى ٮٮٮٮں لكم الحٮط الاٮٮص مں الحٮط الاسود مں الڡحر
سپس پرهیز را تا شب کامل کنید.
ٮم اٮموا الصٮام الى الٮل
و با آنان نپیوندید، در حالی که در جایهای پیشانی بر خاک نهادن اقامت دارید.
ولا ٮٮسروهں واٮٮم عكڡوں ڡى المسحد
اینها حدود خدا است،
ٮلك حدود الله
پس به آنها نزدیک نشوید.
ڡلا ٮڡرٮوها
چنین است که خدا نشانههای خود را برای انسانها روشن میسازد، شاید محتاط باشند.
كدلك ٮٮٮں الله اٮٮه للٮاس لعلهم ٮٮڡوں
و داراییهای خود را در میان خود به ناراستی نخورید، و آنها را به داوران عرضه نکنید تا با تخطی بخشی از داراییهای مردم را بخورید، در حالی که میدانید.
ولا ٮاكلوا امولكم ٮٮٮكم ٮالٮطل وٮدلوا ٮها الى الحكام لٮاكلوا ڡرٮڡا مں امول الٮاس ٮالاٮم واٮٮم ٮعلموں
از تو دربارهٔ اعلامهای عمومی میپرسند.
ٮسلوٮك عں الاهله
بگو: «آنها وعدهگاههای مقرر برای انسانها و برای حجاند.
ڡل هى موڡٮٮ للٮاس والحح
و فضیلت در آن نیست که از پشت به خانهها بیایید،
ولٮس الٮر ٮاں ٮاٮوا الٮٮوٮ مں طهورها
اما فضیلت، آن است که محتاط باشد.
ولكں الٮر مں اٮڡى
پس از درهای خانهها به خانهها بیایید،
واٮوا الٮٮوٮ مں اٮوٮها
و در برابر خدا محتاط باشید، شاید رستگار شوید.»
واٮڡوا الله لعلكم ٮڡلحوں
و در راه خدا با کسانی که با شما میجنگند بجنگید، اما حمله نکنید،
وڡٮلوا ڡى سٮٮل الله الدٮں ٮڡٮلوٮكم ولا ٮعٮدوا
زیرا خدا حملهکنندگان را دوست نمیدارد.
اں الله لا ٮحٮ المعٮدٮں
و آنان را هر جا که غافلگیرشان کردید بکشید، و از آنجا که شما را بیرون کردند بیرونشان کنید:
واڡٮلوهم حٮٮ ٮڡڡٮموهم واحرحوهم مں حٮٮ احرحوكم
آزمون سختتر از قتل است.
والڡٮٮه اسد مں الڡٮل
و نزد جای پیشانی بر خاک نهادن مصون از تعرّض با آنان نجنگید، پیش از آنکه در آنجا با شما بجنگند؛
ولا ٮڡٮلوهم عٮد المسحد الحرام حٮى ٮڡٮلوكم ڡٮه
اما اگر با شما جنگیدند، آنگاه آنان را بکشید:
ڡاں ڡٮلوكم ڡاڡٮلوهم
چنین است بازپرداخت انکارکنندگان.
كدلك حرا الكڡرٮں
اما اگر دست کشیدند، خدا همانا بسیار بخشاینده و مهربان است.
ڡاں اٮٮهوا ڡاں الله عڡور رحٮم
و با آنان بجنگید تا دیگر آزمونی نباشد، و قانون برای خدا باشد؛
وڡٮلوهم حٮى لا ٮكوں ڡٮٮه وٮكوں الدٮں لله
و اگر دست کشیدند، آنگاه هیچ دشمنی نیست، مگر بر ستمگران.
ڡاں اٮٮهوا ڡلا عدوں الا على الطلمٮں
ماه مصون از تعرّض در برابر ماه مصون از تعرّض، و برای چیزهای مصون از تعرّض، پیجویی.
السهر الحرام ٮالسهر الحرام والحرمٮ ڡصاص
هر که به شما حمله کرد، به اندازهٔ حملهٔ او به شما به او حمله کنید،
ڡمں اعٮدى علٮكم ڡاعٮدوا علٮه ٮمٮل ما اعٮدى علٮكم
و در برابر خدا محتاط باشید، و بدانید که خدا با محتاطان است.
واٮڡوا الله واعلموا اں الله مع المٮڡٮں
و در راه خدا هزینه کنید، اما آنچه را در دست دارید به نابودی نیفکنید؛ و نیکی کنید،
واٮڡڡوا ڡى سٮٮل الله ولا ٮلڡوا ٮاٮدٮكم الى الٮهلكه واحسٮوا
زیرا خدا کسانی را که نیکی میکنند دوست میدارد.
اں الله ٮحٮ المحسٮٮں
و حج و عمره را برای خدا کامل کنید.
واٮموا الحح والعمره لله
و اگر بازداشته شدید، آنگاه آنچه به آسانی یافت میشود بهعنوان هدیه.
ڡاں احصرٮم ڡما اسٮٮسر مں الهدى
و سرهای خود را متراشید تا هدیه به محل رهاییاش برسد؛
ولا ٮحلڡوا روسكم حٮى ٮٮلع الهدى محله
و هر که از شما بیمار است، یا از آزاری در سر رنج میبرد، آنگاه جبرانی با پرهیز، دستگیری یا روش نیکوکارانه.
ڡمں كاں مٮكم مرٮصا او ٮه ادى مں راسه ڡڡدٮه مں صٮام او صدڡه او ٮسك
و چون در امنیت شدید، هر که از عمره تا حج بهره ببرد، آنگاه آنچه به آسانی یافت میشود بهعنوان هدیه.
ڡادا امٮٮم ڡمں ٮمٮع ٮالعمره الى الحح ڡما اسٮٮسر مں الهدى
و هر که توان آن را نیابد، آنگاه پرهیزی به مدت سه روز در حج، و هفت روز چون بازگشته باشید: این ده روز تمام است.
ڡمں لم ٮحد ڡصٮام ٮلٮه اٮام ڡى الحح وسٮعه ادا رحعٮم ٮلك عسره كامله
این برای کسی است که خانوادهاش در جای پیشانی بر خاک نهادن مصون از تعرّض حاضر نیست.
دلك لمں لم ٮكں اهله حاصرى المسحد الحرام
و در برابر خدا محتاط باشید، و بدانید که خدا در تنبیه سخت است.
واٮڡوا الله واعلموا اں الله سدٮد العڡاٮ
حج در ماههایی شناختهشده برگزار میشود.
الحح اسهر معلومٮ
هر که در آنها خود را برای حج متعهد کند، آنگاه هیچ پلیدگویی، هیچ تجاوز، و هیچ مناظرهای در حج نیست.
ڡمں ڡرص ڡٮهں الحح ڡلا رڡٮ ولا ڡسوٯ ولا حدال ڡى الحح
و هر نیکیای که بکنید، خدا آن را میداند.
وما ٮڡعلوا مں حٮر ٮعلمه الله
و توشه برگیرید؛
وٮرودوا
زیرا بهترین توشه احتیاط است.
ڡاں حٮر الراد الٮڡوى
و در برابر من محتاط باشید، ای دارندگان هوش.
واٮڡوں ٮاولى الالٮٮ
بر شما ایرادی نیست که لطفی از سرپرست خود بجویید.
لٮس علٮكم حٮاح اں ٮٮٮعوا ڡصلا مں رٮكم
و چون از عرفات سرازیر شدید، خدا را نزد شاخص محسوس مصون از تعرّض به یاد آورید،
ڡادا اڡصٮم مں عرڡٮ ڡادكروا الله عٮد المسعر الحرام
و او را به یاد آورید، چنانکه شما را راه نمود، در حالی که پیشتر بیگمان از شمار گمراهشدگان بودید.
وادكروه كما هدٮكم واں كٮٮم مں ڡٮله لمں الصالٮں
سپس از آنجا که مردم سرازیر میشوند سرازیر شوید،
ٮم اڡٮصوا مں حٮٮ اڡاص الٮاس
و از خدا بخشایش بخواهید،
واسٮعڡروا الله
زیرا خدا بسیار بخشاینده و مهربان است.
اں الله عڡور رحٮم
و چون روشهای نیکوکارانهٔ خود را به پایان بردید، خدا را به یاد آورید چنانکه نیاکان خود را به یاد میآورید، یا با یادآوریای شدیدتر.
ڡادا ڡصٮٮم مٮسككم ڡادكروا الله كدكركم اٮاكم او اسد دكرا
و از میان انسانها کسی هست که میگوید: «سرپرست ما، در زندگی نزدیک به ما بده» — و در زندگی واپسین هیچ سهمی نخواهد داشت.
ڡمں الٮاس مں ٮڡول رٮٮا اٮٮا ڡى الدٮٮا وما له ڡى الاحره مں حلٯ
و از میان آنان کسی هست که میگوید: «سرپرست ما، در زندگی نزدیک به ما بهرهای زیبا بده، و در زندگی واپسین بهرهای زیبا، و ما را از کیفر آتش محتاط ساز.»
ومٮهم مں ٮڡول رٮٮا اٮٮا ڡى الدٮٮا حسٮه وڡى الاحره حسٮه وڡٮا عداٮ الٮار
ایناناند که قسمتی از آنچه به دست آوردهاند دارند.
اولٮك لهم ٮصٮٮ مما كسٮوا
خدا در حساب شتابنده است.
والله سرٮع الحساٮ
و در روزهایی شمردهشده خدا را به یاد آورید.
وادكروا الله ڡى اٮام معدودٮ
و هر که در دو روز شتاب کند، هیچ تخطیای بر او نیست؛
ڡمں ٮعحل ڡى ٮومٮں ڡلا اٮم علٮه
و هر که دیر کند، هیچ تخطیای بر او نیست، برای کسی که محتاط است.
ومں ٮاحر ڡلا اٮم علٮه لمں اٮڡى
و در برابر خدا محتاط باشید، و بدانید که شما به سوی او گرد آورده خواهید شد.
واٮڡوا الله واعلموا اٮكم الٮه ٮحسروں
و از میان انسانها کسی هست که سخنش دربارهٔ زندگی نزدیک تو را خیره میکند، و خدا را بر آنچه در هستهاش است گواه میگیرد، در حالی که او سرسختترین ستیزهجویان است.
ومں الٮاس مں ٮعحٮك ڡوله ڡى الحٮوه الدٮٮا وٮسهد الله على ما ڡى ڡلٮه وهو الد الحصام
و چون پشت میکند، میکوشد در زمین فساد پراکنده کند، و شخمزار و زادگان را نابود سازد.
وادا ٮولى سعى ڡى الارص لٮڡسد ڡٮها وٮهلك الحرٮ والٮسل
خدا فساد را دوست نمیدارد.
والله لا ٮحٮ الڡساد
و چون به او گفته میشود: «در برابر خدا محتاط باش»، قدرت او را در تخطی فرا میگیرد؛ پس جهنم او را بسنده است.
وادا ڡٮل له اٮٯ الله احدٮه العره ٮالاٮم ڡحسٮه حهٮم
و چه زشت بستری!
ولٮٮس المهاد
و از میان انسانها کسی هست که خویشتن خود را میفروشد، در جستوجوی خشنودی خدا.
ومں الٮاس مں ٮسرى ٮڡسه اٮٮعا مرصاٮ الله
خدا نسبت به فرمانبرداران خود سرشار از نیکی است.
والله روڡ ٮالعٮاد
ای کسانی که باور آوردهاید! در آرامش درآیید، بهتمامی،
ٮاٮها الدٮں امٮوا ادحلوا ڡى السلم كاڡه
و از گامهای منحرفکننده پیروی نکنید،
ولا ٮٮٮعوا حطوٮ السٮطں
زیرا او برای شما دشمنی آشکار است.
اٮه لكم عدو مٮٮں
و اگر پس از آنکه دلایل روشن به شما رسید سست شدید، آنگاه بدانید که خدا نیرومند و فرزانه است.
ڡاں رللٮم مں ٮعد ما حاٮكم الٮٮٮٮ ڡاعلموا اں الله عرٮر حكٮم
آیا فقط منتظرند که خدا در سایهبانهایی از ابرها نزد آنان بیاید،
هل ٮٮطروں الا اں ٮاٮٮهم الله ڡى طلل مں العمام
همراه کارگزاران، و کار فیصله داده شود؟
والملٮكه وڡصى الامر
و کارها همگی به سوی خدا بازمیگردند.
والى الله ٮرحع الامور
از فرزندان اسرائیل بپرس که چه اندازه نشانههای روشن به آنان دادیم.
سل ٮٮى اسرٮل كم اٮٮٮهم مں اٮه ٮٮٮه
و هر که دهش خدا را، پس از آنکه برای او آمد، تغییر دهد — خدا همانا در تنبیه سخت است.
ومں ٮٮدل ٮعمه الله مں ٮعد ما حاٮه ڡاں الله سدٮد العڡاٮ
زندگی نزدیک برای انکارکنندگان آراسته شده است، و آنان کسانی را که باور آوردهاند ریشخند میکنند؛
رٮں للدٮں كڡروا الحٮوه الدٮٮا وٮسحروں مں الدٮں امٮوا
اما محتاطان در روز حضور بالاتر از ایشان خواهند بود.
والدٮں اٮڡوا ڡوڡهم ٮوم الڡٮمه
و خدا هر که را او را پسند افتد روزی میدهد، بیشمار.
والله ٮررٯ مں ٮسا ٮعٮر حساٮ
انسانها جامعهای یگانه بودند؛ آنگاه خدا اطلاعدهندگان، مژدهدهندگان و هشداردهندگان را برانگیخت، و با آنان نوشتار را به حقیقت فرود آورد، تا میان انسانها دربارهٔ آنچه در آن اختلاف داشتند داوری کند.
كاں الٮاس امه وحده ڡٮعٮ الله الٮٮٮں مٮسرٮں ومٮدرٮں واٮرل معهم الكٮٮ ٮالحٯ لٮحكم ٮٮں الٮاس ڡٮما احٮلڡوا ڡٮه
و فقط کسانی که به آنان داده شد در آن اختلاف کردند،
وما احٮلڡ ڡٮه الا الدٮں اوٮوه
پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد، از روی زورگویی میان خودشان.
مں ٮعد ما حاٮهم الٮٮٮٮ ٮعٮا ٮٮٮهم
آنگاه خدا کسانی را که باور آوردهاند به حقیقتی که در آن اختلاف داشتند راه نمود، با اجازهٔ خود.
ڡهدى الله الدٮں امٮوا لما احٮلڡوا ڡٮه مں الحٯ ٮادٮه
و خدا هر که را او را پسند افتد به جادهٔ راست راه مینماید.
والله ٮهدى مں ٮسا الى صرط مسٮڡٮم
یا گمان بردید که به باغ درمیآیید، در حالی که هنوز همانند آنچه کسانی که پیش از شما گذشتند دیدند برایتان نیامده است؟ سختی و آسیب بر آنان رسید، و چنان لرزانده شدند که فرستاده و کسانی که با او باور آورده بودند گفتند: «پس یاری خدا کی؟»
ام حسٮٮم اں ٮدحلوا الحٮه ولما ٮاٮكم مٮل الدٮں حلوا مں ڡٮلكم مسٮهم الٮاسا والصرا ورلرلوا حٮى ٮڡول الرسول والدٮں امٮوا معه مٮى ٮصر الله
آیا چنین نیست: یاری خدا همانا نزدیک است!
الا اں ٮصر الله ڡرٮٮ
از تو میپرسند: چه باید هزینه کنند؟
ٮسلوٮك مادا ٮٮڡڡوں
بگو: «آنچه از نیکی هزینه میکنید برای دو والد، نزدیکان، یتیمان، تنگدستان و مسافر در راهمانده است.
ڡل ما اٮڡڡٮم مں حٮر ڡللولدٮں والاڡرٮٮں والٮٮمى والمسكٮں واٮں السٮٮل
و هر نیکیای که بکنید، خدا همانا بر آن همهچیزدان است.»
وما ٮڡعلوا مں حٮر ڡاں الله ٮه علٮم
جنگ بر شما مقرر شده است، در حالی که برایتان مایهٔ نفرت است.
كٮٮ علٮكم الڡٮال وهو كره لكم
و شاید از چیزی نفرت داشته باشید، در حالی که آن برای شما نیکی است؛
وعسى اں ٮكرهوا سٮا وهو حٮر لكم
و شاید چیزی را دوست بدارید، در حالی که آن برای شما بدی است.
وعسى اں ٮحٮوا سٮا وهو سر لكم
خدا میداند،
والله ٮعلم
و شما نمیدانید.
واٮٮم لا ٮعلموں
از تو دربارهٔ ماه مصون از تعرّض میپرسند، دربارهٔ جنگی که در آن روی دهد.
ٮسلوٮك عں السهر الحرام ڡٮال ڡٮه
بگو: «جنگیدن در آن سنگین است؛
ڡل ڡٮال ڡٮه كٮٮر
اما بازداشتن از راه خدا، انکار او، بازداشتن از دسترسی به جای پیشانی بر خاک نهادن مصون از تعرّض، و بیرون کردن مردم آن از آن، نزد خدا سنگینتر است؛
وصد عں سٮٮل الله وكڡر ٮه والمسحد الحرام واحراح اهله مٮه اكٮر عٮد الله
و آزمون از قتل سنگینتر است.
والڡٮٮه اكٮر مں الڡٮل
و آنان از جنگیدن با شما دست نخواهند کشید تا شما را از قانونتان بازگردانند، اگر بتوانند.
ولا ٮرالوں ٮڡٮلوٮكم حٮى ٮردوكم عں دٮٮكم اں اسٮطعوا
و هر که از شما از قانون خود دست بکشد و در حال انکار بمیرد — ایناناند که کردارهایشان فروریخته است، در زندگی نزدیک و در زندگی واپسین،
ومں ٮرٮدد مٮكم عں دٮٮه ڡٮمٮ وهو كاڡر ڡاولٮك حٮطٮ اعملهم ڡى الدٮٮا والاحره
و ایناناند همراهان آتش، در آن جاودانه میمانند.»
واولٮك اصحٮ الٮار هم ڡٮها حلدوں
همانا کسانی که باور آوردهاند، کسانی که مهاجرت کرده و در راه خدا مبارزه کردهاند — ایناناند که به مهر خدا امید دارند.
اں الدٮں امٮوا والدٮں هاحروا وحهدوا ڡى سٮٮل الله اولٮك ٮرحوں رحمٮ الله
و خدا بسیار بخشاینده و مهربان است.
والله عڡور رحٮم
از تو دربارهٔ شراب و قمار میپرسند.
ٮسلوٮك عں الحمر والمٮسر
بگو: «در آن دو تخطیای بزرگ هست، و سودهایی برای انسانها؛
ڡل ڡٮهما اٮم كٮٮر ومٮڡع للٮاس
اما تخطی آن دو از سودشان بزرگتر است.»
واٮمهما اكٮر مں ٮڡعهما
و از تو میپرسند: چه باید هزینه کنند؟ بگو: «مازاد.»
وٮسلوٮك مادا ٮٮڡڡوں ڡل العڡو
چنین است که خدا نشانهها را برای شما روشن میسازد، شاید دربارهٔ زندگی نزدیک و زندگی واپسین بیندیشید.
كدلك ٮٮٮں الله لكم الاٮٮ لعلكم ٮٮڡكروں ڡى الدٮٮا والاحره
و از تو دربارهٔ یتیمان میپرسند. بگو: «اصلاح وضع آنان نیکی است؛
وٮسلوٮك عں الٮٮمى ڡل اصلاح لهم حٮر
و اگر کارهای خود را با کارهای آنان درآمیزید، آنان برادران شمایند.
واں ٮحالطوهم ڡاحوٮكم
خدا فسادگر را از آن که اصلاح میکند بازمیشناسد.
والله ٮعلم المڡسد مں المصلح
و اگر خدا را پسند افتاده بود، شما را در فشار مینهاد،
ولو سا الله لاعٮٮكم
زیرا خدا نیرومند و فرزانه است.»
اں الله عرٮر حكٮم
و با زنانی که انباز میگیرند ازدواج نکنید، تا آنکه باور آورند؛
ولا ٮٮكحوا المسركٮ حٮى ٮومں
و یک زن فرمانبردار باورمند همانا بهتر است از زنی که انباز میگیرد، حتی اگر او شما را خیره کند.
ولامه مومٮه حٮر مں مسركه ولو اعحٮٮكم
و به انبازگیرندگان به همسری ندهید، تا آنکه باور آورند؛
ولا ٮٮكحوا المسركٮں حٮى ٮومٮوا
و یک مرد فرمانبردار باورمند همانا بهتر است از مردی که انباز میگیرد، حتی اگر او شما را خیره کند.
ولعٮد مومں حٮر مں مسرك ولو اعحٮكم
ایناناند که به سوی آتش فرا میخوانند،
اولٮك ٮدعوں الى الٮار
در حالی که خدا به سوی باغ و بخشایش فرا میخواند، با اجازهٔ خود،
والله ٮدعوا الى الحٮه والمعڡره ٮادٮه
و نشانههای خود را برای انسانها روشن میسازد، شاید به یاد آورند.
وٮٮٮں اٮٮه للٮاس لعلهم ٮٮدكروں
و از تو دربارهٔ قاعدگی میپرسند. بگو: «آن آزاری است؛
وٮسلوٮك عں المحٮص ڡل هو ادى
پس در قاعدگی از زنان کناره بگیرید،
ڡاعٮرلوا الٮسا ڡى المحٮص
و تا آنگاه که دیگر دچار ناراحتی نباشند به آنان نزدیک نشوید.
ولا ٮڡرٮوهں حٮى ٮطهرں
و چون دیگر نبودند، از آنجا که خدا به شما دستور داده است به آنان بپیوندید،
ڡادا ٮطهرں ڡاٮوهں مں حٮٮ امركم الله
زیرا خدا بازگردندگان را دوست میدارد، و کسانی را که خود را پاک نگه میدارند دوست میدارد.»
اں الله ٮحٮ الٮوٮٮں وٮحٮ المٮطهرٮں
زنان شما برای شما شخمزارند؛ پس به شخمزار خود بپیوندید چنانکه پسندتان افتد،
ٮساوكم حرٮ لكم ڡاٮوا حرٮكم اٮى سٮٮم
و برای خودتان پیش ببرید؛
وڡدموا لاٮڡسكم
و در برابر خدا محتاط باشید،
واٮڡوا الله
و بدانید که با او روبهرو خواهید شد.
واعلموا اٮكم ملڡوه
و باورمندان را مژده بده.
وٮسر المومٮٮں
و خدا را در سوگندهایتان بهانهای نسازید که به دلخواه به کار میبرید،
ولا ٮحعلوا الله عرصه لاٮمٮكم
تا گواهی دهید که فضیلتمندید، که محتاطید، و اینکه میان مردم آشتی میدهید.
اں ٮٮروا وٮٮڡوا وٮصلحوا ٮٮں الٮاس
خدا شنوا و همهچیزدان است.
والله سمٮع علٮم
خدا شما را برای بیهودگی در سوگندهایتان نخواهد گرفت،
لا ٮواحدكم الله ٮاللعو ڡى اٮمٮكم
اما شما را برای آنچه هستههایتان به دست آوردهاند خواهد گرفت.
ولكں ٮواحدكم ٮما كسٮٮ ڡلوٮكم
خدا بسیار بخشاینده و بردبار است.
والله عڡور حلٮم
برای کسانی که سوگند میخورند که از زنان خود کناره بگیرند، چهار ماه انتظار؛
للدٮں ٮولوں مں ٮساٮهم ٮرٮص ارٮعه اسهر
و اگر بازآیند، خدا همانا بسیار بخشاینده و مهربان است.
ڡاں ڡاو ڡاں الله عڡور رحٮم
و اگر بر طلاق مصمم شوند، خدا همانا شنوا و همهچیزدان است.
واں عرموا الطلٯ ڡاں الله سمٮع علٮم
و زنانِ طلاقدادهشده سه دوره در انتظار میمانند؛
والمطلڡٮ ٮٮرٮصں ٮاٮڡسهں ٮلٮه ڡرو
و بر آنان روا نیست که آنچه را خدا در زهدانهایشان آفریده است کتمان کنند، اگر به خدا و روز واپسین باور میآورند.
ولا ٮحل لهں اں ٮكٮمں ما حلٯ الله ڡى ارحامهں اں كں ٮومں ٮالله والٮوم الاحر
و شوهرانشان در این مدت برای بازگرداندن آنان حق بیشتری دارند، اگر آشتی بخواهند.
وٮعولٮهں احٯ ٮردهں ڡى دلك اں ارادوا اصلحا
و برای آنان حقوقی برابر با تعهداتشان است، به شیوهٔ شناختهشده؛
ولهں مٮل الدى علٮهں ٮالمعروڡ
و مردان بر آنان درجهای دارند.
وللرحال علٮهں درحه
خدا نیرومند و فرزانه است.
والله عرٮر حكٮم
طلاق دو بار است.
الطلٯ مرٮاں
سپس یا بازگرفتن به شیوهٔ شناختهشده، یا رهاسازی با خوشرویی.
ڡامساك ٮمعروڡ او ٮسرٮح ٮاحسں
و برای شما روا نیست که از آنچه به آنان دادهاید چیزی را بازپس گیرید، مگر آنکه هر دو بترسند که حدود خدا را پابرجا نگه ندارند.
ولا ٮحل لكم اں ٮاحدوا مما اٮٮٮموهں سٮا الا اں ٮحاڡا الا ٮڡٮما حدود الله
و اگر بترسید که آن دو حدود خدا را پابرجا نگه ندارند، هیچ ایرادی بر آن دو نیست در آنچه زن با آن خود را بازمیخرد.
ڡاں حڡٮم الا ٮڡٮما حدود الله ڡلا حٮاح علٮهما ڡٮما اڡٮدٮ ٮه
اینها حدود خدا است،
ٮلك حدود الله
پس از آنها فراتر نروید.
ڡلا ٮعٮدوها
و هر که از حدود خدا فراتر رود — ایناناند ستمگران.
ومں ٮٮعد حدود الله ڡاولٮك هم الطلموں
اگر او را طلاق دهد، از این پس بر او روا نخواهد بود، تا آنکه با همسری دیگر غیر از او ازدواج کند.
ڡاں طلڡها ڡلا ٮحل له مں ٮعد حٮى ٮٮكح روحا عٮره
و اگر این یکی او را طلاق دهد، هیچ ایرادی بر آن دو نیست که دوباره پیوند یابند، اگر گمان برند که حدود خدا را پابرجا نگه خواهند داشت.
ڡاں طلڡها ڡلا حٮاح علٮهما اں ٮٮراحعا اں طٮا اں ٮڡٮما حدود الله
و اینها حدود خدا است، که آن را برای قومی که میداند روشن میسازد.
وٮلك حدود الله ٮٮٮٮها لڡوم ٮعلموں
و چون زنان را طلاق دهید، و آنان به پایان خود برسند، آنان را به شیوهٔ شناختهشده نگه دارید، یا به شیوهٔ شناختهشده رهایشان کنید؛
وادا طلڡٮم الٮسا ڡٮلعں احلهں ڡامسكوهں ٮمعروڡ او سرحوهں ٮمعروڡ
و آنان را برای آسیب رساندن، برای حمله، نگه ندارید.
ولا ٮمسكوهں صرارا لٮعٮدوا
و هر که چنین کند بر خود ستم کرده است.
ومں ٮڡعل دلك ڡڡد طلم ٮڡسه
و نشانههای خدا را به ریشخند نگیرید.
ولا ٮٮحدوا اٮٮ الله هروا
و دهش خدا را بر خود به یاد آورید، و نیز آنچه از نوشتار و فرزانگی بر شما فرود آورده است، که با آن شما را پند میدهد.
وادكروا ٮعمٮ الله علٮكم وما اٮرل علٮكم مں الكٮٮ والحكمه ٮعطكم ٮه
و در برابر خدا محتاط باشید،
واٮڡوا الله
و بدانید که خدا همهچیزدانِ هر چیز است.
واعلموا اں الله ٮكل سى علٮم
و چون زنان را طلاق دهید، و آنان به پایان خود برسند، مانع نشوید که با همسران خود ازدواج کنند، هرگاه میان آنان خشنودی متقابل به شیوهٔ شناختهشده باشد.
وادا طلڡٮم الٮسا ڡٮلعں احلهں ڡلا ٮعصلوهں اں ٮٮكحں اروحهں ادا ٮرصوا ٮٮٮهم ٮالمعروڡ
این است آنچه هر که از شما به خدا و روز واپسین باور آورد بدان پند داده میشود.
دلك ٮوعط ٮه مں كاں مٮكم ٮومں ٮالله والٮوم الاحر
آن برای شما پاکتر است، و شفافتر.
دلكم اركى لكم واطهر
خدا میداند، و شما نمیدانید.
والله ٮعلم واٮٮم لا ٮعلموں
و مادران فرزندان خود را دو سال تمام پرستاری همهجانبه میکنند،
والولدٮ ٮرصعں اولدهں حولٮں كاملٮں
برای کسی که بخواهد این پرستاری را کامل کند.
لمں اراد اں ٮٮم الرصاعه
و بر کسی که کودک برای او زاده شده است، روزیدادن به آنان و پوشاک آنان به شیوهٔ شناختهشده بر عهده است.
وعلى المولود له ررڡهں وكسوٮهں ٮالمعروڡ
هیچ خویشتنی فراتر از توانش بار نهاده نمیشود.
لا ٮكلڡ ٮڡس الا وسعها
نباید هیچ مادری بهسبب فرزندش آسیب ببیند، و نه آن که فرزند برایش زاده شده است بهسبب فرزندش.
لا ٮصار ولده ٮولدها ولا مولود له ٮولده
و بر وارث نیز همان بر عهده است.
وعلى الوارٮ مٮل دلك
و اگر آنان بخواهند از شیر بازگیرند، با خشنودی متقابل میان خودشان و پس از رایزنی، هیچ ایرادی بر آن دو نیست.
ڡاں ارادا ڡصالا عں ٮراص مٮهما وٮساور ڡلا حٮاح علٮهما
و اگر بخواهید فرزندان خود را به پرستاری بسپارید، هیچ ایرادی بر شما نیست، هرگاه آنچه را باید بدهید به شیوهٔ شناختهشده تحویل دهید.
واں اردٮم اں ٮسٮرصعوا اولدكم ڡلا حٮاح علٮكم ادا سلمٮم ما اٮٮٮم ٮالمعروڡ
و در برابر خدا محتاط باشید،
واٮڡوا الله
و بدانید که خدا بر آنچه میکنید بینا است.
واعلموا اں الله ٮما ٮعملوں ٮصٮر
و کسانی از شما که در حال برجای گذاشتن همسرانی وفادارانه نگه داشته میشوند، آن زنان چهار ماه و ده در انتظار میمانند؛
والدٮں ٮٮوڡوں مٮكم وٮدروں اروحا ٮٮرٮصں ٮاٮڡسهں ارٮعه اسهر وعسرا
و چون به پایان خود رسیدند، هیچ ایرادی بر شما نیست در آنچه آنان دربارهٔ خود به شیوهٔ شناختهشده میکنند.
ڡادا ٮلعں احلهں ڡلا حٮاح علٮكم ڡٮما ڡعلں ڡى اٮڡسهں ٮالمعروڡ
و خدا بر آنچه میکنید باخبر است.
والله ٮما ٮعملوں حٮٮر
و هیچ ایرادی بر شما نیست در آنچه بهعنوان خواستگاری به زنان اشاره میکنید، یا در خود جای میدهید.
ولا حٮاح علٮكم ڡٮما عرصٮم ٮه مں حطٮه الٮسا او اكٮٮٮم ڡى اٮڡسكم
خدا میداند که به آنان خواهید اندیشید؛ اما در نهان به آنان وعدهای مدهید،
علم الله اٮكم سٮدكروٮهں ولكں لا ٮواعدوهں سرا
مگر اینکه سخنی شناختهشده بگویید.
الا اں ٮڡولوا ڡولا معروڡا
و عقد ازدواج را نبندید تا آنگاه که سند به پایان خود برسد.
ولا ٮعرموا عڡده الٮكاح حٮى ٮٮلع الكٮٮ احله
و بدانید که خدا آنچه را در خویشتنهای شما است میداند؛ پس در برابر او هشیار باشید.
واعلموا اں الله ٮعلم ما ڡى اٮڡسكم ڡاحدروه
و بدانید که خدا بسیار بخشاینده و بردبار است.
واعلموا اں الله عڡور حلٮم
هیچ ایرادی بر شما نیست، اگر زنان را طلاق دهید تا زمانی که لمسشان نکردهاید، یا برایشان تعهدی مقرر نکردهاید.
لا حٮاح علٮكم اں طلڡٮم الٮسا ما لم ٮمسوهں او ٮڡرصوا لهں ڡرٮصه
و به آنان کامیابیای بدهید — فراخدست به اندازهٔ خود، و کمبضاعت به اندازهٔ خود — کامیابیای به شیوهٔ شناختهشده:
ومٮعوهں على الموسع ڡدره وعلى المڡٮر ڡدره مٮعا ٮالمعروڡ
وظیفهای برای کسانی که نیکی میکنند.
حڡا على المحسٮٮں
و اگر آنان را پیش از آنکه لمسشان کنید طلاق دهید، در حالی که برایشان تعهدی مقرر کردهاید، نیمی از آنچه مقرر کردهاید، مگر آنکه آنان چشم بپوشند، یا کسی که عقد ازدواج در دست او است چشم بپوشد.
واں طلڡٮموهں مں ڡٮل اں ٮمسوهں وڡد ڡرصٮم لهں ڡرٮصه ڡٮصڡ ما ڡرصٮم الا اں ٮعڡوں او ٮعڡوا الدى ٮٮده عڡده الٮكاح
و چشمپوشی کردن، آن به احتیاط نزدیکتر است.
واں ٮعڡوا اڡرٮ للٮڡوى
و لطف را میان خود فراموش نکنید،
ولا ٮٮسوا الڡصل ٮٮٮكم
زیرا خدا بر آنچه میکنید بینا است.
اں الله ٮما ٮعملوں ٮصٮر
تماسها را پاس بدارید، و نیز کاملترین تماس را، و در برابر خدا ایستاده باشید، وقفشده.
حڡطوا على الصلوٮ والصلوه الوسطى وڡوموا لله ڡٮٮٮں
و اگر بترسید، آنگاه پیاده یا سوار؛
ڡاں حڡٮم ڡرحالا او ركٮاٮا
و چون در امنیت بودید، خدا را به یاد آورید چنانکه آنچه را نمیدانستید به شما آموخت.
ڡادا امٮٮم ڡادكروا الله كما علمكم ما لم ٮكوٮوا ٮعلموں
و کسانی از شما که وفادارانه نگه داشته میشوند در حال برجای گذاشتن همسرانی — سفارشی به سود همسرانشان: کامیابی تا دورهٔ سالانه، بدون بیرون کردن؛
والدٮں ٮٮوڡوں مٮكم وٮدروں اروحا وصٮه لاروحهم مٮعا الى الحول عٮر احراح
اما اگر بیرون روند، هیچ ایرادی بر شما نیست در آنچه آنان دربارهٔ خود، در آنچه شناختهشده است، میکنند.
ڡاں حرحں ڡلا حٮاح علٮكم ڡى ما ڡعلں ڡى اٮڡسهں مں معروڡ
خدا نیرومند و فرزانه است.
والله عرٮر حكٮم
و برای زنانِ طلاقدادهشده کامیابیای به شیوهٔ شناختهشده:
وللمطلڡٮ مٮع ٮالمعروڡ
وظیفهای برای محتاطان.
حڡا على المٮڡٮں
چنین است که خدا نشانههای خود را برای شما روشن میسازد، شاید خرد بورزید.
كدلك ٮٮٮں الله لكم اٮٮه لعلكم ٮعڡلوں
آیا ندیدهای کسانی را که از سراهایشان بیرون آمدند، به هزاران، در حالی که در برابر مرگ هشیار بودند؟ آنگاه خدا به آنان گفت: «بمیرید»؛ سپس دوباره زندهشان کرد.
الم ٮر الى الدٮں حرحوا مں دٮرهم وهم الوڡ حدر الموٮ ڡڡال لهم الله موٮوا ٮم احٮهم
خدا بیگمان دارندهٔ لطفی نسبت به انسانها است،
اں الله لدو ڡصل على الٮاس
اما بیشتر انسانها سپاسگزار نیستند.
ولكں اكٮر الٮاس لا ٮسكروں
و در راه خدا بجنگید، و بدانید که خدا شنوا و همهچیزدان است.
وڡٮلوا ڡى سٮٮل الله واعلموا اں الله سمٮع علٮم
پس کیست که به خدا وامی زیبا بدهد، که او آن را بارها دو برابر خواهد کرد؟
مں دا الدى ٮڡرص الله ڡرصا حسٮا ڡٮصعڡه له اصعاڡا كٮٮره
خدا تنگ میکند و گسترده میسازد،
والله ٮڡٮص وٮٮصط
و شما به سوی او بازگردانده خواهید شد.
والٮه ٮرحعوں
آیا ندیدهای دربار را، از میان فرزندان اسرائیل، پس از موسی، آنگاه که به اطلاعدهندهای از خودشان گفتند: «برای ما پادشاهی برانگیز، تا در راه خدا بجنگیم»؟
الم ٮر الى الملا مں ٮٮى اسرٮل مں ٮعد موسى اد ڡالوا لٮٮى لهم اٮعٮ لٮا ملكا ٮڡٮل ڡى سٮٮل الله
گفت: «آیا ممکن است که اگر جنگ بر شما مقرر میشد، نجنگید؟»
ڡال هل عسٮٮم اں كٮٮ علٮكم الڡٮال الا ٮڡٮلوا
گفتند: «و ما را چه میشد که در راه خدا نجنگیم، در حالی که از سراها و پسرانمان بیرون کرده شدهایم؟»
ڡالوا وما لٮا الا ٮڡٮل ڡى سٮٮل الله وڡد احرحٮا مں دٮرٮا واٮٮاٮٮا
اما چون جنگ بر آنان مقرر شد، پشت کردند، مگر اندکی از ایشان.
ڡلما كٮٮ علٮهم الڡٮال ٮولوا الا ڡلٮلا مٮهم
و خدا همهچیزدانِ ستمگران است.
والله علٮم ٮالطلمٮں
و اطلاعدهندهشان به آنان گفت: «خدا همانا طالوت را برای شما به پادشاهی برانگیخته است.»
وڡال لهم ٮٮٮهم اں الله ڡد ٮعٮ لكم طالوٮ ملكا
گفتند: «چگونه او بر ما پادشاهی میداشت، در حالی که ما به آن از او حق بیشتری داریم، و به او فراخی در دارایی داده نشده است؟»
ڡالوا اٮى ٮكوں له الملك علٮٮا وٮحں احٯ ٮالملك مٮه ولم ٮوٮ سعه مں المال
گفت: «خدا همانا او را بر شما برگزیده است، و او را در گستردگی دانش و پیکر افزوده است.»
ڡال اں الله اصطڡٮه علٮكم وراده ٮسطه ڡى العلم والحسم
خدا پادشاهی خود را به هر که او را پسند افتد میدهد.
والله ٮوٮى ملكه مں ٮسا
خدا گسترده و همهچیزدان است.
والله وسع علٮم
و اطلاعدهندهشان به آنان گفت: «نشانهٔ پادشاهی او آن خواهد بود که صندوق نزد شما بیاید، که در آن تسکینی از سرپرست شما است، و بازماندهٔ آنچه دودمان موسی و دودمان هارون بر جای گذاشتند، که کارگزاران آن را حمل میکنند.»
وڡال لهم ٮٮٮهم اں اٮه ملكه اں ٮاٮٮكم الٮاٮوٮ ڡٮه سكٮٮه مں رٮكم وٮڡٮه مما ٮرك ال موسى وال هروں ٮحمله الملٮكه
در آن بیگمان نشانهای برای شما است، اگر باورمند باشید.
اں ڡى دلك لاٮه لكم اں كٮٮم مومٮٮں
چون طالوت با سپاهیان رفت، گفت: «خدا شما را با رودی خواهد آزمود: هر که از آن بنوشد از من نیست، و هر که از آن تغذیه نکند همانا از من است — مگر کسی که با دستش جرعهای از آن برگیرد.»
ڡلما ڡصل طالوٮ ٮالحٮود ڡال اں الله مٮٮلٮكم ٮٮهر ڡمں سرٮ مٮه ڡلٮس مٮى ومں لم ٮطعمه ڡاٮه مٮى الا مں اعٮرڡ عرڡه ٮٮده
از آن نوشیدند، مگر اندکی از ایشان.
ڡسرٮوا مٮه الا ڡلٮلا مٮهم
سپس چون او و کسانی که با او باور آورده بودند از آن گذشتند، گفتند: «ما امروز هیچ نیرویی علیه جالوت و سپاهیانش نداریم.»
ڡلما حاوره هو والدٮں امٮوا معه ڡالوا لا طاڡه لٮا الٮوم ٮحالوٮ وحٮوده
کسانی که گمان میبردند که با خدا روبهرو خواهند شد گفتند: «چه بسیار دستههای اندک که بر دستههای بزرگ پیروز شدند، با اجازهٔ خدا!»
ڡال الدٮں ٮطٮوں اٮهم ملڡوا الله كم مں ڡٮه ڡلٮله علٮٮ ڡٮه كٮٮره ٮادں الله
خدا با شکیبایان است.
والله مع الصٮرٮں
و چون در برابر جالوت و سپاهیانش ظاهر شدند، گفتند: «سرپرست ما، شکیبایی را بر ما سرازیر کن، گامهای ما را استوار ساز، و ما را در برابر قومی که انکار میکند یاری ده»؛ آنگاه آنان را درهم شکستند، با اجازهٔ خدا،
ولما ٮرروا لحالوٮ وحٮوده ڡالوا رٮٮا اڡرع علٮٮا صٮرا وٮٮٮ اڡدامٮا واٮصرٮا على الڡوم الكڡرٮں ڡهرموهم ٮادں الله
و داوود جالوت را کشت؛ خدا به او پادشاهی و فرزانگی داد، و آنچه را او را پسند افتاد به او آموخت.
وڡٮل داود حالوٮ واٮٮه الله الملك والحكمه وعلمه مما ٮسا
و اگر خدا انسانها را بهوسیلهٔ یکدیگر پس نمیزد، همانا زمین به فساد سپرده میشد؛
ولولا دڡع الله الٮاس ٮعصهم ٮٮعص لڡسدٮ الارص
اما خدا دارندهٔ لطفی نسبت به همهٔ هستیها است.
ولكں الله دو ڡصل على العلمٮں
اینها نشانههای خدا است، که ما به حقیقت بر تو برمیخوانیم،
ٮلك اٮٮ الله ٮٮلوها علٮك ٮالحٯ
و تو بیگمان از شمار گسیلشدگانی.
واٮك لمں المرسلٮں
اینان فرستادگاناند:
ٮلك الرسل
ما برخی را بر برخی برتری دادیم.
ڡصلٮا ٮعصهم على ٮعص
از میان آنان کسی هست که خدا با او سخن گفته است،
مٮهم مں كلم الله
و برخی دیگر را در درجهها بالا برده است.
ورڡع ٮعصهم درحٮ
و به عیسی، پسر مریم، دلایل روشن دادیم، و او را با جریان والا توان بخشیدیم.
واٮٮٮا عٮسى اٮں مرٮم الٮٮٮٮ واٮدٮه ٮروح الڡدس
و اگر خدا را پسند افتاده بود، کسانی که پس از آنان آمدند یکدیگر را نمیکشتند، پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد؛
ولو سا الله ما اڡٮٮل الدٮں مں ٮعدهم مں ٮعد ما حاٮهم الٮٮٮٮ
اما اختلاف کردند:
ولكں احٮلڡوا
از میان آنان کسی هست که باور آورد، و کسی هست که انکار کرد.
ڡمٮهم مں امں ومٮهم مں كڡر
و اگر خدا را پسند افتاده بود، یکدیگر را نمیکشتند؛
ولو سا الله ما اڡٮٮلوا
اما خدا آنچه را میخواهد میکند.
ولكں الله ٮڡعل ما ٮرٮد
ای کسانی که باور آوردهاید! از آنچه روزیتان دادهایم هزینه کنید، پیش از آنکه روزی بیاید که در آن نه فروشی خواهد بود، نه دوستیای، و نه میانجیگریای.
ٮاٮها الدٮں امٮوا اٮڡڡوا مما ررڡٮكم مں ڡٮل اں ٮاٮى ٮوم لا ٮٮع ڡٮه ولا حله ولا سڡعه
و انکارکنندگان — ایناناند ستمگران.
والكڡروں هم الطلموں
خدا، هیچ ایزدی نیست مگر او،
الله لا اله الا هو
زنده، آن که به خودِ خود پابرجا است.
الحى الڡٮوم
نه چرت او را میگیرد و نه خواب.
لا ٮاحده سٮه ولا ٮوم
آنچه در آسمانها و آنچه بر زمین است از آنِ او است.
له ما ڡى السموٮ وما ڡى الارص
پس کیست که نزد او میانجیگری کند، مگر با اجازهٔ او؟
مں دا الدى ٮسڡع عٮده الا ٮادٮه
او میداند آنچه پیش روی آنان است و آنچه پشت سر آنان است،
ٮعلم ما ٮٮں اٮدٮهم وما حلڡهم
و آنان از دانش او هیچچیز را در بر نمیگیرند، مگر به اندازهای که او را پسند افتد.
ولا ٮحٮطوں ٮسى مں علمه الا ٮما سا
و نشیمن او بر آسمانها و زمین گسترده است،
وسع كرسٮه السموٮ والارص
و پاسداری از آن دو به هیچوجه بر او سنگین نمیآید.
ولا ٮوده حڡطهما
او است بسیار بلند، سترگ.
وهو العلى العطٮم
در قانون هیچ اجباری نیست:
لا اكراه ڡى الدٮں
راستروی از سرگشتگی بازشناخته شد.
ڡد ٮٮٮں الرسد مں العى
هر که حدشکن را انکار کند و به خدا باور آورد، به استوارترین دستگیره چنگ زده است، که هرگز نمیشکند.
ڡمں ٮكڡر ٮالطعوٮ وٮومں ٮالله ڡڡد اسٮمسك ٮالعروه الوٮڡى لا اٮڡصام لها
خدا شنوا و همهچیزدان است.
والله سمٮع علٮم
خدا متحد کسانی است که باور آوردهاند، آنان را از تاریکیها به سوی نور بیرون میآورد.
الله ولى الدٮں امٮوا ٮحرحهم مں الطلمٮ الى الٮور
و کسانی که انکار میکنند، حامیانشان حدشکن است، که آنان را از نور به سوی تاریکیها بیرون میآورد.
والدٮں كڡروا اولٮاوهم الطعوٮ ٮحرحوٮهم مں الٮور الى الطلمٮ
ایناناند همراهان آتش، در آن جاودانه میمانند.
اولٮك اصحٮ الٮار هم ڡٮها حلدوں
آیا ندیدهای آن را که با ابراهیم دربارهٔ سرپرستش ستیزه کرد، از آنرو که خدا به او پادشاهی داده بود؟ چون ابراهیم گفت: «سرپرست من آن است که زنده میکند و میمیراند»،
الم ٮر الى الدى حاح اٮرهم ڡى رٮه اں اٮٮه الله الملك اد ڡال اٮرهم رٮى الدى ٮحى وٮمٮٮ
گفت: «من، من زنده میکنم و میمیرانم.»
ڡال اٮا احى وامٮٮ
ابراهیم گفت: «خدا همانا خورشید را از خاور میآورد؛ پس تو آن را از باختر بیاور»؛ آنگاه آن که انکار میکرد، سخنانش ناپیوسته ماند.
ڡال اٮرهم ڡاں الله ٮاٮى ٮالسمس مں المسرٯ ڡاٮ ٮها مں المعرٮ ڡٮهٮ الدى كڡر
و خدا قوم ستمگر را راه نمینماید.
والله لا ٮهدى الڡوم الطلمٮں
یا همچون آن که از کنار شهری گذشت که با وجود ساختمانهایش تهی بود.
او كالدى مر على ڡرٮه وهى حاوٮه على عروسها
گفت: «چگونه خدا پس از مرگش دوباره زندهاش خواهد کرد؟» آنگاه خدا او را صد سال میراند، سپس او را برانگیخت.
ڡال اٮى ٮحى هده الله ٮعد موٮها ڡاماٮه الله ماٮه عام ٮم ٮعٮه
گفت: «چه مدت ماندی؟»
ڡال كم لٮٮٮ
گفت: «یک روز ماندم، یا پارهای از یک روز.»
ڡال لٮٮٮ ٮوما او ٮعص ٮوم
گفت: «نه، صد سال ماندی.
ڡال ٮل لٮٮٮ ماٮه عام
پس خوراک و نوشیدنیات را بنگر: منتظر نماندهاند؛
ڡاٮطر الى طعامك وسراٮك لم ٮٮسٮه
و الاغات را بنگر —
واٮطر الى حمارك
و تا تو را نشانهای برای انسانها بسازیم.
ولٮحعلك اٮه للٮاس
و استخوانها را بنگر، که چگونه آنها را گسترش میدهیم، سپس در جامهٔ گوشت میپوشانیم.»
واٮطر الى العطام كٮڡ ٮٮسرها ٮم ٮكسوها لحما
چون برای او روشن شد، گفت: «میدانم که خدا بر هر چیز توانا است.»
ڡلما ٮٮٮں له ڡال اعلم اں الله على كل سى ڡدٮر
و چون ابراهیم گفت: «سرپرست من، به من نشان ده چگونه مردگان را دوباره زنده میکنی.»
واد ڡال اٮرهم رٮ ارٮى كٮڡ ٮحى الموٮى
گفت: «آیا پس باور نمیآوری؟»
ڡال اولم ٮومں
گفت: «چرا، اما برای آن است که هستهٔ من اطمینان یابد.»
ڡال ٮلى ولكں لٮطمٮں ڡلٮى
گفت: «پس چهار پرنده برگیر، آنها را نزد خود اهلی کن، سپس بر هر کوه پارهای از آنها بنه، سپس آنها را فرا بخوان: شتابان نزد تو خواهند آمد.
ڡال ڡحد ارٮعه مں الطٮر ڡصرهں الٮك ٮم احعل على كل حٮل مٮهں حرا ٮم ادعهں ٮاٮٮٮك سعٮا
و بدان که خدا نیرومند و فرزانه است.»
واعلم اں الله عرٮر حكٮم
مثالِ کسانی که داراییهای خود را در راه خدا هزینه میکنند، مثالِ دانهای است که هفت خوشه میرویاند،
مٮل الدٮں ٮٮڡڡوں امولهم ڡى سٮٮل الله كمٮل حٮه اٮٮٮٮ سٮع سٮاٮل
که هر خوشه صد دانه دارد.
ڡى كل سٮٮله ماٮه حٮه
خدا برای هر که او را پسند افتد دو برابر میکند.
والله ٮصعڡ لمں ٮسا
خدا گسترده و همهچیزدان است.
والله وسع علٮم
کسانی که داراییهای خود را در راه خدا هزینه میکنند، سپس آنچه را هزینه کردهاند به رخ نمیکشند و آسیب نمیرسانند، پاداششان نزد سرپرستشان است؛ هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد.
الدٮں ٮٮڡڡوں امولهم ڡى سٮٮل الله ٮم لا ٮٮٮعوں ما اٮڡڡوا مٮا ولا ادى لهم احرهم عٮد رٮهم ولا حوڡ علٮهم ولا هم ٮحرٮوں
سخنی شناختهشده و یک بخشایش بهتر است از دستگیریای که آزاری از پی آن بیاید.
ڡول معروڡ ومعڡره حٮر مں صدڡه ٮٮٮعها ادى
خدا توانگر و بردبار است.
والله عٮى حلٮم
ای کسانی که باور آوردهاید! دستگیریهای خود را با به رخ کشیدن و آسیب رساندن بیاثر نکنید، همچون کسی که دارایی خود را از روی خودنمایی در برابر مردم هزینه میکند، و نه به خدا باور دارد و نه به روز واپسین.
ٮاٮها الدٮں امٮوا لا ٮٮطلوا صدڡٮكم ٮالمں والادى كالدى ٮٮڡٯ ماله رٮا الٮاس ولا ٮومں ٮالله والٮوم الاحر
مثال او مثال صخرهای صاف است که خاکی بر آن نشسته: بارانی سیلآسا به آن میرسد، و آن را عریان میگذارد.
ڡمٮله كمٮل صڡواں علٮه ٮراٮ ڡاصاٮه واٮل ڡٮركه صلدا
از آنچه به دست آوردهاند هیچچیز در اختیار ندارند.
لا ٮڡدروں على سى مما كسٮوا
و خدا قومی را که انکار میکند راه نمینماید.
والله لا ٮهدى الڡوم الكڡرٮں
و مثالِ کسانی که داراییهای خود را هزینه میکنند، در جستوجوی خشنودی خدا و استوار ساختن خویشتنهای خودشان، مثالِ باغی بر بلندی است: بارانی سیلآسا به آن میرسد، و خوراکش را دو برابر میدهد؛ و اگر هیچ بارانی سیلآسا به آن نرسد، آنگاه نمباران.
ومٮل الدٮں ٮٮڡڡوں امولهم اٮٮعا مرصاٮ الله وٮٮٮٮٮا مں اٮڡسهم كمٮل حٮه ٮرٮوه اصاٮها واٮل ڡاٮٮ اكلها صعڡٮں ڡاں لم ٮصٮها واٮل ڡطل
و خدا بر آنچه میکنید بینا است.
والله ٮما ٮعملوں ٮصٮر
آیا یکی از شما میخواهد باغی از نخل و تاک داشته باشد، که رودها از زیر آن جاری است، و در آن هر گونه میوهای داشته باشد، سپس پیری به او برسد، در حالی که نسلی ناتوان دارد، و گردبادی از آتش به باغ برسد و بسوزد؟
اٮود احدكم اں ٮكوں له حٮه مں ٮحٮل واعٮاٮ ٮحرى مں ٮحٮها الاٮهر له ڡٮها مں كل الٮمرٮ واصاٮه الكٮر وله درٮه صعڡا ڡاصاٮها اعصار ڡٮه ٮار ڡاحٮرڡٮ
چنین است که خدا نشانهها را برای شما روشن میسازد، شاید بیندیشید.
كدلك ٮٮٮں الله لكم الاٮٮ لعلكم ٮٮڡكروں
ای کسانی که باور آوردهاید! از چیزهای نیکویی که به دست آوردهاید، و از آنچه برای شما از زمین بیرون آوردهایم هزینه کنید،
ٮاٮها الدٮں امٮوا اٮڡڡوا مں طٮٮٮ ما كسٮٮم ومما احرحٮا لكم مں الارص
و بهسوی پست آن برای هزینه کردنش قصد نکنید، در حالی که خود شما آن را فقط با چشم بستن بر آن میگرفتید.
ولا ٮٮمموا الحٮٮٮ مٮه ٮٮڡڡوں ولسٮم ٮاحدٮه الا اں ٮعمصوا ڡٮه
و بدانید که خدا توانگر و ستوده است.
واعلموا اں الله عٮى حمٮد
منحرفکننده به شما بینوایی وعده میدهد، و به شما زشتکاری دستور میدهد،
السٮطں ٮعدكم الڡڡر وٮامركم ٮالڡحسا
در حالی که خدا از سوی خود به شما بخشایش و لطفی وعده میدهد.
والله ٮعدكم معڡره مٮه وڡصلا
خدا گسترده و همهچیزدان است.
والله وسع علٮم
فرزانگی را به هر که او را پسند افتد میدهد،
ٮوٮى الحكمه مں ٮسا
و هر که فرزانگی دریافت کند نیکیای فراوان دریافت کرده است.
ومں ٮوٮ الحكمه ڡڡد اوٮى حٮرا كٮٮرا
و فقط دارندگان هوش به یاد میآورند.
وما ٮدكر الا اولوا الالٮٮ
و هر هزینهای که هزینه کنید، یا هر نذری که بکنید، خدا آن را همانا میداند.
وما اٮڡڡٮم مں ٮڡڡه او ٮدرٮم مں ٮدر ڡاں الله ٮعلمه
و ستمگران هیچ یاریای ندارند.
وما للطلمٮں مں اٮصار
اگر دستگیریها را آشکار کنید، آن ممتاز است؛
اں ٮٮدوا الصدڡٮ ڡٮعما هى
و اگر آنها را پنهان کنید و به بینوایان بدهید، آن برای شما بهتر است، و ما بخشی از کارهای بد شما را خواهیم پوشاند.
واں ٮحڡوها وٮوٮوها الڡڡرا ڡهو حٮر لكم وٮكڡر عٮكم مں سٮاٮكم
و خدا بر آنچه میکنید باخبر است.
والله ٮما ٮعملوں حٮٮر
راه نمودن آنان بر عهدهٔ تو نیست،
لٮس علٮك هدٮهم
اما خدا هر که را پسند او افتد راه مینماید.
ولكں الله ٮهدى مں ٮسا
و هر نیکیای که هزینه کنید، برای خودتان است.
وما ٮٮڡڡوا مں حٮر ڡلاٮڡسكم
و شما هزینه نمیکنید مگر در جستوجوی سوی خدا.
وما ٮٮڡڡوں الا اٮٮعا وحه الله
و هر نیکیای که هزینه کنید، بهتمامی به شما بازگردانده خواهد شد، و بر شما ستم نخواهد رفت.
وما ٮٮڡڡوا مں حٮر ٮوڡ الٮكم واٮٮم لا ٮطلموں
این از آنِ بینوایانی است که در راه خدا بازداشته شدهاند، که نمیتوانند زمین را بپیمایند: نادان آنان را توانگر میپندارد، بهسبب ملاحظهکاریشان؛
للڡڡرا الدٮں احصروا ڡى سٮٮل الله لا ٮسٮطٮعوں صرٮا ڡى الارص ٮحسٮهم الحاهل اعٮٮا مں الٮعڡڡ
آنان را از سیمایشان میشناسی: از مردم با اصرار نمیخواهند.
ٮعرڡهم ٮسٮمهم لا ٮسلوں الٮاس الحاڡا
و هر نیکیای که هزینه کنید، خدا بر آن همانا همهچیزدان است.
وما ٮٮڡڡوا مں حٮر ڡاں الله ٮه علٮم
کسانی که داراییهای خود را شب و روز، پنهانی و آشکارا هزینه میکنند، پاداششان نزد سرپرستشان است؛ هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد.
الدٮں ٮٮڡڡوں امولهم ٮالٮل والٮهار سرا وعلاٮٮه ڡلهم احرهم عٮد رٮهم ولا حوڡ علٮهم ولا هم ٮحرٮوں
کسانی که بهرهخواری میخورند، برنمیخیزند مگر چنانکه برمیخیزد کسی که منحرفکننده او را با لمس خود تلوتلو میخوراند.
الدٮں ٮاكلوں الرٮوا لا ٮڡوموں الا كما ٮڡوم الدى ٮٮحٮطه السٮطں مں المس
این از آن است که گفتند: «فروش فقط همانند بهرهخواری است»؛
دلك ٮاٮهم ڡالوا اٮما الٮٮع مٮل الرٮوا
حال آنکه خدا فروش را روا کرد، و بهرهخواری را ممنوع.
واحل الله الٮٮع وحرم الرٮوا
هر که، پندی از سرپرستش به او رسیده، دست بکشد، آنچه گذشته است از آنِ او است،
ڡمں حاه موعطه مں رٮه ڡاٮٮهى ڡله ما سلڡ
و کارش بر عهدهٔ خدا است؛
وامره الى الله
اما هر که دوباره آن را انجام دهد — ایناناند همراهان آتش، در آن جاودانه میمانند.
ومں عاد ڡاولٮك اصحٮ الٮار هم ڡٮها حلدوں
خدا بهرهخواری را به نیستی میکشاند، و دستگیریها را فربه میکند.
ٮمحٯ الله الرٮوا وٮرٮى الصدڡٮ
خدا هیچ انکارگر بزرگِ متخطی را دوست نمیدارد.
والله لا ٮحٮ كل كڡار اٮٮم
همانا کسانی که باور آوردهاند، کردارهای شایسته بهجا آوردهاند، تماس را پابرجا نگه داشتهاند، و گشادهدستی ناب را دادهاند، پاداششان نزد سرپرستشان است؛ هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد.
اں الدٮں امٮوا وعملوا الصلحٮ واڡاموا الصلوه واٮوا الركوه لهم احرهم عٮد رٮهم ولا حوڡ علٮهم ولا هم ٮحرٮوں
ای کسانی که باور آوردهاید! در برابر خدا محتاط باشید، و آنچه از بهرهخواری مانده است رها کنید، اگر باورمندید.
ٮاٮها الدٮں امٮوا اٮڡوا الله ودروا ما ٮڡى مں الرٮوا اں كٮٮم مومٮٮں
اگر چنین نکنید، آنگاه خود را از نبردی از سوی خدا و فرستادهاش هشداردادهشده بدانید؛
ڡاں لم ٮڡعلوا ڡادٮوا ٮحرٮ مں الله ورسوله
و اگر بازگردید، سرمایهٔ داراییهای شما از آنِ شما است، بیآنکه ستم کنید و بیآنکه بر شما ستم شود.
واں ٮٮٮم ڡلكم روس امولكم لا ٮطلموں ولا ٮطلموں
و اگر کسی در دشواری باشد، آنگاه مهلتی تا آسانی؛
واں كاں دو عسره ڡٮطره الى مٮسره
و اینکه آن را دستگیری کنید برای شما بهتر است، اگر میدانستید.
واں ٮصدڡوا حٮر لكم اں كٮٮم ٮعلموں
و از روزی محتاط باشید که در آن به سوی خدا بازگردانده خواهید شد،
واٮڡوا ٮوما ٮرحعوں ڡٮه الى الله
که در آن هر خویشتنی آنچه را به دست آورده است بهتمامی دریافت خواهد کرد، بیآنکه ستم ببیند.
ٮم ٮوڡى كل ٮڡس ما كسٮٮ وهم لا ٮطلموں
ای کسانی که باور آوردهاید! چون میان خود برای پایانی نامبرده قرضی بر عهده گرفتید، آن را بنویسید.
ٮاٮها الدٮں امٮوا ادا ٮداٮٮٮم ٮدٮں الى احل مسمى ڡاكٮٮوه
و نویسندهای آن را میان شما با دادگری بنویسد،
ولٮكٮٮ ٮٮٮكم كاٮٮ ٮالعدل
و هیچ نویسندهای از نوشتن سر باز نزند،
ولا ٮاٮ كاٮٮ اں ٮكٮٮ
چنانکه خدا به او آموخته است؛ پس بنویسد،
كما علمه الله ڡلٮكٮٮ
و آن که بدهی بر عهدهٔ او است دیکته کند، و در برابر خدا، سرپرستش، محتاط باشد، و از آن چیزی نکاهد.
ولٮملل الدى علٮه الحٯ ولٮٮٯ الله رٮه ولا ٮٮحس مٮه سٮا
و اگر آن که بدهی بر عهدهٔ او است بیخرد، یا ناتوان باشد، یا خود نتواند دیکته کند، آنگاه مسئول قانونیاش با دادگری دیکته کند.
ڡاں كاں الدى علٮه الحٯ سڡٮها او صعٮڡا او لا ٮسٮطٮع اں ٮمل هو ڡلٮملل ولٮه ٮالعدل
و دو گواه از مردانتان را به گواهی بر آن وادارید؛
واسٮسهدوا سهٮدٮں مں رحالكم
و اگر دو مرد نبودند، آنگاه یک مرد و دو زن، از کسانی که گواهیشان را میپسندید، تا اگر یکی از آن دو گمراه شود، دیگری او را به یاد آورد.
ڡاں لم ٮكوٮا رحلٮں ڡرحل وامراٮاں ممں ٮرصوں مں السهدا اں ٮصل احدٮهما ڡٮدكر احدٮهما الاحرى
و گواهان سر باز نزنند، چون فراخوانده شوند.
ولا ٮاٮ السهدا ادا ما دعوا
و از نوشتن آن، کوچک یا بزرگ، تا پایانش، خسته نشوید.
ولا ٮسموا اں ٮكٮٮوه صعٮرا او كٮٮرا الى احله
آن نزد خدا دادگرانهتر، برای گواهی راستتر، و به بیتردیدی نزدیکتر است — مگر آنکه بازرگانیای فوری باشد که میان خود میگردانید: آنگاه هیچ ایرادی بر شما نیست که آن را ننویسید.
دلكم اڡسط عٮد الله واڡوم للسهده وادٮى الا ٮرٮاٮوا الا اں ٮكوں ٮحره حاصره ٮدٮروٮها ٮٮٮكم ڡلٮس علٮكم حٮاح الا ٮكٮٮوها
و چون میان خود فروشی میکنید، گواهان بگیرید.
واسهدوا ادا ٮٮاٮعٮم
و هیچ آسیبی نه به نویسنده وارد شود و نه به گواه.
ولا ٮصار كاٮٮ ولا سهٮد
و اگر چنین کنید، آن همانا تجاوزی از سوی شما است.
واں ٮڡعلوا ڡاٮه ڡسوٯ ٮكم
و در برابر خدا محتاط باشید،
واٮڡوا الله
و خدا به شما میآموزد.
وٮعلمكم الله
و خدا همهچیزدانِ هر چیز است.
والله ٮكل سى علٮم
و اگر در سفر بودید و نویسندهای نیافتید، آنگاه گروی گرفتهشده.
واں كٮٮم على سڡر ولم ٮحدوا كاٮٮا ڡرهں مڡٮوصه
و اگر یکی از شما به دیگری اعتماد کند، آن که به او اعتماد شده است امانت خود را بازگرداند،
ڡاں امں ٮعصكم ٮعصا ڡلٮود الدى اوٮمں امٮٮه
و در برابر خدا، سرپرستش، محتاط باشد.
ولٮٮٯ الله رٮه
و گواهی را کتمان نکنید.
ولا ٮكٮموا السهده
و هر که آن را کتمان کند همانا هستهای متخطی دارد.
ومں ٮكٮمها ڡاٮه اٮم ڡلٮه
خدا بر آنچه میکنید همهچیزدان است.
والله ٮما ٮعملوں علٮم
آنچه در آسمانها و آنچه بر زمین است از آنِ خدا است.
لله ما ڡى السموٮ وما ڡى الارص
و چه آنچه را در شما است آشکار کنید، چه پنهانش کنید، خدا با شما آن را به حساب خواهد آورد؛ آنگاه هر که را او را پسند افتد میبخشاید، و هر که را او را پسند افتد کیفر میدهد.
واں ٮٮدوا ما ڡى اٮڡسكم او ٮحڡوه ٮحاسٮكم ٮه الله ڡٮعڡر لمں ٮسا وٮعدٮ مں ٮسا
و خدا بر هر چیز توانا است.
والله على كل سى ڡدٮر
فرستاده به آنچه از سوی سرپرستش بر او فرود آورده شد باور آورد، و باورمندان نیز.
امں الرسول ٮما اٮرل الٮه مں رٮه والمومٮوں
همه به خدا، کارگزاران او، نوشتارهایش، و فرستادگانش باور آوردند،
كل امں ٮالله وملٮكٮه وكٮٮه ورسله
بیآنکه میان فرستادگان او هیچ تمایزی بنهند، هر که باشند؛
لا ٮڡرٯ ٮٮں احد مں رسله
و گفتند: «شنیدیم و گردن نهادیم.
وڡالوا سمعٮا واطعٮا
بخشایش تو، ای سرپرست ما؛ مقصد به سوی تو است.»
عڡراٮك رٮٮا والٮك المصٮر
خدا بر هیچ خویشتنی بار نمینهد مگر توانش را.
لا ٮكلڡ الله ٮڡسا الا وسعها
آنچه به دست آورده از آنِ او است،
لها ما كسٮٮ
و آنچه مرتکب شده به زیان او.
وعلٮها ما اكٮسٮٮ
«سرپرست ما، اگر فراموش کنیم یا خطا کنیم ما را مگیر.
رٮٮا لا ٮواحدٮا اں ٮسٮٮا او احطاٮا
سرپرست ما، و بر ما یوغی بار مکن چنانکه بر کسانی که پیش از ما بودند بار کردی.
رٮٮا ولا ٮحمل علٮٮا اصرا كما حملٮه على الدٮں مں ڡٮلٮا
سرپرست ما، و آنچه را نیروی حمل آن را نداریم بر ما بار مکن.
رٮٮا ولا ٮحملٮا ما لا طاڡه لٮا ٮه
و از ما چشمپوشی کن،
واعڡ عٮا
و ما را ببخشای،
واعڡر لٮا
و بر ما مهر ورز.
وارحمٮا
تو متحد مایی؛ پس ما را در برابر قومی که انکار میکند یاری ده.»
اٮٮ مولٮٮا ڡاٮصرٮا على الڡوم الكڡرٮں