Al-Qasas القصص
We will restore him to you إنا رادوه إليك
The section and its links
Moussa facing Fir'awn, in three parts (26-28; their sequel is section VI)
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. طسٓمٓ (طا سین میم).
ٮسم الله الرحمں الرحٮم طسم
اینها نشانههای نوشتار روشن است.
ٮلك اٮٮ الكٮٮ المٮٮں
ما بخشی از اطلاع دربارهٔ موسی و فرعون را به حقیقت بر تو برمیخوانیم، برای قومی که باور دارند.
ٮٮلوا علٮك مں ٮٮا موسى وڡرعوں ٮالحٯ لڡوم ٮومٮوں
فرعون بر زمین برتری جست و مردم خود را به جناحها تقسیم کرد؛ گروهی از آنان را ناتوان میساخت، پسرانشان را سر میبرید و به شرم زنانشان دستدرازی میکرد،
اں ڡرعوں علا ڡى الارص وحعل اهلها سٮعا ٮسٮصعڡ طاٮڡه مٮهم ٮدٮح اٮٮاهم وٮسٮحى ٮساهم
زیرا او از تباهیگران بود.
اٮه كاں مں المڡسدٮں
و ما میخواستیم به کسانی که بر زمین ناتوان ساخته شده بودند لطف کنیم، آنان را راهنمایانی قرار دهیم، آنان را وارثان سازیم، آنان را بر زمین استوار بنشانیم، و به فرعون و هامان و لشکرهایشان، بهوسیلهٔ آنان، آنچه را از آن برحذر بودند بنمایانیم.
وٮرٮد اں ٮمں على الدٮں اسٮصعڡوا ڡى الارص وٮحعلهم اٮمه وٮحعلهم الورٮٮں وٮمكں لهم ڡى الارص وٮرى ڡرعوں وهمں وحٮودهما مٮهم ما كاٮوا ٮحدروں
و ما به مادر موسی به دل افکندیم: «او را پرستاری کن؛ و چون برای او بترسی، او را در موج بینداز، بیترس و بیاندوه،
واوحٮٮا الى ام موسى اں ارصعٮه ڡادا حڡٮ علٮه ڡالڡٮه ڡى الٮم ولا ٮحاڡى ولا ٮحرٮى
زیرا او را به تو پس خواهیم داد و او را از فرستادگان خواهیم ساخت.»
اٮا رادوه الٮك وحاعلوه مں المرسلٮں
خاندان فرعون او را برگرفت، تا سرانجام برای آنان دشمنی و مایهٔ اندوه شود،
ڡالٮڡطه ال ڡرعوں لٮكوں لهم عدوا وحرٮا
زیرا فرعون و هامان و لشکرهایشان خطاکار بودند.
اں ڡرعوں وهمں وحٮودهما كاٮوا حطٮں
و زن فرعون گفت: «خنکی نگاهی برای من و برای تو؛ او را مکشید؛
وڡالٮ امراٮ ڡرعوں ڡرٮ عٮں لى ولك لا ٮڡٮلوه
شاید به ما سود برساند، یا او را کودک خود بگیریم.» و حس نمیکردند.
عسى اں ٮٮڡعٮا او ٮٮحده ولدا وهم لا ٮسعروں
و آگاهی مادر موسی تهی شد؛ نزدیک بود بیگمان او را آشکار کند، اگر بر هستهٔ او پیوند نبسته بودیم، تا از کسانی باشد که باور دارند.
واصٮح ڡواد ام موسى ڡرعا اں كادٮ لٮٮدى ٮه لولا اں رٮطٮا على ڡلٮها لٮكوں مں المومٮٮں
و به خواهرش گفت: «رد او را بگیر.» او را از دور آشکارا دید، بیآنکه حس کنند.
وڡالٮ لاحٮه ڡصٮه ڡٮصرٮ ٮه عں حٮٮ وهم لا ٮسعروں
و ما پیشتر هر پرستاری دیگری را بر او ممنوع کرده بودیم؛ پس گفت: «آیا میخواهید خانوادهای را به شما نشان دهم که برای شما از او مراقبت خواهد کرد و برای او اندرزگوی نیکی خواهد بود؟»
وحرمٮا علٮه المراصع مں ڡٮل ڡڡالٮ هل ادلكم على اهل ٮٮٮ ٮكڡلوٮه لكم وهم له ٮصحوں
چنین او را به مادرش پس دادیم، تا نگاهش خنک شود، اندوهگین نشود، و بداند که وعدهٔ خدا درست است —
ڡرددٮه الى امه كى ٮڡر عٮٮها ولا ٮحرں ولٮعلم اں وعد الله حٯ
اما بیشتر آنان نمیدانند.
ولكں اكٮرهم لا ٮعلموں
چون به کمال بلوغ رسید و جا افتاد، به او داوری و دانش دادیم —
ولما ٮلع اسده واسٮوى اٮٮٮه حكما وعلما
بدینسان نیکیکنندگان را بازپرداخت میکنیم.
وكدلك ٮحرى المحسٮٮں
و در لحظهٔ بیتوجهی مردم خود به پایتخت درآمد، و در آن دو مرد را یافت که میجنگیدند: یکی از جبههٔ خود او، دیگری از دشمنانش.
ودحل المدٮٮه على حٮں عڡله مں اهلها ڡوحد ڡٮها رحلٮں ٮڡٮٮلاں هدا مں سٮعٮه وهدا مں عدوه
آن که از جبههٔ او بود او را علیه آن که از دشمنانش بود به یاری خواند؛ موسی با مشت او را زد و کارش را تمام کرد.
ڡاسٮعٮه الدى مں سٮعٮه على الدى مں عدوه ڡوكره موسى ڡڡصى علٮه
گفت: «این از کار منحرفکننده است؛
ڡال هدا مں عمل السٮطں
او همانا دشمنی است، گمراهکنندهای آشکار.»
اٮه عدو مصل مٮٮں
گفت: «ای سرپرست من، من همانا بر خود ستم کردهام؛ مرا ببخشای.»
ڡال رٮ اٮى طلمٮ ٮڡسى ڡاعڡر لى
او را بخشود،
ڡعڡر له
زیرا اوست بسیار بخشاینده، مهربان.
اٮه هو العڡور الرحٮم
گفت: «ای سرپرست من، به آن دهشی که به من ارزانی داشتی، دیگر هرگز پشتیبان کنارگذاشتهشدگان نخواهم بود.»
ڡال رٮ ٮما اٮعمٮ على ڡلں اكوں طهٮرا للمحرمٮں
در پایتخت ترسان و گوشبهزنگ شد؛ و اینک آنکه روز پیش از او یاری خواسته بود، دوباره او را به یاری میخواند.
ڡاصٮح ڡى المدٮٮه حاٮڡا ٮٮرڡٮ ڡادا الدى اسٮٮصره ٮالامس ٮسٮصرحه
موسی به او گفت: «تو بیگمان سرگشتهای آشکاری.»
ڡال له موسى اٮك لعوى مٮٮں
سپس چون خواست بر آن که دشمن هر دو بود چنگ بزند، گفت: «ای موسی، آیا میخواهی مرا بکشی چنانکه دیروز خویشتنی را کشتی؟
ڡلما اں اراد اں ٮٮطس ٮالدى هو عدو لهما ڡال ٮموسى اٮرٮد اں ٮڡٮلٮى كما ڡٮلٮ ٮڡسا ٮالامس
تو تنها میخواهی در زمین خودکامه شوی، و نمیخواهی از ساماندهندگان باشی.»
اں ٮرٮد الا اں ٮكوں حٮارا ڡى الارص وما ٮرٮد اں ٮكوں مں المصلحٮں
و مردی از دورترین نقطهٔ پایتخت با گامی شتابان آمد.
وحا رحل مں اڡصا المدٮٮه ٮسعى
گفت: «ای موسی، دربار علیه تو رایزنی میکند تا تو را بکشد؛ بیرون شو، من همانا برای تو اندرزگوی بیریایم.»
ڡال ٮموسى اں الملا ٮاٮمروں ٮك لٮڡٮلوك ڡاحرح اٮى لك مں الٮصحٮں
از آنجا بیرون شد، ترسان و گوشبهزنگ،
ڡحرح مٮها حاٮڡا ٮٮرڡٮ
و گفت: «ای سرپرست من، مرا از قوم ستمگر نجات ده.»
ڡال رٮ ٮحٮى مں الڡوم الطلمٮں
چون به سوی مدین روی آورد، گفت: «شاید سرپرست من مرا به راه راست راه نماید.»
ولما ٮوحه ٮلڡا مدٮں ڡال عسى رٮى اں ٮهدٮٮى سوا السٮٮل
چون به آب مدین رسید، در آن جامعهای از مردان را یافت که آب میدادند، و دور از آنان دو زن را یافت که گلهٔ خود را بازمیداشتند.
ولما ورد ما مدٮں وحد علٮه امه مں الٮاس ٮسڡوں ووحد مں دوٮهم امراٮٮں ٮدوداں
گفت: «شما را چه شده است؟»
ڡال ما حطٮكما
گفتند: «ما آب نمیدهیم مگر پس از آنکه شبانان بازروند؛ و پدر ما پیرمردی بسیار سالخورده است.»
ڡالٮا لا ٮسڡى حٮى ٮصدر الرعا واٮوٮا سٮح كٮٮر
برای آن دو آب داد، سپس به سایه کناره گرفت و گفت: «ای سرپرست من، من همانا به کمترین نیکیای که به سوی من فرود آوری سخت نیازمندم.»
ڡسڡى لهما ٮم ٮولى الى الطل ڡڡال رٮ اٮى لما اٮرلٮ الى مں حٮر ڡڡٮر
یکی از آن دو، با شرمی بازداشته گامزنان، به سوی او آمد.
ڡحاٮه احدٮهما ٮمسى على اسٮحٮا
گفت: «پدرم تو را میخواند تا برای آب دادنت برای ما، پاداش تو را به تو بازپرداخت کند.»
ڡالٮ اں اٮى ٮدعوك لٮحرٮك احر ما سڡٮٮ لٮا
چون نزد او آمد و سرگذشت خود را برای او بازگفت، گفت: «مترس، از قوم ستمگر رها شدی.»
ڡلما حاه وڡص علٮه الڡصص ڡال لا ٮحڡ ٮحوٮ مں الڡوم الطلمٮں
یکی از آن دو گفت: «ای پدر من، او را به کار گیر؛
ڡالٮ احدٮهما ٮاٮٮ اسٮحره
زیرا بهترین کسی که میتوانی به کار گیری آن است که زورمند و مورد اعتماد باشد.»
اں حٮر مں اسٮحرٮ الڡوى الامٮں
گفت: «میخواهم تو را به یکی از این دو دخترم به همسری دهم، به این شرط که هشت سال در خدمت من باشی؛
ڡال اٮى ارٮد اں اٮكحك احدى اٮٮٮى هٮٮں على اں ٮاحرٮى ٮمٮى ححح
و اگر ده سال را تمام کنی، آن از سوی تو خواهد بود؛
ڡاں اٮممٮ عسرا ڡمں عٮدك
و نمیخواهم بر تو سختی تحمیل کنم —
وما ارٮد اں اسٯ علٮك
مرا، اگر خدا را پسند افتد، از کسانی که شایستهاند خواهی یافت.»
سٮحدٮى اں سا الله مں الصلحٮں
گفت: «این میان من و تو قرار است؛
ڡال دلك ٮٮٮى وٮٮٮك
هر یک از دو مدت را که تمام کنم، هیچ دشمنیای علیه من نباشد؛
اٮما الاحلٮں ڡصٮٮ ڡلا عدوں على
و خدا بر آنچه میگوییم وکیل است.»
والله على ما ٮڡول وكٮل
چون موسی مدت را به پایان برد و با نزدیکان خود رهسپار شد، از دامنهٔ کوه آتشی دید.
ڡلما ڡصى موسى الاحل وسار ٮاهله اٮس مں حاٮٮ الطور ٮارا
به نزدیکان خود گفت: «بمانید، زیرا آتشی دیدم؛ شاید برای شما از آن خبری بیاورم، یا اخگری شعلهور، شاید بتوانید گرم شوید.»
ڡال لاهله امكٮوا اٮى اٮسٮ ٮارا لعلى اٮٮكم مٮها ٮحٮر او حدوه مں الٮار لعلكم ٮصطلوں
چون به آن رسید، از کنار راست دره، در جایگاه خجسته، از درخت، ندا داده شد: «ای موسی، همانا منم، خدا، سرپرست همهٔ هستیها! و عصای خود را بیفکن.»
ڡلما اٮٮها ٮودى مں سطى الواد الاٮمں ڡى الٮڡعه المٮركه مں السحره اں ٮموسى اٮى اٮا الله رٮ العلمٮں واں الٯ عصاك
چون دید که آن مانند یکی از نهانیان میلرزد، پشت کرد و گریخت و بر جای قدمهای خود بازنگشت.
ڡلما راها ٮهٮر كاٮها حاں ولى مدٮرا ولم ٮعڡٮ
«ای موسی، روبهرو شو و مترس؛
ٮموسى اڡٮل ولا ٮحڡ
زیرا تو از کسانی هستی که در اماناند.
اٮك مں الامٮٮں
دست خود را در گریبانت فروبر، سپید و بیهیچ بدی بیرون خواهد آمد؛
اسلك ٮدك ڡى حٮٮك ٮحرح ٮٮصا مں عٮر سو
و بال خود را به خود بفشار، در برابر حرمت.
واصمم الٮك حٮاحك مں الرهٮ
پس این دو برهان از سرپرست تو است، برای فرعون و دربار او؛
ڡدٮك ٮرهٮاں مں رٮك الى ڡرعوں وملاٮه
زیرا آنان قومی از تجاوزگران بودند.»
اٮهم كاٮوا ڡوما ڡسڡٮں
گفت: «ای سرپرست من، من همانا خویشتنی را از میان آنان کشتهام و میترسم مرا بکشند؛ اما برادرم هارون زبانی روشنتر از من دارد — او را با من بهعنوان پشتوانهای بفرست که مرا راستگو بشمارد؛
ڡال رٮ اٮى ڡٮلٮ مٮهم ٮڡسا ڡاحاڡ اں ٮڡٮلوں واحى هروں هو اڡصح مٮى لساٮا ڡارسله معى ردا ٮصدڡٮى
زیرا میترسم مرا دروغ انگارند.»
اٮى احاڡ اں ٮكدٮوں
گفت: «بازوی تو را با برادرت استوار خواهیم کرد، و برای هر دوی شما اقتداری قرار خواهیم داد، چنانکه به شما دست نمییابند — بهسبب نشانههای ما،
ڡال سٮسد عصدك ٮاحٮك وٮحعل لكما سلطٮا ڡلا ٮصلوں الٮكما ٮاٮٮٮا
شما دو تن، و آنان که از شما پیروی کنند، پیروز خواهید بود.»
اٮٮما ومں اٮٮعكما العلٮوں
چون موسی نشانههای آشکار ما را برایشان آورد، گفتند: «این تنها چشمبندیای ساختگی است؛ ما هرگز چنین چیزی را از نیاکان نخستین خود نشنیدهایم.»
ڡلما حاهم موسى ٮاٮٮٮا ٮٮٮٮ ڡالوا ما هدا الا سحر مڡٮرى وما سمعٮا ٮهدا ڡى اٮاٮٮا الاولٮں
و موسی گفت: «سرپرست من بهتر میداند که چه کسی راهنمایی را از سوی او میآورد، و فرجام جایگاه از آنِ چه کسی خواهد بود،
وڡال موسى رٮى اعلم ٮمں حا ٮالهدى مں عٮده ومں ٮكوں له عڡٮه الدار
زیرا ستمگران کامیاب نمیشوند.»
اٮه لا ٮڡلح الطلموں
و فرعون گفت: «ای دربار، من برای شما ایزدی غیر از خود نمیشناسم. پس ای هامان، برای من بر خاک رس آتشی بیفروز، و برای من کوشکی بساز، شاید بالا روم و ایزد موسی را ببینم؛ من بیگمان میپندارم که او از دروغگویان است.»
وڡال ڡرعوں ٮاٮها الملا ما علمٮ لكم مں اله عٮرى ڡاوڡد لى ٮهمں على الطٮں ڡاحعل لى صرحا لعلى اطلع الى اله موسى واٮى لاطٮه مں الكدٮٮں
و او و لشکرهایش در زمین بیهیچ حقی خودبزرگبین شدند، و پنداشتند که هرگز به سوی ما بازگردانده نخواهند شد.
واسٮكٮر هو وحٮوده ڡى الارص ٮعٮر الحٯ وطٮوا اٮهم الٮٮا لا ٮرحعوں
او و لشکرهایش را فروگرفتیم و آنان را به موج افکندیم —
ڡاحدٮه وحٮوده ڡٮٮدٮهم ڡى الٮم
پس بنگر که فرجام ستمگران چگونه بود.
ڡاٮطر كٮڡ كاں عڡٮه الطلمٮں
و ما از آنان راهنمایانی ساختیم که به سوی آتش فرامیخوانند،
وحعلٮهم اٮمه ٮدعوں الى الٮار
و در روز حضور یاری رسانده نخواهند شد.
وٮوم الڡٮمه لا ٮٮصروں
و ما در این زندگی نزدیک نفرینی از پی آنان روانه کردیم،
واٮٮعٮهم ڡى هده الدٮٮا لعٮه
و در روز حضور از چهرهتباهشدگان خواهند بود.
وٮوم الڡٮمه هم مں المڡٮوحٮں
ما همانا به موسی نوشتار دادیم، پس از آنکه نسلهای نخستین را ریشهکن کردیم، چون روشنگریهایی برای انسانها، راهنمایی و مهر، شاید به یاد میآوردند.
ولڡد اٮٮٮا موسى الكٮٮ مں ٮعد ما اهلكٮا الڡروں الاولى ٮصاٮر للٮاس وهدى ورحمه لعلهم ٮٮدكروں
تو بر دامنهٔ باختری نبودی هنگامی که ما دستور را برای موسی تصویب کردیم،
وما كٮٮ ٮحاٮٮ العرٮى اد ڡصٮٮا الى موسى الامر
تو از آنان که گواه بودند نبودی.
وما كٮٮ مں السهدٮں
بلکه ما نسلهایی پدید آوردیم، و زندگی برای آنان دراز شد؛
ولكٮا اٮساٮا ڡروٮا ڡٮطاول علٮهم العمر
و تو در میان مردمِ مدین اقامت نداشتی که نشانههای ما را بر آنان برخوانی،
وما كٮٮ ٮاوٮا ڡى اهل مدٮں ٮٮلوا علٮهم اٮٮٮا
بلکه ما فرستندگان بودیم.
ولكٮا كٮا مرسلٮں
و تو نیز بر دامنهٔ کوه نبودی هنگامی که ما او را ندا دادیم؛
وما كٮٮ ٮحاٮٮ الطور اد ٮادٮٮا
بلکه این مهری از سرپرست تو است، تا قومی را هشدار دهی که پیش از تو هیچ هشداردهندهای به سوی آنان نیامده بود، به این امید که به یاد خواهند آورد.
ولكں رحمه مں رٮك لٮٮدر ڡوما ما اٮٮهم مں ٮدٮر مں ڡٮلك لعلهم ٮٮدكروں
و اگر چون پیشامدی ناگوار برای آنچه دستانشان پیش بردند به آنان رسد، نمیگفتند: «ای سرپرست ما، چرا فرستادهای برای ما نفرستادی؟ از نشانههای تو پیروی میکردیم و از باورآورندگان میبودیم» —
ولولا اں ٮصٮٮهم مصٮٮه ٮما ڡدمٮ اٮدٮهم ڡٮڡولوا رٮٮا لولا ارسلٮ الٮٮا رسولا ڡٮٮٮع اٮٮك وٮكوں مں المومٮٮں
چون حقیقت از سوی ما به آنان آمد، گفتند: «چرا همانند آنچه به موسی داده شد به او داده نشد!»
ڡلما حاهم الحٯ مں عٮدٮا ڡالوا لولا اوٮى مٮل ما اوٮى موسى
آیا آنچه را پیشتر به موسی داده شده بود انکار نکردهاند؟
اولم ٮكڡروا ٮما اوٮى موسى مں ڡٮل
گفتند: «دو چشمبندی که یکدیگر را پشتیبانی میکنند!»
ڡالوا سحراں ٮطهرا
و گفتند: «ما همانا همهٔ اینها را انکار میکنیم.»
وڡالوا اٮا ٮكل كڡروں
بگو: «پس نوشتاری از نزد خدا بیاورید که از این دو راهنماتر باشد، من از آن پیروی خواهم کرد، اگر راستگویید.»
ڡل ڡاٮوا ٮكٮٮ مں عٮد الله هو اهدى مٮهما اٮٮعه اں كٮٮم صدڡٮں
اگر تو را پاسخ ندادند، بدان که آنان تنها از هیجانهای خود پیروی میکنند —
ڡاں لم ٮسٮحٮٮوا لك ڡاعلم اٮما ٮٮٮعوں اهواهم
و گمراهتر از آنکه بیراهنمایی از جانب خدا از هیجان خود پیروی میکند کیست؟
ومں اصل ممں اٮٮع هوٮه ٮعٮر هدى مں الله
زیرا خدا قوم ستمگر را راه نمینماید.
اں الله لا ٮهدى الڡوم الطلمٮں
ما سخن را همانا بیگسست به آنان رساندیم، شاید به یاد آورند.
ولڡد وصلٮا لهم الڡول لعلهم ٮٮدكروں
آنان که پیش از او به آنان نوشتار دادیم، به آن باور دارند؛
الدٮں اٮٮٮهم الكٮٮ مں ڡٮله هم ٮه ٮومٮوں
و چون بر آنان برخوانده شود، میگویند: «به آن باور داریم؛ این همانا حقیقت از سوی سرپرست ماست؛ ما پیش از آن نیز بیخدشه نزد خدا بودیم.»
وادا ٮٮلى علٮهم ڡالوا امٮا ٮه اٮه الحٯ مں رٮٮا اٮا كٮا مں ڡٮله مسلمٮں
آنان پاداش خود را دوبار دریافت خواهند کرد، برای آنکه شکیبا بودند، بدی را با نیکی دفع کردند، و از آنچه روزیشان دادیم هزینه کردند.
اولٮك ٮوٮوں احرهم مرٮٮں ٮما صٮروا وٮدروں ٮالحسٮه السٮٮه ومما ررڡٮهم ٮٮڡڡوں
و چون بیهودگی را بشنوند، از آن روی برمیتابند و میگویند: «کردارهای ما برای ما و کردارهای شما برای شما؛ آرامش بر شما باد، ما نادانان را نمیجوییم.»
وادا سمعوا اللعو اعرصوا عٮه وڡالوا لٮا اعملٮا ولكم اعملكم سلم علٮكم لا ٮٮٮعى الحهلٮں
تو همانا هر که را دوست داری راه نمینمایی؛
اٮك لا ٮهدى مں احٮٮٮ
بلکه خدا هر که را پسند او افتد راه مینماید،
ولكں الله ٮهدى مں ٮسا
و راهنماییپذیرندگان را بهتر میشناسد.
وهو اعلم ٮالمهٮدٮں
و گفتند: «اگر با تو راهنمایی را پذیریم، از زمین خود ربوده خواهیم شد.»
وڡالوا اں ٮٮٮع الهدى معك ٮٮحطڡ مں ارصٮا
آیا ما آنان را در جایگاهی مصون از تعرّض و امن استوار جای ندادهایم، که میوههای هر چیز به سوی آن سرازیر میشود، بهعنوان روزی از جانب خود ما؟
اولم ٮمكں لهم حرما امٮا ٮحٮى الٮه ٮمرٮ كل سى ررڡا مں لدٮا
اما بیشترشان نمیدانند.
ولكں اكٮرهم لا ٮعلموں
چه بسیار شهرها که ما ریشهکن کردیم، که از زیست خود سرمست شده بودند!
وكم اهلكٮا مں ڡرٮه ٮطرٮ معٮسٮها
اینک خانههای آنان که پس از ایشان مسکون نشدند، مگر اندکی — و ما بودیم که وارثان شدیم.
ڡٮلك مسكٮهم لم ٮسكں مں ٮعدهم الا ڡلٮلا وكٮا ٮحں الورٮٮں
سرپرست تو هرگز شهرها را ریشهکن نمیکند پیش از آنکه در شهر مرکزی آنها فرستادهای برانگیزد که نشانههای ما را بر آنان برخواند؛
وما كاں رٮك مهلك الڡرى حٮى ٮٮعٮ ڡى امها رسولا ٮٮلوا علٮهم اٮٮٮا
ما هرگز شهرها را ریشهکن نکردهایم مگر آنگاه که مردم آن ستمگر بودند.
وما كٮا مهلكى الڡرى الا واهلها طلموں
هر آنچه به شما داده شده است تنها برخورداری زندگی نزدیک و آرایهٔ آن است؛
وما اوٮٮٮم مں سى ڡمٮع الحٮوه الدٮٮا ورٮٮٮها
آنچه نزد خدا است بهتر و پایدارتر است.
وما عٮد الله حٮر واٮڡى
آیا پس خرد نمیورزید؟
اڡلا ٮعڡلوں
آیا کسی که به او وعدهٔ نیکو دادیم و با آن روبهرو خواهد شد، همانند کسی است که او را از زندگی نزدیک برخوردار کردیم و سپس در روز حضور از آوردهشدگان خواهد بود؟
اڡمں وعدٮه وعدا حسٮا ڡهو لڡٮه كمں مٮعٮه مٮع الحٮوه الدٮٮا ٮم هو ٮوم الڡٮمه مں المحصرٮں
و روزی که آنان را ندا دهد و بگوید: «کجایند انبازان من، که ادعا میکردید؟»
وٮوم ٮٮادٮهم ڡٮڡول اٮں سركاى الدٮں كٮٮم ٮرعموں
آنان که سخن بر ایشان به حقیقت پیوسته باشد خواهند گفت: «ای سرپرست ما، اینان، که سرگشتهشان کردیم، آنان را سرگشته کردیم چنانکه خود سرگشته شدیم؛
ڡال الدٮں حٯ علٮهم الڡول رٮٮا هولا الدٮں اعوٮٮا اعوٮٮهم كما عوٮٮا
خود را نزد تو بیتعهد اعلام خواهیم کرد؛
ٮٮراٮا الٮك
آنان از ما فرمان نمیبردند.»
ما كاٮوا اٮاٮا ٮعٮدوں
و گفته خواهد شد: «انبازان خود را بخوانید.» آنان را خواهند خواند، اما آنان به ایشان پاسخ نخواهند داد؛ کیفر را خواهند دید — کاش راهنمایی پذیرفته بودند...
وڡٮل ادعوا سركاكم ڡدعوهم ڡلم ٮسٮحٮٮوا لهم وراوا العداٮ لو اٮهم كاٮوا ٮهٮدوں
و روزی که آنان را ندا دهد و بگوید: «به فرستادگان چه پاسخ دادید؟»
وٮوم ٮٮادٮهم ڡٮڡول مادا احٮٮم المرسلٮں
در آن روز، اطلاعات بر آنان تیره خواهد شد، و از یکدیگر نخواهند پرسید.
ڡعمٮٮ علٮهم الاٮٮا ٮومٮد ڡهم لا ٮٮسالوں
اما آنکه پشیمان شد، باور آورد و کرداری شایسته بهجا آورد، شاید از کامیابان باشد.
ڡاما مں ٮاٮ وامں وعمل صلحا ڡعسى اں ٮكوں مں المڡلحٮں
سرپرست تو هرچه را او را پسند افتد میآفریند و برمیگزیند؛
ورٮك ٮحلٯ ما ٮسا وٮحٮار
گزینش از آنِ آنان نیست.
ما كاں لهم الحٮره
شکوه بر خدا باد، او بسی بالاتر است از آنچه برای او انباز میگیرند.
سٮحں الله وٮعلى عما ٮسركوں
سرپرست تو آنچه را سینههایشان در خود میپوشانند و آنچه را فاش میکنند میداند.
ورٮك ٮعلم ما ٮكں صدورهم وما ٮعلٮوں
اوست خدا؛ هیچ ایزدی نیست مگر او؛
وهو الله لا اله الا هو
ستایش از آنِ او است، در نخستین و در واپسین؛
له الحمد ڡى الاولى والاحره
و داوری از آنِ اوست،
وله الحكم
و شما به سوی او بازگردانده خواهید شد.
والٮه ٮرحعوں
بگو: «دیدهاید: اگر خدا برای شما شب را تا روز حضور همیشگی میکرد، کدام ایزد، غیر از خدا، برای شما روشنایی میآورد؟
ڡل ارٮٮم اں حعل الله علٮكم الٮل سرمدا الى ٮوم الڡٮمه مں اله عٮر الله ٮاٮٮكم ٮصٮا
آیا پس نمیشنوید؟»
اڡلا ٮسمعوں
بگو: «دیدهاید: اگر خدا برای شما روز را تا روز حضور همیشگی میکرد، کدام ایزد، غیر از خدا، برای شما شبی میآورد که در آن بیاسایید؟
ڡل ارٮٮم اں حعل الله علٮكم الٮهار سرمدا الى ٮوم الڡٮمه مں اله عٮر الله ٮاٮٮكم ٮلٮل ٮسكٮوں ڡٮه
آیا پس روشن نمیبینید؟»
اڡلا ٮٮصروں
و به مهر او است که برای شما شب و روز را قرار داد، تا بیاسایید و از لطف او بجویید، و شاید سپاسگزار شوید.
ومں رحمٮه حعل لكم الٮل والٮهار لٮسكٮوا ڡٮه ولٮٮٮعوا مں ڡصله ولعلكم ٮسكروں
و روزی که آنان را ندا دهد و بگوید: «کجایند انبازان من، که ادعا میکردید؟»
وٮوم ٮٮادٮهم ڡٮڡول اٮں سركاى الدٮں كٮٮم ٮرعموں
و از هر جامعه گواهی برخواهیم کشید و خواهیم گفت: «برهان خود را بیاورید.» آنگاه خواهند دانست که حقیقت از آنِ خدا است، و آنچه برمیساختند از آنان دور گم خواهد شد.
وٮرعٮا مں كل امه سهٮدا ڡڡلٮا هاٮوا ٮرهٮكم ڡعلموا اں الحٯ لله وصل عٮهم ما كاٮوا ٮڡٮروں
قارون از قوم موسی بود؛ بر آنان زورگویی کرد —
اں ڡروں كاں مں ڡوم موسى ڡٮعى علٮهم
و ما در میان گنجها آنقدر به او داده بودیم که کلیدهای آن بهتنهایی بر اتحادیهای از مردان دارای نیرو بیگمان سنگین بود.
واٮٮٮه مں الكٮور ما اں مڡاٮحه لٮٮوا ٮالعصٮه اولى الڡوه
قومش آنگاه به او گفتند: «ذوقزده مباش، زیرا خدا ذوقزدگان را دوست ندارد؛
اد ڡال له ڡومه لا ٮڡرح اں الله لا ٮحٮ الڡرحٮں
بلکه در آنچه خدا به تو داده است جایگاه واپسین را بجوی،
واٮٮع ڡٮما اٮٮك الله الدار الاحره
بیآنکه بهرهٔ خود را از زندگی نزدیک فراموش کنی؛
ولا ٮٮس ٮصٮٮك مں الدٮٮا
و نیکی کن چنانکه خدا به تو نیکی کرد،
واحسں كما احسں الله الٮك
و در زمین فساد مجوی؛
ولا ٮٮع الڡساد ڡى الارص
زیرا خدا تباهیگران را دوست ندارد.»
اں الله لا ٮحٮ المڡسدٮں
گفت: «این به من تنها بهسبب دانشی که از آنِ من است داده شد.»
ڡال اٮما اوٮٮٮه على علم عٮدى
آیا نمیدانست که خدا پیش از او نسلهایی را ریشهکن کرده بود که از او در نیرو برتر بودند و بیشتر میاندوختند؟
اولم ٮعلم اں الله ڡد اهلك مں ڡٮله مں الڡروں مں هو اسد مٮه ڡوه واكٮر حمعا
و کنارگذاشتهشدگان دربارهٔ تقصیرهایشان پرسیده نخواهند شد.
ولا ٮسل عں دٮوٮهم المحرموں
با همهٔ آرایهٔ خود بر قوم خود بیرون آمد.
ڡحرح على ڡومه ڡى رٮٮٮه
کسانی که زندگی نزدیک را میخواهند گفتند: «ای کاش همانند آنچه به قارون داده شد میداشتیم! او بیگمان بهرهای سترگ دارد.»
ڡال الدٮں ٮرٮدوں الحٮوه الدٮٮا ٮلٮٮ لٮا مٮل ما اوٮى ڡروں اٮه لدو حط عطٮم
اما کسانی که به آنان دانش داده شده بود گفتند: «وای بر شما! عوض خدا برای آنکه باور آورد و کرداری شایسته بهجا آورد بهتر است؛
وڡال الدٮں اوٮوا العلم وٮلكم ٮواٮ الله حٮر لمں امں وعمل صلحا
و این را تنها شکیبایان دریافت میکنند.»
ولا ٮلڡٮها الا الصٮروں
ما زمین را وادار کردیم که او و جایگاهش را ببلعد؛
ڡحسڡٮا ٮه وٮداره الارص
او هیچ گروهانی نداشت که غیر از خدا یاریاش رساند،
ڡما كاں له مں ڡٮه ٮٮصروٮه مں دوں الله
و او از کسانی نبود که خود را یاری میرسانند.
وما كاں مں المٮٮصرٮں
و آنان که روز پیش جای او را آرزو کرده بودند، شروع کردند به گفتن: «آه! پس خدا روزی را برای هر که از فرمانبرداران خود او را پسند افتد میگستراند، و اندازه میکند!
واصٮح الدٮں ٮمٮوا مكاٮه ٮالامس ٮڡولوں وٮكاں الله ٮٮسط الررٯ لمں ٮسا مں عٮاده وٮڡدر
اگر خدا بر ما لطف نکرده بود، ما را نیز میبلعید.
لولا اں مں الله علٮٮا لحسڡ ٮٮا
آه! پس انکارکنندگان هرگز کامیاب نمیشوند.»
وٮكاٮه لا ٮڡلح الكڡروں
آن جایگاه واپسین را برای کسانی اختصاص میدهیم که در زمین نه برتریجویی بر دیگران میخواهند و نه فساد؛
ٮلك الدار الاحره ٮحعلها للدٮں لا ٮرٮدوں علوا ڡى الارص ولا ڡسادا
و فرجام از آنِ محتاطان است.
والعڡٮه للمٮڡٮں
هر که با نیکی بیاید، بهتر از آن را خواهد داشت؛
مں حا ٮالحسٮه ڡله حٮر مٮها
و هر که با بدی بیاید — آنان که بدی کردند تنها بر حسب آنچه میکردند بازپرداخت خواهند شد.
ومں حا ٮالسٮٮه ڡلا ٮحرى الدٮں عملوا السٮاٮ الا ما كاٮوا ٮعملوں
آنکه خوانش را برای تو الزامی ساخت، تو را بیگمان به وعدهگاهی از پیش مقرر بازخواهد گرداند.
اں الدى ڡرص علٮك الڡراں لرادك الى معاد
بگو: «سرپرست من بهتر میداند که چه کسی با راهنمایی میآید و چه کسی در گمراهیای آشکار است.»
ڡل رٮى اعلم مں حا ٮالهدى ومں هو ڡى صلل مٮٮں
تو امید نداشتی که نوشتار به تو رسانده شود؛ این تنها به مهر سرپرست تو است —
وما كٮٮ ٮرحوا اں ٮلڡى الٮك الكٮٮ الا رحمه مں رٮك
پس هرگز پشتیبان انکارکنندگان مباش.
ڡلا ٮكوٮں طهٮرا للكڡرٮں
و مبادا راه نشانههای خدا را بر تو ببندند، پس از آنکه بر تو فرود آورده شد؛
ولا ٮصدٮك عں اٮٮ الله ٮعد اد اٮرلٮ الٮك
و به سوی سرپرست خود فراخوان،
وادع الى رٮك
و هرگز از انباز گیرندگان مباش.
ولا ٮكوٮں مں المسركٮں
و با خدا ایزد دیگری را فرامخوان؛
ولا ٮدع مع الله الها احر
هیچ ایزدی نیست مگر او.
لا اله الا هو
همهچیز نابود میشود، مگر سوی او.
كل سى هالك الا وحهه
داوری از آنِ اوست،
له الحكم
و شما به سوی او بازگردانده خواهید شد.
والٮه ٮرحعوں