Hud هود
The same word, messenger after messenger كلمة واحدة من رسول إلى رسول
Summary and links in the frieze
In the frieze His chest tightened, he hears the messengers before him say the same word, then is told: stand straight.
Read just before, 12 leads here: Our help came to the messengers (12:110); sura 11 tells it: when Our command came, We saved Hud, Salih and Shu'ayb. 12
It leads to 10: He had to answer: bring ten surahs (11:13); sura 10 reduces the challenge to a single surah (10:38). 10
Closes on “These are the signs of the Scripture full of wisdom”
Read with: the suras of the same shelf mark
- 7 From Adam to the Tablets of Moussathe overview: the peoples before and their messengers
- 10 Following what is revealedthe time to believe: too late, or in time
- 12 The most beautiful of accountsa single account: Youssof
- 13 The froth goes offwithout an account: the signs, and what is within themselves
- 14 From the darknesses into the lightout of the darknesses into the light: gratitude
- 15 The Reminder preservedthe traces left: Iblis, Ibrahim's guests
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. الٓر (الف لام را).
ٮسم الله الرحمں الرحٮم الر
نوشتاری که نشانههایش یکمعنا ساخته شده و سپس به تفصیل درآورده شده است، از جانب فرزانهای باخبر: «جز از خدا فرمان مبرید؛ من برای شما، از جانب او، هشداردهندهای و مژدهدهندهام؛ از سرپرستتان بخشایش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید: شما را از بهرهمندیای زیبا بهرهمند خواهد ساخت تا سرآمدی نامبرده، و به هر دارندهٔ لطفی لطفش را ارزانی خواهد داشت.
كٮٮ احكمٮ اٮٮه ٮم ڡصلٮ مں لدں حكٮم حٮٮر الا ٮعٮدوا الا الله اٮٮى لكم مٮه ٮدٮر وٮسٮر واں اسٮعڡروا رٮكم ٮم ٮوٮوا الٮه ٮمٮعكم مٮعا حسٮا الى احل مسمى وٮوٮ كل دى ڡصل ڡصله
اما اگر پشت کنید، آنگاه من همانا برای شما از کیفر روزی بزرگ میترسم.»
واں ٮولوا ڡاٮى احاڡ علٮكم عداٮ ٮوم كٮٮر
بازگشت شما به سوی خدا است،
الى الله مرحعكم
و او بر هر چیز توانا است.
وهو على كل سى ڡدٮر
آیا چنین نیست؟ آنان همانا سینههایشان را درهم میپیچند تا خود را از او پنهان کنند.
الا اٮهم ٮٮٮوں صدورهم لٮسٮحڡوا مٮه
آیا چنین نیست که چون خود را در جامههایشان میپوشانند، او آنچه را پنهان میدارند و آنچه را افشا میکنند میداند؟
الا حٮں ٮسٮعسوں ٮٮاٮهم ٮعلم ما ٮسروں وما ٮعلٮوں
او به محتوای سینهها همهچیزدان است.
اٮه علٮم ٮداٮ الصدور
هیچ جنبندهای بر زمین نیست که روزیاش از آنِ خدا نباشد؛ او آرامگاهش و جای سپردنش را میشناسد:
وما مں داٮه ڡى الارص الا على الله ررڡها وٮعلم مسٮڡرها ومسٮودعها
همهچیز در دفتری روشن است.
كل ڡى كٮٮ مٮٮں
و اوست که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید، در حالی که بنای او بر آب استوار بود، تا شما را بیازماید: کدامیک از شما بهتر عمل میکند.
وهو الدى حلٯ السموٮ والارص ڡى سٮه اٮام وكاں عرسه على الما لٮٮلوكم اٮكم احسں عملا
و اگر بگویی: «پس از مرگ برانگیخته خواهید شد»، آنان که انکار میکنند بیگمان خواهند گفت: «این جز چشمبندی آشکار نیست.»
ولٮں ڡلٮ اٮكم مٮعوٮوں مں ٮعد الموٮ لٮڡولں الدٮں كڡروا اں هدا الا سحر مٮٮں
و اگر کیفر را تا زمانی شمردهشده برایشان به تأخیر اندازیم، بیگمان خواهند گفت: «چه چیز آن را معلق نگه میدارد؟»
ولٮں احرٮا عٮهم العداٮ الى امه معدوده لٮڡولں ما ٮحٮسه
آیا چنین نیست که روزی که به آنان بیاید، از آنان دور داشته نخواهد شد،
الا ٮوم ٮاٮٮهم لٮس مصروڡا عٮهم
و آنچه را به مسخره میگرفتند بر آنان واقع خواهد شد.
وحاٯ ٮهم ما كاٮوا ٮه ٮسٮهروں
و اگر به انسان مهری از جانب خود بچشانیم، سپس آن را از او بازپس بگیریم، اینک او بیگمان نومید است، انکارگری بزرگ.
ولٮں ادڡٮا الاٮسں مٮا رحمه ٮم ٮرعٮها مٮه اٮه لٮوس كڡور
و اگر پس از آسیبی که به او رسیده بود، دهشی به او بچشانیم، بیگمان خواهد گفت: «بدیها از من دور رفتند»:
ولٮں ادڡٮه ٮعما ٮعد صرا مسٮه لٮڡولں دهٮ السٮاٮ عٮى
اینک او بیگمان شادمان است، فخرفروش.
اٮه لڡرح ڡحور
مگر کسانی که شکیبایی کردند و کردارهای شایسته بهجا آوردند: آنان بخشایش و پاداشی بزرگ خواهند داشت.
الا الدٮں صٮروا وعملوا الصلحٮ اولٮك لهم معڡره واحر كٮٮر
شاید بخشی از آنچه بر تو پرده برداشته میشود را رها کنی و سینهات از آن تنگ خواهد شد، از آن رو که میگویند: «چرا گنجی بر او فرود آورده نشده است، یا چرا کارگزاری با او نمیآید!»
ڡلعلك ٮارك ٮعص ما ٮوحى الٮك وصاٮٯ ٮه صدرك اں ٮڡولوا لولا اٮرل علٮه كٮر او حا معه ملك
تو خود جز یک هشداردهنده نیستی؛
اٮما اٮٮ ٮدٮر
و خدا، بر هر چیز، وکیل است.
والله على كل سى وكٮل
یا خواهند گفت: «او آن را برساخته است»؟
ام ٮڡولوں اڡٮرٮه
بگو: «پس ده سوره برساختهشده همانند آن بیاورید، و هر که را خواهید توانست، غیر از خدا، فرا بخوانید، اگر راستگویانید.»
ڡل ڡاٮوا ٮعسر سور مٮله مڡٮرٮٮ وادعوا مں اسٮطعٮم مں دوں الله اں كٮٮم صدڡٮں
اگر به شما پاسخ ندهند، آنگاه بدانید که این مگر با دانش خدا فرود آورده نشده است، و اینکه هیچ ایزدی نیست مگر او.
ڡالم ٮسٮحٮٮوا لكم ڡاعلموا اٮما اٮرل ٮعلم الله واں لا اله الا هو
آیا پس شما بیخدشه نزد خدا خواهید بود؟
ڡهل اٮٮم مسلموں
هر که زندگی نزدیک و آرایهٔ آن را بخواهد، ما کردارهایش را در این زندگی وفادارانه به او پس میدهیم، و حقش در آن پایمال نخواهد شد:
مں كاں ٮرٮد الحٮوه الدٮٮا ورٮٮٮها ٮوڡ الٮهم اعملهم ڡٮها وهم ڡٮها لا ٮٮحسوں
اینان کسانیاند که در زندگی واپسین جز آتش نخواهند داشت؛
اولٮك الدٮں لٮس لهم ڡى الاحره الا الٮار
آنچه را در آن ساختهاند فروریخته خواهد بود،
وحٮط ما صٮعوا ڡٮها
و آنچه میکردند پوچ خواهد بود.
وٮطل ما كاٮوا ٮعملوں
آیا کسی که بر دلیلی روشن از سرپرستش استوار است و گواهی از جانب او در پیاش میآید؟
اڡمں كاں على ٮٮٮه مں رٮه وٮٮلوه ساهد مٮه
و پیش از او، نوشتار موسی، بهعنوان مرجع و مهر.
ومں ڡٮله كٮٮ موسى اماما ورحمه
اینان کسانیاند که به آن باور میآورند.
اولٮك ٮومٮوں ٮه
و هر که از میان گروهها آن را انکار کند، آتش وعدهگاه او است:
ومں ٮكڡر ٮه مں الاحراٮ ڡالٮار موعده
پس دربارهٔ آن به جدال مپرداز،
ڡلا ٮك ڡى مرٮه مٮه
زیرا آن حقیقتی است از سرپرست تو، اما بیشتر انسانها باور نمیآورند.
اٮه الحٯ مں رٮك ولكں اكٮر الٮاس لا ٮومٮوں
و چه کسی پس ستمگرتر از آن است که دروغی بر خدا برسازد؟
ومں اطلم ممں اڡٮرى على الله كدٮا
اینان کسانیاند که در برابر سرپرستشان عرضه خواهند شد، و گواهان خواهند گفت: «اینان کسانیاند که بر سرپرستشان دروغ گفتند!»
اولٮك ٮعرصوں على رٮهم وٮڡول الاسهد هولا الدٮں كدٮوا على رٮهم
آیا چنین نیست که نفرین خدا بر ستمگران است، کسانی که راه خدا را میبندند و میکوشند آن را کج کنند، و زندگی واپسین را انکار میکنند؟
الا لعٮه الله على الطلمٮں الدٮں ٮصدوں عں سٮٮل الله وٮٮعوٮها عوحا وهم ٮالاحره هم كڡروں
اینان کسانیاند که بر زمین نخواهند توانست او را ناتوان کنند، و غیر از خدا هیچ متحدی نخواهند داشت:
اولٮك لم ٮكوٮوا معحرٮں ڡى الارص وما كاں لهم مں دوں الله مں اولٮا
کیفرشان دوچندان خواهد شد.
ٮصعڡ لهم العداٮ
نه میتوانستند بشنوند و نه میتوانستند روشن ببینند.
ما كاٮوا ٮسٮطٮعوں السمع وما كاٮوا ٮٮصروں
اینان کسانیاند که زیان خویشتن خود را موجب شدند، و آنچه برمیساختند از آنان دور گم شد.
اولٮك الدٮں حسروا اٮڡسهم وصل عٮهم ما كاٮوا ٮڡٮروں
ناگزیر، در زندگی واپسین، آنان خود بزرگترین زیانکارانند.
لا حرم اٮهم ڡى الاحره هم الاحسروں
کسانی که باور آوردند و کردارهای شایسته بهجا آوردند و در برابر سرپرستشان خمیدند: اینان همراهان باغاند،
اں الدٮں امٮوا وعملوا الصلحٮ واحٮٮوا الى رٮهم اولٮك اصحٮ الحٮه
که در آن جاودانه خواهند ماند.
هم ڡٮها حلدوں
مثال این دو پاره همچون نابینا و ناشنوا است، و بینا و شنوا:
مٮل الڡرٮڡٮں كالاعمى والاصم والٮصٮر والسمٮع
آیا در مثال برابرند؟
هل ٮسٮوٮاں مٮلا
پس به یاد نمیآورید؟
اڡلا ٮدكروں
همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم:
ولڡد ارسلٮا ٮوحا الى ڡومه
«من برای شما هشداردهندهای روشن هستم:
اٮى لكم ٮدٮر مٮٮں
جز از خدا فرمان مبرید؛
اں لا ٮعٮدوا الا الله
زیرا من برای شما از کیفر روزی دردناک میترسم.»
اٮى احاڡ علٮكم عداٮ ٮوم الٮم
دربار کسانی از قومش که انکار میکردند گفت: «ما تو را مگر آدمی همانند خودمان نمیبینیم، و نمیبینیم که مگر پستترینهای ما، در نگاه نخست، از تو پیروی کرده باشند.
ڡڡال الملا الدٮں كڡروا مں ڡومه ما ٮرٮك الا ٮسرا مٮلٮا وما ٮرٮك اٮٮعك الا الدٮں هم ارادلٮا ٮادى الراى
و ما برای شما بر خود هیچ لطفی نمیبینیم؛ بلکه شما را دروغگو میپنداریم.»
وما ٮرى لكم علٮٮا مں ڡصل ٮل ٮطٮكم كدٮٮں
او گفت: «ای قوم من، آیا میبینید؟ اگر من بر دلیلی روشن از سرپرستم استوار باشم، و او از جانب خود مهری به من ارزانی داشته باشد، و آن بر شما تیره شده باشد، آیا آنگاه، در حالی که آن را ناخوش دارید، آن را بر شما تحمیل میکردیم؟
ڡال ٮڡوم ارٮٮم اں كٮٮ على ٮٮٮه مں رٮى واٮٮٮى رحمه مں عٮده ڡعمٮٮ علٮكم اٮلرمكموها واٮٮم لها كرهوں
ای قوم من، برای آن از شما هیچ داراییای نمیخواهم:
وٮڡوم لا اسلكم علٮه مالا
پاداش من جز بر عهدهٔ خدا نیست.
اں احرى الا على الله
و من از کسانی نیستم که کسانی را که باور میآورند پس میزنند: ایشان همانا سرپرستشان را ملاقات خواهند کرد؛
وما اٮا ٮطارد الدٮں امٮوا اٮهم ملڡوا رٮهم
اما شما را قومی نادان میبینم.
ولكٮى ارٮكم ڡوما ٮحهلوں
ای قوم من، اگر آنان را پس میزدم، چه کسی مرا در برابر خدا یاری میرساند؟
وٮڡوم مں ٮٮصرٮى مں الله اں طردٮهم
پس به یاد نمیآورید؟
اڡلا ٮدكروں
و به شما نمیگویم که ذخایر خدا نزد من است، و نه اینکه آنچه را فراتر از حواس است میدانم، و نه اینکه کارگزارم؛
ولا اڡول لكم عٮدى حراٮں الله ولا اعلم العٮٮ ولا اڡول اٮى ملك
و دربارهٔ کسانی که چشمان شما خوارشان میشمارد نمیگویم که خدا هیچ نیکیای به آنان ارزانی نخواهد داشت:
ولا اڡول للدٮں ٮردرى اعٮٮكم لں ٮوٮٮهم الله حٮرا
خدا بهتر میشناسد آنچه را در خویشتنهای آنان است.
الله اعلم ٮما ڡى اٮڡسهم
آنگاه من بیگمان از ستمگران میبودم.»
اٮى ادا لمں الطلمٮں
گفتند: «ای نوح، با ما بحث کردی، و در بحث بسیار پیش رفتی؛ پس آنچه را به ما وعده میدهی برای ما بیاور، اگر از راستگویانی.»
ڡالوا ٮٮوح ڡد حدلٮٮا ڡاكٮرٮ حدلٮا ڡاٮٮا ٮما ٮعدٮا اں كٮٮ مں الصدڡٮں
او گفت: «تنها خدا است که آن را برای شما خواهد آورد، اگر پسند او افتد، و شما نخواهید توانست او را ناتوان کنید.
ڡال اٮما ٮاٮٮكم ٮه الله اں سا وما اٮٮم ٮمعحرٮں
و اندرز من شما را هیچ سودی نخواهد رساند، هرچند بخواهم شما را اندرز دهم، اگر خدا بخواهد شما را سرگردان کند:
ولا ٮٮڡعكم ٮصحى اں اردٮ اں اٮصح لكم اں كاں الله ٮرٮد اں ٮعوٮكم
او سرپرست شما است،
هو رٮكم
و به سوی او بازگردانده خواهید شد.»
والٮه ٮرحعوں
یا خواهند گفت: «او آن را برساخته است»؟
ام ٮڡولوں اڡٮرٮه
بگو: «اگر آن را برساخته باشم، آنگاه کنارگذاری من بر عهدهٔ من است، و من از کنارگذاری شما بریام.»
ڡل اں اڡٮرٮٮه ڡعلى احرامى واٮا ٮرى مما ٮحرموں
و به نوح پرده برداشته شد که از قوم تو دیگر هیچکس باور نخواهد آورد، مگر کسانی که پیشتر باور آوردهاند:
واوحى الى ٮوح اٮه لں ٮومں مں ڡومك الا مں ڡد امں
پس از آنچه میکردند افسرده مباش.
ڡلا ٮٮٮٮس ٮما كاٮوا ٮڡعلوں
و کشتی را زیر چشمان ما و بر پایهٔ پردهبرداری ما بساز،
واصٮع الڡلك ٮاعٮٮٮا ووحٮٮا
و دربارهٔ کسانی که ستم کردند به من روی میاور، زیرا آنان غرق خواهند شد.
ولا ٮحطٮٮى ڡى الدٮں طلموا اٮهم معرڡوں
و کشتی را میساخت؛ و هر بار که دربار از میان قومش از کنار او میگذشت، او را ریشخند میکرد.
وٮصٮع الڡلك وكلما مر علٮه ملا مں ڡومه سحروا مٮه
او گفت: «اگر ما را ریشخند کنید، همانا ما نیز شما را ریشخند خواهیم کرد، همانگونه که شما ما را ریشخند میکنید.
ڡال اں ٮسحروا مٮا ڡاٮا ٮسحر مٮكم كما ٮسحروں
بهزودی خواهید دانست که کیفری که او را شرمسار خواهد کرد بر که خواهد آمد، و کیفری که میماند بر که فرو خواهد افتاد.»
ڡسوڡ ٮعلموں مں ٮاٮٮه عداٮ ٮحرٮه وٮحل علٮه عداٮ مڡٮم
تا آنگاه که چون دستور ما آمد و اجاق به جوش آمد، گفتیم: «در آن از هر چیز، دو عنصر از یک جفت را بار کن، و نیز خانوادهات را، مگر آنکه سخن پیشین بر او سنگینی میکند، و کسانی را که باور آوردند.»
حٮى ادا حا امرٮا وڡار الٮٮور ڡلٮا احمل ڡٮها مں كل روحٮں اٮٮٮں واهلك الا مں سٮٯ علٮه الڡول ومں امں
و جز اندکی با او باور نیاوردند.
وما امں معه الا ڡلٮل
و گفت: «در آن بالا روید: روان شدن و لنگر انداختنش به نام خدا باد.
وڡال اركٮوا ڡٮها ٮسم الله محرٮها ومرسٮها
سرپرست من بیگمان بسیار بخشاینده و مهربان است.»
اں رٮى لعڡور رحٮم
و او با آنان در موجی همچون کوهها روان بود.
وهى ٮحرى ٮهم ڡى موح كالحٮال
و نوح پسرش را که در کناری ایستاده بود ندا داد: «ای پسرکم، با ما بالا بیا، و با کسانی که انکار میکنند مباش.»
وٮادى ٮوح اٮٮه وكاں ڡى معرل ٮٮٮى اركٮ معٮا ولا ٮكں مع الكڡرٮں
گفت: «به کوهی پناه خواهم گرفت که مرا از آب حفظ خواهد کرد.»
ڡال ساوى الى حٮل ٮعصمٮى مں الما
گفت: «امروز هیچ حفاظتی در برابر دستور خدا نیست، مگر برای کسی که او بر او مهر ورزد.»
ڡال لا عاصم الٮوم مں امر الله الا مں رحم
و موج میان آن دو حائل شد، و او از غرقشدگان شد.
وحال ٮٮٮهما الموح ڡكاں مں المعرڡٮں
و گفته شد: «ای زمین، آبت را فرو ببر! ای آسمان، بازایست!»
وڡٮل ٮارص اٮلعى ماك وٮسما اڡلعى
و آب فرو نشست، کار فیصله داده شد، و کشتی بر جودی جا گرفت.
وعٮص الما وڡصى الامر واسٮوٮ على الحودى
و گفته شد: «دور باد قوم ستمگران!»
وڡٮل ٮعدا للڡوم الطلمٮں
و نوح سرپرستش را فرا خواند و گفت: «ای سرپرست من، پسرم همانا از خانوادهٔ من است، و وعدهٔ تو حقیقت است،
وٮادى ٮوح رٮه ڡڡال رٮ اں اٮٮى مں اهلى واں وعدك الحٯ
و تو دادگرترین داوران هستی.»
واٮٮ احكم الحكمٮں
او گفت: «ای نوح، او همانا از خانوادهٔ تو نیست،
ڡال ٮٮوح اٮه لٮس مں اهلك
زیرا او کرداری است که شایسته نیست.
اٮه عمل عٮر صلح
پس از من آنچه را که هیچ دانشی از آن نداری مخواه،
ڡلا ٮسلں ما لٮس لك ٮه علم
زیرا من تو را ترغیب میکنم که از نادانان نباشی.»
اٮى اعطك اں ٮكوں مں الحهلٮں
گفت: «ای سرپرست من، همانا من خود را در پناه تو میگذارم از اینکه از تو آنچه را که هیچ دانشی از آن ندارم بخواهم،
ڡال رٮ اٮى اعود ٮك اں اسلك ما لٮس لى ٮه علم
و اگر مرا نبخشایی و بر من مهر نورزی، از زیانکاران خواهم بود.»
والا ٮعڡر لى وٮرحمٮى اكں مں الحسرٮں
گفته شد: «ای نوح، با آرامشی از جانب ما و خجستگیهایی بر تو و بر جامعههایی برخاسته از کسانی که با تو هستند فرود آی؛
ڡٮل ٮٮوح اهٮط ٮسلم مٮا وٮركٮ علٮك وعلى امم ممں معك
و جامعههایی هستند که ما بهرهمندشان خواهیم ساخت، سپس کیفری دردناک از جانب ما به آنان خواهد رسید.»
وامم سٮمٮعهم ٮم ٮمسهم مٮا عداٮ الٮم
اینها اطلاعاتی است دربارهٔ آنچه فراتر از حواس است، که از آن بر تو پرده برمیداریم:
ٮلك مں اٮٮا العٮٮ ٮوحٮها الٮك
تو آنها را پیش از این نمیشناختی، نه تو و نه قومت.
ما كٮٮ ٮعلمها اٮٮ ولا ڡومك مں ڡٮل هدا
پس شکیبایی کن،
ڡاصٮر
زیرا فرجام از آنِ محتاطان است.
اں العڡٮه للمٮڡٮں
و به سوی عاد، برادرشان هود:
والى عاد احاهم هودا
او گفت: «ای قوم من! از خدا فرمان برید: شما ایزدی دیگر جز او ندارید؛
ڡال ٮڡوم اعٮدوا الله ما لكم مں اله عٮره
شما جز برسازندگان نیستید.
اں اٮٮم الا مڡٮروں
ای قوم من، برای آن از شما هیچ پاداشی نمیخواهم:
ٮڡوم لا اسلكم علٮه احرا
پاداش من جز بر عهدهٔ کسی نیست که مرا از نخست آفرید.
اں احرى الا على الدى ڡطرٮى
آیا پس خرد نمیورزید؟
اڡلا ٮعڡلوں
ای قوم من، از سرپرستتان بخشایش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید: آسمان ریزان را بر شما خواهد فرستاد، و به نیروی شما نیرویی خواهد افزود؛ و در حال کنارگذاشتهشدگان پشت مکنید.»
وٮڡوم اسٮعڡروا رٮكم ٮم ٮوٮوا الٮه ٮرسل السما علٮكم مدرارا وٮردكم ڡوه الى ڡوٮكم ولا ٮٮولوا محرمٮں
گفتند: «ای هود، تو برای ما دلیلی روشن نیاوردی، و ما ایزدان خود را بر سخن تو رها نخواهیم کرد، و به تو اعتبار نمیدهیم.
ڡالوا ٮهود ما حٮٮٮا ٮٮٮٮه وما ٮحں ٮٮاركى الهٮٮا عں ڡولك وما ٮحں لك ٮمومٮٮں
ما تنها میگوییم که یکی از ایزدان ما تو را به بدی زده است.»
اں ٮڡول الا اعٮرٮك ٮعص الهٮٮا ٮسو
او گفت: «من همانا خدا را گواه میگیرم،
ڡال اٮى اسهد الله
و گواه باشید که من از آنچه غیر از او انباز میگیرید بریام:
واسهدوا اٮى ٮرى مما ٮسركوں مں دوٮه
پس همه بر ضد من نیرنگ بچینید، و به من هیچ مهلتی ندهید،
ڡكٮدوٮى حمٮعا ٮم لا ٮٮطروں
زیرا من به خدا، سرپرست من و سرپرست شما، وکالت میدهم:
اٮى ٮوكلٮ على الله رٮى ورٮكم
هیچ جنبندهای نیست که او آن را از کاکل نگه ندارد.
ما مں داٮه الا هو احد ٮٮاصٮٮها
سرپرست من بر جادهای راست است.
اں رٮى على صرط مسٮڡٮم
اگر پشت کنید، من آنچه را که با آن به سوی شما فرستاده شدهام پیشتر به شما رساندهام؛
ڡاں ٮولوا ڡڡد اٮلعٮكم ما ارسلٮ ٮه الٮكم
و سرپرست من قومی دیگر را به جای شما جانشین خواهد ساخت، بیآنکه به او هیچ آسیبی برسانید،
وٮسٮحلڡ رٮى ڡوما عٮركم ولا ٮصروٮه سٮا
زیرا سرپرست من هر چیز را پاس میدارد.»
اں رٮى على كل سى حڡٮط
و چون دستور ما آمد، هود و کسانی را که با او باور آورده بودند، با مهری از جانب خود نجات دادیم، و آنان را از کیفری سنگین نجات دادیم.
ولما حا امرٮا ٮحٮٮا هودا والدٮں امٮوا معه ٮرحمه مٮا وٮحٮٮهم مں عداٮ علٮط
و اینان عادند: نشانههای سرپرستشان را سرسختانه رد کردند، از فرستادگان او نافرمانی کردند، و از دستور هر مستبد لجوج پیروی کردند.
وٮلك عاد ححدوا ٮاٮٮ رٮهم وعصوا رسله واٮٮعوا امر كل حٮار عٮٮد
و در این زندگی نزدیک، و نیز در روز حضور، با نفرینی دنبال شدند:
واٮٮعوا ڡى هده الدٮٮا لعٮه وٮوم الڡٮمه
آیا چنین نیست: عاد همانا سرپرست خود را انکار کردند.
الا اں عادا كڡروا رٮهم
دور باد عاد، قوم هود!
الا ٮعدا لعاد ڡوم هود
و به سوی ثمود، برادرشان صالح:
والى ٮمود احاهم صلحا
گفت: «ای قوم من! از خدا فرمان برید: شما را ایزدی دیگر جز او نیست.
ڡال ٮڡوم اعٮدوا الله ما لكم مں اله عٮره
اوست که شما را از زمین پدید آورد و شما را بر آن ساکن گرداند: پس از او بخشایش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید،
هو اٮساكم مں الارص واسٮعمركم ڡٮها ڡاسٮعڡروه ٮم ٮوٮوا الٮه
زیرا سرپرست من نزدیک است، و پاسخ میدهد.»
اں رٮى ڡرٮٮ محٮٮ
گفتند: «ای صالح، تو پیش از این در میان ما امیدی بودی؛ آیا ما را نهی میکنی از اینکه از آنچه نیاکان ما از آن فرمان میبردند فرمان ببریم؟ ما بیگمان دربارهٔ آنچه ما را به آن فرا میخوانی در سرگشتگیای پریشانکنندهایم.»
ڡالوا ٮصلح ڡد كٮٮ ڡٮٮا مرحوا ڡٮل هدا اٮٮهٮٮا اں ٮعٮد ما ٮعٮد اٮاوٮا واٮٮا لڡى سك مما ٮدعوٮا الٮه مرٮٮ
او گفت: «ای قوم من، آیا میبینید؟ اگر من بر دلیلی روشن از سرپرستم استوار باشم، و او از جانب خود مهری به من ارزانی داشته باشد، پس چه کسی مرا در برابر خدا یاری میرساند اگر از او نافرمانی میکردم؟
ڡال ٮڡوم ارٮٮم اں كٮٮ على ٮٮٮه مں رٮى واٮٮٮى مٮه رحمه ڡمں ٮٮصرٮى مں الله اں عصٮٮه
آنگاه شما جز زیان مرا افزون نمیکردید.
ڡما ٮرٮدوٮٮى عٮر ٮحسٮر
ای قوم من، این مادهشتر خدا است، نشانهای برای شما:
وٮڡوم هده ٮاڡه الله لكم اٮه
پس رهایش کنید: بگذارید بر زمین خدا بخورد،
ڡدروها ٮاكل ڡى ارص الله
و به آن هیچ بدیای مرسانید، وگرنه کیفری نزدیک شما را فرا میگرفت.»
ولا ٮمسوها ٮسو ڡٮاحدكم عداٮ ڡرٮٮ
اما آن را مثله کردند. آنگاه گفت: «در سرای خود سه روز بهرهمند شوید:
ڡعڡروها ڡڡال ٮمٮعوا ڡى داركم ٮلٮه اٮام
این وعدهای است که دروغ انگاشته نخواهد شد.»
دلك وعد عٮر مكدوٮ
چون دستور ما آمد، صالح و کسانی را که با او باور آورده بودند، با مهری از جانب خود و از شرمساری آن روز نجات دادیم؛
ڡلما حا امرٮا ٮحٮٮا صلحا والدٮں امٮوا معه ٮرحمه مٮا ومں حرى ٮومٮد
زیرا سرپرست تو زورمند است، نیرومند.
اں رٮك هو الڡوى العرٮر
و بانگ کسانی را که ستم کرده بودند فرا گرفت، چنانکه در سراهایشان خود را افتاده و بیحرکت یافتند، گویی هرگز در آنجا نزیسته بودند.
واحد الدٮں طلموا الصٮحه ڡاصٮحوا ڡى دٮرهم حٮمٮں كاں لم ٮعٮوا ڡٮها
آیا چنین نیست: ثمود همانا سرپرست خود را انکار کردند.
الا اں ٮمودا كڡروا رٮهم
دور باد ثمود!
الا ٮعدا لٮمود
و فرستادگان ما همانا با مژده نزد ابراهیم آمدند: گفتند: «آرامش!»
ولڡد حاٮ رسلٮا اٮرهٮم ٮالٮسرى ڡالوا سلما
او گفت: «آرامش!»
ڡال سلم
و درنگ نکرد که گوسالهای بریان بیاورد.
ڡما لٮٮ اں حا ٮعحل حٮٮد
اما چون دید که دستهایشان به آن نمیرسد، آنان را غریب یافت و از آنان ترسی احساس کرد.
ڡلما را اٮدٮهم لا ٮصل الٮه ٮكرهم واوحس مٮهم حٮڡه
گفتند: «مترس،
ڡالوا لا ٮحڡ
زیرا ما به سوی قوم لوط فرستاده شدهایم.»
اٮا ارسلٮا الى ڡوم لوط
و زنش، ایستاده، شروع به خندیدن کرد؛
وامراٮه ڡاٮمه ڡصحكٮ
آنگاه اسحاق را به او مژده دادیم،
ڡٮسرٮها ٮاسحٯ
و پس از اسحاق، یعقوب.
ومں ورا اسحٯ ٮعڡوٮ
گفت: «وای بر من! آیا بزایم در حالی که پیرم و این شوهر من، پیرمردی است؟
ڡالٮ ٮوٮلٮى الد واٮا عحور وهدا ٮعلى سٮحا
این بیگمان چیزی شگفت است!»
اں هدا لسى عحٮٮ
گفتند: «آیا از دستور خدا در شگفتی؟
ڡالوا اٮعحٮٮں مں امر الله
مهر خدا و خجستگیهای او بر شما باد، ای مردمِ خانه!
رحمٮ الله وٮركٮه علٮكم اهل الٮٮٮ
زیرا او ستوده است، سرشار از شکوه.»
اٮه حمٮد محٮد
چون هراس از ابراهیم رفت و مژده به او رسید، دربارهٔ قوم لوط با ما به بحث پرداخت:
ڡلما دهٮ عں اٮرهٮم الروع وحاٮه الٮسرى ٮحدلٮا ڡى ڡوم لوط
ابراهیم بیگمان بردبار است، پر آه، پیوسته به او رویآورنده.
اں اٮرهٮم لحلٮم اوه مٮٮٮ
«ای ابراهیم، از این کناره بگیر:
ٮاٮرهٮم اعرص عں هدا
دستور سرپرست تو پیشتر آمده است،
اٮه ڡد حا امر رٮك
و کیفری که نمیتوان آن را لغو کرد همانا به آنان میرسد.»
واٮهم اٮٮهم عداٮ عٮر مردود
و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند، آمدنشان او را ناخوش آمد، و دربارهٔ آنان درمانده شد، و گفت: «این روزی طاقتفرسا است.»
ولما حاٮ رسلٮا لوطا سى ٮهم وصاٯ ٮهم درعا وڡال هدا ٮوم عصٮٮ
و قومش شتابان نزد او آمدند، در حالی که پیش از آن بدیها را مرتکب میشدند.
وحاه ڡومه ٮهرعوں الٮه ومں ڡٮل كاٮوا ٮعملوں السٮاٮ
او گفت: «ای قوم من، اینان دختران منند: برای شما پاکترند؛ پس در برابر خدا محتاط باشید، و مرا دربارهٔ میهمانانم شرمسار مکنید:
ڡال ٮڡوم هولا ٮٮاٮى هں اطهر لكم ڡاٮڡوا الله ولا ٮحروں ڡى صٮڡى
آیا در میان شما مردی کاردان نیست؟»
الٮس مٮكم رحل رسٮد
گفتند: «تو پیشتر میدانی که ما بر دختران تو چه حقی داریم، و بیگمان میدانی که ما چه میخواهیم.»
ڡالوا لڡد علمٮ ما لٮا ڡى ٮٮاٮك مں حٯ واٮك لٮعلم ما ٮرٮد
او گفت: «کاش بر شما نیرویی میداشتم، یا میتوانستم به تکیهگاهی استوار پناه بگیرم!»
ڡال لو اں لى ٮكم ڡوه او اوى الى ركں سدٮد
گفتند: «ای لوط، ما همانا فرستادگان سرپرست تو هستیم: آنان هرگز به تو نخواهند رسید.
ڡالوا ٮلوط اٮا رسل رٮك لں ٮصلوا الٮك
پس با خانوادهات، مگر زنت، در پارهای از شب رهسپار شو، و هیچیک از شما روی برنگرداند،
ڡاسر ٮاهلك ٮڡطع مں الٮل ولا ٮلٮڡٮ مٮكم احد الا امراٮك
زیرا آنچه بر آنان پیش آید بر او نیز پیش خواهد آمد.
اٮه مصٮٮها ما اصاٮهم
وعدهگاه آنان بامداد است:
اں موعدهم الصٮح
آیا بامداد نزدیک نیست؟»
الٮس الصٮح ٮڡرٮٮ
چون دستور ما آمد، بالای آن را پایین آن ساختیم، و بر آن سنگهایی از گل شکلیافته، انباشته، نشاندار نزد سرپرست تو باراندیم:
ڡلما حا امرٮا حعلٮا علٮها ساڡلها وامطرٮا علٮها ححاره مں سحٮل مٮصود مسومه عٮد رٮك
و آن از ستمگران دور نیست.
وما هى مں الطلمٮں ٮٮعٮد
و به سوی مدین، برادرشان شعیب:
والى مدٮں احاهم سعٮٮا
او گفت: «ای قوم من! از خدا فرمان برید: شما ایزدی دیگر جز او ندارید،
ڡال ٮڡوم اعٮدوا الله ما لكم مں اله عٮره
و نه از پیمانه بکاهید و نه از ترازو.
ولا ٮٮڡصوا المكٮال والمٮراں
همانا شما را در نیکی میبینم، و برای شما از کیفر روزی که در بر میگیرد میترسم.
اٮى ارٮكم ٮحٮر واٮى احاڡ علٮكم عداٮ ٮوم محٮط
ای قوم من، پیمانه و ترازو را وفادارانه، با برابریورزی، بدهید،
وٮڡوم اوڡوا المكٮال والمٮراں ٮالڡسط
و حق مردم را در چیزهایشان پایمال مکنید، و تباهیگران، در زمین آشوب مپراکنید.
ولا ٮٮحسوا الٮاس اسٮاهم ولا ٮعٮوا ڡى الارص مڡسدٮں
آنچه نزد خدا برجا میماند برای شما بهتر است، اگر باورمندید؛
ٮڡٮٮ الله حٮر لكم اں كٮٮم مومٮٮں
و من بر شما پاسدار نیستم.»
وما اٮا علٮكم ٮحڡٮط
گفتند: «ای شعیب، آیا تماس تو به تو دستور میدهد که آنچه را نیاکان ما از آن فرمان میبردند رها کنیم، یا از اینکه در داراییهای خود آنچه پسند ما افتد بکنیم دست برداریم؟
ڡالوا ٮسعٮٮ اصلوٮك ٮامرك اں ٮٮرك ما ٮعٮد اٮاوٮا او اں ٮڡعل ڡى امولٮا ما ٮسوا
تو خود، بیگمان، بردباری، کاردانی!»
اٮك لاٮٮ الحلٮم الرسٮد
او گفت: «ای قوم من، آیا میبینید؟ اگر من بر دلیلی روشن از سرپرستم استوار باشم، و او از جانب خود مرا روزیای زیبا داده باشد...
ڡال ٮڡوم ارٮٮم اں كٮٮ على ٮٮٮه مں رٮى وررڡٮى مٮه ررڡا حسٮا
و نمیخواهم با شما مخالفت کنم تا خود آنچه را شما را از آن نهی میکنم انجام دهم:
وما ارٮد اں احالڡكم الى ما اٮهٮكم عٮه
جز شایستهسازی نمیخواهم، تا آنجا که توانم؛
اں ارٮد الا الاصلح ما اسٮطعٮ
و کامیابی من تنها به خدا بسته است:
وما ٮوڡٮڡى الا ٮالله
به او وکالت میدهم،
علٮه ٮوكلٮ
و به او روی میآورم.
والٮه اٮٮٮ
ای قوم من، مبادا گسست شما از من شما را به آنجا بکشاند که آنچه بر قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح پیش آمد بر شما پیش آید؛
وٮڡوم لا ٮحرمٮكم سڡاڡى اں ٮصٮٮكم مٮل ما اصاٮ ڡوم ٮوح او ڡوم هود او ڡوم صلح
و قوم لوط از شما دور نیست.
وما ڡوم لوط مٮكم ٮٮعٮد
و از سرپرستتان بخشایش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید،
واسٮعڡروا رٮكم ٮم ٮوٮوا الٮه
زیرا سرپرست من مهربان است، دوستدارنده.»
اں رٮى رحٮم ودود
گفتند: «ای شعیب، ما از آنچه میگویی چندان درنمییابیم، و تو را در میان خود بیگمان ضعیف میبینیم؛ اگر خویشان تو نبودند، تو را میراندیم؛ و تو بر ما هیچ قدرتی نداری.»
ڡالوا ٮسعٮٮ ما ٮڡڡه كٮٮرا مما ٮڡول واٮا لٮرٮك ڡٮٮا صعٮڡا ولولا رهطك لرحمٮك وما اٮٮ علٮٮا ٮعرٮر
او گفت: «ای قوم من، آیا پس خویشان من نزد شما وزنی بیشتر از خدا دارند، که او را به پشت سر خود افکندهاید؟
ڡال ٮڡوم ارهطى اعر علٮكم مں الله واٮحدٮموه وراكم طهرٮا
سرپرست من آنچه را میکنید کاملاً در بر میگیرد.
اں رٮى ٮما ٮعملوں محٮط
ای قوم من، بر جای خود عمل کنید، زیرا من نیز عمل میکنم:
وٮڡوم اعملوا على مكاٮٮكم اٮى عمل
بهزودی خواهید دانست که کیفری که او را شرمسار خواهد کرد بر که خواهد آمد، و که دروغگو است.
سوڡ ٮعلموں مں ٮاٮٮه عداٮ ٮحرٮه ومں هو كدٮ
و پس در کمین باشید،
وارٮڡٮوا
زیرا من با شما در کمینم.»
اٮى معكم رڡٮٮ
و چون دستور ما آمد، شعیب و کسانی را که با او باور آورده بودند با مهری از جانب خود نجات دادیم.
ولما حا امرٮا ٮحٮٮا سعٮٮا والدٮں امٮوا معه ٮرحمه مٮا
و بانگ کسانی را که ستم کرده بودند فرا گرفت، چنانکه در سراهایشان خود را افتاده و بیحرکت یافتند، گویی هرگز در آنجا نزیسته بودند.
واحدٮ الدٮں طلموا الصٮحه ڡاصٮحوا ڡى دٮرهم حٮمٮں كاں لم ٮعٮوا ڡٮها
دور باد مدین، همانگونه که ثمود دور شدند!
الا ٮعدا لمدٮں كما ٮعدٮ ٮمود
همانا موسی را با نشانههای خود و اقتداری آشکار به سوی فرعون و دربارش فرستادیم؛ اما آنان از دستور فرعون پیروی کردند،
ولڡد ارسلٮا موسى ٮاٮٮٮا وسلطں مٮٮں الى ڡرعوں وملاٮه ڡاٮٮعوا امر ڡرعوں
و دستور فرعون کاردان نبود.
وما امر ڡرعوں ٮرسٮد
او در روز حضور پیشاپیش قوم خود خواهد رفت، و آنان را به آتش خواهد رساند:
ٮڡدم ڡومه ٮوم الڡٮمه ڡاوردهم الٮار
چه زشت جای رسیدنی است آنجا که به آن میرسند!
وٮٮس الورد المورود
و در این زندگی، و نیز در روز حضور، با نفرینی دنبال شدند:
واٮٮعوا ڡى هده لعٮه وٮوم الڡٮمه
چه زشت است ارمغانی که به آنان داده شد!
ٮٮس الرڡد المرڡود
اینها اطلاعاتی است دربارهٔ شهرها که برایت بازگو میکنیم: برخی از آنها ایستاده برجا ماندهاند، و برخی دیگر درو شده.
دلك مں اٮٮا الڡرى ٮڡصه علٮك مٮها ڡاٮم وحصٮد
و ما به آنان ستم نکردیم، اما آنان به خود ستم کردند:
وما طلمٮهم ولكں طلموا اٮڡسهم
ایزدان آنان، که غیر از خدا فرا میخواندند، چون دستور سرپرست تو آمد، به هیچ کارشان نیامدند،
ڡما اعٮٮ عٮهم الهٮهم الٮى ٮدعوں مں دوں الله مں سى لما حا امر رٮك
و جز بر تباهی ایشان نیفزودند.
وما رادوهم عٮر ٮٮٮٮٮ
چنین است فراگرفتن سرپرست تو، آنگاه که شهرها را فرا میگیرد در حالی که ستمگرند:
وكدلك احد رٮك ادا احد الڡرى وهى طلمه
فراگرفتن او همانا دردناک است، سخت.
اں احده الٮم سدٮد
در این بیگمان نشانهای است برای کسی که از کیفر زندگی واپسین میترسد:
اں ڡى دلك لاٮه لمں حاڡ عداٮ الاحره
این روزی است که انسانها در آن گرد آورده خواهند شد،
دلك ٮوم محموع له الٮاس
و این روزی است گواهیشده.
ودلك ٮوم مسهود
و آن را جز تا سرآمدی شمردهشده به تعویق نمیاندازیم.
وما ٮوحره الا لاحل معدود
روزی که بیاید، هیچ خویشتنی جز با اجازهٔ او سخن نخواهد گفت:
ٮوم ٮاٮ لا ٮكلم ٮڡس الا ٮادٮه
آنگاه تیرهبخت و نیکبخت خواهند بود.
ڡمٮهم سڡى وسعٮد
اما کسانی که تیرهبخت باشند، در آتش خواهند بود، آنجا که ناله و هقهق خواهند داشت، آنجا که جاودانه خواهند ماند، تا آسمانها و زمین دوام آورند، مگر آنچه پسند سرپرست تو افتد،
ڡاما الدٮں سڡوا ڡڡى الٮار لهم ڡٮها رڡٮر وسهٮٯ حلدٮں ڡٮها ما دامٮ السموٮ والارص الا ما سا رٮك
زیرا سرپرست تو پیوسته آنچه را میخواهد انجام میدهد.
اں رٮك ڡعال لما ٮرٮد
و اما کسانی که نیکبخت باشند، در باغ خواهند بود، آنجا که جاودانه خواهند ماند، تا آسمانها و زمین دوام آورند، مگر آنچه پسند سرپرست تو افتد:
واما الدٮں سعدوا ڡڡى الحٮه حلدٮں ڡٮها ما دامٮ السموٮ والارص الا ما سا رٮك
مقرریای که هرگز خشک نخواهد شد.
عطا عٮر محدود
پس دربارهٔ آنچه اینان از آن فرمان میبرند به جدال مپرداز:
ڡلا ٮك ڡى مرٮه مما ٮعٮد هولا
آنان جز آنگونه که نیاکانشان پیشتر فرمان میبردند فرمان نمیبرند.
ما ٮعٮدوں الا كما ٮعٮد اٮاوهم مں ڡٮل
و ما بیگمان سهمشان را وفادارانه به آنان پس خواهیم داد، بیآنکه چیزی از آن بکاهیم.
واٮا لموڡوهم ٮصٮٮهم عٮر مٮڡوص
همانا به موسی نوشتار دادیم، و در آن اختلاف شد؛
ولڡد اٮٮٮا موسى الكٮٮ ڡاحٮلڡ ڡٮه
و اگر کلمهٔ پیشین از سرپرست تو نبود، میان آنان فیصله داده میشد؛
ولولا كلمه سٮڡٮ مں رٮك لڡصى ٮٮٮهم
و آنان دربارهٔ آن بیگمان در سرگشتگیای پریشانکنندهاند.
واٮهم لڡى سك مٮه مرٮٮ
و به همه، سرپرست تو بیگمان کردارهایشان را وفادارانه پس خواهد داد،
واں كلا لما لٮوڡٮٮهم رٮك اعملهم
زیرا او به آنچه میکنند باخبر است.
اٮه ٮما ٮعملوں حٮٮر
پس راست بایست، چنانکه به تو دستور داده شده است، و نیز کسانی که با تو بازگشتهاند، و از اندازه مگذرید،
ڡاسٮڡم كما امرٮ ومں ٮاٮ معك ولا ٮطعوا
زیرا او به آنچه میکنید بینا است.
اٮه ٮما ٮعملوں ٮصٮر
و به کسانی که ستم کردند تکیه مکنید، وگرنه آتش به شما میرسید،
ولا ٮركٮوا الى الدٮں طلموا ڡٮمسكم الٮار
و شما غیر از خدا هیچ متحدی نمیداشتید،
وما لكم مں دوں الله مں اولٮا
سپس یاری رسانده نمیشدید.
ٮم لا ٮٮصروں
و تماس را در دو کرانهٔ روز و در هنگامهایی نزدیک از شب پابرجا نگه دار،
واڡم الصلوه طرڡى الٮهار ورلڡا مں الٮل
زیرا نیککاریها بدیها را میزدایند:
اں الحسٮٮ ٮدهٮں السٮاٮ
این یادآوریای است برای کسانی که به یاد میآورند.
دلك دكرى للدكرٮں
و شکیبایی کن،
واصٮر
زیرا خدا پاداش نیکوکاران را نمیگذارد از میان برود.
ڡاں الله لا ٮصٮع احر المحسٮٮں
چرا در نسلهای پیش از شما دارندگان بازماندهای نبودند که از فساد بر زمین نهی میکردند — مگر اندکی از کسانی که ما نجات دادیم!
ڡلولا كاں مں الڡروں مں ڡٮلكم اولوا ٮڡٮه ٮٮهوں عں الڡساد ڡى الارص الا ڡلٮلا ممں اٮحٮٮا مٮهم
و کسانی که ستم کردند از آنچه در آن در تجمل میزیستند پیروی کردند، و کنارگذاشتهشدگان بودند.
واٮٮع الدٮں طلموا ما اٮرڡوا ڡٮه وكاٮوا محرمٮں
و سرپرست تو چنان نیست که شهرها را به ستم نابود کند، در حالی که مردمشان شایستهسازی میکنند.
وما كاں رٮك لٮهلك الڡرى ٮطلم واهلها مصلحوں
و اگر سرپرست تو را پسند افتاده بود، انسانها را یک جامعه میساخت؛
ولو سا رٮك لحعل الٮاس امه وحده
اما پیوسته اختلاف میورزند، مگر کسی که سرپرست تو بر او مهر ورزد،
ولا ٮرالوں محٮلڡٮں الا مں رحم رٮك
و برای همین آنان را آفرید.
ولدلك حلڡهم
و کلمهٔ سرپرست تو کامل شد: «من بیگمان جهنم را از نهانیان و انسانها، همه با هم، پر خواهم کرد.»
وٮمٮ كلمه رٮك لاملاں حهٮم مں الحٮه والٮاس احمعٮں
و هر آنچه از اطلاعات دربارهٔ فرستادگان برایت بازگو میکنیم همان است که آگاهی تو را با آن استوار میسازیم؛
وكلا ٮڡص علٮك مں اٮٮا الرسل ما ٮٮٮٮ ٮه ڡوادك
و در این، حقیقت و ترغیب و یادآوریای برای باورمندان به تو آمده است.
وحاك ڡى هده الحٯ وموعطه ودكرى للمومٮٮں
و به کسانی که باور نمیآورند بگو: «بر جای خود عمل کنید؛ ما نیز عمل میکنیم؛ و منتظر باشید: ما نیز همانا منتظریم.»
وڡل للدٮں لا ٮومٮوں اعملوا على مكاٮٮكم اٮا عملوں واٮٮطروا اٮا مٮٮطروں
و آنچه در آسمانها و زمین فراتر از حواس است از آنِ خدا است،
ولله عٮٮ السموٮ والارص
و همهٔ دستور به سوی او بازمیگردد:
والٮه ٮرحع الامر كله
پس از او فرمان ببر، و به او وکالت بده:
ڡاعٮده وٮوكل علٮه
و سرپرست تو به آنچه میکنید بیاعتنا نیست.
وما رٮك ٮعڡل عما ٮعملوں