Adh-Dhariyat الذاريات
So Flee to God ففرّوا إلى الله
The section and its links
The return judged far-fetched, the sworn Day, then the community (50, then 51-67)
What was shown before: The return judged far-fetched is set out in 50. 50
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. سوگند به پراکندگان پراکندهکننده، حملکنندگان بارِ سنگین، روندگان آسانرو، بخشکنندگان یک دستور: آنچه به شما وعده داده میشود واقعاً راستگوست، و سررسید بیگمان خواهد رسید.
ٮسم الله الرحمں الرحٮم والدرٮٮ دروا ڡالحملٮ وڡرا ڡالحرٮٮ ٮسرا ڡالمڡسمٮ امرا اٮما ٮوعدوں لصادٯ واں الدٮں لوڡع
سوگند به آسمانِ دارای راههای درهمتنیده! شما بیگمان در سخنی ناهمسویید: از آن به بیراهه برده میشود هر که به بیراهه برده میشود.
والسما داٮ الحٮك اٮكم لڡى ڡول محٮلڡ ٮوڡك عٮه مں اڡك
نابود باد حدسزنندگان، آنان که در ورطهای فرو برده شدهاند، با ذهنی غایب!
ڡٮل الحرصوں الدٮں هم ڡى عمره ساهوں
میپرسند: «روز سررسید کی خواهد بود؟» — روزی که بر آتش آزموده خواهند شد.
ٮسلوں اٮاں ٮوم الدٮں ٮوم هم على الٮار ٮڡٮٮوں
«آزمون خود را بچشید.
دوڡوا ڡٮٮٮكم
این است آنچه در پی شتاب دادن به آن بودید.»
هدا الدى كٮٮم ٮه ٮسٮعحلوں
محتاطان همانا در باغها و چشمهها هستند، آنچه را سرپرستشان به آنان داده است میگیرند،
اں المٮڡٮں ڡى حٮٮ وعٮوں احدٮں ما اٮٮهم رٮهم
زیرا پیش از آن از کسانی بودند که نیکی میکردند.
اٮهم كاٮوا ڡٮل دلك محسٮٮں
جز اندکی واگذار نمیکردند
كاٮوا ڡلٮلا
از شب به خواب،
مں الٮل ما ٮهحعوں
و در ساعتهای پایانی شب، بخشایش میخواستند.
وٮالاسحار هم ٮسٮعڡروں
و در داراییهایشان حقی بود برای کسی که میخواهد و کسی که محروم شده است.
وڡى امولهم حٯ للساٮل والمحروم
و بر زمین نشانههایی هست برای کسانی که یقین دارند،
وڡى الارص اٮٮ للموڡٮٮں
و نیز در خودتان.
وڡى اٮڡسكم
آیا پس روشن نمیبینید؟
اڡلا ٮٮصروں
و در آسمان روزی شماست،
وڡى السما ررڡكم
و نیز آنچه به شما وعده داده میشود. سوگند به سرپرست آسمان و زمین، این بیگمان حقیقت است، همانگونه که درست است که شما بر زبان میآورید.
وما ٮوعدوں ڡورٮ السما والارص اٮه لحٯ مٮل ما اٮكم ٮٮطڡوں
آیا گفتار مربوط به مهمانان گرامیداشتهشدهٔ ابراهیم به تو رسیده است؟ آنگاه که بر او وارد شدند و گفتند: «آرامش!»
هل اٮٮك حدٮٮ صٮڡ اٮرهٮم المكرمٮں اد دحلوا علٮه ڡڡالوا سلما
او گفت: «آرامش.
ڡال سلم
مردمانی که برای من ناشناختهاند.»
ڡوم مٮكروں
او به سوی نزدیکانش خزید، سپس گوسالهای فربه آورد و آن را به آنان نزدیک کرد، گفت: «آیا نمیخورید؟»
ڡراع الى اهله ڡحا ٮعحل سمٮں ڡڡرٮه الٮهم ڡال الا ٮاكلوں
آنگاه از آنان ترسی احساس کرد.
ڡاوحس مٮهم حٮڡه
گفتند: «نترس.»
ڡالوا لا ٮحڡ
و او را به پسری دانا مژده دادند.
وٮسروه ٮعلم علٮم
آنگاه همسرش رو کرد، فریادزنان، به صورت خود زد و گفت: «پیرزنی نازا؟!»
ڡاڡٮلٮ امراٮه ڡى صره ڡصكٮ وحهها وڡالٮ عحور عڡٮم
گفتند: «چنین گفت سرپرست تو.
ڡالوا كدلك ڡال رٮك
او همانا فرزانه و همهچیزدان است.»
اٮه هو الحكٮم العلٮم
او گفت: «پس حال شما چیست، ای فرستادهشدگان؟»
ڡال ڡما حطٮكم اٮها المرسلوں
گفتند: «به سوی قومی کنارگذاشتهشده فرستاده شدهایم، تا بر آنان سنگهایی از گل بفرستیم، که نزد سرپرست تو برای زیادهروان نشانگذاری شدهاند.»
ڡالوا اٮا ارسلٮا الى ڡوم محرمٮں لٮرسل علٮهم ححاره مں طٮں مسومه عٮد رٮك للمسرڡٮں
کسانی را که باور داشتند از آن بیرون آوردیم، اما در آن جز یک خانه از بیخدشگان نزد خدا نیافتیم؛ و در آن نشانهای برای کسانی که از کیفر دردناک میترسند باقی گذاشتیم.
ڡاحرحٮا مں كاں ڡٮها مں المومٮٮں ڡما وحدٮا ڡٮها عٮر ٮٮٮ مں المسلمٮں وٮركٮا ڡٮها اٮه للدٮں ٮحاڡوں العداٮ الالٮم
و در موسی: آنگاه که او را با سلطهای آشکار به سوی فرعون فرستادیم، او با تکیهگاه خود پشت کرد و گفت: «چشمبند یا دچار اختلال.»
وڡى موسى اد ارسلٮه الى ڡرعوں ٮسلطں مٮٮں ڡٮولى ٮركٮه وڡال سحر او محٮوں
او و لشکریانش را گرفتیم و آنان را در موج افکندیم، در حالی که او سزاوار سرزنش بود.
ڡاحدٮه وحٮوده ڡٮٮدٮهم ڡى الٮم وهو ملٮم
و در عاد: آنگاه که باد نازا را بر آنان فرستادیم، که هیچ چیز از آنچه بر آن میگذشت را رها نمیکرد بیآنکه آن را به غبار درآورد.
وڡى عاد اد ارسلٮا علٮهم الرٮح العڡٮم ما ٮدر مں سى اٮٮ علٮه الا حعلٮه كالرمٮم
و در ثمود: آنگاه که به آنان گفته شد: «تا زمانی بهره ببرید»، اما آنان با گستاخی از دستور سرپرستشان سرپیچی کردند، و صاعقه آنان را گرفت در حالی که مینگریستند.
وڡى ٮمود اد ڡٮل لهم ٮمٮعوا حٮى حٮں ڡعٮوا عں امر رٮهم ڡاحدٮهم الصعڡه وهم ٮٮطروں
نه توانستند برخیزند و نه یاریای بیابند.
ڡما اسٮطعوا مں ڡٮام وما كاٮوا مٮٮصرٮں
و قوم نوح، پیشتر —
وڡوم ٮوح مں ڡٮل
زیرا آنان قومی از تجاوزگران بودند.
اٮهم كاٮوا ڡوما ڡسڡٮں
و آسمان را با نیرو ساختیم،
والسما ٮٮٮٮها ٮاٮٮد
و ما بیگمان فراخکنندگانیم.
واٮا لموسعوں
و زمین را بستر ساختیم:
والارص ڡرسٮها
چه نیکو ساماندهندگانی!
ڡٮعم المهدوں
و از هر چیز جفتی آفریدیم، شاید به یاد آورید.
ومں كل سى حلڡٮا روحٮں لعلكم ٮدكروں
پس به سوی خدا بگریزید: من همانا از جانب او برای شما هشداردهندهای صریحام.
ڡڡروا الى الله اٮى لكم مٮه ٮدٮر مٮٮں
و با خدا ایزد دیگری قرار ندهید، زیرا من از جانب او برای شما هشداردهندهای صریحام.
ولا ٮحعلوا مع الله الها احر اٮى لكم مٮه ٮدٮر مٮٮں
چنین بود:
كدلك
هیچ فرستادهای نزد کسان پیش از آنان نیامد بیآنکه گفته باشند: «چشمبند یا دچار اختلال.»
ما اٮى الدٮں مں ڡٮلهم مں رسول الا ڡالوا ساحر او محٮوں
آیا یکدیگر را به این سفارش کردهاند؟
اٮواصوا ٮه
بلکه آنان قومیاند که از هر حدی میگذرند.
ٮل هم ڡوم طاعوں
پس به آنان پشت کن — تو در این باره هیچ سرزنش نخواهی شد — و یادآوری کن،
ڡٮول عٮهم ڡما اٮٮ ٮملوم ودكر
زیرا یادآوری به باورمندان سود میرساند.
ڡاں الدكرى ٮٮڡع المومٮٮں
من نهانیان و انسانها را نیافریدم مگر تا مرا فرمان برند.
وما حلڡٮ الحں والاٮس الا لٮعٮدوں
من از آنان هیچ روزی نمیخواهم، و نمیخواهم که مرا خوراک دهند.
ما ارٮد مٮهم مں ررٯ وما ارٮد اں ٮطعموں
خدا روزیدهنده است، دارندهٔ نیرو، تزلزلناپذیر.
اں الله هو الرراٯ دو الڡوه المٮٮں
کسانی که ستم کردهاند همانا سهمی همانند سهم یارانشان خواهند داشت: پس از من نخواهند که آن را شتاب دهم.
ڡاں للدٮں طلموا دٮوٮا مٮل دٮوٮ اصحٮهم ڡلا ٮسٮعحلوں
پس وای بر انکارکنندگان، از روزشان که به آنان وعده داده شده است.
ڡوٮل للدٮں كڡروا مں ٮومهم الدى ٮوعدوں