Al-Isra الاسراء
To What Is Most Upright للتي هي أقوم
The section and its links
The messengers and their peoples, then the blessings and the commandments (10-15, then 16-18)
What was shown before: Iblis and “My obedient ones” come from 15. 15
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. شکوه بر کسی باد که فرمانبردار خود را شبانه از جای پیشانی بر خاک نهادن مصون از تعرّض تا دورترین جای پیشانی بر خاک نهادن روان ساخت، که پیرامونش را خجسته گرداندیم، تا برخی از نشانههای ما را به او نشان دهد؛
ٮسم الله الرحمں الرحٮم سٮحں الدى اسرى ٮعٮده لٮلا مں المسحد الحرام الى المسحد الاڡصا الدى ٮركٮا حوله لٮرٮه مں اٮٮٮا
زیرا اوست شنوا، بینا.
اٮه هو السمٮع الٮصٮر
و به موسی نوشتار دادیم، و آن را راهنمایی برای پسران اسرائیل قرار دادیم: «غیر از من هیچکس را وکیل مگیرید» — اعقاب کسانی که با نوح برداشتیم؛
واٮٮٮا موسى الكٮٮ وحعلٮه هدى لٮٮى اسرٮل الا ٮٮحدوا مں دوٮى وكٮلا درٮه مں حملٮا مع ٮوح
زیرا او فرمانبرداری سپاسگزار بود.
اٮه كاں عٮدا سكورا
و برای پسران اسرائیل، در نوشتار، مقرر کردیم: «شما بیگمان دو بار بر زمین فساد خواهید پراکند، و بیگمان با بلندیای بزرگ بالا خواهید رفت.»
وڡصٮٮا الى ٮٮى اسرٮل ڡى الكٮٮ لٮڡسدں ڡى الارص مرٮٮں ولٮعلں علوا كٮٮرا
چون وعدهٔ نخستین این دو بار آمد، ما بر شما فرمانبرداران خود را که دارای سختگیریای سخت بودند برانگیختیم، که سراها را از این سو تا آن سو درنوردیدند —
ڡادا حا وعد اولٮهما ٮعٮٮا علٮكم عٮادا لٮا اولى ٮاس سدٮد ڡحاسوا حلل الدٮار
و این وعدهای بود، انجامشده.
وكاں وعدا مڡعولا
سپس ما نوبت پیروزی بر آنان را به شما بازگرداندیم، و شما را با داراییها و پسران نیرو بخشیدیم، و شما را در شمار پرشمارترین کردیم.
ٮم رددٮا لكم الكره علٮهم وامددٮكم ٮامول وٮٮٮں وحعلٮكم اكٮر ٮڡٮرا
اگر نیکو عمل کنید، برای خودتان نیکو عمل میکنید،
اں احسٮٮم احسٮٮم لاٮڡسكم
و اگر بد عمل کنید، به زیان خودتان است.
واں اساٮم ڡلها
سپس، چون وعدهٔ بار دوم بیاید، تا ناخوشایندی را بر چهرههای شما نقش زنند، و به جای پیشانی بر خاک نهادن درآیند همانگونه که بار نخست درآمدند، و آنچه را بر آن چیره شده باشند بهکلی ویران کنند.
ڡادا حا وعد الاحره لٮسوا وحوهكم ولٮدحلوا المسحد كما دحلوه اول مره ولٮٮٮروا ما علوا ٮٮٮٮرا
شاید سرپرست شما بر شما مهر ورزد؛
عسى رٮكم اں ٮرحمكم
اما اگر تکرار کنید، ما تکرار خواهیم کرد.
واں عدٮم عدٮا
و جهنم را برای انکارکنندگان حصاری قرار دادیم.
وحعلٮا حهٮم للكڡرٮں حصٮرا
این خوانش همانا به آنچه راستتر است راه مینماید، و به باورمندانی که کردارهای شایسته بهجا میآورند مژده میدهد که پاداشی بزرگ خواهند داشت، و که کسانی که به زندگی واپسین باور نمیآورند — برایشان کیفری دردناک آماده کردهایم.
اں هدا الڡراں ٮهدى للٮى هى اڡوم وٮٮسر المومٮٮں الدٮں ٮعملوں الصلحٮ اں لهم احرا كٮٮرا واں الدٮں لا ٮومٮوں ٮالاحره اعٮدٮا لهم عداٮا الٮما
و انسان بدی را فرا میخواند همانگونه که نیکی را فرا میخواند،
وٮدع الاٮسں ٮالسر دعاه ٮالحٮر
زیرا انسان شتابزده است.
وكاں الاٮسں عحولا
و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم؛ نشانهٔ شب را محو کردیم و نشانهٔ روز را روشنبین ساختیم، تا از لطفی از سرپرستتان بجویید و شمار سالهای خورشیدی و حساب را بدانید.
وحعلٮا الٮل والٮهار اٮٮٮں ڡمحوٮا اٮه الٮل وحعلٮا اٮه الٮهار مٮصره لٮٮٮعوا ڡصلا مں رٮكم ولٮعلموا عدد السٮٮں والحساٮ
و هر چیز را، به تفصیلی تفصیل دادیم.
وكل سى ڡصلٮه ٮڡصٮلا
و هر انسان را، فال خودش را پایبند گردنش ساختیم؛ و برای او، در روز حضور، دفتری بیرون خواهیم آورد که آن را گسترده ملاقات خواهد کرد:
وكل اٮسں الرمٮه طٮره ڡى عٮڡه وٮحرح له ٮوم الڡٮمه كٮٮا ٮلڡٮه مٮسورا
«دفتر خود را بخوان: امروز بس است که خودت حسابدار خود باشی.»
اڡرا كٮٮك كڡى ٮٮڡسك الٮوم علٮك حسٮٮا
هر که راهنمایی بپذیرد، جز برای خود راهنمایی نمیپذیرد،
مں اهٮدى ڡاٮما ٮهٮدى لٮڡسه
و هر که گمراه میشود، جز به زیان خود گمراه نمیشود.
ومں صل ڡاٮما ٮصل علٮها
و هیچ باربرندهای بار دیگری را برنخواهد داشت.
ولا ٮرر وارره ورر احرى
و ما هرگز کیفر نمیدهیم پیش از آنکه فرستادهای برانگیخته باشیم.
وما كٮا معدٮٮں حٮى ٮٮعٮ رسولا
و چون بخواهیم شهری را نابود کنیم، دستورهای خود را به مرفهانش میفرستیم، اما در آن تجاوز میکنند؛ آنگاه سخن بر آن به حقیقت میپیوندد، و آن را به نابودی تمام ویران میکنیم.
وادا اردٮا اں ٮهلك ڡرٮه امرٮا مٮرڡٮها ڡڡسڡوا ڡٮها ڡحٯ علٮها الڡول ڡدمرٮها ٮدمٮرا
چه بسیار نسلها پس از نوح نابود کردیم!
وكم اهلكٮا مں الڡروں مں ٮعد ٮوح
و سرپرست تو بهعنوان باخبر و بینا نسبت به تقصیرهای فرمانبرداران خود بس است.
وكڡى ٮرٮك ٮدٮوٮ عٮاده حٮٮرا ٮصٮرا
هر که زندگی فوری را بخواهد، ما در آن برای او آنچه را بخواهیم، برای هر که بخواهیم، شتاب میبخشیم؛ سپس برایش جهنم را قرار میدهیم، که در آن خواهد سوخت، نکوهیده، برکنار.
مں كاں ٮرٮد العاحله عحلٮا له ڡٮها ما ٮسا لمں ٮرٮد ٮم حعلٮا له حهٮم ٮصلٮها مدموما مدحورا
و هر که زندگی واپسین را بخواهد و برای آن، همانگونه که باید، بکوشد، در حالی که باورمند است — اینان کسانیاند که کوشششان شناخته خواهد شد.
ومں اراد الاحره وسعى لها سعٮها وهو مومں ڡاولٮك كاں سعٮهم مسكورا
همه را، ما مجهز میکنیم —
كلا ٮمد
اینان را همچون آنان — از مقرری سرپرست تو،
هولا وهولا مں عطا رٮك
و مقرری سرپرست تو هرگز محدود نیست.
وما كاں عطا رٮك محطورا
بنگر که چگونه برخی را بر برخی برتری دادیم؛
اٮطر كٮڡ ڡصلٮا ٮعصهم على ٮعص
و زندگی واپسین همانا در درجهها بزرگتر است، و در لطف بزرگتر.
وللاحره اكٮر درحٮ واكٮر ٮڡصٮلا
با خدا ایزدی دیگر قرار مده، وگرنه خود را نکوهیده، رهاشده مییافتی.
لا ٮحعل مع الله الها احر ڡٮڡعد مدموما محدولا
و سرپرست تو مقرر کرده است که جز از او فرمان نبرید،
وڡصى رٮك الا ٮعٮدوا الا اٮاه
و نیکوکاری نسبت به پدر و مادر.
وٮالولدٮں احسٮا
اگر یکی از آنان یا هر دو نزد تو به سالخوردگی برسند، به آنان «اف!» مگو و با آنان تندی مکن،
اما ٮٮلعں عٮدك الكٮر احدهما او كلاهما ڡلا ٮڡل لهما اڡ ولا ٮٮهرهما
اما سخنی بزرگوارانه به آنان بگو.
وڡل لهما ڡولا كرٮما
و بال رامپذیری را برای آنان فرو آر، از سر مهر،
واحڡص لهما حٮاح الدل مں الرحمه
و بگو: «ای سرپرست من، بر آنان مهر ورز چنانکه مرا خردسال بزرگ کردند.»
وڡل رٮ ارحمهما كما رٮٮاٮى صعٮرا
سرپرست شما بهتر میشناسد آنچه را در خویشتن شما است.
رٮكم اعلم ٮما ڡى ٮڡوسكم
اگر شایسته باشید، او همانا نسبت به کسانی که پیوسته به او بازمیگردند بسیار بخشاینده است.
اں ٮكوٮوا صلحٮں ڡاٮه كاں للاوٮٮں عڡورا
و به خویشاوند حقش را بده، و نیز به تنگدست و به مسافر در راهمانده،
واٮ دا الڡرٮى حڡه والمسكٮں واٮں السٮٮل
و بدون اندازه هدر مده،
ولا ٮٮدر ٮٮدٮرا
زیرا هدردهندگان برادران منحرفکنندگانند،
اں المٮدرٮں كاٮوا احوں السٮطٮں
و منحرفکننده نسبت به سرپرستش انکارگری بزرگ است.
وكاں السٮطں لرٮه كڡورا
و اگر ناگزیر شوی از آنان کناره بگیری، در طلب مهری از سرپرستت که به آن امید داری، آنگاه به آنان سخنی آسان بگو.
واما ٮعرصں عٮهم اٮٮعا رحمه مں رٮك ٮرحوها ڡڡل لهم ڡولا مٮسورا
و دستت را به گردنت بسته مگردان، و آن را کاملاً نیز مگشا، وگرنه نکوهیده، تهی از حسرت خود را مییافتی؛
ولا ٮحعل ٮدك معلوله الى عٮڡك ولا ٮٮسطها كل الٮسط ڡٮڡعد ملوما محسورا
زیرا سرپرست تو روزی را به هر که پسند او افتد میگستراند، و اندازه میکند؛
اں رٮك ٮٮسط الررٯ لمں ٮسا وٮڡدر
زیرا او نسبت به فرمانبرداران خود باخبر و بینا است.
اٮه كاں ٮعٮاده حٮٮرا ٮصٮرا
و فرزندانتان را از بیم کمبود مکشید:
ولا ٮڡٮلوا اولدكم حسٮه املٯ
ما هستیم که آنان و شما را روزی میدهیم،
ٮحں ٮررڡهم واٮاكم
زیرا کشتن آنان خطایی بزرگ است.
اں ڡٮلهم كاں حطا كٮٮرا
و به زنا نزدیک مشوید، زیرا آن زشتکاری است، و چه بد راهی!
ولا ٮڡرٮوا الرٮى اٮه كاں ڡحسه وسا سٮٮلا
و خویشتنی را که خدا مصون از تعرّض ساخته است مکشید، مگر به حق.
ولا ٮڡٮلوا الٮڡس الٮى حرم الله الا ٮالحٯ
و هر که به ستم کشته شود، ما برای مسئول قانونی او اقتداری قرار دادهایم؛ اما در کشتن زیادهرو نباشد،
ومں ڡٮل مطلوما ڡڡد حعلٮا لولٮه سلطٮا ڡلا ٮسرڡ ڡى الڡٮل
زیرا یاری رسانده خواهد شد.
اٮه كاں مٮصورا
و به دارایی یتیم نزدیک مشوید، مگر به زیباترین شیوه، تا آنگاه که به کمال رشد خود برسد،
ولا ٮڡرٮوا مال الٮٮٮم الا ٮالٮى هى احسں حٮى ٮٮلع اسده
و به پیمان وفادار باشید،
واوڡوا ٮالعهد
زیرا از پیمان پرسیده خواهد شد.
اں العهد كاں مسولا
و چون پیمانه میکنید، پیمانه را وفادارانه بدهید، و با قپان راست وزن کنید:
واوڡوا الكٮل ادا كلٮم ورٮوا ٮالڡسطاس المسٮڡٮم
این بهتر است، و دارای تعبیری زیباتر.
دلك حٮر واحسں ٮاوٮلا
و در پی آنچه هیچ دانشی از آن نداری مرو،
ولا ٮڡڡ ما لٮس لك ٮه علم
زیرا شنوایی، بینایی و آگاهی — از هر یک از آنان پرسیده خواهد شد.
اں السمع والٮصر والڡواد كل اولٮك كاں عٮه مسولا
و بر زمین با خودنمایی راه مرو،
ولا ٮمس ڡى الارص مرحا
زیرا هرگز زمین را سوراخ نخواهی کرد، و نه از نظر بلندی به کوهها خواهی رسید.
اٮك لں ٮحرٯ الارص ولں ٮٮلع الحٮال طولا
همهٔ اینها، بدیاش نزد سرپرست تو منفور است.
كل دلك كاں سٮٮه عٮد رٮك مكروها
این است آنچه سرپرست تو از فرزانگی به تو پرده برداشته است.
دلك مما اوحى الٮك رٮك مں الحكمه
و با خدا ایزدی دیگر قرار مده، وگرنه در جهنم افکنده میشدی، نکوهیده، برکنار.
ولا ٮحعل مع الله الها احر ڡٮلڡى ڡى حهٮم ملوما مدحورا
آیا پس سرپرست شما پسران را برای شما ویژه میساخت، و از کارگزاران دخترانی میگرفت؟
اڡاصڡٮكم رٮكم ٮالٮٮٮں واٮحد مں الملٮكه اٮٮا
شما بیگمان سخنی سترگ میگویید.
اٮكم لٮڡولوں ڡولا عطٮما
ما همانا مثالها را در این خوانش گوناگون ساختیم، تا به یاد آورند؛ اما این جز بر نفرتشان نمیافزاید.
ولڡد صرڡٮا ڡى هدا الڡراں لٮدكروا وما ٮرٮدهم الا ٮڡورا
بگو: «اگر با او ایزدانی میبودند، چنانکه میگویند، آنگاه راهی به سوی دارندهٔ بنا میجستند.»
ڡل لو كاں معه الهه كما ٮڡولوں ادا لاٮٮعوا الى دى العرس سٮٮلا
شکوه بر او باد، و او بسی بالاتر از آنچه میگویند است، با بلندیای بزرگ.
سٮحٮه وٮعلى عما ٮڡولوں علوا كٮٮرا
آسمانهای هفتگانه او را شکوه میسرایند، و نیز زمین و کسانی که در آناند؛
ٮسٮح له السموٮ السٮع والارص ومں ڡٮهں
چیزی نیست که او را با ستودن او شکوه نسراید،
واں مں سى الا ٮسٮح ٮحمده
اما شما شکوهسرایی آنان را درنمییابید،
ولكں لا ٮڡڡهوں ٮسٮٮحهم
زیرا او بردبار است، بسیار بخشاینده.
اٮه كاں حلٮما عڡورا
و چون خوانش را میخوانی، میان تو و کسانی که به زندگی واپسین باور نمیآورند پردهای پوشیده قرار میدهیم،
وادا ڡراٮ الڡراں حعلٮا ٮٮٮك وٮٮں الدٮں لا ٮومٮوں ٮالاحره ححاٮا مسٮورا
و بر هستههایشان پوششهایی قرار میدهیم تا آن را درنیابند، و در گوشهایشان ناشنوایی.
وحعلٮا على ڡلوٮهم اكٮه اں ٮڡڡهوه وڡى اداٮهم وڡرا
و چون سرپرست خود را در خوانش یاد میکنی، تنها او را، با نفرت پشت میکنند.
وادا دكرٮ رٮك ڡى الڡراں وحده ولوا على ادٮرهم ٮڡورا
ما بهتر میشناسیم آنچه را به آن گوش میدهند، آنگاه که به تو گوش میدهند، و آنگاه که در نجوایند، آنگاه که ستمگران میگویند: «شما جز از مردی که چشمبندی فریفته است پیروی نمیکنید.»
ٮحں اعلم ٮما ٮسٮمعوں ٮه اد ٮسٮمعوں الٮك واد هم ٮحوى اد ٮڡول الطلموں اں ٮٮٮعوں الا رحلا مسحورا
بنگر که چگونه دربارهٔ تو مثالها را چند برابر کردند، و بدینسان گمراه شدند:
اٮطر كٮڡ صرٮوا لك الامٮال ڡصلوا
پس نمیتوانند راهی بیابند.
ڡلا ٮسٮطٮعوں سٮٮلا
و گفتند: «آیا چون استخوانها و خردهریزها خواهیم شد، بهراستی در آفرینشی نو برانگیخته خواهیم شد؟»
وڡالوا ادا كٮا عطما ورڡٮا اٮا لمٮعوٮوں حلڡا حدٮدا
بگو: «سنگ باشید، یا آهن، یا هر آفرینشی که در سینههای شما بزرگ مینماید.»
ڡل كوٮوا ححاره او حدٮدا او حلڡا مما ٮكٮر ڡى صدوركم
آنگاه خواهند گفت: «چه کسی ما را بازمیگرداند؟»
ڡسٮڡولوں مں ٮعٮدٮا
بگو: «آنکه شما را نخستین بار از نخست آفرید.»
ڡل الدى ڡطركم اول مره
آنگاه سر به سوی تو تکان خواهند داد و خواهند گفت: «این کی خواهد بود؟»
ڡسٮٮعصوں الٮك روسهم وٮڡولوں مٮى هو
بگو: «شاید نزدیک باشد.
ڡل عسى اں ٮكوں ڡرٮٮا
روزی که شما را فرا خواند، در حالی که او را میستایید پاسخ خواهید داد، و خواهید پنداشت که جز اندک زمانی نگذراندهاید.»
ٮوم ٮدعوكم ڡٮسٮحٮٮوں ٮحمده وٮطٮوں اں لٮٮٮم الا ڡلٮلا
و به فرمانبرداران من بگو که زیباترین را بگویند:
وڡل لعٮادى ٮڡولوا الٮى هى احسں
منحرفکننده میان آنان ناسازگاری میپراکند؛
اں السٮطں ٮٮرع ٮٮٮهم
زیرا منحرفکننده برای انسان دشمنی آشکار است.
اں السٮطں كاں للاٮسں عدوا مٮٮٮا
سرپرست شما شما را بهتر میشناسد؛ اگر او را پسند افتد، بر شما مهر میورزد، و اگر او را پسند افتد، شما را کیفر میدهد.
رٮكم اعلم ٮكم اں ٮسا ٮرحمكم او اں ٮسا ٮعدٮكم
ما تو را نفرستادیم تا وکیل آنان باشی.
وما ارسلٮك علٮهم وكٮلا
سرپرست تو بهتر میشناسد کسانی را که در آسمانها و بر زمیناند.
ورٮك اعلم ٮمں ڡى السموٮ والارص
ما همانا برخی اطلاعدهندگان را بر برخی دیگر برتری دادیم، و به داوود فرمی دادیم.
ولڡد ڡصلٮا ٮعص الٮٮٮں على ٮعص واٮٮٮا داود رٮورا
بگو: «آنان را که ادعا میکنید، غیر از او، به یاری بخوانید: آنان هیچ توانی ندارند که آسیب را از شما سبک کنند، و نه آن را جابهجا کنند.»
ڡل ادعوا الدٮں رعمٮم مں دوٮه ڡلا ٮملكوں كسڡ الصر عٮكم ولا ٮحوٮلا
همانهایی که به یاری میخوانند، نزد سرپرستشان، وسیلهٔ نزدیکی میجویند — که کدامیک از آنان نزدیکتر باشد — و به مهر او امید دارند و از کیفر او میترسند،
اولٮك الدٮں ٮدعوں ٮٮٮعوں الى رٮهم الوسٮله اٮهم اڡرٮ وٮرحوں رحمٮه وٮحاڡوں عداٮه
زیرا کیفر سرپرست تو از آنهایی است که باید نسبت به آن هشیار بود.
اں عداٮ رٮك كاں محدورا
و هیچ شهری نیست که ما پیش از روز حضور آن را نابود نکنیم، یا به کیفری سخت کیفر ندهیم:
واں مں ڡرٮه الا ٮحں مهلكوها ڡٮل ٮوم الڡٮمه او معدٮوها عداٮا سدٮدا
این در دفتر ثبت شده است.
كاں دلك ڡى الكٮٮ مسطورا
چیزی ما را از فرستادن نشانهها بازنداشت، مگر آنکه پیشینیان آنها را دروغ انگاشتند.
وما مٮعٮا اں ٮرسل ٮالاٮٮ الا اں كدٮ ٮها الاولوں
و مادهشتر را به ثمود، همچون امری بدیهی، دادیم، اما به آن ستم کردند.
واٮٮٮا ٮمود الٮاڡه مٮصره ڡطلموا ٮها
و ما نشانهها را جز برای ترساندن نمیفرستیم.
وما ٮرسل ٮالاٮٮ الا ٮحوٮڡا
و آنگاه که به تو گفتیم که سرپرست تو انسانها را در بر میگیرد —
واد ڡلٮا لك اں رٮك احاط ٮالٮاس
ما رؤیایی را که به تو نشان دادیم جز آزمونی برای انسانها نساختیم، و نیز درخت نفرینشده را در این خوانش.
وما حعلٮا الرٮا الٮى ارٮٮك الا ڡٮٮه للٮاس والسحره الملعوٮه ڡى الڡراں
و آنان را میترسانیم، اما این جز بر حدشکنی بزرگشان نمیافزاید.
وٮحوڡهم ڡما ٮرٮدهم الا طعٮٮا كٮٮرا
و چون به کارگزاران گفتیم: «در برابر آدم پیشانی بر خاک نهید»، پیشانی بر خاک نهادند،
واد ڡلٮا للملٮكه اسحدوا لادم ڡسحدوا
مگر ابلیس: او گفت: «آیا در برابر کسی که او را از گل آفریدهای پیشانی بر خاک نهم؟»
الا اٮلٮس ڡال اسحد لمں حلڡٮ طٮٮا
او گفت: «آیا این را میبینی، که او را بر من گرامی داشتی؟ اگر مرا تا روز حضور مهلت دهی، من بیگمان اعقاب او را به چنگ خواهم آورد، مگر اندکی از آنان.»
ڡال ارٮٮك هدا الدى كرمٮ على لٮں احرٮں الى ٮوم الڡٮمه لاحٮٮكں درٮٮه الا ڡلٮلا
او گفت: «برو! هر که از میان آنان از تو پیروی کند — جهنم همانا بازپرداخت شما است، بازپرداختی فراوان.
ڡال ادهٮ ڡمں ٮٮعك مٮهم ڡاں حهٮم حراوكم حرا موڡورا
و هر که را میتوانی از میان آنان با صدای خود بجنبان؛ سواران و پیادگانت را بر ضد آنان فراخوان؛ در داراییها و فرزندان با آنان انباز شو؛ و به آنان وعده بده —
واسٮڡرر مں اسٮطعٮ مٮهم ٮصوٮك واحلٮ علٮهم ٮحٮلك ورحلك وساركهم ڡى الامول والاولد وعدهم
حال آنکه منحرفکننده به آنان جز سراب وعده نمیدهد.
وما ٮعدهم السٮطں الا عرورا
بر فرمانبرداران من تو همانا هیچ اقتداری نداری؛
اں عٮادى لٮس لك علٮهم سلطں
و سرپرست تو بهعنوان وکیل بس است.»
وكڡى ٮرٮك وكٮلا
سرپرست شما اوست که کشتی را برای شما بر دریا روان میسازد، تا از لطف او بجویید،
رٮكم الدى ٮرحى لكم الڡلك ڡى الٮحر لٮٮٮعوا مں ڡصله
زیرا او نسبت به شما مهربان است.
اٮه كاں ٮكم رحٮما
و چون آسیب در دریا به شما برسد، آنان که به یاری میخوانید گم میشوند، مگر او.
وادا مسكم الصر ڡى الٮحر صل مں ٮدعوں الا اٮاه
سپس چون شما را به خشکی نجات دهد، پهلو تهی میکنید:
ڡلما ٮحٮكم الى الٮر اعرصٮم
انسان انکارگری بزرگ است.
وكاں الاٮسں كڡورا
آیا پس ایمناید که ما شما را با پارهای از خشکی نبلعانیم، یا بر شما تندبادی از سنگریزه نفرستیم، بیآنکه آنگاه وکیلی بیابید؟ یا ایمناید که ما شما را بار دیگر بدان بازنگردانیم، تا بر شما بادی درهمشکن بفرستیم که شما را به سبب انکارتان غرق کند، بیآنکه آنگاه کسی را بیابید که برای شما از ما بازخواست کند؟
اڡامٮٮم اں ٮحسڡ ٮكم حاٮٮ الٮر او ٮرسل علٮكم حاصٮا ٮم لا ٮحدوا لكم وكٮلا ام امٮٮم اں ٮعٮدكم ڡٮه ٮاره احرى ڡٮرسل علٮكم ڡاصڡا مں الرٮح ڡٮعرڡكم ٮما كڡرٮم ٮم لا ٮحدوا لكم علٮٮا ٮه ٮٮٮعا
ما همانا پسران آدم را گرامی داشتیم، آنان را بر خشکی و دریا برداشتیم، از چیزهای نیک روزیشان دادیم، و آنان را آشکارا بر بسیاری از آنچه آفریدیم برتری دادیم.
ولڡد كرمٮا ٮٮى ادم وحملٮهم ڡى الٮر والٮحر وررڡٮهم مں الطٮٮٮ وڡصلٮهم على كٮٮر ممں حلڡٮا ٮڡصٮلا
روزی که هر گروه از انسانها را با مرجعشان فرا خوانیم،
ٮوم ٮدعوا كل اٮاس ٮاممهم
کسی که دفترش در دست راستش به او داده شود — اینان دفتر خود را خواهند خواند، و ستم نخواهند دید، حتی به اندازهٔ نخینهای.
ڡمں اوٮى كٮٮه ٮٮمٮٮه ڡاولٮك ٮڡروں كٮٮهم ولا ٮطلموں ڡٮٮلا
و هر که در این زندگی نابینا باشد، در زندگی واپسین نابینا خواهد بود، و در راه گمراهتر.
ومں كاں ڡى هده اعمى ڡهو ڡى الاحره اعمى واصل سٮٮلا
و آنان بیگمان نزدیک بود که تو را با آزمون از آنچه به تو پرده برداشتیم برگردانند، تا بر ما چیزی دیگر برسازی؛
واں كادوا لٮڡٮٮوٮك عں الدى اوحٮٮا الٮك لٮڡٮرى علٮٮا عٮره
آنگاه تو را دوست صمیمی میگرفتند.
وادا لاٮحدوك حلٮلا
و اگر تو را استوار نساخته بودیم، تو همانا نزدیک بود اندکی بر آنان تکیه کنی.
ولولا اں ٮٮٮٮك لڡد كدٮ ٮركں الٮهم سٮا ڡلٮلا
آنگاه دو برابر زندگی و دو برابر مرگ را به تو میچشاندیم؛ سپس در برابر ما هیچ یاریای نمییافتی.
ادا لادڡٮك صعڡ الحٮوه وصعڡ المماٮ ٮم لا ٮحد لك علٮٮا ٮصٮرا
و آنان بیگمان نزدیک بود که تو را از این زمین بجنبانند، تا تو را از آن بیرون کنند —
واں كادوا لٮسٮڡروٮك مں الارص لٮحرحوك مٮها
و آنگاه، پس از تو، جز اندک زمانی در آن نمیماندند.
وادا لا ٮلٮٮوں حلڡك الا ڡلٮلا
چنین است هنجار دربارهٔ کسانی که پیش از تو از فرستادگان خود فرستادیم،
سٮه مں ڡد ارسلٮا ڡٮلك مں رسلٮا
و برای هنجار ما هیچ جابهجایی نخواهی یافت.
ولا ٮحد لسٮٮٮا ٮحوٮلا
تماس را از زوال خورشید تا تاریکی شب پابرجا نگه دار، و نیز خوانش سپیدهدم را،
اڡم الصلوه لدلوك السمس الى عسٯ الٮل وڡراں الڡحر
زیرا خوانش سپیدهدم گواهیشده است.
اں ڡراں الڡحر كاں مسهودا
و پارهای از شب را، با آن بیدار بمان، بهعنوان افزونی برای تو: شاید سرپرست تو تو را به جایگاهی ستوده برانگیزد.
ومں الٮل ڡٮهحد ٮه ٮاڡله لك عسى اں ٮٮعٮك رٮك مڡاما محمودا
و بگو: «ای سرپرست من، مرا با ورودی راستگو وارد کن، و مرا با خروجی راستگو بیرون آور، و برای من، از جانب خود، اقتداری یاریرسان قرار ده.»
وڡل رٮ ادحلٮى مدحل صدٯ واحرحٮى محرح صدٯ واحعل لى مں لدٮك سلطٮا ٮصٮرا
و بگو: «حقیقت آمد، و ناراست از میان رفت:
وڡل حا الحٯ ورهٯ الٮطل
ناراست همانا محکوم به از میان رفتن است.»
اں الٮطل كاں رهوڡا
و ما از این خوانش آنچه را درمان و مهر است برای باورمندان فرود میآوریم،
وٮٮرل مں الڡراں ما هو سڡا ورحمه للمومٮٮں
اما این بر ستمگران جز زیان نمیافزاید.
ولا ٮرٮد الطلمٮں الا حسارا
و چون انسان را از دهشها سرشار سازیم، پهلو تهی میکند و از جانب خود دور میشود؛
وادا اٮعمٮا على الاٮسں اعرص وٮا ٮحاٮٮه
و چون بدی به او برسد، نومید است.
وادا مسه السر كاں ٮوسا
بگو: «هر کس بر پایهٔ شیوهٔ خود عمل میکند؛ سرپرست شما بهتر میشناسد که کدامیک در راه راهنماییپذیرفتهتر است.»
ڡل كل ٮعمل على ساكلٮه ڡرٮكم اعلم ٮمں هو اهدى سٮٮلا
و از تو دربارهٔ جریان میپرسند.
وٮسلوٮك عں الروح
بگو: «جریان از دستور سرپرست من است؛ و به شما از دانش جز بسیار اندکی داده نشده است.»
ڡل الروح مں امر رٮى وما اوٮٮٮم مں العلم الا ڡلٮلا
و اگر ما را پسند میافتاد، آنچه را به تو پرده برداشتیم بیگمان میبردیم؛ آنگاه در برابر ما هیچ وکیلی برای آن نمییافتی — مگر مهری از سرپرستت؛
ولٮں سٮٮا لٮدهٮں ٮالدى اوحٮٮا الٮك ٮم لا ٮحد لك ٮه علٮٮا وكٮلا الا رحمه مں رٮك
زیرا لطف او بر تو بزرگ است.
اں ڡصله كاں علٮك كٮٮرا
بگو: «اگر انسانها و نهانیان برای آوردن همانند این خوانش متحد میشدند، همانند آن را نمیآوردند، هرچند پشتیبان یکدیگر میبودند.»
ڡل لٮں احٮمعٮ الاٮس والحں على اں ٮاٮوا ٮمٮل هدا الڡراں لا ٮاٮوں ٮمٮله ولو كاں ٮعصهم لٮعص طهٮرا
ما همانا برای انسانها، در این خوانش، هر گونه مثال را گوناگون ساختیم؛ اما بیشتر انسانها همه چیز را رد کردند، مگر انکار.
ولڡد صرڡٮا للٮاس ڡى هدا الڡراں مں كل مٮل ڡاٮى اكٮر الٮاس الا كڡورا
و گفتند: «ما به تو اعتماد نخواهیم کرد تا آنکه برای ما از زمین چشمهای بجوشانی، یا باغی از نخل و تاک داشته باشی که در آن رودها را به فراوانی بجوشانی، یا آسمان را، چنانکه ادعا میکنی، پارهپاره بر ما فرود افکنی، یا خدا و کارگزاران را در برابر ما بیاوری، یا خانهای از زرنگار داشته باشی، یا به آسمان بالا روی — و ما حتی به بالا رفتن تو اعتماد نخواهیم کرد تا آنکه نوشتاری بر ما فرود آوری که بتوانیم بخوانیم.»
وڡالوا لں ٮومں لك حٮى ٮڡحر لٮا مں الارص ٮٮٮوعا او ٮكوں لك حٮه مں ٮحٮل وعٮٮ ڡٮڡحر الاٮهر حللها ٮڡحٮرا او ٮسڡط السما كما رعمٮ علٮٮا كسڡا او ٮاٮى ٮالله والملٮكه ڡٮٮلا او ٮكوں لك ٮٮٮ مں رحرڡ او ٮرڡى ڡى السما ولں ٮومں لرڡٮك حٮى ٮٮرل علٮٮا كٮٮا ٮڡروه
بگو: «شکوه بر سرپرست من باد! آیا من جز آدمیای، فرستادهای هستم؟»
ڡل سٮحاں رٮى هل كٮٮ الا ٮسرا رسولا
و آدمیان را چیزی از باور آوردن بازنداشت، آنگاه که راهنمایی به سویشان آمد، مگر اینکه گفتند: «آیا خدا آدمیای را بهعنوان فرستاده برمیانگیخت؟»
وما مٮع الٮاس اں ٮومٮوا اد حاهم الهدى الا اں ڡالوا اٮعٮ الله ٮسرا رسولا
بگو: «اگر بر زمین کارگزارانی بودند که با آسودگی کامل راه میرفتند، ما از آسمان کارگزاری را بهعنوان فرستاده بر آنان فرود میآوردیم.»
ڡل لو كاں ڡى الارص ملٮكه ٮمسوں مطمٮٮٮں لٮرلٮا علٮهم مں السما ملكا رسولا
بگو: «خدا بهعنوان گواه میان من و شما بس است،
ڡل كڡى ٮالله سهٮدا ٮٮٮى وٮٮٮكم
زیرا او نسبت به فرمانبرداران خود باخبر و بینا است.»
اٮه كاں ٮعٮاده حٮٮرا ٮصٮرا
و کسی را که خدا راه نماید، او راهنمایی میپذیرد،
ومں ٮهد الله ڡهو المهٮد
و کسی را که او گمراه کند، هرگز برایشان متحدانی غیر از او نخواهی یافت.
ومں ٮصلل ڡلں ٮحد لهم اولٮا مں دوٮه
و ما آنان را در روز حضور، بر چهرههایشان، نابینا و لال و کر گرد خواهیم آورد:
وٮحسرهم ٮوم الڡٮمه على وحوههم عمٮا وٮكما وصما
جایگاهشان جهنم خواهد بود:
ماوٮهم حهٮم
هرگاه فروکش کند، اخگرِ افروخته را برایشان میافزاییم.
كلما حٮٮ ردٮهم سعٮرا
این است بازپرداخت آنان، برای آنکه نشانههای ما را انکار کردند و گفتند: «آیا چون استخوانها و خردهریزها خواهیم شد، بهراستی در آفرینشی نو برانگیخته خواهیم شد؟»
دلك حراوهم ٮاٮهم كڡروا ٮاٮٮٮا وڡالوا ادا كٮا عطما ورڡٮا اٮا لمٮعوٮوں حلڡا حدٮدا
آیا ندیدهاند که خدا، که آسمانها و زمین را آفرید، بر آفریدن مانند آنان توانا است و برایشان سرآمدی نهاده است که هیچ تردیدی در آن نیست؟
اولم ٮروا اں الله الدى حلٯ السموٮ والارص ڡادر على اں ٮحلٯ مٮلهم وحعل لهم احلا لا رٮٮ ڡٮه
اما ستمگران همهچیز را رد کردند، مگر انکار.
ڡاٮى الطلموں الا كڡورا
بگو: «اگر شما گنجینههای مهربانی سرپرست من را در اختیار داشتید، آنگاه آنها را نگه میداشتید، از بیم خرج کردن.»
ڡل لو اٮٮم ٮملكوں حراٮں رحمه رٮى ادا لامسكٮم حسٮه الاٮڡاٯ
انسان بخیل است.
وكاں الاٮسں ڡٮورا
همانا به موسی نه نشانهٔ روشن دادیم:
ولڡد اٮٮٮا موسى ٮسع اٮٮ ٮٮٮٮ
پس از فرزندان اسرائیل بپرس: آنگاه که نزد آنان آمد، فرعون به او گفت: «بیگمان تو را چشمبندیشده میپندارم، ای موسی.»
ڡسل ٮٮى اسرٮل اد حاهم ڡڡال له ڡرعوں اٮى لاطٮك ٮموسى مسحورا
گفت: «همانا تو میدانی که جز سرپرست آسمانها و زمین کسی این دلیلهای روشنگر را فرود نیاورده است،
ڡال لڡد علمٮ ما اٮرل هولا الا رٮ السموٮ والارص ٮصاٮر
و من بیگمان تو را زیاندیده میپندارم، ای فرعون.»
واٮى لاطٮك ٮڡرعوں مٮٮورا
پس خواست آنان را از این زمین برکَند؛ اما ما او را و همهٔ کسانی را که با او بودند غرق کردیم.
ڡاراد اں ٮسٮڡرهم مں الارص ڡاعرڡٮه ومں معه حمٮعا
و پس از او به فرزندان اسرائیل گفتیم: «بر این زمین ساکن شوید،
وڡلٮا مں ٮعده لٮٮى اسرٮل اسكٮوا الارص
سپس چون وعدهٔ بار دوم فرا رسد، همهٔ شما را درهمپیچیده باز خواهیم آورد.»
ڡادا حا وعد الاحره حٮٮا ٮكم لڡٮڡا
و با حقیقت آن را فرود آوردیم،
وٮالحٯ اٮرلٮه
و با حقیقت فرود آمد؛
وٮالحٯ ٮرل
و تو را جز مژدهدهنده و هشداردهنده نفرستادیم.
وما ارسلٮك الا مٮسرا وٮدٮرا
و خوانشی که آن را پارهپاره کردیم، تا آن را بر انسانها با درنگ بخوانی،
وڡراٮا ڡرڡٮه لٮڡراه على الٮاس على مكٮ
و آن را به فرودهای پیاپی فرود آوردیم.
وٮرلٮه ٮٮرٮلا
بگو: «به آن باور آورید یا باور نیاورید:
ڡل امٮوا ٮه او لا ٮومٮوا
کسانی که پیش از آن به ایشان دانش داده شده است، چون بر آنان برخوانده شود، پیشانی بر خاک نهاده بر چانه میافتند، و میگویند: ‹شکوه بر سرپرست ما باد! وعدهٔ سرپرست ما بیگمان انجامشدنی است.›
اں الدٮں اوٮوا العلم مں ڡٮله ادا ٮٮلى علٮهم ٮحروں للادڡاں سحدا وٮڡولوں سٮحں رٮٮا اں كاں وعد رٮٮا لمڡعولا
و بر چانه میافتند، گریان، و این فروتنیشان را میافزاید.»
وٮحروں للادڡاں ٮٮكوں وٮرٮدهم حسوعا
بگو: «خدا را بخوانید یا بیاندازه مهربان را بخوانید:
ڡل ادعوا الله او ادعوا الرحمں
هر که را بخوانید، زیباترین ویژگیها از آنِ او است.»
اٮا ما ٮدعوا ڡله الاسما الحسٮى
و تماس خود را بلند مخوان، و آن را نیز آهسته مگو: میان این دو راهی بجوی.
ولا ٮحهر ٮصلاٮك ولا ٮحاڡٮ ٮها واٮٮع ٮٮں دلك سٮٮلا
و بگو: «ستایش از آنِ خدا است، که فرزندی برای خود برنگرفته است، و در پادشاهی انبازی ندارد، و از خواری حامیای ندارد»،
وڡل الحمد لله الدى لم ٮٮحد ولدا ولم ٮكں له سرٮك ڡى الملك ولم ٮكں له ولى مں الدل
و بزرگی او را بهتمامی اعلام کن.
وكٮره ٮكٮٮرا