Al-Hashr الحشر
The strongholds held nothing back ظنّوا أنّ حصونهم مانعتهم
Summary and links in the frieze
In the frieze God expelled those who trusted their strongholds; he must consider what he has prepared for tomorrow.
Read just before, 60 leads here: Those who expelled you from your abodes; the next sura opens: it is God who expelled from their abodes those who disowned. 60
It leads to 58: The Diverter tells the human being to disown, then declares himself quit; the next sura names his party: they are the losers. 58
Closes on “By the glorious Recitation”
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. آنچه در آسمانها و بر زمین است شکوهِ خدا را سرود.
ٮسم الله الرحمں الرحٮم سٮح لله ما ڡى السموٮ وما ڡى الارص
و اوست نیرومند، فرزانه.
وهو العرٮر الحكٮم
اوست که کسانی از دارندگان نوشتار را که انکار کردند، از خانههایشان برای گردآوریِ نخست بیرون کرد.
هو الدى احرح الدٮں كڡروا مں اهل الكٮٮ مں دٮرهم لاول الحسر
شما گمان نمیبردید که بیرون خواهند رفت.
ما طٮٮٮم اں ٮحرحوا
و آنان گمان میبردند که دژهایشان آنان را از خدا خواهد رهانید.
وطٮوا اٮهم ماٮعٮهم حصوٮهم مں الله
اما خدا از جایی به سوی آنان آمد که انتظار نداشتند.
ڡاٮٮهم الله مں حٮٮ لم ٮحٮسٮوا
و در هستههایشان هراس افکند.
وڡدڡ ڡى ڡلوٮهم الرعٮ
خانههای خود را با دستهای خود و با دستهای باورمندان ویران میکردند.
ٮحرٮوں ٮٮوٮهم ٮاٮدٮهم واٮدى المومٮٮں
پس از آن درس بگیرید، ای دارندگان بیناییها.
ڡاعٮٮروا ٮاولى الاٮصر
و اگر خدا بر آنان تبعید را مقرر نکرده بود، آنان را در زندگی نزدیک کیفر میداد.
ولولا اں كٮٮ الله علٮهم الحلا لعدٮهم ڡى الدٮٮا
و در زندگی واپسین، کیفرِ آتش را خواهند داشت.
ولهم ڡى الاحره عداٮ الٮار
این بدان سبب است که در برابر خدا و فرستادهٔ او به چنددستگی برخاستند.
دلك ٮاٮهم ساڡوا الله ورسوله
و هر که در برابر خدا با گسست بایستد، خدا همانا در تنبیه سخت است.
ومں ٮساٯ الله ڡاں الله سدٮد العڡاٮ
هر شیوهٔ نیکو که قطع کردید یا بر بنیادهایش سرپا گذاشتید، به اجازهٔ خدا بود، و برای آنکه تجاوزگران را شرمسار کند.
ما ڡطعٮم مں لٮٮه او ٮركٮموها ڡاٮمه على اصولها ڡٮادں الله ولٮحرى الڡسڡٮں
و آنچه خدا از آنان به فرستادهٔ خود بازگرداند، شما برای آن نه اسبی و نه مرکبی به کار نینداختید.
وما اڡا الله على رسوله مٮهم ڡما اوحڡٮم علٮه مں حٮل ولا ركاٮ
اما خدا فرستادگان خود را بر هر که پسند او افتد چیره میسازد.
ولكں الله ٮسلط رسله على مں ٮسا
و خدا بر هر چیز توانا است.
والله على كل سى ڡدٮر
آنچه خدا از مردمان شهرها به فرستادهٔ خود بازگرداند، از آنِ خدا، فرستاده، نزدیکان، یتیمان، تنگدستان و مسافر در راهمانده است، تا آن میان توانگران شما دستبهدست نگردد.
ما اڡا الله على رسوله مں اهل الڡرى ڡلله وللرسول ولدى الڡرٮى والٮٮمى والمسكٮں واٮں السٮٮل كى لا ٮكوں دوله ٮٮں الاعٮٮا مٮكم
و آنچه فرستاده به شما میدهد، آن را بگیرید.
وما اٮٮكم الرسول ڡحدوه
و آنچه شما را از آن باز میدارد، از آن دست بکشید.
وما ٮهٮكم عٮه ڡاٮٮهوا
و نسبت به خدا محتاط باشید، زیرا خدا در تنبیه سخت است.
واٮڡوا الله اں الله سدٮد العڡاٮ
برای بینوایانِ مهاجر، که از خانهها و داراییهایشان بیرون کرده شدهاند، در جستوجوی لطفی از خدا و خشنودی او، و که خدا و فرستادهٔ او را یاری میرسانند.
للڡڡرا المهحرٮں الدٮں احرحوا مں دٮرهم وامولهم ٮٮٮعوں ڡصلا مں الله ورصوٮا وٮٮصروں الله ورسوله
آنان راستگویانند.
اولٮك هم الصدڡوں
و کسانی که پیش از آنان در دیار و در باور جا گرفتند، کسانی را که به سوی آنان مهاجرت کردند دوست میدارند؛ در سینههایشان هیچ نیازی به آنچه به آنان داده شده است نمییابند، و آنان را بر خود ترجیح میدهند، هرچند خود در نداری باشند.
والدٮں ٮٮوو الدار والاٮمں مں ڡٮلهم ٮحٮوں مں هاحر الٮهم ولا ٮحدوں ڡى صدورهم حاحه مما اوٮوا وٮوٮروں على اٮڡسهم ولو كاں ٮهم حصاصه
و هر که از آزمندیِ خویشتن خود محتاط ساخته شود، آنان موفقانند.
ومں ٮوٯ سح ٮڡسه ڡاولٮك هم المڡلحوں
و کسانی که پس از آنان آمدند میگویند: «ای سرپرست ما، ما را و برادران ما را که در باور بر ما پیشی گرفتند ببخشای، و در هستههای ما هیچ کینهای نسبت به کسانی که باور دارند منه،
والدٮں حاو مں ٮعدهم ٮڡولوں رٮٮا اعڡر لٮا ولاحوٮٮا الدٮں سٮڡوٮا ٮالاٮمں ولا ٮحعل ڡى ڡلوٮٮا علا للدٮں امٮوا
زیرا، ای سرپرست ما، تو نیکخواه و مهربانی.»
رٮٮا اٮك روڡ رحٮم
آیا ندیدهای کسانی را که دورویی کردند، به برادران خود که از دارندگان نوشتار انکار کردند میگویند: «اگر بیرون کرده شوید، ما بیگمان با شما بیرون خواهیم رفت، و هرگز در برابر شما به کسی گردن نخواهیم نهاد؛ و اگر با شما پیکار کرده شود، بیگمان شما را یاری خواهیم رساند.»
الم ٮر الى الدٮں ٮاڡڡوا ٮڡولوں لاحوٮهم الدٮں كڡروا مں اهل الكٮٮ لٮں احرحٮم لٮحرحں معكم ولا ٮطٮع ڡٮكم احدا اٮدا واں ڡوٮلٮم لٮٮصرٮكم
و خدا گواهی میدهد که آنان بیگمان دروغگویانند.
والله ٮسهد اٮهم لكدٮوں
اگر بیرون کرده شوند، با آنان بیرون نخواهند رفت.
لٮں احرحوا لا ٮحرحوں معهم
و اگر با آنان پیکار کرده شود، آنان را یاری نخواهند رساند.
ولٮں ڡوٮلوا لا ٮٮصروٮهم
و حتی اگر آنان را یاری میرساندند، بیگمان پشت میکردند، سپس دیگر یاری داده نمیشدند.
ولٮں ٮصروهم لٮولں الادٮر ٮم لا ٮٮصروں
شما در سینههایشان بیش از خدا تکریم برمیانگیزید.
لاٮٮم اسد رهٮه ڡى صدورهم مں الله
این بدان سبب است که آنان قومیاند که درنمییابند.
دلك ٮاٮهم ڡوم لا ٮڡڡهوں
آنان همگی با شما جز در شهرهای استوار یا از پشت دیوارها پیکار نخواهند کرد.
لا ٮڡٮلوٮكم حمٮعا الا ڡى ڡرى محصٮه او مں ورا حدر
خشونتشان میان خودشان سخت است.
ٮاسهم ٮٮٮهم سدٮد
آنان را یگانه میپنداری، حال آنکه هستههایشان چنددسته است.
ٮحسٮهم حمٮعا وڡلوٮهم سٮى
این بدان سبب است که آنان قومیاند که خرد نمیورزند.
دلك ٮاٮهم ڡوم لا ٮعڡلوں
آنان همانند کسانیاند که اندکی پیش از آنان
كمٮل الدٮں مں ڡٮلهم ڡرٮٮا
پیامدهای شومِ رفتار خود را چشیدند.
داڡوا وٮال امرهم
و کیفری دردناک خواهند داشت.
ولهم عداٮ الٮم
همانند منحرفکنندهاند آنگاه که به انسان گفت: «انکار کن!» سپس چون او انکار کرد، گفت: «من همانا از تو بری هستم، من از خدا، سرپرستِ همهٔ هستیها، میترسم.»
كمٮل السٮطں اد ڡال للاٮسں اكڡر ڡلما كڡر ڡال اٮى ٮرى مٮك اٮى احاڡ الله رٮ العلمٮں
و پایان هر دو آن بود که در آتش باشند، تا در آن جاودانه بمانند.
ڡكاں عڡٮٮهما اٮهما ڡى الٮار حلدٮں ڡٮها
و این است بازپرداخت ستمگران.
ودلك حروا الطلمٮں
ای کسانی که باور آوردید! نسبت به خدا محتاط باشید، و هر خویشتن بنگرد که برای فردا چه پیش فرستاده است.
ٮاٮها الدٮں امٮوا اٮڡوا الله ولٮٮطر ٮڡس ما ڡدمٮ لعد
و در برابر خدا محتاط باشید،
واٮڡوا الله
زیرا خدا از آنچه میکنید باخبر است.
اں الله حٮٮر ٮما ٮعملوں
و مانند کسانی نباشید که خدا را از یاد بردند و او آنان را از یاد خودشان برد.
ولا ٮكوٮوا كالدٮں ٮسوا الله ڡاٮسٮهم اٮڡسهم
آنان تجاوزگرانند.
اولٮك هم الڡسڡوں
یاران آتش و یاران باغ برابر نیستند.
لا ٮسٮوى اصحٮ الٮار واصحٮ الحٮه
یاران باغ پیروزمندانند.
اصحٮ الحٮه هم الڡاٮروں
اگر این خوانش را بر کوهی فرود آورده بودیم، آن را میدیدی که فروتن میشود و میشکافد، از خدا بیم دارد.
لو اٮرلٮا هدا الڡراں على حٮل لراٮٮه حسعا مٮصدعا مں حسٮه الله
و این نمونهها را برای مردمان چند برابر میکنیم، شاید بیندیشند.
وٮلك الامٮل ٮصرٮها للٮاس لعلهم ٮٮڡكروں
اوست خدا، هیچ ایزدی نیست مگر او.
هو الله الدى لا اله الا هو
آنکه آنچه را فراتر از حواس است و آنچه را گواهیشده است میداند.
علم العٮٮ والسهده
او بیاندازه مهربان است، مهربان.
هو الرحمں الرحٮم
اوست خدا، هیچ ایزدی نیست مگر او، فرمانروا، والاپایه، آرامش، ضامن، برتر، نیرومند، مقاومتناپذیر، پرعظمت.
هو الله الدى لا اله الا هو الملك الڡدوس السلم المومں المهٮمں العرٮر الحٮار المٮكٮر
شکوه بر خدا باد، برتر از آنچه به او انباز میگیرند.
سٮحں الله عما ٮسركوں
اوست خدا، آفریننده، هستیبخش، شکلدهنده.
هو الله الحلٯ الٮارى المصور
زیباترین ویژگیها از آنِ او است.
له الاسما الحسٮى
هر آنچه در آسمانها و بر زمین است او را شکوه میسراید.
ٮسٮح له ما ڡى السموٮ والارص
و اوست نیرومند، فرزانه.
وهو العرٮر الحكٮم