Al-Mu'minun المؤمنون
The believers have succeeded قد أفلح المؤمنون
The section and its links
The All-Benevolent and His obedient ones (19-20, then 21-25)
What was shown before: The All-Benevolent and His obedient ones are shown in 19 and 20. 19
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. باورمندان کامیاب شدهاند،
ٮسم الله الرحمں الرحٮم ڡد اڡلح المومٮوں
آنان که در تماس خود فروتناند،
الدٮں هم ڡى صلاٮهم حسعوں
و آنان که از بیهودگیها روی برمیتابند،
والدٮں هم عں اللعو معرصوں
و آنان که گشادهدستی ناب میدهند،
والدٮں هم للركوه ڡعلوں
و کسانی که پاکدامنی خود را نگه میدارند، مگر نسبت به همسران خود یا بستهشدگان به سوگند — پس سرزنش نمیشوند؛
والدٮں هم لڡروحهم حڡطوں الا على اروحهم او ما ملكٮ اٮمٮهم ڡاٮهم عٮر ملومٮں
هر که فراتر از این بجوید، اینان کسانیاند که از حدها میگذرند.
ڡمں اٮٮعى ورا دلك ڡاولٮك هم العادوں
و کسانی که به امانتها و پیمان خود توجه دارند،
والدٮں هم لامٮٮهم وعهدهم رعوں
و کسانی که تماسهای خود را پیوسته نگه میدارند — اینان وارثانند، که فردوس را به ارث خواهند برد،
والدٮں هم على صلوٮهم ٮحاڡطوں اولٮك هم الورٮوں الدٮں ٮرٮوں الڡردوس
در آن جاودانه ماندگار.
هم ڡٮها حلدوں
ما همانا انسان را از چکیدهای از گِل آفریدیم،
ولڡد حلڡٮا الاٮسں مں سلله مں طٮں
سپس از او نطفهای در جایی امن و استوار ساختیم،
ٮم حعلٮه ٮطڡه ڡى ڡرار مكٮں
سپس از نطفه آویزهای آفریدیم، سپس از آویزه جنینی آفریدیم، سپس از جنین استخوانهایی آفریدیم، سپس استخوانها را به گوشت پوشاندیم، سپس او را آفرینشی دیگر پدید آوردیم.
ٮم حلڡٮا الٮطڡه علڡه ڡحلڡٮا العلڡه مصعه ڡحلڡٮا المصعه عطما ڡكسوٮا العطم لحما ٮم اٮساٮه حلڡا احر
خجسته باد خدا، زیباترین آفرینندگان!
ڡٮٮارك الله احسں الحلڡٮں
سپس، پس از این، شما بیگمان مردنی هستید،
ٮم اٮكم ٮعد دلك لمٮٮوں
سپس، در روز حضور، شما همانا برانگیخته خواهید شد.
ٮم اٮكم ٮوم الڡٮمه ٮٮعٮوں
ما همانا بالای شما هفت مسیر آفریدیم،
ولڡد حلڡٮا ڡوڡكم سٮع طراٮٯ
و هرگز از آفرینش بیخبر نبودیم.
وما كٮا عں الحلٯ عڡلٮں
و از آسمان آبی به اندازه فرود آوردیم، و آن را در زمین جا دادیم —
واٮرلٮا مں السما ما ٮڡدر ڡاسكٮه ڡى الارص
و ما بیگمان بر بردنش توانا هستیم.
واٮا على دهاٮ ٮه لڡدروں
بدینسان برای شما با آن باغهایی از نخل و تاک پدید آوردیم، که در آنها خوراکیهای فراوان دارید و از آنها میخورید، و درختی که از کوه سینا برمیآید، که با روغن و چاشنی برای خورندگان میروید.
ڡاٮساٮا لكم ٮه حٮٮ مں ٮحٮل واعٮٮ لكم ڡٮها ڡوكه كٮٮره ومٮها ٮاكلوں وسحره ٮحرح مں طور سٮٮا ٮٮٮٮ ٮالدهں وصٮع للاكلٮں
و برای شما بیگمان در چارپایان درسی هست:
واں لكم ڡى الاٮعم لعٮره
شما را از آنچه در شکمهایشان است مینوشانیم،
ٮسڡٮكم مما ڡى ٮطوٮها
و در آنها سودهای بسیار دارید، و از آنها میخورید، و بر آنها و بر ناوها حمل میشوید.
ولكم ڡٮها مٮڡع كٮٮره ومٮها ٮاكلوں وعلٮها وعلى الڡلك ٮحملوں
ما همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم، و گفت: «ای قوم من! خدا را فرمان برید: شما ایزدی دیگر جز او ندارید.
ولڡد ارسلٮا ٮوحا الى ڡومه ڡڡال ٮڡوم اعٮدوا الله ما لكم مں اله عٮره
پس آیا محتاط نمیشوید؟»
اڡلا ٮٮڡوں
آنگاه دربار قومش، آنان که انکار میکردند، گفتند: «این جز آدمیای مانند شما نیست، که میخواهد بر شما برتری یابد؛ اگر خدا را پسند افتاده بود، کارگزارانی فرود میآورد؛ ما این را در میان نیاکان نخستین خود نشنیدهایم. او جز مردی دچار اختلال نیست — پس دربارهٔ او مدتی در انتظار بمانید.»
ڡڡال الملوا الدٮں كڡروا مں ڡومه ما هدا الا ٮسر مٮلكم ٮرٮد اں ٮٮڡصل علٮكم ولو سا الله لاٮرل ملٮكه ما سمعٮا ٮهدا ڡى اٮاٮٮا الاولٮں اں هو الا رحل ٮه حٮه ڡٮرٮصوا ٮه حٮى حٮں
گفت: «ای سرپرست من، مرا یاری ده، زیرا مرا دروغ انگاشتند.»
ڡال رٮ اٮصرٮى ٮما كدٮوں
پس به او پرده برداشتیم: «ناو را زیر چشمان ما و بر پایهٔ پردهبرداری ما بساز.
ڡاوحٮٮا الٮه اں اصٮع الڡلك ٮاعٮٮٮا ووحٮٮا
سپس چون دستور ما فرا رسد و اجاق بجوشد، در آن از هر چیز دو عنصر از یک جفت را بگذار، و نیز خانوادهٔ خود را، مگر آنکه از میان ایشان سخن پیشین بر او سنگینی میکند؛
ڡادا حا امرٮا وڡار الٮٮور ڡاسلك ڡٮها مں كل روحٮں اٮٮٮں واهلك الا مں سٮٯ علٮه الڡول مٮهم
و دربارهٔ کسانی که ستم کردند به من روی میاور، زیرا آنان غرق خواهند شد.
ولا ٮحطٮٮى ڡى الدٮں طلموا اٮهم معرڡوں
و چون در ناو جا گرفته باشی، تو و کسانی که با تو هستند، بگو: «ستایش از آنِ خدا است که ما را از قوم ستمگران نجات داد.»
ڡادا اسٮوٮٮ اٮٮ ومں معك على الڡلك ڡڡل الحمد لله الدى ٮحٮٮا مں الڡوم الطلمٮں
و بگو: «ای سرپرست من، مرا در جایی پذیرای خجسته فرود آور، زیرا تو بهترین میزبانانی.»»
وڡل رٮ اٮرلٮى مٮرلا مٮاركا واٮٮ حٮر المٮرلٮں
در این بیگمان نشانههایی است،
اں ڡى دلك لاٮٮ
و ما بیگمان در حال آزمودن بودیم.
واں كٮا لمٮٮلٮں
سپس پس از آنان نسلی دیگر پدید آوردیم، و در میان آنان فرستادهای از خودشان فرستادیم: «خدا را فرمان برید: شما ایزدی دیگر جز او ندارید.
ٮم اٮساٮا مں ٮعدهم ڡرٮا احرٮں ڡارسلٮا ڡٮهم رسولا مٮهم اں اعٮدوا الله ما لكم مں اله عٮره
پس آیا محتاط نمیشوید؟»
اڡلا ٮٮڡوں
و دربار قومش، آنان که انکار میکردند و رویارویی با زندگی واپسین را دروغ میانگاشتند، و در زندگی نزدیک به آنان ناز داده بودیم، گفتند: «این جز آدمیای مانند شما نیست، که از آنچه شما میخورید میخورد و از آنچه شما مینوشید مینوشد؛ و اگر به آدمیای مانند خود گردن نهید، آنگاه بیگمان زیانکار خواهید بود. آیا به شما وعده میدهد که چون مردید و خاک و استخوان شدید، بیرون آورده خواهید شد؟ بسی دور، بسی دور است آنچه به شما وعده داده میشود! جز زندگی نزدیک ما چیزی نیست، میمیریم و زندگی میکنیم، و برانگیخته نخواهیم شد! او جز مردی نیست که بر خدا دروغی ساخته است، و ما به او اعتبار نخواهیم داد.»
وڡال الملا مں ڡومه الدٮں كڡروا وكدٮوا ٮلڡا الاحره واٮرڡٮهم ڡى الحٮوه الدٮٮا ما هدا الا ٮسر مٮلكم ٮاكل مما ٮاكلوں مٮه وٮسرٮ مما ٮسرٮوں ولٮں اطعٮم ٮسرا مٮلكم اٮكم ادا لحسروں اٮعدكم اٮكم ادا مٮم وكٮٮم ٮراٮا وعطما اٮكم محرحوں هٮهاٮ هٮهاٮ لما ٮوعدوں اں هى الا حٮاٮٮا الدٮٮا ٮموٮ وٮحٮا وما ٮحں ٮمٮعوٮٮں اں هو الا رحل اڡٮرى على الله كدٮا وما ٮحں له ٮمومٮٮں
گفت: «ای سرپرست من، مرا یاری ده، زیرا مرا دروغ انگاشتند.»
ڡال رٮ اٮصرٮى ٮما كدٮوں
گفت: «اندکی دیگر، و آنان بیگمان خود را سرشار از حسرت خواهند یافت.»
ڡال عما ڡلٮل لٮصٮحں ٮدمٮں
پس بانگ، به حقیقت، آنان را گرفت، و ما از آنان خاشاکی ساختیم.
ڡاحدٮهم الصٮحه ٮالحٯ ڡحعلٮهم عٮا
پس دور باد قوم ستمگران!
ڡٮعدا للڡوم الطلمٮں
سپس پس از آنان نسلهایی دیگر پدید آوردیم.
ٮم اٮساٮا مں ٮعدهم ڡروٮا احرٮں
هیچ جامعهای نه از سرآمد خود پیشی میگیرد و نه آن را به تأخیر میاندازد.
ما ٮسٮٯ مں امه احلها وما ٮسٮحروں
سپس فرستادگان خود را یکی پس از دیگری فرستادیم.
ٮم ارسلٮا رسلٮا ٮٮرا
هرگاه فرستادهای نزد جامعهای میآمد، او را دروغ میانگاشت؛
كل ما حا امه رسولها كدٮوه
پس آنان را پشت سر هم روانه کردیم، و آنان را موضوع گفتار گردانیدیم.
ڡاٮٮعٮا ٮعصهم ٮعصا وحعلٮهم احادٮٮ
پس دور باد قومی که باور نمیآورد!
ڡٮعدا لڡوم لا ٮومٮوں
سپس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خود و حجتی آشکار به سوی فرعون و دربارش فرستادیم؛ اما خودبزرگبینی کردند و قومی گردنفراز بودند،
ٮم ارسلٮا موسى واحاه هروں ٮاٮٮٮا وسلطں مٮٮں الى ڡرعوں وملاٮه ڡاسٮكٮروا وكاٮوا ڡوما عالٮں
و گفتند: «آیا به دو آدمی مانند خود اعتبار بدهیم، در حالی که قوم آنان ما را فرمان میبرد؟»
ڡڡالوا اٮومں لٮسرٮں مٮلٮا وڡومهما لٮا عٮدوں
آن دو را دروغ انگاشتند، و چنین از نابودشدگان شدند.
ڡكدٮوهما ڡكاٮوا مں المهلكٮں
ما همانا به موسی نوشتار دادیم، شاید راهنمایی بپذیرند.
ولڡد اٮٮٮا موسى الكٮٮ لعلهم ٮهٮدوں
و پسر مریم و مادرش را نشانهای گردانیدیم،
وحعلٮا اٮں مرٮم وامه اٮه
و آن دو را در بلندیای دارای استواری و آب چشمه پناه دادیم.
واوٮٮهما الى رٮوه داٮ ڡرار ومعٮں
ای فرستادگان، از چیزهای نیکو بخورید و کردار شایسته بهجا آورید،
ٮاٮها الرسل كلوا مں الطٮٮٮ واعملوا صلحا
زیرا من به آنچه میکنید همهچیزدانم.
اٮى ٮما ٮعملوں علٮم
و این جامعهای که از آنِ شما است همانا جامعهای یگانه است،
واں هده امٮكم امه وحده
و من سرپرست شما هستم: پس در برابر من محتاط باشید.
واٮا رٮكم ڡاٮڡوں
اما کار خود را میان خود شکافتند، پارهپاره،
ڡٮڡطعوا امرهم ٮٮٮهم رٮرا
هر گروه از آنچه در دست دارد شادمان.
كل حرٮ ٮما لدٮهم ڡرحوں
پس آنان را در گردابشان رها کن، برای مدتی.
ڡدرهم ڡى عمرٮهم حٮى حٮں
آیا میپندارند که چون آنان را از دارایی و پسران بهرهمند میکنیم، ما برایشان در نیکی میشتابیم؟
اٮحسٮوں اٮما ٮمدهم ٮه مں مال وٮٮٮں ٮسارع لهم ڡى الحٮرٮ
نه، آن را حس نمیکنند.
ٮل لا ٮسعروں
کسانی که از سرپرست خود بیم دارند و سرشار از دلهرهاند، و کسانی که به نشانههای سرپرست خود باور دارند، و کسانی که هیچ چیز را انباز سرپرست خود نمیگیرند، و کسانی که میدهند آنچه میدهند، در حالی که هستهشان میلرزد از اینکه به سوی سرپرست خود بازمیگردند — اینان در نیکی میشتابند،
اں الدٮں هم مں حسٮه رٮهم مسڡڡوں والدٮں هم ٮاٮٮ رٮهم ٮومٮوں والدٮں هم ٮرٮهم لا ٮسركوں والدٮں ٮوٮوں ما اٮوا وڡلوٮهم وحله اٮهم الى رٮهم رحعوں اولٮك ٮسرعوں ڡى الحٮرٮ
و ایشانند که در آن پیشی میگیرند.
وهم لها سٮڡوں
و ما بر خویشتنی جز توانش را تحمیل نمیکنیم،
ولا ٮكلڡ ٮڡسا الا وسعها
و ما دفتری داریم که حقیقت را میگوید، و ستمی نخواهند دید.
ولدٮٮا كٮٮ ٮٮطٯ ٮالحٯ وهم لا ٮطلموں
اما هستهشان در این باره در گرداب است،
ٮل ڡلوٮهم ڡى عمره مں هدا
و غیر از آن کردارهایی دارند
ولهم اعمل مں دوں دلك
که همچنان بهجا خواهند آورد —
هم لها عملوں
تا آنگاه که نازپروردگانشان را به کیفر بگیریم: آنگاه از تنگنا زوزه میکشند.
حٮى ادا احدٮا مٮرڡٮهم ٮالعداٮ ادا هم ٮحروں
امروز زوزه مکشید،
لا ٮحروا الٮوم
زیرا از جانب ما یاری نخواهید شد.
اٮكم مٮا لا ٮٮصروں
نشانههای من بر شما برخوانده میشد، و شما بر پاشنههای خود به عقب برمیگشتید، دربارهٔ آنها خودبزرگبینی میکردید،
ڡد كاٮٮ اٮٮى ٮٮلى علٮكم ڡكٮٮم على اعڡٮكم ٮٮكصوں مسٮكٮرٮں ٮه
شبانه گفتوگو کنان، سخنانی اهانتآمیز میگفتید.
سمرا ٮهحروں
آیا پس دربارهٔ سخن نیندیشیدهاند، یا آنچه به نیاکان نخستینشان نیامده بود به آنان آمده است؟
اڡلم ٮدٮروا الڡول ام حاهم ما لم ٮاٮ اٮاهم الاولٮں
یا فرستادهٔ خود را نشناختهاند، چندان که او را مردود میکنند؟
ام لم ٮعرڡوا رسولهم ڡهم له مٮكروں
یا میگویند که دچار اختلال است؟
ام ٮڡولوں ٮه حٮه
نه، او با حقیقت به سوی آنان آمده است،
ٮل حاهم ٮالحٯ
اما بیشترشان از حقیقت بیزارند.
واكٮرهم للحٯ كرهوں
و اگر حقیقت از هیجانهای آنان پیروی کرده بود، آسمانها، زمین و کسانی که در آنها هستند تباه شده بودند.
ولو اٮٮع الحٯ اهواهم لڡسدٮ السموٮ والارص ومں ڡٮهں
نه، ما با یادآوری خودشان به سوی آنان آمدیم،
ٮل اٮٮٮهم ٮدكرهم
اما از یادآوری خود روی برمیتابند.
ڡهم عں دكرهم معرصوں
یا از آنان باجی میخواهی؟
ام ٮسلهم حرحا
باجِ سرپرست تو بهتر است،
ڡحراح رٮك حٮر
و او بهترین روزیدهندگان است.
وهو حٮر الررڡٮں
و تو بیگمان آنان را به جادهای راست فرا میخوانی؛
واٮك لٮدعوهم الى صرط مسٮڡٮم
اما کسانی که به زندگی واپسین باور ندارند بیگمان از آن جاده کنار میروند.
واں الدٮں لا ٮومٮوں ٮالاحره عں الصرط لٮكٮوں
و اگر مهربانی میکردیم و آسیبی را که به آنان میرسد از آنان برمیداشتیم، در حدشکنی خود فرو میماندند، کورمالکنان.
ولو رحمٮهم وكسڡٮا ما ٮهم مں صر للحوا ڡى طعٮٮهم ٮعمهوں
ما آنان را همانا به کیفر گرفتیم، و در برابر سرپرست خود خم نشدند، و زاری نکردند،
ولڡد احدٮهم ٮالعداٮ ڡما اسٮكاٮوا لرٮهم وما ٮٮصرعوں
تا آنگاه که دری را به روی آنان بگشاییم که به کیفری سخت میانجامد: آنگاه ناامیدند.
حٮى ادا ڡٮحٮا علٮهم ٮاٮا دا عداٮ سدٮد ادا هم ڡٮه مٮلسوں
و اوست که برای شما شنوایی، بیناییها و آگاهیها پدید آورد.
وهو الدى اٮسا لكم السمع والاٮصر والاڡده
چه اندک سپاسگزارید!
ڡلٮلا ما ٮسكروں
و اوست که شما را بر زمین پراکند، و به سوی او گرد آورده خواهید شد.
وهو الدى دراكم ڡى الارص والٮه ٮحسروں
و اوست که زنده میکند و میمیراند،
وهو الدى ٮحى وٮمٮٮ
و جابهجایی شب و روز از آنِ او است.
وله احٮلڡ الٮل والٮهار
آیا پس خرد نمیورزید؟
اڡلا ٮعڡلوں
اما همان را گفتند که نخستینها میگفتند؛ گفتند: «آیا چون مردیم و خاک و استخوان شدیم، بهراستی برانگیخته خواهیم شد؟
ٮل ڡالوا مٮل ما ڡال الاولوں ڡالوا ادا مٮٮا وكٮا ٮراٮا وعطما اٮا لمٮعوٮوں
ما و نیاکان ما را پیشتر همانا این وعده داده شده بود؛
لڡد وعدٮا ٮحں واٮاوٮا هدا مں ڡٮل
اینها تنها افسانههای پیشینیاناند.»
اں هدا الا اسطٮر الاولٮں
بگو: «زمین و کسانی که در آناند از آنِ کیست، اگر میدانید؟» خواهند گفت: «از آنِ خدا.»
ڡل لمں الارص ومں ڡٮها اں كٮٮم ٮعلموں سٮڡولوں لله
بگو: «آیا پس به یاد نمیآورید؟»
ڡل اڡلا ٮدكروں
بگو: «سرپرست هفت آسمان و سرپرست بنای سترگ کیست؟»
ڡل مں رٮ السموٮ السٮع ورٮ العرس العطٮم
خواهند گفت: «از آنِ خدا.»
سٮڡولوں لله
بگو: «آیا پس محتاط نیستید؟»
ڡل اڡلا ٮٮڡوں
بگو: «کیست که پادشاهی برتر هر چیز در دست او است، که پناه میدهد و در برابرش هیچکس نمیتواند پناه بجوید، اگر میدانید؟» خواهند گفت: «از آنِ خدا.»
ڡل مں ٮٮده ملكوٮ كل سى وهو ٮحٮر ولا ٮحار علٮه اں كٮٮم ٮعلموں سٮڡولوں لله
بگو: «پس چگونه به چشمبندی فریفته میشوید؟»
ڡل ڡاٮى ٮسحروں
نه، ما با حقیقت به سوی آنان آمدیم،
ٮل اٮٮٮهم ٮالحٯ
و آنان بیگمان دروغگویند.
واٮهم لكدٮوں
خدا هیچ فرزندی برای خود برنگرفته است،
ما اٮحد الله مں ولد
و با او هیچ ایزدی نبود —
وما كاں معه مں اله
وگرنه، هر ایزد با آنچه آفریده بود میرفت، و برخی بر برخی دیگر بالاتر میرفتند.
ادا لدهٮ كل اله ٮما حلٯ ولعلا ٮعصهم على ٮعص
شکوه بر خدا باد، بالاتر از آنچه وصف میکنند!
سٮحں الله عما ٮصڡوں
او که آنچه فراتر از حواس است و آنچه گواهیشده است میداند،
علم العٮٮ والسهده
او بسی بالاتر است از آنچه با او انباز میگیرند.
ڡٮعلى عما ٮسركوں
بگو: «ای سرپرست من، اگر آنچه را به آنان وعده داده میشود به من نشان دهی، آنگاه، ای سرپرست من، مرا در میان قوم ستمگران قرار مده.»
ڡل رٮ اما ٮرٮٮى ما ٮوعدوں رٮ ڡلا ٮحعلٮى ڡى الڡوم الطلمٮں
و ما بیگمان بر آنکه آنچه را به آنان وعده میدهیم به تو نشان دهیم توانا هستیم.
واٮا على اں ٮرٮك ما ٮعدهم لڡدروں
بدی را با آنچه زیباتر است دفع کن —
ادڡع ٮالٮى هى احسں السٮٮه
ما بهتر میدانیم آنچه وصف میکنند.
ٮحں اعلم ٮما ٮصڡوں
و بگو: «ای سرپرست من، از تحریکهای منحرفکنندگان خود را در پناه تو میگذارم، و ای سرپرست من، از حضور آنان نزد خود، خود را در پناه تو میگذارم.»
وڡل رٮ اعود ٮك مں همرٮ السٮطٮں واعود ٮك رٮ اں ٮحصروں
تا آنگاه که مرگ بر یکی از آنان آید، گوید: «ای سرپرست من، مرا بازگردان، شاید در آنچه رها کردم کرداری شایسته بهجا آورم.» نه!
حٮى ادا حا احدهم الموٮ ڡال رٮ ارحعوں لعلى اعمل صلحا ڡٮما ٮركٮ كلا
این همانا سخنی است که او میگوید،
اٮها كلمه هو ڡاٮلها
و فراتر از آنان مانعی است، تا روزی که برانگیخته شوند.
ومں وراٮهم ٮررح الى ٮوم ٮٮعٮوں
سپس، چون در شیپور دمیده شود، در آن روز میان آنان دیگر هیچ پیوند نسبی نخواهد بود، و از یکدیگر نخواهند پرسید.
ڡادا ٮڡح ڡى الصور ڡلا اٮساٮ ٮٮٮهم ٮومٮد ولا ٮٮسالوں
کسانی که ترازوهایشان سنگین باشد — اینانند که کامیاب میشوند؛
ڡمں ٮڡلٮ مورٮٮه ڡاولٮك هم المڡلحوں
و کسانی که ترازوهایشان سبک باشد — اینان کسانیاند که خویشتن خود را زیان رساندهاند، در جهنم جاودانهاند؛ آتش چهرهشان را خواهد سوزاند، و در آن با لبهای درهمکشیده چهره درهم خواهند کشید.
ومں حڡٮ مورٮٮه ڡاولٮك الدٮں حسروا اٮڡسهم ڡى حهٮم حلدوں ٮلڡح وحوههم الٮار وهم ڡٮها كلحوں
آیا نشانههای من بر شما برخوانده نمیشد، و شما آنها را دروغ میانگاشتید؟
الم ٮكں اٮٮى ٮٮلى علٮكم ڡكٮٮم ٮها ٮكدٮوں
خواهند گفت: «ای سرپرست ما، تیرهبختی ما بر ما چیره شد، و ما قومی گمراه بودیم.
ڡالوا رٮٮا علٮٮ علٮٮا سڡوٮٮا وكٮا ڡوما صالٮں
ای سرپرست ما، ما را از آنجا بیرون آور؛ اگر بازگردیم، آنگاه همانا ستمگر خواهیم بود.»
رٮٮا احرحٮا مٮها ڡاں عدٮا ڡاٮا طلموں
خواهد گفت: «در آنجا راندهشده بمانید، و دیگر با من سخن مگویید.»
ڡال احسوا ڡٮها ولا ٮكلموں
گروهی از فرمانبرداران من بودند که میگفتند: «ای سرپرست ما، باور آوردیم؛ ما را ببخشای و بر ما مهربانی کن، زیرا تو بهترین مهربانیکنندگانی» — اما شما آنان را به ریشخند گرفتید، تا آنکه یادآوری مرا از یاد شما بردند، و شما بر آنان میخندیدید.
اٮه كاں ڡرٮٯ مں عٮادى ٮڡولوں رٮٮا امٮا ڡاعڡر لٮا وارحمٮا واٮٮ حٮر الرحمٮں ڡاٮحدٮموهم سحرٮا حٮى اٮسوكم دكرى وكٮٮم مٮهم ٮصحكوں
من امروز آنان را بهسبب شکیباییشان همانا بازپرداخت کردهام: ایشانند پیروزمندان.
اٮى حرٮٮهم الٮوم ٮما صٮروا اٮهم هم الڡاٮروں
خواهد گفت: «چند سال بر زمین ماندید؟»
ڡل كم لٮٮٮم ڡى الارص عدد سٮٮں
خواهند گفت: «یک روز ماندیم،
ڡالوا لٮٮٮا ٮوما
یا بخشی از یک روز؛ پس از شمارندگان بپرس.»
او ٮعص ٮوم ڡسل العادٮں
خواهد گفت: «جز اندکی نماندید، اگر میدانستید.»
ڡل اں لٮٮٮم الا ڡلٮلا لو اٮكم كٮٮم ٮعلموں
آیا پس پنداشتید که شما را بیهوده آفریده بودیم، و به سوی ما بازگردانده نمیشدید؟
اڡحسٮٮم اٮما حلڡٮكم عٮٮا واٮكم الٮٮا لا ٮرحعوں
برتر باد خدا، فرمانروا، حقیقت!
ڡٮعلى الله الملك الحٯ
هیچ ایزدی نیست مگر او،
لا اله الا هو
سرپرست بنای بزرگوار.
رٮ العرس الكرٮم
و هر که با خدا ایزدی دیگر بخواند، بیآنکه دربارهٔ آن برهانی داشته باشد، حساب او جز نزد سرپرستش نیست،
ومں ٮدع مع الله الها احر لا ٮرهں له ٮه ڡاٮما حساٮه عٮد رٮه
زیرا انکارکنندگان به کامیابی نمیرسند.
اٮه لا ٮڡلح الكڡروں
و بگو: «ای سرپرست من، ببخشای و مهربانی کن، زیرا تو بهترین مهربانیکنندگانی.»
وڡل رٮ اعڡر وارحم واٮٮ حٮر الرحمٮں