Fatir فاطر
The Poor Before God أنتم الفقراء إلى الله
The section and its links
The trial announced, then lived (29-32, then 33-35)
What was shown before: This sura takes up 31 word for word (night and day, God's promise). 31
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. ستایش از آنِ خدا است، خاستگاه آسمانها و زمین، آنکه کارگزاران را فرستادگانی سازمانیافته در بخشها ساخت — دو دو، سه سه، چهار چهار.
ٮسم الله الرحمں الرحٮم الحمد لله ڡاطر السموٮ والارص حاعل الملٮكه رسلا اولى احٮحه مٮٮى وٮلٮ ورٮع
او آنچه را او را پسند افتد بر آفرینش میافزاید،
ٮرٮد ڡى الحلٯ ما ٮسا
زیرا خدا بر هر چیز توانا است.
اں الله على كل سى ڡدٮر
آنچه خدا برای انسانها از مهر بگشاید، هیچکس نمیتواند آن را نزد خود نگه دارد،
ما ٮڡٮح الله للٮاس مں رحمه ڡلا ممسك لها
و آنچه او نگه دارد، هیچکس پس از او نمیتواند آن را رها کند.
وما ٮمسك ڡلا مرسل له مں ٮعده
و اوست نیرومند، فرزانه.
وهو العرٮر الحكٮم
ای انسانها، دهش خدا را بر خود به یاد آورید.
ٮاٮها الٮاس ادكروا ٮعمٮ الله علٮكم
آیا آفرینندهٔ دیگری غیر از خدا هست که شما را از آسمان و زمین روزی دهد؟
هل مں حلٯ عٮر الله ٮررڡكم مں السما والارص
هیچ ایزدی نیست مگر او.
لا اله الا هو
پس چگونه به بیراهه برده میشوید؟
ڡاٮى ٮوڡكوں
و اگر تو را دروغ انگارند، فرستادگانی پیش از تو پیشتر دروغ انگاشته شدهاند.
واں ٮكدٮوك ڡڡد كدٮٮ رسل مں ڡٮلك
و کارها همگی به سوی خدا بازمیگردند.
والى الله ٮرحع الامور
ای انسانها، وعدهٔ خدا همانا حقیقت است.
ٮاٮها الٮاس اں وعد الله حٯ
پس مبادا زندگی نزدیک شما را بفریبد،
ڡلا ٮعرٮكم الحٮوه الدٮٮا
و مبادا فریبندهٔ بزرگ دربارهٔ خدا شما را بفریبد.
ولا ٮعرٮكم ٮالله العرور
منحرفکننده برای شما همانا دشمنی است: پس او را دشمن گیرید.
اں السٮطں لكم عدو ڡاٮحدوه عدوا
او حزب خود را تنها میخواند تا از همراهان اخگر باشند.
اٮما ٮدعوا حرٮه لٮكوٮوا مں اصحٮ السعٮر
انکارکنندگان کیفری سخت خواهند داشت،
الدٮں كڡروا لهم عداٮ سدٮد
و کسانی که باور آوردند و کردارهای شایسته بهجا آوردند بخشایشی و پاداشی بزرگ خواهند داشت.
والدٮں امٮوا وعملوا الصلحٮ لهم معڡره واحر كٮٮر
آیا آنکه بدی کردارش برایش آراسته شده است، تا آنجا که آن را زیبا میبیند؟
اڡمں رٮں له سو عمله ڡراه حسٮا
زیرا خدا هر که را او را پسند افتد گمراه میکند، و هر که را او را پسند افتد راه مینماید.
ڡاں الله ٮصل مں ٮسا وٮهدى مں ٮسا
پس خویشتن تو بهسبب آنان از افسوس فرسوده نشود،
ڡلا ٮدهٮ ٮڡسك علٮهم حسرٮ
زیرا خدا به آنچه میکنند همهچیزدان است.
اں الله علٮم ٮما ٮصٮعوں
خدا است که بادها را فرستاد، بادهایی که ابرها را برمیانگیزند؛ ما آنها را به سوی سرزمینی مرده راندیم و بهوسیلهٔ آنها زمین را پس از مرگش دوباره زندگی دادیم.
والله الدى ارسل الرٮح ڡٮٮٮر سحاٮا ڡسڡٮه الى ٮلد مٮٮ ڡاحٮٮٮا ٮه الارص ٮعد موٮها
گسترش چنین خواهد بود.
كدلك الٮسور
هر که نیرو میخواهد، نیرو یکسره از آنِ خدا است.
مں كاں ٮرٮد العره ڡلله العره حمٮعا
گفتار نیکو به سوی او بالا میرود،
الٮه ٮصعد الكلم الطٮٮ
و کردار شایسته را او بالا میبرد.
والعمل الصلح ٮرڡعه
و کسانی که کارهای بد را توطئه میچینند، کیفری سخت خواهند داشت،
والدٮں ٮمكروں السٮاٮ لهم عداٮ سدٮد
و توطئهٔ آنان به زوال سپرده شده است.
ومكر اولٮك هو ٮٮور
خدا شما را از خاک آفرید، سپس از قطرهای، سپس از شما جفتهایی ساخت.
والله حلڡكم مں ٮراٮ ٮم مں ٮطڡه ٮم حعلكم اروحا
هیچ مادهای نه بار برمیدارد و نه میزاید، مگر با دانش او.
وما ٮحمل مں اٮٮى ولا ٮصع الا ٮعلمه
هیچ موجودی نه عمرش دراز میشود و نه عمرش کوتاه میشود، مگر آنکه در دفتری باشد؛
وما ٮعمر مں معمر ولا ٮٮڡص مں عمره الا ڡى كٮٮ
زیرا این برای خدا آسان است.
اں دلك على الله ٮسٮر
دو دریا برابر نیستند:
وما ٮسٮوى الٮحراں
این یکی شیرین، تشنگیبر، خوشگوار برای نوشیدن است و آن یکی شور و تلخ است.
هدا عدٮ ڡراٮ ساٮع سراٮه وهدا ملح احاح
و از هر یک گوشتی تازه میخورید، و زیوری بیرون میآورید که بر خود میگذارید،
ومں كل ٮاكلوں لحما طرٮا وٮسٮحرحوں حلٮه ٮلٮسوٮها
و کشتیها را میبینی که در آن امواج را میشکافند، تا از لطف او بجویید، و شاید سپاسگزار شوید.
وٮرى الڡلك ڡٮه مواحر لٮٮٮعوا مں ڡصله ولعلكم ٮسكروں
او شب را در روز وارد میکند و روز را در شب وارد میکند،
ٮولح الٮل ڡى الٮهار وٮولح الٮهار ڡى الٮل
و خورشید و ماه را رام کرد،
وسحر السمس والڡمر
هر یک به سوی سرآمدی نامبرده روان است.
كل ٮحرى لاحل مسمى
این است خدا، سرپرست شما؛ پادشاهی از آنِ او است.
دلكم الله رٮكم له الملك
و کسانی که غیر از او فرامیخوانید، حتی غشای هستهٔ خرما را مالک نیستند.
والدٮں ٮدعوں مں دوٮه ما ٮملكوں مں ڡطمٮر
اگر آنان را فرابخوانید، فراخوان شما را نمیشنوند؛ و حتی اگر آن را میشنیدند، به شما پاسخ نمیدادند.
اں ٮدعوهم لا ٮسمعوا دعاكم ولو سمعوا ما اسٮحاٮوا لكم
و روز حضور، انباز گرفتن شما را انکار خواهند کرد.
وٮوم الڡٮمه ٮكڡروں ٮسرككم
و هیچکس مانند باخبر به تو اطلاع نمیدهد.
ولا ٮٮٮٮك مٮل حٮٮر
ای انسانها، این شمایید که نزد خدا بینوایانید،
ٮاٮها الٮاس اٮٮم الڡڡرا الى الله
در حالی که خدا توانگر و ستوده است.
والله هو العٮى الحمٮد
اگر پسند او میافتاد، شما را میبرد و آفرینشی نو میآورد.
اں ٮسا ٮدهٮكم وٮاٮ ٮحلٯ حدٮد
و این به هیچ روی برای خدا دور از دسترس نیست.
وما دلك على الله ٮعرٮر
و هیچ بردارندهٔ باری بار دیگری را برنخواهد داشت؛
ولا ٮرر وارره ورر احرى
و اگر آنکه زیر بار گران رفته است برای بارِ گران خود یاری بخواهد، چیزی از آن برداشته نخواهد شد، حتی به دست یک نزدیک.
واں ٮدع مٮڡله الى حملها لا ٮحمل مٮه سى ولو كاں دا ڡرٮى
تو فقط کسانی را هشدار میدهی که از سرپرست خود بیم دارند هرچند از حواسشان بیرون باشد، و تماس را پابرجا نگه میدارند،
اٮما ٮٮدر الدٮں ٮحسوں رٮهم ٮالعٮٮ واڡاموا الصلوه
و هر که خود را پاک میکند، جز برای خود، خود را پاک نمیکند.
ومں ٮركى ڡاٮما ٮٮركى لٮڡسه
و مقصد به سوی خدا است.
والى الله المصٮر
نابینا و بینا برابر نیستند، و نه تاریکیها و روشنایی، و نه سایه و گرمای سوزان.
وما ٮسٮوى الاعمى والٮصٮر ولا الطلمٮ ولا الٮور ولا الطل ولا الحرور
زندگان و مردگان نیز برابر نیستند.
وما ٮسٮوى الاحٮا ولا الاموٮ
همانا خدا هر که را پسند او افتد میشنواند،
اں الله ٮسمع مں ٮسا
و تو نمیتوانی کسانی را که در گورها هستند بشنوانی.
وما اٮٮ ٮمسمع مں ڡى الڡٮور
تو جز هشداردهنده نیستی.
اں اٮٮ الا ٮدٮر
ما تو را به حقیقت فرستادیم، مژدهدهنده و هشداردهنده.
اٮا ارسلٮك ٮالحٯ ٮسٮرا وٮدٮرا
و هیچ جامعهای نیست که هشداردهندهای از آن نگذشته باشد.
واں مں امه الا حلا ڡٮها ٮدٮر
و اگر تو را دروغ انگارند، آنان که پیش از ایشان بودند پیشتر دروغ انگاشتهاند: فرستادگانشان با دلیلهای روشن، فرمها و نوشتار روشنگر نزدشان آمده بودند؛ سپس من انکارکنندگان را گرفتم.
واں ٮكدٮوك ڡڡد كدٮ الدٮں مں ڡٮلهم حاٮهم رسلهم ٮالٮٮٮٮ وٮالرٮر وٮالكٮٮ المٮٮر ٮم احدٮ الدٮں كڡروا
و رد من چگونه بود!
ڡكٮڡ كاں ٮكٮر
آیا ندیدهای که خدا از آسمان آبی فرود میآورد که با آن ما میوههایی با رنگهای گوناگون بیرون میآوریم؟
الم ٮر اں الله اٮرل مں السما ما ڡاحرحٮا ٮه ٮمرٮ محٮلڡا الوٮها
و در کوهها رگههایی سپید و سرخ با رنگهای گوناگون هست، و رگههایی دیگر به سیاهیِ پررنگ.
ومں الحٮال حدد ٮٮص وحمر محٮلڡ الوٮها وعراٮٮٮ سود
و از انسانها، جنبندگان و دامها نیز به همینسان رنگهای گوناگونی هست.
ومں الٮاس والدواٮ والاٮعم محٮلڡ الوٮه كدلك
تنها کسانی از فرمانبرداران او که میدانند از خدا بیم دارند،
اٮما ٮحسى الله مں عٮاده العلموا
زیرا خدا نیرومند و بسیار بخشاینده است.
اں الله عرٮر عڡور
کسانی که نوشتار خدا را برمیخوانند، تماس را پابرجا نگه میدارند، و پنهان و آشکار از آنچه ما به آنان روزی دادیم هزینه میکنند، به تجارتی امید دارند که هرگز زوال نخواهد یافت، تا او پاداشهایشان را بهدرستی بازپردازد و از لطف خود بیشتر به آنان بدهد،
اں الدٮں ٮٮلوں كٮٮ الله واڡاموا الصلوه واٮڡڡوا مما ررڡٮهم سرا وعلاٮٮه ٮرحوں ٮحره لں ٮٮور لٮوڡٮهم احورهم وٮرٮدهم مں ڡصله
زیرا او بسیار بخشاینده و بسیار سپاسگزار است.
اٮه عڡور سكور
و آنچه از نوشتار بر تو پرده برداشتیم حقیقت است و آنچه را پیش از آن است تأیید میکند.
والدى اوحٮٮا الٮك مں الكٮٮ هو الحٯ مصدڡا لما ٮٮں ٮدٮه
خدا بیگمان نسبت به فرمانبرداران خود باخبر و بینا است.
اں الله ٮعٮاده لحٮٮر ٮصٮر
سپس نوشتار را به کسانی که از فرمانبرداران ما برگزیدیم به ارث دادیم:
ٮم اورٮٮا الكٮٮ الدٮں اصطڡٮٮا مں عٮادٮا
از میان آنان کسی هست که بر خود ستم میکند،
ڡمٮهم طالم لٮڡسه
و کسی هست که راهی میانه میپیماید،
ومٮهم مڡٮصد
و کسی هست که به اجازهٔ خدا در بهترین بر دیگران پیشی میگیرد.
ومٮهم ساٮٯ ٮالحٮرٮ ٮادں الله
این است لطف بزرگ.
دلك هو الڡصل الكٮٮر
باغهای پایایی که در آن وارد خواهند شد، آراسته به دستبندهایی از طلا و مروارید،
حٮٮ عدں ٮدحلوٮها ٮحلوں ڡٮها مں اساور مں دهٮ ولولوا
و پوشاکشان در آنجا از ابریشم خواهد بود.
ولٮاسهم ڡٮها حرٮر
و خواهند گفت: «ستایش از آنِ خدا است که اندوه را از ما دور کرد؛ سرپرست ما بیگمان بسیار بخشاینده و بسیار سپاسگزار است،
وڡالوا الحمد لله الدى ادهٮ عٮا الحرں اں رٮٮا لعڡور سكور
همان که ما را به لطف خود در جایگاهی ماندگار جا داد، که در آن نه خستگی به ما میرسد و نه درماندگی.»
الدى احلٮا دار المڡامه مں ڡصله لا ٮمسٮا ڡٮها ٮصٮ ولا ٮمسٮا ڡٮها لعوٮ
و کسانی که انکار میکنند آتش جهنم را خواهند داشت؛ برایشان مقرر نخواهد شد که بمیرند، و چیزی از کیفر آن بر آنان سبک نخواهد شد.
والدٮں كڡروا لهم ٮار حهٮم لا ٮڡصى علٮهم ڡٮموٮوا ولا ٮحڡڡ عٮهم مں عداٮها
همینگونه هر انکارگر بزرگ را بازپرداخت میکنیم.
كدلك ٮحرى كل كڡور
و آنجا فریاد خواهند زد: «ای سرپرست ما، ما را بیرون ببر، کردارهای شایسته بهجا خواهیم آورد، غیر از آنچه میکردیم!»
وهم ٮصطرحوں ڡٮها رٮٮا احرحٮا ٮعمل صلحا عٮر الدى كٮا ٮعمل
آیا به شما عمری آنقدر دراز ندادیم که هر که بخواهد به یاد بیاورد، به یاد آورد؟ و هشداردهنده نزد شما آمده بود.
اولم ٮعمركم ما ٮٮدكر ڡٮه مں ٮدكر وحاكم الٮدٮر
پس بچشید،
ڡدوڡوا
زیرا ستمگران هیچ یاری ندارند.
ڡما للطلمٮں مں ٮصٮر
خدا همانا آنچه را فراتر از حواس است در آسمانها و زمین میداند؛
اں الله علم عٮٮ السموٮ والارص
زیرا او به آنچه در سینهها است همهچیزدان است.
اٮه علٮم ٮداٮ الصدور
اوست که شما را جانشینان در زمین قرار داد:
هو الدى حعلكم حلٮڡ ڡى الارص
هر که انکار کند، انکارش بر خودش باز میگردد،
ڡمں كڡر ڡعلٮه كڡره
و انکار انکارکنندگان جز بر نفرت آنان نزد سرپرستشان نمیافزاید،
ولا ٮرٮد الكڡرٮں كڡرهم عٮد رٮهم الا مڡٮا
و انکار انکارکنندگان جز بر زیان آنان نمیافزاید.
ولا ٮرٮد الكڡرٮں كڡرهم الا حسارا
بگو: «آیا انبازان خود را که غیر از خدا فرامیخوانید دیدهاید؟ به من نشان دهید آنان چه از زمین آفریدهاند، یا در آسمانها سهمی دارند؟
ڡل ارٮٮم سركاكم الدٮں ٮدعوں مں دوں الله اروٮى مادا حلڡوا مں الارص ام لهم سرك ڡى السموٮ
یا نوشتهای به آنان دادهایم و آنان بر دلیلهای روشنی که از آن میآید تکیه دارند؟»
ام اٮٮٮهم كٮٮا ڡهم على ٮٮٮٮ مٮه
در واقع ستمگران جز فریب به یکدیگر وعده نمیدهند.
ٮل اں ٮعد الطلموں ٮعصهم ٮعصا الا عرورا
خدا همانا آسمانها و زمین را نگه میدارد تا از میان نروند؛
اں الله ٮمسك السموٮ والارص اں ٮرولا
و اگر از میان میرفتند، هیچکس غیر از او نمیتوانست آنها را نگه دارد،
ولٮں رالٮا اں امسكهما مں احد مں ٮعده
زیرا او بردبار است، بسیار بخشاینده.
اٮه كاں حلٮما عڡورا
و به خدا سوگند خوردند، با نیرومندترین سوگندهایشان، که اگر هشداردهندهای نزدشان میآمد، بیگمان از هر یک از جامعهها راهنماییپذیرتر میبودند.
واڡسموا ٮالله حهد اٮمٮهم لٮں حاهم ٮدٮر لٮكوٮں اهدى مں احدى الامم
اما چون هشداردهندهای نزدشان آمد، جز بر بیزاری آنان نیفزود،
ڡلما حاهم ٮدٮر ما رادهم الا ٮڡورا
در حالی که بر زمین خودبزرگبینی میکردند و با توطئهٔ بد.
اسٮكٮارا ڡى الارص ومكر السٮى
حال آنکه توطئهٔ بد جز علیه سازندگان خود تحقق نمییابد.
ولا ٮحٮٯ المكر السٮى الا ٮاهله
پس آیا جز هنجار پیشینیان را انتظار دارند؟
ڡهل ٮٮطروں الا سٮٮ الاولٮں
حال آنکه هرگز در هنجار خدا دگرگونی نخواهی یافت،
ڡلں ٮحد لسٮٮ الله ٮٮدٮلا
و هرگز در هنجار خدا جابهجایی نخواهی یافت.
ولں ٮحد لسٮٮ الله ٮحوٮلا
آیا پس در زمین گردش نکردهاند تا بنگرند فرجام کسانی که پیش از ایشان بودند چگونه بود، با این همه از آنان در نیرو برتر بودند؟
اولم ٮسٮروا ڡى الارص ڡٮٮطروا كٮڡ كاں عڡٮه الدٮں مں ڡٮلهم وكاٮوا اسد مٮهم ڡوه
و هیچ چیز، نه در آسمانها و نه در زمین، نمیتواند خدا را به ناتوانی بکشاند،
وما كاں الله لٮعحره مں سى ڡى السموٮ ولا ڡى الارص
زیرا او همهچیزدان و توانا است.
اٮه كاں علٮما ڡدٮرا
و اگر خدا انسانها را به سبب آنچه به دست آوردهاند میگرفت، بر روی زمین هیچ جنبندهای باقی نمیگذاشت؛
ولو ٮواحد الله الٮاس ٮما كسٮوا ما ٮرك على طهرها مں داٮه
اما آنان را تا سرآمدی نامبرده مهلت میدهد.
ولكں ٮوحرهم الى احل مسمى
و چون سرآمدشان فرا رسد، خدا همانا بر فرمانبرداران خود بینا است.
ڡادا حا احلهم ڡاں الله كاں ٮعٮاده ٮصٮرا