Qaf ق
That return is far-fetched ذلك رجع بعيد
The section and its links
The return judged far-fetched, the sworn Day, then the community (50, then 51-67)
بخش از اینجا آغاز میشود
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. قٓ (قاف).
ٮسم الله الرحمں الرحٮم ٯ
سوگند به خوانشِ باشکوه! بلکه شگفتزده شدند که هشداردهندهای از خودشان به سوی آنان آمده است. انکارکنندگان گفتند: «این چیزی شگفت است. آنگاه که مرده خواهیم بود و خاک خواهیم بود...؟ این بازگشت بس دور است.»
والڡراں المحٮد ٮل عحٮوا اں حاهم مٮدر مٮهم ڡڡال الكڡروں هدا سى عحٮٮ ادا مٮٮا وكٮا ٮراٮا دلك رحع ٮعٮد
ما میدانیم زمین چه چیز از آنان میکاهد، و ما دفتری داریم که همهچیز را حفظ میکند.
ڡد علمٮا ما ٮٮڡص الارص مٮهم وعٮدٮا كٮٮ حڡٮط
بلکه حقیقت را چون به آنان آمد دروغ انگاشتند؛ پس در حالتی درهماند.
ٮل كدٮوا ٮالحٯ لما حاهم ڡهم ڡى امر مرٮح
پس آیا آسمانِ بالای سرشان را ننگریستهاند: چگونه آن را ساختیم و آراستیم، بیآنکه هیچ شکافی در آن باشد؟
اڡلم ٮٮطروا الى السما ڡوڡهم كٮڡ ٮٮٮٮها ورٮٮها وما لها مں ڡروح
و زمین را گستراندیم، در آن لنگرگاههای استوار افکندیم، و در آن از هر جفتِ شکوهمند رویاندیم — مایهٔ روشنبینی و یادآوری برای هر فرمانبردار که بیوقفه به او روی میآورد.
والارص مددٮها والڡٮٮا ڡٮها روسى واٮٮٮٮا ڡٮها مں كل روح ٮهٮح ٮٮصره ودكرى لكل عٮد مٮٮٮ
و از آسمان آبی خجسته فرود آوردیم، که به آن باغها و دانهٔ خرمن را رویاندیم، و نیز نخلهای بلندقامت با خوشههایی روی هم چیده را، روزی برای فرمانبرداران.
وٮرلٮا مں السما ما مٮركا ڡاٮٮٮٮا ٮه حٮٮ وحٮ الحصٮد والٮحل ٮاسڡٮ لها طلع ٮصٮد ررڡا للعٮاد
و با آن، سرزمینی مرده را دوباره زندگی دادیم.
واحٮٮٮا ٮه ٮلده مٮٮا
چنین خواهد بود بیرونآمدن.
كدلك الحروح
پیش از آنان قوم نوح دروغ انگاشتند، و نیز یاران رس، ثمود، عاد، فرعون، برادران لوط، یاران بیشه، و قوم تبع.
كدٮٮ ڡٮلهم ڡوم ٮوح واصحٮ الرس وٮمود وعاد وڡرعوں واحوں لوط واصحٮ الاٮكه وڡوم ٮٮع
همه فرستادگان را دروغ انگاشتند، و تهدید من به حقیقت پیوست.
كل كدٮ الرسل ڡحٯ وعٮد
پس آیا ما از آفرینش نخست خسته شدیم؟
اڡعٮٮٮا ٮالحلٯ الاول
بلکه آنان دربارهٔ آفرینشی نو در آشفتگیاند.
ٮل هم ڡى لٮس مں حلٯ حدٮد
ما همانا انسان را آفریدیم و میدانیم خویشتنش به او چه نجوا میکند؛ و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم.
ولڡد حلڡٮا الاٮسں وٮعلم ما ٮوسوس ٮه ٮڡسه وٮحں اڡرٮ الٮه مں حٮل الورٮد
آنگاه که دو گردآورنده گرد میآورند، یکی به راست و دیگری به چپ، نشسته.
اد ٮٮلڡى المٮلڡٮاں عں الٮمٮں وعں السمال ڡعٮد
هیچ سخنی بر زبان نمیآورد بیآنکه ناظری آماده در کنار او نباشد.
ما ٮلڡط مں ڡول الا لدٮه رڡٮٮ عٮٮد
و مستی مرگ با حقیقت آمد:
وحاٮ سكره الموٮ ٮالحٯ
این است آنچه از آن میگریختی.
دلك ما كٮٮ مٮه ٮحٮد
و در شیپور دمیده خواهد شد:
وٮڡح ڡى الصور
این است روز تهدید.
دلك ٮوم الوعٮد
و هر خویشتن خواهد آمد، در حالی که رانندهای و گواهی همراه اوست.
وحاٮ كل ٮڡس معها ساٮٯ وسهٮد
تو همانا از این در بیخیالی بودی؛ پس پردهٔ تو را کنار زدیم، و بینایی تو امروز تیز است.
لڡد كٮٮ ڡى عڡله مں هدا ڡكسڡٮا عٮك عطاك ڡٮصرك الٮوم حدٮد
و همراهش خواهد گفت: «این است آنچه نزد من آماده است.»
وڡال ڡرٮٮه هدا ما لدى عٮٮد
هر دو، هر که انکار میکند، لجوج، بازدارندهٔ نیکی، از مرزها گذرنده، پراکنندهٔ تردید، آن که با خدا ایزدی دیگر نهاده است را در جهنم بیفکنید — پس او را در کیفری سخت بیفکنید.
الڡٮا ڡى حهٮم كل كڡار عٮٮد مٮاع للحٮر معٮد مرٮٮ الدى حعل مع الله الها احر ڡالڡٮاه ڡى العداٮ السدٮد
همراهش خواهد گفت: «ای سرپرست ما، من او را به گذشتن از هر حدی وانداشتم، بلکه او در گمراهی دور بود.»
ڡال ڡرٮٮه رٮٮا ما اطعٮٮه ولكں كاں ڡى صلل ٮعٮد
او خواهد گفت: «نزد من ستیزه نکنید، در حالی که من از پیش تهدید را برای شما پیش فرستاده بودم.
ڡال لا ٮحٮصموا لدى وڡد ڡدمٮ الٮكم ٮالوعٮد
سخن نزد من دگرگون نمیشود، و من به هیچ روی در حق فرمانبرداران تحت اجبار ستم نمیکنم.»
ما ٮٮدل الڡول لدى وما اٮا ٮطلم للعٮٮد
روزی که به جهنم خواهیم گفت: «آیا پر شدهای؟» و او خواهد گفت: «آیا بیشتر هست؟»
ٮوم ٮڡول لحهٮم هل امٮلاٮ وٮڡول هل مں مرٮد
و باغ برای کسانی که محتاطاند نزدیک آورده خواهد شد، نه دور.
وارلڡٮ الحٮه للمٮڡٮں عٮر ٮعٮد
این است آنچه به شما وعده داده میشود، به هر که بیوقفه بازمیگردد، در حالی که پاسدار است.
هدا ما ٮوعدوں لكل اواٮ حڡٮط
هر که از بیاندازه مهربان، هرچند از حواس او بیرون باشد، بیم داشت، و با هستهای آمد که بیوقفه به او روی میآورد: «به آرامش در آن وارد شوید.»
مں حسى الرحمں ٮالعٮٮ وحا ٮڡلٮ مٮٮٮ ادحلوها ٮسلم
این است روز جاودانگی.
دلك ٮوم الحلود
در آن آنچه را پسندشان افتد خواهند داشت،
لهم ما ٮساوں ڡٮها
و نزد ما بیشتر از آن هم هست.
ولدٮٮا مرٮد
چه بسیار نسلها که پیش از آنان نابود کردیم، که از آنان در چنگاندازی هولناکتر بودند و سرزمینها را پیموده بودند!
وكم اهلكٮا ڡٮلهم مں ڡرں هم اسد مٮهم ٮطسا ڡٮڡٮوا ڡى الٮلد
آیا گریزگاهی بود؟
هل مں محٮص
در این بیگمان یادآوریای است برای هر که هستهای دارد، یا گوش میسپارد در حالی که گواه است.
اں ڡى دلك لدكرى لمں كاں له ڡلٮ او الڡى السمع وهو سهٮد
ما همانا آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست را در شش روز آفریدیم، بیآنکه هیچ فرسودگیای به ما برسد.
ولڡد حلڡٮا السموٮ والارص وما ٮٮٮهما ڡى سٮه اٮام وما مسٮا مں لعوٮ
پس بر آنچه میگویند شکیبا باش،
ڡاصٮر على ما ٮڡولوں
و با ستایش، شکوهِ سرپرست خود را بسرای، پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب آن،
وسٮح ٮحمد رٮك ڡٮل طلوع السمس وڡٮل العروٮ
و شکوهِ او را بسرای بخشی از شب، و نیز در پایان پیشانی بر خاک نهادنها.
ومں الٮل ڡسٮحه وادٮر السحود
و گوش فرا ده، روزی که ندادهنده از جایی نزدیک ندا خواهد داد، روزی که فریاد را به حقیقت خواهند شنید —
واسٮمع ٮوم ٮٮاد المٮاد مں مكاں ڡرٮٮ ٮوم ٮسمعوں الصٮحه ٮالحٯ
این است روز بیرونآمدن.
دلك ٮوم الحروح
این ماییم که زنده میکنیم و میمیرانیم، و مقصد به سوی ماست.
اٮا ٮحں ٮحى وٮمٮٮ والٮٮا المصٮر
روزی که زمین بر فراز آنان خواهد شکافت، شتابان —
ٮوم ٮسڡٯ الارص عٮهم سراعا
این است گردآوریای که برای ما آسان است.
دلك حسر علٮٮا ٮسٮر
ما به آنچه میگویند داناتریم،
ٮحں اعلم ٮما ٮڡولوں
و تو در برابر آنان خودکامه نیستی.
وما اٮٮ علٮهم ٮحٮار
پس با خوانش، هر که از تهدید من میترسد را یادآوری کن.
ڡدكر ٮالڡراں مں ٮحاڡ وعٮد