Al-Qiyama القيامة
The Day of Appearance القيامة
The section and its links
“Leave Me” and “be patient”: the messenger facing denial (68, then 69-77)
What was shown before: “Leave Me” and “be patient” come from 68. 68
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. نه! سوگند به روز حضور؛ و نه! سوگند به خویشتنی که خود را سرزنش میکند.
ٮسم الله الرحمں الرحٮم لا اڡسم ٮٮوم الڡٮمه ولا اڡسم ٮالٮڡس اللوامه
آیا انسان میپندارد که ما هرگز استخوانهایش را گرد نخواهیم آورد؟ چرا!
اٮحسٮ الاٮسں الں ٮحمع عطامه ٮلى
ما توانایم حتی بند انگشتانش را متعادل سازیم.
ڡدرٮں على اں ٮسوى ٮٮاٮه
بلکه انسان میخواهد در نابکاری پافشاری کند، همانجا پیش روی خود.
ٮل ٮرٮد الاٮسں لٮڡحر امامه
میپرسد: «روز حضور کی خواهد بود؟»
ٮسل اٮاں ٮوم الڡٮمه
چون بینایی از درخشش کور شود، ماه بگیرد، و خورشید و ماه فراهم آورده شوند، انسان در آن روز خواهد گفت: «کجا بگریزم؟»
ڡادا ٮرٯ الٮصر وحسڡ الڡمر وحمع السمس والڡمر ٮڡول الاٮسں ٮومٮد اٮں المڡر
نه چنین! هیچ سنگری نیست.
كلا لا ورر
به سوی سرپرست توست، آن روز، جایگاه پایدار.
الى رٮك ٮومٮد المسٮڡر
انسان، آن روز، از آنچه پیش فرستاده و پس انداخته است اطلاع داده خواهد شد.
ٮٮٮوا الاٮسں ٮومٮد ٮما ڡدم واحر
بلکه انسان بر خویشتن خود بیناست، هرچند بهانههای خود را پیش افکند.
ٮل الاٮسں على ٮڡسه ٮصٮره ولو الڡى معادٮره
زبانت را برای شتاب دادن به آن مجنبان؛
لا ٮحرك ٮه لساٮك لٮعحل ٮه
زیرا گردآوردن آن و خواندنش بر عهدهٔ ماست.
اں علٮٮا حمعه وڡراٮه
سپس چون آن را میخوانیم، از خواندنش پیروی کن؛ آنگاه بر عهدهٔ ماست که همانا آن را توضیح دهیم.
ڡادا ڡراٮه ڡاٮٮع ڡراٮه ٮم اں علٮٮا ٮٮاٮه
نه چنین! بلکه آنان زندگی بیدرنگ را دوست دارند، و زندگی واپسین را وامیگذارند.
كلا ٮل ٮحٮوں العاحله وٮدروں الاحره
چهرههایی، آن روز، درخشان خواهند بود، به سوی سرپرستشان مینگرند.
وحوه ٮومٮد ٮاصره الى رٮها ٮاطره
و چهرههایی، آن روز، تیره خواهند بود، میپندارند که فاجعهای بر آنان خواهد افتاد.
ووحوه ٮومٮد ٮاسره ٮطں اں ٮڡعل ٮها ڡاڡره
نه چنین! چون به ترقوهها برسد، و گفته شود: «چه کسی بالا خواهد برد؟»، و او بپندارد که این جدایی است، و ساق به ساق درهم پیچد: به سوی سرپرست توست، آن روز، راندن.
كلا ادا ٮلعٮ الٮراڡى وڡٮل مں راٯ وطں اٮه الڡراٯ والٮڡٮ الساٯ ٮالساٯ الى رٮك ٮومٮد المساٯ
نه راستگو اعلام کرد و نه تماس برقرار کرد،
ڡلا صدٯ ولا صلى
بلکه دروغ انگاشت و پشت کرد،
ولكں كدٮ وٮولى
سپس به سوی نزدیکانش رفت، با خودنمایی.
ٮم دهٮ الى اهله ٮٮمطى
نزدیکتر به تو، و نزدیکتر! سپس باز هم نزدیکتر به تو، و نزدیکتر!
اولى لك ڡاولى ٮم اولى لك ڡاولى
آیا انسان میپندارد که بیهدف رها خواهد شد؟
اٮحسٮ الاٮسں اں ٮٮرك سدى
مگر قطرهای از منی نبود که ریخته میشد؟ سپس چسبندگیای شد؛ آنگاه او را آفرید و شکل داد، و از او دو عنصر جفت ساخت، نر و ماده.
الم ٮك ٮطڡه مں مٮى ٮمٮى ٮم كاں علڡه ڡحلٯ ڡسوى ڡحعل مٮه الروحٮں الدكر والاٮٮى
آیا آنکه چنین است توانا نیست که مردگان را دوباره زندگی دهد؟
الٮس دلك ٮڡدر على اں ٮحى الموٮى