Ash-Shu'ara الشعراء
Will you not guard yourselves? ألا تتقون
The section and its links
Moussa facing Fir'awn, in three parts (26-28; their sequel is section VI)
بسم الله الرحمن الرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
طسٓمٓ (طا سین میم).
طسم
اینها نشانههای نوشتار روشن است.
تلك ءايت الكتب المبين
شاید خود را فرسوده کنی از اینکه آنان باورمند نیستند.
لعلك بخع نفسك الا يكونوا مومنين
اگر ما را پسند میافتاد، بر آنان از آسمان نشانهای فرود میآوردیم که گردنهایشان در برابر آن خمشده میماند.
ان نشا ننزل عليهم من السماء ءاية فظلت اعنقهم لها خضعين
و هیچ یادآوری تازهای از بیاندازه مهربان برای آنان نمیآید بیآنکه از آن روی برتابند.
وما ياتيهم من ذكر من الرحمن محدث الا كانوا عنه معرضين
با این حال دروغ انگاشتند؛ بهزودی اطلاعات آنچه را به مسخره میگرفتند به آنان خواهد رسید.
فقد كذبوا فسياتيهم انبوا ما كانوا به يستهزءون
آیا زمین را ندیدهاند، که در آن از هر جفت بزرگوار چقدر رویاندیم؟
اولم يروا الى الارض كم انبتنا فيها من كل زوج كريم
بیگمان در این نشانهای هست.
ان في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان اكثرهم مومنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وان ربك لهو العزيز الرحيم
و چون سرپرست تو موسی را ندا داد: «به سوی قوم ستمگر برو، قوم فرعون.
واذ نادى ربك موسى ان ايت القوم الظلمين قوم فرعون
آیا محتاط نخواهند بود؟»
الا يتقون
گفت: «ای سرپرست من، میترسم مرا دروغ انگارند؛ و سینهام تنگ میشود و زبانم گشوده نمیشود: پس به سوی هارون بفرست. آنان بر من یک تقصیر دارند و میترسم مرا بکشند.»
قال رب اني اخاف ان يكذبون ويضيق صدري ولا ينطلق لساني فارسل الى هرون ولهم على ذنب فاخاف ان يقتلون
گفت: «نه چنین!
قال كلا
هر دو با نشانههای ما بروید؛ ما همانا با شما هستیم، شنوا.
فاذهبا بايتنا انا معكم مستمعون
پس به سوی فرعون بروید و به او بگویید: «ما همانا فرستادهٔ سرپرست همهٔ هستیها هستیم؛ پسران اسرائیل را بگذار با ما بروند.»»
فاتيا فرعون فقولا انا رسول رب العلمين ان ارسل معنا بني اسرءيل
گفت: «آیا تو را در کودکی در میان خود نپروراندیم، و آیا سالهایی از زندگیات را در میان ما نگذراندی؟ و آن کاری را که کردی کردی، و تو از انکارکنندگانی.»
قال الم نربك فينا وليدا ولبثت فينا من عمرك سنين وفعلت فعلتك التي فعلت وانت من الكفرين
گفت: «من آن را در آن هنگام کردم، آنگاه که از گمراهشدگان بودم.
قال فعلتها اذا وانا من الضالين
پس چون از شما ترسیدم از شما گریختم؛ سپس سرپرست من به من داوری عطا کرد و مرا از فرستادگان قرار داد.
ففررت منكم لما خفتكم فوهب لي ربي حكما وجعلني من المرسلين
و این دهشی که گمان میکنی به من ارزانی میداری، این است که پسران اسرائیل را به زیر سلطه کشیدهای!»
وتلك نعمة تمنها على ان عبدت بني اسرءيل
فرعون گفت: «و سرپرست همهٔ هستیها چیست؟»
قال فرعون وما رب العلمين
گفت: «سرپرست آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، اگر از کسانی هستید که با یقین میدانند.»
قال رب السموت والارض وما بينهما ان كنتم موقنين
به کسانی که پیرامون او بودند گفت: «آیا نمیشنوید؟»
قال لمن حوله الا تستمعون
گفت: «سرپرست شما و سرپرست نیاکان نخستین شما.»
قال ربكم ورب ءابايكم الاولين
گفت: «فرستادهٔ شما که به سوی شما فرستاده شده است بیگمان دچار اختلال است.»
قال ان رسولكم الذي ارسل اليكم لمجنون
گفت: «سرپرست خاور و باختر و آنچه میان آنهاست، اگر خرد میورزیدید.»
قال رب المشرق والمغرب وما بينهما ان كنتم تعقلون
گفت: «اگر ایزدی غیر از من بگیری، تو را بیگمان در شمار زندانیان خواهم گذاشت.»
قال لين اتخذت الها غيري لاجعلنك من المسجونين
گفت: «حتی اگر چیزی آشکار برایت بیاورم؟»
قال اولو جيتك بشىء مبين
گفت: «پس آن را بیاور، اگر از راستگویانی.»
قال فات به ان كنت من الصدقين
آنگاه عصای خود را افکند، و ناگاه مار آشکاری گشت؛ و دست خود را بیرون کشید، و ناگاه برای کسانی که مینگریستند سفید بود.
فالقى عصاه فاذا هي ثعبان مبين ونزع يده فاذا هي بيضاء للنظرين
به دربار پیرامون خود گفت: «این بیگمان چشمبند دانا است که میخواهد شما را با چشمبندی خود از زمین شما بیرون کند. پس چه رأی میدهید؟»
قال للملا حوله ان هذا لسحر عليم يريد ان يخرجكم من ارضكم بسحره فماذا تامرون
گفتند: «او و برادرش را معلق بگذار، و در پایتختها گردآورندگانی برانگیز، که هر چشمبند بزرگ دانا را نزد تو خواهند آورد.»
قالوا ارجه واخاه وابعث في المداين حشرين ياتوك بكل سحار عليم
پس چشمبندان برای وعدهگاه مقرر روزی شناختهشده گردهم آورده شدند.
فجمع السحرة لميقت يوم معلوم
و به مردم گفته شد: «آیا گردهم خواهید آمد، به این امید که از چشمبندان پیروی خواهیم کرد، اگر آنان پیروز باشند؟»
وقيل للناس هل انتم مجتمعون لعلنا نتبع السحرة ان كانوا هم الغلبين
چون چشمبندان آمدند، به فرعون گفتند: «آیا بهراستی برای ما پاداشی خواهد بود، اگر ما پیروز باشیم؟»
فلما جاء السحرة قالوا لفرعون اين لنا لاجرا ان كنا نحن الغلبين
گفت: «آری، و آنگاه شما بیگمان از نزدیکشدگان خواهید بود.»
قال نعم وانكم اذا لمن المقربين
موسی به آنان گفت: «بیفکنید آنچه باید بیفکنید.»
قال لهم موسى القوا ما انتم ملقون
پس ریسمانها و عصاهای خود را افکندند و گفتند: «به قدرت فرعون، ما هستیم که بیگمان پیروز خواهیم بود!»
فالقوا حبالهم وعصيهم وقالوا بعزة فرعون انا لنحن الغلبون
موسی آنگاه عصای خود را افکند، و ناگاه آنچه را وانمود میکردند میربود.
فالقى موسى عصاه فاذا هي تلقف ما يافكون
چشمبندان آنگاه پیشانی بر خاک نهاده افکنده شدند.
فالقي السحرة سجدين
گفتند: «ما به سرپرست همهٔ هستیها باور آوردیم، به سرپرست موسی و هارون.»
قالوا ءامنا برب العلمين رب موسى وهرون
گفت: «پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او اعتبار دادید! این بیگمان بزرگترِ شما است، آنکه به شما چشمبندی آموخت.
قال ءامنتم له قبل ان ءاذن لكم انه لكبيركم الذي علمكم السحر
پس بهزودی خواهید دانست.
فلسوف تعلمون
من دستان و پاهای شما را بیگمان، بهصورت متقابل، بارها خواهم برید و همهٔ شما را بیگمان با هم بر تیرک استوار خواهم کرد.»
لاقطعن ايديكم وارجلكم من خلف ولاصلبنكم اجمعين
گفتند: «هیچ آسیبی نیست!
قالوا لا ضير
به سوی سرپرست ما است که رو برمیگردانیم.
انا الى ربنا منقلبون
آرزو داریم که سرپرست ما لغزشهای ما را بخشاید، چون ما نخستین باورمندانیم.»
انا نطمع ان يغفر لنا ربنا خطينا ان كنا اول المومنين
و ما به موسی پرده برداشتیم: «شبانه با فرمانبرداران من برو؛ شما تعقیب خواهید شد.»
واوحينا الى موسى ان اسر بعبادي انكم متبعون
پس فرعون در پایتختها گردآورندگانی فرستاد:
فارسل فرعون في المداين حشرين
«اینان بیگمان گروهی اندکاند، و اینان ما را بیگمان خشمگین میکنند، و ما همگی با هم بیگمان نیرویی هشیاریم.»
ان هولاء لشرذمة قليلون وانهم لنا لغايظون وانا لجميع حذرون
پس آنان را از باغها و چشمهها، و گنجها و مقامی ارجمند بیرون آوردیم.
فاخرجنهم من جنت وعيون وكنوز ومقام كريم
چنین.
كذلك
و ما پسران اسرائیل را وارث آن ساختیم، و آنان را هنگام برآمدن روز تعقیب کردند.
واورثنها بني اسرءيل فاتبعوهم مشرقين
و چون دو دسته همدیگر را دیدند، همراهان موسی گفتند: «ما بیگمان به چنگ افتادهایم!»
فلما ترءا الجمعان قال اصحب موسى انا لمدركون
گفت: «نه چنین!
قال كلا
سرپرست من همانا با من است؛ او مرا راه خواهد نمود.»
ان معي ربي سيهدين
آنگاه به موسی پرده برداشتیم: «دریا را با عصای خود بزن.» پس شکافته شد، و هر بخش چون قلهای سترگ بود.
فاوحينا الى موسى ان اضرب بعصاك البحر فانفلق فكان كل فرق كالطود العظيم
و ما دیگران را به آنجا نزدیک ساختیم.
وازلفنا ثم الءاخرين
و ما موسی و همهٔ آنان را که با او بودند نجات دادیم، سپس دیگران را غرق کردیم.
وانجينا موسى ومن معه اجمعين ثم اغرقنا الءاخرين
بیگمان در این نشانهای هست.
ان في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان اكثرهم مومنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وان ربك لهو العزيز الرحيم
و اطلاع دربارهٔ ابراهیم را بر آنان برخوان، آنگاه که به پدر و قوم خود گفت: «از چه فرمان میبرید؟»
واتل عليهم نبا ابرهيم اذ قال لابيه وقومه ما تعبدون
گفتند: «از بتها فرمان میبریم و در کنار آنها مقیم میمانیم.»
قالوا نعبد اصناما فنظل لها عكفين
گفت: «آیا چون آنها را فرابخوانید، میشنوند، یا به شما سود میرسانند، یا به شما آسیب میرسانند؟»
قال هل يسمعونكم اذ تدعون او ينفعونكم او يضرون
گفتند: «نه، بلکه نیاکان خود را یافتیم که چنین میکنند.»
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
گفت: «پس آیا دیدهاید آنچه را از آن فرمان میبردید، شما و نیاکان دورتر شما؟ آنان همانا برای من دشمناند،
قال افرءيتم ما كنتم تعبدون انتم وءاباوكم الاقدمون فانهم عدو لي
مگر سرپرست همهٔ هستیها، آنکه مرا آفرید و مرا راه مینماید،
الا رب العلمين الذي خلقني فهو يهدين
و آنکه مرا خوراک میدهد و آب میدهد، و چون بیمار شوم مرا درمان میکند،
والذي هو يطعمني ويسقين واذا مرضت فهو يشفين
و آنکه مرا خواهد میراند، سپس دوباره زندهام خواهد کرد،
والذي يميتني ثم يحيين
و آنکه آرزو دارم لغزشم را در روز سررسید ببخشاید.
والذي اطمع ان يغفر لي خطيتي يوم الدين
ای سرپرست من، داوری به من عطا کن و مرا به کسانی که شایستهاند ملحق کن،
رب هب لي حكما والحقني بالصلحين
و برای من زبانی راستگو در میان واپسینها قرار ده،
واجعل لي لسان صدق في الءاخرين
و مرا از وارثان باغ دهش قرار ده،
واجعلني من ورثة جنة النعيم
و پدرم را ببخشای، زیرا او از گمراهشدگان بود،
واغفر لابي انه كان من الضالين
و مرا شرمسار مکن روزی که برانگیخته خواهند شد، روزی که نه مال و نه پسران سودمند نخواهند بود، مگر برای آنکه با هستهای دستنخورده نزد خدا بیاید.»
ولا تخزني يوم يبعثون يوم لا ينفع مال ولا بنون الا من اتى الله بقلب سليم
و باغ برای محتاطان نزدیک آورده خواهد شد،
وازلفت الجنة للمتقين
و کوره به سرگشتگان نمایانده خواهد شد.
وبرزت الجحيم للغاوين
و به آنان گفته خواهد شد: «کجایند آنان که غیر از خدا از آنها فرمان میبردید،
وقيل لهم اين ما كنتم تعبدون من دون الله
آیا شما را یاری میرسانند، یا خود را یاری میرسانند؟»
هل ينصرونكم او ينتصرون
در آن سرنگون خواهند شد، آنان و سرگشتگان، و لشکرهای ابلیس، همگی با هم.
فكبكبوا فيها هم والغاون وجنود ابليس اجمعون
در حالی که در آن با یکدیگر نزاع میکنند، خواهند گفت: «به خدا، ما بیگمان در گمراهیای آشکار بودیم، آنگاه که شما را با سرپرست همهٔ هستیها همتراز میساختیم.
قالوا وهم فيها يختصمون تالله ان كنا لفي ضلل مبين اذ نسويكم برب العلمين
و تنها کنارگذاشتهشدگان بودند که ما را گمراه کردند.
وما اضلنا الا المجرمون
پس ما نه میانجیای داریم و نه دوستی گرم.
فما لنا من شفعين ولا صديق حميم
کاش بازپسگیریای داشتیم، از شمار باورمندان میبودیم!»
فلو ان لنا كرة فنكون من المومنين
بیگمان در این نشانهای هست.
ان في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان اكثرهم مومنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وان ربك لهو العزيز الرحيم
قوم نوح فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كذبت قوم نوح المرسلين اذ قال لهم اخوهم نوح الا تتقون اني لكم رسول امين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فاتقوا الله واطيعون
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
وما اسلكم عليه من اجر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
ان اجري الا على رب العلمين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.»
فاتقوا الله واطيعون
گفتند: «آیا به تو اعتماد خواهیم کرد، حال آنکه پستترینها از تو پیروی کردهاند؟»
قالوا انومن لك واتبعك الارذلون
گفت: «من از آنچه میکردند چه میدانم؟
قال وما علمي بما كانوا يعملون
حساب آنان تنها بر عهدهٔ سرپرست من است، کاش حس میکردید.
ان حسابهم الا على ربي لو تشعرون
و من از کسانی نیستم که باورمندان را طرد میکنند؛ من تنها هشداردهندهای آشکارم.»
وما انا بطارد المومنين ان انا الا نذير مبين
گفتند: «اگر دست برنداری، ای نوح، بیگمان از راندهشدگان خواهی بود.»
قالوا لين لم تنته ينوح لتكونن من المرجومين
گفت: «ای سرپرست من، قوم من مرا همانا دروغ انگاشتند. پس میان من و آنان گشایشی بگشا و مرا و آن باورمندانی را که با مناند نجات ده.»
قال رب ان قومي كذبون فافتح بيني وبينهم فتحا ونجني ومن معي من المومنين
پس او و آنان را که با او بودند در ناوی بارگرفته نجات دادیم.
فانجينه ومن معه في الفلك المشحون
سپس پس از آن، آنان را که ماندند غرق کردیم.
ثم اغرقنا بعد الباقين
بیگمان در این نشانهای هست.
ان في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان اكثرهم مومنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وان ربك لهو العزيز الرحيم
عاد فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان هود به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كذبت عاد المرسلين اذ قال لهم اخوهم هود الا تتقون اني لكم رسول امين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فاتقوا الله واطيعون
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
وما اسلكم عليه من اجر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
ان اجري الا على رب العلمين
آیا بر هر تپه نشانهای میسازید، از سر بازی، و کارگاهها برای خود میگیرید به امید جاودانه ماندن، و چون چنگ میزنید، چون خودکامگان چنگ میزنید؟
اتبنون بكل ريع ءاية تعبثون وتتخذون مصانع لعلكم تخلدون واذا بطشتم بطشتم جبارين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فاتقوا الله واطيعون
و در برابر آنکه شما را از آنچه میدانید مجهز کرد محتاط باشید: شما را با دامها، پسران، باغها و چشمهها مجهز کرد،
واتقوا الذي امدكم بما تعلمون امدكم بانعم وبنين وجنت وعيون
زیرا من برای شما از کیفر روزی سترگ میترسم.»
اني اخاف عليكم عذاب يوم عظيم
گفتند: «برای ما یکسان است، چه اندرز دهی و چه از اندرزدهندگان نباشی؛ این تنها خوی پیشینیان است، و ما کیفر داده نخواهیم شد.»
قالوا سواء علينا اوعظت ام لم تكن من الوعظين ان هذا الا خلق الاولين وما نحن بمعذبين
پس او را دروغ انگاشتند، و ما آنان را ریشهکن کردیم.
فكذبوه فاهلكنهم
بیگمان در این نشانهای هست.
ان في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان اكثرهم مومنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وان ربك لهو العزيز الرحيم
ثمود فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان صالح به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كذبت ثمود المرسلين اذ قال لهم اخوهم صلح الا تتقون اني لكم رسول امين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فاتقوا الله واطيعون
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
وما اسلكم عليه من اجر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
ان اجري الا على رب العلمين
آیا شما را در اینجا در امنیت خواهند گذاشت، در میان باغها و چشمهها، و کشتزارها و نخلهایی با غلافی نرم، در حالی که خانهها را در کوهها میتراشید، چون کارشناسانی چیرهدست؟
اتتركون في ما ههنا ءامنين في جنت وعيون وزروع ونخل طلعها هضيم وتنحتون من الجبال بيوتا فرهين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فاتقوا الله واطيعون
و از دستور افراطیان گردن منهید، که در زمین فساد میپراکنند و هیچ چیز را سامان نمیدهند.»
ولا تطيعوا امر المسرفين الذين يفسدون في الارض ولا يصلحون
گفتند: «تو تنها از چشمبندیشدگانی؛ تو تنها یک آدمی چون مایی؛ پس نشانهای بیاور، اگر از راستگویانی.»
قالوا انما انت من المسحرين ما انت الا بشر مثلنا فات باية ان كنت من الصدقين
گفت: «این مادهشتری است؛ او نوبت نوشیدن دارد،
قال هذه ناقة لها شرب
و شما در روزی شناختهشده نوبت نوشیدن دارید.
ولكم شرب يوم معلوم
و به او هیچ بدی نرسانید، وگرنه کیفر روزی سترگ شما را فرامیگرفت.»
ولا تمسوها بسوء فياخذكم عذاب يوم عظيم
اما او را پی کردند، سپس پر از حسرت شدند، و کیفر آنان را فراگرفت.
فعقروها فاصبحوا ندمين فاخذهم العذاب
بیگمان در این نشانهای هست.
ان في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان اكثرهم مومنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وان ربك لهو العزيز الرحيم
قوم لوط فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان لوط به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كذبت قوم لوط المرسلين اذ قال لهم اخوهم لوط الا تتقون اني لكم رسول امين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فاتقوا الله واطيعون
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
وما اسلكم عليه من اجر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
ان اجري الا على رب العلمين
آیا شما از میان همهٔ هستیها به سوی نرینهها میآیید و آنچه را سرپرستتان برای شما همسر آفریده است وامیگذارید؟
اتاتون الذكران من العلمين وتذرون ما خلق لكم ربكم من ازوجكم
بلکه شما قومی هستید که از حدها درمیگذرید.»
بل انتم قوم عادون
گفتند: «اگر دست برنداری، ای لوط، بیگمان از بیرونراندهشدگان خواهی بود.»
قالوا لين لم تنته يلوط لتكونن من المخرجين
گفت: «من همانا از بیزاران رفتار شما هستم.
قال اني لعملكم من القالين
ای سرپرست من، مرا و خانوادهام را از آنچه میکنند نجات ده.»
رب نجني واهلي مما يعملون
پس او و نزدیکانش را همه نجات دادیم، مگر پیرزنی از واپسماندگان؛ سپس دیگران را نابود کردیم.
فنجينه واهله اجمعين الا عجوزا في الغبرين ثم دمرنا الءاخرين
و ما بر آنان بارانی باراندیم؛
وامطرنا عليهم مطرا
چه باران بدی، باران آنان که هشدار داده شده بودند!
فساء مطر المنذرين
بیگمان در این نشانهای هست.
ان في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان اكثرهم مومنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وان ربك لهو العزيز الرحيم
همراهان بیشه فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که شعیب به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كذب اصحب ليكة المرسلين اذ قال لهم شعيب الا تتقون اني لكم رسول امين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فاتقوا الله واطيعون
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
وما اسلكم عليه من اجر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
ان اجري الا على رب العلمين
پیمانه را با درستی بدهید،
اوفوا الكيل
و از زیانرسانان نباشید.
ولا تكونوا من المخسرين
و با ترازوی راست وزن کنید،
وزنوا بالقسطاس المستقيم
و مردم را در چیزهایشان کمبهره نسازید،
ولا تبخسوا الناس اشياءهم
و بر زمین، فسادگرانه، آشوب نپراکنید.
ولا تعثوا في الارض مفسدين
و در برابر آنکه شما و انبوه نخستینها را آفرید محتاط باشید.»
واتقوا الذي خلقكم والجبلة الاولين
گفتند: «تو تنها از چشمبندیشدگانی؛ تو تنها یک آدمی چون مایی، و ما تو را بیگمان از دروغگویان میپنداریم. پس پارهای از آسمان بر ما فروافکن، اگر از راستگویانی.»
قالوا انما انت من المسحرين وما انت الا بشر مثلنا وان نظنك لمن الكذبين فاسقط علينا كسفا من السماء ان كنت من الصدقين
گفت: «سرپرست من به آنچه میکنید بهتر میداند.»
قال ربي اعلم بما تعملون
پس او را دروغ انگاشتند و کیفر روز سایبان آنان را فراگرفت.
فكذبوه فاخذهم عذاب يوم الظلة
آن کیفر روزی سترگ بود.
انه كان عذاب يوم عظيم
بیگمان در این نشانهای هست.
ان في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان اكثرهم مومنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وان ربك لهو العزيز الرحيم
و این بیگمان فرودی است از سرپرست همهٔ هستیها.
وانه لتنزيل رب العلمين
جریان مورد اعتماد با آن فرود آمده است، بر هستهٔ تو، تا از هشداردهندگان باشی، به زبانی بیعیب، آشکار.
نزل به الروح الامين على قلبك لتكون من المنذرين بلسان عربي مبين
و این بیگمان در فرمهای پیشینیان هست.
وانه لفي زبر الاولين
آیا برای آنان نشانهای نیست که دانایان پسران اسرائیل آن را بدانند؟
اولم يكن لهم ءاية ان يعلمه علموا بني اسرءيل
و اگر آن را بر یکی از کسانی که زبانشان بیعیب نیست فرود آورده بودیم، و او آن را بر آنان خوانده بود، به آن باور نمیآوردند.
ولو نزلنه على بعض الاعجمين فقراه عليهم ما كانوا به مومنين
چنین آن را در هستههای کنارگذاشتهشدگان درآوردیم؛ به آن باور نخواهند آورد تا آنکه کیفر دردناک را ببینند، که ناگهان به آنان خواهد رسید، بیآنکه حس کنند، و آنگاه خواهند گفت: «آیا به ما مهلتی داده خواهد شد؟»
كذلك سلكنه في قلوب المجرمين لا يومنون به حتى يروا العذاب الاليم فياتيهم بغتة وهم لا يشعرون فيقولوا هل نحن منظرون
آیا پس کیفر ما را شتاب میجویند؟
افبعذابنا يستعجلون
میبینی؟ اگر ما آنان را سالها برخوردار کرده باشیم، سپس آنچه به آنان وعده داده میشد به آنان رسیده باشد، آن برخورداری که به آنان داده شد به چه کارشان خواهد آمد؟
افرءيت ان متعنهم سنين ثم جاءهم ما كانوا يوعدون ما اغنى عنهم ما كانوا يمتعون
و ما هیچ شهری را ریشهکن نکردیم بیآنکه هشداردهندگانی داشته باشد، بهعنوان یادآوری؛
وما اهلكنا من قرية الا لها منذرون ذكرى
و ما هرگز ستمگر نبودهایم.
وما كنا ظلمين
و منحرفکنندگان نیستند که با آن فرود آمدهاند؛ این برای آنان نمیسزد، و توانایی آن را ندارند.
وما تنزلت به الشيطين وما ينبغي لهم وما يستطيعون
آنان بیگمان از هر گوشسپاری دور داشته شدهاند.
انهم عن السمع لمعزولون
پس با خدا ایزد دیگری را فرامخوان، وگرنه از کیفر دادهشدگان میبودی.
فلا تدع مع الله الها ءاخر فتكون من المعذبين
و نزدیکترین کسان خود را هشدار ده، و بال خود را برای کسانی که از باورمندان از تو پیروی میکنند فروآر.
وانذر عشيرتك الاقربين واخفض جناحك لمن اتبعك من المومنين
اگر از تو فرمان نبردند، آنگاه بگو: «من همانا از آنچه میکنید بیتعهدم.»
فان عصوك فقل اني بريء مما تعملون
و به آن نیرومند، مهربان وکالت بده، آنکه تو را میبیند هنگامی که ایستادهای، و آمد و شد تو را در میان پیشانیبرخاکنهندگان.
وتوكل على العزيز الرحيم الذي يرىك حين تقوم وتقلبك في السجدين
همانا او شنوا، همهچیزدان است.
انه هو السميع العليم
آیا شما را اطلاع دهم که منحرفکنندگان بر چه کسی فرود میآیند؟ بر هر وانمودکنندهٔ کهنهکار، بارگرفته از تخطیها، فرود میآیند. گوش فرامیدهند، و بیشترشان دروغگویند.
هل انبيكم على من تنزل الشيطين تنزل على كل افاك اثيم يلقون السمع واكثرهم كذبون
و سخنوران فریبا، سرگشتگان از آنان پیروی میکنند.
والشعراء يتبعهم الغاون
آیا ندیدهای که در هر درهای بیراهه میروند، و آنچه را هرگز نمیکنند میگویند؟
الم تر انهم في كل واد يهيمون وانهم يقولون ما لا يفعلون
مگر کسانی که باور آوردند، کردارهای شایسته بهجا آوردند، خدا را فراوان به یاد آوردند، و پس از آنکه ستم بر آنان رفت خود را یاری رساندند؛
الا الذين ءامنوا وعملوا الصلحت وذكروا الله كثيرا وانتصروا من بعد ما ظلموا
و کسانی که ستم کردند، بهزودی خواهند دانست که رویگردانیشان به چه واژگونیای میانجامد.
وسيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون