An-Najm النجم
The Conscience Did Not Lie ما كذب الفؤاد ما رأى
The section and its links
The return judged far-fetched, the sworn Day, then the community (50, then 51-67)
What was shown before: The return judged far-fetched is set out in 50. 50
بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
سوگند به ستاره آنگاه که فرو میکاهد: یار شما گمراه نشد و بیراهه نرفت. او از سر هیجان چیزی بر زبان نمیآورد: این جز پردهبرداریِ پردهبرداریشده نیست.
وٱلنجم إذا هوى ما ضل صاحبكم وما غوى وما ينطق عن ٱلهوى إن هو إلا وحي يوحى
آنکه دارندهٔ نیرویی شدید است، با توانی استوار، به او آموخت،
علمه شديد ٱلقوى ذو مرة
سپس با تمام قامت نمایان شد، در بالاترین افق.
فٱستوى وهو بٱلأفق ٱلأعلى
سپس نزدیک آمد و بر فراز ایستاد، تا آنکه به فاصلهٔ دو کمان بود، یا نزدیکتر.
ثم دنا فتدلى فكان قاب قوسين أو أدنى
آنگاه به فرمانبردار خود پرده برداشت از آنچه پرده برداشت.
فأوحى إلى عبده مآ أوحى
آگاهی در آنچه دید دروغ نگفت.
ما كذب ٱلفؤاد ما رأى
پس آیا با او دربارهٔ آنچه میبیند پرخاش خواهید کرد؟
أفتمرونه على ما يرى
او همانا بار دیگر او را دید، نزد کُنارِ حدِ نهایی — که باغِ پناهگاه نزد آن است — آنگاه که کُنار از آنچه آن را میپوشاند پوشانده میشد.
ولقد رءاه نزلة أخرى عند سدرة ٱلمنتهى عندها جنة ٱلمأوى إذ يغشى ٱلسدرة ما يغشى
دیده کج نشد و از حد نگذشت.
ما زاغ ٱلبصر وما طغى
او همانا یکی از بزرگترین نشانههای سرپرست خود را دید.
لقد رأى من ءايت ربه ٱلكبرى
پس آیا لات، عزی و منات را، سومین، دیگری، میبینید؟ آیا نر برای شما میبود و ماده برای او؟
أفرءيتم ٱللت وٱلعزى ومنوة ٱلثالثة ٱلأخرى ألكم ٱلذكر وله ٱلأنثى
آنگاه این تقسیمی ناروا میبود.
تلك إذا قسمة ضيزى
اینها جز ویژگیهایی نیستند که شما و نیاکانتان نام نهادهاید؛ خدا دربارهٔ آنها هیچ سلطهای فرود نیاورده است.
إن هي إلآ أسمآء سميتموهآ أنتم وءابآؤكم مآ أنزل ٱلله بها من سلطن
آنان فقط از پندار و از آنچه خویشتنها بدان میگرایند پیروی میکنند.
إن يتبعون إلا ٱلظن وما تهوى ٱلأنفس
در حالی که با اینهمه راهنمایی از سرپرستشان به آنان رسیده است.
ولقد جآءهم من ربهم ٱلهدى
یا آنکه انسان هر آنچه آرزو کند دارد؟
أم للإنسن ما تمنى
حال آنکه زندگی واپسین و زندگی نخستین از آنِ خداست.
فلله ٱلءاخرة وٱلأولى
چه بسیار کارگزاران در آسمانها که میانجیگریشان هیچ سودی ندارد، مگر پس از آنکه خدا اجازه دهد، برای هر که پسند او افتد و او خشنود شود.
وكم من ملك في ٱلسموت لا تغني شفعتهم شيا إلا من بعد أن يأذن ٱلله لمن يشآء ويرضى
کسانی که به زندگی واپسین باور ندارند بیگمان به کارگزاران ویژگیِ مؤنث میدهند.
إن ٱلذين لا يؤمنون بٱلءاخرة ليسمون ٱلملئكة تسمية ٱلأنثى
حال آنکه دربارهٔ آن هیچ دانشی ندارند.
وما لهم به من علم
جز از پندار پیروی نمیکنند.
إن يتبعون إلا ٱلظن
و پندار در برابر حقیقت هیچ سودی ندارد.
وإن ٱلظن لا يغني من ٱلحق شيا
پس از کسی که از یادآوریِ ما پشت کرد و جز زندگی نزدیک نخواست کناره بگیر.
فأعرض عن من تولى عن ذكرنا ولم يرد إلا ٱلحيوة ٱلدنيا
این است دامنهٔ دانش آنان.
ذلك مبلغهم من ٱلعلم
سرپرست تو بهتر میداند چه کسی از راه او گمراه شده است،
إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله
و بهتر میداند چه کسی راهنمایی پذیرفته است.
وهو أعلم بمن ٱهتدى
و آنچه در آسمانها و آنچه بر زمین است از آنِ خداست، تا کسانی را که بد کردهاند بر پایهٔ آنچه کردهاند بازپرداخت کند، و کسانی را که نیکی کردهاند با زیباترین بازپرداخت کند.
ولله ما في ٱلسموت وما في ٱلأرض ليجزي ٱلذين أسوا بما عملوا ويجزي ٱلذين أحسنوا بٱلحسنى
کسانی که از تخطیهای بزرگ و زشتکاریها دوری میکنند، مگر لغزشهای سبک،
ٱلذين يجتنبون كبئر ٱلإثم وٱلفوحش إلا ٱللمم
زیرا سرپرست تو در بخشایش گسترده است.
إن ربك وسع ٱلمغفرة
او شما را بهتر میشناسد، آنگاه که شما را از زمین پدید آورد، و آنگاه که جنینهایی در شکمهای مادرانتان بودید.
هو أعلم بكم إذ أنشأكم من ٱلأرض وإذ أنتم أجنة في بطون أمهتكم
پس خودتان را پاک اعلام نکنید.
فلا تزكوا أنفسكم
او بهتر میداند چه کسی محتاط شده است.
هو أعلم بمن ٱتقى
پس آیا کسی را دیدهای که پشت کرد، اندکی عطا کرد، سپس خشکید؟
أفرءيت ٱلذي تولى وأعطى قليلا وأكدى
آیا او دانشِ آنچه فراتر از حواس است دارد، تا آنکه ببیند؟
أعنده علم ٱلغيب فهو يرى
یا او از آنچه در گاهنوشتهای موسی و ابراهیم، آنکه وفادار بود، هست اطلاع داده نشده است: که هیچ بردارندهای بارِ دیگری را برنخواهد داشت،
أم لم ينبأ بما في صحف موسى وإبرهيم ٱلذي وفى ألا تزر وازرة وزر أخرى
و اینکه انسان جز آنچه برای آن تلاش کرده باشد نخواهد داشت،
وأن ليس للإنسن إلا ما سعى
و اینکه تلاش او بهزودی نشان داده خواهد شد،
وأن سعيه سوف يرى
سپس به وفادارانهترین بازپرداخت از آن بازپرداخت خواهد شد،
ثم يجزىه ٱلجزآء ٱلأوفى
و اینکه سوی سرپرست تو است حدِ نهایی،
وأن إلى ربك ٱلمنتهى
و اینکه اوست که میخنداند و میگریاند،
وأنه هو أضحك وأبكى
و اینکه اوست که میمیراند و زنده میکند،
وأنه هو أمات وأحيا
و اینکه او دو عنصر جفت را، نر و ماده، از قطرهای آفریده است آنگاه که ریخته میشود،
وأنه خلق ٱلزوجين ٱلذكر وٱلأنثى من نطفة إذا تمنى
و اینکه پیدایشِ دیگر بر عهدهٔ اوست،
وأن عليه ٱلنشأة ٱلأخرى
و اینکه اوست که توانگر ساخت و در مالکیتی پایدار داد،
وأنه هو أغنى وأقنى
و اینکه اوست سرپرستِ شعرای یمانی،
وأنه هو رب ٱلشعرى
و اینکه عاد نخستین و ثمود را نابود کرد، بیآنکه چیزی باقی بگذارد، و نیز قوم نوح را پیشتر —
وأنه أهلك عادا ٱلأولى وثمودا فمآ أبقى وقوم نوح من قبل
زیرا آنان خود ستمگرتر و حدشکنتر بودند.
إنهم كانوا هم أظلم وأطغى
و آن را که واژگون شد، او به ژرفا فرو برد.
وٱلمؤتفكة أهوى
آنگاه آنچه آن را پوشاند، آن را پوشاند.
فغشىها ما غشى
پس به کدام یک از دهشهای سرپرست خود به جدل درمیآیی؟
فبأى ءالآء ربك تتمارى
این هشداردهندهای است از هشداردهندگان پیشین.
هذا نذير من ٱلنذر ٱلأولى
قریبالوقوع نزدیک شده است.
أزفت ٱلءازفة
هیچکس غیر از خدا نمیتواند آن را سبک کند.
ليس لها من دون ٱلله كاشفة
آیا از این گفتار شگفتزده میشوید، میخندید، بیآنکه بگریید، و بیخیال میمانید؟
أفمن هذا ٱلحديث تعجبون وتضحكون ولا تبكون وأنتم سمدون
پس برای خدا پیشانی بر خاک نهید، و فرمان برید.
فٱسجدوا لله وٱعبدوا