Al-An'am الانعام
The Guardian of Every Thing ربّ كل شيء
The section and its links
Guidance given, then detailed as law (2-3, then 4-6)
What was shown before: The law detailed here is laid down in 2 and 3. 2
بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
ستایش از آنِ خدا است، که آسمانها و زمین را آفرید، و تاریکیها و نور را پدید آورد؛ با این حال انکارکنندگان برای سرپرست خود وزنههای مقابل مینهند.
ٱلحمد لله ٱلذي خلق ٱلسموت وٱلأرض وجعل ٱلظلمت وٱلنور ثم ٱلذين كفروا بربهم يعدلون
اوست که شما را از گل آفرید، سپس سررسیدی مقرر کرد —
هو ٱلذي خلقكم من طين ثم قضى أجلا
و سررسیدی نامبرده، نزد او.
وأجل مسمى عنده
با این حال شما هنوز در ستیزهاید.
ثم أنتم تمترون
و او خدا است،
وهو ٱلله
در آسمانها و بر زمین؛ راز شما و آنچه آشکارا میگویید را میداند، و آنچه به دست میآورید را میداند.
في ٱلسموت وفي ٱلأرض يعلم سركم وجهركم ويعلم ما تكسبون
هیچ نشانهای از نشانههای سرپرستشان به سوی آنان نمیآید مگر آنکه از آن روی میگردانند.
وما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم إلا كانوا عنها معرضين
پس حقیقت را، چون به آنان رسید، دروغ انگاشتند؛
فقد كذبوا بٱلحق لما جآءهم
اطلاعات آنچه را به مسخره میگرفتند بهزودی به آنان خواهد رسید.
فسوف يأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون
آیا نمیبینند که پیش از آنان چه بسیار نسلها را نابود کردیم که آنان را در زمین مستقر کرده بودیم چنانکه شما را مستقر نکردهایم،
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم في ٱلأرض ما لم نمكن لكم
و بر آنان آسمان ریزان را فرستادیم،
وأرسلنا ٱلسمآء عليهم مدرارا
و رودها را زیر آنان روان کردیم؛ سپس آنان را برای تقصیرهایشان نابود کردیم،
وجعلنا ٱلأنهر تجري من تحتهم فأهلكنهم بذنوبهم
و پس از آنان نسلی دیگر پدید آوردیم.
وأنشأنا من بعدهم قرنا ءاخرين
و اگر ما بر تو نوشتهای بر طومار فرود آورده بودیم، و آن را با دستان خود لمس کرده بودند، انکارکنندگان حتماً میگفتند: «این جز چشمبندی آشکار نیست.»
ولو نزلنا عليك كتبا في قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال ٱلذين كفروا إن هذآ إلا سحر مبين
و میگویند: «چرا بر او کارگزاری فرود آورده نشده است!»
وقالوا لولآ أنزل عليه ملك
و اگر کارگزاری فرود میآوردیم، کار پیشتر یکسره شده بود، و به آنان هیچ مهلتی داده نمیشد.
ولو أنزلنا ملكا لقضي ٱلأمر ثم لا ينظرون
و اگر او را کارگزاری قرار میدادیم، او را مردی قرار میدادیم، و برای آنان آنچه خودشان میپوشند بر او میپوشاندیم.
ولو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا وللبسنا عليهم ما يلبسون
فرستادگانی پیش از تو همانا به مسخره گرفته شدند؛ آنگاه آنچه به مسخره میگرفتند بر کسانی از آنان که ریشخند میکردند به حقیقت پیوست.
ولقد ٱستهزئ برسل من قبلك فحاق بٱلذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون
بگو: «در زمین بگردید، سپس بنگرید که فرجام دروغانگارندگان چگونه بود.»
قل سيروا في ٱلأرض ثم ٱنظروا كيف كان عقبة ٱلمكذبين
بگو: «آنچه در آسمانها و بر زمین است از آنِ کیست؟» بگو: «از آنِ خدا.
قل لمن ما في ٱلسموت وٱلأرض قل لله
مهر را بر خود مقرر کرده است.
كتب على نفسه ٱلرحمة
بیگمان شما را در روز حضور، که هیچ تردیدی در آن نیست، گرد خواهد آورد.
ليجمعنكم إلى يوم ٱلقيمة لا ريب فيه
کسانی که خویشتن خود را به زیان کشانده باشند، اینان باور نمیآورند.»
ٱلذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون
و از آنِ او است آنچه در شب و روز میآرامد؛
وله ما سكن في ٱليل وٱلنهار
و او شنوا و همهچیزدان است.
وهو ٱلسميع ٱلعليم
بگو: «آیا غیر از خدا، سرچشمهٔ آسمانها و زمین، متحدی بگیرم،
قل أغير ٱلله أتخذ وليا فاطر ٱلسموت وٱلأرض
اوست که میخوراند و خورانده نمیشود.»
وهو يطعم ولا يطعم
بگو: «به من دستور داده شده است که نخستین کسی باشم که نزد خدا بیخدشه است»،
قل إني أمرت أن أكون أول من أسلم
و هرگز از انباز گیرندگان مباش.
ولا تكونن من ٱلمشركين
بگو: «من همانا، اگر از سرپرست خود سرپیچی کنم، از کیفر روزی سترگ میترسم.»
قل إني أخاف إن عصيت ربي عذاب يوم عظيم
هر که آن روز از آن دور داشته شود، او به وی مهر کرده است،
من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه
و این است پیروزی آشکار.
وذلك ٱلفوز ٱلمبين
و اگر خدا تو را به آسیبی برساند، کسی مگر او نمیتواند آن را از تو بردارد؛
وإن يمسسك ٱلله بضر فلا كاشف له إلا هو
و اگر تو را به نیکیای برساند، او بر هر چیز تواناست.
وإن يمسسك بخير فهو على كل شىء قدير
او بر فرمانبرداران خود چیره است،
وهو ٱلقاهر فوق عباده
و اوست فرزانه و باخبر.
وهو ٱلحكيم ٱلخبير
بگو: «چه چیز در گواهی بزرگتر است؟» بگو: «خدا،
قل أى شىء أكبر شهدة قل ٱلله
گواه میان من و شما.
شهيد بيني وبينكم
و این خوانش به من پردهبرداری شده است تا شما و هر که را به او برسد با آن هشدار دهم.
وأوحي إلى هذا ٱلقرءان لأنذركم به ومن بلغ
آیا واقعاً گواهی میدهید که با خدا ایزدانی دیگر هست؟» بگو: «من گواهی نمیدهم.»
أئنكم لتشهدون أن مع ٱلله ءالهة أخرى قل لآ أشهد
بگو: «او جز ایزدی یگانه نیست،
قل إنما هو إله وحد
و من همانا از آنچه انباز میگیرید رهایم.»
وإنني بريء مما تشركون
کسانی که نوشتار به آنان دادیم، آن را میشناسند چنانکه پسران خود را میشناسند؛
ٱلذين ءاتينهم ٱلكتب يعرفونه كما يعرفون أبنآءهم
کسانی که خویشتن خود را به زیان کشانده باشند، اینان باور نمیآورند.
ٱلذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون
و پس چه کسی ستمگرتر است از کسی که بر خدا دروغ برمیسازد، یا نشانههای او را دروغ میانگارد؟
ومن أظلم ممن ٱفترى على ٱلله كذبا أو كذب بايته
ستمگران همانا کامیاب نمیشوند.
إنه لا يفلح ٱلظلمون
و روزی که همهٔ آنان را گرد آوریم، سپس به انباز گیرندگان بگوییم: «انبازهای شما که میپنداشتید کجایند؟»
ويوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركوا أين شركآؤكم ٱلذين كنتم تزعمون
سپس تنها آزمونشان این خواهد بود که بگویند: «به خدا، سرپرست ما، ما از انباز گیرندگان نبودیم.»
ثم لم تكن فتنتهم إلآ أن قالوا وٱلله ربنا ما كنا مشركين
بنگر که چگونه بر ضد خود دروغ میگویند! و آنچه برمیساختند از آنان گم خواهد شد.
ٱنظر كيف كذبوا على أنفسهم وضل عنهم ما كانوا يفترون
و از میان آنان کسانی هستند که به تو گوش میسپارند،
ومنهم من يستمع إليك
اما ما بر هستههایشان پوششهایی نهادیم، تا آن را درنیابند، و در گوشهایشان کری.
وجعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه وفي ءاذانهم وقرا
و حتی اگر هر نشانهای را میدیدند، بدان باور نمیآوردند،
وإن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها
چندان که چون برای مجادله نزد تو آیند، انکارکنندگان میگویند: «اینها جز افسانههای پیشینیان نیست.»
حتى إذا جآءوك يجدلونك يقول ٱلذين كفروا إن هذآ إلآ أسطير ٱلأولين
و آن را منع میکنند، و از آن دور میشوند؛
وهم ينهون عنه وينون عنه
و جز خودشان را نابود نمیکنند، بیآنکه احساس کنند.
وإن يهلكون إلآ أنفسهم وما يشعرون
و اگر ببینی، آنگاه که در برابر آتش نهاده شوند و بگویند: «ای کاش بازگردانده میشدیم،
ولو ترى إذ وقفوا على ٱلنار فقالوا يليتنا نرد
و دیگر نشانههای سرپرست خود را دروغ نخواهیم انگاشت، و از باورمندان خواهیم بود!»
ولا نكذب بايت ربنا ونكون من ٱلمؤمنين
نه! آنچه پیشتر پنهان میداشتند برای آنان آشکار شد.
بل بدا لهم ما كانوا يخفون من قبل
و اگر بازگردانده میشدند، حتماً آنچه را از آن منع شده بودند تکرار میکردند،
ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه
و آنان بیگمان دروغگویند.
وإنهم لكذبون
و میگویند: «جز زندگی نزدیک ما نیست، و ما برانگیخته نخواهیم شد.»
وقالوا إن هي إلا حياتنا ٱلدنيا وما نحن بمبعوثين
و اگر ببینی، آنگاه که در برابر سرپرستشان نهاده شوند! خواهد گفت: «آیا این حقیقت نیست؟»
ولو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بٱلحق
خواهند گفت: «چرا، به سرپرست ما!»
قالوا بلى وربنا
خواهد گفت: «پس کیفر را بچشید، برای آنکه انکار کردید.»
قال فذوقوا ٱلعذاب بما كنتم تكفرون
آنان زیانکارند، کسانی که رویارویی با خدا را دروغ انگاشتند، چندان که چون آن لحظه ناگهان به آنان رسد، میگویند: «دریغا بر ما، برای آنچه در آن کوتاهی کردیم!» بارهای خود را بر پشت خود خواهند کشید.
قد خسر ٱلذين كذبوا بلقآء ٱلله حتى إذا جآءتهم ٱلساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها وهم يحملون أوزارهم على ظهورهم
چه بد است باری که میکشند!
ألا سآء ما يزرون
زندگی نزدیک جز بازی و سرگرمی نیست؛
وما ٱلحيوة ٱلدنيآ إلا لعب ولهو
و جایگاه واپسین همانا برای محتاطان بهتر است.
وللدار ٱلءاخرة خير للذين يتقون
آیا پس خرد نمیورزید؟
أفلا تعقلون
همانا خواهیم دانست که آنچه میگویند بیگمان تو را اندوهگین میکند؛
قد نعلم إنه ليحزنك ٱلذي يقولون
اما آنان تو را دروغ نمیانگارند،
فإنهم لا يكذبونك
بلکه ستمگران نشانههای خدا را سرسختانه رد میکنند.
ولكن ٱلظلمين بايت ٱلله يجحدون
فرستادگانی همانا پیش از تو دروغ انگاشته شدند؛ دروغ انگاشته شده و آزار دیده، شکیبایی کردند تا یاری ما به آنان رسید.
ولقد كذبت رسل من قبلك فصبروا على ما كذبوا وأوذوا حتى أتىهم نصرنا
و هیچکس نمیتواند کلمات خدا را دگرگون کند.
ولا مبدل لكلمت ٱلله
بخشی از اطلاعات گسیلشدگان همانا به تو رسیده است.
ولقد جآءك من نبإي ٱلمرسلين
و اگر رویگردانیشان بر تو سنگین است، آنگاه، اگر توانایی داری، تونلی در زمین بجوی، یا نردبانی در آسمان، تا نشانهای برایشان بیاوری.
وإن كان كبر عليك إعراضهم فإن ٱستطعت أن تبتغي نفقا في ٱلأرض أو سلما في ٱلسمآء فتأتيهم باية
و اگر خدا را پسند افتاده بود، آنان را بر راهنمایی گرد میآورد؛
ولو شآء ٱلله لجمعهم على ٱلهدى
پس هرگز از نادانان مباش.
فلا تكونن من ٱلجهلين
تنها کسانی پاسخ میدهند که میشنوند.
إنما يستجيب ٱلذين يسمعون
و اما مردگان، خدا آنان را برخواهد انگیخت،
وٱلموتى يبعثهم ٱلله
سپس به سوی او بازگردانده خواهند شد.
ثم إليه يرجعون
و میگویند: «چرا نشانهای از سرپرستش بر او فرود آورده نشده است!»
وقالوا لولا نزل عليه ءاية من ربه
بگو: «خدا همانا بر فرود آوردن نشانهای تواناست»،
قل إن ٱلله قادر على أن ينزل ءاية
اما بیشتر آنان نمیدانند.
ولكن أكثرهم لا يعلمون
هیچ جنبندهای بر زمین نیست، و نه پرندهای که با دو بال خود پرواز میکند، مگر آنکه جامعههایی همانند شما تشکیل میدهد.
وما من دآبة في ٱلأرض ولا طئر يطير بجناحيه إلآ أمم أمثالكم
ما از ضابطه هیچ چیز را فروگذار نکردیم.
ما فرطنا في ٱلكتب من شىء
سپس به سوی سرپرستشان گرد آورده خواهند شد.
ثم إلى ربهم يحشرون
و کسانی که نشانههای ما را دروغ انگاشتند کر و لالند، در تاریکیها.
وٱلذين كذبوا بايتنا صم وبكم في ٱلظلمت
هر که را پسند خدا افتد گمراه کند، او را گمراه میکند؛
من يشإ ٱلله يضلله
و هر که را پسند او افتد، بر جادهٔ راست مینهد.
ومن يشأ يجعله على صرط مستقيم
بگو: «آیا دیدهاید؟ اگر کیفر خدا به شما میرسید، یا آن لحظه به شما میرسید، آیا غیر از خدا را میخواندید، اگر راستگویید؟»
قل أرءيتكم إن أتىكم عذاب ٱلله أو أتتكم ٱلساعة أغير ٱلله تدعون إن كنتم صدقين
بلکه تنها او را میخواندید؛ آنگاه، اگر پسند او میافتاد، آنچه را برای آن او را میخواندید از شما برمیداشت، و آنچه را انباز میگیرید فراموش میکردید.
بل إياه تدعون فيكشف ما تدعون إليه إن شآء وتنسون ما تشركون
ما همانا به جامعههایی پیش از تو فرستادیم، و آنان را به نامرادی و آسیب گرفتیم، شاید زاری میکردند.
ولقد أرسلنآ إلى أمم من قبلك فأخذنهم بٱلبأسآء وٱلضرآء لعلهم يتضرعون
چرا زاری نکردند، آنگاه که سختگیری ما به آنان رسید!
فلولآ إذ جآءهم بأسنا تضرعوا
اما هستههایشان سخت شد، و منحرفکننده آنچه را میکردند برایشان آراست.
ولكن قست قلوبهم وزين لهم ٱلشيطن ما كانوا يعملون
سپس چون آنچه را به یادشان آورده شده بود فراموش کردند، درهای هر چیز را بر آنان گشودیم،
فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء
چندان که چون به آنچه به آنان داده شده بود شادمان شدند، ناگهان آنان را گرفتیم، و اینک نومیدند.
حتى إذا فرحوا بمآ أوتوا أخذنهم بغتة فإذا هم مبلسون
چنین، ریشهٔ قومی که ستمگر بود تا واپسین نشان بریده شد.
فقطع دابر ٱلقوم ٱلذين ظلموا
و ستایش از آنِ خدا است، سرپرستِ همهٔ هستیها.
وٱلحمد لله رب ٱلعلمين
بگو: «آیا دیدهاید؟ اگر خدا شنوایی و بیناییهای شما را میگرفت و بر هستههایتان مهر مینهاد، کدام ایزد، غیر از خدا، آنها را به شما بازمیگرداند؟»
قل أرءيتم إن أخذ ٱلله سمعكم وأبصركم وختم على قلوبكم من إله غير ٱلله يأتيكم به
بنگر که چگونه نشانهها را گوناگون میکنیم، و با این حال از آنها روی میگردانند.
ٱنظر كيف نصرف ٱلءايت ثم هم يصدفون
بگو: «آیا دیدهاید؟ اگر کیفر خدا ناگهان یا آشکارا به شما میرسید، چه کسی نابود میشد، مگر قوم ستمگر؟»
قل أرءيتكم إن أتىكم عذاب ٱلله بغتة أو جهرة هل يهلك إلا ٱلقوم ٱلظلمون
گسیلشدگان را جز مژدهدهندگان و هشداردهندگان نمیفرستیم.
وما نرسل ٱلمرسلين إلا مبشرين ومنذرين
هر که باور آورد و خود را سامان دهد، هیچ ترسی بر آنان نیست و اندوهگین نخواهند شد.
فمن ءامن وأصلح فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون
و کسانی که نشانههای ما را دروغ انگاشتند، کیفر آنان را خواهد رسید، برای آنکه تجاوز کردند.
وٱلذين كذبوا بايتنا يمسهم ٱلعذاب بما كانوا يفسقون
بگو: «به شما نمیگویم که انبارهای خدا نزد من است، و نه اینکه آنچه فراتر از حواس است را میدانم، و نه به شما میگویم که کارگزارم؛
قل لآ أقول لكم عندي خزآئن ٱلله ولآ أعلم ٱلغيب ولآ أقول لكم إني ملك
من جز از آنچه به من پردهبرداری میشود پیروی نمیکنم.»
إن أتبع إلا ما يوحى إلى
بگو: «آیا نابینا و بینا برابرند؟»
قل هل يستوي ٱلأعمى وٱلبصير
پس نمیاندیشید؟
أفلا تتفكرون
و به وسیلهٔ آن کسانی را که از گرد آورده شدن نزد سرپرست خود میترسند هشدار بده — غیر از او نه متحدی دارند و نه میانجی — شاید محتاط شوند.
وأنذر به ٱلذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم ليس لهم من دونه ولي ولا شفيع لعلهم يتقون
و کسانی را که سرپرست خود را بامداد و شامگاه میخوانند و سوی او را میخواهند دور مکن. از حساب آنان چیزی بر تو نیست، و از حساب تو چیزی بر آنان نیست، تا آنان را دور کنی و آنگاه از ستمگران باشی.
ولا تطرد ٱلذين يدعون ربهم بٱلغدوة وٱلعشي يريدون وجهه ما عليك من حسابهم من شىء وما من حسابك عليهم من شىء فتطردهم فتكون من ٱلظلمين
و چنین برخی را با برخی آزمودیم، تا بگویند: «آیا ایناناند که خدا از میان ما بر آنان دهش کرده است؟»
وكذلك فتنا بعضهم ببعض ليقولوا أهؤلآء من ٱلله عليهم من بيننآ
آیا خدا سپاسگزاران را بهتر نمیشناسد؟
أليس ٱلله بأعلم بٱلشكرين
و چون کسانی که به نشانههای ما باور دارند نزد تو آیند، بگو: «آرامش بر شما باد.
وإذا جآءك ٱلذين يؤمنون بايتنا فقل سلم عليكم
سرپرست شما مهر را بر خود مقرر کرده است: هر که از شما از نادانی بدیای کند، سپس پس از آن بازگردد و خود را سامان دهد — او همانا بسیار بخشاینده و مهربان است.»
كتب ربكم على نفسه ٱلرحمة أنه من عمل منكم سوءا بجهلة ثم تاب من بعده وأصلح فأنه غفور رحيم
نشانهها را چنین تفصیل میدهیم، تا راه کنارگذاشتهشدگان روشن شود.
وكذلك نفصل ٱلءايت ولتستبين سبيل ٱلمجرمين
بگو: «همانا از فرمان بردن از کسانی که غیر از خدا میخوانید منع شدهام.»
قل إني نهيت أن أعبد ٱلذين تدعون من دون ٱلله
بگو: «از هیجانهای شما پیروی نمیکنم؛
قل لآ أتبع أهوآءكم
آنگاه گمراه میشدم، و از راهنماییپذیرندگان نمیبودم.»
قد ضللت إذا ومآ أنا من ٱلمهتدين
بگو: «من همانا بر دلیلی روشن از سرپرست خود تکیه دارم، و شما آن را دروغ انگاشتید.
قل إني على بينة من ربي وكذبتم به
آنچه برای شتابدادنش میکوشید نزد من نیست.
ما عندي ما تستعجلون به
داوری جز از آنِ خدا نیست.
إن ٱلحكم إلا لله
حقیقت را مقرر میکند،
يقص ٱلحق
و او بهترین جداکنندگان است.»
وهو خير ٱلفصلين
بگو: «اگر آنچه برای شتابدادنش میکوشید نزد من بود، کار پیشتر میان من و شما فیصله داده شده بود.»
قل لو أن عندي ما تستعجلون به لقضي ٱلأمر بيني وبينكم
خدا ستمگران را بهتر میشناسد.
وٱلله أعلم بٱلظلمين
و کلیدهای آنچه فراتر از حواس است نزد او است: مگر او کسی آنها را نمیداند.
وعنده مفاتح ٱلغيب لا يعلمهآ إلا هو
و آنچه را بر خشکی و در دریا است میداند.
ويعلم ما في ٱلبر وٱلبحر
هیچ برگی نمیافتد مگر آنکه او آن را بداند؛ و نه دانهای در تاریکیهای زمین، و نه تر و نه خشکی، مگر آنکه در دفتری آشکار باشد.
وما تسقط من ورقة إلا يعلمها ولا حبة في ظلمت ٱلأرض ولا رطب ولا يابس إلا في كتب مبين
اوست که شما را شبانه وفادارانه نگاه میدارد، و آنچه را در روز مرتکب شدید میداند، سپس شما را در آن برمیانگیزد، تا سررسیدی نامبرده به پایان رسد؛
وهو ٱلذي يتوفىكم بٱليل ويعلم ما جرحتم بٱلنهار ثم يبعثكم فيه ليقضى أجل مسمى
سپس بازگشت شما به سوی او خواهد بود، و او شما را از آنچه میکردید اطلاع خواهد داد.
ثم إليه مرجعكم ثم ينبئكم بما كنتم تعملون
او بر فرمانبرداران خود چیره است،
وهو ٱلقاهر فوق عباده
و بر شما نگهبانانی میفرستد،
ويرسل عليكم حفظة
چندان که چون مرگ به یکی از شما رسد، فرستادهشدگان ما او را وفادارانه نگاه میدارند، بیکوتاهی.
حتى إذا جآء أحدكم ٱلموت توفته رسلنا وهم لا يفرطون
سپس به سوی خدا، متحد حقیقیشان، بازگردانده میشوند.
ثم ردوا إلى ٱلله مولىهم ٱلحق
آیا داوری از آنِ او نیست؟
ألا له ٱلحكم
او شتابندهترین حسابرسان است.
وهو أسرع ٱلحسبين
بگو: «چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا میرهاند؟» — او را با زاری و پنهانی میخوانید: «اگر ما را از این برهانی، بیگمان از سپاسگزاران خواهیم بود.»
قل من ينجيكم من ظلمت ٱلبر وٱلبحر تدعونه تضرعا وخفية لئن أنجىنا من هذه لنكونن من ٱلشكرين
بگو: «خدا شما را از آن و از هر تنگنا میرهاند؛ با این حال، انباز میگیرید.»
قل ٱلله ينجيكم منها ومن كل كرب ثم أنتم تشركون
بگو: «او تواناست که بر شما کیفری برانگیزد، از بالای شما یا از زیر پاهایتان، یا شما را در دستهها درهم آمیزد، و به برخی سختی برخی دیگر را بچشاند.»
قل هو ٱلقادر على أن يبعث عليكم عذابا من فوقكم أو من تحت أرجلكم أو يلبسكم شيعا ويذيق بعضكم بأس بعض
بنگر که چگونه نشانهها را گوناگون میکنیم، شاید دریابند.
ٱنظر كيف نصرف ٱلءايت لعلهم يفقهون
و قوم تو آن را دروغ انگاشت، حال آنکه آن حقیقت است.
وكذب به قومك وهو ٱلحق
بگو: «من برای شما وکیل نیستم.
قل لست عليكم بوكيل
هر اطلاعی جایگاهی پایدار دارد،
لكل نبإ مستقر
و بهزودی خواهید دانست.»
وسوف تعلمون
و چون کسانی را میبینی که در نشانههای ما فرو میروند، از آنان روی بگردان، تا آنکه در گفتاری دیگر فرو روند.
وإذا رأيت ٱلذين يخوضون في ءايتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا في حديث غيره
و اگر منحرفکننده تو را به فراموشی افکند، پس از این یادآوری با قوم ستمگر منشین.
وإما ينسينك ٱلشيطن فلا تقعد بعد ٱلذكرى مع ٱلقوم ٱلظلمين
و بر محتاطان از حساب آنان چیزی نیست،
وما على ٱلذين يتقون من حسابهم من شىء
مگر یادآوری، شاید محتاط شوند.
ولكن ذكرى لعلهم يتقون
و کسانی را که قانون خود را سرگرمی و بازی گرفتند، و زندگی نزدیک آنان را فریفت، رها کن.
وذر ٱلذين ٱتخذوا دينهم لعبا ولهوا وغرتهم ٱلحيوة ٱلدنيا
و بدان یادآوری کن، مبادا خویشتنی برای آنچه به دست آورده است سپرده شود، بیآنکه، غیر از خدا، نه متحدی داشته باشد و نه میانجی؛
وذكر به أن تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون ٱلله ولي ولا شفيع
و حتی اگر هر غرامتی میداد، از او گرفته نمیشد.
وإن تعدل كل عدل لا يؤخذ منهآ
ایناناند که برای آنچه به دست آوردند سپرده شده خواهند بود؛ نوشیدنی از آب جوشان و کیفری دردناک خواهند داشت، برای آنکه انکار کردند.
أولئك ٱلذين أبسلوا بما كسبوا لهم شراب من حميم وعذاب أليم بما كانوا يكفرون
بگو: «آیا غیر از خدا چیزی را بخوانیم که نه به ما سود میرساند و نه آسیب، و آیا پس از آنکه خدا ما را راهنمایی کرده است بر پاشنههایمان بازگردانده شویم، چون کسی که منحرفکنندگان او را به زمین کشاندهاند، سرگشته،
قل أندعوا من دون ٱلله ما لا ينفعنا ولا يضرنا ونرد على أعقابنا بعد إذ هدىنا ٱلله كٱلذي ٱستهوته ٱلشيطين في ٱلأرض حيران
حال آنکه یارانی دارد که او را به راهنمایی میخوانند: «نزد ما بیا»؟»
له أصحب يدعونه إلى ٱلهدى ٱئتنا
بگو: «راهنمایی خدا، همان راهنمایی است؛ و به ما دستور داده شده است که نزد سرپرست همهٔ هستیها بیخدشه باشیم، و تماس را پابرجا نگه داریم، و نسبت به او محتاط باشیم.»
قل إن هدى ٱلله هو ٱلهدى وأمرنا لنسلم لرب ٱلعلمين وأن أقيموا ٱلصلوة وٱتقوه
و اوست که به سوی او گرد آورده خواهید شد.
وهو ٱلذي إليه تحشرون
اوست که آسمانها و زمین را به حقیقت آفرید،
وهو ٱلذي خلق ٱلسموت وٱلأرض بٱلحق
و روزی که میگوید: «باش»،
ويوم يقول كن
آن هست.
فيكون
سخن او حقیقت است،
قوله ٱلحق
و پادشاهی از آنِ او است،
وله ٱلملك
روزی که در شیپور دمیده شود.
يوم ينفخ في ٱلصور
او که آنچه فراتر از حواس است و آنچه گواهیشده است میداند،
علم ٱلغيب وٱلشهدة
اوست فرزانه و باخبر.
وهو ٱلحكيم ٱلخبير
و آنگاه که ابراهیم به پدر خود آزر گفت: «آیا بتها را ایزد میگیری؟
وإذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما ءالهة
من همانا تو و قوم تو را در گمراهیای آشکار میبینم.»
إني أرىك وقومك في ضلل مبين
چنین پادشاهی برتر آسمانها و زمین را به ابراهیم مینمودیم، تا از دارندگان اطمینان باشد.
وكذلك نري إبرهيم ملكوت ٱلسموت وٱلأرض وليكون من ٱلموقنين
چون شب او را پوشاند، اختری دید؛ گفت: «این سرپرست من است»؛
فلما جن عليه ٱليل رءا كوكبا قال هذا ربي
اما چون ناپدید شد، گفت: «ناپدیدشوندگان را دوست ندارم.»
فلمآ أفل قال لآ أحب ٱلءافلين
سپس چون ماه را در حال برآمدن دید، گفت: «این سرپرست من است»؛
فلما رءا ٱلقمر بازغا قال هذا ربي
اما چون ناپدید شد، گفت: «اگر سرپرست من مرا راهنمایی نکند، بیگمان از قوم گمراه خواهم بود.»
فلمآ أفل قال لئن لم يهدني ربي لأكونن من ٱلقوم ٱلضآلين
سپس چون خورشید را در حال برآمدن دید، گفت: «این سرپرست من است، این بزرگتر است»؛
فلما رءا ٱلشمس بازغة قال هذا ربي هذآ أكبر
اما چون ناپدید شد، گفت: «ای قوم من! من همانا از آنچه انباز میگیرید رهایم.
فلمآ أفلت قال يقوم إني بريء مما تشركون
سوی خود را به سوی کسی که آسمانها و زمین را از نخست آفرید گرداندم، یکسره به سوی او،
إني وجهت وجهي للذي فطر ٱلسموت وٱلأرض حنيفا
و من از انبازگیرندگان نیستم.»
ومآ أنا من ٱلمشركين
و قومش با او ستیزه کردند.
وحآجه قومه
گفت: «آیا دربارهٔ خدا با من ستیزه میکنید، حال آنکه او مرا راه نموده است؟
قال أتحجوني في ٱلله وقد هدىن
و من از آنچه انباز او میگیرید نمیترسم، مگر آنکه چیزی سرپرست مرا پسند افتد.
ولآ أخاف ما تشركون به إلآ أن يشآء ربي شيا
سرپرست من هر چیز را به دانش خود دربرمیگیرد.
وسع ربي كل شىء علما
پس به یاد نمیآورید؟
أفلا تتذكرون
و چگونه از آنچه انباز میگیرید بترسم،
وكيف أخاف مآ أشركتم
حال آنکه شما نمیترسید که برای خدا چیزی را انباز گرفتهاید که او هیچ اقتداری بر شما دربارهٔ آن فرود نیاورده است؟
ولا تخافون أنكم أشركتم بٱلله ما لم ينزل به عليكم سلطنا
پس کدام یک از دو گروه به امنیت سزاوارتر است، اگر میدانید؟»
فأى ٱلفريقين أحق بٱلأمن إن كنتم تعلمون
کسانی که باور آوردند و باور خود را با هیچ ستمی نپوشاندند — ایناناند که امنیت دارند، و راهنمایی میپذیرند.
ٱلذين ءامنوا ولم يلبسوا إيمنهم بظلم أولئك لهم ٱلأمن وهم مهتدون
و این است استدلال ما، که به ابراهیم بر ضد قومش دادیم.
وتلك حجتنآ ءاتينهآ إبرهيم على قومه
هر که را ما را پسند افتد به درجاتی برمیافرازیم،
نرفع درجت من نشآء
زیرا سرپرست تو فرزانه و همهچیزدان است.
إن ربك حكيم عليم
و اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم؛
ووهبنا له إسحق ويعقوب
هر دو را راهنمایی کردیم.
كلا هدينا
و نوح را پیشتر راه نموده بودیم؛
ونوحا هدينا من قبل
و از نسل او داوود، سلیمان، ایوب، یوسف، موسی و هارون.
ومن ذريته داود وسليمن وأيوب ويوسف وموسى وهرون
چنین نیکیکنندگان را بازپرداخت میکنیم.
وكذلك نجزي ٱلمحسنين
و زکریا، یحیی، عیسی و الیاس —
وزكريا ويحيى وعيسى وإلياس
همه از شایستگاناند.
كل من ٱلصلحين
و اسماعیل، الیسع، یونس و لوط —
وإسمعيل وٱليسع ويونس ولوطا
و همه را بر همهٔ هستیها برتری دادیم.
وكلا فضلنا على ٱلعلمين
و از نیاکانشان، نسلهایشان و برادرانشان —
ومن ءابآئهم وذريتهم وإخونهم
آنان را برگزیدیم، و به جادهٔ راست راهنماییشان کردیم.
وٱجتبينهم وهدينهم إلى صرط مستقيم
این است راهنمایی خدا، که هر که را پسند او افتد از فرمانبرداران خود بدان راه مینماید.
ذلك هدى ٱلله يهدي به من يشآء من عباده
و اگر انباز گرفته بودند، آنچه میکردند برای آنان فرو میریخت.
ولو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملون
ایناناند که نوشتار، داوری و اطلاعدهی را به آنان دادیم.
أولئك ٱلذين ءاتينهم ٱلكتب وٱلحكم وٱلنبوة
پس اگر اینان آن را انکار کنند، ما پیشتر قومی را برای آن وکالت دادهایم که انکارگر آن نیست.
فإن يكفر بها هؤلآء فقد وكلنا بها قوما ليسوا بها بكفرين
ایناناند که خدا راهنماییشان کرده است؛ پس از راهنمایی آنان سرمشق بگیر.
أولئك ٱلذين هدى ٱلله فبهدىهم ٱقتده
بگو: «برای این از شما هیچ پاداشی نمیخواهم.
قل لآ أسلكم عليه أجرا
این جز یادآوری برای همهٔ هستیها نیست.»
إن هو إلا ذكرى للعلمين
خدا را چنانکه سزاوار اوست نسنجیدند، آنگاه که گفتند: «خدا بر هیچ آدمی چیزی فرود نیاورده است.»
وما قدروا ٱلله حق قدره إذ قالوا مآ أنزل ٱلله على بشر من شىء
بگو: «نوشتاری را که موسی آورد، نور و راهنمایی برای مردم، چه کسی فرود آورد،
قل من أنزل ٱلكتب ٱلذي جآء به موسى نورا وهدى للناس
که آن را بر طومارها مینهند، برخی را آشکار میکنند و بسیاری را پنهان میدارند —
تجعلونه قراطيس تبدونها وتخفون كثيرا
و به شما آنچه را نمیدانستید آموخته شد، نه شما و نه نیاکانتان؟» بگو: «خدا»؛
وعلمتم ما لم تعلموا أنتم ولآ ءابآؤكم قل ٱلله
سپس آنان را به گفتارهای پوچشان که در آن بازی میکنند رها کن.
ثم ذرهم في خوضهم يلعبون
و این نوشتاری است که فرود آوردیم، خجسته، تأییدکنندهٔ آنچه پیش از آن است، تا شهر مرکزی شهرها و کسانی را که پیرامون آناند هشدار دهی.
وهذا كتب أنزلنه مبارك مصدق ٱلذي بين يديه ولتنذر أم ٱلقرى ومن حولها
و کسانی که به زندگی واپسین باور دارند، بدان باور دارند، و تماس خود را پیوسته نگه میدارند.
وٱلذين يؤمنون بٱلءاخرة يؤمنون به وهم على صلاتهم يحافظون
و پس چه کسی ستمگرتر است از کسی که بر خدا دروغ برمیسازد، یا میگوید: «به من پردهبرداری شده است»، حال آنکه به او هیچ پردهبرداری نشده است، و کسی که میگوید: «همانند آنچه خدا فرود آورده است فرود خواهم آورد»؟
ومن أظلم ممن ٱفترى على ٱلله كذبا أو قال أوحي إلى ولم يوح إليه شىء ومن قال سأنزل مثل مآ أنزل ٱلله
و اگر ببینی، آنگاه که ستمگران در سختیهای مرگاند و کارگزاران دستها را دراز میکنند: «خویشتن خود را بیرون آورید.
ولو ترى إذ ٱلظلمون في غمرت ٱلموت وٱلملئكة باسطوا أيديهم أخرجوا أنفسكم
امروز به کیفر خواری بازپرداخت خواهید شد، برای آنکه دربارهٔ خدا جز حقیقت گفتید و در برابر نشانههای او خودبزرگبینی کردید.»
ٱليوم تجزون عذاب ٱلهون بما كنتم تقولون على ٱلله غير ٱلحق وكنتم عن ءايته تستكبرون
شما همانا یگانه یگانه نزد ما آمدهاید، چنانکه نخستین بار شما را آفریدیم، و آنچه را به شما ارزانی داشته بودیم پشت سر خود نهادید؛
ولقد جئتمونا فردى كما خلقنكم أول مرة وتركتم ما خولنكم ورآء ظهوركم
و ما میانجیان شما را با شما نمیبینیم، که میپنداشتید در میان شما انبازند.
وما نرى معكم شفعآءكم ٱلذين زعمتم أنهم فيكم شركؤا
پیوندهای میان شما همانا بریده شده است، و آنچه میپنداشتید از شما گم شده است.
لقد تقطع بينكم وضل عنكم ما كنتم تزعمون
خدا شکافندهٔ دانه و هسته است.
إن ٱلله فالق ٱلحب وٱلنوى
زنده را از مرده بیرون میآورد، و مرده را از زنده بیرون میآورد.
يخرج ٱلحى من ٱلميت ومخرج ٱلميت من ٱلحى
این است خدا.
ذلكم ٱلله
پس چگونه به بیراهه برده میشوید؟
فأنى تؤفكون
او که سپیدهدم را میشکافد، و شب را آرامش قرار داده است،
فالق ٱلإصباح وجعل ٱليل سكنا
و خورشید و ماه را حساب.
وٱلشمس وٱلقمر حسبانا
این است اندازهای که از سوی نیرومند، همهچیزدان، مقرر شده است.
ذلك تقدير ٱلعزيز ٱلعليم
و اوست که ستارگان را برای شما قرار داد، تا به وسیلهٔ آنها در تاریکیهای خشکی و دریا راه ببرید.
وهو ٱلذي جعل لكم ٱلنجوم لتهتدوا بها في ظلمت ٱلبر وٱلبحر
نشانهها را برای قومی که میداند تفصیل دادیم.
قد فصلنا ٱلءايت لقوم يعلمون
و اوست که شما را از یک خویشتن پدید آورد — سپس پناهی و سپردهای.
وهو ٱلذي أنشأكم من نفس وحدة فمستقر ومستودع
نشانهها را برای قومی که درمییابد تفصیل دادیم.
قد فصلنا ٱلءايت لقوم يفقهون
و اوست که از آسمان آبی فرود آورد، و ما با آن رویش هر چیز را بیرون آوردیم؛ از آن سبزهای بیرون آوردیم، که از آن دانههای انبوه بیرون میآوریم، و از نخل، از غلاف شکوفهاش، خوشههایی در دسترس، و باغهای انگور، زیتون و انار، همانند و ناهمانند.
وهو ٱلذي أنزل من ٱلسمآء مآء فأخرجنا به نبات كل شىء فأخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراكبا ومن ٱلنخل من طلعها قنوان دانية وجنت من أعناب وٱلزيتون وٱلرمان مشتبها وغير متشبه
به میوهٔ آن، چون میوه میدهد، و رسیدنش بنگرید.
ٱنظروا إلى ثمره إذآ أثمر وينعه
بیگمان در این نشانههایی است برای قومی که باور دارد.
إن في ذلكم لءايت لقوم يؤمنون
و برای خدا انبازانی قرار دادند: نهانیان، حال آنکه او آنان را آفریده است؛
وجعلوا لله شركآء ٱلجن وخلقهم
و بیهیچ دانشی برای او پسران و دختران برساختند.
وخرقوا له بنين وبنت بغير علم
شکوه بر او باد! او بسی فراتر از آن است که توصیف میکنند.
سبحنه وتعلى عما يصفون
آفرینندهای بیهیچ پیشینه از آسمانها و زمین.
بديع ٱلسموت وٱلأرض
چگونه او فرزندی میداشت، حال آنکه همسری ندارد،
أنى يكون له ولد ولم تكن له صحبة
و هر چیز را آفریده است،
وخلق كل شىء
و بر هر چیز همهچیزدان است؟
وهو بكل شىء عليم
این است خدا، سرپرست شما.
ذلكم ٱلله ربكم
هیچ ایزدی نیست مگر او،
لآ إله إلا هو
آفرینندهٔ هر چیز؛
خلق كل شىء
پس از او فرمان ببرید.
فٱعبدوه
او بر هر چیز وکیل است.
وهو على كل شىء وكيل
بیناییها او را درنمییابند،
لا تدركه ٱلأبصر
اما او بیناییها را درمییابد.
وهو يدرك ٱلأبصر
او نازکبین است، باخبر.
وهو ٱللطيف ٱلخبير
روشنبینیهایی از سرپرست شما به سوی شما آمده است.
قد جآءكم بصآئر من ربكم
هر که روشن ببیند، به سود خودش است؛ و هر که نابینا باشد، به زیان خودش است.
فمن أبصر فلنفسه ومن عمي فعليها
و من بر شما نگهبان نیستم.
ومآ أنا عليكم بحفيظ
و چنین نشانهها را گوناگون میکنیم؛ و تا بگویند: «درس خواندهای»، و تا آن را برای قومی که میداند روشن کنیم.
وكذلك نصرف ٱلءايت وليقولوا درست ولنبينه لقوم يعلمون
از آنچه از سوی سرپرست تو به تو پردهبرداری میشود پیروی کن.
ٱتبع مآ أوحي إليك من ربك
هیچ ایزدی نیست مگر او،
لآ إله إلا هو
و از انبازگیرندگان روی بگردان.
وأعرض عن ٱلمشركين
و اگر خدا را پسند افتاده بود، انباز نمیگرفتند.
ولو شآء ٱلله مآ أشركوا
و ما تو را نگهبان آنان نکردیم،
وما جعلنك عليهم حفيظا
و تو برای آنان وکیل نیستی.
ومآ أنت عليهم بوكيل
و کسانی را که غیر از خدا میخوانند دشنام مدهید، مبادا از روی دشمنی، بیدانش، خدا را دشنام دهند.
ولا تسبوا ٱلذين يدعون من دون ٱلله فيسبوا ٱلله عدوا بغير علم
چنین برای هر جامعه کردارش را آراستیم؛
كذلك زينا لكل أمة عملهم
سپس بازگشتشان به سوی سرپرستشان خواهد بود، و او آنان را از آنچه میکردند اطلاع خواهد داد.
ثم إلى ربهم مرجعهم فينبئهم بما كانوا يعملون
و با تمام نیروی سوگندهایشان به خدا سوگند خوردند که اگر نشانهای به آنان میرسید، بیگمان بدان باور میآوردند.
وأقسموا بٱلله جهد أيمنهم لئن جآءتهم ءاية ليؤمنن بها
بگو: «نشانهها جز نزد خدا نیست»؛
قل إنما ٱلءايت عند ٱلله
و چه چیز شما را به احساس آن میرساند؟
وما يشعركم
همانا چون بیاید، بدان باور نخواهند آورد.
أنهآ إذا جآءت لا يؤمنون
و ما آگاهیها و بیناییهایشان را وارونه میکنیم، چنانکه بار نخست بدان باور نیاوردند، و آنان را در حدشکنیشان رها میکنیم، که در آن دستوپا میزنند.
ونقلب أفدتهم وأبصرهم كما لم يؤمنوا به أول مرة ونذرهم في طغينهم يعمهون
و حتی اگر ما کارگزاران را به سوی آنان فرود آورده بودیم، و مردگان با آنان سخن گفته بودند، و هر چیز را روبهرو نزد آنان گرد آورده بودیم، باور نمیآوردند، مگر آنکه خدا را پسند افتد؛
ولو أننا نزلنآ إليهم ٱلملئكة وكلمهم ٱلموتى وحشرنا عليهم كل شىء قبلا ما كانوا ليؤمنوا إلآ أن يشآء ٱلله
اما بیشتر آنان ناداناند.
ولكن أكثرهم يجهلون
و چنین برای هر اطلاعدهندهای دشمنی قرار دادیم: منحرفکنندگان از آدمیان و نهانیان، که سخنی زراندود را برای فریفتن به یکدیگر به دل میافکنند.
وكذلك جعلنا لكل نبي عدوا شيطين ٱلإنس وٱلجن يوحي بعضهم إلى بعض زخرف ٱلقول غرورا
و اگر سرپرست تو را پسند افتاده بود، آن را نمیکردند؛
ولو شآء ربك ما فعلوه
پس آنان و آنچه را برمیسازند رها کن.
فذرهم وما يفترون
و تا آگاهیهای کسانی که به زندگی واپسین باور ندارند بدان مایل شود، بدان خرسند شوند، و آنچه را باید مرتکب شوند مرتکب شوند.
ولتصغى إليه أفدة ٱلذين لا يؤمنون بٱلءاخرة وليرضوه وليقترفوا ما هم مقترفون
آیا پس داور دیگری جز خدا بجویم، حال آنکه اوست که نوشتار را تفصیلیافته بر شما فرود آورد؟
أفغير ٱلله أبتغي حكما وهو ٱلذي أنزل إليكم ٱلكتب مفصلا
و کسانی که نوشتار به آنان دادیم میدانند که از سرپرست تو به حقیقت فرود آورده شده است؛
وٱلذين ءاتينهم ٱلكتب يعلمون أنه منزل من ربك بٱلحق
پس هرگز از شمار کسانی که به بگومگو درمیآیند مباش.
فلا تكونن من ٱلممترين
و کلمهٔ سرپرست تو به راستگویی و دادگری کامل شده است.
وتمت كلمت ربك صدقا وعدلا
هیچکس نمیتواند کلمات او را دگرگون کند،
لا مبدل لكلمته
و او شنوا و همهچیزدان است.
وهو ٱلسميع ٱلعليم
و اگر از بیشتر کسانی که بر زمیناند گردن نهی، تو را از راه خدا گمراه خواهند کرد.
وإن تطع أكثر من في ٱلأرض يضلوك عن سبيل ٱلله
جز از گمان پیروی نمیکنند،
إن يتبعون إلا ٱلظن
و جز برآورد نمیکنند.
وإن هم إلا يخرصون
سرپرست تو همانا بهتر میشناسد که از راه او گمراه میشود،
إن ربك هو أعلم من يضل عن سبيله
و راهنماییپذیرندگان را بهتر میشناسد.
وهو أعلم بٱلمهتدين
پس از آنچه نام خدا بر آن یادآوری شده است بخورید، اگر به نشانههای او باورمندید.
فكلوا مما ذكر ٱسم ٱلله عليه إن كنتم بايته مؤمنين
و شما را چه شده است که از آنچه نام خدا بر آن یادآوری شده است نمیخورید، حال آنکه او آنچه را بر شما ممنوع کرده است برای شما تفصیل داده است، مگر آنچه بدان ناگزیر شوید؟
وما لكم ألا تأكلوا مما ذكر ٱسم ٱلله عليه وقد فصل لكم ما حرم عليكم إلا ما ٱضطررتم إليه
و بسیاری با هیجانهای خود بیگمان بیدانش گمراه میکنند،
وإن كثيرا ليضلون بأهوآئهم بغير علم
زیرا سرپرست تو کسانی را که از حدود میگذرند بهتر میشناسد.
إن ربك هو أعلم بٱلمعتدين
و تعدی را رها کنید، آشکار و درونی،
وذروا ظهر ٱلإثم وباطنه
زیرا کسانی که تعدی به دست میآورند، برای آنچه مرتکب میشدند بازپرداخت خواهند شد.
إن ٱلذين يكسبون ٱلإثم سيجزون بما كانوا يقترفون
و از آنچه نام خدا بر آن یادآوری نشده است نخورید: این بیگمان یک تجاوز است.
ولا تأكلوا مما لم يذكر ٱسم ٱلله عليه وإنه لفسق
و منحرفکنندگان بیگمان به متحدان خود به دل میافکنند که با شما مجادله کنند؛
وإن ٱلشيطين ليوحون إلى أوليآئهم ليجدلوكم
و اگر از آنان گردن مینهادید، بیگمان از انبازگیرندگان میبودید.
وإن أطعتموهم إنكم لمشركون
آیا کسی که مرده بود و به او زندگی دادیم، و برایش نوری قرار دادیم که با آن در میان مردم راه میرود، همانند کسی است که مثالش این است که در تاریکیهاست، بیآنکه بتواند از آن بیرون آید؟
أومن كان ميتا فأحيينه وجعلنا له نورا يمشي به في ٱلناس كمن مثله في ٱلظلمت ليس بخارج منها
چنین برای انکارکنندگان کارهایی که انجام میدادند آراسته شد.
كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون
و چنین در هر شهر، بزرگترین کنارگذاشتهشدگانش را نهادیم، تا در آن توطئه کنند؛
وكذلك جعلنا في كل قرية أكبر مجرميها ليمكروا فيها
اما جز بر ضد خودشان توطئه نمیکنند، بیآنکه احساس کنند.
وما يمكرون إلا بأنفسهم وما يشعرون
و چون نشانهای به آنان رسد، میگویند: «باور نخواهیم آورد، تا آنکه همانند آنچه به فرستادگان خدا داده شده است به ما داده شود.»
وإذا جآءتهم ءاية قالوا لن نؤمن حتى نؤتى مثل مآ أوتي رسل ٱلله
خدا بهتر میداند پیام خود را کجا بنهد.
ٱلله أعلم حيث يجعل رسالته
خواری نزد خدا و کیفری سخت به کسانی خواهد رسید که کنار گذاشته شدند، برای آنکه توطئه کردند.
سيصيب ٱلذين أجرموا صغار عند ٱلله وعذاب شديد بما كانوا يمكرون
هر که را خدا بخواهد راه بنماید، سینهاش را به بیخدشگی نزد خدا میگشاید؛
فمن يرد ٱلله أن يهديه يشرح صدره للإسلم
و هر که را بخواهد گمراه کند، سینهاش را تنگ و دشوارشده میگرداند، گویی در آسمان بالا میرود.
ومن يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا كأنما يصعد في ٱلسمآء
چنین خدا آلودگی را بر کسانی که باور ندارند مینهد.
كذلك يجعل ٱلله ٱلرجس على ٱلذين لا يؤمنون
و این است جادهٔ سرپرست تو، راست.
وهذا صرط ربك مستقيما
نشانهها را برای قومی که به یاد میآورد تفصیل دادیم.
قد فصلنا ٱلءايت لقوم يذكرون
آنان جایگاه آرامش را نزد سرپرستشان دارند،
لهم دار ٱلسلم عند ربهم
و او متحد آنان است، برای آنچه میکردند.
وهو وليهم بما كانوا يعملون
و روزی که همهٔ آنان را گرد خواهد آورد: «ای گروه نهانیان! از آدمیان بسیار برای خود به دست آوردید»؛
ويوم يحشرهم جميعا يمعشر ٱلجن قد ٱستكثرتم من ٱلإنس
و متحدان آنان از آدمیان خواهند گفت: «ای سرپرست ما، از یکدیگر بهره بردیم، و به سررسید خود رسیدیم، آنچه برای ما مقرر کرده بودی.»
وقال أوليآؤهم من ٱلإنس ربنا ٱستمتع بعضنا ببعض وبلغنآ أجلنا ٱلذي أجلت لنا
خواهد گفت: «آتش اقامتگاه شماست، جاودانه در آن میمانید» — مگر آنچه خدا را پسند افتد،
قال ٱلنار مثوىكم خلدين فيهآ إلا ما شآء ٱلله
زیرا سرپرست تو فرزانه و همهچیزدان است.
إن ربك حكيم عليم
و چنین ستمگران را به سبب آنچه به دست میآوردند متحد یکدیگر میگردانیم.
وكذلك نولي بعض ٱلظلمين بعضا بما كانوا يكسبون
«ای گروه نهانیان و آدمیان! آیا فرستادگانی از میان خودتان به سوی شما نیامدند، که نشانههای من را برای شما روایت میکردند و شما را از رویارویی با این روز شما هشدار میدادند؟»
يمعشر ٱلجن وٱلإنس ألم يأتكم رسل منكم يقصون عليكم ءايتي وينذرونكم لقآء يومكم هذا
خواهند گفت: «بر ضد خودمان گواهی میدهیم»؛
قالوا شهدنا على أنفسنا
و زندگی نزدیک آنان را فریفت، و بر ضد خودشان گواهی خواهند داد که انکار میکردند.
وغرتهم ٱلحيوة ٱلدنيا وشهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين
این از آن است که سرپرست تو را نرسد که شهرها را به ستم نابود کند، حال آنکه مردمشان بیخیال باشند.
ذلك أن لم يكن ربك مهلك ٱلقرى بظلم وأهلها غفلون
و برای هر کس درجاتی است، بر پایهٔ آنچه کردهاند.
ولكل درجت مما عملوا
و سرپرست تو از آنچه میکنند بیخیال نیست.
وما ربك بغفل عما يعملون
و سرپرست تو توانگر است، دارندهٔ مهر.
وربك ٱلغني ذو ٱلرحمة
اگر او را پسند افتد، شما را میبرد، و پس از شما آنچه را پسند او افتد جانشین میکند، چنانکه شما را از نسل قومی دیگر پدید آورد.
إن يشأ يذهبكم ويستخلف من بعدكم ما يشآء كمآ أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين
آنچه به شما وعده داده شده است بیگمان خواهد آمد،
إن ما توعدون لءات
و شما نخواهید توانست او را ناتوان کنید.
ومآ أنتم بمعجزين
بگو: «ای قوم من! بر پایهٔ جایگاه خود عمل کنید، زیرا من نیز عمل میکنم.
قل يقوم ٱعملوا على مكانتكم إني عامل
بهزودی خواهید دانست که فرجام آن جایگاه از آنِ کیست،
فسوف تعلمون من تكون له عقبة ٱلدار
زیرا ستمگران کامیاب نمیشوند.»
إنه لا يفلح ٱلظلمون
و برای خدا از آنچه پراکنده است، از کشت و چارپایان، سهمی قرار دادند و گفتند: «این از آنِ خدا است» — به پندار خود — «و این از آنِ انبازهای ماست»؛
وجعلوا لله مما ذرأ من ٱلحرث وٱلأنعم نصيبا فقالوا هذا لله بزعمهم وهذا لشركآئنا
و آنچه برای انبازهایشان مقرر شده است به خدا نمیرسد،
فما كان لشركآئهم فلا يصل إلى ٱلله
در حالی که آنچه برای خدا مقرر شده است، به انبازهایشان میرسد.
وما كان لله فهو يصل إلى شركآئهم
چه بد است داوریشان!
سآء ما يحكمون
و چنین انبازهایشان برای بسیاری از انبازگیرندگان کشتن فرزندانشان را آراستند، تا آنان را به نابودی کشانند و قانونشان را بر آنان درهم کنند.
وكذلك زين لكثير من ٱلمشركين قتل أولدهم شركآؤهم ليردوهم وليلبسوا عليهم دينهم
و اگر خدا را پسند افتاده بود، آن را نمیکردند؛
ولو شآء ٱلله ما فعلوه
پس آنان و آنچه را برمیسازند رها کن.
فذرهم وما يفترون
و گفتند: «اینها چارپایان و کشتی ممنوعاند: مگر کسی که ما را پسند افتد کس از آن نخواهد خورد» — به پندار خود — «و چارپایانی که پشتشان ممنوع است»، و چارپایانی که نام خدا را بر آن یادآوری نمیکنند، به برساختن بر ضد او.
وقالوا هذه أنعم وحرث حجر لا يطعمهآ إلا من نشآء بزعمهم وأنعم حرمت ظهورها وأنعم لا يذكرون ٱسم ٱلله عليها ٱفترآء عليه
به آنان برای آنچه برمیساختند بازپرداخت خواهد داد.
سيجزيهم بما كانوا يفترون
و گفتند: «آنچه در شکم این چارپایان است ویژهٔ مردان ماست، و بر همسران ما ممنوع است»؛
وقالوا ما في بطون هذه ٱلأنعم خالصة لذكورنا ومحرم على أزوجنا
اما اگر مردهزاد باشد، همه در آن شریکاند.
وإن يكن ميتة فهم فيه شركآء
آنان را برای نسبتدادنشان بازپرداخت خواهد داد،
سيجزيهم وصفهم
زیرا او فرزانه و همهچیزدان است.
إنه حكيم عليم
زیانکارند کسانی که فرزندان خود را از سر بیخردی، بیدانش، کشتند، و آنچه را خدا روزیشان داده بود، به برساختن بر ضد خدا، ممنوع شمردند.
قد خسر ٱلذين قتلوا أولدهم سفها بغير علم وحرموا ما رزقهم ٱلله ٱفترآء على ٱلله
گمراه شدند، و راهنمایی نمیپذیرفتند.
قد ضلوا وما كانوا مهتدين
و اوست که باغها، با داربست و بیداربست، و نخل و کشت، با خوراکهای گوناگون، و زیتون و انار، همانند و ناهمانند، پدید آورد.
وهو ٱلذي أنشأ جنت معروشت وغير معروشت وٱلنخل وٱلزرع مختلفا أكله وٱلزيتون وٱلرمان متشبها وغير متشبه
از میوهٔ آن، چون میوه دهد، بخورید، و حق آن را در روز درو آن بدهید،
كلوا من ثمره إذآ أثمر وءاتوا حقه يوم حصاده
اما هدر مدهید،
ولا تسرفوا
زیرا هدردهندگان را دوست ندارد.
إنه لا يحب ٱلمسرفين
و از چارپایان، بارکشها و پشمدارها هستند.
ومن ٱلأنعم حمولة وفرشا
از آنچه خدا روزیتان داده است بخورید،
كلوا مما رزقكم ٱلله
و از گامهای منحرفکننده پیروی نکنید،
ولا تتبعوا خطوت ٱلشيطن
زیرا او برای شما دشمنی آشکار است.
إنه لكم عدو مبين
هشت، جفتجفت:
ثمنية أزوج
از میشها دو، و از بزها دو.
من ٱلضأن ٱثنين ومن ٱلمعز ٱثنين
بگو: «آیا دو نر را ممنوع شمرده است، یا دو ماده را، یا آنچه زهدانهای دو ماده در بر دارد؟
قل ءآلذكرين حرم أم ٱلأنثيين أما ٱشتملت عليه أرحام ٱلأنثيين
مرا با دانشی کامل اطلاع دهید، اگر راستگویید.»
نبوني بعلم إن كنتم صدقين
و از شتران دو، و از گاوها دو.
ومن ٱلإبل ٱثنين ومن ٱلبقر ٱثنين
بگو: «آیا دو نر را ممنوع شمرده است، یا دو ماده را، یا آنچه زهدانهای دو ماده در بر دارد؟
قل ءآلذكرين حرم أم ٱلأنثيين أما ٱشتملت عليه أرحام ٱلأنثيين
یا هنگامی که خدا این را به شما سفارش کرد، گواه بودید؟»
أم كنتم شهدآء إذ وصىكم ٱلله بهذا
پس چه کسی ستمگرتر است از کسی که بر خدا دروغ برمیسازد تا مردم را بیدانش گمراه کند؟
فمن أظلم ممن ٱفترى على ٱلله كذبا ليضل ٱلناس بغير علم
خدا قوم ستمگر را همانا راه نمینماید.
إن ٱلله لا يهدي ٱلقوم ٱلظلمين
بگو: «در آنچه به من پردهبرداری شده است، چیزی ممنوع نمییابم برای هر که بخواهد از آن بخورد، مگر آنکه جانور مرده باشد، یا خون ریخته، یا گوشت خوک — زیرا آن آلودگی است —
قل لآ أجد في مآ أوحي إلى محرما على طاعم يطعمه إلآ أن يكون ميتة أو دما مسفوحا أو لحم خنزير فإنه رجس
یا تجاوزی که به کسی غیر از خدا اختصاص داده شده است.
أو فسقا أهل لغير ٱلله به
اما هر که به آن واداشته شود، بیآنکه سرکش باشد یا از حدود بگذرد — سرپرست تو همانا بسیار بخشاینده و مهربان است.»
فمن ٱضطر غير باغ ولا عاد فإن ربك غفور رحيم
و بر بازگرایان، هر دارندهٔ ناخن نشکافته را ممنوع کردیم: و از گاوان و گوسفندان،
وعلى ٱلذين هادوا حرمنا كل ذي ظفر ومن ٱلبقر وٱلغنم
چربیهایشان را بر آنان ممنوع کردیم، مگر آنچه پشتهایشان حمل میکند، یا رودهها، یا آنچه با استخوانی آمیخته شده است.
حرمنا عليهم شحومهمآ إلا ما حملت ظهورهمآ أو ٱلحوايآ أو ما ٱختلط بعظم
اینگونه آنان را برای زورگوییشان بازپرداخت کردیم،
ذلك جزينهم ببغيهم
و ما بیگمان راستگوییم.
وإنا لصدقون
اگر تو را دروغ بینگارند، آنگاه بگو: «سرپرست شما دارندهٔ مهری فراخ است،
فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة
و سختگیری او نسبت به قوم کنارگذاشتهشدگان بازپس گرفته نخواهد شد.»
ولا يرد بأسه عن ٱلقوم ٱلمجرمين
کسانی که انباز گرفتند خواهند گفت: «اگر خدا را پسند افتاده بود، ما انباز نمیگرفتیم و نه نیاکان ما، و هیچ چیز را ممنوع نمیانگاشتیم.»
سيقول ٱلذين أشركوا لو شآء ٱلله مآ أشركنا ولآ ءابآؤنا ولا حرمنا من شىء
بدینسان کسانی که پیش از آنان بودند دروغ انگاشتند، تا آنکه سختگیری ما را چشیدند.
كذلك كذب ٱلذين من قبلهم حتى ذاقوا بأسنا
بگو: «آیا دانشی دارید که برای ما بیرون آورید؟
قل هل عندكم من علم فتخرجوه لنآ
شما تنها از گمان پیروی میکنید،
إن تتبعون إلا ٱلظن
و شما تنها حدس میزنید.»
وإن أنتم إلا تخرصون
بگو: «دلیل قاطع از آنِ خدا است.
قل فلله ٱلحجة ٱلبلغة
اگر او را پسند افتاده بود، همهٔ شما را راه مینمود.»
فلو شآء لهدىكم أجمعين
بگو: «گواهان خود را بیاورید، کسانی که گواهی میدهند که خدا این را ممنوع انگاشته است.»
قل هلم شهدآءكم ٱلذين يشهدون أن ٱلله حرم هذا
اگر گواهی دهند، با آنان گواهی مده،
فإن شهدوا فلا تشهد معهم
و از هیجانهای کسانی که نشانههای ما را دروغ انگاشتند، و کسانی که به زندگی واپسین باور نمیآورند، و کسانی که برای سرپرست خود وزنههای مقابل مینهند، پیروی نکن.
ولا تتبع أهوآء ٱلذين كذبوا بايتنا وٱلذين لا يؤمنون بٱلءاخرة وهم بربهم يعدلون
بگو: «بیایید تا آنچه را سرپرست شما برای شما مصون از تعرّض ساخته است برخوانم: چیزی را با او انباز نگیرید؛
قل تعالوا أتل ما حرم ربكم عليكم ألا تشركوا به شيا
نیکوکاری با پدر و مادر؛
وبٱلولدين إحسنا
و فرزندان خود را از کمبود نکشید —
ولا تقتلوا أولدكم من إملق
این ما هستیم که شما را روزی میدهیم، و آنان را نیز؛
نحن نرزقكم وإياهم
و به زشتیها، آشکار یا درونی، نزدیک نشوید؛
ولا تقربوا ٱلفوحش ما ظهر منها وما بطن
و خویشتنی را که خدا مصون از تعرّض ساخته است نکشید، مگر آنچه به حق باشد؛
ولا تقتلوا ٱلنفس ٱلتي حرم ٱلله إلا بٱلحق
این است آنچه او شما را به آن سفارش کرد، شاید خرد بورزید.
ذلكم وصىكم به لعلكم تعقلون
و به دارایی یتیم نزدیک نشوید، مگر زیباترین شیوه، تا آنکه به بلوغ کامل برسد؛
ولا تقربوا مال ٱليتيم إلا بٱلتي هي أحسن حتى يبلغ أشده
و پیمانه و ترازو را با وفاداری بدهید، با برابری —
وأوفوا ٱلكيل وٱلميزان بٱلقسط
ما بر هیچ خویشتنی جز ظرفیتش تحمیل نمیکنیم —
لا نكلف نفسا إلا وسعها
و چون سخنی میگویید، دادگر باشید، هرچند در حق نزدیکی باشد؛
وإذا قلتم فٱعدلوا ولو كان ذا قربى
و به پیمان خدا وفادار باشید:
وبعهد ٱلله أوفوا
این است آنچه او شما را به آن سفارش کرد، شاید به یاد آورید.
ذلكم وصىكم به لعلكم تذكرون
و: این جادهٔ راست من است؛ پس از آن پیروی کنید،
وأن هذا صرطي مستقيما فٱتبعوه
و از راهها پیروی نکنید، که شما را از راه او جدا سازند:
ولا تتبعوا ٱلسبل فتفرق بكم عن سبيله
این است آنچه او شما را به آن سفارش کرد، شاید محتاط باشید.»
ذلكم وصىكم به لعلكم تتقون
سپس به موسی نوشتار را دادیم، در کمال برای نیکوکار، در تفصیل هر چیز، در راهنمایی و مهر، شاید به ملاقات سرپرست خود باور میآوردند.
ثم ءاتينا موسى ٱلكتب تماما على ٱلذي أحسن وتفصيلا لكل شىء وهدى ورحمة لعلهم بلقآء ربهم يؤمنون
و این نوشتاری است که ما فرود آوردیم، خجسته؛ پس از آن پیروی کنید و محتاط باشید، شاید به شما مهر ورزیده شود — مبادا بگویید: «نوشتار تنها بر دو گروه پیش از ما فرود آورده شد، و ما بیگمان از بررسیشان بیاعتنا بودیم»، یا بگویید: «اگر نوشتار بر ما فرود آورده میشد، ما بهتر از آنان راه نموده میشدیم.»
وهذا كتب أنزلنه مبارك فٱتبعوه وٱتقوا لعلكم ترحمون أن تقولوا إنمآ أنزل ٱلكتب على طآئفتين من قبلنا وإن كنا عن دراستهم لغفلين أو تقولوا لو أنآ أنزل علينا ٱلكتب لكنآ أهدى منهم
پس برهانی روشن از سوی سرپرست شما، و نیز راهنمایی و مهر، برای شما آمده است.
فقد جآءكم بينة من ربكم وهدى ورحمة
پس چه کسی ستمگرتر است از آن که نشانههای خدا را دروغ انگاشت و از آنها روی گرداند؟
فمن أظلم ممن كذب بايت ٱلله وصدف عنها
کسانی را که از نشانههای ما روی میگردانند، به کیفر بد بازپرداخت خواهیم کرد، بهخاطر آنکه روی گرداندند.
سنجزي ٱلذين يصدفون عن ءايتنا سوء ٱلعذاب بما كانوا يصدفون
آیا جز این انتظار میکشند که کارگزاران به سوی آنان بیایند، یا سرپرست تو بیاید، یا برخی نشانههای سرپرست تو بیایند؟
هل ينظرون إلآ أن تأتيهم ٱلملئكة أو يأتي ربك أو يأتي بعض ءايت ربك
روزی که برخی نشانههای سرپرست تو بیایند، باور خویشتنی به او سود نخواهد رساند، اگر پیشتر باور نیاورده باشد یا در باور خود هیچ نیکیای کسب نکرده باشد.
يوم يأتي بعض ءايت ربك لا ينفع نفسا إيمنها لم تكن ءامنت من قبل أو كسبت في إيمنها خيرا
بگو: «انتظار بکشید،
قل ٱنتظروا
زیرا ما انتظار میکشیم.»
إنا منتظرون
همانا کسانی که قانون خود را چنددسته کردند و دستهدسته شدند، تو در هیچ چیز با آنان پیوند نداری.
إن ٱلذين فرقوا دينهم وكانوا شيعا لست منهم في شىء
کار آنان جز به خدا بازنمیگردد،
إنمآ أمرهم إلى ٱلله
سپس او آنان را از آنچه میکردند اطلاع خواهد داد.
ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون
هر که با کنش نیک بیاید، ده برابرِ همانندش از آنِ او است،
من جآء بٱلحسنة فله عشر أمثالها
و هر که با کنش بد بیاید، جز همانندش بازپرداخت نمیشود، بیآنکه ستم ببیند.
ومن جآء بٱلسيئة فلا يجزى إلا مثلها وهم لا يظلمون
بگو: «سرپرست من مرا همانا به جادهای راست راه نمود،
قل إنني هدىني ربي إلى صرط مستقيم
قانونی راست، آموزهٔ ابراهیم، یکسره رو به خدا؛
دينا قيما ملة إبرهيم حنيفا
و او از شمار انبازگیرندگان نبود.»
وما كان من ٱلمشركين
بگو: «تماس من، کنش نیکوکارانهٔ من، زندگی و مرگ من همانا از آنِ خدا است، سرپرست همهٔ هستیها؛ او را هیچ انبازی نیست.
قل إن صلاتي ونسكي ومحياي ومماتي لله رب ٱلعلمين لا شريك له
و این است آنچه به من دستور داده شد،
وبذلك أمرت
و من نخستین کسانی هستم که نزد خدا بیخدشهاند.»
وأنا أول ٱلمسلمين
بگو: «آیا سرپرستی جز خدا بجویم، حال آنکه او سرپرست هر چیز است؟»
قل أغير ٱلله أبغي ربا وهو رب كل شىء
و هر خویشتنی جز به ضرر خود کسب نمیکند،
ولا تكسب كل نفس إلا عليها
و هیچ باربردارندهای بار دیگری را برنخواهد داشت.
ولا تزر وازرة وزر أخرى
سپس بازگشت شما به سوی سرپرست شما خواهد بود، و او شما را از آنچه در آن اختلاف داشتید اطلاع خواهد داد.
ثم إلى ربكم مرجعكم فينبئكم بما كنتم فيه تختلفون
و اوست که شما را جانشینانی بر زمین ساخت، و برخی را بر برخی در درجهها بالا برد، تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید.
وهو ٱلذي جعلكم خلئف ٱلأرض ورفع بعضكم فوق بعض درجت ليبلوكم في مآ ءاتىكم
سرپرست تو همانا در تنبیه شتابنده است،
إن ربك سريع ٱلعقاب
و او بیگمان بسیار بخشاینده و مهربان است.
وإنه لغفور رحيم