Ash-Shu'ara الشعراء
Will you not guard yourselves? ألا تتقون
The section and its links
Moussa facing Fir'awn, in three parts (26-28; their sequel is section VI)
بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
طسٓمٓ (طا سین میم).
طسم
اینها نشانههای نوشتار روشن است.
تلك ءايت ٱلكتب ٱلمبين
شاید خود را فرسوده کنی از اینکه آنان باورمند نیستند.
لعلك بخع نفسك ألا يكونوا مؤمنين
اگر ما را پسند میافتاد، بر آنان از آسمان نشانهای فرود میآوردیم که گردنهایشان در برابر آن خمشده میماند.
إن نشأ ننزل عليهم من ٱلسمآء ءاية فظلت أعنقهم لها خضعين
و هیچ یادآوری تازهای از بیاندازه مهربان برای آنان نمیآید بیآنکه از آن روی برتابند.
وما يأتيهم من ذكر من ٱلرحمن محدث إلا كانوا عنه معرضين
با این حال دروغ انگاشتند؛ بهزودی اطلاعات آنچه را به مسخره میگرفتند به آنان خواهد رسید.
فقد كذبوا فسيأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون
آیا زمین را ندیدهاند، که در آن از هر جفت بزرگوار چقدر رویاندیم؟
أولم يروا إلى ٱلأرض كم أنبتنا فيها من كل زوج كريم
بیگمان در این نشانهای هست.
إن في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان أكثرهم مؤمنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وإن ربك لهو ٱلعزيز ٱلرحيم
و چون سرپرست تو موسی را ندا داد: «به سوی قوم ستمگر برو، قوم فرعون.
وإذ نادى ربك موسى أن ٱئت ٱلقوم ٱلظلمين قوم فرعون
آیا محتاط نخواهند بود؟»
ألا يتقون
گفت: «ای سرپرست من، میترسم مرا دروغ انگارند؛ و سینهام تنگ میشود و زبانم گشوده نمیشود: پس به سوی هارون بفرست. آنان بر من یک تقصیر دارند و میترسم مرا بکشند.»
قال رب إني أخاف أن يكذبون ويضيق صدري ولا ينطلق لساني فأرسل إلى هرون ولهم على ذنب فأخاف أن يقتلون
گفت: «نه چنین!
قال كلا
هر دو با نشانههای ما بروید؛ ما همانا با شما هستیم، شنوا.
فٱذهبا بايتنآ إنا معكم مستمعون
پس به سوی فرعون بروید و به او بگویید: «ما همانا فرستادهٔ سرپرست همهٔ هستیها هستیم؛ پسران اسرائیل را بگذار با ما بروند.»»
فأتيا فرعون فقولآ إنا رسول رب ٱلعلمين أن أرسل معنا بني إسرءيل
گفت: «آیا تو را در کودکی در میان خود نپروراندیم، و آیا سالهایی از زندگیات را در میان ما نگذراندی؟ و آن کاری را که کردی کردی، و تو از انکارکنندگانی.»
قال ألم نربك فينا وليدا ولبثت فينا من عمرك سنين وفعلت فعلتك ٱلتي فعلت وأنت من ٱلكفرين
گفت: «من آن را در آن هنگام کردم، آنگاه که از گمراهشدگان بودم.
قال فعلتهآ إذا وأنا من ٱلضآلين
پس چون از شما ترسیدم از شما گریختم؛ سپس سرپرست من به من داوری عطا کرد و مرا از فرستادگان قرار داد.
ففررت منكم لما خفتكم فوهب لي ربي حكما وجعلني من ٱلمرسلين
و این دهشی که گمان میکنی به من ارزانی میداری، این است که پسران اسرائیل را به زیر سلطه کشیدهای!»
وتلك نعمة تمنها على أن عبدت بني إسرءيل
فرعون گفت: «و سرپرست همهٔ هستیها چیست؟»
قال فرعون وما رب ٱلعلمين
گفت: «سرپرست آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، اگر از کسانی هستید که با یقین میدانند.»
قال رب ٱلسموت وٱلأرض وما بينهمآ إن كنتم موقنين
به کسانی که پیرامون او بودند گفت: «آیا نمیشنوید؟»
قال لمن حوله ألا تستمعون
گفت: «سرپرست شما و سرپرست نیاکان نخستین شما.»
قال ربكم ورب ءابآئكم ٱلأولين
گفت: «فرستادهٔ شما که به سوی شما فرستاده شده است بیگمان دچار اختلال است.»
قال إن رسولكم ٱلذي أرسل إليكم لمجنون
گفت: «سرپرست خاور و باختر و آنچه میان آنهاست، اگر خرد میورزیدید.»
قال رب ٱلمشرق وٱلمغرب وما بينهمآ إن كنتم تعقلون
گفت: «اگر ایزدی غیر از من بگیری، تو را بیگمان در شمار زندانیان خواهم گذاشت.»
قال لئن ٱتخذت إلها غيري لأجعلنك من ٱلمسجونين
گفت: «حتی اگر چیزی آشکار برایت بیاورم؟»
قال أولو جئتك بشىء مبين
گفت: «پس آن را بیاور، اگر از راستگویانی.»
قال فأت به إن كنت من ٱلصدقين
آنگاه عصای خود را افکند، و ناگاه مار آشکاری گشت؛ و دست خود را بیرون کشید، و ناگاه برای کسانی که مینگریستند سفید بود.
فألقى عصاه فإذا هي ثعبان مبين ونزع يده فإذا هي بيضآء للنظرين
به دربار پیرامون خود گفت: «این بیگمان چشمبند دانا است که میخواهد شما را با چشمبندی خود از زمین شما بیرون کند. پس چه رأی میدهید؟»
قال للملإ حوله إن هذا لسحر عليم يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره فماذا تأمرون
گفتند: «او و برادرش را معلق بگذار، و در پایتختها گردآورندگانی برانگیز، که هر چشمبند بزرگ دانا را نزد تو خواهند آورد.»
قالوا أرجه وأخاه وٱبعث في ٱلمدآئن حشرين يأتوك بكل سحار عليم
پس چشمبندان برای وعدهگاه مقرر روزی شناختهشده گردهم آورده شدند.
فجمع ٱلسحرة لميقت يوم معلوم
و به مردم گفته شد: «آیا گردهم خواهید آمد، به این امید که از چشمبندان پیروی خواهیم کرد، اگر آنان پیروز باشند؟»
وقيل للناس هل أنتم مجتمعون لعلنا نتبع ٱلسحرة إن كانوا هم ٱلغلبين
چون چشمبندان آمدند، به فرعون گفتند: «آیا بهراستی برای ما پاداشی خواهد بود، اگر ما پیروز باشیم؟»
فلما جآء ٱلسحرة قالوا لفرعون أئن لنا لأجرا إن كنا نحن ٱلغلبين
گفت: «آری، و آنگاه شما بیگمان از نزدیکشدگان خواهید بود.»
قال نعم وإنكم إذا لمن ٱلمقربين
موسی به آنان گفت: «بیفکنید آنچه باید بیفکنید.»
قال لهم موسى ألقوا مآ أنتم ملقون
پس ریسمانها و عصاهای خود را افکندند و گفتند: «به قدرت فرعون، ما هستیم که بیگمان پیروز خواهیم بود!»
فألقوا حبالهم وعصيهم وقالوا بعزة فرعون إنا لنحن ٱلغلبون
موسی آنگاه عصای خود را افکند، و ناگاه آنچه را وانمود میکردند میربود.
فألقى موسى عصاه فإذا هي تلقف ما يأفكون
چشمبندان آنگاه پیشانی بر خاک نهاده افکنده شدند.
فألقي ٱلسحرة سجدين
گفتند: «ما به سرپرست همهٔ هستیها باور آوردیم، به سرپرست موسی و هارون.»
قالوا ءامنا برب ٱلعلمين رب موسى وهرون
گفت: «پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او اعتبار دادید! این بیگمان بزرگترِ شما است، آنکه به شما چشمبندی آموخت.
قال ءامنتم له قبل أن ءاذن لكم إنه لكبيركم ٱلذي علمكم ٱلسحر
پس بهزودی خواهید دانست.
فلسوف تعلمون
من دستان و پاهای شما را بیگمان، بهصورت متقابل، بارها خواهم برید و همهٔ شما را بیگمان با هم بر تیرک استوار خواهم کرد.»
لأقطعن أيديكم وأرجلكم من خلف ولأصلبنكم أجمعين
گفتند: «هیچ آسیبی نیست!
قالوا لا ضير
به سوی سرپرست ما است که رو برمیگردانیم.
إنآ إلى ربنا منقلبون
آرزو داریم که سرپرست ما لغزشهای ما را بخشاید، چون ما نخستین باورمندانیم.»
إنا نطمع أن يغفر لنا ربنا خطينآ أن كنآ أول ٱلمؤمنين
و ما به موسی پرده برداشتیم: «شبانه با فرمانبرداران من برو؛ شما تعقیب خواهید شد.»
وأوحينآ إلى موسى أن أسر بعبادي إنكم متبعون
پس فرعون در پایتختها گردآورندگانی فرستاد:
فأرسل فرعون في ٱلمدآئن حشرين
«اینان بیگمان گروهی اندکاند، و اینان ما را بیگمان خشمگین میکنند، و ما همگی با هم بیگمان نیرویی هشیاریم.»
إن هؤلآء لشرذمة قليلون وإنهم لنا لغآئظون وإنا لجميع حذرون
پس آنان را از باغها و چشمهها، و گنجها و مقامی ارجمند بیرون آوردیم.
فأخرجنهم من جنت وعيون وكنوز ومقام كريم
چنین.
كذلك
و ما پسران اسرائیل را وارث آن ساختیم، و آنان را هنگام برآمدن روز تعقیب کردند.
وأورثنها بني إسرءيل فأتبعوهم مشرقين
و چون دو دسته همدیگر را دیدند، همراهان موسی گفتند: «ما بیگمان به چنگ افتادهایم!»
فلما ترءا ٱلجمعان قال أصحب موسى إنا لمدركون
گفت: «نه چنین!
قال كلآ
سرپرست من همانا با من است؛ او مرا راه خواهد نمود.»
إن معي ربي سيهدين
آنگاه به موسی پرده برداشتیم: «دریا را با عصای خود بزن.» پس شکافته شد، و هر بخش چون قلهای سترگ بود.
فأوحينآ إلى موسى أن ٱضرب بعصاك ٱلبحر فٱنفلق فكان كل فرق كٱلطود ٱلعظيم
و ما دیگران را به آنجا نزدیک ساختیم.
وأزلفنا ثم ٱلءاخرين
و ما موسی و همهٔ آنان را که با او بودند نجات دادیم، سپس دیگران را غرق کردیم.
وأنجينا موسى ومن معه أجمعين ثم أغرقنا ٱلءاخرين
بیگمان در این نشانهای هست.
إن في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان أكثرهم مؤمنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وإن ربك لهو ٱلعزيز ٱلرحيم
و اطلاع دربارهٔ ابراهیم را بر آنان برخوان، آنگاه که به پدر و قوم خود گفت: «از چه فرمان میبرید؟»
وٱتل عليهم نبأ إبرهيم إذ قال لأبيه وقومه ما تعبدون
گفتند: «از بتها فرمان میبریم و در کنار آنها مقیم میمانیم.»
قالوا نعبد أصناما فنظل لها عكفين
گفت: «آیا چون آنها را فرابخوانید، میشنوند، یا به شما سود میرسانند، یا به شما آسیب میرسانند؟»
قال هل يسمعونكم إذ تدعون أو ينفعونكم أو يضرون
گفتند: «نه، بلکه نیاکان خود را یافتیم که چنین میکنند.»
قالوا بل وجدنآ ءابآءنا كذلك يفعلون
گفت: «پس آیا دیدهاید آنچه را از آن فرمان میبردید، شما و نیاکان دورتر شما؟ آنان همانا برای من دشمناند،
قال أفرءيتم ما كنتم تعبدون أنتم وءابآؤكم ٱلأقدمون فإنهم عدو لي
مگر سرپرست همهٔ هستیها، آنکه مرا آفرید و مرا راه مینماید،
إلا رب ٱلعلمين ٱلذي خلقني فهو يهدين
و آنکه مرا خوراک میدهد و آب میدهد، و چون بیمار شوم مرا درمان میکند،
وٱلذي هو يطعمني ويسقين وإذا مرضت فهو يشفين
و آنکه مرا خواهد میراند، سپس دوباره زندهام خواهد کرد،
وٱلذي يميتني ثم يحيين
و آنکه آرزو دارم لغزشم را در روز سررسید ببخشاید.
وٱلذي أطمع أن يغفر لي خطيتي يوم ٱلدين
ای سرپرست من، داوری به من عطا کن و مرا به کسانی که شایستهاند ملحق کن،
رب هب لي حكما وألحقني بٱلصلحين
و برای من زبانی راستگو در میان واپسینها قرار ده،
وٱجعل لي لسان صدق في ٱلءاخرين
و مرا از وارثان باغ دهش قرار ده،
وٱجعلني من ورثة جنة ٱلنعيم
و پدرم را ببخشای، زیرا او از گمراهشدگان بود،
وٱغفر لأبي إنه كان من ٱلضآلين
و مرا شرمسار مکن روزی که برانگیخته خواهند شد، روزی که نه مال و نه پسران سودمند نخواهند بود، مگر برای آنکه با هستهای دستنخورده نزد خدا بیاید.»
ولا تخزني يوم يبعثون يوم لا ينفع مال ولا بنون إلا من أتى ٱلله بقلب سليم
و باغ برای محتاطان نزدیک آورده خواهد شد،
وأزلفت ٱلجنة للمتقين
و کوره به سرگشتگان نمایانده خواهد شد.
وبرزت ٱلجحيم للغاوين
و به آنان گفته خواهد شد: «کجایند آنان که غیر از خدا از آنها فرمان میبردید،
وقيل لهم أين ما كنتم تعبدون من دون ٱلله
آیا شما را یاری میرسانند، یا خود را یاری میرسانند؟»
هل ينصرونكم أو ينتصرون
در آن سرنگون خواهند شد، آنان و سرگشتگان، و لشکرهای ابلیس، همگی با هم.
فكبكبوا فيها هم وٱلغاون وجنود إبليس أجمعون
در حالی که در آن با یکدیگر نزاع میکنند، خواهند گفت: «به خدا، ما بیگمان در گمراهیای آشکار بودیم، آنگاه که شما را با سرپرست همهٔ هستیها همتراز میساختیم.
قالوا وهم فيها يختصمون تٱلله إن كنا لفي ضلل مبين إذ نسويكم برب ٱلعلمين
و تنها کنارگذاشتهشدگان بودند که ما را گمراه کردند.
ومآ أضلنآ إلا ٱلمجرمون
پس ما نه میانجیای داریم و نه دوستی گرم.
فما لنا من شفعين ولا صديق حميم
کاش بازپسگیریای داشتیم، از شمار باورمندان میبودیم!»
فلو أن لنا كرة فنكون من ٱلمؤمنين
بیگمان در این نشانهای هست.
إن في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان أكثرهم مؤمنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وإن ربك لهو ٱلعزيز ٱلرحيم
قوم نوح فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كذبت قوم نوح ٱلمرسلين إذ قال لهم أخوهم نوح ألا تتقون إني لكم رسول أمين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فٱتقوا ٱلله وأطيعون
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
ومآ أسلكم عليه من أجر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
إن أجري إلا على رب ٱلعلمين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.»
فٱتقوا ٱلله وأطيعون
گفتند: «آیا به تو اعتماد خواهیم کرد، حال آنکه پستترینها از تو پیروی کردهاند؟»
قالوا أنؤمن لك وٱتبعك ٱلأرذلون
گفت: «من از آنچه میکردند چه میدانم؟
قال وما علمي بما كانوا يعملون
حساب آنان تنها بر عهدهٔ سرپرست من است، کاش حس میکردید.
إن حسابهم إلا على ربي لو تشعرون
و من از کسانی نیستم که باورمندان را طرد میکنند؛ من تنها هشداردهندهای آشکارم.»
ومآ أنا بطارد ٱلمؤمنين إن أنا إلا نذير مبين
گفتند: «اگر دست برنداری، ای نوح، بیگمان از راندهشدگان خواهی بود.»
قالوا لئن لم تنته ينوح لتكونن من ٱلمرجومين
گفت: «ای سرپرست من، قوم من مرا همانا دروغ انگاشتند. پس میان من و آنان گشایشی بگشا و مرا و آن باورمندانی را که با مناند نجات ده.»
قال رب إن قومي كذبون فٱفتح بيني وبينهم فتحا ونجني ومن معي من ٱلمؤمنين
پس او و آنان را که با او بودند در ناوی بارگرفته نجات دادیم.
فأنجينه ومن معه في ٱلفلك ٱلمشحون
سپس پس از آن، آنان را که ماندند غرق کردیم.
ثم أغرقنا بعد ٱلباقين
بیگمان در این نشانهای هست.
إن في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان أكثرهم مؤمنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وإن ربك لهو ٱلعزيز ٱلرحيم
عاد فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان هود به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كذبت عاد ٱلمرسلين إذ قال لهم أخوهم هود ألا تتقون إني لكم رسول أمين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فٱتقوا ٱلله وأطيعون
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
ومآ أسلكم عليه من أجر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
إن أجري إلا على رب ٱلعلمين
آیا بر هر تپه نشانهای میسازید، از سر بازی، و کارگاهها برای خود میگیرید به امید جاودانه ماندن، و چون چنگ میزنید، چون خودکامگان چنگ میزنید؟
أتبنون بكل ريع ءاية تعبثون وتتخذون مصانع لعلكم تخلدون وإذا بطشتم بطشتم جبارين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فٱتقوا ٱلله وأطيعون
و در برابر آنکه شما را از آنچه میدانید مجهز کرد محتاط باشید: شما را با دامها، پسران، باغها و چشمهها مجهز کرد،
وٱتقوا ٱلذي أمدكم بما تعلمون أمدكم بأنعم وبنين وجنت وعيون
زیرا من برای شما از کیفر روزی سترگ میترسم.»
إني أخاف عليكم عذاب يوم عظيم
گفتند: «برای ما یکسان است، چه اندرز دهی و چه از اندرزدهندگان نباشی؛ این تنها خوی پیشینیان است، و ما کیفر داده نخواهیم شد.»
قالوا سوآء علينآ أوعظت أم لم تكن من ٱلوعظين إن هذآ إلا خلق ٱلأولين وما نحن بمعذبين
پس او را دروغ انگاشتند، و ما آنان را ریشهکن کردیم.
فكذبوه فأهلكنهم
بیگمان در این نشانهای هست.
إن في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان أكثرهم مؤمنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وإن ربك لهو ٱلعزيز ٱلرحيم
ثمود فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان صالح به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كذبت ثمود ٱلمرسلين إذ قال لهم أخوهم صلح ألا تتقون إني لكم رسول أمين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فٱتقوا ٱلله وأطيعون
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
ومآ أسلكم عليه من أجر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
إن أجري إلا على رب ٱلعلمين
آیا شما را در اینجا در امنیت خواهند گذاشت، در میان باغها و چشمهها، و کشتزارها و نخلهایی با غلافی نرم، در حالی که خانهها را در کوهها میتراشید، چون کارشناسانی چیرهدست؟
أتتركون في ما ههنآ ءامنين في جنت وعيون وزروع ونخل طلعها هضيم وتنحتون من ٱلجبال بيوتا فرهين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فٱتقوا ٱلله وأطيعون
و از دستور افراطیان گردن منهید، که در زمین فساد میپراکنند و هیچ چیز را سامان نمیدهند.»
ولا تطيعوا أمر ٱلمسرفين ٱلذين يفسدون في ٱلأرض ولا يصلحون
گفتند: «تو تنها از چشمبندیشدگانی؛ تو تنها یک آدمی چون مایی؛ پس نشانهای بیاور، اگر از راستگویانی.»
قالوا إنمآ أنت من ٱلمسحرين مآ أنت إلا بشر مثلنا فأت باية إن كنت من ٱلصدقين
گفت: «این مادهشتری است؛ او نوبت نوشیدن دارد،
قال هذه ناقة لها شرب
و شما در روزی شناختهشده نوبت نوشیدن دارید.
ولكم شرب يوم معلوم
و به او هیچ بدی نرسانید، وگرنه کیفر روزی سترگ شما را فرامیگرفت.»
ولا تمسوها بسوء فيأخذكم عذاب يوم عظيم
اما او را پی کردند، سپس پر از حسرت شدند، و کیفر آنان را فراگرفت.
فعقروها فأصبحوا ندمين فأخذهم ٱلعذاب
بیگمان در این نشانهای هست.
إن في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان أكثرهم مؤمنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وإن ربك لهو ٱلعزيز ٱلرحيم
قوم لوط فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان لوط به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كذبت قوم لوط ٱلمرسلين إذ قال لهم أخوهم لوط ألا تتقون إني لكم رسول أمين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فٱتقوا ٱلله وأطيعون
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
ومآ أسلكم عليه من أجر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
إن أجري إلا على رب ٱلعلمين
آیا شما از میان همهٔ هستیها به سوی نرینهها میآیید و آنچه را سرپرستتان برای شما همسر آفریده است وامیگذارید؟
أتأتون ٱلذكران من ٱلعلمين وتذرون ما خلق لكم ربكم من أزوجكم
بلکه شما قومی هستید که از حدها درمیگذرید.»
بل أنتم قوم عادون
گفتند: «اگر دست برنداری، ای لوط، بیگمان از بیرونراندهشدگان خواهی بود.»
قالوا لئن لم تنته يلوط لتكونن من ٱلمخرجين
گفت: «من همانا از بیزاران رفتار شما هستم.
قال إني لعملكم من ٱلقالين
ای سرپرست من، مرا و خانوادهام را از آنچه میکنند نجات ده.»
رب نجني وأهلي مما يعملون
پس او و نزدیکانش را همه نجات دادیم، مگر پیرزنی از واپسماندگان؛ سپس دیگران را نابود کردیم.
فنجينه وأهله أجمعين إلا عجوزا في ٱلغبرين ثم دمرنا ٱلءاخرين
و ما بر آنان بارانی باراندیم؛
وأمطرنا عليهم مطرا
چه باران بدی، باران آنان که هشدار داده شده بودند!
فسآء مطر ٱلمنذرين
بیگمان در این نشانهای هست.
إن في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان أكثرهم مؤمنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وإن ربك لهو ٱلعزيز ٱلرحيم
همراهان بیشه فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که شعیب به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كذب أصحب ليكة ٱلمرسلين إذ قال لهم شعيب ألا تتقون إني لكم رسول أمين
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
فٱتقوا ٱلله وأطيعون
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
ومآ أسلكم عليه من أجر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
إن أجري إلا على رب ٱلعلمين
پیمانه را با درستی بدهید،
أوفوا ٱلكيل
و از زیانرسانان نباشید.
ولا تكونوا من ٱلمخسرين
و با ترازوی راست وزن کنید،
وزنوا بٱلقسطاس ٱلمستقيم
و مردم را در چیزهایشان کمبهره نسازید،
ولا تبخسوا ٱلناس أشيآءهم
و بر زمین، فسادگرانه، آشوب نپراکنید.
ولا تعثوا في ٱلأرض مفسدين
و در برابر آنکه شما و انبوه نخستینها را آفرید محتاط باشید.»
وٱتقوا ٱلذي خلقكم وٱلجبلة ٱلأولين
گفتند: «تو تنها از چشمبندیشدگانی؛ تو تنها یک آدمی چون مایی، و ما تو را بیگمان از دروغگویان میپنداریم. پس پارهای از آسمان بر ما فروافکن، اگر از راستگویانی.»
قالوا إنمآ أنت من ٱلمسحرين ومآ أنت إلا بشر مثلنا وإن نظنك لمن ٱلكذبين فأسقط علينا كسفا من ٱلسمآء إن كنت من ٱلصدقين
گفت: «سرپرست من به آنچه میکنید بهتر میداند.»
قال ربي أعلم بما تعملون
پس او را دروغ انگاشتند و کیفر روز سایبان آنان را فراگرفت.
فكذبوه فأخذهم عذاب يوم ٱلظلة
آن کیفر روزی سترگ بود.
إنه كان عذاب يوم عظيم
بیگمان در این نشانهای هست.
إن في ذلك لءاية
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كان أكثرهم مؤمنين
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
وإن ربك لهو ٱلعزيز ٱلرحيم
و این بیگمان فرودی است از سرپرست همهٔ هستیها.
وإنه لتنزيل رب ٱلعلمين
جریان مورد اعتماد با آن فرود آمده است، بر هستهٔ تو، تا از هشداردهندگان باشی، به زبانی بیعیب، آشکار.
نزل به ٱلروح ٱلأمين على قلبك لتكون من ٱلمنذرين بلسان عربي مبين
و این بیگمان در فرمهای پیشینیان هست.
وإنه لفي زبر ٱلأولين
آیا برای آنان نشانهای نیست که دانایان پسران اسرائیل آن را بدانند؟
أولم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بني إسرءيل
و اگر آن را بر یکی از کسانی که زبانشان بیعیب نیست فرود آورده بودیم، و او آن را بر آنان خوانده بود، به آن باور نمیآوردند.
ولو نزلنه على بعض ٱلأعجمين فقرأه عليهم ما كانوا به مؤمنين
چنین آن را در هستههای کنارگذاشتهشدگان درآوردیم؛ به آن باور نخواهند آورد تا آنکه کیفر دردناک را ببینند، که ناگهان به آنان خواهد رسید، بیآنکه حس کنند، و آنگاه خواهند گفت: «آیا به ما مهلتی داده خواهد شد؟»
كذلك سلكنه في قلوب ٱلمجرمين لا يؤمنون به حتى يروا ٱلعذاب ٱلأليم فيأتيهم بغتة وهم لا يشعرون فيقولوا هل نحن منظرون
آیا پس کیفر ما را شتاب میجویند؟
أفبعذابنا يستعجلون
میبینی؟ اگر ما آنان را سالها برخوردار کرده باشیم، سپس آنچه به آنان وعده داده میشد به آنان رسیده باشد، آن برخورداری که به آنان داده شد به چه کارشان خواهد آمد؟
أفرءيت إن متعنهم سنين ثم جآءهم ما كانوا يوعدون مآ أغنى عنهم ما كانوا يمتعون
و ما هیچ شهری را ریشهکن نکردیم بیآنکه هشداردهندگانی داشته باشد، بهعنوان یادآوری؛
ومآ أهلكنا من قرية إلا لها منذرون ذكرى
و ما هرگز ستمگر نبودهایم.
وما كنا ظلمين
و منحرفکنندگان نیستند که با آن فرود آمدهاند؛ این برای آنان نمیسزد، و توانایی آن را ندارند.
وما تنزلت به ٱلشيطين وما ينبغي لهم وما يستطيعون
آنان بیگمان از هر گوشسپاری دور داشته شدهاند.
إنهم عن ٱلسمع لمعزولون
پس با خدا ایزد دیگری را فرامخوان، وگرنه از کیفر دادهشدگان میبودی.
فلا تدع مع ٱلله إلها ءاخر فتكون من ٱلمعذبين
و نزدیکترین کسان خود را هشدار ده، و بال خود را برای کسانی که از باورمندان از تو پیروی میکنند فروآر.
وأنذر عشيرتك ٱلأقربين وٱخفض جناحك لمن ٱتبعك من ٱلمؤمنين
اگر از تو فرمان نبردند، آنگاه بگو: «من همانا از آنچه میکنید بیتعهدم.»
فإن عصوك فقل إني بريء مما تعملون
و به آن نیرومند، مهربان وکالت بده، آنکه تو را میبیند هنگامی که ایستادهای، و آمد و شد تو را در میان پیشانیبرخاکنهندگان.
وتوكل على ٱلعزيز ٱلرحيم ٱلذي يرىك حين تقوم وتقلبك في ٱلسجدين
همانا او شنوا، همهچیزدان است.
إنه هو ٱلسميع ٱلعليم
آیا شما را اطلاع دهم که منحرفکنندگان بر چه کسی فرود میآیند؟ بر هر وانمودکنندهٔ کهنهکار، بارگرفته از تخطیها، فرود میآیند. گوش فرامیدهند، و بیشترشان دروغگویند.
هل أنبئكم على من تنزل ٱلشيطين تنزل على كل أفاك أثيم يلقون ٱلسمع وأكثرهم كذبون
و سخنوران فریبا، سرگشتگان از آنان پیروی میکنند.
وٱلشعرآء يتبعهم ٱلغاون
آیا ندیدهای که در هر درهای بیراهه میروند، و آنچه را هرگز نمیکنند میگویند؟
ألم تر أنهم في كل واد يهيمون وأنهم يقولون ما لا يفعلون
مگر کسانی که باور آوردند، کردارهای شایسته بهجا آوردند، خدا را فراوان به یاد آوردند، و پس از آنکه ستم بر آنان رفت خود را یاری رساندند؛
إلا ٱلذين ءامنوا وعملوا ٱلصلحت وذكروا ٱلله كثيرا وٱنتصروا من بعد ما ظلموا
و کسانی که ستم کردند، بهزودی خواهند دانست که رویگردانیشان به چه واژگونیای میانجامد.
وسيعلم ٱلذين ظلموا أى منقلب ينقلبون