Al-Waqi'a الواقعة
You will be three categories أزواج ثلاثة
Summary and links in the frieze
In the frieze He learns that he will be in one of three categories, watches a death, and is commanded to glorify.
Read just before, 57 leads here: Race toward forgiveness and a garden (57:21); the next sura shows the forerunners, brought near, in the gardens of bliss. 57
It leads to 55: It is a noble Recitation, a descent from the Guardian of all beings (56:77-80); the next sura opens: the All-Benevolent taught the Recitation. 55
Closes on “By the glorious Recitation”
بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
چون رویداد رخ دهد، هیچکس نخواهد توانست رخدادنش را دروغ انگارد.
إذا وقعت ٱلواقعة ليس لوقعتها كاذبة
پایینآورنده، بالابرنده — آنگاه که زمین با لرزشی سخت لرزانده خواهد شد، و کوهها با خردکردنی تمام خرد خواهند شد، و غباری پراکنده خواهند گشت، و شما سه دسته خواهید بود.
خافضة رافعة إذا رجت ٱلأرض رجا وبست ٱلجبال بسا فكانت هبآء منبثا وكنتم أزوجا ثلثة
یاران سمت راست — یاران سمت راست چهاند؟
فأصحب ٱلميمنة مآ أصحب ٱلميمنة
و یاران سمت چپ — یاران سمت چپ چهاند؟
وأصحب ٱلمشمة مآ أصحب ٱلمشمة
و پیشیگیرندگان، پیشیگیرندگان...
وٱلسبقون ٱلسبقون
آنان نزدیکشدگاناند، در باغهای دهش.
أولئك ٱلمقربون في جنت ٱلنعيم
گروهی انبوه از نخستینها و اندکی از واپسینها، بر تختهای بافته، تکیهزده بر آن، رو به روی هم.
ثلة من ٱلأولين وقليل من ٱلءاخرين على سرر موضونة متكين عليها متقبلين
کودکانی جاودانهگرداندهشده با جامها، ابریقها و پیالهای از آب چشمه — که از آن نه دچار سردرد خواهند شد و نه مست کرده خواهند شد — و خوشخوراکیهایی که برخواهند گزید، و گوشت پرندهای که آرزو خواهند کرد، گرداگرد آنان رفتوآمد خواهند کرد.
يطوف عليهم ولدن مخلدون بأكواب وأباريق وكأس من معين لا يصدعون عنها ولا ينزفون وفكهة مما يتخيرون ولحم طير مما يشتهون
و همدمانِ پشتیبان، همانند مرواریدِ نیک پنهانشده، در بازپرداخت آنچه میکردند.
وحور عين كأمثل ٱللؤلؤ ٱلمكنون جزآء بما كانوا يعملون
در آن نه بیهودگی خواهند شنید و نه برانگیختن به تخطی.
لا يسمعون فيها لغوا ولا تأثيما
جز سخنی: «آرامش، آرامش».
إلا قيلا سلما سلما
و یاران راست — یاران راست چهاند؟
وأصحب ٱليمين مآ أصحب ٱليمين
در میان کُنارهای بیخار، موزهایی با خوشههای روی هم چیده، سایهای گسترده، آبی روان و بیتوقف، خوشخوراکیهای فراوان، بیگسست و بیمانع، و بسترهای برافراشته.
في سدر مخضود وطلح منضود وظل ممدود ومآء مسكوب وفكهة كثيرة لا مقطوعة ولا ممنوعة وفرش مرفوعة
ما آنان را به پیدایشی پدید آوردیم، و از آنان موجوداتی آغازین ساختیم، دوستدار، بارور و همتبار، برای یاران راست.
إنآ أنشأنهن إنشآء فجعلنهن أبكارا عربا أترابا لأصحب ٱليمين
گروهی از نخستینها و گروهی از واپسینها.
ثلة من ٱلأولين وثلة من ٱلءاخرين
و یاران چپ — یاران چپ چهاند؟
وأصحب ٱلشمال مآ أصحب ٱلشمال
در بادی سوزان، آبی جوشان، و سایهای از دود سیاه — نه خنک و نه بخشنده.
في سموم وحميم وظل من يحموم لا بارد ولا كريم
آنان پیشتر ثروتمند بودند.
إنهم كانوا قبل ذلك مترفين
و بر سوگندشکنیِ سترگ پافشاری میکردند.
وكانوا يصرون على ٱلحنث ٱلعظيم
و میگفتند: «آنگاه که مرده، خاک و استخوان خواهیم بود، آیا واقعاً برانگیخته خواهیم شد؟ و نیاکان نخستین ما نیز؟»
وكانوا يقولون أئذا متنا وكنا ترابا وعظما أءنا لمبعوثون أوءابآؤنا ٱلأولون
بگو: «نخستینها و واپسینها بیگمان در وعدهگاهی معین از روزی شناختهشده فراهم آورده خواهند شد.
قل إن ٱلأولين وٱلءاخرين لمجموعون إلى ميقت يوم معلوم
سپس شما، ای گمراهان دروغانگار، بیگمان از درخت زقوم خواهید خورد، شکمهایتان را از آن پر خواهید کرد، و بیدرنگ بر آن آبی جوشان خواهید نوشید، چنانکه شتران تشنه مینوشند.»
ثم إنكم أيها ٱلضآلون ٱلمكذبون لءاكلون من شجر من زقوم فمالون منها ٱلبطون فشربون عليه من ٱلحميم فشربون شرب ٱلهيم
این است پذیرایی آنان در روز سررسید.
هذا نزلهم يوم ٱلدين
ماییم که شما را آفریدیم.
نحن خلقنكم
پس چرا راستگو اعلام نمیکنید؟
فلولا تصدقون
پس آیا آنچه را میریزید دیدهاید؟ آیا شما آن را میآفرینید، یا ما آفرینندهایم؟
أفرءيتم ما تمنون ءأنتم تخلقونه أم نحن ٱلخلقون
ماییم که مرگ را در میان شما مقرر کردیم، و ما پیشی گرفته نمیشویم: میتوانیم همانندان شما را جایگزین شما کنیم و شما را در آنچه نمیدانید پدید آوریم.
نحن قدرنا بينكم ٱلموت وما نحن بمسبوقين على أن نبدل أمثلكم وننشئكم في ما لا تعلمون
و شما همانا پیدایشِ نخست را شناختهاید.
ولقد علمتم ٱلنشأة ٱلأولى
پس چرا به یاد نمیآورید؟
فلولا تذكرون
پس آیا آنچه را شخم میزنید دیدهاید؟ آیا شما آن را میکارید، یا ما کارندهایم؟
أفرءيتم ما تحرثون ءأنتم تزرعونه أم نحن ٱلزرعون
اگر ما را پسند میافتاد، آن را خردهریز میساختیم، و شما میماندید در حالی که زاری میکردید: «ما بیگمان بدهکار شدهایم! بلکه ما محروم شدهایم.»
لو نشآء لجعلنه حطما فظلتم تفكهون إنا لمغرمون بل نحن محرومون
پس آیا آبی را که مینوشید دیدهاید؟ آیا شما آن را از ابرها فرود آوردهاید، یا ما فرود آورندهایم؟
أفرءيتم ٱلمآء ٱلذي تشربون ءأنتم أنزلتموه من ٱلمزن أم نحن ٱلمنزلون
اگر ما را پسند میافتاد، آن را تلخ میساختیم.
لو نشآء جعلنه أجاجا
پس چرا سپاسگزار نیستید؟
فلولا تشكرون
پس آیا آتشی را که میافروزید دیدهاید؟ آیا شما درخت آن را پدید آوردهاید، یا ما پدیدآورندهایم؟
أفرءيتم ٱلنار ٱلتي تورون ءأنتم أنشأتم شجرتهآ أم نحن ٱلمنشون
ما آن را مایهٔ یادآوری و بهرهای برای کسانی که خود را توانمند میدانند ساختیم.
نحن جعلنها تذكرة ومتعا للمقوين
پس به نام سرپرست خود، آن سترگ، شکوه بسرای.
فسبح بٱسم ربك ٱلعظيم
نه! من سوگند میخورم به جایگاه ستارگان — و این بیگمان سوگندی سترگ است، اگر بدانید — که این بیگمان خوانشی والاست، در نوشتاری نیک پنهانشده، که جز پاکشدگان آن را لمس نمیکنند.
فلآ أقسم بموقع ٱلنجوم وإنه لقسم لو تعلمون عظيم إنه لقرءان كريم في كتب مكنون لا يمسه إلا ٱلمطهرون
فرودی از سرپرستِ همهٔ هستیها.
تنزيل من رب ٱلعلمين
آیا با این گفتار سهلانگارانه برخورد میکنید، و روزی خود را در این میگذارید که دروغ انگارید؟
أفبهذا ٱلحديث أنتم مدهنون وتجعلون رزقكم أنكم تكذبون
پس چرا، آنگاه که به گلو برسد، و شما در آن دم مینگرید، و ما به او از شما نزدیکتریم، اما شما روشن نمیبینید — پس چرا، اگر وامدار نبودید، آن را بازنمیگردانید، اگر راستگو هستید؟
فلولآ إذا بلغت ٱلحلقوم وأنتم حينئذ تنظرون ونحن أقرب إليه منكم ولكن لا تبصرون فلولآ إن كنتم غير مدينين ترجعونهآ إن كنتم صدقين
اما آنکه از شمار نزدیکشدگان است: آسایش، عطر، و باغی از دهش.
فأمآ إن كان من ٱلمقربين فروح وريحان وجنت نعيم
و اما آنکه از شمار یاران راست است: «آرامش بر تو»، از سوی یاران راست.
وأمآ إن كان من أصحب ٱليمين فسلم لك من أصحب ٱليمين
و اما آنکه از شمار دروغانگارندگان گمراه است: پذیراییِ آبی جوشان و سوختنی در کوره.
وأمآ إن كان من ٱلمكذبين ٱلضآلين فنزل من حميم وتصلية جحيم
این بیگمان حقیقتِ یقین است.
إن هذا لهو حق ٱليقين
پس به نام سرپرست خود، آن سترگ، شکوه بسرای.
فسبح بٱسم ربك ٱلعظيم