Al-Furqan الفرقان
The obedient ones of the All-Benevolent وعباد الرحمن
The section and its links
The All-Benevolent and His obedient ones (19-20, then 21-25)
What was shown before: “The obedient ones of the All-Benevolent” close what 19 opens. 19
بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
خجسته باد آنکه بازشناسی را بر فرمانبردار خود فرود آورد، تا برای همهٔ هستیها هشداردهنده باشد،
تبارك ٱلذي نزل ٱلفرقان على عبده ليكون للعلمين نذيرا
آنکه پادشاهی آسمانها و زمین از آنِ او است، که فرزندی برای خود برنگرفته است و در پادشاهی انبازی ندارد،
ٱلذي له ملك ٱلسموت وٱلأرض ولم يتخذ ولدا ولم يكن له شريك في ٱلملك
و هر چیز را آفرید و آن را با دقت اندازه گرفت.
وخلق كل شىء فقدره تقديرا
اما غیر از او ایزدانی برگرفتند که هیچ نمیآفرینند و خود آفریدهاند، که برای خود نه آسیب و نه سود در اختیار دارند، و نه مرگ، نه زندگی و نه گسترش در اختیار دارند.
وٱتخذوا من دونه ءالهة لا يخلقون شيا وهم يخلقون ولا يملكون لأنفسهم ضرا ولا نفعا ولا يملكون موتا ولا حيوة ولا نشورا
و انکارکنندگان میگویند: «این جز وارونهنماییای که او برساخته نیست، و گروهی دیگر او را در آن یاری کردهاند.»
وقال ٱلذين كفروا إن هذآ إلآ إفك ٱفترىه وأعانه عليه قوم ءاخرون
بدینسان با ستم و جعل آمدند، میگویند: «اینها افسانههای پیشینیان است که خودش رونویسی کرده، و بامدادان و هنگام بازگشت به خانه بر او املا میشود.»
فقد جآءو ظلما وزورا وقالوا أسطير ٱلأولين ٱكتتبها فهي تملى عليه بكرة وأصيلا
بگو: «آنکه راز آسمانها و زمین را میداند آن را فرود آورده است،
قل أنزله ٱلذي يعلم ٱلسر في ٱلسموت وٱلأرض
زیرا او بسیار بخشاینده و مهربان است.»
إنه كان غفورا رحيما
و میگویند: «این فرستاده را پس چه شده است که خوراک میخورد و در بازارها راه میرود؟ چرا کارگزاری به سوی او فرود آورده نشده که با او هشداردهنده باشد، یا چرا گنجی به او افکنده نمیشود، یا چرا باغی ندارد که از آن بخورد!»
وقالوا مال هذا ٱلرسول يأكل ٱلطعام ويمشي في ٱلأسواق لولآ أنزل إليه ملك فيكون معه نذيرا أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنة يأكل منها
و ستمگران میگویند: «شما جز از مردی چشمبندیشده پیروی نمیکنید.»
وقال ٱلظلمون إن تتبعون إلا رجلا مسحورا
بنگر چگونه مثلها را دربارهٔ تو چند برابر کردند، و چنین گمراه شدند: پس نمیتوانند راهی بیابند.
ٱنظر كيف ضربوا لك ٱلأمثل فضلوا فلا يستطيعون سبيلا
خجسته باد آنکه، اگر پسندش میافتاد، برای تو بهتر از این میکرد: باغهایی که رودها از زیر آنها جاری است، و برای تو کاخها میساخت.
تبارك ٱلذي إن شآء جعل لك خيرا من ذلك جنت تجري من تحتها ٱلأنهر ويجعل لك قصورا
اما بلکه آن لحظه را دروغ انگاشتند.
بل كذبوا بٱلساعة
و برای هر که آن لحظه را دروغ انگارد، اخگرِ افروخته را آماده کردهایم. چون اخگر آنان را از جایی دور ببیند، خروش آن و نالهای را خواهند شنید.
وأعتدنا لمن كذب بٱلساعة سعيرا إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيظا وزفيرا
و چون آنان را در جایی تنگ، به هم زنجیر شده، در آن افکنند، در آنجا نابودی خود را خواهند خواند.
وإذآ ألقوا منها مكانا ضيقا مقرنين دعوا هنالك ثبورا
امروز یک نابودی را مخوانید، بلکه نابودیهای بسیار را بخوانید.
لا تدعوا ٱليوم ثبورا وحدا وٱدعوا ثبورا كثيرا
بگو: «آیا این بهتر است، یا باغ جاودانگی که به محتاطان وعده داده شده است؟
قل أذلك خير أم جنة ٱلخلد ٱلتي وعد ٱلمتقون
برای آنان بازپرداخت و مقصد خواهد بود.»
كانت لهم جزآء ومصيرا
در آنجا آنچه را پسندشان افتد خواهند داشت، جاودانه ماندگار،
لهم فيها ما يشآءون خلدين
این از سوی سرپرست تو وعدهای است که مطالبه میشود.
كان على ربك وعدا مسولا
و روزی که آنان را و آنچه را غیر از خدا فرمان میبردند گرد آورد، خواهد گفت: «آیا شما بودید که این فرمانبرداران مرا گمراه کردید، یا خود از راه گمراه شدند؟»
ويوم يحشرهم وما يعبدون من دون ٱلله فيقول ءأنتم أضللتم عبادي هؤلآء أم هم ضلوا ٱلسبيل
خواهند گفت: «شکوه بر تو باد! ما را نمیسزید که غیر از تو متحدانی بگیریم؛
قالوا سبحنك ما كان ينبغي لنآ أن نتخذ من دونك من أوليآء
اما تو آنان و نیاکانشان را برخوردار کردی تا آنکه یادآوری را فراموش کردند و قومی پژمرده شدند.»
ولكن متعتهم وءابآءهم حتى نسوا ٱلذكر وكانوا قوما بورا
پس آنان شما را در آنچه میگویید دروغ انگاشتهاند؛ نه میتوانند دور کنند و نه یاری رسانند.
فقد كذبوكم بما تقولون فما تستطيعون صرفا ولا نصرا
و هر که از میان شما ستم کند، به او کیفری بزرگ خواهیم چشاند.
ومن يظلم منكم نذقه عذابا كبيرا
ما پیش از تو هیچیک از فرستادگان را نفرستادیم بیآنکه بیگمان خوراک بخورند و در بازارها راه بروند.
ومآ أرسلنا قبلك من ٱلمرسلين إلآ إنهم ليأكلون ٱلطعام ويمشون في ٱلأسواق
و ما شما را، برخی را برای برخی دیگر، آزمونی قرار دادیم،
وجعلنا بعضكم لبعض فتنة
تا ببینیم آیا تاب خواهید آورد.
أتصبرون
سرپرست تو بینا است.
وكان ربك بصيرا
و کسانی که روبهرویی با ما را امید نمیدارند، میگویند: «چرا کارگزاران بر ما فرود آورده نمیشوند، یا چرا سرپرست خود را نمیبینیم!»
وقال ٱلذين لا يرجون لقآءنا لولآ أنزل علينا ٱلملئكة أو نرى ربنا
همانا در خویش سخت خودبزرگبین شدند و گستاخیای سترگ ورزیدند.
لقد ٱستكبروا في أنفسهم وعتو عتوا كبيرا
روزی که کارگزاران را ببینند، در آن روز برای کنارگذاشتهشدگان هیچ مژدهای نخواهد بود،
يوم يرون ٱلملئكة لا بشرى يومئذ للمجرمين
و خواهند گفت: «مرز
ويقولون حجرا
گذرناپذیر!»
محجورا
و ما به سوی هر کرداری که انجام دادند پیش رفتیم و آن را گردی پراکنده ساختیم.
وقدمنآ إلى ما عملوا من عمل فجعلنه هبآء منثورا
همراهان باغ، در آن روز، قرارگاهی بهتر و استراحتگاهی نیمروزی زیباتر خواهند داشت.
أصحب ٱلجنة يومئذ خير مستقرا وأحسن مقيلا
و روزی که آسمان با ابرها شکافته خواهد شد و کارگزاران فرود آورده خواهند شد، فرودی کامل،
ويوم تشقق ٱلسمآء بٱلغمم ونزل ٱلملئكة تنزيلا
پادشاهی، در آن روز، به حقیقت، از آنِ بیاندازه مهربان خواهد بود،
ٱلملك يومئذ ٱلحق للرحمن
و برای انکارکنندگان روزی دشوار خواهد بود.
وكان يوما على ٱلكفرين عسيرا
و روزی که ستمگر دستان خود را خواهد گزید، خواهد گفت: «آه، کاش با فرستاده راهی در پیش گرفته بودم! وای بر من! کاش فلانی را دوست نزدیک نگرفته بودم! او همانا مرا، پس از آنکه به من رسید، از یادآوری دور گمراه کرد.»
ويوم يعض ٱلظالم على يديه يقول يليتني ٱتخذت مع ٱلرسول سبيلا يويلتى ليتني لم أتخذ فلانا خليلا لقد أضلني عن ٱلذكر بعد إذ جآءني
منحرفکننده برای انسان همواره رهاکننده است.
وكان ٱلشيطن للإنسن خذولا
و فرستاده گفت: «ای سرپرست من، قوم من همانا این خوانش را ترک کردهاند.»
وقال ٱلرسول يرب إن قومي ٱتخذوا هذا ٱلقرءان مهجورا
چنین برای هر اطلاعدهندهای دشمنی از میان کنارگذاشتهشدگان گماشتیم.
وكذلك جعلنا لكل نبي عدوا من ٱلمجرمين
و سرپرست تو بهعنوان راهنما و یاری کافی است.
وكفى بربك هاديا ونصيرا
و کسانی که انکار میکنند میگویند: «چرا خوانش یکباره بر او فرود آورده نشد!»
وقال ٱلذين كفروا لولا نزل عليه ٱلقرءان جملة وحدة
چنین، برای استوار ساختن آگاهی تو بهوسیلهٔ آن —
كذلك لنثبت به فؤادك
و ما آن را به نظمی سنجیده ترتیب دادیم.
ورتلنه ترتيلا
و هیچ مثالی برای تو نمیآورند بیآنکه ما حقیقت و توضیحی زیباتر برای تو بیاوریم.
ولا يأتونك بمثل إلا جئنك بٱلحق وأحسن تفسيرا
کسانی که بر چهرههای خود به سوی جهنم گردآوری خواهند شد، آنان بدترین جایگاه و گمراهترین راه را دارند.
ٱلذين يحشرون على وجوههم إلى جهنم أولئك شر مكانا وأضل سبيلا
ما همانا به موسی نوشتار دادیم و برادرش هارون را همراه او دستیار قرار دادیم.
ولقد ءاتينا موسى ٱلكتب وجعلنا معه أخاه هرون وزيرا
گفتیم: «هر دو به سوی قومی بروید که نشانههای ما را دروغ انگاشتند.»
فقلنا ٱذهبآ إلى ٱلقوم ٱلذين كذبوا بايتنا
و ما آنان را با نابودیای کامل نابود کردیم.
فدمرنهم تدميرا
و قوم نوح، آنگاه که فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنان را غرق کردیم و از آنان نشانهای برای انسانها ساختیم.
وقوم نوح لما كذبوا ٱلرسل أغرقنهم وجعلنهم للناس ءاية
و ما برای ستمگران کیفری دردناک آماده کردیم.
وأعتدنا للظلمين عذابا أليما
و عاد و ثمود و همراهان رس، و نسلهای بسیار میان این زمانها،
وعادا وثمودا وأصحب ٱلرس وقرونا بين ذلك كثيرا
و برای هر یک مثالها را چند برابر کردیم،
وكلا ضربنا له ٱلأمثل
و هر یک را یکسره ویران کردیم.
وكلا تبرنا تتبيرا
آنان با این حال بر شهری گذشتهاند که بر آن بارانی شوم باریده شد:
ولقد أتوا على ٱلقرية ٱلتي أمطرت مطر ٱلسوء
آیا پس آن را نمیدیدند؟
أفلم يكونوا يرونها
اما هیچ گسترشی را امید نمیداشتند.
بل كانوا لا يرجون نشورا
و چون تو را ببینند، تو را تنها به مسخره میگیرند:
وإذا رأوك إن يتخذونك إلا هزوا
«آیا این همان کسی است که خدا او را بهعنوان فرستاده برانگیخته است؟ بیگمان نزدیک بود ما را از ایزدان ما دور گمراه کند، اگر بر آنها استوار نمانده بودیم!»
أهذا ٱلذي بعث ٱلله رسولا إن كاد ليضلنا عن ءالهتنا لولآ أن صبرنا عليها
و چون کیفر را ببینند، خواهند دانست چه کسی از راه گمراهتر بود.
وسوف يعلمون حين يرون ٱلعذاب من أضل سبيلا
آیا آنکس را دیدهای که هیجان خود را ایزد خود گرفته است؟ آیا پس تو وکیل او میبودی؟
أرءيت من ٱتخذ إلهه هوىه أفأنت تكون عليه وكيلا
یا گمان میکنی که بیشتر آنان میشنوند یا خرد میورزند؟
أم تحسب أن أكثرهم يسمعون أو يعقلون
آنان تنها مانند داماند — نه، از راه حتی گمراهترند.
إن هم إلا كٱلأنعم بل هم أضل سبيلا
آیا سرپرست خود را ندیدهای، که چگونه سایه را میگستراند؟
ألم تر إلى ربك كيف مد ٱلظل
و اگر او را پسند افتاده بود، آن را ساکن میساخت.
ولو شآء لجعله ساكنا
سپس خورشید را نشانگر آن قرار دادیم؛ سپس آن را با بازگرفتنی آسان به سوی خود بازگرفتیم.
ثم جعلنا ٱلشمس عليه دليلا ثم قبضنه إلينا قبضا يسيرا
اوست که برای شما شب را پوشاکی، خواب را آسایشی و روز را زمان گسترش قرار داد.
وهو ٱلذي جعل لكم ٱليل لباسا وٱلنوم سباتا وجعل ٱلنهار نشورا
اوست که بادها را فرستاد، گسترده در پیشاپیش مهر خود،
وهو ٱلذي أرسل ٱلريح بشرا بين يدى رحمته
و ما از آسمان آبی پاککننده فرود آوردیم، تا بهوسیلهٔ آن سرزمینی مرده را دوباره زنده سازیم و از آنچه آفریدهایم، بسیاری از دامها و انسانها را از آن سیراب کنیم.
وأنزلنا من ٱلسمآء مآء طهورا لنحي به بلدة ميتا ونسقيه مما خلقنآ أنعما وأناسي كثيرا
ما آن را همانا میان آنان گوناگون ساختهایم تا به یاد آورند؛ اما بیشتر انسانها همهچیز را نپذیرفتند، مگر انکار را.
ولقد صرفنه بينهم ليذكروا فأبى أكثر ٱلناس إلا كفورا
و اگر ما را پسند افتاده بود، در هر شهر هشداردهندهای برمیانگیختیم.
ولو شئنا لبعثنا في كل قرية نذيرا
پس به انکارکنندگان گردن منه،
فلا تطع ٱلكفرين
و بهوسیلهٔ آن با آنان مبارزهای بزرگ کن.
وجهدهم به جهادا كبيرا
اوست که دو دریا را درهم ریخت: این یکی شیرین و تشنگیبر، و آن یکی شور و تلخ.
وهو ٱلذي مرج ٱلبحرين هذا عذب فرات وهذا ملح أجاج
و میان آن دو حایلی و مرزی گذرناپذیر نهاد.
وجعل بينهما برزخا وحجرا محجورا
اوست که از آب یک آدمی آفرید و برای او نسب و پیوند قرار داد.
وهو ٱلذي خلق من ٱلمآء بشرا فجعله نسبا وصهرا
سرپرست تو توانا است.
وكان ربك قديرا
و غیر از خدا از چیزی فرمان میبرند که نه به آنان سود میرساند و نه به آنان آسیب میرساند؛
ويعبدون من دون ٱلله ما لا ينفعهم ولا يضرهم
و انکارکننده بر ضد سرپرست خود پشتیبانی برای خود میگیرد.
وكان ٱلكافر على ربه ظهيرا
ما تو را نفرستادیم مگر بهعنوان مژدهدهنده و هشداردهنده.
ومآ أرسلنك إلا مبشرا ونذيرا
بگو: «من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم، مگر اینکه هر که را پسند افتد راهی به سوی سرپرست خود در پیش گیرد.»
قل مآ أسلكم عليه من أجر إلا من شآء أن يتخذ إلى ربه سبيلا
و به آن زندهای که نمیمیرد وکالت بده،
وتوكل على ٱلحى ٱلذي لا يموت
و با ستودن او، شکوه او را بسرا.
وسبح بحمده
و او برای باخبر بودن از تقصیرهای فرمانبرداران خود کافی است.
وكفى به بذنوب عباده خبيرا
آنکه آسمانها و زمین و آنچه را میان آنهاست در شش روز آفرید، سپس بر بنا مستقر شد —
ٱلذي خلق ٱلسموت وٱلأرض وما بينهما في ستة أيام ثم ٱستوى على ٱلعرش
بیاندازه مهربان.
ٱلرحمن
پس دربارهٔ او از باخبری بپرس.
فسل به خبيرا
و چون به آنان گفته شود: «برای بیاندازه مهربان پیشانی بر خاک نهید»، میگویند: «بیاندازه مهربان چیست؟
وإذا قيل لهم ٱسجدوا للرحمن قالوا وما ٱلرحمن
آیا ما برای آنچه تو به ما دستور میدهی پیشانی بر خاک نهیم؟» و این تنها نفرت آنان را میافزاید.
أنسجد لما تأمرنا وزادهم نفورا
خجسته باد آنکه در آسمان صورتهای فلکی نهاد و در آن چراغی و ماهی روشناییبخش نهاد.
تبارك ٱلذي جعل في ٱلسمآء بروجا وجعل فيها سرجا وقمرا منيرا
اوست که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد، برای هر که بخواهد به یاد آورد یا بخواهد سپاسگزار باشد.
وهو ٱلذي جعل ٱليل وٱلنهار خلفة لمن أراد أن يذكر أو أراد شكورا
و فرمانبرداران بیاندازه مهربان کسانیاند که بر زمین با متانت راه میروند و چون نادانان آنان را مخاطب سازند، میگویند: «آرامش.»
وعباد ٱلرحمن ٱلذين يمشون على ٱلأرض هونا وإذا خاطبهم ٱلجهلون قالوا سلما
و کسانی که شب را برای سرپرست خود پیشانی بر خاک نهاده و ایستاده سپری میکنند،
وٱلذين يبيتون لربهم سجدا وقيما
و کسانی که میگویند: «ای سرپرست ما، کیفر جهنم را از ما دور کن — زیرا کیفر آن باری پیشبینینشده است؛
وٱلذين يقولون ربنا ٱصرف عنا عذاب جهنم إن عذابها كان غراما
همانا آن بد قرارگاه و بد جایگاهی برای ماندن است» —
إنها سآءت مستقرا ومقاما
و کسانی که چون هزینه میکنند، نه ولخرجی میکنند و نه خست میورزند، و میان این دو با اندازهٔ درست ایستادهاند،
وٱلذين إذآ أنفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قواما
و کسانی که با خدا هیچ ایزد دیگری را فرانمیخوانند، و خویشتنی را که خدا مصون از تعرّض گردانده است نمیکشند، مگر به حق، و زنا نمیکنند —
وٱلذين لا يدعون مع ٱلله إلها ءاخر ولا يقتلون ٱلنفس ٱلتي حرم ٱلله إلا بٱلحق ولا يزنون
و هر که این کند با تخطیای سنگین روبهرو خواهد شد: کیفر برای او در روز حضور دوچندان خواهد شد و او در آن خوار جاودانه خواهد ماند، مگر آنکه پشیمان شد، باور آورد و کرداری شایسته بهجا آورد — آنان را، خدا کنشهای بدشان را به کنشهای نیک تبدیل خواهد کرد،
ومن يفعل ذلك يلق أثاما يضعف له ٱلعذاب يوم ٱلقيمة ويخلد فيه مهانا إلا من تاب وءامن وعمل عملا صلحا فأولئك يبدل ٱلله سياتهم حسنت
و خدا بسیار بخشاینده و مهربان است.
وكان ٱلله غفورا رحيما
و هر که پشیمان شود و کرداری شایسته بهجا آورد، همانا به سوی خدا بازمیگردد، با پشیمانی کامل.
ومن تاب وعمل صلحا فإنه يتوب إلى ٱلله متابا
و کسانی که بر جعل گواهی نمیدهند و چون بر بیهودگیها میگذرند، با وقار میگذرند،
وٱلذين لا يشهدون ٱلزور وإذا مروا بٱللغو مروا كراما
و کسانی که چون با نشانههای سرپرستشان به یادشان آورده شود، کر و کور بر آنها نمیافتند،
وٱلذين إذا ذكروا بايت ربهم لم يخروا عليها صما وعميانا
و کسانی که میگویند: «ای سرپرست ما، به ما عطا کن، از همسران و نوادگان ما، خنکی نگاه را، و ما را راهنما برای محتاطان قرار ده» —
وٱلذين يقولون ربنا هب لنا من أزوجنا وذريتنا قرة أعين وٱجعلنا للمتقين إماما
آنان از غرفهٔ بلند در برابر شکیباییشان بازپرداخت خواهند شد و در آن با درودی و آرامشی پذیرفته خواهند شد، و در آن جاودانه خواهند ماند.
أولئك يجزون ٱلغرفة بما صبروا ويلقون فيها تحية وسلما خلدين فيها
چه قرارگاه نیکو و چه جایگاه نیکویی برای ماندن!
حسنت مستقرا ومقاما
بگو: «سرپرست من به شما چندان اعتنا نمیکرد، بیفراخوانی شما.
قل ما يعبؤا بكم ربي لولا دعآؤكم
شما پس دروغ انگاشتید و این ناگزیر خواهد شد.»
فقد كذبتم فسوف يكون لزاما