Al-Muddaththir المدثر
You who are covered in a cloak المدثر
The section and its links
“Leave Me” and “be patient”: the messenger facing denial (68, then 69-77)
What was shown before: “Leave Me” and “be patient” come from 68. 68
بسم ٱلله ٱلرحمن ٱلرحيم
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان.
ای ردابهدوش! برخیز و هشدار ده،
يأيها ٱلمدثر قم فأنذر
و سرپرست خود را، بزرگی او را اعلام کن،
وربك فكبر
و جامههایت را، پاک کن،
وثيابك فطهر
و آلودگی را، از آن دوری کن،
وٱلرجز فٱهجر
و آنچه میبخشی را با بسیار شمردن به رخ نکش،
ولا تمنن تستكثر
و برای سرپرستت، شکیبا باش.
ولربك فٱصبر
سپس چون در بوق دمیده خواهد شد، آن روز روزی دشوار خواهد بود، بههیچروی آسان نه برای انکارکنندگان.
فإذا نقر في ٱلناقور فذلك يومئذ يوم عسير على ٱلكفرين غير يسير
مرا با آنکه تنها آفریدم واگذار، آنکه برایش داراییهای گسترده نهادم، و پسرانی گواه، و برایش همهچیز را بهفراخی هموار ساختم — و باز آز دارد که من بیشتر دهم! نه چنین!
ذرني ومن خلقت وحيدا وجعلت له مالا ممدودا وبنين شهودا ومهدت له تمهيدا ثم يطمع أن أزيد كلآ
او در برابر نشانههای ما لجوج بود.
إنه كان لءايتنا عنيدا
او را با سربالایی سخت له خواهم کرد.
سأرهقه صعودا
او اندیشید و اندازه گرفت — نابود باد شیوهٔ اندازهگیریاش! باز هم نابود باد شیوهٔ اندازهگیریاش! سپس نگریست، سپس ترشرویی کرد و چهرهاش را سخت ساخت، سپس پشت کرد و خودبزرگبین شد، و گفت: «این جز چشمبندیِ روایتشده نیست، این جز سخن یک آدمی نیست.»
إنه فكر وقدر فقتل كيف قدر ثم قتل كيف قدر ثم نظر ثم عبس وبسر ثم أدبر وٱستكبر فقال إن هذآ إلا سحر يؤثر إن هذآ إلا قول ٱلبشر
او را در سقر خواهم سوزاند.
سأصليه سقر
و چه کسی تو را خواهد شناساند که سقر چیست؟
ومآ أدرىك ما سقر
چیزی را باقی نمیگذارد و چیزی را وانمیگذارد،
لا تبقي ولا تذر
آدمیان را آشکارا دگرگون میکند.
لواحة للبشر
بر آن، نوزده.
عليها تسعة عشر
ما یاران آتش را جز کارگزاران قرار ندادیم،
وما جعلنآ أصحب ٱلنار إلا ملئكة
و شمار آنان را مگر آزمونی برای انکارکنندگان مقرر نکردیم، تا کسانی که نوشتار به آنان داده شده است یقین یابند، کسانی که باور دارند در باور بیفزایند، کسانی که نوشتار به آنان داده شده است و باورمندان تردید نکنند، و تا کسانی که هستهشان بیماری دارد، و نیز انکارکنندگان، بگویند: «خدا با این نمونه چه خواسته است؟»
وما جعلنا عدتهم إلا فتنة للذين كفروا ليستيقن ٱلذين أوتوا ٱلكتب ويزداد ٱلذين ءامنوا إيمنا ولا يرتاب ٱلذين أوتوا ٱلكتب وٱلمؤمنون وليقول ٱلذين في قلوبهم مرض وٱلكفرون ماذآ أراد ٱلله بهذا مثلا
اینچنین خدا هر که را پسند او افتد گمراه میکند و هر که را پسند او افتد راه مینماید.
كذلك يضل ٱلله من يشآء ويهدي من يشآء
و هیچکس لشکرهای سرپرست تو را نمیشناسد، مگر او.
وما يعلم جنود ربك إلا هو
و این جز یادآوریای برای آدمیان نیست.
وما هي إلا ذكرى للبشر
نه چنین! سوگند به ماه! سوگند به شب چون فرو کاهد! سوگند به بامداد چون بدرخشد! این بیگمان یکی از بزرگترین چیزهاست، هشداری برای آدمیان، برای هر که از شما را پسند افتد که پیش رود یا پس ماند.
كلا وٱلقمر وٱليل إذ أدبر وٱلصبح إذآ أسفر إنها لإحدى ٱلكبر نذيرا للبشر لمن شآء منكم أن يتقدم أو يتأخر
هر خویشتن در گرو آنچه به دست آورده است نگه داشته شده است، مگر یاران راست،
كل نفس بما كسبت رهينة إلآ أصحب ٱليمين
در باغها، از کنارگذاشتهشدگان میپرسند: «چه چیز شما را به سقر کشاند؟»
في جنت يتسآءلون عن ٱلمجرمين ما سلككم في سقر
خواهند گفت: «ما از کسانی نبودیم که تماس برقرار میکردند، و تنگدست را خوراک نمیدادیم، و با غوطهوران غوطهور میشدیم، و روز سررسید را دروغ میانگاشتیم، تا آنگاه که یقین بر ما آمد.»
قالوا لم نك من ٱلمصلين ولم نك نطعم ٱلمسكين وكنا نخوض مع ٱلخآئضين وكنا نكذب بيوم ٱلدين حتى أتىنا ٱليقين
آنگاه میانجیگریِ میانجیها به آنان سود نخواهد رساند.
فما تنفعهم شفعة ٱلشفعين
آنان را چه شده که از یادآوری روی میگردانند، همچون خرهای وحشیِ رمیده، که از برابر شیری میگریزند؟
فما لهم عن ٱلتذكرة معرضين كأنهم حمر مستنفرة فرت من قسورة
هر شخص از آنان بلکه میخواهد که به او سالنامههایی گسترده داده شود.
بل يريد كل ٱمرئ منهم أن يؤتى صحفا منشرة
نه چنین! بلکه آنان از زندگی واپسین نمیترسند.
كلا بل لا يخافون ٱلءاخرة
نه چنین! این یادآوری است.
كلآ إنه تذكرة
هر که بخواهد، آن را به یاد آورد.
فمن شآء ذكره
و آنان آن را به یاد نخواهند آورد مگر آنکه خدا را پسند افتد.
وما يذكرون إلآ أن يشآء ٱلله
اوست که سزاوار است از او محتاط باشند، و سزاوار است که بخشایش دهد.
هو أهل ٱلتقوى وأهل ٱلمغفرة