Ash-Shu'ara الشعراء
Will you not guard yourselves? ألا تتقون
The section and its links
Moussa facing Fir'awn, in three parts (26-28; their sequel is section VI)
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. طسٓمٓ (طا سین میم).
ٮسم الله الرحمں الرحٮم طسم
اینها نشانههای نوشتار روشن است.
ٮلك اٮٮ الكٮٮ المٮٮں
شاید خود را فرسوده کنی از اینکه آنان باورمند نیستند.
لعلك ٮحع ٮڡسك الا ٮكوٮوا مومٮٮں
اگر ما را پسند میافتاد، بر آنان از آسمان نشانهای فرود میآوردیم که گردنهایشان در برابر آن خمشده میماند.
اں ٮسا ٮٮرل علٮهم مں السما اٮه ڡطلٮ اعٮڡهم لها حصعٮں
و هیچ یادآوری تازهای از بیاندازه مهربان برای آنان نمیآید بیآنکه از آن روی برتابند.
وما ٮاٮٮهم مں دكر مں الرحمں محدٮ الا كاٮوا عٮه معرصٮں
با این حال دروغ انگاشتند؛ بهزودی اطلاعات آنچه را به مسخره میگرفتند به آنان خواهد رسید.
ڡڡد كدٮوا ڡسٮاٮٮهم اٮٮوا ما كاٮوا ٮه ٮسٮهروں
آیا زمین را ندیدهاند، که در آن از هر جفت بزرگوار چقدر رویاندیم؟
اولم ٮروا الى الارص كم اٮٮٮٮا ڡٮها مں كل روح كرٮم
بیگمان در این نشانهای هست.
اں ڡى دلك لاٮه
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كاں اكٮرهم مومٮٮں
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
واں رٮك لهو العرٮر الرحٮم
و چون سرپرست تو موسی را ندا داد: «به سوی قوم ستمگر برو، قوم فرعون.
واد ٮادى رٮك موسى اں اٮٮ الڡوم الطلمٮں ڡوم ڡرعوں
آیا محتاط نخواهند بود؟»
الا ٮٮڡوں
گفت: «ای سرپرست من، میترسم مرا دروغ انگارند؛ و سینهام تنگ میشود و زبانم گشوده نمیشود: پس به سوی هارون بفرست. آنان بر من یک تقصیر دارند و میترسم مرا بکشند.»
ڡال رٮ اٮى احاڡ اں ٮكدٮوں وٮصٮٯ صدرى ولا ٮٮطلٯ لساٮى ڡارسل الى هروں ولهم على دٮٮ ڡاحاڡ اں ٮڡٮلوں
گفت: «نه چنین!
ڡال كلا
هر دو با نشانههای ما بروید؛ ما همانا با شما هستیم، شنوا.
ڡادهٮا ٮاٮٮٮا اٮا معكم مسٮمعوں
پس به سوی فرعون بروید و به او بگویید: «ما همانا فرستادهٔ سرپرست همهٔ هستیها هستیم؛ پسران اسرائیل را بگذار با ما بروند.»»
ڡاٮٮا ڡرعوں ڡڡولا اٮا رسول رٮ العلمٮں اں ارسل معٮا ٮٮى اسرٮل
گفت: «آیا تو را در کودکی در میان خود نپروراندیم، و آیا سالهایی از زندگیات را در میان ما نگذراندی؟ و آن کاری را که کردی کردی، و تو از انکارکنندگانی.»
ڡال الم ٮرٮك ڡٮٮا ولٮدا ولٮٮٮ ڡٮٮا مں عمرك سٮٮں وڡعلٮ ڡعلٮك الٮى ڡعلٮ واٮٮ مں الكڡرٮں
گفت: «من آن را در آن هنگام کردم، آنگاه که از گمراهشدگان بودم.
ڡال ڡعلٮها ادا واٮا مں الصالٮں
پس چون از شما ترسیدم از شما گریختم؛ سپس سرپرست من به من داوری عطا کرد و مرا از فرستادگان قرار داد.
ڡڡررٮ مٮكم لما حڡٮكم ڡوهٮ لى رٮى حكما وحعلٮى مں المرسلٮں
و این دهشی که گمان میکنی به من ارزانی میداری، این است که پسران اسرائیل را به زیر سلطه کشیدهای!»
وٮلك ٮعمه ٮمٮها على اں عٮدٮ ٮٮى اسرٮل
فرعون گفت: «و سرپرست همهٔ هستیها چیست؟»
ڡال ڡرعوں وما رٮ العلمٮں
گفت: «سرپرست آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، اگر از کسانی هستید که با یقین میدانند.»
ڡال رٮ السموٮ والارص وما ٮٮٮهما اں كٮٮم موڡٮٮں
به کسانی که پیرامون او بودند گفت: «آیا نمیشنوید؟»
ڡال لمں حوله الا ٮسٮمعوں
گفت: «سرپرست شما و سرپرست نیاکان نخستین شما.»
ڡال رٮكم ورٮ اٮاٮكم الاولٮں
گفت: «فرستادهٔ شما که به سوی شما فرستاده شده است بیگمان دچار اختلال است.»
ڡال اں رسولكم الدى ارسل الٮكم لمحٮوں
گفت: «سرپرست خاور و باختر و آنچه میان آنهاست، اگر خرد میورزیدید.»
ڡال رٮ المسرٯ والمعرٮ وما ٮٮٮهما اں كٮٮم ٮعڡلوں
گفت: «اگر ایزدی غیر از من بگیری، تو را بیگمان در شمار زندانیان خواهم گذاشت.»
ڡال لٮں اٮحدٮ الها عٮرى لاحعلٮك مں المسحوٮٮں
گفت: «حتی اگر چیزی آشکار برایت بیاورم؟»
ڡال اولو حٮٮك ٮسى مٮٮں
گفت: «پس آن را بیاور، اگر از راستگویانی.»
ڡال ڡاٮ ٮه اں كٮٮ مں الصدڡٮں
آنگاه عصای خود را افکند، و ناگاه مار آشکاری گشت؛ و دست خود را بیرون کشید، و ناگاه برای کسانی که مینگریستند سفید بود.
ڡالڡى عصاه ڡادا هى ٮعٮاں مٮٮں وٮرع ٮده ڡادا هى ٮٮصا للٮطرٮں
به دربار پیرامون خود گفت: «این بیگمان چشمبند دانا است که میخواهد شما را با چشمبندی خود از زمین شما بیرون کند. پس چه رأی میدهید؟»
ڡال للملا حوله اں هدا لسحر علٮم ٮرٮد اں ٮحرحكم مں ارصكم ٮسحره ڡمادا ٮامروں
گفتند: «او و برادرش را معلق بگذار، و در پایتختها گردآورندگانی برانگیز، که هر چشمبند بزرگ دانا را نزد تو خواهند آورد.»
ڡالوا ارحه واحاه واٮعٮ ڡى المداٮں حسرٮں ٮاٮوك ٮكل سحار علٮم
پس چشمبندان برای وعدهگاه مقرر روزی شناختهشده گردهم آورده شدند.
ڡحمع السحره لمٮڡٮ ٮوم معلوم
و به مردم گفته شد: «آیا گردهم خواهید آمد، به این امید که از چشمبندان پیروی خواهیم کرد، اگر آنان پیروز باشند؟»
وڡٮل للٮاس هل اٮٮم محٮمعوں لعلٮا ٮٮٮع السحره اں كاٮوا هم العلٮٮں
چون چشمبندان آمدند، به فرعون گفتند: «آیا بهراستی برای ما پاداشی خواهد بود، اگر ما پیروز باشیم؟»
ڡلما حا السحره ڡالوا لڡرعوں اٮں لٮا لاحرا اں كٮا ٮحں العلٮٮں
گفت: «آری، و آنگاه شما بیگمان از نزدیکشدگان خواهید بود.»
ڡال ٮعم واٮكم ادا لمں المڡرٮٮں
موسی به آنان گفت: «بیفکنید آنچه باید بیفکنید.»
ڡال لهم موسى الڡوا ما اٮٮم ملڡوں
پس ریسمانها و عصاهای خود را افکندند و گفتند: «به قدرت فرعون، ما هستیم که بیگمان پیروز خواهیم بود!»
ڡالڡوا حٮالهم وعصٮهم وڡالوا ٮعره ڡرعوں اٮا لٮحں العلٮوں
موسی آنگاه عصای خود را افکند، و ناگاه آنچه را وانمود میکردند میربود.
ڡالڡى موسى عصاه ڡادا هى ٮلڡڡ ما ٮاڡكوں
چشمبندان آنگاه پیشانی بر خاک نهاده افکنده شدند.
ڡالڡى السحره سحدٮں
گفتند: «ما به سرپرست همهٔ هستیها باور آوردیم، به سرپرست موسی و هارون.»
ڡالوا امٮا ٮرٮ العلمٮں رٮ موسى وهروں
گفت: «پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او اعتبار دادید! این بیگمان بزرگترِ شما است، آنکه به شما چشمبندی آموخت.
ڡال امٮٮم له ڡٮل اں ادں لكم اٮه لكٮٮركم الدى علمكم السحر
پس بهزودی خواهید دانست.
ڡلسوڡ ٮعلموں
من دستان و پاهای شما را بیگمان، بهصورت متقابل، بارها خواهم برید و همهٔ شما را بیگمان با هم بر تیرک استوار خواهم کرد.»
لاڡطعں اٮدٮكم وارحلكم مں حلڡ ولاصلٮٮكم احمعٮں
گفتند: «هیچ آسیبی نیست!
ڡالوا لا صٮر
به سوی سرپرست ما است که رو برمیگردانیم.
اٮا الى رٮٮا مٮڡلٮوں
آرزو داریم که سرپرست ما لغزشهای ما را بخشاید، چون ما نخستین باورمندانیم.»
اٮا ٮطمع اں ٮعڡر لٮا رٮٮا حطٮٮا اں كٮا اول المومٮٮں
و ما به موسی پرده برداشتیم: «شبانه با فرمانبرداران من برو؛ شما تعقیب خواهید شد.»
واوحٮٮا الى موسى اں اسر ٮعٮادى اٮكم مٮٮعوں
پس فرعون در پایتختها گردآورندگانی فرستاد:
ڡارسل ڡرعوں ڡى المداٮں حسرٮں
«اینان بیگمان گروهی اندکاند، و اینان ما را بیگمان خشمگین میکنند، و ما همگی با هم بیگمان نیرویی هشیاریم.»
اں هولا لسردمه ڡلٮلوں واٮهم لٮا لعاٮطوں واٮا لحمٮع حدروں
پس آنان را از باغها و چشمهها، و گنجها و مقامی ارجمند بیرون آوردیم.
ڡاحرحٮهم مں حٮٮ وعٮوں وكٮور ومڡام كرٮم
چنین.
كدلك
و ما پسران اسرائیل را وارث آن ساختیم، و آنان را هنگام برآمدن روز تعقیب کردند.
واورٮٮها ٮٮى اسرٮل ڡاٮٮعوهم مسرڡٮں
و چون دو دسته همدیگر را دیدند، همراهان موسی گفتند: «ما بیگمان به چنگ افتادهایم!»
ڡلما ٮرا الحمعاں ڡال اصحٮ موسى اٮا لمدركوں
گفت: «نه چنین!
ڡال كلا
سرپرست من همانا با من است؛ او مرا راه خواهد نمود.»
اں معى رٮى سٮهدٮں
آنگاه به موسی پرده برداشتیم: «دریا را با عصای خود بزن.» پس شکافته شد، و هر بخش چون قلهای سترگ بود.
ڡاوحٮٮا الى موسى اں اصرٮ ٮعصاك الٮحر ڡاٮڡلٯ ڡكاں كل ڡرٯ كالطود العطٮم
و ما دیگران را به آنجا نزدیک ساختیم.
وارلڡٮا ٮم الاحرٮں
و ما موسی و همهٔ آنان را که با او بودند نجات دادیم، سپس دیگران را غرق کردیم.
واٮحٮٮا موسى ومں معه احمعٮں ٮم اعرڡٮا الاحرٮں
بیگمان در این نشانهای هست.
اں ڡى دلك لاٮه
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كاں اكٮرهم مومٮٮں
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
واں رٮك لهو العرٮر الرحٮم
و اطلاع دربارهٔ ابراهیم را بر آنان برخوان، آنگاه که به پدر و قوم خود گفت: «از چه فرمان میبرید؟»
واٮل علٮهم ٮٮا اٮرهٮم اد ڡال لاٮٮه وڡومه ما ٮعٮدوں
گفتند: «از بتها فرمان میبریم و در کنار آنها مقیم میمانیم.»
ڡالوا ٮعٮد اصٮاما ڡٮطل لها عكڡٮں
گفت: «آیا چون آنها را فرابخوانید، میشنوند، یا به شما سود میرسانند، یا به شما آسیب میرسانند؟»
ڡال هل ٮسمعوٮكم اد ٮدعوں او ٮٮڡعوٮكم او ٮصروں
گفتند: «نه، بلکه نیاکان خود را یافتیم که چنین میکنند.»
ڡالوا ٮل وحدٮا اٮاٮا كدلك ٮڡعلوں
گفت: «پس آیا دیدهاید آنچه را از آن فرمان میبردید، شما و نیاکان دورتر شما؟ آنان همانا برای من دشمناند،
ڡال اڡرٮٮم ما كٮٮم ٮعٮدوں اٮٮم واٮاوكم الاڡدموں ڡاٮهم عدو لى
مگر سرپرست همهٔ هستیها، آنکه مرا آفرید و مرا راه مینماید،
الا رٮ العلمٮں الدى حلڡٮى ڡهو ٮهدٮں
و آنکه مرا خوراک میدهد و آب میدهد، و چون بیمار شوم مرا درمان میکند،
والدى هو ٮطعمٮى وٮسڡٮں وادا مرصٮ ڡهو ٮسڡٮں
و آنکه مرا خواهد میراند، سپس دوباره زندهام خواهد کرد،
والدى ٮمٮٮٮى ٮم ٮحٮٮں
و آنکه آرزو دارم لغزشم را در روز سررسید ببخشاید.
والدى اطمع اں ٮعڡر لى حطٮٮى ٮوم الدٮں
ای سرپرست من، داوری به من عطا کن و مرا به کسانی که شایستهاند ملحق کن،
رٮ هٮ لى حكما والحڡٮى ٮالصلحٮں
و برای من زبانی راستگو در میان واپسینها قرار ده،
واحعل لى لساں صدٯ ڡى الاحرٮں
و مرا از وارثان باغ دهش قرار ده،
واحعلٮى مں ورٮه حٮه الٮعٮم
و پدرم را ببخشای، زیرا او از گمراهشدگان بود،
واعڡر لاٮى اٮه كاں مں الصالٮں
و مرا شرمسار مکن روزی که برانگیخته خواهند شد، روزی که نه مال و نه پسران سودمند نخواهند بود، مگر برای آنکه با هستهای دستنخورده نزد خدا بیاید.»
ولا ٮحرٮى ٮوم ٮٮعٮوں ٮوم لا ٮٮڡع مال ولا ٮٮوں الا مں اٮى الله ٮڡلٮ سلٮم
و باغ برای محتاطان نزدیک آورده خواهد شد،
وارلڡٮ الحٮه للمٮڡٮں
و کوره به سرگشتگان نمایانده خواهد شد.
وٮررٮ الححٮم للعاوٮں
و به آنان گفته خواهد شد: «کجایند آنان که غیر از خدا از آنها فرمان میبردید،
وڡٮل لهم اٮں ما كٮٮم ٮعٮدوں مں دوں الله
آیا شما را یاری میرسانند، یا خود را یاری میرسانند؟»
هل ٮٮصروٮكم او ٮٮٮصروں
در آن سرنگون خواهند شد، آنان و سرگشتگان، و لشکرهای ابلیس، همگی با هم.
ڡكٮكٮوا ڡٮها هم والعاوں وحٮود اٮلٮس احمعوں
در حالی که در آن با یکدیگر نزاع میکنند، خواهند گفت: «به خدا، ما بیگمان در گمراهیای آشکار بودیم، آنگاه که شما را با سرپرست همهٔ هستیها همتراز میساختیم.
ڡالوا وهم ڡٮها ٮحٮصموں ٮالله اں كٮا لڡى صلل مٮٮں اد ٮسوٮكم ٮرٮ العلمٮں
و تنها کنارگذاشتهشدگان بودند که ما را گمراه کردند.
وما اصلٮا الا المحرموں
پس ما نه میانجیای داریم و نه دوستی گرم.
ڡما لٮا مں سڡعٮں ولا صدٮٯ حمٮم
کاش بازپسگیریای داشتیم، از شمار باورمندان میبودیم!»
ڡلو اں لٮا كره ڡٮكوں مں المومٮٮں
بیگمان در این نشانهای هست.
اں ڡى دلك لاٮه
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كاں اكٮرهم مومٮٮں
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
واں رٮك لهو العرٮر الرحٮم
قوم نوح فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان نوح به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كدٮٮ ڡوم ٮوح المرسلٮں اد ڡال لهم احوهم ٮوح الا ٮٮڡوں اٮى لكم رسول امٮں
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
ڡاٮڡوا الله واطٮعوں
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
وما اسلكم علٮه مں احر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
اں احرى الا على رٮ العلمٮں
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.»
ڡاٮڡوا الله واطٮعوں
گفتند: «آیا به تو اعتماد خواهیم کرد، حال آنکه پستترینها از تو پیروی کردهاند؟»
ڡالوا اٮومں لك واٮٮعك الاردلوں
گفت: «من از آنچه میکردند چه میدانم؟
ڡال وما علمى ٮما كاٮوا ٮعملوں
حساب آنان تنها بر عهدهٔ سرپرست من است، کاش حس میکردید.
اں حساٮهم الا على رٮى لو ٮسعروں
و من از کسانی نیستم که باورمندان را طرد میکنند؛ من تنها هشداردهندهای آشکارم.»
وما اٮا ٮطارد المومٮٮں اں اٮا الا ٮدٮر مٮٮں
گفتند: «اگر دست برنداری، ای نوح، بیگمان از راندهشدگان خواهی بود.»
ڡالوا لٮں لم ٮٮٮه ٮٮوح لٮكوٮں مں المرحومٮں
گفت: «ای سرپرست من، قوم من مرا همانا دروغ انگاشتند. پس میان من و آنان گشایشی بگشا و مرا و آن باورمندانی را که با مناند نجات ده.»
ڡال رٮ اں ڡومى كدٮوں ڡاڡٮح ٮٮٮى وٮٮٮهم ڡٮحا وٮحٮى ومں معى مں المومٮٮں
پس او و آنان را که با او بودند در ناوی بارگرفته نجات دادیم.
ڡاٮحٮٮه ومں معه ڡى الڡلك المسحوں
سپس پس از آن، آنان را که ماندند غرق کردیم.
ٮم اعرڡٮا ٮعد الٮاڡٮں
بیگمان در این نشانهای هست.
اں ڡى دلك لاٮه
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كاں اكٮرهم مومٮٮں
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
واں رٮك لهو العرٮر الرحٮم
عاد فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان هود به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كدٮٮ عاد المرسلٮں اد ڡال لهم احوهم هود الا ٮٮڡوں اٮى لكم رسول امٮں
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
ڡاٮڡوا الله واطٮعوں
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
وما اسلكم علٮه مں احر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
اں احرى الا على رٮ العلمٮں
آیا بر هر تپه نشانهای میسازید، از سر بازی، و کارگاهها برای خود میگیرید به امید جاودانه ماندن، و چون چنگ میزنید، چون خودکامگان چنگ میزنید؟
اٮٮٮوں ٮكل رٮع اٮه ٮعٮٮوں وٮٮحدوں مصاٮع لعلكم ٮحلدوں وادا ٮطسٮم ٮطسٮم حٮارٮں
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
ڡاٮڡوا الله واطٮعوں
و در برابر آنکه شما را از آنچه میدانید مجهز کرد محتاط باشید: شما را با دامها، پسران، باغها و چشمهها مجهز کرد،
واٮڡوا الدى امدكم ٮما ٮعلموں امدكم ٮاٮعم وٮٮٮں وحٮٮ وعٮوں
زیرا من برای شما از کیفر روزی سترگ میترسم.»
اٮى احاڡ علٮكم عداٮ ٮوم عطٮم
گفتند: «برای ما یکسان است، چه اندرز دهی و چه از اندرزدهندگان نباشی؛ این تنها خوی پیشینیان است، و ما کیفر داده نخواهیم شد.»
ڡالوا سوا علٮٮا اوعطٮ ام لم ٮكں مں الوعطٮں اں هدا الا حلٯ الاولٮں وما ٮحں ٮمعدٮٮں
پس او را دروغ انگاشتند، و ما آنان را ریشهکن کردیم.
ڡكدٮوه ڡاهلكٮهم
بیگمان در این نشانهای هست.
اں ڡى دلك لاٮه
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كاں اكٮرهم مومٮٮں
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
واں رٮك لهو العرٮر الرحٮم
ثمود فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان صالح به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كدٮٮ ٮمود المرسلٮں اد ڡال لهم احوهم صلح الا ٮٮڡوں اٮى لكم رسول امٮں
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
ڡاٮڡوا الله واطٮعوں
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
وما اسلكم علٮه مں احر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
اں احرى الا على رٮ العلمٮں
آیا شما را در اینجا در امنیت خواهند گذاشت، در میان باغها و چشمهها، و کشتزارها و نخلهایی با غلافی نرم، در حالی که خانهها را در کوهها میتراشید، چون کارشناسانی چیرهدست؟
اٮٮركوں ڡى ما ههٮا امٮٮں ڡى حٮٮ وعٮوں ورروع وٮحل طلعها هصٮم وٮٮحٮوں مں الحٮال ٮٮوٮا ڡرهٮں
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
ڡاٮڡوا الله واطٮعوں
و از دستور افراطیان گردن منهید، که در زمین فساد میپراکنند و هیچ چیز را سامان نمیدهند.»
ولا ٮطٮعوا امر المسرڡٮں الدٮں ٮڡسدوں ڡى الارص ولا ٮصلحوں
گفتند: «تو تنها از چشمبندیشدگانی؛ تو تنها یک آدمی چون مایی؛ پس نشانهای بیاور، اگر از راستگویانی.»
ڡالوا اٮما اٮٮ مں المسحرٮں ما اٮٮ الا ٮسر مٮلٮا ڡاٮ ٮاٮه اں كٮٮ مں الصدڡٮں
گفت: «این مادهشتری است؛ او نوبت نوشیدن دارد،
ڡال هده ٮاڡه لها سرٮ
و شما در روزی شناختهشده نوبت نوشیدن دارید.
ولكم سرٮ ٮوم معلوم
و به او هیچ بدی نرسانید، وگرنه کیفر روزی سترگ شما را فرامیگرفت.»
ولا ٮمسوها ٮسو ڡٮاحدكم عداٮ ٮوم عطٮم
اما او را پی کردند، سپس پر از حسرت شدند، و کیفر آنان را فراگرفت.
ڡعڡروها ڡاصٮحوا ٮدمٮں ڡاحدهم العداٮ
بیگمان در این نشانهای هست.
اں ڡى دلك لاٮه
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كاں اكٮرهم مومٮٮں
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
واں رٮك لهو العرٮر الرحٮم
قوم لوط فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که برادرشان لوط به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كدٮٮ ڡوم لوط المرسلٮں اد ڡال لهم احوهم لوط الا ٮٮڡوں اٮى لكم رسول امٮں
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
ڡاٮڡوا الله واطٮعوں
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
وما اسلكم علٮه مں احر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
اں احرى الا على رٮ العلمٮں
آیا شما از میان همهٔ هستیها به سوی نرینهها میآیید و آنچه را سرپرستتان برای شما همسر آفریده است وامیگذارید؟
اٮاٮوں الدكراں مں العلمٮں وٮدروں ما حلٯ لكم رٮكم مں اروحكم
بلکه شما قومی هستید که از حدها درمیگذرید.»
ٮل اٮٮم ڡوم عادوں
گفتند: «اگر دست برنداری، ای لوط، بیگمان از بیرونراندهشدگان خواهی بود.»
ڡالوا لٮں لم ٮٮٮه ٮلوط لٮكوٮں مں المحرحٮں
گفت: «من همانا از بیزاران رفتار شما هستم.
ڡال اٮى لعملكم مں الڡالٮں
ای سرپرست من، مرا و خانوادهام را از آنچه میکنند نجات ده.»
رٮ ٮحٮى واهلى مما ٮعملوں
پس او و نزدیکانش را همه نجات دادیم، مگر پیرزنی از واپسماندگان؛ سپس دیگران را نابود کردیم.
ڡٮحٮٮه واهله احمعٮں الا عحورا ڡى العٮرٮں ٮم دمرٮا الاحرٮں
و ما بر آنان بارانی باراندیم؛
وامطرٮا علٮهم مطرا
چه باران بدی، باران آنان که هشدار داده شده بودند!
ڡسا مطر المٮدرٮں
بیگمان در این نشانهای هست.
اں ڡى دلك لاٮه
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كاں اكٮرهم مومٮٮں
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
واں رٮك لهو العرٮر الرحٮم
همراهان بیشه فرستادگان را دروغ انگاشتند، آنگاه که شعیب به آنان گفت: «آیا محتاط نیستید؟ من برای شما همانا فرستادهای مورد اعتمادم.
كدٮ اصحٮ لٮكه المرسلٮں اد ڡال لهم سعٮٮ الا ٮٮڡوں اٮى لكم رسول امٮں
پس در برابر خدا محتاط باشید و برای من گردننهنده باشید.
ڡاٮڡوا الله واطٮعوں
و من برای این از شما هیچ پاداشی درخواست نمیکنم؛
وما اسلكم علٮه مں احر
پاداش من تنها بر عهدهٔ سرپرست همهٔ هستیهاست.
اں احرى الا على رٮ العلمٮں
پیمانه را با درستی بدهید،
اوڡوا الكٮل
و از زیانرسانان نباشید.
ولا ٮكوٮوا مں المحسرٮں
و با ترازوی راست وزن کنید،
ورٮوا ٮالڡسطاس المسٮڡٮم
و مردم را در چیزهایشان کمبهره نسازید،
ولا ٮٮحسوا الٮاس اسٮاهم
و بر زمین، فسادگرانه، آشوب نپراکنید.
ولا ٮعٮوا ڡى الارص مڡسدٮں
و در برابر آنکه شما و انبوه نخستینها را آفرید محتاط باشید.»
واٮڡوا الدى حلڡكم والحٮله الاولٮں
گفتند: «تو تنها از چشمبندیشدگانی؛ تو تنها یک آدمی چون مایی، و ما تو را بیگمان از دروغگویان میپنداریم. پس پارهای از آسمان بر ما فروافکن، اگر از راستگویانی.»
ڡالوا اٮما اٮٮ مں المسحرٮں وما اٮٮ الا ٮسر مٮلٮا واں ٮطٮك لمں الكدٮٮں ڡاسڡط علٮٮا كسڡا مں السما اں كٮٮ مں الصدڡٮں
گفت: «سرپرست من به آنچه میکنید بهتر میداند.»
ڡال رٮى اعلم ٮما ٮعملوں
پس او را دروغ انگاشتند و کیفر روز سایبان آنان را فراگرفت.
ڡكدٮوه ڡاحدهم عداٮ ٮوم الطله
آن کیفر روزی سترگ بود.
اٮه كاں عداٮ ٮوم عطٮم
بیگمان در این نشانهای هست.
اں ڡى دلك لاٮه
اما بیشتر آنان باورمند نیستند.
وما كاں اكٮرهم مومٮٮں
و سرپرست تو بیگمان نیرومند، مهربان است.
واں رٮك لهو العرٮر الرحٮم
و این بیگمان فرودی است از سرپرست همهٔ هستیها.
واٮه لٮٮرٮل رٮ العلمٮں
جریان مورد اعتماد با آن فرود آمده است، بر هستهٔ تو، تا از هشداردهندگان باشی، به زبانی بیعیب، آشکار.
ٮرل ٮه الروح الامٮں على ڡلٮك لٮكوں مں المٮدرٮں ٮلساں عرٮى مٮٮں
و این بیگمان در فرمهای پیشینیان هست.
واٮه لڡى رٮر الاولٮں
آیا برای آنان نشانهای نیست که دانایان پسران اسرائیل آن را بدانند؟
اولم ٮكں لهم اٮه اں ٮعلمه علموا ٮٮى اسرٮل
و اگر آن را بر یکی از کسانی که زبانشان بیعیب نیست فرود آورده بودیم، و او آن را بر آنان خوانده بود، به آن باور نمیآوردند.
ولو ٮرلٮه على ٮعص الاعحمٮں ڡڡراه علٮهم ما كاٮوا ٮه مومٮٮں
چنین آن را در هستههای کنارگذاشتهشدگان درآوردیم؛ به آن باور نخواهند آورد تا آنکه کیفر دردناک را ببینند، که ناگهان به آنان خواهد رسید، بیآنکه حس کنند، و آنگاه خواهند گفت: «آیا به ما مهلتی داده خواهد شد؟»
كدلك سلكٮه ڡى ڡلوٮ المحرمٮں لا ٮومٮوں ٮه حٮى ٮروا العداٮ الالٮم ڡٮاٮٮهم ٮعٮه وهم لا ٮسعروں ڡٮڡولوا هل ٮحں مٮطروں
آیا پس کیفر ما را شتاب میجویند؟
اڡٮعداٮٮا ٮسٮعحلوں
میبینی؟ اگر ما آنان را سالها برخوردار کرده باشیم، سپس آنچه به آنان وعده داده میشد به آنان رسیده باشد، آن برخورداری که به آنان داده شد به چه کارشان خواهد آمد؟
اڡرٮٮ اں مٮعٮهم سٮٮں ٮم حاهم ما كاٮوا ٮوعدوں ما اعٮى عٮهم ما كاٮوا ٮمٮعوں
و ما هیچ شهری را ریشهکن نکردیم بیآنکه هشداردهندگانی داشته باشد، بهعنوان یادآوری؛
وما اهلكٮا مں ڡرٮه الا لها مٮدروں دكرى
و ما هرگز ستمگر نبودهایم.
وما كٮا طلمٮں
و منحرفکنندگان نیستند که با آن فرود آمدهاند؛ این برای آنان نمیسزد، و توانایی آن را ندارند.
وما ٮٮرلٮ ٮه السٮطٮں وما ٮٮٮعى لهم وما ٮسٮطٮعوں
آنان بیگمان از هر گوشسپاری دور داشته شدهاند.
اٮهم عں السمع لمعرولوں
پس با خدا ایزد دیگری را فرامخوان، وگرنه از کیفر دادهشدگان میبودی.
ڡلا ٮدع مع الله الها احر ڡٮكوں مں المعدٮٮں
و نزدیکترین کسان خود را هشدار ده، و بال خود را برای کسانی که از باورمندان از تو پیروی میکنند فروآر.
واٮدر عسٮرٮك الاڡرٮٮں واحڡص حٮاحك لمں اٮٮعك مں المومٮٮں
اگر از تو فرمان نبردند، آنگاه بگو: «من همانا از آنچه میکنید بیتعهدم.»
ڡاں عصوك ڡڡل اٮى ٮرى مما ٮعملوں
و به آن نیرومند، مهربان وکالت بده، آنکه تو را میبیند هنگامی که ایستادهای، و آمد و شد تو را در میان پیشانیبرخاکنهندگان.
وٮوكل على العرٮر الرحٮم الدى ٮرٮك حٮں ٮڡوم وٮڡلٮك ڡى السحدٮں
همانا او شنوا، همهچیزدان است.
اٮه هو السمٮع العلٮم
آیا شما را اطلاع دهم که منحرفکنندگان بر چه کسی فرود میآیند؟ بر هر وانمودکنندهٔ کهنهکار، بارگرفته از تخطیها، فرود میآیند. گوش فرامیدهند، و بیشترشان دروغگویند.
هل اٮٮٮكم على مں ٮٮرل السٮطٮں ٮٮرل على كل اڡاك اٮٮم ٮلڡوں السمع واكٮرهم كدٮوں
و سخنوران فریبا، سرگشتگان از آنان پیروی میکنند.
والسعرا ٮٮٮعهم العاوں
آیا ندیدهای که در هر درهای بیراهه میروند، و آنچه را هرگز نمیکنند میگویند؟
الم ٮر اٮهم ڡى كل واد ٮهٮموں واٮهم ٮڡولوں ما لا ٮڡعلوں
مگر کسانی که باور آوردند، کردارهای شایسته بهجا آوردند، خدا را فراوان به یاد آوردند، و پس از آنکه ستم بر آنان رفت خود را یاری رساندند؛
الا الدٮں امٮوا وعملوا الصلحٮ ودكروا الله كٮٮرا واٮٮصروا مں ٮعد ما طلموا
و کسانی که ستم کردند، بهزودی خواهند دانست که رویگردانیشان به چه واژگونیای میانجامد.
وسٮعلم الدٮں طلموا اى مٮڡلٮ ٮٮڡلٮوں