Al-Haqqa الحاقة
That Which Proves the Real الحاقة
The section and its links
“Leave Me” and “be patient”: the messenger facing denial (68, then 69-77)
What was shown before: “Leave Me” and “be patient” come from 68. 68
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. آنکه به واقعیت حقیقت میبخشد! آنکه به واقعیت حقیقت میبخشد چیست؟
ٮسم الله الرحمں الرحٮم الحاڡه ما الحاڡه
و چه کسی به تو خواهد شناساند که آنکه به واقعیت حقیقت میبخشد چیست؟
وما ادرٮك ما الحاڡه
ثمود و عاد کوبنده را دروغ انگاشتند.
كدٮٮ ٮمود وعاد ٮالڡارعه
اما ثمود، بهوسیلهٔ بیحد نابود شدند.
ڡاما ٮمود ڡاهلكوا ٮالطاعٮه
و اما عاد، بهوسیلهٔ بادی سرد و گستاخ نابود شدند، که او آن را بر آنان رام کرد، هفت شب و هشت روز پیاپی،
واما عاد ڡاهلكوا ٮرٮح صرصر عاٮٮه سحرها علٮهم سٮع لٮال وٮمٮٮه اٮام حسوما
چنانکه آن قوم را میدیدی که بر زمین افتادهاند، همچون تنههای نخلِ تهی.
ڡٮرى الڡوم ڡٮها صرعى كاٮهم اعحار ٮحل حاوٮه
آیا از آنان کوچکترین بازماندهای میبینی؟
ڡهل ٮرى لهم مں ٮاڡٮه
و فرعون، و آنان که در کنار او بودند، و شهرهای واژگونشده با خطا آمدند؛ از فرستادهٔ سرپرستشان نافرمانی کردند، و او آنان را به گرفتنی گرفت که پیوسته بزرگتر میشد.
وحا ڡرعوں ومں ڡٮله والموٮڡكٮ ٮالحاطٮه ڡعصوا رسول رٮهم ڡاحدهم احده راٮٮه
آنگاه که آب سرریز شد، ما شما را بر ناو برداشتیم، تا آن را برای شما یادآوریای گردانیم، و تا گوشی نیوشا آن را نگه دارد.
اٮا لما طعا الما حملٮكم ڡى الحارٮه لٮحعلها لكم ٮدكره وٮعٮها ادں وعٮه
چون در شیپور با یک دمیدن دمیده خواهد شد، و زمین و کوهها برداشته و سپس با یک کوبش هموار خواهند شد، در آن روز رویداد رخ خواهد داد، و آسمان خواهد شکافت و آن روز سستبنیاد خواهد بود، و کارگزار در کرانههایش خواهد ایستاد،
ڡادا ٮڡح ڡى الصور ٮڡحه وحده وحملٮ الارص والحٮال ڡدكٮا دكه وحده ڡٮومٮد وڡعٮ الواڡعه واٮسڡٮ السما ڡهى ٮومٮد واهٮه والملك على ارحاٮها
و هشت تن، آن روز، بنای سرپرست تو را بر فراز خود برخواهند داشت. آن روز، شما عرضه خواهید شد، و هیچ چیز از شما نهان نخواهد ماند.
وٮحمل عرس رٮك ڡوڡهم ٮومٮد ٮمٮٮه ٮومٮد ٮعرصوں لا ٮحڡى مٮكم حاڡٮه
اما آنکه دفترش به دست راستش داده شود، خواهد گفت: «بگیرید، دفتر مرا بخوانید!
ڡاما مں اوٮى كٮٮه ٮٮمٮٮه ڡٮڡول هاوم اڡروا كٮٮٮه
زیرا من پنداشتم که با حساب خود روبهرو خواهم شد.»
اٮى طٮٮٮ اٮى ملٯ حساٮٮه
او در زیستی خرسندکننده خواهد بود، در باغی بلند، که خوشههایش در دسترس خواهد بود.
ڡهو ڡى عٮسه راصٮه ڡى حٮه عالٮه ڡطوڡها داٮٮه
«بخورید و بنوشید
كلوا واسرٮوا
گوارا، برای آنچه پیشتر کردید، در روزهای گذشته.»
هٮٮا ٮما اسلڡٮم ڡى الاٮام الحالٮه
و اما آنکه دفترش به دست چپش داده شود، خواهد گفت: «ای کاش دفترم به من داده نشده بود،
واما مں اوٮى كٮٮه ٮسماله ڡٮڡول ٮلٮٮٮى لم اوٮ كٮٮٮه
و ای کاش آگاه نمیشدم که حسابم چیست!
ولم ادر ما حساٮٮه
ای کاش آن پایانِ قطعی میبود! داراییام هیچ سودی به من نرساند،
ٮلٮٮها كاٮٮ الڡاصٮه ما اعٮى عٮى مالٮه
اقتدارم از من نابود شد.»
هلك عٮى سلطٮٮه
«او را بگیرید، سپس او را ببندید، سپس او را به کوره عرضه کنید، سپس او را در زنجیری درآورید که درازایش هفتاد ذراع است.
حدوه ڡعلوه ٮم الححٮم صلوه ٮم ڡى سلسله درعها سٮعوں دراعا ڡاسلكوه
او به خدا، آن سترگ، باور نداشت، و به خوراک دادن به تنگدست ترغیب نمیکرد.
اٮه كاں لا ٮومں ٮالله العطٮم ولا ٮحص على طعام المسكٮں
پس امروز اینجا هیچ دوست گرمی ندارد، و نه خوراکی جز چرکاب، که جز خطاکاران آن را نمیخورند.»
ڡلٮس له الٮوم ههٮا حمٮم ولا طعام الا مں عسلٮں لا ٮاكله الا الحطوں
نه! سوگند میخورم به آنچه آشکارا میبینید و آنچه آشکارا نمیبینید: این بیگمان سخن فرستادهٔ والاست، و سخن سخنوری فریبا نیست — بسیار اندک باور میآورید — و نه سخن فالگیر.
ڡلا اڡسم ٮما ٮٮصروں وما لا ٮٮصروں اٮه لڡول رسول كرٮم وما هو ٮڡول ساعر ڡلٮلا ما ٮومٮوں ولا ٮڡول كاهں
چه اندک به یاد میآورید!
ڡلٮلا ما ٮدكروں
فرودی از سرپرستِ همهٔ هستیها.
ٮٮرٮل مں رٮ العلمٮں
و اگر او بر ما سخنی ساخته بود، ما او را از دست راست میگرفتیم، سپس شاهرگش را میبریدیم، و هیچیک از شما نمیتوانست حائلی برای او باشد.
ولو ٮڡول علٮٮا ٮعص الاڡاوٮل لاحدٮا مٮه ٮالٮمٮں ٮم لڡطعٮا مٮه الوٮٮں ڡما مٮكم مں احد عٮه ححرٮں
و این بیگمان یادآوریای است برای محتاطان.
واٮه لٮدكره للمٮڡٮں
و ما بیگمان میدانیم که در میان شما کسانی هستند که دروغ میانگارند.
واٮا لٮعلم اں مٮكم مكدٮٮں
و این بیگمان حسرتی است برای انکارکنندگان.
واٮه لحسره على الكڡرٮں
و این بیگمان حقیقتِ یقین است.
واٮه لحٯ الٮڡٮں
پس به نام سرپرست خود، آن سترگ، شکوه بسرای.
ڡسٮح ٮاسم رٮك العطٮم