Ar-Ra'd الرعد
What Is in Themselves ما بأنفسهم
The section and its links
The messengers and their peoples, then the blessings and the commandments (10-15, then 16-18)
Read with: the suras of the same shelf mark
- 7 Am I Not Your Guardian?the overview: the peoples before and their messengers
- 10 Except the people of Younesthe time to believe: too late, or in time
- 11 Obey none but Godthe same message in the mouth of each messenger
- 12 The most beautiful of accountsa single account: Youssof
- 14 Out of the darknesses into the lightout of the darknesses into the light: gratitude
- 15 It is We who have sent down the Reminderthe traces left: Iblis, Ibrahim's guests
به نام خدا، بیاندازه مهربان، مهربان. الٓمٓر (الف لام میم را).
ٮسم الله الرحمں الرحٮم المر
اینها نشانههای نوشتار است.
ٮلك اٮٮ الكٮٮ
و آنچه از سرپرستت بر تو فرود آورده شد حقیقت است،
والدى اٮرل الٮك مں رٮك الحٯ
اما بیشتر انسانها باور نمیآورند.
ولكں اكٮر الٮاس لا ٮومٮوں
خدا آن است که آسمانها را بیستونهایی برافراشت
الله الدى رڡع السموٮ ٮعٮر عمد
که بتوانید آنها را ببینید؛
ٮروٮها
سپس بر بنا جا گرفت؛
ٮم اسٮوى على العرس
و خورشید و ماه را رام کرد،
وسحر السمس والڡمر
هر یک به سوی سرآمدی نامبرده روان است.
كل ٮحرى لاحل مسمى
او دستور را سامان میدهد،
ٮدٮر الامر
نشانهها را به تفصیل درمیآورد، شاید به ملاقات سرپرستتان یقین بیابید.
ٮڡصل الاٮٮ لعلكم ٮلڡا رٮكم ٮوڡٮوں
و اوست که زمین را گسترد، و در آن لنگرهای استوار و رودها نهاد؛
وهو الدى مد الارص وحعل ڡٮها روسى واٮهرا
و از همهٔ میوهها، در آن دو عنصر از یک جفت نهاد،
ومں كل الٮمرٮ حعل ڡٮها روحٮں اٮٮٮں
روز را با شب میپوشاند.
ٮعسى الٮل الٮهار
در این بیگمان نشانههایی است برای قومی که میاندیشند.
اں ڡى دلك لاٮٮ لڡوم ٮٮڡكروں
و بر زمین پارههایی است همسایهٔ یکدیگر، باغهایی از انگور، کشتها، نخلهایی خوشهای یا تکی، که از یک آب آبیاری میشوند،
وڡى الارص ڡطع مٮحورٮ وحٮٮ مں اعٮٮ وررع وٮحٮل صٮواں وعٮر صٮواں ٮسڡى ٮما وحد
و ما برخی را بر برخی دیگر در خوراکها برتری میدهیم.
وٮڡصل ٮعصها على ٮعص ڡى الاكل
در این بیگمان نشانههایی است برای قومی که خرد میورزند.
اں ڡى دلك لاٮٮ لڡوم ٮعڡلوں
و اگر در شگفت شوی، شگفتآور است سخن آنان: «آیا چون خاک خواهیم شد، بهراستی در آفرینشی نو خواهیم بود؟»
واں ٮعحٮ ڡعحٮ ڡولهم ادا كٮا ٮرٮا اٮا لڡى حلٯ حدٮد
اینان کسانیاند که سرپرست خود را انکار میکنند،
اولٮك الدٮں كڡروا ٮرٮهم
اینان کسانیاند که بر گردنهایشان غلها خواهند داشت،
واولٮك الاعلل ڡى اعٮاڡهم
اینان همراهان آتشاند، در آن جاودانه میمانند.
واولٮك اصحٮ الٮار هم ڡٮها حلدوں
و از تو میخواهند که بدی را پیش از نیکی بشتابانی، در حالی که پیش از آنان نمونههایی پیشین گذشته است.
وٮسٮعحلوٮك ٮالسٮٮه ڡٮل الحسٮه وڡد حلٮ مں ڡٮلهم المٮلٮ
و سرپرست تو بیگمان دارندهٔ بخشایش برای انسانها است، با وجود ستمشان؛
واں رٮك لدو معڡره للٮاس على طلمهم
و سرپرست تو بیگمان در تنبیه سخت است.
واں رٮك لسدٮد العڡاٮ
و کسانی که انکار میکنند میگویند: «چرا نشانهای از سرپرستش بر او فرود آورده نشده است!»
وٮڡول الدٮں كڡروا لولا اٮرل علٮه اٮه مں رٮه
تو خود جز یک هشداردهنده نیستی،
اٮما اٮٮ مٮدر
و از آنِ هر قوم راهنما است.
ولكل ڡوم هاد
خدا میداند هر ماده چه بار دارد، و آنچه زهدانها فرو میبرند و آنچه میافزایند؛
الله ٮعلم ما ٮحمل كل اٮٮى وما ٮعٮص الارحام وما ٮرداد
و هر چیز، نزد او، به اندازهای است.
وكل سى عٮده ٮمڡدار
او که آنچه فراتر از حواس است و آنچه گواهیشده است میداند،
علم العٮٮ والسهده
بزرگ، برین.
الكٮٮر المٮعال
در میان شما یکسان است که کسی سخن خود را نهان دارد یا آن را بلند بگوید، و در شب پنهان شود یا آشکارا در روز گردش کند.
سوا مٮكم مں اسر الڡول ومں حهر ٮه ومں هو مسٮحڡ ٮالٮل وسارٮ ٮالٮهار
هر کس پیش روی خود و پشت سر خود نگهبانانی دارد که نوبتی یکدیگر را عوض میکنند، به دستور خدا او را پاس میدارند.
له معڡٮٮ مں ٮٮں ٮدٮه ومں حلڡه ٮحڡطوٮه مں امر الله
خدا همانا آنچه را در قومی است تغییر نمیدهد تا آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند؛
اں الله لا ٮعٮر ما ٮڡوم حٮى ٮعٮروا ما ٮاٮڡسهم
و چون خدا برای قومی بدی بخواهد، هیچچیز نمیتواند آن را لغو کند،
وادا اراد الله ٮڡوم سوا ڡلا مرد له
و آنان غیر از او هیچ حامیای ندارند.
وما لهم مں دوٮه مں وال
اوست که برق را به شما نشان میدهد، ترسانگیز و امیدبخش، و ابرهای سنگین را پدید میآورد؛ و رعد با ستودن او، او را شکوه میسراید، و نیز کارگزاران، از ترس او؛
هو الدى ٮرٮكم الٮرٯ حوڡا وطمعا وٮٮسى السحاٮ الٮڡال وٮسٮح الرعد ٮحمده والملٮكه مں حٮڡٮه
و صاعقه را میفرستد، و آن را به هر که پسند او افتد میرساند، در حالی که دربارهٔ خدا بحث میکنند؛ و او را نیرویی هولناک است.
وٮرسل الصوعٯ ڡٮصٮٮ ٮها مں ٮسا وهم ٮحدلوں ڡى الله وهو سدٮد المحال
فراخوان حقیقت از آنِ او است؛
له دعوه الحٯ
و کسانی که غیر از او فرا میخوانند، در هیچ چیز به آنان پاسخ نمیدهند، مگر چون کسی که کف دستها را به سوی آب میگستراند تا به دهانش برسد، بیآنکه هرگز به آن برسد.
والدٮں ٮدعوں مں دوٮه لا ٮسٮحٮٮوں لهم ٮسى الا كٮسط كڡٮه الى الما لٮٮلع ڡاه وما هو ٮٮلعه
فراخوانی انکارکنندگان جز در گمراهی نیست.
وما دعا الكڡرٮں الا ڡى صلل
و در برابر خدا هر که در آسمانها و زمین است پیشانی بر خاک مینهد، با رضایت یا با زور، و نیز سایههایشان، بامداد و هنگام بازگشت به خانه.
ولله ٮسحد مں ڡى السموٮ والارص طوعا وكرها وطللهم ٮالعدو والاصال
بگو: «سرپرست آسمانها و زمین کیست؟» بگو: «خدا.»
ڡل مں رٮ السموٮ والارص ڡل الله
بگو: «آیا پس غیر از او متحدانی گرفتهاید که برای خود نه سودی دارند و نه آسیبی؟»
ڡل اڡاٮحدٮم مں دوٮه اولٮا لا ٮملكوں لاٮڡسهم ٮڡعا ولا صرا
بگو: «آیا نابینا و بینا برابرند؟
ڡل هل ٮسٮوى الاعمى والٮصٮر
یا تاریکیها و نور برابرند؟»
ام هل ٮسٮوى الطلمٮ والٮور
یا برای خدا انبازهایی قرار دادهاند که همچون آفرینش او آفریده بودند، تا آنجا که آفرینش، در نظرشان، به شباهت میانجامید؟
ام حعلوا لله سركا حلڡوا كحلڡه ڡٮسٮه الحلٯ علٮهم
بگو: «خدا آفرینندهٔ هر چیز است،
ڡل الله حلٯ كل سى
و او یگانه است، چیرهگر.»
وهو الوحد الڡهر
از آسمان آبی فرود آورد، و درهها به اندازهٔ خود جاری شدند، و سیلاب کفی برآمده با خود برد؛
اٮرل مں السما ما ڡسالٮ اودٮه ٮڡدرها ڡاحٮمل السٮل رٮدا راٮٮا
و از آنچه برای زیور یا کاربرد بر آتش میگدازند نیز کفی هست.
ومما ٮوڡدوں علٮه ڡى الٮار اٮٮعا حلٮه او مٮع رٮد مٮله
بدینسان خدا حقیقت و ناراست را چند برابر میکند:
كدلك ٮصرٮ الله الحٯ والٮطل
کف بهصورت دورریختنی میرود،
ڡاما الرٮد ڡٮدهٮ حڡا
در حالی که آنچه برای انسانها سودمند است بر زمین میماند.
واما ما ٮٮڡع الٮاس ڡٮمكٮ ڡى الارص
بدینسان خدا مثالها را چند برابر میکند.
كدلك ٮصرٮ الله الامٮال
برای کسانی که به سرپرستشان پاسخ میدهند زیباترین از آنِ ایشان است؛
للدٮں اسٮحاٮوا لرٮهم الحسٮى
و کسانی که به او پاسخ نمیدهند، اگر هر آنچه بر زمین است و همانندش را با آن میداشتند، آن را فدیه میدادند.
والدٮں لم ٮسٮحٮٮوا له لو اں لهم ما ڡى الارص حمٮعا ومٮله معه لاڡٮدوا ٮه
اینان کسانیاند که حسابی بد خواهند داشت،
اولٮك لهم سو الحساٮ
و پناهگاهشان جهنم خواهد بود:
وماوٮهم حهٮم
چه زشت است بستری!
وٮٮس المهاد
آیا کسی که میداند آنچه از سرپرستت بر تو فرود آورده شده حقیقت است، پس همچون کسی میبود که نابینا است؟
اڡمں ٮعلم اٮما اٮرل الٮك مں رٮك الحٯ كمں هو اعمى
تنها دارندگان هوش به یاد میآورند، آنان که به پیمان خدا وفادارند و پیمان استوار را نمیشکنند، آنان که آنچه را خدا دستور داده است پیوند داده شود پیوند میدهند، از سرپرستشان بیم دارند و از حساب بد میترسند، آنان که در طلب سوی سرپرستشان شکیبایی کردند، تماس را پابرجا نگه داشتند، از آنچه ما روزیشان دادیم پنهانی و آشکارا هزینه کردند، و بدی را با نیکی دفع میکنند.
اٮما ٮٮدكر اولوا الالٮٮ الدٮں ٮوڡوں ٮعهد الله ولا ٮٮڡصوں المٮٮٯ والدٮں ٮصلوں ما امر الله ٮه اں ٮوصل وٮحسوں رٮهم وٮحاڡوں سو الحساٮ والدٮں صٮروا اٮٮعا وحه رٮهم واڡاموا الصلوه واٮڡڡوا مما ررڡٮهم سرا وعلاٮٮه وٮدروں ٮالحسٮه السٮٮه
اینان کسانیاند که فرجام جایگاه را خواهند داشت:
اولٮك لهم عڡٮى الدار
باغهای پایایی، که در آنها وارد خواهند شد، و نیز کسانی از والدینشان و همسرانشان و اعقابشان که شایسته بودند،
حٮٮ عدں ٮدحلوٮها ومں صلح مں اٮاٮهم واروحهم ودرٮٮهم
و کارگزاران از هر در نزد آنان وارد خواهند شد:
والملٮكه ٮدحلوں علٮهم مں كل ٮاٮ
«آرامش بر شما باد، برای آنکه شکیبایی کردید!»
سلم علٮكم ٮما صٮرٮم
چه نیکوست فرجام آن جایگاه!
ڡٮعم عڡٮى الدار
و کسانی که پیمان خدا را پس از پیمان استوار که آن را میبندد میشکنند، آنچه را خدا دستور داده است پیوند یابد قطع میکنند، و بر زمین فساد میپراکنند — اینان کسانیاند که نفرین از آنِ ایشان است، و جایگاه بد از آنِ ایشان است.
والدٮں ٮٮڡصوں عهد الله مں ٮعد مٮٮڡه وٮڡطعوں ما امر الله ٮه اں ٮوصل وٮڡسدوں ڡى الارص اولٮك لهم اللعٮه ولهم سو الدار
خدا روزی را به هر که پسند او افتد میگستراند، و اندازه میکند:
الله ٮٮسط الررٯ لمں ٮسا وٮڡدر
و آنان به زندگی نزدیک شادمانند،
وڡرحوا ٮالحٮوه الدٮٮا
در حالی که زندگی نزدیک، در برابر زندگی واپسین، جز بهرهمندی نیست.
وما الحٮوه الدٮٮا ڡى الاحره الا مٮع
و کسانی که انکار میکنند میگویند: «چرا نشانهای از سرپرستش بر او فرود آورده نشده است!»
وٮڡول الدٮں كڡروا لولا اٮرل علٮه اٮه مں رٮه
بگو: «خدا همانا هر که را پسند او افتد گمراه میکند، و کسی را که به او روی میآورد به سوی خود راه مینماید،
ڡل اں الله ٮصل مں ٮسا وٮهدى الٮه مں اٮاٮ
کسانی که باور میآورند و هستههایشان با یادآوری خدا آرام میگیرند.
الدٮں امٮوا وٮطمٮں ڡلوٮهم ٮدكر الله
آیا چنین نیست که هستهها با یادآوری خدا آرام میگیرند؟»
الا ٮدكر الله ٮطمٮں الڡلوٮ
کسانی که باور آوردند و کردارهای شایسته بهجا آوردند — خوشا آنان را، و چه زیبا جای بازگشتی!
الدٮں امٮوا وعملوا الصلحٮ طوٮى لهم وحسں ماٮ
بدینسان تو را در میان جامعهای فرستادیم که پیش از آن جامعههای دیگری گذشتهاند، تا آنچه را به تو پرده برداشتیم بر آنان برخوانی، در حالی که بیاندازه مهربان را انکار میکنند.
كدلك ارسلٮك ڡى امه ڡد حلٮ مں ڡٮلها امم لٮٮلوا علٮهم الدى اوحٮٮا الٮك وهم ٮكڡروں ٮالرحمں
بگو: «او سرپرست من است؛
ڡل هو رٮى
هیچ ایزدی نیست مگر او؛
لا اله الا هو
به او وکالت میدهم، و پشیمانیام به سوی او بازمیگردد.»
علٮه ٮوكلٮ والٮه مٮاٮ
و هرچند خوانشی بود که با آن کوهها به جنبش درمیآمدند، یا زمین شکافته میشد، یا با آن با مردگان سخن گفته میشد…
ولو اں ڡراٮا سٮرٮ ٮه الحٮال او ڡطعٮ ٮه الارص او كلم ٮه الموٮى
اما همهٔ دستور از آنِ خدا است:
ٮل لله الامر حمٮعا
آیا کسانی که باور میآورند پس نیافتهاند که اگر خدا را پسند میافتاد، همهٔ انسانها را راه مینمود؟
اڡلم ٮاٮس الدٮں امٮوا اں لو ٮسا الله لهدى الٮاس حمٮعا
و بر کسانی که انکار میکنند، به سبب آنچه کردهاند، پیوسته کوبهای ناگهانی پیش خواهد آمد، یا نزدیک سرایشان فرو خواهد افتاد، تا آنگاه که وعدهٔ خدا بیاید،
ولا ٮرال الدٮں كڡروا ٮصٮٮهم ٮما صٮعوا ڡارعه او ٮحل ڡرٮٮا مں دارهم حٮى ٮاٮى وعد الله
زیرا خدا از وعدهٔ خود تخلف نمیورزد.
اں الله لا ٮحلڡ المٮعاد
و همانا پیش از تو فرستادگانی به مسخره گرفته شدند؛ آنگاه من به کسانی که انکار میکردند مهلت دادم، سپس آنان را فرا گرفتم:
ولڡد اسٮهرى ٮرسل مں ڡٮلك ڡاملٮٮ للدٮں كڡروا ٮم احدٮهم
و آنگاه تنبیه من چه بود؟
ڡكٮڡ كاں عڡاٮ
آیا کسی که بر هر خویشتن، بر پایهٔ آنچه کسب کرده، نگاهبان است؟
اڡمں هو ڡاٮم على كل ٮڡس ٮما كسٮٮ
و برای خدا انبازهایی قرار دادهاند. بگو: «آنان را نام ببرید!
وحعلوا لله سركا ڡل سموهم
یا او را از آنچه بر زمین نمیداند، یا از آنچه در سخن آشکار است، اطلاع میدهید؟»
ام ٮٮٮوٮه ٮما لا ٮعلم ڡى الارص ام ٮطهر مں الڡول
چنین نیست: دسیسهشان برای کسانی که انکار میکنند آراسته شده است، و راه بر آنان بسته شده است.
ٮل رٮں للدٮں كڡروا مكرهم وصدوا عں السٮٮل
و هر که را خدا گمراه کند، دیگر راهنما ندارد.
ومں ٮصلل الله ڡما له مں هاد
برای آنان در زندگی نزدیک کیفری هست،
لهم عداٮ ڡى الحٮوه الدٮٮا
اما کیفر زندگی واپسین سختتر است،
ولعداٮ الاحره اسٯ
و آنان در برابر خدا هیچکس را ندارند که آنان را محتاط گرداند.
وما لهم مں الله مں واٯ
مثال باغی که به محتاطان وعده داده شده: رودها از زیر آن جاری است، خوراکهایش پیوسته است، و نیز سایهاش —
مٮل الحٮه الٮى وعد المٮڡوں ٮحرى مں ٮحٮها الاٮهر اكلها داٮم وطلها
این است فرجام کسانی که محتاط بودهاند،
ٮلك عڡٮى الدٮں اٮڡوا
در حالی که فرجام کسانی که انکار میکنند آتش است.
وعڡٮى الكڡرٮں الٮار
و کسانی که نوشتار به آنان دادهایم از آنچه بر تو فرود آورده شده شادمانند،
والدٮں اٮٮٮهم الكٮٮ ٮڡرحوں ٮما اٮرل الٮك
اما از میان گروهها کسانی هستند که بخشی از آن را مردود میدانند.
ومں الاحراٮ مں ٮٮكر ٮعصه
بگو: «تنها به من دستور داده شده است که از خدا فرمان ببرم، و چیزی را با او انباز نگیرم:
ڡل اٮما امرٮ اں اعٮد الله ولا اسرك ٮه
به سوی او فرا میخوانم،
الٮه ادعوا
و به سوی او بازمیگردم.»
والٮه ماٮ
و بدینسان آن را فرود آوردیم، همچون داوری بیعیب:
وكدلك اٮرلٮه حكما عرٮٮا
و اگر پس از آنکه دانش به تو رسیده، از هیجانهای آنان پیروی میکردی، در برابر خدا نه متحدی میداشتی و نه کسی که تو را محتاط گرداند.
ولٮں اٮٮعٮ اهواهم ٮعدما حاك مں العلم ما لك مں الله مں ولى ولا واٯ
ما همانا پیش از تو فرستادگانی فرستادیم، و برای آنان همسران و اعقاب قرار دادیم؛
ولڡد ارسلٮا رسلا مں ڡٮلك وحعلٮا لهم اروحا ودرٮه
و هیچ فرستادهای را نرسد که نشانهای بیاورد مگر با اجازهٔ خدا.
وما كاں لرسول اں ٮاٮى ٮاٮه الا ٮادں الله
از آنِ هر سرآمد دفتری است.
لكل احل كٮاٮ
خدا آنچه را پسندش افتد محو میکند، و استوار میسازد،
ٮمحوا الله ما ٮسا وٮٮٮٮ
و نزد او بنیاد نوشتار است.
وعٮده ام الكٮٮ
و خواه بخشی از آنچه به آنان وعده میدهیم به تو نشان دهیم، خواه تو را وفادارانه نگه داریم، بر عهدهٔ تو جز رساندن نیست، و حساب از آنِ ما است.
واں ما ٮرٮٮك ٮعص الدى ٮعدهم او ٮٮوڡٮٮك ڡاٮما علٮك الٮلع وعلٮٮا الحساٮ
آیا ندیدهاند که ما به زمین میآییم و از کرانههایش میکاهیم؟
اولم ٮروا اٮا ٮاٮى الارص ٮٮڡصها مں اطراڡها
خدا داوری میکند، و هیچکس نمیتواند داوری او را بازبینی کند:
والله ٮحكم لا معڡٮ لحكمه
او در حساب شتابنده است.
وهو سرٮع الحساٮ
و کسانی که پیش از آنان بودند پیشتر دسیسه چیدند، اما همهٔ دسیسه از آنِ خدا است:
وڡد مكر الدٮں مں ڡٮلهم ڡلله المكر حمٮعا
او میداند هر خویشتن چه کسب میکند،
ٮعلم ما ٮكسٮ كل ٮڡس
و کسانی که انکار میکنند بهزودی خواهند دانست که فرجام جایگاه از آنِ که است.
وسٮعلم الكڡر لمں عڡٮى الدار
و کسانی که انکار میکنند میگویند: «تو فرستادهشده نیستی.»
وٮڡول الدٮں كڡروا لسٮ مرسلا
بگو: «خدا بهعنوان گواه میان من و شما بس است، و نیز آنکه دانش نوشتار نزد اوست.»
ڡل كڡى ٮالله سهٮدا ٮٮٮى وٮٮٮكم ومں عٮده علم الكٮٮ